|
به مناسبت ميلاد حضرت رسول اكرم(ص)
در باب كرامت با پيامبر(ص)
|
|
|
سيما سادات دانش
تقارن ايام شهادت حضرت ختمى مرتبت با روزهاى پايانى سال ۸۵ كه به نام مبارك «پيامبر اعظم(ص)» متبرك گشت را پشت سر مى گذاريم. برآنيم تا با تمسك به قرآن كريم به گوشه هايى از عظمت و بزرگى حضرتش دست يابيم. آيه اول: «يا ايها الذين آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا و اسمعوا و للكافرين عذاب اليم» سوره بقره آيه ۱۰۴ آيه دوم: «يا ايها الذين آمنوا لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى و لاتجهرواله بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لاتشعرون» سوره حجرات آيه ۲ آيه سوم: «يا ايها الذين آمنوا اذا ناجيتم الرسول فقدّموا بين يدى نجواكم صدقة ذلك خيرلكم و اطهر فان لم تجدوا فان الله غفور رحيم» سوره مجادله آيه ۱۲ با اندكى دقت در واژه هاى اين آيات به علت انتخاب و نقطه اشتراك آنها، پى مى بريم: الف - اين آيات همگى از خطاب هاى قرآنى است: مى دانيم كه خطاب هاى معروف قرآنى ۴ نوع است: ۱- خطاب هاى شخصى به پيامبران يا ديگران: يا ايها النبى، ياايها الرسول، يا عيسى، يا داوود، يا مريم، يا فرعون، يا ابليس و... ۲- خطاب هاى عمومى و جهانى: يا ايهاالناس ۳- خطاب هايى كه مخاطبان آنها اهل توحيدند و دايره شمول آنها از قسم پيشين محدودتر است «يا ايها الذين اوتوالكتاب» و يا «بنى اسرائيل» ۴- خطاب هاى ويژه مسلمانان و مؤمنان كه باز هم دايره شمول آن محدودتر از قسم پيشين است مانند: «يا ايهاالذين آمنوا» با نگاهى اجمالى به اين آيات درمى يابيم كه آيات سه گانه بالا از نوع خطاب ويژه به مسلمانان و مؤمنان است و حفظ كرامت و احترام خاص به ساحت مقدس پيامبر اكرم(ص) مورد تأكيد خاص قرار گرفته است. حال در گام دوم به ترجمه آيات دقت كنيد: آيه اول: اى كسانى كه ايمان آورده ايد (به پيامبر) نگوييد «راعنا» مراعاتمان كن بلكه بگوييد «انظرنا» ما را در نظر بگير و (اين توصيه را) بشنويد و براى كافران عذاب دردناكى است. سوره بقره آيه ۱۰۴ ابتدا خوب است بدانيم كه اين نخستين آيه اى است كه با خطاب «يا ايهاالذين آمنوا...» نازل شده است و بعد از اين آيه بيش از ۸۰ آيه ديگر با اين خطاب شروع شده و در نخستين خطاب به مؤمنان رعايت ادب هنگام صحبت با پيامبر(ص) مدنظر قرار گرفته است. در تفسير اين آيه آمده است: اى مؤمنان به جاى «راعنا» بگوييد «انظرنا» چون اين كلمه در ميان يهوديان يك قسم نفرين و فحش بوده و معنايش «بشنو خدا تو را كر كند» بوده است. پس در اين آيه نهى شديدى شده از گفتن كلمه «راعنا». وقتى مسلمانان كلام رسول خدا(ص) را درست ملتفت نمى شدند به دليل اين كه ايشان گاهى سريع صحبت مى كردند، از ايشان خواهش مى كردند: كمى شمرده تر صحبت كنند كه متوجه بشوند و اين خواهش خود را با كلمه «راعنا» كه عبارتى كوتاه است ادا مى كردند، چون معناى اين كلمه «مراعات حال ما را بكن» است ولى همان طور كه گفتيم: اين كلمه در ميان يهود ناسزا محسوب مى شد. لذا خداوند تعالى براى بيان منظور واقعى آنان اين آيه را فرستاد: «من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه و يقولون سمعنا و عصينا واسمع غيرمسمع و راعنا ...». و چون منظور واقعى يهود روشن شد در آيه مورد بحث مسلمانان را نهى كرد از اين كه ديگر كلمه «راعنا» را به كار نبرند. ـ بايد توجه به انعكاس حرف ها داشته باشيم، ممكن است افرادى با حسن نيت سخن بگويند ولى بايد بازتاب آن را نيز در نظر داشته باشند. ـ اسلام به انتخاب واژه هاى مناسب، بيان سنجيده و نحوه طرح و ارائه مطالب توجه دارد اما به ترجمه آيه دوم توجه كنيد: اى كسانى كه ايمان آورديد (در گفت وگو با پيامبر) صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر نكنيد و آن گونه كه با يكديگر بلند گفت وگو مى كنيد، با پيامبر بلند سخن مگوييد! مبادا (به خاطر اين بى ادبى) اعمالتان نابود شود و شما آگاه نشويد. آيه ۲ سوره حجرات. خوب است بدانيم كه در آيه (اول سوره حجرات) قبل از پيشى گرفتن بر رسول خدا و دستورات الهى در عمل نهى شده است و در اين آيه از بلندكردن صدا در حضور پيامبر و سخن گفتن، در اين عمل دو عيب وجود دارد: ۱ـ منظور شخصى كه صداى خود را بلند مى كند اين است كه توهينى به آن حضرت كرده باشد كه اين خود كفر است. ۲ـ منظورى ندارد و تنها شخص بى ادب است كه رعايت مقام آن جناب را نمى كند و اين خلاف دستور است؛ چون مسلمانان دستور دارند آن حضرت را احترام كنند. «لاترفعوا اصواتكم» اشاره به اين نكته دارد كه صدا را بلندتر از صداى پيامبر(ص) نكنيد، اين خود يك نوع بى ادبى در محضر مبارك اوست. جمعى از علما و مفسران گفته اند آيات مورد بحث همان گونه كه از بلندكردن صدا نزد پيامبر در زمان حياتش منع مى كند، بعد از وفاتش را نيز شامل مى شود. ـ نكته ديگر اين كه «لاترفعوا اصواتكم» ناظر به زمانى است كه مردم با پيامبر (ص) ، هم سخن مى شوند نبايد صداى خود را از صداى او برتر كنند و جمله دوم «لاتجهرواله بالقول» مربوط به موقعى است كه پيامبر(ص) خاموش است و در محضرش سخن مى گويند، نبايد صدا را بلند كنند. بديهى است اگر اين گونه سخن گفتن به قصد توهين به مقام شامخ نبوت باشد موجب كفر است كه سبب حبط و نابودى اعمال است و اگر به مقصد توهين نباشد گناه است. - ترجمه آيه سوم: اى كسانى كه ايمان آورده ايد وقتى با رسول نجوا مى كنيد پيش از آن صدقه بدهيد اين براى شما بهتر و به پاكى نزديك تر است، حال اگر نداشتيد خدا آمرزگار و رحيم است. به عبارتى، هر وقت خواستيد با حضرت گفت وگوى بهترى كنيد قبل از آن صدقه بدهيد. چون «ذلك خير لكم و اطهر» و هيچ شكى نيست كه خير بودن و اطهر بودن براى نفوس و قلوب است و شايد از آنجايى كه ثروتمندان مسلمان با رسول خدا(ص) زياد نجوا مى كردند و مى خواستند اين را براى خود نوعى امتياز و تقرب به رسول به حساب آورند و در برابر فقرا خود را نزديكان رسول وانمود كنند. درنتيجه فقرا از اين بابت ناراحت مى شدند و دل هايشان مى شكست. براى همين خداوند متعال به آنها دستور داد هر وقت خواستند با آن جناب درگوشى صحبت كنند قبل از آن به فقرا صدقه دهند كه اين عمل موجب مى شود اول دل ها به هم نزديك شود و دوم حس رحمت و شفقت و مودت و پيوند دل ها بيشتر و كينه ها و خشم هاى درونى زدوده شود. در اين آيه شريفه دلالتى هست بر اين كه تكليف صدقه دادن مخصوص توانگران است و بينوايان مكلف بدان نيستند. ـ در «الدرالمنشور» آمده است كه على (ع) فرمودند: در كتاب خدا، آيه اى است كه احدى قبل از من و بعد از من به آن آيه عمل نكرده و نمى كند و آن آيه «يا ايهاالذين آمنوا اذا ناجيتم الرسول فقدموا بين يدى نجواكم صدقة» كه من يك دينار داشتم آن را به ده درهم فروختم هربار كه با رسول خدا (ص) نجوا كردم قبل از نجوا يك درهم صدقه دادم و بعد از آن، آيه نسخ شد، پس احدى به جز من به آن عمل نكرده و آيه: «أ شفقتم ان تقدموا بين يدى نجواكم صدقات...» نازل شد و حكم صدقه را نسخ كرد. ـ نتيجه كلى: ۱ـ هر سه آيه خطاب به مؤمنان است: «يا ايهاالذين آمنوا» ۲ـ در هر ۳ آيه رعايت ادب نسبت به ساحت مقدس پيامبر اكرم (ص) را چه در كلام و خطاب، چه در ظاهر، چه در باطن، چه در زمان حيات و چه بعد از ممات حضرت خواسته شده است. ۳ـ با نگرش به اين آيات از زاويه اى ديگر مى توان به اين نكته پى برد كه به يقين: پيامبر اكرم (ص) متوجه بى احترامى از سوى يهوديان و سوء استفاده از كم توجهى مؤمنان مى شدند (آيه اول)، بدون شك صداى بلند مخاطبان با ايشان موجب مزاحمت و دال بر بى احترامى بود (آيه دوم) و صد البته كه نجواى بى شمار مؤمنان سلب آسايش و ... را برايشان به دنبال داشت اما وجود گرامى نبى اكرم (ص) هيچ گاه براى خود چيزى نخواست، هيچ گاه به دنبال امتيازى نبود، او كه هميشه و همه جا از حق الله و حق الناس دفاع مى كرد و بى پروا نداى عدالت را سرمى داد و آماده هر گونه فداكارى در راه خدا و هدايت خلق خدا بود ، به معناى واقعى كلمه «فانى فى الله» بود تا آنجا كه گويى در اين آيات خداوند به دفاع از «حبيبش» و «خير خلق الله» و «امينش» فرياد برآورده آن هم نه بر سر كفار و ملحدان بلكه بر مؤمنان «والذين آمنوا» كه بر شما باد حفظ حرمت و كرامت رسول خدا(ص) در همه حال و همه جا.
|