|
|
|
|
|
|
|
|
ساخت وساز بى رويه براى فرارازانفجار
|
|
|
سيل مهاجرت به سوى تهران تاكنون منجر به افزايش بيش از حد جمعيت آن شده به طورى كه بر اساس پيش بينى كارشناسان شهرى تا ۷ سال آينده، جمعيت تهران با دو برابر رشد، به ۱۴ ميليون نفر خواهد رسيد. از سال ۱۲۸۶ خورشيدى كه قانون بلديه در پى استقرار مشروطيت در مجلس شوراى ملى به تصويب رسيد، يك قرن مى گذرد. به دنبال تصويب اين قانون، تجديد سازمان بلديه هاى شهرهاى ايران در سال ۱۳۰۰ خورشيدى و با ترجمه و بررسى سازمان شهردارى هاى چند شهر بزرگ اروپايى از جمله لندن، پاريس و برلين انجام گرفت و بر اين اساس اداره شهر تهران و چند شهر بزرگ كشور بر عهده شهردارى نهاده شد. بر اساس اين قانون، شهردارى وظيفه رفع حوائج شهر را بر عهده داشت و بعدها با اصلاحات و الحاقاتى، مبناى اصلى اداره شهر تهران تا زمان حاضر قرار گرفت. قانون كنونى شهردارى در حقيقت قانون سال ۱۳۳۱ است كه با تغييرات بسيار، از سال ۱۳۳۴ تاكنون، اساس كار بيش از ۶۰۰ شهردارى كشور است. از آن زمان تا به حال و در طول اين نيم قرن اخير، تهران دچار تغييرات و دگرگونى هاى اجتماعى زيادى شده است. * جمعيت ۱۷ سال آينده راهم اكنون داريم بر اساس تعريف سازمان ملل، كلان شهر به منطقه اى اطلاق مى شود كه جمعيت آن از هشت ميليون نفر فراتر رود و بر اساس اين تعريف، تهران نيز از نظر تعداد جمعيت خود را در رديف كلان شهرهاى بزرگ دنيا ديد. تهران كه بايد بر اساس پيش بينى مسئولان، جمعيتش تا ۱۷ سال آينده به هفت ميليون و ۶۰۰ هزار نفر برسد، در حال حاضر بالغ بر ۷ ميليون و ۴۰۰ هزار نفر را در خود جاى داده است. يك چنين رشد غيرمنطقى بايد براى مديران شهرى قابل تأمل باشد گرچه مديريت شهرى در رشد سرطانى جمعيت تهران نقشى نداشت و تهران قربانى سوءمديريت كلان كشور در پيش از انقلاب و عدم محروميت زدايى از ديگر شهرها و روستاها بود، اما به هر حال بعد از جنگ تحميلى وارث شهرى آشفته با فقر قوانين مربوط به آن شد. در طول هشت سال جنگ تحميلى، فضاى جنگ زده شهر، سطح انتظارات و توقعات مردم را از شهردارى متناسب با اوضاع بحرانى آن ايام، پائين آورده بود. فضاى سبز بوستان ها و روشنايى و زيبايى شهر از يادها رفته بود و اين شد كه تهران، با سر و روى چرك آلود و درختان و گل هاى تشنه و خشكيده پارك هاى متروكه، خاموش و خسته، آغوشش را بزرگوارانه بر روى مهاجران ديگر شهرها باز نگه داشت و خود تنها به ماندن فكر كرد. تهران ماند، اما دودزده و بى هيچ باليدنى به هويت خويش. بررسى آمار جمعيت در شهر تهران حاكى است نرخ رشد جمعيت پرجمعيت ترين شهر ايران با كاهش جمعيت در سال هاى ۱۳۳۵ تا ۱۳۷۵ همراه است اما اين نرخ جمعيت در شهرهاى پيرامون تهران و نيز حاشيه هاى آن افزايش قابل توجهى نشان مى دهد. براساس آخرين گزارش هاى مراكز رسمى كشور، روند كاهش سهم و نقش جمعيت تهران در محدوده مجموعه شهرى كه در سال ۱۳۴۵ معادل ۹۵/۷ درصد بوده، درسال ۸۴ به ۷۱/۴ درصد رسيده است. درعين حال نقاط ديگر شهرى كه در ۴۰ سال گذشته نقش اندكى در اسكان جمعيت داشته است، از نظر رشد جمعيتى افزايش قابل توجهى را نشان مى دهد؛ به عنوان مثال شهرستان كرج كه در سال ۱۳۴۵ نزديك به دو درصد از جمعيت مجموعه شهرى تهران را در بر مى گرفت و دومين شهرستان اين محدوده به لحاظ كثرت جمعيت بود، در انتهاى سال ۸۴ بالغ بر ۱۲/۶ درصد از جمعيت محدوده شهرى تهران را در خود جاى داده است. همچنين دو شهرستان ورامين و شهريار كه در سال هاى ۱۳۴۵ و ۱۳۶۵ ، ۱/۳۸ تا ۴/۷۶ درصد از جمعيت محدوده شهرى را در خود جاى مى دادند، براساس برآوردهاى رسمى در سال ۱۳۸۴ ، ۱۰/۵ درصد از جمعيت اين محدوده را در بر گرفته است. اگر چه رشد سالانه جمعيت شهر تهران در سال هاى ۱۳۴۵ تا ،۱۳۵۵ طبق برآوردهاى رسمى، ۴/۱ درصد بوده، اما اين رشد شتابان در سال هاى منتهى به دهه ۷۰ به ۲/۸۹ درصد و دردو دهه ۷۰ و ۸۰ به ۱/۱۱ درصد رسيده است. بر اساس آخرين آمار مركز آمار ايران، اين ميزان در سال ۸۴ تا ۶ ماهه اول سال ۸۵ به حدود ۵۹ صدم درصد رسيده است. اسلامشهر با ۱۲/۴۸ درصد، شهرستان قدس از توابع شهريار با ۱۲/۲۴ درصد، قرچك با ۱۱/۱۴ درصد ، پاكدشت با ۱۰/۲۲ درصد و ملارد با ۹/۸۵ درصد رشد، بيشترين جمعيت را در ۴۰ سال گذشته در خود جاى داده اند و از سهم شهر تهران حداقل در طول شب كاسته اند. بررسى اين آمار نشان مى دهد در سال هاى ۸۴ تا ۶ ماهه اول سال ۸۵ به دليل كاهش توان محيطى و انجام اقدام هاى ساماندهى شهرى و تهيه و اجراى طرح جامع، رشد جمعيت در شهرستان اسلامشهر بتدريج كاهش يافته و به حدود ۳۳ صدم درصد در سال رسيده است. همچنين در دوره سال هاى ۱۳۴۵ تا ۱۳۸۴ بيشترين نرخ رشد نقاط شهرى مربوط به اسلامشهر و كمترين آن مربوط به شهر تهران بوده است بطورى كه در اين دوره به جز شهر تهران، ساير شهرستان هاى اين استان از رشد بالاى ۱۱ درصد برخوردار بوده است. * اختصاص ۲۱ درصد از جمعيت كشور به تهران در آخرين سرشمارى كه در سال ۸۵ در كشور انجام شد مشخص شد كه بيش از ۲۱ درصد از جمعيت كشور در استان تهران زندگى مى كنند. مسعود افشين رئيس آمارهاى عمومى و ثبتى سازمان مديريت و برنامه ريزى با استناد به نتايج ششمين سرشمارى نفوس و مسكن در اين باره مى گويد:«استان تهران با داشتن سه ميليون و ۷۰۰ هزار خانوار ، ۲۱/۴ درصد از جمعيت كل كشور را در خود جاى داده است. در كل كشور ۱۷ ميليون و ۵۹۷ هزار و ۸۰۰ خانوار سرشمارى شدند كه ۳ ميليون و ۷۰۰ هزارخانوار آن در استان تهران ساكن هستند. از ۷۰ ميليون نفر جمعيت شناسايى شده در كل كشور، ۱۳ ميليون نفر در تهران شناسايى شده اند. در كل كشور در مقابل هر ۱۰۶ نفر مرد ۱۰۰ نفر زن و در استان تهران نيز در مقابل هر ۱۰۴ نفر مرد ۱۰۰ زن وجود دارد . ۲ميليون و ۳۰۰هزارخانوار كه شامل ۷ ميليون و ۷۳۸ هزارنفر است، در مناطق ۲۲ گانه شهردارى تهران ساكن هستند كه بدين ترتيب سهم اين مناطق در پذيرش خانوار ۶۱ درصد و جمعيت نيز ۵۸ درصد است. كرج با داشتن ۴۷۸ هزار خانوار بيشترين تعداد خانوار را نسبت به شهرهاى تابعه تهران دارد. در حالى كه در كشورهاى توسعه يافته حدود شش درصد از جمعيت كل كشور و در كشورهاى در حال توسعه حدود چهار درصد از جمعيت كشور در كلان شهرها زندگى مى كنند، اين رقم در كشور به ۱۶درصد مى رسد. به اعتقاد كارشناسان عامل اصلى گسترش اسكان هاى غير رسمى در حاشيه شهرها گروههاى فقير شهرى هستند، خانواده هايى كه شايد بيش از ۳۰ سال است شهرنشين هستند اما توانايى خريد مسكن نداشته و يا اجاره نشينانى كه با نيت صاحب مسكن شدن به اسكان غير رسمى در حاشيه و پيرامون شهرها روى مى آورند. اين در حالى است كه برخى ديگر از كارشناسان شهرى نبود يك استراتژى هماهنگ ميان دولت و مديريت شهرى را موجب رشد تصاعدى جمعيت پيرامون شهرها و توسعه اسكان هاى غيررسمى آن مى دانند. براى كنترل بحران حاشيه نشينى تهران و ديگر شهرها، به زبانى مشترك ميان دولت، شوراى شهر و شهردارى نياز داريم . بايد اين زبان مشترك را كارشناسان و متخصصان تعريف و تبيين كنند اما مورد وفاق دولت و شوراى شهر در برنامه هاى كلان باشد. تهران، در طول ۲۰ سال گذشته بدون طرح و برنامه مشخص شهرى بوده است و در اين مدت، ساخت و ساز و توسعه پايتخت به عنوان يكى از مهمترين نمودهاى حيات شهرى، به امرى سليقه اى تبديل و در دوره اى از مديريت شهرى، تراكم آزاد و دوره اى ديگر متوقف و موجب بروز نابسامانى هايى در اين راستا شد. خوب كه فكر كنيد متوجه مى شويد ساخت و ساز بى رويه در پايتخت به خاطر همان واژه جمعيت است نه چيز ديگر. در واقع تهران براى تأمين خواسته هاى ساكنانش و براى رهايى از انفجارى كه انتظار او را مى كشد نيازمند اين حركت بوده كما اين كه در اين مدت هرچه جلوتر آمده روند رو به رشد آن سريعتر شده است.
|
|
|
|
|
معمارى شهرى در فضاهاى عمومى و خصوصى
|
|
|
محمود رضا رحمانى ساخت و ساز بدقواره و بى رويه در مناطق شمالى و حاشيه نشينى گسترده در جنوب غربى و ساختمان هاى فرسوده در جنوب، نهمين كلان شهر دنيا را به سمتى پيش برده كه عده اى از آن به عنوان دهكده اى بزرگ ياد مى كنند كه ظاهر يك شهر متمدن را از دست داده است. هرچند ويژگى هاى مناطقى از همين شهر شلوغ در روزگار گذشته، خيل جمعيت را به اين سمت آورده و پايتخت يكى از بزرگترين تمدن هاى جهان يعنى ايران را در اين شهر بنيان نهاده است ولى ساخت و ساز هاى مرتفع وگاه بد شكل كه هيچ نماد و نشانى از فرهنگ ملى و مذهبى ما ندارد، در مناطق مختلف بويژه يك و سه سربر افراشته اند و زيبايى را از شهر ربوده اند. ساختمان ها و برج هاى مثلثى و مكعبى كه همه ناشى از هندسه و جبر و رياضى است موجب شده، امروز فرهنگ معمارى و بافت خانوادگى و اجتماعى ما به سويى حركت كند كه تنها پوسته فرهنگ براى ما بماند و مغز و اصل آن (كه همانا عرق ملى و مذهبى ماست) در زير ستون برج هايى كه مظهر تمدن پوشالى غرب است باقى مانده و له شود. عبور از ميان شهرهاى تاريخى ايران نشان مى دهد در اين شهرها توجه بسيارى به نماى شهرى شده است. شهر نشينان گذشته سعى مى كردند بناهاى عمومى همچون زيارتگاه ها و مساجد را با شكوه تر از بخش هاى ديگر بنا كنند و كمتر به نمايش و برجسته كردن بناهاى شخصى و خصوصى توجه مى كردند هرچند برخى تا حدودى به نمايش عمارت ها و محل هاى زندگيشان توجه داشتند. بخش زيادى از زيبايى سازى در بناهاى عمومى به ايجاد جذابيت و ترغيب شهروندان به اين اماكن بر مى گردد تا آنها با گشاده دستى و ميهمان نوازى ذاتى و ملى خود اين ساختمان ها را براى ديدار با همديگر و مراودات اجتماعى اختصاص دهند. بنابر اين ارتباط درون و بيرون در فضاهاى خصوصى و عمومى در فرهنگ ايرانى جا افتاده و هيچ كدام مايه بى مهرى جامعه شهرى گذشته قرار نگرفته است. اين فرهنگ به نماى شهرى توجه ويژه اى داشته و ظاهر سازى تهى مغزانه را بازخواست كرده است. اغلب شهرهاى قديمى ما جلوه گر رابطه پخته و جا افتاده ميان فضاو جامعه است ولى اين رابطه در جامعه كنونى ايران يا ديده نمى شود يا بسيار ضعيف است. در شهرهاى امروز ما اين رابطه دچار تحول و دگرگونى زيادى شده است، بيشتر توجه به نماها و بناهاى خصوصى صورت مى گيرد و معمارى زيباشناسى و زيباسازى برعكس گذشته برون گرا شده است: استفاده از تكنولوژى هاى پيشرفته براى ساخت ساختمان هاى بزرگ با نماها و مصالح گرانقيمت فقط با هدف خودنمايى. سرمايه هاى هنگفتى در تزئين ساختمان ها، خيابان ها و بزرگراه ها صرف مى شود، آگهى هاى مصرفى تجارى در تمام شهر نمود پيدا كرده است و فاصله با شهروند گذشته ايران بيش از هر زمان ايجاد شده است. كارشناسان دلايل متعددى براى اين امر ياد كرده اند. از جمله حركت سريع به سمت صنعت هاى جديد و تكنولوژى مدرن دنيا. جامعه وفضاى شهرى هر دو با سرعت هرچه تمام تر در حال تغييراست ولى اين تغييرات در بيشتر موارد با يكديگر همخوانى و هماهنگى ندارد. آهنگ تند تغييرات مانع هماهنگى ميان ساختمان هاى مختلف مى شود در حالى كه در گذشته به خاطر روند كند و آهسته تغييرات فناورى و اجتماعى، نوعى هماهنگى در فضاهاى شهر و ساخت بناهاى خصوصى و عمومى وجود داشت. ولى در حال حاضر ساخت و ساز در ابعاد وسيع تر و با سرعت بيشترى صورت مى گيرد و اين سرعت، هماهنگى را سلب مى كند به گونه اى كه برج هاى بزرگ كلانشهرهايى مانند تهران هركدام به شكلى متفاوت از يكديگر و صرفاً برپايه صنعت و تكنولوژى هاى جديد در حال شكل گيرى است. در عصر حاضر، برخى معماران و سازندگان به دليل اين كه تصور مى كنند ساختمان و برجى كه مى خواهند بسازند مركز عالم است، سعى مى كنند با استفاده از بهترين و گرانترين مصالح- بدون توجه به چارچوب هاى محكم شهرسازى براى پايان دادن به ناهماهنگى هاى موجود- تا فراز ابرها ساختمانى را بسازند . به نظر مى رسد اين امر بيشتر ناشى از ضعف قوانين در دفاع از حقوق همسايگان و شهروندان باشد و چون نظارت ها كمتر يا گذرا شده است اين روند بيش از هر زمانى در شهرهاى بزرگ كشور در حال ريشه گرفتن است. چشم پوشى از اين گونه تخلفات نه تنهامعمارى ملى ما رامعيوب مى كند، بلكه هر روز بر تعداد بافت هاى فرسوده مى افزايد. بهتر است مديران شهرى، با كمك كارشناسان اين موضوع را بررسى كنند كه چرا خانواده ها مانند گذشته به خانه هايشان علاقه ندارند و هر روز به جاى اين كه بيشتر به آن خوبگيرند و خيابان ها و كوچه هاى اطراف را بهبود ببخشند، آماده اند كه به منطقه ديگرى بروند. آنان بعد از حدود ۱۵ تا ۲۰ سال كه از ساخت خانه ها مى گذرد آن را كلنگى تلقى مى كنند. بعضى از شهروندان گمان مى كنند خانه مكانى موقتى است و كوچه و خيابان جزو املاك شهردارى است و آنها در قبال اطرافشان هيچ گونه مسئوليتى ندارند. ولى آنچه ضرورى است همه آن را قلباً احساس و درك كنيم اين است كه ايجاد هماهنگى ميان فضاى شهرى و ساختار زندگى شهروندان در گرو همكارى شهروندان با شهردارى است و شهردارى هم بايد از هر فرصتى براى استفاده از پتانسيل مردمى استفاده كند.
|
|
|
|
|
افزايش ۴۰ درصدى جمعيت شهرى ايران
|
|
|
چندى قبل معاون امور دهيارى هاى سازمان شهردارى ها و دهيارى هاى كشور از كاهش جمعيت روستاييان كشور از ۷۰ درصد به ۳۱ درصد خبر داد. عليجانى با ابراز تأسف از اين روند، سكونت ۶۹ درصد جمعيت كشور در شهرها را درد بزرگى دانست و افزود: هم اكنون تغذيه ۷۰ ميليون نفر از جمعيت كشور توسط روستاهاى تأمين شده و ۸۰ درصد زمين هاى كشور نيز غير شهرى هستند، اما متأسفانه با برخورد روستا براندازى، جمعيت روستاييان كاهش چشمگيرى يافت. بايد به توسعه پايدارى رسيد كه فعاليت ها در راستاى رفع نياز انسان صورت گيرد نه به ضرر منافع انسانى و زيست محيطى، وى گفت: در توسعه پايدار، نهاد هاى اكولوژيكى اجتماعى واقتصادى مورد توجه بوده و مهمترين نگاه ما در بخش اقتصادى است، به طورى كه يكى از عواملى كه موجب مهاجرت روستاييان به شهرها شده است، شكاف عميق سطح درآمدى روستا با شهرهاست و اگر بتوان در اين بعد به نقطه مطلوب رسيد و سطح درآمدى روستاييان را افزايش داد، هيچ روستايى به شهر نمى آيد. ۷۰ درصد جمعيت ورودى به شهرها در ابعاد مختلف سبب ايجاد نابسامانى هايى مى شوند. مشكلات در روستاها وجود دارد اما اگر همانجا به حل آنها بپردازيم، ديگر مشكلات با مهاجرت روستاييان به شهر منتقل نمى شود. همچنين نبايد بنياد مسكن، فيزيك روستاها را به هم بزند. البته اين به معناى مخالفت با مقاوم سازى نيست و بايد فيزيك روستاها را با توجه به نوسازى و مقاوم سازى به همان شكل گذشته اش گسترش داد. انرژى و سرمايه هايى كه در شهرها همچون دود سيگار تلف مى شود، بايد در توسعه پايدار روستاها استفاده شوند. با ساز و كارهاى تعيين شده به يكباره شاهده ۱۵ هزار دهيارى نخواهيم بود. قانون به اين افراد موقعيت داده و در كميسيون تلفيق هم رديفى براى دهياران در نظر گرفته شده است تا در كنار شوراها باشند. به گونه اى كه قبلاً شوراها مديريت روستا را به عهده داشتند و اين روش ايده ال نبود.
|
|
|
|