پنجشنبه ۱۶ فروردين ۱۳۸۶ - ۱۶ ربيع الاول ۱۴۲۸
Thu, Apr 5, 2007
گزارش
۳۶۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
ايرانگردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
هفته عكس (قاب عكس)
رودررو
خانواده
ارزش گذارى يك كودك
283326.jpg
داوود پنهانى
هر بار كه كودكى به دنيا مى آيد، پدر و مادرى نيز متولد مى شوند. تا معلوم شود كه با به دنيا آمدن يك كودك، مسئوليت ها و نقش هاى تازه اى نيز در زندگى آدم بزرگ ها اضافه مى شود. نقش ها و مسئوليت هايى كه توجه به هر يك از آن ها در زندگى و آينده طفل نورسيده اهميتى دوچندان داشته و بى توجهى به نقش درست پدر و مادر بودن به معناى مشكلاتى است كه در آينده گريبان يكى از اعضاى جامعه را خواهد گرفت. با اين حال براى بسيارى از خانواده ها وجود يك طفل، فارغ از زيبايى هاى طبيعى اى كه در نتيجه حضور او به وجود مى آيد از جنبه هاى خاصى اهميت دارد. شايد از اين روست كه كارشناسان در تقسيم بندى هاى خود از ارزش گذارى فرزندان به وسيله والدين سخن به ميان مى آورند. پرسش مورد نظر اين عده حول اين محور مى چرخد كه نحوه ارزش گذارى فرزندان در خانواده ايرانى چگونه است؟ والدين برچه اساسى كودكان خود را دوست مى دارند و به آن ها احترام مى گذارند؟ ساخت جامعه، خانواده و ويژگى هاى روانى- اجتماعى زوجين تا چه اندازه در اين ارزش گذارى تأثير مى گذارد.
تئورى هاى جامعه شناختى در بررسى خانواده ها و وضعيت درونى اين نهاد نشان دهنده آن است كه ارزش فرزند برحسب خصوصيات جامعه و نهادهاى موجود در آن توضيح داده مى شود. اين نهادها، شيوه زندگى و مقررات و ضوابط حاكم بر رفتار انسان را در تمامى زمينه هاى حياتى و از جمله در مورد ارزش فرزند مشخص مى كنند. به اعتقاد كارشناسان مسائل اجتماعى نگرش و رفتار انسان با معيارهايى كه در جامعه مشاهده مى شود؛ همنوايى دارد. از اين رو، ساختار اقتصادى _ اجتماعى و فرهنگى جامعه تا حدود بسيارى مى تواند در نوع نگاه به فرزند در خانواده تأثير بگذارد و به عبارتى تعيين كننده ارزش فرزند باشد. تئورى هاى اقتصادى در بررسى اين وضعيت نشان مى دهند كه رفتار بارورى خانواده ها چگونه متأثر از رفتار اقتصادى آن ها تغيير مى كند.
* پيوند عوامل اقتصادى با تولد يك كودك
دكتر« محمد رحيم زاده» كارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعى در اين زمينه مى گويد:« همانگونه كه خانواده ها در زمينه يا در حوزه اقتصادى درباره گزينش يك كالا تصميم مى گيرند، به همان صورت نيز با توجه به ميزان درآمد و هزينه هاى فرزند خود درباره بود و نبود آن تصميم مى گيرند. از اين زاويه منفعت يا عدم منفعت اقتصادى به عنوان عاملى در راستاى تصميم گيرى والدين درباره فرزندان به شمار مى آيد. دراين وضعيت فرزندان مانند كالا به عنوان يك منبع لذت قرار مى گيرند، به عنوان نيروى كار به چشم والدين مى آيند و نيز به وسيله اى براى نگهدارى از والدين در سنين كهولت تبديل مى شوند. در هر كدام از اين موقعيت ها نوع نگاه والدين و ميزان و شكل هزينه آن ها براى فرزندان خويش تغيير مى كند. هزينه هاى در نظر گرفته شده نيز به شكلى مستقيم و غيرمستقيم عرضه مى شود. در بخش مستقيم پدر و مادر هزينه هايى براى رسيدن به مرحله منفعت اقتصادى فرزند خويش پرداخت مى كنند. هزينه هاى غيرمستقيم نيز شامل فرصت هايى است كه به دليل پرورش فرزند از دست مى رود. در اين وضعيت منابع اقتصادى ناشى از فرزند در جوامع سنتى و توسعه يافته نيز تغيير مى كند. »
