جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۶ صفر ۱۴۲۸
Fri, Mar 16, 2007
سياسى (۸)
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
يادداشت
رئيس جمهور (۱)
رئيس جمهور (۲)
رئيس جمهور (۳)
رئيس جمهور (۴)
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياسى (۱۰)
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
طرح و كاريكاتور (۱)
طرح و كاريكاتور (۲)
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اجتماعى (۴)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
اقتصادى (۷)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
هنرى (۶)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
پايدارى (۳)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
فرهنگ و انديشه (۵)
فرهنگ و انديشه (۶)
تاريخى (۱)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
طنز (۱)
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
بررسى ابعاد مختلف عمليات روانى آمريكا
جنگ بزرگ
بدون شليك
محمد وفا
قدرتمندان در طول تاريخ از روش هاى گوناگونى به منظور تحميل اراده خود بهره برده اند كه يكى از اين ابزارها كاهش و تخريب روحى ملت هاى هدف ، از طرق مختلف است. جنگ روانى، با هدف قرار دادن انديشه يا بينش، عقل و در نهايت اراده مخاطبان و نوع رفتار آنها در زمره خطرناك ترين ابزارها قرار دارد. جنگ روانى در عصر حاضر، با توجه به انقلاب ارتباطات و گسترش روزافزون وسايل ارتباط جمعى حربه اى است كه به كمك آن برخى قدرت ها با مردم كشورهاى هدف ارتباط برقرار كرده و بر افكار و تمايلات، نگرش ها و رفتارهاى آنها تأثير مى گذارند. جمهورى اسلامى ايران نيز از بدو تأسيس، پيوسته آماج جنگ روانى قدرت هاى استكبارى بوده و هست؛ از اين رو بررسى و شناخت عوامل روانى و چگونگى شكل گيرى و محتواى آن در حال حاضر ضرورى به نظر مى رسد. در اين مقال به بررسى مفهوم جنگ روانى، تاريخچه، اهداف و انواع آن و شيوه ها و راهكارهاى مقابله با آن مى پردازيم.
اصطلاح جنگ روانى در جريان جنگ جهانى دوم و پس از آن در آمريكا رواج يافت. ارتش آمريكا در مارس ۱۹۵۵ در آيين نامه رزمى خود، چنين تعريفى از جنگ روانى ارائه كرد: «جنگ روانى، استفاده دقيق و طراحى شده از تبليغات و ديگر اعمالى است كه منظور اصلى آن تأثيرگذارى بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بى طرف و يا گروه هاى دوست به نحوى كه پشتيبانى براى برآوردن اهداف و مقاصد ملى باشد». اما تعريف جامع تر از جنگ روانى بدين شرح است: «جنگ روانى عبارت است از فرآيند بهره بردارى صحيح و طراحى شده از تبليغات و ديگر اقدام هايى كه هدف اصلى آن نفوذ در عقايد، احساسات، عواطف، تمايلات و رفتار مخاطبان (افراد دشمن، بيطرف و هم پيمان) و تأثيرگذارى بر آنان براى دستيابى به اهداف و مقاصد ملى باشد».
نيروى دريايى آمريكا نيز در يكى از جزوات آموزشى خود جنگ روانى را بدين شرح تعريف كرده است: «وظيفه عمده جنگ روانى، تحميل اراده ما بر اراده دشمن به منظور حاكم شدن براعمال آنان است از راه هايى غير از راه هاى نظامى و وسايلى غير از وسايل اقتصادى».
000093.jpg
ژنرال مارك كلارك از فرماندهاى آمريكايى نيز معتقد است: «جنگ روانى شامل هر عملى مى شود كه دشمن را وادار به خارج ساختن افراد و تجهيزات خود از عرصه فعاليت در جبهه كند و او را مجبور سازد تا افراد سلاح خود را براى آمادگى جهت مقابله با حمله اى كه صورت نخواهد گرفت، درگير كند.
البته انگليسى ها عبارت «جنگ سياسى» را برمى گزينند. رابرت بروس لاكهارت، مدير كل كميته اجرايى جنگ سياسى بريتانيا در جنگ دوم جهانى مى گويد: «اجراى تبليغات در جنگ با هدف هموار نمودن راه براى نيروهاى مسلح و تسهيل كار اين نيروها جنگ سياسى است.»
اهداف جنگ روانى
در نبردهاى نظامى ، كشتن سربازان دشمن و نابود كردن تجهيزات آنان ممكن است ساده باشد و نمودهاى آن آشكار واضح است ولى بايد گفت شكست حقيقى دشمن درعمليات فكرى نهفته است.
درواقع بايد گفت ممكن است نظاميان در جريان جنگ به پيرزوى هايى دست يابند اما پيروزى حقيقى زمانى حاصل مى شود كه دشمن، شكست را پذيرفته و آماده تسليم خود باشد و اين دقيقاً به جنگ روانى بستگى دارد. برخى محققان اين اهداف را به اهداف سياسى، سياسى ـ نظامى و نظامى صرف تقسيم مى كنند.
الف ـ اهداف سياسى: اين اهداف شامل عملياتى مى شود كه برضد دول ديگر به منظور جلوگيرى از روى كارآمدن دولتى خاص اعمال مى شود. به عنوان مثال كوشش هاى تبليغى آمريكا در انتخابات سال ۱۹۴۸ ايتاليا توانست از روى كارآمدن دولتى كمونيستى در اين كشور كه براى منافع آمريكا خطرناك بود، جلوگيرى كند.
در آن زمان حزب كمونيست ايتاليا از قوى ترين احزاب فعال در كشورهاى غربى به شمارمى رفت وناظران غربى بسيار مى ترسيدند كه با روى كار آمدن دولتى كمونيستى در اين كشور نسبت ميان كشورهاى بلوك شرق و غرب در اروپا از بين برود.
آمريكا در همين جهت ابتدا طرح مارشال را با هدف كمك اقتصادى به كشورهاى اروپايى از ايتاليا آغاز كرد. سفير آمريكا نيز در نقش يك خيّر تمام عيار به مراكز خيريه سركشى و به آنان كمك مالى كرده و وعده مى داد در آينده اين كمك ها بيشتر خواهد شد.
آمريكا همچنين با تحريك ايتاليايى هاى سرشناس و پولدار مقيم آمريكا از آنها خواست با ارسال پيام هايى به بزرگان احزاب و خاندان هاى صاحب نفوذ در ايتاليا آنها را تشويق به رأى دادن به نخست وزير مورد خواست اين كشور كنند.
ب ـ اهداف سياسى - نظامى: اين اهداف را مى توان به اين شكل تعريف كرد:
ـ ممانعت از اين كه هيچ ملتى با كشور دشمن متحد نشود و يا به يك پيمان مخالف نپيوندد.
ـ تضعيف يا از بين بردن وحدت بين كشورهاى عضو هر پيمان سياسى ـ نظامى مخالف.
ـ ترغيب حالت فروپاشى و از هم گسيختگى در كشور دشمن.
ـ يارى رساندن در امر هدايت سياسى مجدد مناطقى كه بتازگى آزاد شده اند.
ـ حمايت از روحيه مقاومت در بين  ملل شكست خورده.
ـ تضعيف ساختار نظارت و سلطه اجتماعى و سياسى در كشور دشمن.
ـ حمايت از هسته هاى برگزيده مبارزه در كشور مورد نظر.
ج ـ اهداف نظامى: جنگ هاى روانى كه بر ضد سربازان صورت مى گيرد براى تحقق دو نوع عكس العمل روانى مختلف از يكديگر در فكر وى به كار مى رود كه نوع اول آن به طور كلى از بين رفتن روحيه يا كفايت نظامى سرباز است. در اين حالت، سرباز درباره مسأله جنگ بى علاقه مى شود و برخوردى منفى پيدا مى كند به اين نوع عمليات عنوان عمليات روحيه اطلاق مى شود.
اما نوع دوم عمليات روانى با اين هدف صورت مى گيرد كه تأثير شديدترى بر سرباز بگذارد و او را به انجام عملى بارز كه داراى تأثير مستقيم در نبرد است، بكشاند. براى مثال او را وامى دارد كه تسليم شود يا موضع خود را ترك كند يا دست به شورش بزند.
تاكتيك ها و روش هاى جنگ روانى
محققان از مؤلفه هاى مختلف و متنوعى به عنوان روش هاى جنگ روانى نام مى برند.
الف ـ فريب: يكى از راه  هاى تأثيرگذارى بر مخاطبان دادن اطلاعات دروغين و جهت دار يا تصوير وارونه از وقايع است كه اغلب با ارائه و نمايش قسمت هايى از واقعيت يا برگزيده اى از آنها اين امر تحقق مى يابد.
ب ـ تخدير: دراين روش، متخصصان جنگ روانى براى كند و متوقف كردن رفتار مخاطبان، پشتوانه احساسى ـ عاطفى آنهارانشانه مى روند و شور و احساس حاكم بر رفتار ايشان را به تدريج كم رنگ و زائل مى كنند.
ج ـ تشجيع: برخلاف روش قبلى يعنى تخدير، دراين روش، متخصصان جنگ روانى بايد شور و شوق و تلاش و حركت به سوى هدف مطلوب را در مخاطبان برانگيزند و عواطف و احساسات و رفتار آنها را تقويت كنند.
د ـ تطميع: مخاطبان براى دستيابى به هدف اصلى خود،  ناچارند برخى از اهداف فرعى را فراموش و برخى امتيازات را رها كنند.
متخصصان جنگ هاى روانى با شناخت و آگاهى از اين مهم، مى كوشند اهداف قابل دسترسى و بى دردسرترى را به مخاطبان پيشنهاد كنند و يا براى آنان پاداش در نظر بگيرند .
هـ ـ ارعاب: يكى از روش هاى مؤثر و كارآمد استفاده از ارعاب توسط طرف هاى متخاصم و درگير است. استفاده ازحربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاى درگير به منظور تضعيف روحيه و سست ساختن اراده آنها است.
و ـ القاى غيرمستقيم: اين روش معمولاً هنگامى به كار گرفته مى شود كه مخاطبان نسبت به دريافت مستقيم پيام و اطلاعات از خود مقاومت نشان مى دهند. در اين شيوه، متخصصان جنگ هاى روانى بدون موضع گيرى آشكار منظور خودرا به مخاطبان منتقل مى كنند به عبارت ديگر آنان منظور و پيام خود را در قالب موضوعاتى به ظاهر بى ارتباط يا دوپهلو بيان مى كنند.
ى ـ تحريك: منظور از تحريك، انجام اقداماتى است كه بر روى حالات و رفتار مخاطبان تأثير مى گذارد. در اين روش، متخصصان جنگ هاى روانى با ارائه پيام ها و اطلاعاتى آگاهى دهنده، به تحريك احساسات مخاطبان مى پردازند و آنان را به سوى تحقق اهداف مطلوب نظر خود سوق مى دهند.
جنگ روانى آمريكا در جريان اشغال عراق
نمونه اى قابل لمس از جنگ روانى با استفاده از تكنيك هاى گفته شده براى انسان امروزين كه حوادث اخير ۱۱ سپتامبر و در پى آن دو جنگ افغانستان و عراق را به عينه ديده و لمس كرده است؛ شايدكاركرد جنگ روانى آمريكا و انگليس در اين دو جنگ باشد.
در جنگ دوم خليج فارس (۲۰۰۳) آمريكاو انگليس جنگ روانى گسترده اى را عليه مردم عراق ديگر به پا كردند.
نخستين مورد جالب توجه در اين جنگ، شباهت بيش از حد بيانيه جرج بوش با بيانيه ناپلئون بناپارت (در زمان حمله به مصر) است.
اين دو، برظالم بودن رژيم هاى مصر و عراق، طرفدار مذهب بودن، تفكيك ميان مردم و حاكميت و رفاه آتى تأكيد كرده اند و اين نشان مى دهد هر چند روش هاى جنگ روانى به علت ورود فناورى هاى اطلاعاتى و ارتباطى تغيير كرده اما استراتژيها همچون گذشته است و تقريباً در اكثر جنگها مشابه هستند.
مورد ديگر، استفاده از چارچوب فكرى خاص براى جهانيان با استفاده از واژه و عباراتى همچون «عمليات آزادسازى عراق» است كه به اين ترتيب كليه برنامه هاى خبرى در قالب اين موضوع قرار مى گيرد و مخاطبان جهانى به سمت اشغال كشور و... كشيده نمى شدندو تنها در چارچوب فكرى تعيين شده به فراورى اطلاعات جنگ مى پرداختند.
000102.jpg
كنترل خبرنگاران از ديگر مواردى براى دستكارى اذهان جهانيان است.
رژيم هاى آمريكا و انگليس به صورت غيرمستقيم و غيرعلنى اكثر خبرنگاران را كنترل مى كردند و در بين نيروهاى مهاجم خود براى نخستين بار در يك جنگ، از ۶۰۰ خبرنگار همراه از سراسر جهان بهره بردند و در عين حال اطلاعات ارسالى آنها را نيز كنترل مى كردند و آنها كه از حد فراتر مى رفتند را به انحاى گوناگون در كنترل خود مى گرفتند.
خصوصيات اصلى خبرنگاران همراه، آموزش هايى بود كه قبل از جنگ به آنها داده شده بود و نيز قوانينى كه براى تصويربردارى و تهيه گزارش از جبهه ها به آنها تحميل شده بود. اين امر به علاوه حركت خبرنگاران همراه با سربازان آمريكايى، باعث شد اكثر تصاوير ارسال شده مورد قبول نيروهاى مهاجم و در اصل در جهت اهداف آنها باشد.
انگاره سازى و آگاهى كاذب
«آگاهى كاذب» يكى از شيوه ها در جنگ هاى روانى به خصوص در حوزه «ديپلماسى رسانه اى» است. در اين شيوه اكثر اطلاعات عرضه شده قابليت استفاده در برنامه ريزى و تفكر مخاطبان را ندارند و بيشتر جنبه صورى و ظاهرى دارند.
در جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق نيز اين امر محقق شد و اكثر اطلاعات و خبرهاى پخش شده مربوط به نمايش نظاميان، شليك گلوله و حركت رو به جلوى نيروهاى مهاجم بدون نشان دادن مكان هاى اطلاعاتى بود كه هيچ گونه امتيازى براى مخاطب در جهت شناخت علل جنگ، پيامدهاى آن، عوارض جانبى آن براى مردم عراق و جهانيان نداشت اما در عين حال هيچ يك از رسانه ها نيز متهم به سانسور خبرى نشدند.
يكى ديگر از شگردها «كسب وجهه» توسط خبرنگاران و رسانه هاى خبرى بود. در اين جنگ اكثر رسانه ها سعى داشتند با تمهيدات گوناگون مانند تهديدات، بدى شرايط، حضور مستقيم در درگيرى ها و يا انعكاس مطالبى برخلاف منافع ظاهرى خود، مخاطبان بيشترى را به سمت خويش جلب نمايند و به اين ترتيب افكار و انديشه هاى خود را بر مخاطبان تحميل كنند.
نكته جالب ديگر اين كه مخاطبان شايد بتوانند در عرصه هاى داخلى اقدام به تحليل و تفسير مطالب خبرى كنند ولى در عرصه هاى خارجى، تنها كارشناسان هستند كه مى توانند به تحليل و تفسير خبر بپردازند و نشان دهند كه رويدادها در زندگى مخاطبان چه تأثيرى مى تواند داشته باشد . اما در جريان تهاجم آمريكا و انگليس به عراق اكثر رسانه هاى مطرح دنيا تنها به پخش اخبار و اطلاعات خام بسنده نمودند و در اين وادى تخصصى، مخاطبان را رها و بى برنامه قرار دادند و از سوى ديگر با پخش كامل بيانيه هاى ارتش هاى مهاجم، ديدگاه ها و نظرات آنها را بر مخاطبان تحميل كردند.
«تصويرسازى يا انگاره سازى» يكى ديگر از شيوه هاى جنگ روانى است. در اين روش نيروهاى مهاجم سعى مى كنند تصويرى مطلوب از خود در اذهان ايجاد نمايند و در مقابل تصويرى مخدوش و ناموجه، از نيروهاى مدافع در اذهان مخاطبان خلق كنند. براى تحقق اين هدف، رسانه هاى غربى با پخش كمك هاى ارتش آمريكا و انگليس به مردم عراق اعم از رساندن موادغذايى، كمك هاى پزشكى و همچنين شادمانى مردم عراق از حضور آمريكاييان سعى در ايجاد تصويرى موجه از مهاجمين داشتند و درمقابل با گورهاى دسته جمعى و غيره تصويرى خشن از عراق و رژيم حاكم بر آن خلق كردند.
بازى در دو نقش
سانسور خبرها توسط ارتش آمريكا و محدودسازى خبرنگاران از شيوه هاى بارز سانسور در اين جنگ روانى بود اما انتشار اخبار دروغ همچون اخبار تصرف بصره و فاو و مشخص شدن اين دروغ پس از چند روز كه با عنوان «اخبار متناقض» معروف گرديد از ديگر شگردهاى جنگ روانى در اين مقطع به شمار مى آيد.
استفاده گسترده از راديوهاى برون مرزى به خصوص شش راديوى ويژه در اين عمليات اشغالگرى با طول موج هاى كوتاه و متوسط يكى ديگر از شيوه هاى جنگ روانى آمريكا و انگليس عليه مردم عراق بود. از شيوه هاى تبليغات سياه در اين دوره مى توان به «راديو تكريت» اشاره داشت كه تا قبل از شروع رسمى جنگ، خود را طرفدار رژيم بعثى عراق معرفى مى كرد ولى در زمان حمله نظامى نشان داد كه راديويى صددرصد وابسته به آمريكا است.
البته در اين راستا پخش برنامه هاى تلويزيونى از طريق هواپيما و يا ارسال پست هاى الكترونيك براى فرماندهان عراقى نيز مؤثر بودند.
پخش ۴۳ ميليون اعلاميه بر روى عراق يكى ديگر از شيوه هاى عمليات و جنگ روانى آمريكا و انگليس بود. در اين راستا مخاطبان اعلاميه ها به دو دسته مردم غيرنظامى و نظاميان تقسيم شده بودند كه براى هر يك اعلاميه هاى خاص، پخش مى شد. به طور مثال مردم تشويق مى شدند كه در منازل خود باقى بمانند و يا در ايستگاه هاى بازرسى بانيروهاى مهاجم همكارى كنند و در صورت برخورد با نيروهاى درمانده مهاجم، آنها را كمك نمايند كه به يگان هاى مربوطه خود برگردند.
اما براى نظاميان، بيشتر اعلاميه هاى پخش شده اولاً آنها را به زنده ماندن و در كنار خانواده ماندن تشويق مى كرد و سپس عواقب وخيمى براى مقاومت آنها ترسيم نموده و در نهايت شيوه هاى تسليم را به آنها نشان مى داد.
البته جنگ روانى آمريكا و انگليس نيز يك طرفه نبود. راديو تلويزيون عراق و برخى شبكه هاى تلويزيونى عربى نظير الجزيره، العالم، العربيه، ابوظبى و... در جهت مخالف آنها حركت كردند.در اين راستا اين شبكه ها به انعكاس تصاوير اسراى آمريكايى از تلويزيون هاى خود پرداختند كه پس از اين اقدام، مقام هاى انگليسى و آمريكايى دولت عراق را به عدول از قوانين بين المللى متهم كردند و اين گونه نشان دادند كه اين كشور برخلاف قوانين بين المللى عمل مى كند و البته در خصوص حمله غيرقانونى خود به عراق به مخاطبان هيچ نگفتند!
پس از ناكام ماندن ارتش مهاجم در كنترل كامل خبرنگاران و شبكه هاى خبرى به خصوص الجزيره آمريكايى ها به استفاده از خشونت متوسل شدند كه مرحله اول تيراندازى به اتومبيل اين شبكه و سپس انهدام كامل دفتر اين شبكه توسط موشك بود.
نهايت اين جنگ روانى در مقطع تهاجمات نظامى، وارونه نشان دادن نظرات مردم عراق در سطح جهانى و بهره بردارى از آن به نفع خود بود. مردم عراق همانند ديگر مردمان، اشغال كشور خود را نپسنديده و عليه اشغالگران اقدام به تظاهرات نمودند ولى مسئولان آمريكايى و انگليسى تظاهرات هاى مردمى را امرى معمول و بيشتر در اثر خروج از زير سيطره حكومت ديكتاتورى صدام نشان داده و اين گونه القا مى كردند كه در زمان صدام كسى جرأت تظاهرات ضدرژيم را نداشته ولى آمريكايى ها و انگليسى ها به قدرى آزادى خواه و دموكرات هستند كه اجازه تظاهرات به افراد قليل مخالفان را نيز مى دهند و اين از بركات و دستاوردهاى تهاجم نظامى قلمداد شده و به تصوير كشيده مى شد و نه مخالفت مردم عراق با حضور اجانب در كشور خودشان.
جنگ روانى آمريكا عليه ايران
پس از واقعه يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ موج گسترده اى از حملات لفظى تند و افراطى از سوى برخى سياستمداران و گروه هاى متنفذ آمريكا عليه چند كشور از جمله جمهورى اسلامى ايران شكل گرفت. از مهمترين اين گروه ها كه در دستگاه ديپلماسى ايالات متحده صاحب نفوذ هستند، نومحافظه كاران مى باشند.
اعضاى اين جناح، مشى سخت افزارى را در عرصه نظام بين الملل در مقابل برخى از كشورها كه از نظر آنان «محور شرارت» محسوب مى شوند، الزامى مى دانند. نئوكان ها (بازها) حوادث يازدهم سپتامبر را بهترين فرصت براى تحقق ساختار تك قطبى بين الملل تلقى كرده و بر اين باورند كه پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى، اسلام سياسى كه جمهورى اسلامى ايران نماد برجسته تفكر آن است، بزرگ ترين خطر و رقيب براى آمريكا محسوب مى شود.
به همين دليل اين گروه، تغيير در ماهيت نظام سياسى و يا حكومت ايران را در اولويت سياسى خارجى خود قرار داده است. به باور نومحافظه كاران براى تحقق اهداف ايالات متحده، پيروى از سبك و سياق دولتمردانى چون ريگان كه «زمان» را از دست نمى داد و با هر وسيله اى (حتى نيروى نظامى) از منافع آمريكا دفاع مى كرد، ضرورى است و در مقابل اين گروه، به سياست هاى كارتر، كلينتون، كسينجر،... با ديدى انتقادى مى نگرند، زيرا از نظر آنان اين سياستمداران زمان را از دست دادند. نومحافظه كاران براى تأمين منافع آمريكا در كوتاه ترين زمان سه اقدام را سرلوحه كار خود قرار داده اند:
۱- تسليح دوباره آمريكا
۲- جلوگيرى از رقابت ديگر كشورها با آمريكا و مقابله با آن
۳- مواجهه با كشورهاى به اصطلاح محور شرارت
نومحافظه كاران همچنين معتقدند سازمان ملل در دنياى امروز نمى تواند نقش ايفا كند. به باور آنان جهان امروز، جهان ديروز نيست و بايد سازمان هايى بر آن حاكم شوند كه كاركرد آنها بتواند با شرايط نوين جهان منطبق باشد.
جنگ جهانى چهارم
نومحافظه كاران نخستين گروهى بودند كه براى نخستين بار عبارت «جنگ جهانى چهارم» را به كار بردند. از نظر اين گروه، جنگ جهانى سوم همان جنگ سرد بوده كه با پيروزى آمريكا به پايان رسيد و جنگ جهانى چهارم، جنگ آمريكا و متحدان آن با جهان اسلام مى باشد. به باور آنها اين جنگ، همان «جنگ اديان» است. نگرش نئوكان ها در قبال جمهورى اسلامى ايران بسيار خصمانه و مداخله جويانه است؛ زيرا هدف اصلى آنها تغيير نظام در ايران مى باشد. ليكن آنان در رسيدن به اين مقصود راهكارها و شيوه هاى گوناگونى را مطرح مى كنند.
000099.jpg
لابى صهيونيسم و سلطنت طلبان از جمله گروه هايى هستند كه گرايش بسيار نزديك با نومحافظه كاران درباره ايران دارند. دو گروه مذكور، از جمله عوامل تأثيرگذار بر تفكرات بازهاى واشنگتن در خصوص ايران به شمار مى آيند.
البته عواقب نتايج غيرقابل پيش بينى در معادله سياست و قدرت در خاورميانه به ويژه در عراق به تغيير الگوى رفتار سياسى ايالات متحده منجر شد و در همين راستا الگوى رفتار و تقابل ايالات متحده با جمهورى اسلامى ايران نيز در چارچوب فضاى سياسى جديد خاورميانه مورد ارزيابى قرار مى گيرد.
ليكن به هر اندازه كه درگيرى هاى سياسى و استراتژيكى ناشى از عمليات جنگى و اشغال نظامى در عراق افزايش يابد، مطلوبيت عمليات سخت افزارى به دليل صرف هزينه هاى سنگين و همچنين عواقب نامطلوب سياسى اعم از عدم مشروعيت كاهش پيدا مى كند.
از اين رو تهاجم آمريكا به عراق را مى توان به عنوان نقطه عطف جديد در اقدامات مداخله جويانه دولتمردان كاخ سفيد، محسوب كرد؛ زيرا ايالات متحده با عمليات نظامى گسترده و اشغال عراق به مدت سه هفته، همچنان در تحكيم قدرت سياسى خود ناكام مانده و به همين دليل است كه در ساختار سياسى آمريكا، رويكرد ابزار محور براى نيل به برترى ژئوپليتيكى و هژمونى بين المللى كاهش يافته است.
به سوى جنگ نرم
عمليات روانى محافظه كاران ايالات متحده عليه ايران را مى توان در موارد ذيل خلاصه كرد:
۱- تغيير در رويكرد سخت افزارى به نرم افزارى عليه ايران: برخى از نظريه پردازان بزرگ آمريكا، شكل جديدى از معادله قدرت را طراحى كرده اند. به باور آنان ويژگى هاى «جنگ بزرگ» با تغييراتى همراه شد كه علت اصلى آن نيز به مطلوبيت هاى ناشى از منازعات نظامى و امنيتى كه براساس نتايج حاصله از فرآيندهاى عملياتى پس از جنگ عراق مربوط مى شود، بازمى گردد. «جوزف ناى» با رويكرد انتقادى از قدرت سخت افزارى مى گويد: مشخصه پيروزى بزرگ آن نيست كه كشورى در اقدامات نظامى خود بتواند ارتش كشور ديگرى را مغلوب يا مجموعه ابزارها و ساختارهاى نظامى آن را نابود كند. مشخصه جنگ بزرگ را بايد در اين امر دانست كه عمليات نظامى عليه كشورى خاص چه نتايجى را به وجود مى آورد و چه موقعيت هايى را مى آفريند.
۲- ديپلماسى عمومى: نمادهاى رفتارى ايران در سال هاى گذشته نشان داده است كه خطرپذيرى مقام ها و جامعه ايرانى در پاره اى از مواقع غيرقابل پيش بينى و در نتيجه فراگير است. به تبع آن، هرگونه عمليات نظامى آمريكا عليه ايران نتايج مشخص و مبهمى را به وجود خواهد آورد. به همين دليل است كه در شرايط موجود آمريكايى ها ترجيح مى دهند كه از الگوى «جنگ نامتقارن» و عمليات روانى عليه ايران استفاده كرده و از ابزار ديپلماسى عمومى در مواجهه با ايران بهره ببرند. بويژه نتايج ناموفق اشغال عراق اين رويكرد را تقويت مى كند.
۳- عمليات نامتقارن: اين نوع عمليات داراى ويژگى هاى مشتركى با «جنگ كم شدت» است. اينگونه عمليات مبتنى بر نبرد غيرمستقيم بوده و در نتيجه آمريكايى ها در سطح فراگير خود را درگير اقدامات نظامى و عملياتى نمى كنند. شايد بتوان اين امر را جلوه هايى از ايجاد تعادل در رفتار استراتژيك ايالات متحده به شمار آورد. الگوى عمليات نامتقارن مبتنى بر همكارى غيرمستقيم در حوزه هايى است كه ايران و آمريكا از منافع مشتركى برخوردارند. در اين روند آمريكا تمايلى به بهره گيرى از ابزارهاى نظامى نشان نمى دهد و درنتيجه تلاش مى كند تا اهداف خود را در روند طولانى ترى تحقق بخشد.
در چارچوب عمليات نامتقارن عليه ايران مى توان به طرح «دموكراسى در ايران» كه دولتمردان كاخ سفيد درصدد به اجرا درآوردن آن مى باشند، اشاره كرد. اين طرح را سازمان هاى اجرايى ايالات متحده ازجمله وزارت امورخارجه و سازمان اطلاعات مركزى (سيا) موردحمايت و نظارت قرارمى دهند.
يكى از مهمترين مؤسساتى كه بر عمليات نامتقارن عليه ايران تأكيد مى كند، مؤسسه آمريكايى «اينترپرايز» مى باشد. در اين مؤسسه افرادى مانند مايكل لدين، برنارد لوئيس و سام براون بك فعاليت مى كنند.
افراد يادشده بر ضرورت تعارض عليه ايران تأكيد داشته، ليكن در شرايط موجود بهره گيرى از ابزارهاى نظامى را غيرمؤثر و نامطلوب مى دانند. مؤسسه يادشده درصدد طراحى انقلاب رنگين در ايران است. به باور اين عده، هرگونه اقدام سريع و عمليات شتابزده منجر به شكل گيرى فرايندهايى مى شود كه احتمال مهار آن ممكن نيست.
جمع بندى
000096.jpg
تقابل ايران و آمريكا به انقلاب اسلامى ايران و پيروزى آن بازمى گردد؛ زيرا نزديك ترين متحد آمريكا در منطقه غنى خاورميانه كه از زمره ى كليدى ترين كشورهاى منطقه از جهت موقعيت ويژه اقتصادى، سياسى، راهبردى و... محسوب مى شد، به دشمن درجه اول اين كشور بدل شد. اين مخالفت ها و تنش ها پس از ۲۸ سال نه تنها كاهش نيافت بلكه به دليل «سياست زورمدارانه» ايالات متحده در پاره اى از مواقع حتى به بالاترين حد خود رسيد.
در شرايط كنونى نيز اين وضعيت به دور تازه اى رسيده و حتى تشديد نيز شده است. به نظرمى رسد علت اصلى آن را بايد در راستاى مخالفت هاى مغرضانه سياستگذاران كاخ سفيد عليه فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ايران ارزيابى كرد. قريب به پنج سال كه از آغاز توانمندى هسته اى ايران مى گذرد، دولتمردان واشنگتن به طرق گوناگون در صدد تضعيف نظام جمهورى اسلامى در منطقه و جهان مى باشند تا از اين راه بتوانند دولت و ملت ايران را از خواسته برحق خود درراستاى اين فعاليت  صلح آميز منصرف سازند. نومحافظه كاران براى تحقق اين امر، از ابزارها و محركه هاى گوناگون بهره برده و مى برند. ليكن آنان كه در ابتدا خواهان برخورد عليه ايران با قدرت سخت افزارى بودند، باتوجه به مشكلاتى كه در افغانستان و بويژه در عراق با آن مواجه شدند، به رويكرد نرم افزارى روى آورده و كاربرد توأمان اين دو قدرت براى آنان حائز اهميت است.
البته لازم است كه عنايت خاص مسئولان، سياستمداران، تحليلگران و... را به اين نكته سوق داد كه از آن جهت كه عمليات روانى و تبعات آن معمولاً مقدمه و زمينه اى براى تسهيل در مداخلات نظامى است و همچنين باتوجه به اين كه تصميم گيران كاخ سفيد منطقى عمل نكرده و اصولاً خودسرانه و بدون توجه به نظرات ديگر دولتها و سازمان ها پيش مى روند، تصور اينكه رويكرد نرم افزارى، تنها استراتژى ايالات متحده عليه ايران اسلامى است و خيلى خوشبينانه است.
دليل اصلى اين مدعا هم سند جديد امنيت ملى آمريكا منتشره در سال ۲۰۰۶ است.
در اين سند ديگر بار بر «دكترين جنگ پيشدستانه» كه در سال ۲۰۰۲ نيز به آن اشاره شده بود، تأكيد گرديده است. در اين سند بيش از ۵۰ بار از ايران نام برده شده و مؤكداً از نظام جمهورى اسلامى ايران به عنوان «بزرگترين چالش» آمريكا يادشده است و مى توان گفت محور استراتژى امنيت ملى جديد آمريكا در واقع گسترش و ارزيابى گزارش پيشين در سال ۲۰۰۲ مى باشد.
اين سند را مى توان بازتابى از مبارزات آينده آمريكا تلقى كرد، زيرا آنان به ارزيابى اقدامات گذشته و تشريح مبارزات پيش رو پرداخته اند.

|   يادداشت   |   رئيس جمهور (۱)   |   رئيس جمهور (۲)   |   رئيس جمهور (۳)   |   رئيس جمهور (۴)   |   سياسى (۱)   |   سياسى (۲)   | 
|   سياسى (۳)   |   سياسى (۴)   |   سياسى (۵)   |   سياسى (۶)   |   سياسى (۷)   |   سياسى (۸)   |   سياسى (۹)   | 
|   سياسى (۱۰)   |   بين الملل (۱)   |   بين الملل (۲)   |   بين الملل (۳)   |   طرح و كاريكاتور (۱)   |   طرح و كاريكاتور (۲)   |   اجتماعى (۱)   | 
|   اجتماعى (۲)   |   اجتماعى (۳)   |   اجتماعى (۴)   |   اقتصادى (۱)   |   اقتصادى (۲)   |   اقتصادى (۳)   |   اقتصادى (۴)   | 
|   اقتصادى (۵)   |   اقتصادى (۶)   |   اقتصادى (۷)   |   هنرى (۱)   |   هنرى (۲)   |   هنرى (۳)   |   هنرى (۴)   | 
|   هنرى (۵)   |   هنرى (۶)   |   پايدارى (۱)   |   پايدارى (۲)   |   پايدارى (۳)   |   فرهنگ و انديشه (۱)   |   فرهنگ و انديشه (۲)   | 
|   فرهنگ و انديشه (۳)   |   فرهنگ و انديشه (۴)   |   فرهنگ و انديشه (۵)   |   فرهنگ و انديشه (۶)   |   تاريخى (۱)   |   ورزشى (۱)   |   ورزشى (۲)   | 
|   طنز (۱)   |   ورزشى (۳)   |   ورزشى (۴)   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |