«... هر روز تعداد ما بيشتر و بيشتر مى شود، حتى مى توانيم يك گروه موسيقى داشته باشيم. من ساز تمپو مى زنم و «اوو» (مورالس رئيس جمهور بوليوى) كه سخنرانى هايش در جمع مردم را با آواز تمام مى كند، آواز مى خواند و خواننده گروه است، تو چه نقشى را در اين گروه به عهده مى گيرى؟»
اين جملاتى بود كه هوگو چاوز رئيس جمهورى بوليوارى ونزوئلا سرخوش از پيروزى همرزمان چپ گرا و حضور احمدى نژاد در آمريكاى لاتين خطاب به رئيس جمهور كشورمان به زبان آورد.
سفر چند روزه احمدى نژاد به آمريكاى لاتين كه صدر اخبار رسانه هاى دنيا را به خود اختصاص داد در بهترين زمان ممكن اتفاق افتاد، چرا كه «هوگو چاوز» براى دومين بار آراى مردم ونزوئلا را به خود اختصاص داده بود، «اوو مورالس» سرخپوست، با تلاش جنبشى از جنس مردم بومى بوليوى، در رأس قدرت قرار گرفته و «دانيل اورتگا» قهرمان سال هاى گذشته نيكاراگوا پس از ۱۶ سال دوباره از رقيب آمريكايى خود پيشى گرفته و مرد شماره يك اين كشور شده بود.
آنان، بعلاوه عضو ديگر باشگاه ضد آمريكايى يعنى محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى اسلامى ايران چند روز ديگر در مراسم تحليف «رافائل كورره آ» رئيس جمهور اكوادور گردهم مى آمدند.
اكنون اين گروه موسيقى هر از چند گاهى دور هم جمع مى شوند، يكديگر را« برادر »صدا مى زنند، در كنار مردم با آنان حرف مى زنند و سرودهاى ضد امپرياليستى سر مى دهند و هنگام اجرا، لباس هاى يكدست ساده مى پوشند. شباهت هاى زيادى بين اين رؤساى جمهورى وجود دارد و يكى از اين شباهت ها ساده زيستى و مردمى بودن آنان است.
تغيير مقر رياست جمهورى ايران از كاخ سعدآباد به ميدان پاستور، نمونه هاى آمريكايى هم دارد. اورتگا از حضور در كاخ رياست جمهورى امتناع مى كند و در سخنانى كه با حضور احمدى نژاد در جمع مردم «ماناگوا» و در محله فقيرنشين اين شهر ارائه كرد، گفت: «كاخ رياست جمهورى من، كوخ هاى محله هاى فقيرنشين كشورم است. »
< تور ضد آمريكايى محمود
در «ماناگوا» پايتخت نيكاراگوا استقبالى بى نظير از احمدى نژاد به عمل آمد كه هراس به جان كاخ سفيد انداخت و اخبار و تصاوير اين استقبال آنان را به تكاپو واداشت تا جايى كه «دان برتون» نماينده جمهوريخواه ايالت ايندياناى آمريكا هراسان اعلام كرد: «نزديك شدن ايران و آمريكاى جنوبى مايه نگرانى واقعى است چرا كه چاوز با مورالس، كاسترو، كورر ه آ و تمام چپ گراهاى منطقه رابطه دارد و اين كشور ها نيز در حال تغيير دادن منطقه آمريكايى مركزى و جنوبى هستند. احمدى نژاد هم كه به اين منطقه سفر كرده است از آمريكا متنفر است. او نه تنها خواستار نابودى اسرائيل بلكه خواستار نابودى آمريكا نيز هست. »
برتون از بوش خواست كه راهبردى مناسب براى اين نگرانى و عدم ارتباط بين ايران و اين منطقه بيابد و افزود: «او [احمدى نژاد] در حياط خلوت آمريكا مقدمه اى مهم براى تحكيم مناسبات تهران با سوسياليست هاى منطقه رقم زد كه اين با استقبال و مهمان نوازى قابل توجه چپ گرايان آمريكاى لاتين همراه شد. »
طيفى از محافل سياسى آمريكا و از جمله برخى نمايندگان مجلس از منظرى ديگر خواستار توجه به اين مسأله شدند. «جان تى يرنى» نماينده دموكرات آمريكا در اين رابطه گفت: «كوتاهى و ناكامى ما در اين منطقه و عدم ارتباط صحيح با ايران و ونزوئلا كار را به اينجا كشاند.»
شبكه تلويزيونى فاكس نيوز وابسته به نومحافظه كاران آمريكايى در گزارشى با عنوان «تور ضد آمريكايى محمود به آمريكاى لاتين» به بررسى ابعاد مختلف همكارى ها و استقبال كم سابقه از حضور وى پرداخت.
«آ. ب. ث. » هم گزارش داد كه اكثر مطبوعات منطقه با اشاره به اين سفر احمدى نژاد به آمريكاى جنوبى، كاراكاس را محل مناسبى براى پذيرايى از سفر صلح و آرامش خواندند. استقبال از احمدى نژاد از سوى مردم و مسئولان ونزوئلا در سطح بى سابقه اى صورت گرفت. مردم ونزوئلا با در دست داشتن پلاكاردهايى با مضامينى چون «سلام به برادر خوبمان» و «آزاديخواهان سرتان را بالا بگيريد!» در مسير حركت اتومبيل رئيس جمهورى ايران از وى استقبال كردند.
اين سفر كه هراس و هيجان زيادى را نيز در محافل سياسى آمريكا تزريق كرد از آنجا مهم تلقى گرديد كه به تازگى موج جديدى از مبارزات ضد امپرياليستى در اين قاره شكل گرفته است. براين اساس، تحليلگران غربى معتقدند تهران علاوه بر خاورميانه، ديپلماسى خود را به هزاران مايل دورتر از مرزهاى خود يعنى سرزمينى كه آمريكا آن را حياط خلوت خود مى داند، كشانده و متحدانى بزرگ و قوى براى خود به وجود آورده است.
ايران در حياط خلوت كاخ سفيد
رئيس جمهورى اسلامى ايران بار ديگر به ديدار «برادر هوگو» رفت. چاوز تمامى هيأت ايرانى و خبرنگاران حاضر در كاخ رياست جمهورى را در آغوش گرفت و شادى و شعف خود از حضور ايرانيان را اين گونه نشان مى داد: «سلام عليكم». در طول سفر يكروزه احمدى نژاد بار ها چاوز او را در آغوش گرفت و دستهايش را مى فشرد و احمدى نژاد را «برادر» يا «همر زم» خطاب مى كرد.
خبرگزارى آسوشيتدپرس نوشت: «چاوز و احمدى نژاد قصد دارند با هدف جلوگيرى از سلطه آمريكا در كشورهاى آزاديخواه جهان از پروژه هاى سرمايه گذارى در اين كشور ها حمايت هايى به عمل آورند. »
اين خبرگزارى در اين رابطه با اشاره به خبر توافق ايران و ونزوئلا براى تأسيس يك صندوق مشترك
۲ ميليارد دلارى براى تأمين مالى پروژه هاى سرمايه گذارى در دو كشور اعلام كرد:« اما به گفته احمدى نژاد و چاوز، اين صندوق براى تأمين مالى پروژه ها در كشورهاى در حال توسعه جهان نيز مورد استفاده قرار خواهد گرفت. »
آسوشيتدپرس به نقل از چاوز نيز نوشت: «اين كار به ما اجازه مى دهد تا از سرمايه گذارى در كشورهاى ديگر بويژه آن هايى كه دولت هايشان در تلاشند خود را از يوغ امپرياليسم آمريكا رهايى بخشند پشتيبانى كنيم.»
روزنامه «تايمز» نيز ضمن اشاره به اين سفر دوره اى رئيس جمهور ايران در گزارشى نوشت: «حس ضد آمريكايى چاوز به خودى خود زياد است و هنگامى كه احمدى نژاد را ملاقات مى كند اين احساس در او سرريز مى شود. رئيس جمهور ايران قصد دارد پس از ورود به حياط خلوت آمريكا احساسات ضد آمريكايى مردم آمريكاى لاتين را بيش از پيش تشديد كند. »
رئيس جمهور نيكاراگوا نيز گفته بود با اشتياق و علاقه فراوان منتظر است تا احمدى نژاد را ملاقات كند. او حضور هيأت ايرانى را در مراسم تحليف خود و تصميم احمدى نژاد براى سفر به نيكاراگوا باعث افتخار كشورش دانست .
اين جنوب شهرى ها
اورتگا و احمدى نژاد پس از امضاى قرارداد ها و ملاقات براى ديدار با مردم اين شهر به محله اى فقيرنشين رفتند. اورتگا خود راننده ماشين بود و توضيحاتى را در طول اين مسير براى احمدى نژاد درباره موقعيت و مردم اين كشور ارائه مى كرد.
خيابان هاى طول اين مسير مملو از جمعيت مردم با كلاه هاى صورتى و پرچم قرمز و سياه - نماد حزب «ساندنيست ها» - بود. عكس هاى زيادى از احمدى نژاد بر در و ديوار شهر نصب شده و يا به همراه پلاكارد در دستان مردم «ماناگوا» به چشم مى خورد. استقبال به نحوى بود كه اتومبيل حامل احمدى نژاد و اورتگا چندين بار از حركت باز ايستاد و طى مسير چند ساعت به طول مى انجاميد. مردم در كنار جايگاه اجتماع كرده و با آمدن رؤساى جمهور دقايقى طولانى به تشويق آنها پرداختند و نيز يكصدا فرياد مى زدند؛ «محمود، محمود». در طول سخنرانى رئيس جمهور كشورمان، ماناگوايى ها بار ها سخنان ضد آمريكايى احمدى نژاد را با تشويق ها و فريادهاى «ايران، ايران» قطع كردند.
اورتگا و احمدى نژاد در حالى كه يك دست در دست هم داشتند با دستى ديگر و با مشت هاى گره كرده به احساسات مردم پاسخ مى دادند و اورتگا سرود حماسى اين حزب را كه از جايگاه پخش مى شد به همراه مردم زمزمه مى كرد.
«تور ضد آمريكايى محمود» ملاقات هايى با «كورره آ» رئيس جمهور اكوادور، «اوومورالس» رئيس جمهور بوليوى و «خورخه» معاون رئيس جمهورى كوبا را هم شامل مى شد و باز، همه برارتباط و همكارى هاى گسترده تر و تحركات ضد امپرياليستى تأكيد كرده و دست يكديگر را به نشانه دوستى فشردند.
همين استقبال هاى گرم و ديدارهاى مكرر حساسيت ها را در ايالات متحده بالا برد اما ساكنان «وايت هوس» بدون اين كه بتوانند دست به كارى و يا اقدام متقابلى بزنند، انگشت به دهان هر روز شاهد استقبال ها و همكارى ها و تفاهم نامه هاى جديد بودند.
سنگين تر از پيروزى فيدل
روزگارى بزرگترين دغدغه آمريكايى ها حضور فيدل كاسترو در رأس حكومت كوبا بود. پيروزى كاسترو تلخ ترين تجربه براى ايالات متحده در دوران جنگ سرد به شمار مى آمد. آمريكا سالهاست كوبا را تحت تحريم هاى مختلف اقتصادى، اجتماعى قرار داده و حتى از تردد آزادانه مهاجران كوبايى به كشورشان جلوگيرى مى كند و به كوبايى هايى كه در آمريكا زندگى مى كنند فقط يك بار اجازه مى دهد براى ديدن خانواده هاى خود به كوبا برگردند. براى اين كه فضاى كوبا به ساير مناطق قاره آمريكا سرايت نكند.
اما امروز نه تنها كوبايى هاكه همه ملت هاى آمريكاى لاتين به خوبى پى برده اند آورده هاى بانك جهانى و آمريكا جز فقر، تجزيه، محروميت، بدبختى و وابستگى هرچه بيشتر به سياست هاى نئوليبرالى آمريكا نتيجه اى دربر نخواهد داشت.
اين موارد از جمله دلايل بسيار روشن گرايش و تحولات آمريكاى لاتين و رويكرد ضد امپرياليستى مردم اين منطقه است و نمود آن در انتخابات اخير كشورهايى چون ونزوئلا، شيلى، اكوادور، نيكاراگوا، بوليوى و غيره كاملاً بارز و نشان دهنده شكست مطلق سياست هاى آمريكا در اين منطقه است.
مردم اين كشور ها به خوبى دريافته اند كه تنها
راه حل مشكلات ، فقر و بيكارى حفظ استقلال و تماميت ارضى و وحدت است، بنابراين مردم، مهمترين نقش ها را در اين تحولات اخير به عهده دارند.
در اين ميان، آمريكا بيمارى و بسترى شدن كاسترو را يك چندى در بوق و كرنا كرد و سعى داشت مانورهاى روانى ويژه اى بر روى مردم اين منطقه به اجرا درآورد. آمريكا گمان مى كند مرگ كاسترو پايان اين كابوس هولناك يعنى شكست در آمريكاى لاتين و شكارگاه سابق اوست. اما كاسترو در همان ايام بيمارى، مقابل دوربين تلويزيون حاضر شد و
رو در روى ملت هاى آمريكاى لاتين گفت: «احمق هايى كه در كاخ سفيد تصميم مى گيرند اميدوارند انقلاب كوبا ۱۵ دقيقه پس از مرگ من شكست بخورد اما نمى دانند كه اين كشور هزاران رهبر دارد.»
دولت ونزوئلا اكنون پس از كوبا دومين كشورى است كه به شدت مخالف امپرياليسم است. چاوز تاكنون در هشت انتخابات كاملاً دموكراتيك كه بعضاً تحت نظر ناظران بين المللى از جمله «كارتر» رئيس جمهور اسبق آمريكا برگزار شده از سوى مردم كشورش مهر تأييد گرفته است.
او همواره سياست هاى كشورش را دوشادوش كوبا در مقابله با آمريكا به كار گرفته است و البته ارتباطات بسيار نزديكى با بوليوى، برزيل، آرژانتين و ديگر كشورهاى آمريكايى دارد كه در موضوعاتى چون اقتصاد و همكارى هاى كاركردگرايانه اين نزديكى نمود بيشترى مى يابد.
يكى از مهم ترين راه هاى مبارزاتى كشورهاى اين منطقه عليه هژمونى ايالات متحده آمريكا، ايجاد نوعى ائتلاف كاركردى برپايه همكارى هاى مداوم، مستقل و بدون ملاحظه ديگران در جنوب است.
سرخپوست خوب با فرياد ضد امپرياليستى
پس از كشتارهاى وحشيانه و به دور از انسانيت سرخپوستان قاره آمريكا به دست متجاوزان سفيد پوست و اعلام شعار « سرخپوست خوب، سرخپوست مرده است!»، با تحولات شكل گرفته در اين منطقه و انتخاب يك سرخپوست به نام «اوو مورالس» به عنوان رئيس جمهور بوليوى و نيز روحيه خودباورى و ضدامپرياليستى بوميان اين منطقه، اكنون يك سرخپوست خوب، سرخپوستى زنده با شعارهاى ضد آمريكايى است.
اكنون، مورالس رئيس جمهور سرخپوست چپگرا به يكى از كابوس هاى واشنگتن تبديل شده است؛ با اوج گرفتن محبوبيت چپ ها كماكان ستاره اقبال بوش در حال افول است. مورالس مى گويد: «امروز در بوليوى و آمريكاى لاتين ديگر اين ملت ها نيستند كه عليه امپرياليسم سلاح به دست گرفته اند بلكه اين امپرياليسم است كه با مداخله نظامى مانند گذشته به رويارويى مسلحانه با ملت ها برخاسته است. »
بازگشت مردى از جنس مردم
در نيكاراگوا نيز وضعيت آمريكا كمتر از بوليوى، ونزوئلا، كوبا، اكوادور و ديگران نيست چرا كه اكنون «دانيل اورتگا» كمر به حل مشكلات داخلى اين كشور ۵ ميليون نفرى با اتكا به اقتصاد ايران و دورى از سياست هاى بانك جهانى و آمريكا بسته است.
اورتگا همچون ساليان گذشته آستين هاى پيراهن سفيدرنگش را بالا مى زند و از مقامات استقبال مى كند، خودش پشت فرمان اتومبيل تشريفات مى نشيند و ملاقات هاى رسمى را همچون سفر احمدى نژاد در محلات فقيرنشين برگزار مى كند و پس از امتناع در ورود به كاخ رياست جمهورى، حقوق خود را از ۸ هزار دلار به ۲ هزار دلار كاهش داده است. او نيز مردى از جنس مردم است.
اورتگا در نخستين سفر خارجى خود قول داد كه براى وحدت آمريكاى مركزى تلاش كند و همچنين اظهار داشت كه كشورش به مشاركت هاى جديد تجارى با كشورهايى فراتر از كشورهاى همسايه دارد.
او گفته بود اگر متحد نشويم، غرق خواهيم شد پس بايد براى اتحاد آمريكاى مركزى، حوزه كارائيب و آمريكاى جنوبى تلاش كنيم، اين وقتى شكل مى گيرد كه «اتحاد آمريكاى مركزى» را بسازيم.
وى در ميان مردم كشورش نيز چنين مى گويد: «مبارزه براى صلح و كار و آشتى را خداوند براى امكان پيشبرد مبارزات به ما داده است. امپراتورى جديدى از علامت برپا خواهد شد. نيكاراگوا به جلو خواهد رفت و اقتصادى همبسته و انقلابى معنوى شكل خواهد گرفت. »