تحقيقات كارشناسان نشان مى دهد كه در جوامع سنتى جريان ثروت از فرزند به سوى والدين است، به عبارت ديگر، اين فرزندان هستند كه به والدين خود منفعت مى رسانند. به همين دليل، در اين جوامع فرزند اهميت پيدا مى كند. در صورتى كه در جوامع توسعه يافته به سبب عموميت يافتن آموزش، ممنوعيت انتقال فرزندان خردسال، عدم وابستگى والدين در سنين پيرى به فرزند به دليل وجود مقررات تأمين اجتماعى، بيمه بازنشستگى و . . . منافع كمترى از سوى فرزندان به والدين انتقال مى يابد. دكتر« رحيم زاده» در اين رابطه مى افزايد: « در نتيجه فرزندان به عنوان عنصر اقتصادى در چنين جوامعى اهميت خود را از دست مى دهند و از آن طرف هزينه هاى نگهدارى فرزند نيز براى خانوار ها افزايش پيدا مى كند. مطالعات صورت گرفته بر روى اين موضوع نشان مى دهد كه علاوه بر عوامل اقتصادى، عوامل ديگرى نيز در خانواده ارزش فرزند را براى والدين تعيين مى كنند. در بررسى اين عوامل مى توان آن ها را در دو حوزه اجتماعى و روانشناختى خلاصه و دسته بندى كرد. به تعبيرى بهتر منافع اجتماعى، سليقه ها، علايق و تقاضاى خانواده را براى داشتن فرزند تحت تأثير قرار مى دهد و آنجا كه ارزش فرزند موجب ارتقاى منزلت اجتماعى والدين شود، ميل به داشتن آن افزايش مى يابد. اما در حوزه روانشناختى، احساسات روانى تعيين كننده ارزش فرزند مى شود. از اين زاويه فرزند با حضور خود درچارچوب خانواده وضعيت بزرگسالان و بخصوص زنان را تأييد مى كند، به آنان هويت اجتماعى مى بخشد و پيوندشان با جامعه را مستحكم مى كند. »
* كسب اعتبار
زن و مرد در مرحله اى از زندگى تصميم مى گيرند كودكى داشته باشند. اين تصميم تحت هر عاملى كه باشد در مرحله اى از زندگى رخ داده و از دلايلى حكايت مى كند كه زوجين با اعتقاد به آن ها به تولد كودك رضايت داده، تحت تأثير آن به مرحله اى ديگر از زندگى پاى مى گذارند. براى شما كدام گزينه اهميت دارد؟دكتر «رحيم زاده» كه خود تحقيقاتى در اين باره داشته است به اين پرسش از چند زاويه نگاه مى كند و مى گويد:« كودك علاوه بر كسب اعتبار براى والدين موجب نجات آنان از تنهايى، ايجاد سرور و نشاط در زندگى، رشد شايستگى و صلاحيت و كسب شخصيت آنان مى شود. از اين نظر داشتن فرزند انگيزه لازم را براى موقعيت در زندگى ايجاد مى كند. اگر از زاويه اى ديگر بخواهيم به موضوع نگاه كنيم مى توان گفت به دليل ساختار جامعه ايران كه امكان گذران فراغت براى زنان در بيرون از منزل كمتر وجود دارد و زنان بيشتر اوقات خود را در منزل مى گذرانند، براى رهايى از تنهايى و پر كردن اوقات فراغت خود بيش از مردان به فوايد عاطفى ناشى از دارا بودن فرزند اهميت مى دهند. در اين مواقع فرزند محور شادى و سرگرمى و نيز به عنوان ياور تنهايى و پركننده اوقات فراغت تبديل مى شود. مطالعات انجام گرفته نشان مى دهد كه زنان محدوديت ها و فرصت هاى از دست رفته ناشى از نداشتن فرزند را بيشتر از مردان ارزيابى مى كنند. اين امر مى تواند ناشى از ارزش ها و باورهاى اجتماعى حاكم بر جامعه درباره نقش مادر در تربيت و نگهدارى فرزند باشد. از اين زاويه چنين تفسير مى شود كه زنان بيش از مردان فرصت هاى زندگى خويش را در اختيار فرزندان قرار مى دهند و همين مسأله موجب مى شود كه آنان فرصت كمترى براى انتقال، تحصيلات بالاتر، تفريحات و . . . داشته باشند. »
وى در ادامه مى افزايد: «با افزايش سن ازدواج اين احتمال وجود دارد كه افراد به خاطر رسيدن به موقعيت هاى شغلى مناسب تر كمتر به فوايد اقتصادى ناشى از وجود فرزند توجه مى كنند. در اين مواقع افراد احساس لياقت، شايستگى، پذيرفته شدن به عنوان عضو كامل اجتماع را نه از طريق فرزند بلكه از طريق موقعيت هاى اقتصادى، اجتماعى خود كسب مى كنند. بنابراين به عقيده كارشناسان مسائل اجتماعى با افزايش سن ازدواج، افراد تجربيات لازم در چگونگى گذران زندگى به دست مى آورند، در نتيجه آن دسته از هزينه هاى ناشى از داشتن فرزند كه احتياج به تجربه زندگى دارد با افزايش سن در افراد كاهش پيدا مى كند. »
به اعتقاد كارشناسان مسائل اجتماعى درآمد يك خانواده مى تواند در ارزش گذارى فرزندان آن خانواده از سوى والدين تأثير بگذارد. هزينه هاى عاطفى، خانوادگى، جسمانى و . . . نيز هر كدام به فراخور حال خود در اين مورد تأثير مى گذارند. اين موضوع ها در كنار هم نگاه والدين را به فرزند و ارزش فرزند را در ذهن و دنياى آنان مى سازد. به عبارت بهتر براى شناخت ارزش يك فرزند از ديدگاه والدين تنها نمى توان با اتكا به تئورى هاى روانشناختى در مورد رابطه عاطفى و علاقه به پدر و مادر بودن از سوى افراد نگاه كرد. ارزش گذارى يك فرزند از سوى اعضاى يك خانواده خود يك موضوع چند عاملى است كه در كنار عوامل روانشناختى از اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و سياست نيز تأثير مى پذيرد.
شايد اين موضوع در نگاه اول براى بسيارى از ما غريب و حتى ناخوشايند باشد،شايد طرح اين نكته كه هر شخصى به فراخور حال، نگاه خاصى به فرزندان خود دارد، كمى عجيب باشد. با اين حال نمى توان از توجه به چنين نكاتى غافل شد. نكاتى كه دقت در محتواى هر كدام از آنها به معنى توجه بيشتر به فرزندان و آينده آنهاست. آينده اى كه در صورت هر نوع بى توجهى از سوى پدر و مادر، به آسانى مى تواند خراب و تيره شود. پدر و مادر در ارتباط با فرزندان خود ناگزير از توجه بيشتر به زندگى و عواطف او هستند. زن و مردى كه صاحب فرزند مى شوند، ديگر همانى نيستند كه تا قبل از به دنيا آمدن كودك بودند. پدر و مادر بودن آنجا معناى واقعى خود را پيدا مى كند كه در برابر مسئوليت اخلاقى پدرى و مادرى ديده شود. در ربط با تربيت صحيح فرزند، در ربط با آينده اى كه از همان آغازين روز هاى تولد كودك، خمير مايه آن به وسيله پدر و مادر شكل مى گيرد و يك عمر را تحت تأثير قرار مى دهد.چگونگى ارتباط با كودك و درك اين نكته كه او نيز انسان مستقلى است كه هويت و شخصيت خاص خود و در نتيجه حق و حقوق خاص خود را دارد از اهميت فراوانى برخوردار است. بى توجهى به اين نكات و ارزش گذارى يك فرزند تنها به خاطر خواسته هاى خود و او را امتداد آرزو هاى خود دانستن نكته عجيبى است كه بايد در تصحيح آن كوشيد. به جاى اين نگرش ها مى توان كودك را در ربط با آينده اى ديد كه به دست او ساخته مى شود. اينجاست كه حفظ شخصيت او و توجه به توانايى ها و دقت در تربيت صحيح كودك از اهميت فراوانى برخوردار مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |