دوشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۶ - ۲۰ ربيع الاول ۱۴۲۸
Mon, Apr 9, 2007
ايرانگردى
۳۶۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
سينما
گزارش
فرهنگ و انديشه
ايرانگردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانش
هفته عكس (قاب عكس)
فرهنگ وجغرافياى اسرارآميز كرمان
283992.jpg
جهانگردان حرفه اى از دير باز ايران را به لحاظ طبيعت رنگارنگ، اقوام گوناگون و فرهنگ و تمدن پر رمزو رازش، سرزمين تضادها شناخته اند. اين ويژگى ها نه فقط در مجموعه سرزمين ايران كه گاه حتى در يك بخش خاص آن هم ديده مى شود. كرمان از جمله اين بخشهاست. تنوع آب و هوايى، فرهنگ و هنر صبور و جذاب، با مردمى سختكوش، شكيبا و ميهمان نواز، كرمان را در ميان استان هاى مختلف ايران متمايز كرده است. اين گزارش به كرمان اختصاص دارد؛ با نگاهى كوتاه به فرهنگ و جغرافياى اسرارآميز، معمارى چشم نواز بناهاى تاريخى، فهرست جاهاى ديدنى و ...
جغرافيايى اسرار آميز كه گرمسير را در آغوش سرد سير مى نشاند، فرهنگى كم مانند كه انگشتان دست بافندگانش آن را به سان قالى، ترمه و شال هاى ظريف نمايان مى سازد، در كنار يادگارهاى شگفتى چون ارگ بم و مسجد جامع، مجموعه و آميزه اى از كرمان مى سازد كه هر ساله هزاران مسافر داخلى و خارجى را به خود مى كشاند. كرمان در بخش هاى مختلف، آب و هوايى متفاوت دارد، يعنى در همان زمانى كه ناحيه اى از كرمان «سردترين» است، در ناحيه اى ديگر، گرما بيداد مى كند! به همين جهت است كه شهرهاى كرمان به دوبخش گرمسير و سردسير تقسيم مى شوند و همين تفاوت آب و هوايى است كه سبب مى شود در اين شهر، هم خرما برويد و هم ليمو. به پشتوانه چنين طبيعتى، دامدارى نيز هميشه آنقدر رونق داشته است كه مواد اوليه مناسب را براى هنرنمايى مردمانش در ايجاد نقش هاى حيرت انگيزى كه كرمانيان براى قالى هاى پر آوازه خود طرح مى كنند، دم دست و فراهم بسازد. اما فقط قالى كرمان نيست كه پرآوازه است، آثار تاريخى آن نيز شهرت دارد و پاره اى از بناهاى باستانى آن از جمله ارگ بم (البته پيش از وقوع زلزله) زمانى در سراسر جهان بى نظير بود. اين همه ويژگى و امتياز در يك ديار، چگونه مى گنجد؟ اما اين همه، تمام آن گنجينه نيست، چرا كه برترين و بزرگ ترين امتياز كرمان، مردمان آنند. زنان و مردان صبور، قانع، سختكوش و ميهمان نواز كه قرن هاست با دشوارى هاى طبيعى و تاريخى ديار خود، كنار آمده اند و به آبادانى سرزمين خويش مشغول اند.
