ماكس وبر پدر بروكراسى جهان معتقد است: «اقتدار عقلانى و قانون بهترين نوع اقتدار براى مديريت است.» در اين روش يكسرى مقررات به شكل هنجار پذيرفته مى شود و صورت قانونى دارد و اين نوع مديريت قائم به فرد نيست.
اما در جوامع سنتى اقتدار كاريزماتيك حرف اول را مى زند كه پيشرفتى هم ندارد. در اين نوع مديريت افراد دنبال شخصيت پرنفوذ و جاذبه هاى شخصى اين مديران هستند، در اين نوع روش، تقسيم كار و تخصص، اهميت چندانى ندارد پس عقلانيت هم مطرح نيست.
مديريت در باشگاه هاى ورزشى به ويژه دو باشگاه بزرگ پرسپوليس و استقلال، براساس شيوه كاريزماتيك است.
بحث اين گزارش، برروى شرايط باشگاه پرسپوليس است كه سال هاست از مديريت نسنجيده و تفكر نشده رنج برده و هر روز در گرداب مشكلات فرو مى رود.
< بحران مربيگرى يا بى كفايتى بازيكنان
محيط دايره مشكلات پرسپوليس نه تنها مشكلات مديريتى نيست بلكه مسائل فنى را هم شامل مى شود كه نكته دوم گاهى اوقات به خاطر توجه مردم به آن بيشتر بازتاب پيدا مى كند. انصارى فرد پس از استفاده از سياستى كاملاً حساب شده على پروين را از مسائل فنى تيم دور كرده و با جذب مربى بزرگى به نام «آرى هان» به سرعت خود را به عنوان مديرعاملى كه مى خواهد پرسپوليس را همسطح باشگاه هاى مطرح دنيا برساند، معرفى كرد. سرخپوشان پايتخت با مردى كه فوتبالش به فوتبال شناور هلندى متصل است، در آن مقطع كه خلأ فنى در آن احساس مى شد و نياز به شوك داشت، به خوبى توانست روند مثبتى در پيش گيرد، اما قضيه به همين سادگى پيش نرفت. آرى هان هيچ گاه مربى آرامى نبوده كه بخواهد با مسائل ريزى كه شايد فقط مختص به فوتبال ايران باشد، كنار بيايد.
به حرف هاى آرى هان دقت كنيد:
«وقتى پا به باشگاه پرسپوليس گذاشتم، فكر مى كردم باشگاه بزرگى است، حتى در آسيا، اما حالا بعد از مدتى مى بينم كه در اين باشگاه هيچ چيز سرجايش نيست و من سياه شما شدم.»
آرى هان البته با صراحت لهجه از مشكلات مديريت پرسپوليس داد سخن گفت و حتى در آخرين جلسه با انصارى فرد به بدترين نحو ممكن با او برخورد كرد. با اين وجود آن روزهاى پرحاشيه در پرسپوليس فراموش نمى شود. روزهايى كه مرد هلندى و دستيارش تئودور يونگ با چه نگاه محقرانه اى پرسپوليس را تمرين دادند، چه رفت و آمدهاى بى موقعى كه در نهايت كار را به جدايى كشاند. مديرعاملى كه روزى با غرور از جذب آرى هان مقابل دوربين هاى تلويزيون سخن مى گفت، بلافاصله با جذب مصطفى دنيزلى كه به نظر مى آمد در آن شرايط بهتر از او براى پرسپوليس نيست، بر اين نقطه تاريك در پرونده مديريتى اش سرپوش گذاشت. اما تيم محبوب پايتخت، با سرمربى ترك تبار كه مبلغ قراردادش به اندازه كافى انصارى فرد را با اين همه مشكلات مالى به چالش كشانده، نتوانسته در اندازه يك تيم مدعى خود را در ليگ برتر معرفى كند. دنيزلى كه به واسطه حضور دوساله اش در تيم پاس به خوبى با حاشيه ها و ديدگاه اهالى فوتبال و بويژه ادبيات گفتارى ايرانى جماعت، آشنايى يافته بود، در روزهاى نخستين حضورش در كادر مربيگرى پرسپوليس گفت: «من مى دانم به چه تيمى آمده ام. اگر مطمئن نبودم كه موفق مى شوم هرگز به پرسپوليس نمى آمدم. شما عملكرد من را در پاس ديده ايد.»
«فوتبالى بازارى» تركيب جالبى است كه تعدادى از كارشناسان به نحوه فوتبال پرسپوليس دنيزلى داده اند. فوتبالى كه تماشاگرپسند است اما در بطن كار فايده اى ندارد، چون نتيجه ندارد و امروز پرسپوليس جايش در ميان مدعيان قهرمانى نيست.
البته مقصر جلوه دادن دنيزلى در نتيجه گرفتن و يا بزرگ نمايى كردن درباره اين مربى كارى بس عبث است. چه بسا كه حتى همين تيم كه آرى هان آن را تشكيل داد با خود همان مربى هلندى جايگاه بهترى پيدا نمى كرد. پرسپوليس يك بيمار فنى است. درد پرسپوليس آبيارى نشدن در تيم هاى پايه است.
حاضرى خورى و جذب ستاره هاى سوخته و گردآورى فوتباليست هاى زود اشباع شده، دردى است كه بزرگترين مربيان دنيا هم نمى توانند آن را درمان كنند. مربيان پرسپوليس تا زمانى كه وضع به همين گونه باشد، جايگاه متزلزى خواهند داشت.
< مديريت در پرسپوليس
واژه «مديريت» در باشگاه پرسپوليس در سالهاى گذشته به علت تعريف نشدن، هميشه غريب و بى معنا بوده است. ساختار پيچيده اى كه گاهى افراد مسئول به پيچيدگى آن مى افزايند، سبب شده تا شعاع مديريت در اين باشگاه تعريف نشده باقى بماند و اينچنين مى شود كه مديران فقط كار را براى گروه بعدى سخت تر مى كنند.
|
|
|
با روى كار آمدن مهندس على آبادى در رأس مديريت ورزش كشور، باشگاه پرسپوليس با تحولى بسيط در امر مديريت روبرو شد. حضور سعيدلو معاون اجرايى رياست جمهورى، به عنوان رئيس هيأت مديره و عضويت حسين فدامالكى شخص اول مبارزه با مواد مخدر و حسين نژادفلاح در هيأت مديره همگى نشان از يك جمع معتبر سياسى و اجتماعى داد. در كنار آنها قرار دادن نام محمد حسن انصارى فرد و انتخابش به عنوان مديرعامل و محمد مايلى كهن به عنوان دو عنصر فوتباليست در هيأت مديره همگى حكايت از تشكيل مديريت جديد در پرسپوليس داشت. اما در همان ابتداى كار با كناره گيرى مايلى كهن از پرسپوليس - شايد به خاطر انتخاب نشدن به عنوان مديرعامل - تنها عنصر فوتبالى اين مجموعه انصارى فرد شد كه سابقه چندانى در مديريت نداشت و قاعدتاً باتوجه به مشغله هاى فراوان ديگر اعضا، انتظارى هم نمى رفت كه شخصى جز او اين تصدى را عهده دار شود.
بى شك با توجه به مشكلات فراوان حاشيه اى و انبوهى بدهكاران، حضور هر فرد با هر ويژگى مديريت در پرسپوليس نمى توانست و نمى تواند حل كننده مشكلات باشد. اما محمد حسن انصارى فرد در همان ابتداى فعاليتش در پرسپوليس نشان داد كه مى خواهد ثابت كند كه چه مدير كاريزماتيكى است. ۱۱ ماه از حضور مديرعامل در باشگاه مى گذرد و در اين مدت پرسپوليس با بحران هاى عجيب و ناشناخته اى روبرو شده كه براى آن نقطه آغازى نمى توان يافت.
پرسپوليس هيأت مديره قوى و بانفوذى دارد امابه علت تنگ بودن دايره حركت در اين باشگاه تا به امروز اين افراد معتبر نتوانسته اند آن طور كه بايد از موقعيت خود براى باشگاه استفاده كنند. مهمترين دغدغه باشگاه مسائلى مالى است كه شكايت هاى هميشگى بدهكاران را بدنبال دارد و اگر قرار باشد وضع به همين منوال پيش رود، سال هاى سال اين باشگاه بايد جوابگوى اين بدهكاران باشد. نخستين كسى كه در شرايط فعلى مورد آماج انتقادات قرار مى گيرد، كسى نيست جز انصارى فرد كه همواره با استفاده از جملاتى چون «من مربى بزرگ مى آورم، من بازيكن جذب مى كنم، ما درصدد راه اندازى كانون هواداران هستيم و ...» راه را براى انتقاد از خود بازگذاشته است.
متأسفانه امروزه در مديريت باشگاههاى كشور كمتر مى توان افرادى را جست كه سابقه مديريت در باشگاه ورزشى داشته باشند و همين باعث روى كار آمدن افرادى خاص و سپس محو شدن يكباره آنها شده است؛ خاصه روزهايى كه محمدرضا عبديايى معاون اقتصادى باشگاه پرسپوليس فعاليت چشمگيرى داشت.
در يك جمله مى توان گفت انصارى فرد شايد افكار بزرگ و ايده هاى جالبى (همچون دعوت از بايرن مونيخ در ابتداى فعاليت مديريتى) در سر داشته باشد، اما او راه پرفراز و نشيب را براى رسيدن به خواسته هايش انتخاب كرده و شايد همين موجب شد تا مسئولان رده بالاتر از او به فكر اضافه كردن عضو جديدى به هيأت مديره باشند. «حبيب كاشانى» مردى است كه از اعضاى جديد است.
اين مى تواند زنگ خطرى براى مديرعامل باشگاه تلقى شود، چرا كه نه در بخش مسائل مالى پرسپوليس به ساحل امنيت رسيده و نه در بخش فنى انتظارات را برآورده كرده. پرطرفدارترين تيم ايران در بخش مديريت قطعاً با فصل جديدى از كار رو به رو خواهد شد.
< حاشيه هاى بى حاشيه در مردان سرخ
تيم بزرگ هميشه حاشيه دارد. هميشه مى گويند اگر تيمى با درجه محبوبيت پرسپوليس حاشيه نداشته باشد، بايد به بزرگى و محبوبيت آن شك كرد. پس با صرف نظر از حواشى كه كاملاً طبيعى به نظر مى آيد، از اتفاق جالبى و حاشيه اى بايد گفت كه امسال كمتر از سال هاى گذشته پرسپوليس با آن روبرو شد. همگان تصور مى كردند با جذب ستاره استقلال، سرخپوشان با حاشيه هاى متفاوتى روبرو مى شوند، اما جالب اين كه عليرضا نيكبخت واحدى با پوشيدن پيراهن قرمز پيشانى حاشيه را بوسيد و با آن خداحافظى كرد. امسال حتى از دودستگى هواداران كه هميشه آنها را به هواداران پروين و هواداران پرسپوليس تفكيك مى كردند، خبرى نشد. البته كه نحوه مديريت انصارى فرد در اين باره بى تأثير نبوده است.
امسال اگر پرسپوليس در خانه هم ببازد، آن هم با نتايج شگفت انگيز ۴بر ،۳ هواداران فقط براى دو دقيقه اعتراض مى كنند و سپس ورق برمى گردد و همه يكصدا تيم محبوب خود را تشويق مى كنند. حواشى پرسپوليس به داخل تيم باز مى گردد. دو دستگى يا بهتر است بنويسيم سه دستگى در تيم موج مى زند. عده اى از بازيكنان را آرى هان چهره كرده، تعدادى با بينش دنيزلى مطرح شده اند و مابقى هم از حمايت مديرعامل برخوردارند. البته در اين بين بازيكنانى كه با حميد استيلى (مربى جدا شده پرسپوليس كه كناررفتن او هم داستانى جدا دارد) در ارتباط هستند، هم نبايد فراموش شوند بهتر است به يك جمع بندى برسيم و كوتاه و سفيد بگوييم!
پرسپوليس كاشانه خود را و پايه هايش را روى سطح آب بنا كرده و با هر موجى به طرفى نامعلوم حركت مى كند.