پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۵ صفر ۱۴۲۸
Thu, Mar 15, 2007
تاريخ
۳۵۹۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
ايرانگردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
رسانه
هفته عكس (قاب عكس)
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
به دنبال صدور اعلاميه شديد اللحن سفارت امپراتورى
آلمان عليه معاون وزارت امور خارجه ايران

روابط سياسى ايران و آلمان قطع شد
محسن ميرزايى
281925.jpg
ازرويدادهاى مهم جنگ جهانى اول در ايران، گفت وگوهاى محرمانه دولت مستوفى الممالك با دولت امپراتورى آلمان براى امضاى يك قرارداد سياسى اقتصادى بود كه دولت هاى متفق (انگليس، فرانسه، روسيه) نسبت به آن از خود حساسيت خاصى نشان مى دادند.
اين گفت وگوها از ماه هاى اول آغاز جنگ شروع شده بود و چون در سال اول جنگ چهار كابينه عوض شد تصميم گيرى و امضاى قرارداد به دليل ترديد هايى كه هر دو طرف داشتند به تعويق افتاده بود.
اين  آمدن و رفتن كابينه ها در طول پانزده ماه اول جنگ دولت مركزى را از هر گونه ثبات و استحكامى بى بهره كرده بود. در حالى كه كابينه ها قادر به انجام هيچ كار مثبتى نبودند. روس ها شمال كشور را اشغال كرده بودند و عثمانى ها، و انگليسى ها بخشى از غرب و خوزستان و جنوب كشور را مورد تهاجم قرار  دادند و در اين ميان جاسوسان آلمانى با سماجت بسيار مى خواستند از راه ايران خود را به افغانستان برسانند و با ايجاد آشوب در آن كشور دامنه شورش را به هند و مستعمرات انگلستان بكشانند در داخل ايران نيز همان طور كه گفته شد در شهرهاى كرمان، اصفهان، شيراز، كرمانشاه و يزد، ايلات و عشاير و مردم شهرها را بر ضد متفقين مى شوراندند. در اين ميان سرويس هاى جاسوسى انگلستان و عوامل آنها مراقب كوچك ترين تحركات عوامل آلمانى بودند و ورود و خروج گروه هاى بيشمارى از آلمانى ها را به دقت زير نظر داشتند.
«مارلينگ» وزيرمختار انگلستان در تهران برآورد كرده بود كه دست كم چهارصد جاسوس آلمانى به افغانستان اعزام شده است . در اين گيرودار سردسته جاسوسان «واسموس» مانند گذشته در خطه فارس مشغول تحريك عشاير بود و جاسوس ديگر آلمانى به نام «سوگماير» به محض ورود به كرمان به يارى اعضاى تندروى حزب دموكرات كه طرفدار آلمان بودند دست به استخدام افراد مسلح زد و به تحريك مردم آن ديار پرداخت. جاسوس  ديگرى به نام «شونمان» در غرب كشور گستاخانه با افراد مسلح خود دولتى در دولت تشكيل داده بود و با توجه به هشدارهاى مقام هاى دولت مركزى ايران سواران مسلح خود را سراغ كنسول هاى روس و انگليس مى فرستاد تا آنها رابترساند و وادار كند كه از ترس جان به كرمانشاه بازگردند .
اين خودسرى ها زمانى صورت مى گرفت كه تلاش مجلس و دربار براى تشكيل كابينه به جايى نرسيده و دولتى در كار نبود تا دستورالعملى براى حكام شهرستان ها بفرستد . جاسوسان آلمانى هم از خدا خواسته بى هيچ ملاحظه اى در گوشه و كنار مملكت بى صاحب ايران، سرگرم توطئه و آشوب بودند و به هشدارهاى مقام هاى ايرانى وقعى نمى گذاشتند.
مشاجره معاون وزارت خارجه با كاردار سفارت آلمان
در اين هنگام كه تكليف دولت معلوم نبود و «متحدين» و «متفقين» به شاه و مجلس فشار مى آوردند كه دولت هوادار آنها را سركار بياورند، ميان معاون وزارت خارجه (مشاورالممالك انصارى) و «مسيو ليتن» كنسول سابق آلمان در تبريز كه ماجراهاى او را در تبريز در شماره هاى پيشين خوانديد مشاجره سختى درگرفت كه نزديك بود كار به كتك كارى بكشد.
مورخ الدوله سپهر منشى ايرانى سفارت آلمان در اين مورد مى نويسد: «پنجشنبه ۲۹ ژوييه ۱۹۱۵ «ليتن » بعدازظهر امروز به وزارت خارجه رفت و در مورد بدرفتارى با «سوگماير» قنسول كرمان (يكى از جاسوسان فعال آلمانى) به مشاورالممالك معاون وزارت امور خارجه شديداً اعتراض كرد، به حدى كه مشاجره بين اين دو نفر نزديك بود به جاى باريك برسد».
همان طور كه پيش از اين توضيح داديم، اين مشاجره زمانى صورت گرفت كه عين الدوله استعفا داده بود و تكليف كابينه بعدى هم روشن نبود. مشاورالممالك كه از ديپلمات هاى كاركشته ايرانى بود، نسبت به زياده روى هاى جاسوسان آلمانى به سفارت آلمان تذكرات تندى مى داد و چون سفارت آلمان توانسته بود كودتايى را در نطفه خفه كند و با يك شبكه جاسوسى به هم پيوسته ،غرب و جنوب ايران را دچار آشوب و طغيان كند، خود را بالاتر از دولت تصور مى كرد، از اينرو به جسارت مشاورالممالك، عكس العمل تندى نشان داد و روابط سياسى ايران و آلمان در آن گير و دار به حالت تعليق درآمد و با اين اقدام كلاف سردرگم سياست ايران پيچيده تر شد. پيش نويس اطلاعيه سفارت آلمان در اين زمينه، حدود سى سال پيش از اين، از سوى شادروان اعزاز ثقفى فرزند مرحوم دكتر اعلم الدوله ثقفى پزشك مخصوص مظفرالدين شاه كه از مشروطه خواهان بنام ايران بود،در اختيار نگارنده اين گزارش گذاشته شد كه اينك متن كامل آن از نظر خوانندگان گرامى روزنامه ايران مى گذرد:
اطلاعيه سفارت امپراتورى آلمان
از چند ماه به اين طرف، سفارت آلمان را مورد توبيخ و ملامت قرار داده اند كه محض منافع خصوصى خود همواره در توليد اغتشاش در ايران سعى و كوشش مى نمايد. مخصوصاً اين مطلب در مسائل راجعه به چهار قونسولگرى آلمان در كرمانشاهان، اصفهان، شيراز و كرمان تكرار شده است.
در كرمانشاهان
بى درنگ پس از آغاز جنگ اروپا، روس ها و انگليسى ها اقدام به تهييجات شديد نمودند و برحسب حكم سفارت انگليس، آلمانى هايى كه براى خدمت قشونى به خاك آلمان معاودت مى كردند در نزديكى كرمانشاهان مورد غارت واقع شدند. از آنجايى كه راه كرمانشاهان تنها راه مطمئنى بود كه از تهران به بغداد و اسلامبول و آلمان قابل عبور بود، دولت آلمان مجبور شد كه يك نفر قونسول، راهى آن شهر كند.
به محض اين اقدام زبان افترا و تهمت گشوده شد وچنين نسبت داده شد كه قصد اقامت «مسيوشونمان» در كرمانشاهان تنها براى توليد اغتشاشات برضد دولت ايران است نه جز اين! همين ملامت پس از ورود وزيرمختار آلمان به تهران نيز تكرار شد ولى وزيرمختار آلمان با كمال رضايت و خشنودى ملاحظه نمود كه در ظرف چند هفته بعد از ورود قواى عثمانى به فرماندهى «حسين رئوف بيك» نه تنها وزير امور خارجه بلكه عين الدوله و مستوفى الممالك و مشيرالدوله ،هر يك با آسودگى خاطر به وزيرمختار آلمان اظهارنمودند كه همه ايرانى ها از اقدام هاى «مسيو شونمان» ممنون و شكرگزارند.
در اصفهان
281922.jpg
چون در ابتدا شخص ديگرى نبود، يك نفر از اهالى شيلى (دكتر پوژن) كه در حمايت آلمان بود از طرف دولت امپراتورى به عنوان قونسول تعيين شد. ولى چون از جانب دولت ايران اظهارعقيده شده بود كه «دكتر پوژن» به واسطه امور شخصى خود نخواهدتوانست به درستى از عهده اين مأموريت برآيد، از اين رو وزيرمختار آلمان بى درنگ پس از ورود خود اقدام هايى در تغيير نامبرده به عمل آورد و چنين تصور مى رفت كه شخص مناسبى براى قائم مقامى او «پروفسور سوگماير» خواهدبود كه از بدو ورود خود در ايران، اين مملكت را تا درجه اى به خوبى مى شناخت.
راست است كه در ضمن صحبتى با شاهزاده عين الدوله از ابتدا معلوم شد كه «پروفسور سوگماير» بيش از مدت كوتاهى نمى تواند در اصفهان باقى باشد ولى گفته شد كه آن وقت براى فرستادن به جاى او سعى و كوشش به عمل خواهدآمد كه «مسيوزايلر» ترجمان (مترجم) جنرال قونسولگرى اسلامبول كه او نيز شخص بسيار لايق و توانا بود و بدان شغل نامزد شده بود، تا خدماتش در جاى ديگر ضرورت حاصل كند منصوب و برقرار شود. از تاريخى كه «مسيو زايلر» در اصفهان است به هيچ وجه شكايتى از طرز رفتار او به سفارت آلمان نرسيده است.
چون نماينده دولت امپراتورى آلمان در بوشهر «مسيو ليستمان» قونسول و دكتر در علم حقوق با يك طرز مخالفت كارانه با «حقوق بين الملل» از طرف انگليسى ها توقيف وبه هندوستان تبعيد شد، دولت امپراتورى آلمان مجبور شد كه يك نفر قونسول به شيراز بفرستد و «مسيو واسموس» را معين نمود . ليكن از آنجايى كه دولت عليه ايران در مقام شكايت برآمد كه «مسيو واسموس» به واسطه مداخله در امور سياسى داخلى، باعث اشكالات شده، فوراً ميل دولت عليه مورد توجه واقع گشته «مسيو دوسترو» ترجمان (مترجم) اول سفارت كه تازه به تهران رسيده بود به عنوان قونسول جديد شيراز منصوب و تقاضاى استعفاى «مسيو واسموس» پذيرفته شد. «مسيو دوسترو» همين روزها وارد شيراز خواهد شد.
در كرمان
قبل از جنگ منافع تجارتى آلمان ها به وسيله انگليسى ها حفظ و حمايت مى شد، پس از شروع جنگ اين حمايت يك مرتبه بدون اطلاع ،از طرف نمايندگان انگليس قطع و معوق ماند.
چون در اين اوان روشن شد كه مقدار زيادى اسلحه به طور قاچاق از هندوستان از طول مرز افغانستان به روسيه حمل مى شود، دولت آلمان لازم شمرد كه يك نفر قونسول براى كرمان معين نمايد و براى اين مأموريت «مسيو سوگماير» ياد شده كه از اصفهان خلع شده بود به كرمان گسيل شد ولى گويا به واسطه فشار انگليسى ها دولت عليه ايران تاكنون از شناختن «مسيو سوگماير» به رسميت، شانه خالى كرده و همين مسأله موجب بروز نتايج تأسف آور شده و چندين بار به وزارت جليله امور خارجه شكايت به عمل آمد كه چرا «مسيو سوگماير» را منع كرده اند كه به وسيله تلگراف رمز به مافوق خود يعنى سفارت، مخابره نمايد و حال آن كه دولت عليه ايران مى توانست به آسانى به ايشان اجازه بدهد كه تلگراف رمز نمايد، حتى اگر به طور رسمى به عنوان قونسول هم شناخته نمى شد صدور اين اجازه ممكن بود، چنان كه به يك نفر از اتباع ايتالى (مسيو دوسى)، مقيم تبريز كه هيچ عنوان رسمى ندارد بدون اشكال، اجازه داده شد كه با وزيرمختار ايتالى مقيم تهران مخابرات رمزى داشته باشد.
281931.jpg
نتيجه ممنوع بودن «مسيو سوگماير» از مخابره مرموزه با سفارت آلمان، موجب يك واقعه باورنكردنى شد كه تلگراف هايى به عنوان سفارت آلمان از طرف اداره تلگرافخانه ايرانى ۴۸ساعت قبل از آن كه به وزيرمختار آلمان برسد، تسليم سفارت انگليس شده بود و موانعى را كه از وزيرمختار آلمان خواهش رفع آن را كرده بودند، نظر به اقدام هاى وزير مختار انگليس باقى و برقرار ماند.
در موقع ورود «مسيو سوگماير» به كرمان از هرگونه استقبال عمومى جلوگيرى به عمل آمده و به اهالى شهر توصيه شد كه به او خانه اجاره ندهند و حتى اشخاصى كه اخبار فتوحات آلمان را در بازار خوانده بودند برخلاف هر قانون به حبس افكنده شده و به تحريك برخى اشخاص كه در تهران هستند، سعى كردند كه سوءقصدى نسبت به شخص قونسول به عمل آيد. براى علاج اين ترتيبات كه دوام آنها ممكن نبود «مسيو ليتن» قونسول امپراتورى آلمان در تبريز از طرف سفارت آلمان به وزارت امور خارجه فرستاده شد كه در موضوع اقدامات ضروريه مذاكره و گفت وگو به عمل آورد. در وزارت امور خارجه از طرف معاون وزارتخانه «مسيو ليتن» پذيرفته آمد، «مشاورالممالك» همان شخصى است كه همواره رفتار نامطبوع خود را نسبت به آلمان ابراز داشته و دو سال قبل در غيبت وثوق الدوله وزير امور خارجه، وزير مختار آلمان شكايتى از او به حضور نايب السلطنه تقديم نمود.
اين مطالب را «مسيو ليتن» براى مشاورالممالك شرح داده و از ايشان تقاضاى جواب قطعى كرده است . مشاورالممالك از دادن جواب مثبتى امتناع ورزيده و به خود اجازه داده بعضى بيانات دور از رويه ايراد كند.
به طور مثال با يك لهجه تمسخرآميزى لزوم حفظ منافع تجارتى آلمان را در كرمان به وسيله يك نفر قونسول رد كرده همچنين اظهار داشته است كه اين حق را از دولت معظمه عالمگيرى مثل انگليس نمى توان مضايقه نمود. «مسيو ليتن»اين جمله توهين آميز را بى جواب و مسكوت گذارده و از اين رو رضايت تامه رئيس خود را جلب نموده است. در ضمن جواب كتبى كه در طى مراسله نمره ۱۶۷۹‎/۲۴۹ مورخ ۱۶ رمضان ۱۳۳۳ مطابق ۲۹ ژوئيه ۱۹۱۵ به امضاى مشاورالممالك به وزيرمختار صادر شده چنين مى نويسد كه : «دولت ايران از شناختن مسيو سوگماير به عنوان قونسول آلمان در كرمان امتناع دارد و حتى بر ضد توقف او هم در كرمان پرتست (اعتراض) مى نمايد. قبل از نگاشتن مراسله نيز معاون وزارت خارجه يك نفر از مستخدمين آن وزارتخانه (عباس خان اعظم السطنه) را در بعدازظهر ۲۹ ژوئيه نزد «پرنس دورويس» فرستاده احضار چند نفر مسافرين قائنات را تقاضا كرده بود. مسافرين مزبور بايد برحسب ميل مشاورالممالك بدون تأخير به اصفهان بروند.
اين تقاضا و آن مراسله يك نقض بين و واضحى است از عهدنامه آلمان و ايران كه در سنه ۱۸۷۳ منعقد شد.
خاصه مخالفت فا حشى است عليه فصل پنجم و هشتم آن عهدنامه كه مأخذ و مبناى روابط رسميه دولتين بر روى آن قرار گرفته است. در اين صورت فعلاً به جهت سفارت آلمان ناممكن است كه بتواند مناسبات رسميه با مشاورالممالك داشته باشد و چون در غياب يك نفر وزير، مشاورالممالك تنها مأمورى است كه مسئول مناسبات بين دولت ايران و سفارتخانه هاى خارجه است، از اين رو روابط دولت عليه ايران و سفارت آلمان مقطوع و معوق مى ماند تا هنگامى كه يك وزير امور خارجه تعيين شود.
اين بود متن اعلاميه اى كه ۹۱ سال پيش سفارت آلمان در تهران عليه معاون وزارت امور خارجه ايران منتشر كرد.البته يكه تازى هاى جاسوسان آلمانى و سفارت آلمان در ايران ديرى نپاييد و از سال ۱۹۱۶ به بعد به تدريج نشانه هاى شكست «متحدين» در ايران و خاورميانه و در جبهه هاى جنگ اروپا نمايان گرديد و از برگشت اوضاع به سود متفقين نشانه هاى بارزى مشاهده شد.

پوزش و تصحيح

درگزارش شماره ۱۶۵ ، مورخ ۲۱ اسفند ۱۳۸۵ عناوين عكسها از قلم افتاده است . اسامى شخصيت ها به ترتيب از راست به چپ چنين است .
سلطان عبدالمجيد ميرزاعين الدوله - عاصم بيك سفير كبير امپراتورى عثمانى در ايران - ميرزا حسن خان مشيرالدوله (پرنيا) - سعدالدوله


|   شناسنامه   |   آرشيو   |