چهره شهر
فرودگاه كرمان چندان بزرگ نيست. مسافر كه از هواپيما پياده مى شود با چند گامى به سالن تحويل بار مى رسد. با آن كه ظرفيت سالن به تازگى دو برابر شده، اما هنوز پاسخگوى نياز شهر رو به پيشرفت كرمان نيست. از اين جا براى رسيدن به شهر بايد بلوارى را طى كرد كه تا نخستين ميدان ورودى شهر ۱۲ كيلومتر فاصله دارد. خوشبختانه هنوز همگى باغ هاى پسته اى كه در اطراف بلوار وجود داشت، از بين نرفته و تبديل به مناطق مسكونى نشده است. با اين حال طى ۲۰ سال گذشته، در بيشتر زمين هاى اطراف شهر ساختمان روييده و باغ ها و روستاها را بلعيده است. در گشت و گذارى در شهر، نخستين نقطه اى كه مسافر را به خويش مى خواند، «راسته بازار» است. اين بازار ۳ كيلومتر طول دارد و در زمان هاى مختلف ساخته شده است. آن بخشى كه در دوره صفويه و قاجاريه ساخته شده، طاق هاى ضربى و گنبدهاى متعددى دارد و بر بالاى هرگنبد، نورگيرى هست كه فضاى نيمه تاريك بازار را روشن مى كند. بازار گنجعلى خان و بازار وكيل از اين دست است و بازار سراج ها و چند نقطه ديگر، به نظر مى رسد چند صد سال قديمى تر باشند. در راستاى بازار، دروازه هاى مختلفى وجود دارد كه مسافر را به كاروانسراهاى قديمى راهنمايى مى كند؛ حياط هاى چهار ضلعى سنگفرش كه در وسط، باغچه و درختى دارد و در اطراف، حجره هايى كه تجارتخانه است و يادآور دادو ستد دوران هاى پيشين.
در راسته بازار دو حمام معروف و قديمى وجود دارد كه هر يك در نوع خود، زيبايى شگفت انگيزى دارند: حمام گنجعلى خان كه به موزه مردم شناسى بدل شده و در آن با مجسمه هايى، شيوه استحمام مردم در گذشته نشان داده شده و ديگرى حمام وكيل است كه با چندين پله به زير زمين مى رود و اكنون به قهوه خانه سنتى زيبايى بدل شده است.
پس از طى بازار سرپوشيده، از در كوچكى مى توان وارد مسجد جامع شد. اين مسجد از مساجد مهم و معروفى كه مى گويند در زمان عمربن عبدالعزيز بنا نهاده شده است. اما چون از اين مسجد و همچنين از گنبد جبليه و گنبد مشتاقيه و پاره اى آثار كهن كرمان، در اين گزارش به طور جداگانه سخن گفته ايم، از اينجا يك راست وارد محله زردشتيان مى شويم كه از ميدان مشتاقيه يا محله «زرسيف» مى توان به آنجا رفت.
كرمان يكى از نادر شهرهاى ايران است كه ايرانيان باستان توانسته اند در آن چندان امنيت و آسايش داشته باشند كه آئين هاى خود را محفوظ نگه دارند. در اين محله ها، بيشتر كوچه ها سنگفرش است و ديوار ها بلند و دروازه ها در قلب يك سردر بزرگ تعبيه شده است. خانه ها هم چندان وسيع است كه گاهى در هر كوچه فقط يك دروازه ديده مى شود. در محله قديمى زردشتيان كه مى گويند در زمان نادرشاه خراب شده است، ۳ زيارتگاه وجود دارد به نام هاى پير غيب، پيرمراد و پير سبزپوشان. محله كهن ديگرى كه نمى توان از آن ياد نكرد، محله «خواجه خضر» است كه به چهل تنان نيز شهرت دارد. مى گويند مسجد خواجه خضر را تركان خاتون، زوجه «اتابك سعدبن ابى بكر» بنانهاده است، بدين ترتيب، قدمت آن به قرن هفتم باز مى گردد.
مى گويند در آنجا چهل خانه بوده كه مردم چله مى نشستند. چهل روز رياضت مى كشيدند تا «خضر» بر آنها ظاهر شود و حاجاتشان را برآورد. اين محله ها، بخش هايى از بافت قديمى كرمان است. كرمان تازه وجوان هم در جاى خود ديدنى است. بزرگ ترين خيابان كرمان كه فرودگاه را به جنگل قائم مى پيوندد، ۲۴ كيلومتر طول دارد. اين خيابان، بعد از راسته بازار، مهم ترين محل كسب و كار و داد و ستد مردم كرمان است. در مقاطع مختلف اين خيابان، خيابان هايى به سمت شمال و جنوب منشعب مى شوند و بافت اصلى شهر را پديد مى آورند. كوچه هاى كرمان كه در اطراف اين خيابان ها قرار دارند، بسيار ديدنى و جالب اند؛ معابرى باريك باديوارهاى بلند و اغلب كاهگلى و پيچ درپيچ كه از بيشتر آنها حتى يك اتومبيل هم نمى تواند عبور كند!
ارمغان كرمان به معمارى جهان
به حتم بخشى از ارمغان هاى ايران به معمارى جهان، در استان تاريخى كرمان پديد آمده است. اين آثار كه از ارگ ويران شده بم تا مساجد عصر صفوى امتداد مى يابد، حتى درخور آن است كه كتاب هايى در مورد آنها نگاشته شود. در اين جا كه فرصت كوتاه است، به اشاره اى درباره تعدادى از آنها بسنده مى كنيم و در يك يا دو مورد شرح مفصل ترى خواهيم داشت.
مسجد جامع كرمان
مسجد جامع كرمان، يكى از مفاخر فرهنگ و تمدن ايران به شمار مى رود. در اين مكان مقدس، هنر معمارى دست به دست عشق و ايمان داده و ياد بودى پر ارزش بر جاى گذارده كه نشان از عظمت انديشه و خلاقيت اين ديار دارد؛ خلاقيتى كه با شكيبايى و صبر، كاشى ها را يك به يك بر هم چيده تا گنبدى سترگ، مناره هايى سر به آسمان كشيده و شبستان هايى بى نظير پديد آورد. اين مسجد به سال ۷۵۰ هـ . ق ساخته شد. بناى آن را به امير مبارزالدين محمد مظفرى، سرسلسله آل مظفر نسبت مى دهند. بنابر تاريخى كه برسنگى در داخل مسجد منقوش است، محلى كه مسجد در آن بناشده، ابتدا در بيرون شهر كرمان جاى داشت، اما به مرور كه شهر گسترده شد، مسجد در داخل شهر قرار گرفت. مسجد جامع با سردر عالى، كاشى كارى معرق و كتيبه تاريخى، يكى از بناهاى پر ارزش كرمان است. بر سنگ هاى مرمرين محراب آن آيات قرآن كريم با خطى بى نهايت خوش و زيبا نقش بسته و كاشى هاى معرق در گوشه و كنار آن ديده مى شود.
گنبد جبليه
بناى اين گنبد در دامنه كوه قلعه دختر، در شمار يكى از زيباترين آثار هنر معمارى ايران جاى دارد. تاريخ بناى آن را به دوره سلجوقى نسبت مى دهند، اما از معمارى آن چنين برمى آيد كه آتشكده اى مربوط به دوره ساسانى بوده است. ساختمان گنبد، هشت ضلعى است و حدود ۲۰ متر ارتفاع دارد و دور اضلاع آن طاق نماهاى متعدد و تودرتو ساخته شده كه از قطر ديواره ها كاسته است. در هر سوى اين ساختمان، ۸ درگاه به پهناى دو متر ديده مى شود كه براى استحكام و پيشگيرى از ويرانى، با سنگ مسدودشان كرده و فقط يكى را باز گذاشته اند. در ساختمان اين بنا، پاره سنگ هايى در اندازه هاى گوناگون به كار رفته كه با ملات سفت و سختى بر هم چيده شده و گفته مى شود كه گچ و گل آن را با شير شتر آميخته اند! در منابع تاريخى، نام اين گنبد به اسامى جبليه، جبال سنگ، گنبد گبرى و معبد سنگى آمده است.
گنبد مشتاقيه
بناى اين گنبد كه مزار مشتاق على شاه در آن جاى دارد، در زمان قاجاريه ساخته شده و در مشرق مسجد جامع واقع است. بناى مشتاقيه از دو گنبد كاشى كارى و يك گنبد ساده تشكيل شده و به همين دليل به «سه گنبد» هم مشهور است. (گنبد مشتاقيه، گنبد كوثر على شاه و گنبد شيخ اسماعيل). گنبد مشتاقيه كاشى و ساقه بلندى دارد و تزئينات داخلى آن در خور توجه است. مقبره مشتاق على شاه در سمت شمال بنا واقع است و روبه روى آن حياطى است كه حوضى در ميان دارد. در اين گنبد، منبر نفيسى از زمان هاى پيش برجامانده است. در سال هاى اخير، نسبت به تكميل كاشى كارى، تعمير و بازسازى نماى اين بنا، اقداماتى انجام شده است.
خانقاه و آرامگاه شاه نعمت الله ولى
شاه نعمت الله ملقب به نورالدين، از عارفان بنام ايران است. سال وفات او را ۸۳۴ هـ . ق ذكر كرده اند و آرامگاهش در ماهان، در ۴۲كيلومترى كرمان قراردارد.
براساس شرح كتيبه معرق سردر ساختمان اصلى آرامگاه، اين بنا به دستور يكى از مريدان وى به نام احمدشاه ركنى به سال ۸۴ هـ. ق بنا شده و در زمان شاه عباس اول صفوى، محمدشاه و ناصرالدين شاه قاجار ملحقاتى بدان افزوده اند. ساختمان آرامگاه شامل سردر، گلدسته ها، صحن اتابكى، صحن وكيل الملكى، رواق شاه عباسى، چله خانه و صحن است و باغى بسيار زيبا دارد. شرح كاملى از اين آرامگاه و باغ ماهان را در ادامه اين گزارش مى خوانيم.
حمام گنجعلى خان
اين حمام را كه هزار مترمربع مساحت دارد، گنجعلى خان، حاكم كرمان در زمان صفويه بنا كرد. كاشى كارى ها، نقاشى ها، گچ برى ها، مقرنس كارى ها و تزئينات بسيار ظريف، آن را در شمار اثرى بسيار بديع جاى داده است. حمام از دو بخش رختكن و گرمخانه تشكيل شده و دو سنگ مرمر بزرگ، در نورگيرى گرمخانه تأثير بسيار داشته است. اين حمام كه بعدها با تغييرات بسيار به موزه مردم شناسى بدل شده، در بازاركرمان واقع است.
قلعه دختر كرمان
قلعه دختر يكى از آثار معروف تاريخى شهر كرمان است كه در شمال شرقى و در داخل محدوده شهر كرمان قرار دارد. بناى آن را به هفتواد يابلاش اشكانى نسبت مى دهند. البته افسانه ها و اعتقادات مردم با پژوهش تاريخى در باب وجه نامگذارى اين اثر، مغايرت چندانى ندارد. بنابر افسانه ها و داستان هاى محلى، گويند دخترى بر اين قلعه فرمانروايى داشته كه با دردست داشتن طلسمى آن را ناگشودنى ساخته بود. اما پژوهش هاى تاريخى برآن است كه نام دختر براى پاره اى قلاع درگوشه و كنار كشور بدان دليل بوده كه آن قلاع استوار و ناگشودنى و بكر بوده اند. قدمت اين قلعه به دوران ساسانى مى رسد و بازمانده معبدآناهيتا (الهه ناهيد، نگهبان آب ها، زنان، گياهان و باروى) است. ساختمان هاى اين قلعه روى هم به دو قسمت مجزا تقسيم مى شود: قسمتى كه بر فراز قله نسبتاً مرتفع جنوب شرقى قرار دارد و به طور كامل به علت وضع طبيعى آن از قلعه مجزا است و قسمت دوم بر تپه كوتاه ترى قراردارد. در زمان سلجوقيان نيز، قلعه دختر پناهگاه كرمانيان محسوب مى شده است.
ساير آثار تاريخى
از ديگر بناهاى تاريخى استان كرمان، باغ شاهزاده در چند كيلومترى ماهان است كه در زمان قاجار بنا شده. در خيابان اصلى اين باغ كه با شيبى تند از جلوى ساختمان تا در ورودى آن كشيده شده، حوضچه هايى ساخته اند كه آب از آنها مانند آبشارى فرو مى ريزد. همچنين مى توان از مجموعه وكيل، شامل بازار، حمام، مسجد و كاروانسرا نام برد كه به سال ۱۲۷۵ هـ . ق بنا شده و حمام آن اكنون يك چايخانه سنتى است. مقبره خواجه اتابك از آثار دوره سلجوقيان، ميل نادرى ـ بنايى آجرى به بلندى ۵۵ متر كه به امر نادرشاه براى راهنمايى كاروان حاميان ناحيه بم و فهرج ساخته شده ـ و ارگ بم كه قدمت آن به حدود دو هزار و ۵۰۰ سال پيش مى رسد و تا نزديك به دو قرن پيش مسكونى بوده است، ازجمله بناهاى تاريخى اين استان اند كه درباره ارگ بم جداگانه سخن خواهيم گفت.
ماهان؛ بهشت زمين در دل كوير
شهر ماهان در فاصله ۴۲ كيلومترى جنوب شرقى كرمان، در مسير راه كرمان - بم واقع شده است. اين شهر كه در دامنه ارتفاعات قرار دارد، به دليل وجود آرامگاه «شاه نعمت الله ولى» عارف مشهور، شهرت يافته است. وجود اين مجموعه موجب گسترش دايره وار شهر در طول زمان شده، با اين حال اين شهر نسبت به ساير شهرهاى استان كرمان از وسعت زيادى برخوردار نيست. ماهان از ديرباز به دليل وضع خاص جغرافيايى خود در حكم ييلاق مردم كرمان بوده، همچنين وجود مزار شاه نعمت الله ولى، عاملى در جهت جذب زائران و سبب استمرار جاذبه ماهان شده است.
جذبه و شورى كه شاه نعمت الله در مريدان خود ايجاد مى كرد، در همه شهرها، طرفداران بى شمارى برايش فراهم آورد. شاه نعمت الله افزون بر مقام عرفان در شعر و ادب هم، پايگاهى والا داشته و ديوانى از قصيده و غزل و مثنوى و رباعى دارد. مزار شاه نعمت الله كه به آستانه ماهان، نيز شهرت دارد، يكى از با صفاترين بقعه هاى ايران به شمار مى رود و آستانه شاهكارى است از هنر معمارى در طول چند قرن. اين مجموعه شامل صحن اتابكى، صحن وكيل الملكى، مقبره، رواق و صحن شاه عباسى يا ميردامادى، حسينيه و سردرمحمدشاهى و عمارت بيگلر بيگى مى شود.»
سابقه تاريخى و بخش هاى مجموعه
«نخستين بخش بنا در حدود سال ۸۳۵ هـ . ق ساخته شده است. اين قسمت از ناگنبدخانه است كه مقبره شاه نعمت الله در آن قرار دارد. از سمت جنوب مجموعه، در بزرگى به محوطه باز مى شود كه بالاى آن را مقرنس كارى زيبايى زينت بخشيده است. اين گنبد در قسمت داخلى كاربندى زيبايى دارد و پوشش خارجى آن با كاشى كارى فيروزه اى رنگ، همراه با رنگ هاى سفيد و مشكى پوشانده شده است. گنبد در زلزله كرمان دچار آسيب هايى شد كه بعد براى مرمت آن اقداماتى صورت گرفت. حرم و به عبارت ديگر، مقبره شاه نعمت الله ولى، مانند اتاق بزرگى است با طاق گنبدى كه در ميانه آن، قبر ايشان پوشيده با سنگ مرمر قرار دارد و داراى ۴ در است كه به رواق هاى اطراف باز مى شوند. بناى بقعه حرم، منسوب به احمدشاه دكنى يا بهمنى پادشاه دكن و لاهور است كه در سال ۸۲۵ هـ . ق به حكومت رسيد و چون سلطنت خود را به واسطه بركت انفاى شاه نعمت الله مى دانست، ارادت زيادى به ايشان داشت. به اين ترتيب تاريخ ساخت مقبره به دوره گوركانيان مربوط مى شود. در سمت شرق حرم، رواقى است كه مقبره شاه خليل الله ثانى، نواده شاه نعمت الله در نزديكى خروجى آن قرار دارد. در طرف شمال حرم رواق وكيل الملكى واقع شده كه به صحن بزرگى مرتبط است. بانى اين صحن و رواق، محمد اسماعيل خان وكيل الملوك بوده و بعدها تكميل شده است. اين صحن زيبا، حوضى در ميان دارد و اطراف آن با اتاق هايى محصور شده است. صحن ديگرى كه در شمال صحن وكيل الملكى قرار گرفته، به صحن اتابكى موسوم است و به احتمال زياد بخشى از صحن وكيل الملكى بوده كه بعدها ميرزا على اصغر خان اتابك، هزينه هايى را براى تعميرات آن متقبل شده است. اين صحن كه وسيع ترين صحن مجموعه است، دو باغچه قرينه در دو طرف يك حوض بزرگ دارد و در سمت غرب آب انبار مجموعه واقع شده است. در فاصله اين دو صحن، عمارتى دو طبقه واقع است كه هشتى و ارسى هاى زيباى آن، توجه را به خود جلب مى كند. در سمت جنوب بناى مقبره، رواق و صحن شاه عباسى يا ميردامادى قرار دارد كه متعلق به دوره صفويه است و از بقيه صحن ها مساحت كمترى دارد. اين صحن حوض زيبا از مرمر و دو باغچه قرينه در دو طرف آن دارد. رواق شاه عباسى به دستور بيكتاش خان ساخته شد و پس از مغضوب شدن و به قتل رسيدن او، رواق به اين نام تغيير يافته است. اما زمان ساخت آن، به هر حال از عهده شاه عباسى اول بوده است. سقف اين رواق را مقرنس كارى و يزدى بندى زينت داده است. اين رواق، افزون بر ارتباط با گنبد خانه، از گوشه هاى شرقى و غربى با رواق وكيل الملكى نيز در ارتباط است. در جنوب صحن و رواق شاه عباسى، صحن حسينيه محمدشاهى واقع شده است كه از باغچه و حوض خالى تشكيل شده و سطح آن سنگفرش است. در اطراف اين صحن، اتاقهايى قرار دارند كه پيش از اين به عنوان زائرسرا يا ميهمان سرا از آنها استفاده مى شده است. در مقابل اين اتاق ها، ايوان هاى ستوندارى قرار دارند كه فاصله ميان سطح سنگفرش صحن و ايوان ها را كاشى كارى زييايى زينت داده است. در فاصله ميان دو صحن شاه عباسى و حسينيه محمدشاهى نيز طاق و سردرى زيبا مشاهده مى شود.
طاق سردرى صحن جنوبى كه با ۲ مناره مرتفع همراه است، با مقرنس كارى زيبايى آراسته شده كه در زلزله كرمان صدماتى به آن وارد آمده است. مناره هاى اين سردر، در زمان محمدشاه قاجار ساخته شد كه ۴۱‎/۶ متر ارتفاع آنهاست. (مزار شاه ولى، دكتر باستانى پاريزى، نشريه فرهنگ كرمان)
ارگ بم، يادگار تمدنى درخشان
افسانه اى، بم را منتسب به بهمن پسر گشتاسب مى داند كه بر بلنداى كوير، شهرى مستحكم ساخت تا در برابر تاخت و تاز قبايل وحشى و در شرق سرزمين بزرگ ايران، ارگى استوار با ۳۸ برج و بارو سينه ستبر بنا كند. در تاريخ كلاسيك ايران سنگ بناى اين شهر را مصادف با سلسله اشكانيان مى دانند (۲۲۰۰ تا ۱۸۰۰ سال پيش) .از آنجا كه نمى توان تاريخ دقيقى براى بناى آن بيان كرد، مورخان حدس مى زنند كه هسته اوليه آن در دوره باستان شكل گرفته و در دوره اسلامى گسترش يافته است. به هر تقدير، بم شهرت خود را مديون بناى تاريخى «ارگ» است كه قدمت آن به حدود دو هزار و ۵۰۰ سال پيش بازمى گردد. اكثر بناهاى تاريخى در اين شهر كه هر ساله هزاران جهانگرد از آن ديدن مى كنند، به قرن ۱۶ و ۱۷ ميلادى يعنى دوران سلطنت سلسله صفوى برمى گردد. گفته مى شود كه اين بناها كه از خشت، كاهگل و تنه درختان نخل ساخته شده اند، بزرگ ترين مجموعه از اين نوع در جهان اند. در دوران حكومت صفويان ـ۱۵۰۱ تا ۱۷۳۶ ميلادى ـ شهر بم در مساحتى معادل ۶ كيلومترمربع گسترده شده و ديواره اى متشكل از ۳۸برج آن را احاطه كرده بود. جمعيت شهر بم در آن زمان را ميان ۹ تا ۱۳ هزار نفر مى دانند. در آن زمان شهر بم، هم به دليل مكانى براى زيارت و هم به عنوان يك مركز تجارت واقع در جاده ابريشم ترقى كرد. كالاهاى قيمتى از شرق دور وارد اين شهر مى شد و از طريق آن به صحراى سينا، مديترانه و پايتخت هاى مدرن اروپا راه پيدا مى كرد. به دنبال هجوم نيروهاى افغان در سال ۱۷۲۲ ميلادى، بم اهميت خود را از دست داد. اين شهر تا سال ۱۳۱۰ هـ.ش به عنوان پادگان نظامى استفاده مى شد و سپس به حال خود رها شد. در سال ۱۳۳۱ مقام هاى ايران، گروهى از معماران و مورخان را مأمور بازسازى و احياى محله قديمى شهر كردند كه به واسطه آن، اين شهر هزاران جهانگرد را به خود جذب كرد. ارگ بم تنها شهر تاريخى ايران است كه دور از تصرفات دوران جديد باقى مانده و مورد مهمى براى معمارى و شهرسازى تاريخى ايران تلقى مى شود. ارگ بم به چند بخش تقسيم مى شود: بخش نخست، برج و باروى مستحكمى است كه به دور شهر كشيده شده و بخش دوم شامل قسمت هاى عامه نشين با اجزايى نظير خانه هاى مسكونى، بازار، حمام، مسجد و... است. در بخش سوم نيز قسمت نظامى و حاكم نشين شهر قرار دارد. ارگ بم را مى توان الگوى بى بديل معمارى ايران در بهره گيرى از عناصر آب و خاك قلمداد كرد. اين مجموعه به دنبال افزايش جمعيت در اواسط دوره قاجار به تدريج تخليه شد و شهر جديد بم در كنار آن شكل گرفت. با آن كه از ۳۰ سال پيش مرمت ارگ بم مورد توجه دولت قرار گرفت، متأسفانه مرمت ها آنچنان دقيق و اصولى نبوده و به همين سبب ارگ در زلزله ۵ دى ماه سال ۱۳۸۲ به شدت آسيب ديد و همه قسمت هاى مرمت شده آن فروريخت. اين زلزله ضايعه اى دردناك براى ميراث فرهنگى ايران بود.
ميزان خسارات ارگ بيش از ۶۰ درصد برآورد شد، اما آثار تاريخى ديگر شهر تا ۹۰ درصد تخريب و ويران شد.
... و اكنون، نه فقط ارگ بم، بلكه شهر بم بعد از شهر تاريخى اصفهان، در يونسكو (سازمان فرهنگى ـ هنرى ملل متحد) به ثبت رسيده و يك كميته راهبرى جهانى براى ساخت وساز و مرمت آثار باستانى اين شهر تشكيل شده است. ثبت اين شهر و ارگ تاريخى اش در فهرست آثار جهانى كه به صورت اضطرارى انجام گرفت، موفقيت بزرگى براى ايران به شمار مى آيد تا بار ديگر ارزش هاى تاريخى و فرهنگى آثار كهن موجود در كشور را به جامعه بين الملل گوشزد كند.
زيارتگاه هاى زنانه در كرمان
كرمان، يكى از شهرهاى باستانى كهنسالى است كه با پهناى خاك و گوناگونى آب و هوا و دورى از ديگر مراكز قدرت، گذشته اى درآميخته با افسانه ها و داستان هاى باورنكردنى دارد. چون سال ها پژوهش دقيق و علمى درباره پيشينه تاريخى آن به تأخير افتاده است، آگاهى هاى مردم بيشتر برگرفته از گفته هايى است كه سينه به سينه از سالمندان به آنها رسيده است. در عصر حاضر، به همت يكى از فرزندان خلف كرمان كه هشتادمين سال عمر پربركت خود را در سال ۱۳۸۴ پشت سر نهاده است، يعنى دكتر باستانى پاريزى به تاريخ و فرهنگ اين استان توجه ويژه اى شده است. با اين همه، هنوز زمينه پژوهش هاى تاريخى و فرهنگى فراوانى درباره اين استان پهناور فراهم است. از آن جمله: آثار تاريخى، زيارتگاه ها و مقابر ناشناخته ديگر است. مطالعه درباره اين آثار از آن جا كه آميخته با باورها و مردم است، خواندنى، جالب و سرگرم كننده است. اين مطلب در مورد دو زيارتگاه در كرمان است كه اختصاص به زنان دارد و چون «دختر» بوده اند، براى زيارت آنان ترتيب ويژه اى باب شده است كه با زيارت همه اماكن مقدس تفاوت دارد و برآمده از چگونگى باورهاى ويژه مردم آن نواحى و تربيت اجتماعى اهالى است.
بى بى دختر
دو زيارتگاه در كرمان اختصاص به زنان دارد كه در دو روستاى كرمان واقع شده اند. يكى از اين دو زيارتگاه، بى بى دختر(س)، در روستايى از توابع شهر كرمان قرار دارد. بى بى لقبى است كه مردم آن سامان به زنان سيده مى دهند. اين زيارتگاه در سمت شمال غرب شهر كرمان و در جوار روستاى «اختيارآباد» قرار دارد. اختيارآباد از دهاتى است كه با توسعه شهر كرمان به محدوده شهر نزديك شده و به گفته اهالى در محدوده توسعه شهر كرمان قرار گرفته است. از لب بلوار فرودگاه تا بى بى دختر ۱۲ كيلومتر راه است. بقعه «بى بى دختر» در انتهاى ده قرار دارد و اطراف آن را قبرستان عمومى احاطه كرده است.
بى بى حيات
زيارتگاه ديگر كه اهميت بيشترى دارد، «بى بى حيات»(س) است كه نام روستايى از توابع رفسنجان و در دهستان خنامان واقع است. اين دهستان از نقاط خوش آب و هوا و ييلاقى كرمان است. بى بى حيات در شمال شرقى شهر رفسنجان قرار دارد. از رفسنجان كه ۴۵ كيلومتر را پشت سر گذاريم، به خنامان مركز دهستان مى رسيم. از آنجا بايد ۳۰ كيلومتر را طى كنيم تا به قريه و زيارتگاه بى بى حيات برسيم. بقعه و مقبره بى بى حيات يكى از قديمى ترين آثار منطقه است كه تاريخ آن به ۳۰۵ هـ.ق مى رسد. چون بى بى حيات در منطقه سردسير قرار گرفته، زمستان ها خلوت است، اما در تابستان مردم زيادى را به خود جلب مى كند. بيشتر زائران بى بى حيات كسانى هستند كه نذرى كرده اند و نذورات خود را به حرم بى بى حيات اهدا مى كنند. البته نوع نذورات اينجا فرق دارد و اغلب وسايل زنانه از قبيل چادر نماز و روسرى و سرمه دان و انگشترى و گردنبند و زيورآلات زنانه و پاره اى مصنوعات كار دست است كه بر در و ديوار حرم مى آويزند. مردم معتقدند اگر مردى غير از سادات وارد حرم شود، به بلايى از جمله كورى و كرى و خون دماغ و... دچار مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |