|
|
|
افق طلايى جمعيت ايران
الهام آرمان
|
|
|
آخرين آمار شفاهى مركز آمار ايران نشان از تنفس ۷۰ ميليون و ۶۰۰ هزار انسان ايرانى در كشور دارد. اما تقريباً تمامى ايرانيان گاه و بى گاه از خود مى پرسند ارتفاع خانه هاى اين هرم تا كجا بالا خواهد رفت و آيا روزى اين حجم فرو خواهد ريخت و ما با كمبود آدم مواجه خواهيم شد؟! رشد جمعيت همواره با عوامل اجتماعى چون نرخ زاد و ولد، مرگ و مير و موارد مشابه در ارتباط است. براساس گفته هاى دكتر «طهمورث شيدى»، جامعه شناس، تحولات معاصر جمعيت ايران چند دوره تاريخى شامل پيش از انقلاب (دوره پهلوى)، آغاز انقلاب اسلامى، دوره جنگ و پس از آن را گذرانده تا به مرحله كنونى رسيده است. عضو هيأت علمى دانشگاه، فرهنگ غيررسمى (مردم) و رسمى (دولتى) را در بارورى و نابارورى مردم جوامع مختلف مؤثر مى داند. وى مى گويد: «ضعف اطلاعاتى مردم در دوره پيش از انقلاب منجر به غلبه فرهنگ رسمى بر غيررسمى و تأثير آن در رشد جمعيت كشور شده است. اما همگام با دگرگونى هاى جهانى مانند ورود هنر و سينماى مدرن به ايران، فرهنگ غيررسمى و شاخص هاى اجتماعى (نوع مسكن، شرايط اجتماعى، شيوه زندگى)، شاخص هاى بهداشتى (كنترل باردارى، رعايت اصول بهداشتى، تنظيم خانواده و مسائل زناشويى) اطلاعات مردم و فرهنگ رسمى به هم سازى هاى نسبى رسيد. گرچه در اين ميان بعضى از مردم كنترل جمعيت را دستورى از جانب بيگانگان مى پنداشتند، اما اين صدا، چندان بلند نبود.از طرف ديگر پديده اى اجتماعى به نام «جنگ»، خواسته و ناخواسته جمعيت ايران را دچار دگرگونى هايى كرد. در اين ميان فرهنگ رسمى و غيررسمى تحت الشعاع تعداد شهيدان، جانبازان و ديگر قربانيان جنگ قرار گرفت. سپس رشد جمعيت كشور راه هم سازى با جنگ را در پيش گرفت و بالاخره پس از دوره ۸ ساله جنگ، جامعه به سمت جمعيت استاندارد، به روز و مطلوب گام برداشت. در حال حاضر طبق آمارهاى رسمى و غيررسمى زمينه هاى اجتماعى، ارزش ها و عرف هاى فرهنگى، اقتصادى و سياسى، شرايط جديدى براى كشور به وجود آورده است. حال، تك فرزندى، بدون فرزندى و افزايش نابارورى به علت هاى مختلفى چون بيم از آينده فرزندان، نداشتن شغل مناسب، افزايش آمار آسيب هاى اجتماعى (قتل، بزهكارى و...)، اميد به ادامه زندگانى را در افراد كاهش داده است.وجود آمارهاى متفاوت جمعيتى يكى از مشكلات جامعه فعلى ايران به شمار مى رود و با كنار هم قرار دادن ارقام چندگانه به نتيجه كاهش جمعيت مى رسيم. اما اين اعداد و ارقام شايد فقط روى دست نوشته ها جالب باشند. بررسى علت هاى كاهش جمعيت و سلبى بودن آن از جمله موارد مهمى است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.»شيدى، جمعيت كشور را در ۱۰ سال آينده از لحاظ كمى رو به بهبود و از نظر كيفى با كاهش انگيزه تشكيل خانواده مى داند. «بايد بر استانداردسازى شرايط كمى و كيفى در مسائل جمعيتى و انسانى ايرانيان تأكيد شود. زنگ هاى خطر بايد از همين حالا به صدا درآيد، چرا كه دل خوش كردن به كاهش تعداد انسان هايى بدون انگيزه هاى لازم زندگى، راه به سوى دگرگونى تخريبى دارد.» < جمعيت سال خورده ۴۰ سال آينده دكتر «محمد ميرزايى»، رئيس انجمن جمعيت شناسى ايران، ساختار سنى جمعيت در ۲۰ سال گذشته را داراى ثبات نسبى مى داند.«در سال هاى ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ تا دوره ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ رشد جمعيت (۳ درصد) بسيار بالا بود. اما اين اتفاق بالاخره از سال ۱۳۶۵ تاكنون با كاهش بارورى و زاد و ولد ادامه يافت.هرم سنى كشور در حال حاضر از مقطع سنى جوان خارج شده و به سمت سالخوردگى در حال حركت است. شايد هم در ۳۰ تا ۴۰ سال آينده شكل جمعيت سالخورده را پيدا كند كه بدين ترتيب ۶ تا ۷ درصد جمعيت بالاى ۶۵ سال فعلى به حدود بالغ بر ۱۵ درصد خواهد رسيد.به اعتقاد استاد دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران در حال حاضر تراكم جمعيت ميانه (فعال) بالقوه موقعيت خوبى است.» تراكم جمعيت فعال مى تواند مانند كشورهاى چين و ژاپن جهش اقتصادى داشته باشد و براى بهره نبردن از اين شرايط جمعيتى دليلى وجود ندارد. بار تكفل در كشور رو به كاهش است و پائين بودن اين بار مثبت ارزيابى مى شود. چرا كه بيش از نيم قرن است كه كشورهاى صنعتى داراى جمعيت ميانسال و موفق هستند. تنظيم خانواده اى بدون تعطيلى «ميرزايى» افزايش سن ازدواج و آگاهى هاى بهداشتى را داراى ابعاد مثبت و منفى مى داند :« ازدواج ديرهنگام بيمارى هاى اجتماعى را جدى تر مى كند. همچنين با كاهش بارورى نبايد به تعطيلى برنامه هاى تنظيم خانواده بپردازيم.علاوه بر مسائل اشتغال زايى جوانان، نبايد از مشكلات و افسردگى هاى ميانسالى غفلت كرد. همچنين درباره آخرين برآورد سن متوسط ازدواج بايد گفت سن متوسط زن ها در سال ۱۳۶۵ حدود ۲۰ سال و مردان ۲۳/۵ سال بود. اما در حال حاضر بعيد به نظر نمى رسد كه سن ازدواج زنان به بيش از ۲۵ سال نيز برسد. ولى اين ارقام با قطعى شدن نتايج سرشمارى سال جارى مستندتر خواهند بود. معتقدم كه سنين ۲۴ تا ۲۵ سال و ۲۸ و ۲۷ سال سن ازدواج طبيعى مردان است.»ميزان عمومى مرگ و مير در گزارش، ۵ در هزار و يا ۶ در هزار عنوان شده است. «ميرزايى» در مقايسه اين شاخص (ميزان مرگ و مير) كشورمان با ديگر كشورها مى گويد: «ميزان مرگ و مير كشورهاى اروپايى (جمعيت سالخورده) حدود ۱۲ يا ۱۳ در هزار (يعنى بالغ بر دو برابر ميزان عمومى مرگ و مير ايران) است.آخرين آمار، فوت سالانه ايرانيان را ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار نفر نشان مى دهد.با اين حساب مواليد سالانه ايران ۴ برابر تعداد فوت هاست.» رشد جمعيت فعلى ايران ۱/۵ درصد است و شانس متوسط زندگى هر ايرانى در حال حاضر به ۷۰ سال رسيده است. اين رقم در ژاپن ۸۰ و در اسكانديناوى ۷۹ سال برآورد مى شود. مبالغه كمبود پسر برخى مى گويند جمعيت ايران در حال حاضر، پسر كم دارد و دختر، زياد! آيا مى توان در عمل به چنين ارقامى رسيد؟ رئيس انجمن جمعيت شناسى ايران كم شدن تعداد پسران و افزايش دختران دم بخت را مبالغه آميز مى داند: «تغييرات ساختمان جمعيت فقط ممكن است موجب ازدواج ديرهنگام دختران و ازدواج مردان سن بالا با دختران كم سن و سال شود و اين ممكن است در بعضى از نسل ها خلأ ايجاد كند. (عرضه و تقاضا در سن ازدواج) وى ۵۰ سالگى را سن تجرد قطعى (سنى كه مطمئناً افراد ديگر تن به ازدواج نخواهند داد) مى داند. «حدود ۲ درصد زنان ومردان ايرانى اصلاً ازدواج نمى كنند و اين رقم تاكنون در مورد زنان كمتر بوده است. با توجه به بعد نبود تعادل ساختار سنى آينده جمعيتى ايران، فراغت و اشتغال زنان را مى توان جايگزين هاى روانى، اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى افزايش تجرد احتمالى زنان در آينده دانست. <اثبات حقايق حقايق يكى يكى به اثبات مى رسد زمين خواسته و ناخواسته چشم بر آدميان دوخته، جوش و خروش صداى نسل هاى آينده به گوش مى رسد.اما حكايت پيش بينى هرم سنى آينده ايران از نگاه دكتر «شهلا كاظمى پور» استاد دانشگاه تهران حكايتى طلايى و اميدواركننده است. «با روند رشد جمعيتى فعلى، ايران هرگز با كمبود نيروى انسانى روبرو نخواهد شد. همچنين با برابر در نظر گرفتن سن ازدواج، تعداد دختران و پسران در آينده با هم برابر است و اين اعداد و ارقام با مقايسه اى كه در آن دختران، ۵ سال جوان تر از پسران در نظر گرفته مى شوند، كمى دچار اختلال خواهد شد.آمار باسوادى ايران در منطقه منحصر به فرد است و حتى دختران روستاهاى محروم مدرك تحصيلى ديپلم دارند. بايد بدانيم كه از گذشته تاكنون در تمام سال هاى سرشمارى تعداد مردان بيش از زنان ايرانى و ميزان دختران ازدواج نكرده كمتر از مردان اين گروه سنى برآورد شده است. به همين خاطر افق آينده جمعيتى ايران را داراى ساختارى بسيار سالم مى دانم و معقتدم همگان بايد مطمئن باشند رشد جمعيت كشور هرگز به صفر نخواهد رسيد و مسائل اجتماعى مانند طلاق، مهاجرت و فرار مغزها ممكن است حتى در جوامع بسيار كم جمعيت نيز رخ دهد و نبايد علت افزايش جمعيت ايران به شمار رود.»به اعتقاد معاون پژوهشى مركز مطالعات آسيا و اقيانوسيه در هرم جمعيت فعلى و آينده (البته با اما و اگرهاى فراوان) قسمت هاى وسط هرم جمعيتى متورم شده و به هرم استوانه اى با اشتغال تام خواهيم رسيد:«ايران تا حدود ۳۰ سال آينده با رشد جمعيت منفى و در صورت انجام سرمايه گذارى هاى زيربنايى با جمعيت فعال (نظير كشورهاى توسعه يافته) روبرو مى شود. به اعتقاد من روند كاهش جمعيت كشور مثبت است و محدود شدن ميزان بارورى ها و حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى، فرصت هاى مناسب براى رشد به وجود آورده است. اما در اين ميان افراد گله مندى نيز از شرايط اقتصادى خود ناراضى هستند كه بايد در پاسخ به آنان گفت وضع اقتصادى بدتر نشده و فقط معرفى شدن شهروندان اين شرايط را ايجاد كرده است وگرنه نيازهاى اوليه زندگى در فقيرترين خانواده هاى ايرانى نيز رفع مى شود اما بايد براى تمامى اين نيازمندى ها برنامه ريزى هاى درست انجام داد.»
|
|
|
|
|