شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۷ صفر ۱۴۲۸
Sat, Mar 17, 2007
مهرگان
۳۵۹۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
ايرانگردى
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
مهرگان
ماجرا
درباره محمود مهدوى دامغانى
آغاز و پايان مهرگان
جشن مهرگان در ايران باستان، جشن بزرگداشت ايزدمهر بوده و بعد از نوروز مهم ترين جشن ايران به شمار مى آمده است.رسالتى كه در گذشته بر عهده اين اسطوره باستانى مى پنداشتند، به پندار ما بى شباهت به رسالتى كه طبقه نخبه جامعه امروز بر عهده دارد، نيست ؛ مهر فرشته عهد و پيمان و روشنى بوده، او وكيل روشنى است، چنانچه اصحاب روشنگرى نماينده روشن بينى اند...
همه اين تعبيرها بها نه اى شد تا روزنامه ايران در طول ۳ سال پياپى، صفحه اى را در ميان صفحات ميانى خود با نام مهرگان جاى دهد تا جشن نامه اى براى مشاهير معاصر ايران فراهم كرده باشد...
نزديك به هزار زندگى بازخوانى شد؛نزديك به هزار چهره به طراحى و تصوير در آمد و مسير هاى پيموده و آمده هزار نخبه و انديشمند معاصر ايرانى ،به قلم جمعى از روزنامه نگاران و خبرنگاران زبده،جمع آورى شد.
با همه تعبير ها و تحليل هايى كه از انجام طرح مهرگان در روزنامه ايران رفت،مهرگان خوشنود است كه به هدف غايى و نهايى خويش نزديك شده است كه همانا تجليلى از همه آنانى بود كه خدمتى به ايران اسلامى كرده اند و در حوزه و رشته خويش،سرآمد ديگران بوده اند.
و ما مفتخر به آنيم كه در سه حوزه ادبيات،هنر و علوم انسانى و همه زير مجموعه هاى آن، قبل از آن كه اقدام به انتشار روزانه مهرگان كنيم ، فهرستى از شاخص ترين نخبگان هر حوزه را با راهنمايى مراكز دانشگاهى، فرهنگستان ها و نيز نخبگانى در هر بخش انتخاب كرديم و از آغاز تا پايان مهرگان بر مبناى آن فهرست پيش رفتيم.
اينك مهرگان به پايان رسيده است؛انجام مهرگان در فضاى رسانه عمومى با همه تضادها و تعارضى كه در ماهيت اطلاع رسانى روزمره در روزنامه داشت،براين اصل مهم نيز صحه گذاشت كه رسانه علاوه بر خدمات اطلاعاتى،مى تواند - و بايد- نظرى به گذشته بيفكند وامكانات روشنگرى را در جامعه فراهم كند .
محسن شهرنازدار
درباره محمود مهدوى دامغانى
ترجمان معرفت
محمود مهدوى دامغانى متولد ۱۳۱۵ مشهد
ـ يادگيرى معارف دينى و قرآن كريم از ۵ سالگى ـ پايان تحصيلات متوسطه در مشهد ـ دريافت كارشناسى ادبيات فارسى از دانشگاه تهران ـ دريافت دكتراى زبان و ادبيات فارسى از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران ۱۳۴۶ـ تدريس در دانشگاه فردوسى مشهد ـ بازنشستگى در سال ۶۱ ـ همكارى با دانشنامه جهان اسلام و ترجمه مداخل هاى مختلف متون كهن عرب ـ برگزيده كتاب سال ۱۳۸۵ براى ترجمه مغازى واقدى ـ افزون بر ۱۸ هزار صفحه ترجمه متون كهن زبان و ادبيات عرب
برخى از آثار او عبارتند از:
282189.jpg
ـ ترجمه ۳ جلدى مغازى محمدبن عمر واقدى با نام تاريخ جنگ هاى پيغمبر اسلام (ص) ۱۳۶۴ - ۱۳۶۱ ـ ترجمه ۲جلد از كتاب دلائل النبوه محدث بزرگ، احمدبن حسين بيهقى شركت انتشارات علمى و فرهنگى ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ ـ ترجمه ۱۰ جلد از كتاب نهايه الارب فى فنون الادب (بخش سيره و تاريخ اسلام تا آغاز حكومت عباسى) انتشارات اميركبير ۱۳۶۷ - ۱۳۶۳ ـ ترجمه اخبار الطوال ابوحنيفه دينورى، نشر نى ۱۳۶۴ ـ ترجمه كتاب الجمل، شيخ مفيد، با نام نبرد جمل، نشر نى ـ ترجمه كتاب روضه الواعظين اثر فتال نيشابورى، نشر نى ـ ترجمه كتاب شمائل النبى پديده ابوعيسى ترمذى ـ ترجمه كتاب المعيار والموازنه پديده ارزنده ابوجعفر اسكافى ـ ترجمه مباحث اجتماعى و تاريخى شرح گران سنگ ابن  ابى الحديد بر نهج البلاغه در ۸ مجلد و ۳۵۰۰ صفحه ـ ترجمه كتاب اخبار مكه ابوالوليد ازرقى، نشر بنياد ـ ترجمه كتاب الوثائق گرد آمده پروفسور حميدا...، دانشمند پاكستانى، نشر بنياد - ترجمه كتاب التوابين مقدسى با نام توبه كنندگان، نشر انتشارات اطلاعات ـ ترجمه كتاب طبقات محمدبن سعد بن منيع در ۸ جلد و فزون بر ۳۰۰۰ صفحه، نشر فرهنگ و انديشه ـ ترجمه كتاب مقتل على بن ابى طالب صلوات الله عليه، نشر تاسوعا ـ ترجمه كتاب الغدير روانشاد شيخ محمدرضا فرج الله، بنياد الغدير. و....

«بزرگانى از طبقات مختلف، بر شرح نهج البلاغه همت گماشته اند؛ وزيرى چون اميرعلى شيرنوايى و فقيه و اصولى بزرگى چون مرحوم آخوند محمدكاظم خراسانى و مفتى بزرگى چون شيخ محمد عبده؛ و مناسب است براى اطلاع بيشتر بگويم كه مى توانيد به دو كتاب گرانسنگ قرن چهاردهم هجرى، يعنى «اندريعه الى تصانيف الشيعه» مرحوم علامه آقا بزرگ تهرانى و «الغدير» مرحوم امينى مراجعه كنيد كه در آن حدود ۸۰ شرح را نام برده و معرفى كرده اند. براين مقدار بايد كارهاى ديگرى را كه پس از آن دو بزرگوار و در اين ربع قرن اخير صورت گرفته افزود؛ نظير كار ارزنده سيدعبدالزهرا حسينى خطيب و استاد شيخ باقر محمودى و نيز دانشمندان ديگرى كه در اين مسير گام برداشته اند.
ابوالحسن بيهقى (فريد خراسانى) در شرحى كه با نام «شرح معارج نهج البلاغه » نوشته است، مدعى است كه نخستين شارح نهج البلاغه است و حال آن كه بر يقين و به طور مسلم پيش از او چند شرح بر اين كتاب شريف نوشته شده است كه از جمله شرح على بن ناصر است؛ و در همان حال كه ابوالحسن بيهقى شرح خود را مى نوشته است، قطب الدين راوندى از اعاظم علماى شيعه هم شرح مفصل خود را بر نهج البلاغه تأليف كرده است. مى دانيم كه بيهقى به سال ۵۶۵ قمرى درگذشت و قطب راوندى به سال ۵۷۳. از سوى ديگر نمى دانيم كه آيا قطب راوندى و كيدرى، كه شرح او بر نهج البلاغه به سال ۵۷۶ تمام شده است، از كار يكديگر آگاه بوده اند يا نه؛ و همين گونه است دو كار بزرگ ابن ابى الحديد، در گذشته ۶۵۶ و ابن ميثم بحرانى، در گذشته به سال ۶۷۵ ه. ق قطب راوندى شرح خود را «منهاج البراعه» نام نهاده است و مرحوم حاج ميرزا حبيب  الله خويى (درگذشته به سال ۱۳۲۶ قمرى) هم همين نام را بر كتاب خود نهاده است وبرخى هم، همانند ابن ميثم شرح خود را به عنوان هايى چون صغير، متوسط و كبير تنظيم كرده اند...»
اين جملات را استاد شاخص ادبيات عرب و محقق نامى متون معرفت دينى، استاد محمود مهدوى دامغانى در گفت وگويى گفته و جلوه اى از تسلط بر متون تاريخى زبان عرب و بويژه تمركز و توجه او بر كتاب معرفت و معانى؛ نهج البلاغه حضرت مولا على (ع) را به نمايش گذاشته است. مهدوى دامغانى خود مترجم يكى از مهم ترين شروح اين كتاب عظيم الشأن است؛ شرح ابن ابى الحديد كه مجموعه آن به ۲۰ جلد مى رسد، از جمله شروح مهمى است بر نهج البلاغه كه در قرن هفتم هجرى و توسط عبدالحميد بن هبه الله بن محمد ابن محمدبن حسين مدائنى معروف به «ابن ابى الحديد» نگاشته شده است. دكتر محمود مهدوى دامغانى استاد فاضل و از صاحبنظران نامى در حوزه تاريخ و ادبيات عرب، بخش هاى تاريخى اين شرح را در ۸ مجلد ترجمه كرده و بدان حواشى ارزنده اى زده است.
و اما كيست اين مترجم فرزانه؟
محمود مهدوى دامغانى، فرزند مرحوم آيت الله حاج شيخ محمدكاظم مهدوى دامغانى طاب ثراه، به روز چهارشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۱۵ خورشيدى در شهر مشهد متولد شد. به روش پسنديده آن روزگار كه در خانواده هاى مذهبى معمول بود، از سن ۵ تا ۷ سالگى را در محضر بانوى دين باور معصومه حديدى عرب به آموزش قرآن مجيد و صد كلمه سرور آزادگان، حضرت امير (ع) گذراند. از سال ۱۳۲۳ تا ۱۳۳۵ خورشيدى دوره هاى دبستان و دبيرستان را در دبستان غزالى و دبيرستان فردوسى مشهد سپرى كرد و پس از آن براى ادامه تحصيل به تهران آمد تا گويا با شوق و ذوقى كه برادرش استاد احمد مهدوى دامغانى در او بيدار كرده بود، در رشته زبان و ادب فارسى به ادامه تحصيل بپردازد. او از سال ۱۳۳۵ تا ،۱۳۴۶ دوره هاى كارشناسى و دكتراى زبان و ادبيات فارسى را در دانشكده ادبيات تهران گذراند و از اعاظم ادب آن زمان، همچون استادان همايى و فروزانفر و ديگران كسب فيض كرد. پس از پايان تحصيلات به مشهد بازگشت و از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۶۱ خورشيدى به عنوان استاديار و دانشيار در دانشكده هاى الهيات، ادبيات و علوم دانشگاه فردوسى مشهد به تدريس و نگارش مقالات دينى و ادبى در مجله هاى مكتب اسلام، آستان قدس رضوى، الهيات و معارف اسلامى و يادنامه هاى بزرگانى چون بيهقى، سرگرم بود و سرانجام در آبان ۱۳۶۱ به تشخيص برخى از گردانندگان دانشگاه مشهد، با تنزل رتبه و مرتبه، بازنشسته شد.
مى گويد: «از ديدگاه خودم «چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى». با تشرف هاى پياپى به آستان مقدس كعبه معظمه و ساحت قدس حضرت ختمى مرتبت(ص)، از پيشگاه خداوند به زارى مى خواستم تا به اين بنده كمترين خود، توفيق آسايش و سپرى كردن روزگار را به تحقيق ارزانى دارند و خداى را سپاس كه در فاصله سال هاى ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۵ خورشيدى، موفق به برگردان متون بسيار ارزنده اى از زبان عربى به زبان فارسى شدم و امسال هم براى بازگرداندن جلدهاى نخست و دوم مغازى واقدى در دومين دور انتخاب كتاب سال، جايزه كتاب سال در راستاى سيره پيامبر (ص) و معصومان (ع) را به بنده اهدا كردند و هم اكنون به تنظيم مدخل هاى گوناگون دانشنامه جهان اسلام وقت خود را مى گذرانم و خداى را سپاسگزارم كه بيش از ۳۰ مدخل از مداخل آن را آماده ساخته و فزون از ۱۰ مدخل آن تا جلد دهم به زيور طبع آراسته شده است». او فزون بر سرگرمى هاى تحقيقى، به تدريس متون ادب فارسى و تاريخ اسلامى در دوره هاى كارشناسى ارشد و دكتراى دانشگاه آزاد مشهد مشغول است. استاد محمود مهدوى دامغانى اشاره به اين نكته را بايسته مى داند كه مراقبت هاى ويژه پدر روان شاد و بزرگوار و برادران فرهيخته اش، استاد دكتر احمد و مرحوم آيت الله حاج شيخ محمدرضا در ساختار ذهنى او و پديد آوردن ترجمه ها و گزينش كتاب هايى كه ترجمه كرده است بسيار ثمربخش بوده است.
282183.jpg
و اما محمود مهدوى دامغانى به اين مختصر محدود نيست كه او يكى از مهم ترين مترجمان متون كهن عربى و كتب معرفت دينى در چند دهه گذشته بوده و حجم آثار ترجمه شده به دست او افزون بر ۱۸ هزار صفحه چاپ شده بوده است. از آن جمله است ترجمه ۳ جلد مغازى محمد بن عمر واقدى (درگذشته ۲۰۷ هجرى) كه مركز نشر دانشگاهى آن را با نام تاريخ جنگ هاى پيغمبر اسلام(ص) در سال هاى ۱۳۶۴ - ۱۳۶۱ منتشر كرد و تجديدچاپ اين كتاب دامغانى را امسال در مرتبه مترجمان برتر كتاب سال قرار داد. ترجمه ۲ جلد از كتاب ارزشمند دلائل النبوه محدث بزرگ، احمد بن حسين بيهقى نيز به وسيله او انجام شده و شركت انتشارات علمى و فرهنگى آن را در سال هاى ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ خورشيدى منتشر كرده است.
ترجمه ۱۰ جلد از كتاب نهايه الارب فى فنون الادب (بخش سيره و تاريخ اسلام تا آغاز حكومت عباسى) از ديگر آثار گرانقدر اوست كه در فاصله سال هاى ۱۳۶۷ - ۱۳۶۳ترجمه و منتشر شده است. ترجمه اخبار الطوال ابوحنيفه دينورى، مورخ نامور سده سوم هجرى از سال ۱۳۶۴ تاكنون ۵ بار چاپ و منتشر شده است؛ ترجمه كتاب الجمل شيخ مفيد، متكلم و فقيه گرانسنگ سده هاى سوم و چهارم هجرى با نام نبرد جمل كه در دو نوبت به چاپ رسيده است؛ ترجمه كتاب روضه الواعظين اثر پرارزش فتّال نيشابورى، شهيد بزرگوار در راه مكتب تشيع به سال ۵۰۸ هجرى نيز از ديگر آثار مهدوى است. ترجمه كتاب شمائل النبى پديده ابوعيسى ترمذى، محدث والامقام سده سوم هجرى كه از پديدآورندگان صحاح سته برادران اهل سنت است نيز از او منتشر شده و چندين بار تجديد چاپ نيز شده است. ترجمه كتاب المعيار والموازنه پديده ارزنده ابوجعفر اسكافى در گذشته به سال ۲۴۰ هجرى نيز كار دامغانى است و اما در ميان اين آثار ترجمه مباحث اجتماعى و تاريخى شرح گرانسنگ ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه از مهم ترين آثار ترجمه اوست كه در ۸ مجلد و ۳۵۰۰ صفحه تاكنون ۳ مرتبه به چاپ رسيده است.
نيايش هاى پيامبر اسلام(ص) كه در مجموعه اى گردآورى و ترجمه شده است نيز از ديگر آثار محمود مهدوى دامغانى است. اين مجموعه با پژوهش و گزينش او و با ترجمه كمال الدين غراب آماده شده است.
مجموعه ياد شده شامل بيش از ۱۵۰ قطعه دعاست كه از منابع معتبر شيعه و سنى استخراج شده و هيچ يك از دعاهاى استخراج شده به جز چند مورد در منابع عمومى مورد استفاده مردم مانند «مفاتيح الجنان» و غيره منتشر نشده است. همچنين به جز «جوشن كبير» كه نيايشى بلند است، بقيه دعاها، كوتاه و خيلى كوتاه، از يك سطر تا يك صفحه هستند. ترجمه الاخبار الطوال، را نيز محمود مهدوى دامغانى به انجام و فرجام رسانده است. اين كتاب ابتدا به تاريخ خلقت مى پردازد و مطالبى در مورد پيامبرانى چون ادريس و نوح و هود و ابراهيم و... و پادشاهى داوود و سليمان تا ظهور عيسى بيان مى دارد. سپس به مطالبى درباره ظهور زرتشت و آيين او و نجات بنى اسرائيل به وسيله پادشاهان ايران مى پردازد. شرح حال و سرگذشت پادشاهان ايران، از جمشيد و پيروزى ضحاك بر او، تا منوچهر و كيقباد و گشتاسب و بهمن و دارا و اسكندر و ملوك الطوايف و سپس ساسانيان تا انقراض ايشان از مباحث ديگر كتاب است. تاريخ اسلام در اين كتاب با تفصيل پيكارهاى اعراب و ايرانيان در دوره خلافت عمر شروع و به پايان خلافت معتصم ختم مى شود، علاوه بر اين از جنگ هاى على(ع) نيز سخن گفته شده است.
از ديگر آثار ترجمه دامغانى بايد به ترجمه كتاب طبقات محمد بن سعد بن منيع، درگذشته ۲۳۰ هجرى اشاره كرد كه در ۸ جلد و فزون بر ۳۰۰۰ صفحه به همت نشر فرهنگ و انديشه چاپ و منتشر شده است. دامغانى از نداشتن نمايه در اين كتاب ناراضى است و مى گويد: «اى كاش ناشر محترم به تذكر مكرر اين بنده در راستاى فراهم آوردن نمايه جامعى براى اين كتاب توجه مى كرد.»
و اما محمود مهدوى دامغانى تمام اين اثربخشى ها و اثرگذارى ها را در انزوايى خودخواسته، ساخته و پرداخته است و با همه اين احوال مى گويد: «اگر در اين كارها خدمتى اندك صورت گرفته است به مصداق «وما بكم من نعمه فمن الله» است و هرگونه كاستى و لغزش كه در اين همه كار، اندك هم نخواهد بود سرزده از نفس گنهكار اين مترجم ناتوان است كه خداى فرموده است «ما اصابك من سيئه فمن نفسك».»
او در يادداشتى كه به مناسبت انتخاب شايسته اش براى كتاب سال امسال نوشته بود، بيش از هر چيز نام و ياد استادان گرانقدر خويش را زنده نگاه داشته و از برادر فرزانه و فاضلش استاد احمد مهدوى دامغانى كه در آمريكا به تدريس زبان و ادب فارسى مشغول است به نيكى ياد كرده و به ما درس زندگى آموخته است: «براى استادان گرانقدرى كه سرخيل ادب شمرده مى شده اند همچون روانشادان جلال الدين همايى، محمدتقى مدرس رضوى، بديع الزمان فروزانفر، دكتر ذبيح الله صفا و ديگر كسان كه بر اين بنده حق تعليم دارند از پيشگاه خدا طلب آمرزش و فزونى رتبت و علو منزلت مسألت نمايم و خداى چشم مرا بر دوام نخل پربار استاد دكتر احمد مهدوى دامغانى روشن بداراد.»
براى محمود مهدوى دامغانى اين استاد گرانقدر و مترجم فرزانه، آرزوى طول عمر و سلامتى داريم.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   شهرى   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   ايرانگردى   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   | 
|   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   آيينه   |   مهرگان   | 
|   ماجرا   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |