دوشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۶ - ۲۰ ربيع الاول ۱۴۲۸
Mon, Apr 9, 2007
تاريخ
۳۶۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
سينما
گزارش
فرهنگ و انديشه
ايرانگردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانش
هفته عكس (قاب عكس)
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
فتاوى جهاديه مراجع تقليد
محسن ميرزايى
283947.jpg
و نقش آن در شكل گيرى تفكرات و مبارزات آزاديخواهانه در خاورميانه
در جنگ جهانى اول براى نخستين بار در تاريخ، پديده جديدى به نام «تبليغات» نقش آفرين شد و استراتژيست هاى بزرگ نظامى جهان بدين نكته پى بردند كه به يارى تبليغات، با دست خالى و بدون داشتن نيروهاى نظامى مسلح مى توان عليه دشمن ، جنگ هاى تمام عيارى به راه انداخت و دست به كار هايى زد كه به مراتب فراتر از توان نظامى يك يا چند لشكر مجهز است.در جنگ جهانى اول شناخت و استفاده از احساسات مذهبى مردم ايران و خاورميانه موجب طغيان ها و شورش هايى عليه متفقين متجاوز شد كه در تاريخ جنگ جهانى اول بخش با اهميتى را به خود اختصاص داده است.در جنگ جهانى اول «فتاوى جهاديه» مايه و پايه تحركات بزرگى بود و با آن كه پيروزى نظامى در پى نداشت اما در درازمدت موجب آگاهى هاى سياسى و اجتماعى مردم منطقه شد. آقاى نصرالله صالحى در اين زمينه مى نويسند: «از پايان دوران استبداد صغير كه محمدعلى شاه به سفارت روسيه پناه برد و از سلطنت خلع گرديد (سال ۱۲۸۸ شمسى) تا كودتاى سوم اسفند ۱۲۹۹ كه به رهبرى سياسى سيدضياالدين طباطبايى انجام شد يك مقطع تاريخى حساس و بسيار مهمى به شمار مى رود كه در اين دوره، علما و مراجع عظام در مسائل سياسى - اجتماعى و حتى امور نظامى نقش بسيار فعال و مؤثر ايفا كرده اند.
نقش علما در اين دوره ۱۲ ساله در پيوند با سه واقعه مهم زير قابل بررسى است:

۱- مداخلات روس ها در امور داخلى ايران و تجاوز نظامى آن كشور به بخش هاى شمالى و شمال غرب و شرق ايران در فاصله سال هاى ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ و نيز مداخلات نظامى انگلستان در خليج فارس (سال ۱۳۲۹هـ.ق)
۲- اشغال رسمى ايران از سوى روس و انگليس در جنگ جهانى اول
۳- قيموميت انگلستان بر عراق در سال ۱۳۲۰ كه منجر به انقلاب و حركت جهادى عشاير و مردم عراق شد.
در اين ۳ دوره كه جمعاً ۱۲ سال به طول انجاميد، مراجع عالى روحانى عراق كه اكثراً ايرانى بودند در هر ۳ مورد مواضع سخت و قاطعى را اتخاذ كردند.ناگفته نماند كه واكنش علماى اعلام مقيم عراق در اين دوره ۱۲ ساله به فعاليت هاى سياسى و تبليغى و صدور فتاوى جهاديه محدود و منحصر نشد بلكه با حضور در صحنه، دست به اقدام هاى عملى زدند كه در اين گرايش به مواردى از آنها اشاره مى شود:
جنگ جهانى اول و واكنش مراجع تقليد ايرانى
سپاهيان روسيه تزارى حتى پيش از جنگ جهانى اول يعنى از زمان مشروطيت به بهانه قحطى تبريز و باز كردن راه آذوقه، در ايران حضور نظامى داشتند و پس از آن نيز حضور خود را «حمايت از جامعه اروپائيان» عنوان مى كردند.
283986.jpg
فعاليت هاى سياسى - تبليغى جامعه روحانيت عراق و اقدام هاى عملى آخوند ملاكاظم خراسانى و شيخ عبدالله مازندرانى كه از اعاظم علماى مقيم عراق بودند از جمله صدور فتواهاى جهاديه ، مبارزات علما و درگيرى آنان در مسائل سياسى - اجتماعى، ايران را وارد عرصه جديدى كرد. چنان كه پس از درگذشت اين دو مرجع بويژه در آغاز جنگ جهانى اول موضع گيرى و واكنش مراجع نسبت به مسائل سياسى و حتى نظامى، سيرى فزاينده يافت. يكى از علماى همان دوره در يادداشت هاى خود مى نويسد:«در اين مدت تغييرات بسيار حاصل شد. مخصوصاً در كار روحانيان ايرانى كه در نجف و كربلا و كاظمين و سامره اقامت دارند. انقلاب هاى سياسى دنيا عموماً و حوادث ايران و عثمانى خصوصاً ، تأثيرات شديد در حوزه روحانى ما درعراق عرب كرده، پيرمردان از ميان رفته و جانشيان آنان با افكار تازه آميخته به سياست، روى كار آمده اند و همه دوست مى دارند كه در كارهاى سياسى ايران و عثمانى دخيل باشند.» مهم ترين واقعه اى كه بار ديگر علما و مراجع را به طور يكپارچه به تكاپوى سياسى و مبارزات جهادى واداشت، وقوع جنگ جهانى اول و گسترش تجاوزات روس و انگليس به كشورهاى اسلامى به ويژه ايران و عراق بود كه كشور اخير تا پيش از جنگ جهانى اول بخشى از عثمانى به حساب مى آمد. از پيشدستان اين حركت آيات عظام سيدمحمد كاظم يزدى، سيدمصطفى كاشانى (پدر مرحوم آيت الله حاج سيد ابوالقاسم كاشانى)، آقا سيد محمد تقى خوانسارى و آيت الله العظمى ميرزامحمد تقى شيرازى، شيخ الشريعه اصفهانى و آقا آسيد ابوالحسن اصفهانى بودند و بسيارى از علماى ايرانى و عرب كه نامشان در اين مختصر نمى گنجد.
طرز تلقى مراجع چگونه بود
واكنش عمومى و خيزش يكپارچه علما و مراجع در مخالفت با تجاوزات دولت هاى روس و انگليس به كشورهاى اسلامى در آغاز جنگ جهانى اول، اين پرسش اساسى را پيش مى آورد كه اصولاً طرز تلقى علما از وقوع جنگ جهانى اول و كشيده شدن جنگ به قلمرو ممالك اسلامى چگونه بود؟
آقاى نصرالله صالحى در اين باره مى نويسند:«به طور قطع بهترين و مهم ترين منبع براى درك تلقى علما از واقعه جنگ جهانى رجوع به مجموعه فتواهاى جهاديه و تحليل محتواى هر يك از فتواهاى صادر شده از سوى آنهاست. نگارنده مجموعه اى از اين فتواها را تهيه و تدوين كرده است و هر يك از آنها را چندين بار با تأمل و تعمق مطالعه كرد و با بررسى تطبيقى و تحليل محتواى آنها تلاش كرده است تا تلقى علما از وقوع جنگ جهانى را استنباط كند. از مجموعه مطالعات برداشت نگارنده از اين قرار است:
۱- عموم علما و مراجع در فتواهاى خود دولت هاى تجاوز كننده به كشورهاى اسلامى را مظهر بارز كفر دانسته و هجوم آنها را به عنوان «تهاجم كفر به بلاد اسلامى» دانسته اند. از اين رو براى حفظ كيان اسلام جهاد را واجب شمرده اند. آيت الله ميرزامحمدتقى شيرازى كه از مراجع طراز اول زمان خود بود مى نويسد:«امروز كفار هجوم بر بلاد اسلام كرده و قصد استيلا بر بلاد اسلام دارند. بر تمام فرق اسلام واجب الهى معين شده كه همگى يك دست و يك قلب گشته ، دفاع از كيان اسلام نمايند و مانع از تهاجم كفار باشند.»
رويارويى اسلام و كفر
چنان كه از نوشته هاى پيشين پيداست، كشيده شدن كشورهاى اسلامى به جنگ جهانى از ديد علما و «رويارويى اسلام و كفر» دانسته شده است، لذا براى حفظ حريم جماعت مسلمين و حوزه اسلام از تسلط كفار، جهاد از اهم واجبات شمرده شده است.
در فتوايى از مرحوم آيت الله ميرزامحمد تقى شيرازى با صراحت چنين آمده است:«اى مسلمانان اينك مهاجمات دشمنان دين بر حرم خدا و حرم رسول او و مشاهد ائمه طاهرين(ع) شده، اينك كفار اراده كرده اند كه دماء مسلمين را سفك نموده حرمت دين مبين را هتك كنند. بلاد مسلمين و شعاير و مشاعر و نفوس مؤمنين در خطر اندر است.»
مرجع عاليقدر ديگرى به نام آقاسيدمحمد كاظم يزدى مى نويسد:«دول اروپ بخصوص انگليس و روس و فرانسه از اين تعديات بجز محودين، العياذ بالله، مقصدى ندارند و نزديك است دست تعدى دراز و بر حرمين شريفين و مشاهِد ائمه طاهرين علهيم السلام تهاجم و بر اوطان اسلاميان و نفوس و اعراض و اموال آنها تغلب نمايند».
شيخ الشريعه اصفهانى كه پس از آخوند ملا كاظم خراسانى جانشين آن مرحوم شمرده مى شد مى نويسد:«هدف كفار از هجوم به بلاد مسلمين و اشتغال به قتل رجال و نهب اموال چيزى جز بلند كردن كلمه كفر و پست نمودن كلمه اسلام نيست. راضى نشويد توحيد شما به تثليث و مساجد شما به كنايس و اذان شما به ناقوس بدل شود!»از اين نوشته ها پيداست كه علما معتقد بودند: تهاجم دول متفقين به ممالك اسلامى به منزله نابودى اسلام و انقراض جامعه مسلمين و اضمحلال كلمه اسلام است، لذا جهاد از اهم واجبات مى باشد.
ميرزامحمدتقى شيرازى كه او را به خاطر مبارزاتش «ميرزامحمد تقى مجاهد» ناميده اند در جهاديه ديگرى مى نويسد:«عموماً، خاصه ايلات و عشاير با حميت كه حصون منيعه و قلاع محكمه بلاد اسلاميه هستند، در حراست حدود و ثغورى كه به عهده دارند، يد واحده و كلمه متحده بوده، دقيقه اى از بذل جان و مال با كمال جد و اهتمام در قيام به اين وظيفه لازمه مضايقه و خوددارى ننمايند.»
همين مرجع در جهاديه ديگر مى نويسد:
«اى مسلمانان ، اى اصحاب دين و غيره، الله الله شتاب كنيد در حفظ حدود بصره، الله الله مشاهِدِ ائمه خود را دريابيد و دفاع از تجاوز دشمنان بكنيد. بدانيد اى مسلمانان و آگاه باشيد كه بر عموم مسلمانان مساعده مسلمين و سادات و علمايى كه براى دفاع از ثغور بصره مسارعت جسته اند لازم و واجب گرديده است.» بدين ترتيب از ابتداى آغاز جنگ، علماى اعلام و مراجع، براساس چنين برداشت هايى اعلاميه هاى جهاديه خود را نوشتند.در اين زمينه مراجع عظام هم به صورت انفرادى و هم به صورت مشترك فتواهاى متعددى خطاب به مسلمانان جهت ترغيب آنان به جهاد صادر و منتشر نمودند.
تحقق امرجهاد
علماى اعلام و مراجع علاوه بر صدور جهاديه كه جنبه سياسى و دينى و تبليغى داشت دست به يك سلسله اقدامهاى عملى مشترك به منظور تحقق امر مقدس جهاد زدند كه مختصراً موردبررسى قرارمى گيرد.
تحليل هاى غيرمنصفانه
آقاى نصرالله صالحى در مقاله پژوهشى خود پيرامون تحليل هاى غيرمنصفانه برخى از نويسندگان از فتواهاى جهاديه در جنگ جهانى اول، مى نويسد:
«در زمينه علل و انگيزه هاى صدور فتواهاى جهاديه از سوى علماى شيعه، تحليل هاى غيرواقع بينانه و غير منصفانه اى ارائه شده است، پاره اى از محققان معاصر و حتى برخى از نويسندگانى كه در همان دوران جنگ جهانى مطلبى نوشته اند ارزيابى نادرستى از علل صدور فتاوى جهاد از سوى علماى شيعه ارائه كرده اند:
در ميان محققان معاصر تنها عبدالهادى حائرى درخصوص انگيزه علما در صدور فتواى جهاد ، نظرى صريح و مقرون به صواب ابراز كرده است. او اين نظر را كه علما در صدور فتواى جهاد از شيخ الاسلام عثمانى تبعيت كرده اند، رد مى كند. از ديد «حائرى» اعلان جهاد تنها به علت آن نبود كه شيخ الاسلام عثمانى آن را خواسته بود بلكه بيشتر بدان سبب بود كه نيروهاى نظامى يك دولت غيرمسلمان يعنى بريتانيا، كشور اسلامى عراق را اشغال كرده بود، در نتيجه علما از وظايف مذهبى خود دانستند كه بر ضد آنها برخيزند.
آقاى نصرالله صالحى در پايان اين مقوله اظهارنظر كرده مى نويسند:«پيشينه صدور فتواى جهاد، از سوى علماى شيعه ايرانى مقيم عراق تنها به آغاز جنگ جهانى بازنمى گشت، زيرا علماى مزبور چندسال قبل از جنگ جهانى نيز در هنگام اشغال ايران از سوى روس و انگليس و اشغال ليبى از سوى ايتاليا نيز فتاوى جهاديه متعددى در دفاع و جهاد در مقابل متجاوزان به ممالك اسلامى صادر كرده بودند.اين نكته نيز گفتنى است كه واكنش علما تنها به محكوم ساختن تجاوزات اجانب محدود و منحصر نمى شد بلكه آنان بارها عليه حكام ستمگر كشورهاى اسلامى كه به حقوق ملت خويش تجاوز روا مى داشتند نيز موضع گيرى كرده بودند.دخالت آخوند خراسانى تنها در مسأله مشروطيت ايران نبود بلكه آن مرحوم در حمايت از «نهضت تركان جوان» نيز به «سلطان عبدالحميد ثانى» امپراتور عثمانى هشدار داد و به زبان تهديد و نصيحت از او خواست كه به تقاضاى طرفداران اجراى قانون، جواب مثبت بدهد.
283989.jpg
كوتاه سخن اين كه:«مراجع تقليد شيعه با سوابق روشن تاريخى خود در امر دخالت به سياست عملاً نشان داده اند كه تحت تأثير كسى نبوده اند و مستقلاً و بر حسب وظيفه مرجعيت اقدام كرده اند. لذا چگونه ممكن است كه در امر جهاد تحت تأثير مفتى اعظم عثمانى قرار گرفته باشند.علماى اعلام و مراجع عتبات عاليات ضمن اين كه اكثراً ايرانى و ايرانى الاصل بودند و معمولاً مصالح دولت ايران را رعايت مى كردند در مسأله بيطرفى ايران، استقلال خود را حفظ كردند و تحت تأثير تذكرات وزارت امورخارجه ايران قرار نگرفتند. همان طور كه در گزارش هاى پيشين خوانديد به محض آغاز جنگ، وزارت امورخارجه به دستور علاءالسلطنه رئيس الوزراى سالخورده ايران به علماى اعلام، اعلام نمود كه ايران در اين جنگ بيطرفى اعلام كرده است. علماى اعلام نيز به تبعيت از تصميم دولت ايران از بيطرفى عدول نكنند و از دولت عثمانى حمايت ننمايند تا ايران بيطرفى خود را حفظ كند و علما نه تنها به تذكرات وزيرخارجه ايران توجهى نكردند بلكه به تنهايى و گروهى «فتاوى جهاديه» صادركردند و فراتر از آن فرزندانشان را به جبهه فرستادند و با حضور در ميدان هاى جنگ به تهييج مبارزان پرداختند و در گير و دار جنگ، گروهى از آنان كشته و اسير شدند.
جنگ موهبتى الهى تلقى شد
آقاى نصرالله صالحى مى نويسند: «وقوع جنگ جهانى از ديد بسيارى از مسلمين و علما به عنوان يك موهبت و نعمت الهى و يك فرصت طلايى براى محوسلطه استعمارگران تلقى شد.»
سيد مصطفى كاشانى مرجع مقيم عراق (پدر آيت الله سيدابوالقاسم كاشانى) در يكى از فتواهاى خود مى نويسد: «نظر به اين فرصت خدا داد (جنگ جهانى اول)، امروزه كه دشمنان اسلام سرگرم و مشغول گرديده اند، لازم شد تكليف الهى را ابلاغ نماييم: اليوم بر كافه مسلمانان لازم است به قدر امكان با كمال اتحاد در محو نفوذ انگليس و روس از ايران كوشيده و با دولتين عليتين عثمانى و ايران كه حاميان حوزه دين و پاسبان قرآن مبين و حافظان ثغور مسلمين هستند دست اعتماد و موافقت داده، استقلال حقيقى دين و دولت را محفوظ بدارند.»
همين مرجع در فتواى ديگرى خاطرنشان كرده مى نويسند: «... امروزه كه نائره حرب و جنگ عمومى ميان دول اجانب مشتعل گشته و چندى است كه قهراً دشمنان اسلام را از تعرض و تجاوز بر عالم اسلامى بازداشته، وقت است كه جميع مسلمانان از خواب غفلت بيدار و از تجربياتى كه بخصوص در اين چندسال اخير از آن همه مداخلات غاصبانه و تجاوزات جابرانه استقلال شكنانه اجانب حاصل كرده اند ، عبرت گرفته ، منازعات داخلى را كه به انگشت دسايس آنها بوده خاتمه داده بلكه مخاصمات و مجادلات سنى و شيعه را كه هردو مسلمان و در توحيد و رسالت و ساير اصول اسلاميه با هم شريك هستند چندى كنار گذارده... در مقام تأييد و تقويت دولتين عليتين اسلاميتين عثمانى و ايرانى... برآيند و كوشش نمايند بلكه به اين وسيله به اصلاح خرابى هاى چندساله موفق گرديده متمكن از حفظ استقلال و سد ثغور و ممالك اسلامى بشوند.»
مراجع طرفدار آلمان نبودند
در «فتواهاى جهاديه» به رغم تأكيد مكرر بر ضرورت مساعدت و يارى رساندن عموم مسلمين به دولت عثمانى هيچ اشاره اى حتى به طور ضمنى به هم پيمان عثمانى يعنى دولت آلمان نشده است.از ديد علما و مراجع ، اشتعال آتش جنگ در اروپا امدادهاى غيبى براى تضعيف و نابودى دشمنان اسلام تلقى مى شد لذا هرچه مى شد به سود اسلام و مسلمين بود.
به طور كلى موضع گيرى علما در جنگ چنانكه در فتواهاى جهاديه آنها آمده است جنبه «سلبى» و جنبه «ايجابى» داشت جنبه «سلبى»، اعلان جهاد بر ضد دولت هايى بود كه در جرگه روس و انگليس قرار داشتند. از جنبه «ايجابى» فتاوى علما تنها دولت هاى مسلمان ازجمله ايرانى و عثمانى را شامل مى شد. حمايت از امپراتورى عثمانى نيز به دليل اين كه يك كشور اسلامى بود واجب تلقى مى گرديد.
مشاركت مستقيم علما در امر جهاد
«همچنان كه پيش از اين اشاره كرديم واكنش علما به تجاوزات متفقين به ايران و عراق تنها در صدور «فتاوى جهاديه» خلاصه نمى شد واكنش غيرقابل انكار و بارز علما و مراجع مشاركت مستقيم و فعال آنها در امر جهاد بود.
بسيارى از مراجع خود شخصاً در جبهه هاى نبرد حضور يافتند حتى در جبهه ها، فرماندهى جنگ را نيز برعهده گرفتند.برخى از علما هم كه به علت سالخوردگى و كهولت قادر به حضور در جبهه ها نبودند، فرزندان خود را كه در شمار علماى طراز اول بودند به جبهه ها روانه كردند.
سيدكاظم يزدى در يكى از فتواهاى خود نوشت: «اعلان كرديم وجوب دفاع را بر مهاجمين بر بلاد اسلام. اينك فرزندم سيدمحمد را فرستادم جهت اعلان بر مسلمين ». به اين نكته نيز بايد توجه نمود كه حركت جهادى منحصر به عراق نبود بلكه بسيارى از مناطق همجوار را دربرگرفت. در اين راستا دو مرجع بزرگ سيدكاظم يزدى و شيخ الشريعه اصفهانى هريك نامه هايى به شيخ خزعل حاكم محمره (خرمشهر) و خوزستان نوشتند و او را تشويق كردند كه از مجاهدين پشتيبانى كند و با انگليسها بجنگد.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |