سميه قاضى زاده
۸۵ ، سال پرفراز و نشيبى براى موسيقى ايران بود، سالى پر از اتفاق هاى عجيب و غريب كه گاه دلخوشى ها را بيشتر مى كرد
و گاه اندوه را. گاه اين اندوه، اندوه بزرگانى بود كه هيچ گاه نمى توان جاى خالى شان را پركرد.
۸۵ كه پيش از آغازش، بدشگونى اش را براى موسيقيدان ها با بردن استاد تجويدى، اعلام كرده بود، تا آخرين روزهاى سال دست از كار نكشيد و گلچينى از موسيقيدانان برجسته ايران را در سبك و سياق هاى مختلف با خود برد.
آنچنان كه در پى هر جشنى، مرگى از راه رسيد و از پى هر سورى، عزايى.
در اين ميان از دست دادن «بابك بيات»، «منوچهر همايون پور»، «پرويز ياحقى»، «ناصر عبداللهى»، «محمد بهارلو»، «مسعود بختيارى» و«مصطفى كسروى» كه همگى هنرمندان شناخته شده اى در ژانر كارى خود بودند، آسان نبود.
هفته اول سال ۱۳۸۵
«منوچهر همايون پور» نخستين چهره موسيقى ايران بود كه فقط يك هفته بعد از تحويل سال ۸۵ درگذشت. او صبح روز دوشنبه هفتم فروردين ،۸۵ در اثر عارضه قلبى در بيمارستان مهراد،
دارفانى را وداع گفت.مشهورترين ترانه اى كه از او به يادگار مانده، ترانه «در كنج دلم عشق كسى خانه ندارد» است كه در سال ۱۳۲۸ با شعرى از «پژمان بختيارى» و آهنگى از ساخته هاى خودش خلق كرد؛ ترانه اى كه بسيارى از ما بازخوانى شدن آن را با صداى «هوشمند عقيلى» شنيده ايم. يكى ديگر از قطعات اجرايى او «نواى چوپان» است. اين ترانه اول بار با شعرى از «هوشنگ شهابى» در سال ۱۳۲۹ با نام «بچه چوپان» اجرا شده بود. اما آنچه بعدها شكل سرود به خود گرفت و امروز در دست ماست، ۱۳۳۷ شكل گرفت كه همايون پور در گوشه شوشترى خوانده. ملودى اصلى اين ترانه برگرفته از آهنگى محلى بود. هنر خوانندگى او در اجراى ترانه هاى محلى، نام و ياد او را جاودانه ساخت. زنده ياد همايون پور بر ادبيات فارسى نيز تسلط بى چون و چرايى داشت كه نمود اين مسأله را مى توان در تسلط او بر شعر، در آثار آوازيش ديد.
۱۱ آبان ماه
در اين روز، «بهمن علاءالدين» معروف به مسعود بختيارى - خواننده و ترانه سرا - بر اثر سكته قلبى در سن ۶۶ سالگى درگذشت. مسعود بختيارى دوران دبستان را در مدرسه « فردوسى» و دوران دبيرستان را در دبيرستان « اميركبير» مسجدسليمان سپرى كرد. علاءالدين پس از سال ها خدمت در آموزش و پرورش و تدريس در مدرسه هاى باغملك و مدرسه راهنمايى «ماندانا» (شهيد شجرات) اهواز در مهرماه سال ۷۳ بازنشست شد و سال ۷۹ از خوزستان به كرج نقل مكان كرد. او بر مقام هاى موسيقى بختيارى و آوازهاى بختيارى به طور كامل مسلط بود و همه شعرها، تصنيف ها و ملودى هاى موجود در آثارش ساخته خود اوست. آلبوم هاى «مالكنون»، «هيجار»، «تاراز»، «برافتو» و «آستاره» از آثار منتشر شده اوست.
۵ آذر
«بابك بيات» با سال ها فعاليت در زمينه موسيقى فيلم، چهره شناخته شده اى براى ايرانيان بود و به قول «مجيد انتظامى» جاى خالى او ديگر پر نمى شود. او پس از روزهاى سخت بيمارى نارسايى كليوى و در پى آن رفتن به كما در بيمارستان ايرانمهردرگذشت.
بابك بيات كه فعاليتش را در زمينه ساخت موسيقى از دهه ۵۰ شروع كرده بود ،خالق بيش از ۱۰۰ موسيقى فيلم و ۲۰ آلبوم موسيقى بود. بيات در ابتدا كارش را با ترانه سرايى و اجراى آن قطعات در راديو آغاز كرد و سپس در اواخر دهه ۴۰ پا به عرصه ساختن موسيقى فيلم گذاشت. او كارش را در اين عرصه با ساختن موسيقى فيلم «تنها مرد محله» در سال ۵۱ آغاز و با «به من نگاه كن» شهرام اسدى در سال ۸۱ تمام كرد. اواسط دهه۷۰ با تربيت شاگردانش، نسل جديد خوانندگان جدى موسيقى پاپ را به موسيقى ايران معرفى كرد. بيات از ابتدا به ترانه و
ترانه سرايى علاقه ويژه اى داشت و تا آخرين لحظات دست از اين كار نكشيد.
۲۹ آذرماه
«ناصرعبدالهى» خواننده معروف ترانه «ناصريا» بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج فارس بندرعباس به دليل مشكل كليوى و از كار افتادن كليه بسترى شد و سپس به كما رفت. بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدى بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بسترى و سپس به تهران منتقل شد.او پس از اين كه روزهاى زيادى را در حالت كما سپرى كرد، ظهر ۲۹ آذرماه در بيمارستان شهيد هاشمى نژاد تهران درگذشت. بازار شايعات درباره دليل مرگ عبداللهى تا آنجا داغ شد كه «اميدوار رضايى»رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس، علت به كما رفتن وى را ضربه وارده به سر بر اثر زمين خوردگى اعلام كرد و غائله را پايان داد. از عبداللهى آلبوم هاى زيادى منتشر شده كه همچنان معروف ترين آنها، همان اولين آلبومش با نام ناصريا است، هرچند اين روزها انتشار آلبوم جديدى از وى به نام «همبستگى» با استقبال خوبى از سوى علاقه مندان روبه رو شده است.
۶ دى ماه
«مصطفى كسروى» در سال ۱۳۰۲ در تربت حيدريه متولد شد. از هنرستان عالى موسيقى در تهران در رشته نوازندگى فاگوت ديپلم گرفت و چندين سال در ايتاليا در كنسرواتوار سانتاچچيليا و مدرسه موسيقى پونتيفيچيو به تحصيل در رشته آهنگسازى مشغول شد. مدتى، نوازنده اركستر انجمن موسيقى ملى به رهبرى روح الله خالقى بود و از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۳ در اركستر سمفونيك تهران نوازندگى مى كرد. كسروى از سال ۱۳۴۱ به مدت يك سال رياست هنرستان موسيقى تبريز را در دست داشت و از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۳ رهبر اركستر نكيسا در راديو تهران بود. او چندى پيش براى زيارت راهى مكه شد و درصدد بود كه پس از آن رهسپار تهران شود ولى در همان شهر درگذشت.
13 بهمن ماه
روز ۱۳بهمن ماه، ويولن «پرويز ياحقى»، تكنواز و ترانه سراى ايرانى براى هميشه خاموش ماند. از جمله كارهاى ماندگار ياحقى مى توان به ترانه «بيداد زمان» (به رهى ديدم برگ خزان) و «مِى زده شب» اشاره كرد كه هر دو حدود ۵۰ سال پيش اجرا شد. پرويز ياحقى سال ها از تكنوازان ويلن در راديو تهران بود و در كنار نوازندگى، ترانه هايى را آفريد كه بسيارى از آنها به معروف ترين ترانه ها در زمان خود بدل شدند. در سال هاى اخير چندين آلبوم از نوازندگى او منتشر شد كه از آن ميان بايد از آلبوم «كيميا» نام برد كه در سال ۱۳۸۳ توسط شركت «آواى باربد» در تهران منتشر شده است. ياحقى در سن ۷۲ سالگى درگذشت.
۲۲ بهمن ماه
هنوز يك هفته از فوت ياحقى نگذشته بود كه بهارلو هم آهنگ سفر را نواخت. استاد «محمد بهارلو»، نوازنده ويولن و معلم پيشكسوت موسيقى سحرگاه روز يكشنبه ۲۲ بهمن، به علت عارضه قلبى در منزل خود در تهران در گذشت.
اين موسيقيدان پيشكسوت يكى از بهترين شاگردان ابوالحسن صبا بود كه به دور از جنجال و حاشيه پردازى به آموزش و خلق آثار هنرى مى پرداخت. بهارلو شش جلد كتاب آموزش ويولن ايرانى تأليف كرده است. او به عنوان قديمى ترين معلم موسيقى شناخته مى شود و آموزشگاهش از سال ۱۳۲۵ تا كنون داير و برپاست.محمد بهارلو متولد ۱۳۰۷بود. او نخستين آموزشگاه رسمى موسيقى را در دهه ۲۰ تأسيس كرد كه در آن آموزشگاه هنرمندان و استادان برجسته موسيقى ايرانى به تعليم موسيقى مى پرداختند.
۷ اسفندماه
زنده ياد «منصور يونسى سينكى» يكى از قديمى هاى تارنواز ايران بود كه صبح روز نهم اسفندماه، بر اثر سكته قلبى، دار فانى را وداع گفت. منصور سينكى در سال ۱۳۳۳متولد شد. عشق و علاقه او به هنر موسيقى موجب شدتا در دوران ابتدايى تحصيل به نوازندگى و موسيقى گرايش پيدا كند. وى در سال ۱۳۴۶ وارد هنرستان موسيقى شد و تا مقطع عالى در دانشگاه، تحصيل موسيقى را ادامه داد. سينكى علاوه بر تبحر در سازسازى، به عنوان مدرس ونوازنده تار فعاليت داشت. او در گروه هاى مولانا ،درويش،اركستر مركز موسيقى و...مشاركت داشت و در هنرستان و دانشگاه تدريس مى كرد. جليل عندليبى سرپرست گروه موسيقى مولانا كه سال ها كنار او در زمينه موسيقى فعاليت كرده بود، در مراسم تشييعش گفت: در سال ۵۳ در دانشگاه هنرهاى زيبا طى يك اتفاق شيرين با هم آشنا شديم و حالا مرگ او تلخ ترين خاطره را براى من به جا گذاشت. پر كشيدن اين عزيز از دست رفته آن قدر غير منتظره بود كه واقعاً حرفى براى گفتن ندارم جز اين كه ياد آور شوم كه سنگ صبور گروه مولانا رفت.