جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۶ صفر ۱۴۲۸
Fri, Mar 16, 2007
ورزشى (۱)
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
يادداشت
رئيس جمهور (۱)
رئيس جمهور (۲)
رئيس جمهور (۳)
رئيس جمهور (۴)
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياسى (۱۰)
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
طرح و كاريكاتور (۱)
طرح و كاريكاتور (۲)
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اجتماعى (۴)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
اقتصادى (۷)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
هنرى (۶)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
پايدارى (۳)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
فرهنگ و انديشه (۵)
فرهنگ و انديشه (۶)
تاريخى (۱)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
طنز (۱)
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
گفت وگوى اختصاصى «ايران» با كارل هاينس رومنينگه
محمدرضا سروش
يادداشتى از گزارشگر هفته نامه كيكر آلمان
گفت وگوى اختصاصى «ايران» با كارل هاينس رومنينگه
ارزان مى خريم
گران مى فروشيم
محمدرضا سروش
000453.jpg
از جمله مهم ترين دغدغه هاى يك دهه اخير فوتبال ايران، لژيونرها بوده اند.
بازيكنان ايرانى كه از اواسط سال ۱۹۹۷ يكى يكى توانستند راه ورود به ليگ هاى ممتاز اروپايى همانند بوندس ليگاى آلمان، ماكس بوندس ليگا اتريش، ژوپيتر ليگ بلژيك، ليگ برتر انگليس، ليگ تركيه، لاليگا اسپانيا و كالچوى ايتاليا را هموار سازند و در خلال اين سال ها، عملكرد هاى مختلفى از خود به جاى گذاشتند. بطورى كه در ارتباط با گروهى از اين عده، عنوان «لژيونر موفق» داده شد و برخى نيز لقب «لژيونرهاى ناموفق» را به خود گرفتند! دسته بندى كه البته از طرف كارشناسان درجه اول فوتبال اروپا نيز در اين مدت انجام گرفته كه از اين بين، كارل هاينس رومنينگه بازيكن خوشنام پيشين آلمان و اروپا و معاون باشگاه بايرن مونيخ آلمان نگرش عميق ترى به اين رويداد فوتبال ايران داشته است.
رومنينگه در تماس تلفنى با من و سپس مارك اشترلر، دوست آلمانى مقيم مونيخ، درباره لژيونرهاى ايران
حرف هاى جالبى زده است.
  آقاى رومنينگه! باشنيدن نام ايران ياد چه چيزى مى افتيد؟
خيلى چيزها، مثلاً خاويار يا فرش ايرانى يا خود كشور ايران. البته من در اين حالت به ياد فوتبال ايران و بازيكنانى مثل دايى، هاشميان، على كريمى يا مهدى مهدوى كيا مى افتم.
گفتيد فوتبال و فوتباليست ايرانى. آيا از فوتبال ايران شناختى هم داريد؟
بله خيلى زياد
  مثلاً چى؟
شناخت و آگاهى من از فوتبال ايران به سال ۱۹۷۸ باز مى گردد زمانى كه عضو تيم بايرن مونيخ بودم و براى تيم كشورم بازى مى كردم. در آن سال امكان حضور در رقابت هاى جام جهانى ۱۹۷۸ آرژانتين را به همراه تيم ملى آلمان در كنار بازيكنانى مثل برتى فوگتس، سپ ماير، اريش بئر، رايتر بونهوف، بوند هولزبناين و خيلى هاى ديگر پيدا كردم.
البته در اين رقابت ها، تيم آلمان موظف بود از عنوان قهرمانى اش در جام جهانى ۱۹۷۴ دفاع كند، اما از قاره آسيا به آن مسابقه ها تيم ملى ايران، راه يافته بود. ايران در حقيقت تنها نماينده قاره آسيا در پيكارهاى جام جهانى آن زمان بود...
  از نتايجى كه تيم ايران در نخستين حضورش در يك دوره از جام جهانى، منظورم جام جهانى ۱۹۷۸ است، گرفت، چيزى به خاطر داريد؟
هم اكنون خيلى خوب به خاطر ندارم... اما نه، فقط يادم هست تيم ايران با هلند، نايب قهرمان جهان بازى كرد.
كه سه بر صفر شكست خورد.
بله. تيم ايران تجربه يك چنين رقابت سنگينى را نداشت. پس در نخستين حضورش، شكست را برابر هلند پذيرفت كه از نظر من طبيعى بود.
 واقعاً؟
بله. نبايد از تيم ايران به خاطر شكست برابر هلند، خرده گرفته مى شد. زيرا همانگونه كه گفتم اين نخستين تجربه حضور تيمى مثل ايران در جام جهانى بود. بديهى است كه نماينده آسيا، نمى توانست دست به رقابتى برابر با هلند زند.

< تجربه حرفه اى گرى بازيكنان ايرانى
  در ادامه طرح همان سؤال اوليه يعنى آگاهى و شناخت از فوتبال ايران، ديگر چه چيزى از اين فوتبال را به خاطر مى آوريد؟
انجام بازى ايران و آلمان در جام جهانى ۱۹۹۸ فرانسه و سپس دو سال قبل ديدار دوستانه ايران و آلمان در ورزشگاه آزادى. همين طور بازى دوستانه بايرن مونيخ در برابر نماينده پر قدرت فوتبال ايران يعنى پرسپوليس در سال گذشته در ورزشگاه آزادى و نيز كلى بازيكن ايرانى كه فرصت حضور و كسب تجربه را در بوندس ليگا پيدا كردند.
  در اين بخش به موارد زيادى اشاره كرديد. مواردى كه مايليم به صورت تك تك در باره اش با شما صحبت كنيم.
خواهش مى كنم. بفرماييد...
اول از بازى ايران و آلمان در جام جهانى ۹۸ فرانسه شروع مى كنيم. به نظر شما عامل برترى ۲ بر صفر تيم آلمان در آن بازى مقابل ايران چه بود؟
كسب تجربه بيشتر و برخوردارى از روحيه حرفه اى گرى. زيرا در آن هنگام بازيكنان ايرانى تازه در ابتداى دوران آشنايى نزديك خود با فوتبال روز جهان از طريق حضور در ليگ هاى اروپايى، بويژه بوندس ليگاى آلمان بودند.
در نقطه مقابل تيم آلمان، صاحب يكى از مجموعه هاى پر سن و سال خويش در طول تمامى ادوار حياتش بود. خوب به خاطر دارم در آن بازى، تيم ايران ايستادگى و مقاومت جانانه اى در دفاع داشت. تيم كاملاً با تجربه آلمان هم از جناح چپ و راست آنقدر توپ روى دروازه ايران ريخت تا بالاخره امكان گذر از خط دفاع ايران را پيدا كرد تا برد دو بر صفر برايش رقم خورد.
  فكر مى كنيد آيا حريفى مثل ايران مى توانست به نتيجه اى بهتر از باخت دو بر صفر در آن بازى برسد؟
اگر تيم ايران اندكى بهتر در دفاع عمل مى كرد و مى توانست به روى دروازه تيم آلمان تدارك حمله ببيند، امكان داشت حتى با تيم آلمان به تساوى نيز برسد. زيرا براى دقايق زيادى، حريف آسيايى توانسته بود دروازه خود را به روى تيم آلمان بسته نگه دارد.

< درخشش كريمى در بازى با آلمان
  در كنار آن تقابل ايران و آلمان، دو سال قبل در ديدارى دوستانه، امكان يك رويارويى ديگر ميان تيم هاى ملى اين دو كشور فراهم شد، آن هم در ورزشگاه آزادى تهران تا شما به شناخت جامع ترى نسبت به فوتبال ايران برسيد. در اين باره نيز توضيح مى دهيد؟
من از طريق تلويزيون شاهد آن بازى شدم. فرانتس بكن باوئر دوست و همكارم در بايرن، مأمور انجام گزارش و تحليل مسابقه، در تهران شده بود. من هم به اين بهانه، توجه عميقى به بازى كردم. در آن بازى كه به مناسبت كمك فدراسيون فوتبال آلمان به كشور ايران به خاطر حادثه زلزله بم صورت گرفت، ما توانستيم بازى خوبى از تيم ايران و بازيكنانش، بويژه على كريمى ببينيم. بازى كه دو تيم بيشتر سعى كردند فرصتى به بازيكنان اصلى و ذخيره خود براى حضور در زمين دهند تا فرصت تجربه اندوزى فراهم شود.
  درباره آن بازى بعداً شنيدم كه مبنايى شد تا باشگاه بايرن مونيخ سراغ خريد و جذب على كريمى، هافبك تكنيكى تيم ملى ايران افتد. اين مسأله صحت دارد؟
بله. يكى از عوامل مؤثرى كه باشگاه بايرن مونيخ را ترغيب كرد به سراغ خريد و استخدام على كريمى برود، همان بازى بود. در آن ديدار، كريمى بازى فوق العاده اعجاب انگيزى را ارائه داد تا ما دربايرن پى ببريم بى علت نبوده كه در قاره آسيا، به او لقب مارادونا داده اند. البته در كنار آن بازى، ما از كانال هاى ديگرى نيز مسير دسترسى به على كريمى را دنبال كرديم. مثلاً آقاى فاضلى، مدير برنامه هاى او، اطلاعات جامعى را درباره كريمى در اختيار باشگاه بايرن قرار داد تا انگيزه، ميل و اشتياق براى جذب اين بازيكن را پيدا كنيم...
تا از اين طريق، امكان آشنايى بيشتر با فوتبال ايران برايتان فراهم شود؟
بله.
  راستى بازى سال قبل بايرن مونيخ با پرسپوليس در تهران نيز در همين راستا بود؟
قطعاً حضور كريمى در تيم بايرن براى انجام بازى دوستانه، با تيم ايرانى تأثير گذار بوده. با اين وجود باشگاه پرسپوليس از طريق نماينده خود به اطلاع بايرن رساند كه مى تواند شرايط كلى سفرى كوتاه مدت را براى بايرن فراهم كند. بعد ما در باشگاه به اين نتيجه رسيديم براى تيم كه در آن زمان در اردوى زمستانى دبى، به سر مى برد، انجام يك چنين ديدار دوستانه اى مى تواند ثمربخش باشد.
  واقعاً ثمربخش بود؟
بله از لحاظ مالى، انجام اين بازى به بايرن كمك كرد. از لحاظ ورزشى هم تأثيرات زيادى در برداشت.

< آشنايى از طريق لژيونرها
  در ابتداى سخن به اين نكته اشاره داشتيد كه حتى از طريق لژيونرهاى ايرانى شاغل در بوندس ليگا، فرصت آشنايى هر چه بيشتر را با فوتبال ايران پيدا كرد ه ايد. در اين باره توضيح مى دهيد؟
بله. حضور بازيكنانى همانند على دايى، مهدى مهدوى كيا، خداداد عزيزى، وحيد هاشميان و على كريمى در بوندس ليگا نه فقط به من، بلكه به همه آلمانى هاى علاقه مند به فوتبال، كمك كرده تا با فوتبال ايران بيشتر آشنا شوند. خود من، زمانى كه بحث خريد و جذب بازيكنانى مانند دايى، هاشميان يا كريمى مطرح شد، توانستيم در اين محدوده مطالعاتى انجام دهم و با دوستان همكارم در باشگاه بايرن، همفكرى هايى داشته باشم كه يقيناً به افزايش اطلاعاتم از تيم ايران، خيلى كمك كرده است.
  همانگونه كه خودتان نيز به آن اشاره داشتيد، در همه سال هايى كه فرصت و مجال حضور بازيكنان ايرانى در بوندس ليگاى آلمان فراهم شده، اين امكان در باشگاه بايرن به دست آمد تا صاحب سه بازيكن ايرانى همانند على دايى، وحيد هاشميان و على كريمى شود. مى توانيد توضيح دهيد علت عمده يك چنين خريدهايى از جانب بايرن براى چه بود؟
ـ برطرف كردن نيازهاى بايرن در خطوط ميانى و حمله. در تيم بايرن در مقعطى احساس نياز شد به داشتن مهاجمانى كه بتوانند از عهده وظيفه گلزنى خوب برآيند. به همين خاطر بود كه باشگاه بايرن اقدام به جذب على دايى و وحيد هاشميان كرد. اين دو مهاجم در زمانى كه به بايرن پيوستند، فرصت حضور در بوندس ليگا را پيدا كرده بودند. به عنوان مثال على دايى بعد از بازى در تيم آرمينيا بيله فلد به بايرن پيوست. او نمايش هاى اميد بخشى در تيم بوندس ليگايى داشت. يا وحيد هاشميان، پس از گذر از هامبورگ و بوخوم، به جمع بازيكنان ما در بايرن اضافه شد. او در تيم بوخوم نيز تا حد يك گلزن حرفه اى بوندس ليگا مطرح بود.
اما در ارتباط با دايى و هاشميان، مدت حضورشان در بايرن به تنها يك سال رسيد. همين مسأله سبب شد تا هواداران فوتبال و نيز رسانه هاى ايرانى به باورهاى خاصى برسند. مثلاً فكر كنند بايرن با جذب دايى و هاشميان، به دنبال پركردن نيازهاى هجومى خويش نبوده و واگذارى و فروش اين مهاجمان را مد نظر داشته؟
ـ اين نظريه را به طور كلى به عنوان مسئولى از باشگاه بايرن، نمى توانم رد كنم لذا بخشى ازآن را مى پذيرم. نه فقط درباره اين دو بازيكن ايرانى، حتى در باره على كريمى و يا همه بازيكنان آلمانى و غير آلمانى كه به بايرن مى آيند، باشگاه ايده كلى را تعقيب مى كند. يعنى اين كه در آينده امكان واگذارى شان به تيمى ديگر باشد. به هر حال بايرن باشگاهى حرفه اى در فوتبال آلمان و اروپا است و داشتن چنين نگرشى، تنها مختص آن نيست. زيرا اگر دقت و توجه كنيد، حتماً مى بينيد باشگاه هاى آلمانى و يا باشگاه هايى مثل منچستريونايتد و آرسنال در انگليس، رئال مادريد و بارسلونا در اسپانيا، آث. ميلان يا اينترميلان در ايتاليا، همين رويه بايرن را دارند. در جهان باشگاه هاى حرفه اى ديگرى نيز هستند كه مثل ما عمل مى كنند.
پس اين رفتار را نبايد نامتعارف و غيرعادى تلقى كرد. بلكه برعكس خيلى هم عادى و مرسوم است. با اين حال درباره اين دو مهاجم بايرن بيشتر ديدگاه حفظ و استفاده بهتر براى مدتى بيش از يك سال را مدنظر داشت.
واقعاً؟
ـ بله!
  شما جريان كلى ورود بازيكنان ايرانى به بوندس ليگا را طى يك دهه گذشته، تعقيب كرده ايد؟
ـ بله.
نظر شما چيست؟
به نظرم ورود بازيكنان ايرانى به بوندس ليگا براى فوتبال شما و آلمان، ثمرات زيادى داشته است. در ايران قطعاً از دانش و تجربه حضور اين عده از بازيكنان استفاده مى شود. در آلمان نيز باشگاه ها عمدتاً از ورود بازيكنان ايرانى سود برده اند. پس مى بينيد كه اين يك همكارى دوطرفه است كه اميدوارم با استمرار بازيكنان با استعداد ايرانى، تداوم پيدا كند. اتفاقى كه بستگى به بازيكنان ايرانى دارد كه چگونه از اين پس عمل كنند تا مورد توجه باشگاه هاى آلمانى قرار گيرند.
يادداشتى از گزارشگر هفته نامه كيكر آلمان
لژيونر
مثل كدام يك؟
از همان روزى كه پاى نخستين بازيكنان وارداتى ايرانى به بوندس ليگا بازشد، جريان انتقال بازيكنان مستعد ايرانى به آلمان را تعقيب كرده ام.
هيچ فراموش نمى كنم اواسط سال ۱۹۹۷ كه على دايى و كريم باقرى به عنوان نخستين نفرات لژيونر ايرانى وارد بوندس ليگا شدند، آنها بازى در تيم آرمينيابيله فلد را برگزيدند و در پى آن راه ورود خداداد عزيزى و بسيارى ديگر از بازيكنان ايرانى به اين ليگ هموار شد.
اكنون پس از گذشت ۱۰ سال يعنى يك دهه، فوتبال ايران و آلمان مى توانند به برداشت هايى از بابت چنين حضور و خودنمايى برسند.
از ديدگاه ايرانى ها، حضور گسترده اى از بازيكنانش طى اين همه سال، قطعاً باعث خوشحالى و مباهات خواهد بود. ايرانيان از اين كه ديده اند ستارگان شان در بوندس ليگا و در تيم هايى  مانند بايرن، هامبورگ، هرتابرلين و هانوفر پابه توپ شده اند، احساس بالندگى مى كنند.
البته در كنار برخوردارى از چنين احساسى، ايرانيان ديگر فهميده اند براى ورود به بوندس ليگا بايد از چه معيارها و استانداردهايى برخوردار باشند.
در نقطه مقابل همين احساس و برداشت تحليلى از جانب آلمانى  ها و جود دارد. البته با شكلى ظريف تر و ملموس تر.
تصور مى كنم در اين نگرش، تيم هاى آلمانى گاهى اوقات از بابت خريد هاى ايرانى خود خوشحال و سرمست شده اند و توانسته اند به داشتن امثال على دايى، وحيد هاشميان يا مهدى مهدوى كيا ببالند.
گاهى اوقات نيز زمينه هاى خوشحالى كم بوده، به  عنوان نمونه زمانى كه بازيكنانى مانند پاشازاده، خطيبى يا يزدانى به بوندس ليگا آمدند، تصورى مبنى بر اين كه بدل ستارگان بزرگ خواهند شد، در مورد شان وجود داشت.
اما اين ذهنيت هيچ گاه درباره اين گروه ، شكل واقعى به خود نگرفت. از اين بابت تصور مى كنم ايران اگر مى خواهد روند انتقال بازيكن خود را به بوندس ليگا حفظ كند، بايد بازيكنانى از تيپ فكرى گروه نخست راهى بوندس ليگا كند؛ بازيكنانى كه عزم و اراده اى قوى داشته باشند و نظم پذير باشند.
بوندس ليگا هنگامى كه درهاى خود را به روى بازيكن ايرانى گشود، گمان مى كرد نيروى ايرانى مى تواند در كنار نيروهاى آمريكاى جنوبى مانند برزيل، آرژانتين، مكزيك يا پرو در بوندس ليگا موفق عمل كند.
اين نگرش هر چند به مرور ضعيف تر شد، اما هنوز هم درباره نيروى ايرانى كم و بيش وجود دارد.

|   يادداشت   |   رئيس جمهور (۱)   |   رئيس جمهور (۲)   |   رئيس جمهور (۳)   |   رئيس جمهور (۴)   |   سياسى (۱)   |   سياسى (۲)   | 
|   سياسى (۳)   |   سياسى (۴)   |   سياسى (۵)   |   سياسى (۶)   |   سياسى (۷)   |   سياسى (۸)   |   سياسى (۹)   | 
|   سياسى (۱۰)   |   بين الملل (۱)   |   بين الملل (۲)   |   بين الملل (۳)   |   طرح و كاريكاتور (۱)   |   طرح و كاريكاتور (۲)   |   اجتماعى (۱)   | 
|   اجتماعى (۲)   |   اجتماعى (۳)   |   اجتماعى (۴)   |   اقتصادى (۱)   |   اقتصادى (۲)   |   اقتصادى (۳)   |   اقتصادى (۴)   | 
|   اقتصادى (۵)   |   اقتصادى (۶)   |   اقتصادى (۷)   |   هنرى (۱)   |   هنرى (۲)   |   هنرى (۳)   |   هنرى (۴)   | 
|   هنرى (۵)   |   هنرى (۶)   |   پايدارى (۱)   |   پايدارى (۲)   |   پايدارى (۳)   |   فرهنگ و انديشه (۱)   |   فرهنگ و انديشه (۲)   | 
|   فرهنگ و انديشه (۳)   |   فرهنگ و انديشه (۴)   |   فرهنگ و انديشه (۵)   |   فرهنگ و انديشه (۶)   |   تاريخى (۱)   |   ورزشى (۱)   |   ورزشى (۲)   | 
|   طنز (۱)   |   ورزشى (۳)   |   ورزشى (۴)   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |