پنجشنبه ۱۶ فروردين ۱۳۸۶ - ۱۶ ربيع الاول ۱۴۲۸
Thu, Apr 5, 2007
خانواده
۳۶۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
ايرانگردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
هفته عكس (قاب عكس)
رودررو
خانواده
آسيب شناسى اثرات سوءبرنامه هاى تلويزيونى
آسيب شناسى اثرات سوءبرنامه هاى تلويزيونى
تربيت كودكان پرخاشگر
283350.jpg
دكتر معصومه رفيقى مرند
پرخاشگرى، افسردگى، كج فهمى، لجبازى، تخريب سيستم عصبى و فكرى در بيشتر مواقع نتيجه نگاه كردن بيش از حد كودكان به فيلم هاى تلويزيون است. كارشناسان معتقدند كه نگاه كردن طولانى كودكان به تلويزيون و انجام بازى هاى رايانه اى افق فكرى آنها را محدود مى كند و بر عملكرد كلامى آنان نيز تأثير مى گذارد.
روانشناسان مى گويند در جامعه هايى كه زمينه فقر و بيكارى بيشتر باشد، فيلم ها و سريال هايى رواج پيدا مى كند كه داراى مضامين خشونت و زورگويى است. اين امر نيز به نوبه خود باعث افزايش خشونت و پرخاشگرى در جامعه مى شود كه بيشترين آسيب و خسارت آن متوجه كودكان و نوجوانان آن جامعه است.
ديدن فيلم هاى خشن، ترس و اضطراب را در كودك افزايش مى دهد.
در اين ميان تماشاى فيلم ها و سريال هاى خشن براى پسران جذابيت ويژه اى دارد چرا كه شخصيت هاى اين قبيل فيلم ها اغلب مردان هستند.
كودكان هر فيلمى را كه مى بينند، الگو قرار مى دهند. يادگيرى آنها براساس ديده ها و شنيده هااست و ديدن صحنه هاى خشن و رفتارهاى پرخاشگرانه باعث اضطراب ، ترس و بروز رفتارهاى خشن در آنان مى شود. خشونت در سريال ها و فيلم ها حتى بر روى كودكان آرام نيز تأثيرگذار است و آنها رادچار هيجان هاى كاذب مى كند.
هنگامى كه كودك تحت تأثير فيلمى قرار مى گيرد، در خيال پردازى هاى خود نسبت به شخصيت هاى آن احساس نزديكى مى كندو آنها را الگوى خود قرار مى دهد. بازى هاى رايانه اى خشن از ديگر علايق كودكان در سالهاى اخير است ، آنها در اين بازى ها نقشى را بر عهده مى گيرند و فعالانه وارد عمل مى شوند. در اين زمينه ، حس گيرى بعضى از كودكان آنقدر قوى است كه آنچه را كه در فيلم ها و بازى هاى رايانه اى ديده اند، روى خواهر و برادر خود و همكلاسى هايشان پياده مى كنند.
كودكان پرتحرك بهترين روش تخليه انرژى خود را در زد و خوردى مى بينند كه از فيلم ها ياد گرفته اند. در اين نوع فيلم ها، عواطف انسانى و خانوادگى نقشى ندارد و همه چيز قربانى خشونت و زورگويى مى شود. متأسفانه ، بايد اظهار داشت كه استفاده از امكانات تصويرى مانند تلويزيون و رايانه در اغلب خانواده ها بدون نظارت والدين انجام مى گيرد.
احساس ناامنى با ديدن يك فيلم!
فيلم هاى سينمايى و سريال هاى تلويزيونى پيام هاى مثبت و منفى بسيارى را به بينندگان منتقل مى كنند. در اين ميان، پيام هاى منفى بر روى افراد حساس تأثير بيشترى دارد.
افراد خيال پرداز با همذات پندارى با شخصيت هاى داستانى و با تصويرسازى و فرضيه سازى در مورد خود و اطرافيان شان به ترس ها و نگرانى ها خود دامن زده و در نتيجه اضطراب زيادى را از اين طريق تجربه مى كنند.
همچنين برخى از سريال هاى بى پيام تلويزيونى بلاتكليفى، انتظار و سردرگمى را در مخاطب القا مى كنند.
خانواده ها بر روى فيلم هاى كودكان نظارت كنند
خانواده ها و برنامه ريزان شبكه هاى تلويزيونى نقشى اساسى در برنامه ريزى اوقات فراغت كودكان دارند.
در اين كه تلويزيون برنامه هاى مفيد فراوانى چه براى بزرگسالان و چه براى كودكان پخش مى كند، حرفى نيست، اما درك اين مسأله براى برنامه ريزان شبكه ها در زمان بندى برنامه ها بسيار با ارزش است؛ زيرا تماشاى فيلم هايى كه افراد را عصبى، هيجانى، غمگين، وحشتزده مى كند، در درازمدت اثرات جبران ناپذيرى را برآن ها به ويژه كودكان و نوجوانان برجاى خواهدگذاشت.
مسأله مهم تر خود خانواده ها هستند كه براى فرزندانشان برنامه ريزى مدونى ندارند كه كودكانشان چه وقت بازى كنند، چه وقت تكاليف مدرسه را انجام دهند و در چه زمانى به تماشاى تلويزيون و يا انجام فعاليت هاى موردعلاقه خود بپردازند.
وحشت خواب و كابوس هاى شبانه نتيجه فيلم هاى خشن
آيا كودكان شما تاكنون دچار كابوس شده اند؟ چه خواب هاى آشفته يا كابوس هاى شبانه اى باعث وحشت كودكانتان شده است؟
وحشت خواب چطور؟
بسيارى از كودكانى كه دچار كابوس و يا وحشت خواب مى شوند، مايل نيستند درباره آن صحبت كنند.
كابوس درخواب در سنين ۶-۵ سالگى اتفاق مى افتد كه نتيجه اختلال اضطراب در خواب است .
مرحله رؤيا! كابوس درخواب ناشى از ترس، اضطراب، ناراحتى و نگرانى هايى است كه درطول روز براى كودك رخ مى دهد و شب خود را در قالب كابوس نشان مى دهد.
اما وحشت خواب كه آن هم ريشه در نگرانى هاى روزمره دارد، زمينه خانوادگى دارد و در دوره خواب عميق كه رؤيا ندارد (NONREM) اتفاق مى افتد. كودك بيدارمى شود ، مى نشيند و جيغ مى كشد. او وحشتزده و گيج و منگ است.
اطرافيان را نمى شناسد و خواب خود را نيز به ياد ندارد. در اين حال، ضربان قلب و تعداد تنفس كودك به طور قابل ملاحظه اى بالا مى رود و پس از چند دقيقه آرام گرفته، دوباره به خواب مى رود.اضطراب و ترس در خواب نشأت گرفته و دنباله اضطراب هاى روزانه است كه مى تواند مربوط به رفتار اطرافيان مانند دعواهاى پدر و مادر و يا خواهر و برادر، زدوخورد، تنبيه، تحقير، تهديد، تماشاى فيلم هاى خشن و ترسناك يا غم انگيز باشد.
پيش گيرى بهتر از درمان است
اثرات روانى برخى از برنامه هاى تلويزيونى همانند سمى است كه همه روزه به مقدار بسيار كمى از طريق غذا، آب و يا داروها وارد بدن افراد مى شود. اين مقدار كم و ناچيز به هيچ وجه سلامت را به خطر نمى اندازد، اما در درازمدت فرد را به طور كامل مسموم كرده، اثرات جانبى ناشى از آن، كل سيستم بدن وى را دستخوش يك بيمارى لاعلاج و مهلك مى سازد! هدف ما از بررسى اين مسائل، نقد فيلم هاى سينمايى و سريال هاى تلويزيونى نيست، بلكه هشدارى است براى پيشگيرى و پيش بينى و برنامه ريزى. آنچه مسلم است محيط زندگى، جامعه و فضا را در جهان امروز و دنياى واقعى نمى توان كاملاً پاستوريزه و پاك نگاه داشت! و «مدينه فاضله» آرزويى بيش نيست كه با واقعيت هاى دنياى امروز فاصله دارد! اما آنچه مهم است پخش زمان برنامه ها و برنامه سازى است كه اهميت دارد.
چقدر خوب است كه در ساعت هاى پايانى شب، برنامه هاى شاد و تفريحى متنوع و متعددى در همه شبكه ها داشته باشيم. به هرحال، شايد بتوان گفت كه برخى از برنامه هاى تلويزيون نيازمند يك بازنگرى در انتخاب سوژه ها و پيامدهاى ناشى از تماشاى آن ها و ساعت و زمان پخش اين برنامه ها است.
بزرگنمايى، احساس ناامنى را شدت مى بخشد و ممكن است به مرور زمان در كودكان سبب كابوس ها و خواب هاى آشفته، شب ادرارى، ناخن جويدن، خشونت و پرخاشگرى مزمن گردد.
از آنجا كه تماشاى برنامه هاى تلويزيونى بهترين و بيشترين سرگرمى خانواده ها است لازم است دست اندركاران و برنامه ريزان اين رسانه همگانى بايد از راهنمايى روان شناسان، جامعه شناسان، استادان دانشگاه و كارشناسان تعليم و تربيت در جهت شناسايى سوژه هاى موردنياز جامعه بهره مند شوند و درصدد تهيه و پخش برنامه هايى متناسب براى همه گروه هاى سنى برآيند. كودكان و نوجوانان را نيز به عنوان بيننده برنامه بزرگسالان مدنظر قراردهند.
خانواده ها نيز دراين باره بايد برنامه ريزى مناسبى متناسب با سن و درك كودكانشان داشته باشند و خودشان نيز در كنار بچه ها به تماشاى برنامه ها بنشينند و يا از دور نظارت داشته باشند و در مواقع ضرورى توضيحاتى درمورد رويدادها و شخصيت هاى ترسناك فيلم ها و سريال ها به كودكانشان بدهند تا بتوانند به خوبى ترس را از كودك دور كنند.
زنان و مردان با هم متفاوت اند
283329.jpg
همه ما به اين موضوع آگاهيم كه مردان و زنان از لحاظ جسمى و روحى با هم متفاوت اند، همان گونه كه در خلقت ظاهرى با هم تفاوت دارند، در مسائل روحى و روانى نيز از يكديگر متمايزند. هنگامى كه يك ازدواج صورت مى گيرد و زن و مردى زندگى مشتركى را شروع مى كنند. هريك از آن ها به كلى فراموش مى كنند كه با ديگرى متفاوت اند و اين تفاوت ها هم بسيار است.
زن و مرد گمان مى كنند اگر طرف مقابل دوستش دارد، بايد همان گونه باشد كه او مى خواهد. از اين رو سعى در تغيير طبيعت و فطرت ديگرى مى كند تا او را به دلخواه خويش درآورد اين دليل باعث مى شود تا روابط زناشويى متشنج شود و فرصت گفت وگوى صميمى و دوستانه از بين برود.
در زندگى مشترك مرد و زن بايد بدانند كه همسران خود را همان گونه كه هستند، بپذيرند.
زنان با مردان تفاوت هاى اساسى دارند. اين تفاوت ها را بشناسند و به آن ها احترام بگذارند.
يكى از بزرگ ترين تفاوت هاى ميان زن و مرد اين است كه هركدام از آن ها چگونه با فشارهاى روحى كنار مى آيند و در برخورد با مشكلات چگونه عمل مى كنند و به چه نحوى عكس العمل نشان مى دهند.
در اين گونه مواقع، مردها به شدت در خود فرومى روند و گوشه گير مى شوند. در صورتى كه زن ها با هيجانى فزاينده غرق در مسأله مى شوند و خود را گرفتار مى كنند.
زمانى كه مشكل پافشارى بر مرد وارد مى شود، او بسيار ساكت مى شود و درخود فرومى رود تا بتواند راه حلى پيداكند. اما برعكس زن از طريق صحبت كردن درباره جزئيات مشكلش به آرامش مى رسد.
هنگامى كه مشكلى براى زنى پيش مى آيد، او تنها به يك شنونده نياز دارد كه بدون داورى و بدون ارائه راه حل، با دلسوزى به احساسات و گفته هايش گوش كند.
اگر همسر شما از موضوعى ناراحت و كلافه است. به گرمى به سخنان او گوش دهيد و اصلاً سعى نكنيد كه مشكل گشايى كنيد و يا مسأله او را كوچك و بى اهميت جلوه دهيد. بلكه فقط با دلسوزى و تأييد، حرف هايش را بشنويد. اين موقع است كه زن احساس حمايت مى كند و خشنود و راضى مى شود.
صحبت كردن «نياز» يك زن است و مرد هنگامى در روابط خود با همسرش موفق است كه به اين «نياز» احترام بگذارد.
پس بايد به اين موضوع توجهى عميق و اساسى داشته باشيم كه زمانى زن احساس مى كند از سوى همسر خود مورد احترام و پذيرش قرار گرفته است كه شوهرش شنونده اى خوب براى سخنان و احساسات او باشد.
يك مرد موفق به احوال همسرش اهميت مى دهد، وقتى به منزل مى آيد حال او را مى پرسد و از او سؤال مى كند كه روزش را چگونه گذرانده است، هنگامى كه مى بيند او ناراحت است با علاقه و دلسوزى مى خواهد تا برايش حرف بزند، به او نگاه مى كند و نشان مى دهد كه به سخنانش توجه دارد. به كتاب هايى كه مى خواند و مطالبى كه بازگو مى كند، توجه و علاقه نشان مى دهد. با صبورى به حرف هايش گوش مى كند، مرتب به ساعت نگاه نمى كند يا روزنامه ورق نمى زند و كلامش را قطع نمى كند.
اين گونه است كه زن احساس اعتماد و امنيت مى كند و از عشق همسرش مطمئن مى گردد ، حس مى كند كه مورداحترام قرارگرفته است. زمانى كه زن احساس احترام مى كند، برايش آسان تر است كه از مرد آن طور كه در خورش باشد، قدردانى كند. موضوع ديگرى كه در زندگى زن و مرد متفاوت است مسأله چرخه طبيعى احساسات زن است. زنان همچون امواج دريا متلاطم و متغيرند. زمانى سرشار از عشق و گاهى غمگين هستند.
با شناخت اين بعد از وجود زن، راحت تر مى توان با احساساتش كنار آمد و او را درك كرد. انتظار اشتباهى است كه از يك زن توقع داشته باشيم هميشه سرحال و خوشحال باشد. چرا كه به روال طبيعى، او داراى فرود و فراز احساس است و نمى تواند به طور ثابت يك رفتار هميشه شاد ارائه دهد.
با پذيرش اين موضوع مى توان به يك زن كمك كرد تا با آرامش، روند فطرى چرخه احساسات خود را طى كند و به سلامت روحى و روانى دست يابد. شنونده بودن و توجه به سخنان و عواطف زن، تأثير شگرفى در گذراندن آرام اين مراحل دارد.
منبع: تبيان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |