سه شنبه ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ - ۲۱ ربيع الاول ۱۴۲۸
Tue, Apr 10, 2007
فرهنگ و پايدارى
۳۶۰۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك (بادبادك )
گفت و گو با سرپرست مركز مين زدايى كشور
مطلب منتشر نشده اى از شهيد صياد شيرازى
گفت و گو با سرپرست مركز مين زدايى كشور
مين هاى خاموش
284337.jpg
حميرا حيدريان

زمانى كه قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۷ اعلام شد، تمام ساكنان نواحى غرب و جنوب كشور كه ۸ سال تمام زير آتش توپ و هواپيما و موشك و بمب بودند و زمين و كاشانه و مالشان را از دست داده بودند، همگان گمان مى كردند تاريخ آلام و دردهايشان به پايان رسيده است، اما متأسفانه آنان متوجه نبودند جنگ هنوز در اين مناطق وجود دارد.
گسترش و استفاده و كاربرد وسيع از سلاحى آرام، اما مخرب و مرگبار به نام «مين هاى زمينى» موجب شد كه مصيبت بارترين و فاجعه انگيزترين تراژدى در كشتار و نقص عضو انسان هايى بى گناه در اين مناطق ايجاد شود. تراژدى كه در اواخر اسفند ماه ۸۵ در چزابه گريبانگير دانشجويان علوم پزشكى مشهد كه در قالب راهيان نور سفر كرده بودند نيز شد و چهار نفر از آنان را به كام مرگ كشاند و يازده نفر را براى هميشه در حسرت سلامتى گذاشت. از اين رو به سراغ سرتيپ ۲ پاسدار مرتضى حبيبى كرهرودى سرپرست مركز مين زدايى كشور رفتيم تا ميزبان سؤالات ما در اين باره باشد.

آقاى كرهرودى، با توجه به اين كه بيش از ۲ دهه از جنگ تحميلى مى گذرد، ما هنوز شاهد برجاى ماندن ميليون ها مين در مناطق مرزى هستيم كه روزانه قربانيانى را مى گيرد. مركز مين زدايى كشور در اين سال ها چه اقدامى كرده است؟ هم اكنون ميزان اين آلودگى چقدر است؟
- در واقع اگر عمق مناطق آلوده به مين را بشناسيم، مشخص خواهد شد در اين سال ها آيا جمهورى اسلامى در بعد پاكسازى كارى انجام داده است يا خير؟ مى دانيد كه در زمان جنگ دشمن بعثى تا كنار رود كرخه نفوذ كرده بود و مناطق وسيعى از خاك ميهن اسلامى در تيررس برد توپخانه دشمن قرار داشت، از اين رو آنها سطح وسيعى از همين مناطق را آلوده به مين كردند. به طورى كه بر اساس اعلام وزارت كشور از سوى ستاد بازسازى در سال ۱۳۶۱ ، ۶‎/۵ ميليون هكتار از اراضى جمهورى اسلامى آلوده به مين شده بود.
بعد از جنگ قرارگاه خاتم متناسب با برد توپخانه دشمن، آلودگى ميادين مين را ۴‎/۳ ميليون هكتار اعلام كرد. در واقع كاهش ميزان آلودگى ميادين مين از ۶‎/۵ ميليون هكتار به ۴‎/۳ ميليون هكتار رقمى است كه در دوران جنگ توسط نيروهاى رزمنده مورد پاكسازى قرار گرفته است كه پس از جنگ و گسترش پاكسازى اين ميزان (حدود ۴‎/۳ ميليون هكتار) اراضى آلوده به يك ميليون و ۲۸ هزار هكتار تقليل يافت كه در سال ۸۵ تلاش شد حدود ۲۰۰ هزار هكتار از اين اراضى مورد پاكسازى قرار گيرد و تصور مى كنم در سال جارى بيش از ۸۰۰ هزار هكتار از مناطق آلوده باقى نماند.
عمده مناطق آلوده به مين در كجا قرار دارد؟
- اين آلودگى ها عمدتاً در مناطق مرزى صورت گرفت و پاكسازى آن بدون كمك كشورهاى ديگر و صرفاً توسط رزمندگان انجام شد.
تعداد شهدا و جانبازان نيروهاى پاكسازى تاكنون چقدر بوده است؟
- در اين راه يكصد و ۷۳ نفر شهيد و ۷۳۲ نفر جانباز شدند.
در اين كار بر خلاف ساير كارها (سدسازى، جاده سازى و...) كه تصور مى شود براى آن نيرو موجود است، اين گونه نيست. اگر در اين كار همه امكانات را فراهم كنيم و بگوييد افرادى را استخدام مى كنيم و ماهانه ۵ ميليون تومان حقوق مى دهيم، كسى حاضر نيست اين كار را انجام دهد. چرا كه موضوع پاكسازى ميادين مين متفاوت از ساير كارهايى است كه در كشور انجام مى شود. اگر بخواهيم در مقام مقايسه برآييم، مى توانيم بگوييم ايران در مقايسه با ساير كشورها در اين زمينه حرف اول را مى زند. اما اين كه بگوييم پاكسازى هاى صورت گرفته صددرصد مناطق را عارى از مين كرده است، بايد گفت خير، چرا كه در اين پروسه زمانى، يعنى از سال ۱۳۵۹ كه رژيم بعثى به خاك ايران حمله كرد و در پى آن بسيارى از اراضى را مورد مين گذارى قرار داد، تاكنون بر اثر نزولات جوى و جابه جايى خاك و بادهاى موسمى و فرسايش زمين، اين آلودگى ها جابه جا شده و مين ها حساس شده و بعضاً در عمق زمين رفتند كه ممكن است بسيارى از آنها در هنگام پاكسازى باقى بمانند، چرا كه پاكسازى ما نيز يك پاكسازى سطحى است كه بيشتر براى كشاورزى و دامدارى صورت مى گيرد.
در سال گذشته در اخبار داشتيم درمنطقه اى در كشور آلمان يك مين كه از جنگ جهانى دوم باقى مانده، در حين كار ساختمانى منفجر شد، لذا اين اتفاق كه در آينده حادثه اى اين گونه رخ دهد، اجتناب ناپذير است، نبايد براى مردم اين ذهنيت را ايجاد كرد كه صددرصد مناطق پاكسازى شده است.
اما بايد تلاش كرد تا مناطق امن شود كه به يارى خداوند اين اقدام تاكنون صورت گرفته است. به طورى كه هم اكنون در مناطقى چون دشت عباس، سرپل ذهاب و موسيان كه زمانى آلوده به مين و گلوله هاى عمل نكرده بود كشاورزى صورت مى گيرد و اى كاش خبرنگاران با حضور در اين مناطق و ديدن گزارش هاى سال هاى ۶۱ و ۶۲ و محدوده تصرف شده، از واقعيت ها بيشتر گزارش تهيه مى كردند و بدين طريق براى يك بار هم كه شده از جمهورى اسلامى براى انجام اين حجم كار تشكر مى كردند و اظهار مى كردند ايران در بخش پاكسازى داراى كارنامه خوبى است ضمن اينكه به نسبت حجم آلودگى، به نسبت تجاوزى كه دشمن بعثى به خاك ما كرده و به نسبت صدمات وارد شده، يك مقدارى بايد بيشتر تلاش كنيم و كسى منكر اين موضوع نيست.
با توجه به وسعت مناطق آلوده به مين چرا با پيوستن به پيمان اتاوا در صدد دريافت حمايت بين المللى براى پاكسازى سريع تر بر نمى آييد، فكر نمى كنيد بعد از گذشت اين همه سال فرصت آن رسيده؟
اول اينكه مركز مين زدايى كشور در واقع مركزى است براى اقدام هاى بشردوستانه و پاكسازى ميادين مين، نه مركز سياستگذارى جمهورى اسلامى براى پيوستن به پيمان نامه هاى بين المللى و دوم اين كه من به عنوان يك ايرانى از شما سؤال مى كنم ما كه به پيمان NPT پيوستيم چه حاصلى داشت؟ واقعاً دانش هسته اى به ما دادند؟ اين كه چه جريانى موضوع پاكسازى ميادين مين را به پيمان اتاوا ربط مى دهد تنها مى تواند يك جريان سازى سياسى باشد و اين موضوع را كانون مشاركت پاكسازى ميادين مين مطرح كرده است. در حالى كه بايد از آنان پرسيد تاكنون چه كارى در اين زمينه انجام داده ايد؟ اين كه به جاى انجام كار فقط به عنوان كردن اين موضوع مى پردازند، از ديدگاه ما يعنى اين موضوع سياسى است.اگر ما هم اكنون عضو پيمان اتاوا شويم يعنى ديگر ميادين مين ما پاك مى شود؟ اين مين ها را در زمان جنگ خود اين مدعيان در اختيار عراق قرار داده اند و شما به عنوان خبرنگار بايد ذهن مردم را آماده كنيد از اينكه چون ما در پيمان NPT آسيب ديده ايم و آنان صادقانه عمل نكردند بنابراين دليلى براى پيوستن به ساير پيام هاى بين المللى وجود ندارد. اگر اين پيمان ها سودى دارد چرا كشورهاى آمريكا و اسرائيل از پيوستن به اين پيمان ها ممانعت مى كنند.
موضوع پيمان NPT تازگى دارد ولى از موضوع پيمان اتاوا نزديك به يك دهه مى گذرد؟
سؤال من اين است كه چرا آمريكا و اسرائيل به اين پيمان نپيوستند. اخيراً دوباره پيمان عدم استفاده از سلاح ها و بمب هاى خوشه اى مطرح شده اما آمريكا و اسرائيل آن را نپذيرفتند چرا؟ چون خود آنها اين سلاح ها را مورد استفاده قرار مى دهند. لذا چه الزامى وجود دارد چيزى را كه نمى دانيم در حال حاضر برايمان خوب است مورد بحث قرار دهيم. بنابراين بايد اجازه بدهيم كارشناسان نظامى درباره آن بحث كنند چرا كه من و شما و يا يك تشكل بشردوستانه، تخصصى در اين باره نداريم.
اين سياستگذارى از سوى چه ارگان يا نهادى بايد انجام بگيرد، مسئول كيست؟
سياستگذارى درباره بحث هاى نظامى در اين خصوص را ما در مركز انجام مى دهيم، اما سياستگذارى پيوستن يا عدم پيوستن به پيمان هاى بين المللى بر عهده وزارت دفاع، شوراى امنيت ملى و وزارت امور خارجه است.
اگر پيوستن به چنين پيمان نامه اى سودى ندارد پس چرا كشور افغانستان به عضويت آن درآمده است كه اراضى وسيعى از كشورش آلوده به مين بوده و الان پاكسازى شده؟
زيرا افغانستان در اختيار آمريكا است. لطفاً قياس نكنيد. هم اكنون نيروهاى آمريكايى در افغانستان و عراق حضور دارند تا محدوده جغرافيايى ما را مورد تعرض قرار دهند. تاكنون نيز تهديدهاى زيادى را هم عليه ما انجام داده اند و اين مسأله جدى است.
خارج از موضوع پيوستن به پيمان نامه شما اصولاً در جهت برخوردارى از حمايت هاى بين المللى اقدامى نكرده ايد؟
هيچگونه حمايتى صورت نمى گيرد. سالانه در سطح بين المللى از سوى كشورهايى چون آلمان پروژه هايى تعريف و اعتباراتى براى آنها در نظر گرفته مى شود. از اين رو كشور ايران نيز در سال هاى ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ اقدام به ارائه پروژه هايى در قالب آموزشى و عمرانى كرد اما در سطح بين المللى هيچ پشتيبانى صورت نگرفت.
همزمان با ايران، چه كشورهايى پروژه ارائه كردند؟
كشورهاى افغانستان، كامبوج و عراق نيز اقدام به ارائه پروژه كردند. با وجود اين كه از نظر ميزان آلودگى ميادين مين از سطح پايين ترى نسبت به كشور ما قرار دارند اما پروژه هاى آنها مورد حمايت قرار گرفت. يكى از علت هاى عدم حمايت آنها از كشور ما اين است كه ايران را از نظر اقتصادى كشورى توانمند و پيشرفته مى دانند. البته دلايل سياسى نيز مى تواند دخيل باشد. بنابراين به اين دلايل اگر (عدم پيوستن به پيمان اتاوا، عدم همكارى هاى بين المللى) بخواهيم ايران را محكوم كنيم اصلاً درست نيست.
ولى كسى قصد محكوم كردن كشورش را ندارد؟
شما بله، ولى مدت ها است كه كانون مشاركت پاكسازى ميادين مين اقدام به اين كار كرده است. بدون اين كه خود براى پاكسازى قدمى برداشته باشند. در حالى كه ما شاهديم مراكز ديگرى چون انجمن مصدومان سلاح هاى شيميايى بدون هيچ گونه تبليغى در مناطق مرزى و آلوده به مين حاضر شده و به ارائه خدماتى چون آموزش به مردم براى كاهش خطرات ناشى از مين مى پردازند. بنابراين مى توان اظهار كرد اعضاى كانون مشاركت بدون هيچ گونه ارائه راهكار، پيشنهاد و يا حتى اقدام عملى، تنها به دنبال مقاصد خاصى هستند.
گفته مى شود ايران در مناطق مسكونى و مرزى اقدام به توليد سلاح هاى شيميايى و نظامى از جمله مين مى كند. از اين رو مجبور به تخليه ساكنان آن مناطق نيز شده است؟
اين مطلب صد درصد كذب است. چرا كه در بحث سلاح هاى شيميايى، ايران جزو يكى از آسيب ديده ترين كشورها در اين خصوص است، ضمن اين كه از جمله كشورهايى است كه به پيمان منع كاربرد سلاح هاى شيميايى نيز پيوسته است. لذا اينها همگى تبليغات سوء است. همانند زمانى كه ادعا كردند كه كشور عراق داراى سلاح هاى كشتار جمعى است و با همين ادعا به اين كشور حمله كردند و پس از جنگ اعلام كردند اين خبر كذب است.
نحوه اقدام مركز براى پاكسازى چگونه است؟
ما تمام مناطق را كه آلوده است شناسايى و به نقشه اجرايى تبديل كرده ايم و سپس به قرارداد تبديل كرديم و يگان هاى پاكسازى نيز در مناطق مستقر شدند و در يك برنامه ۵ ساله قصد پاكسازى كامل آنجا را داريم.
آلوده ترين منطقه كجاست؟
ايلام. با وسعت آلودگى حدود ۴۰۰ هزار هكتار.
پاكسازى مناطق آلوده تنها توسط نيروهاى نظامى صورت مى گيرد؟
درواقع اين كار توسط نيروهاى نظامى صورت مى گيرد كه بخشى از آنان شاغل و بخشى ديگر بازنشسته هستند و بخش ديگرى نيز از بسيجيان دوران دفاع مقدس هستند.
اعتبارى كه دولت براى اين كار اختصاص داده است چه ميزان است؟
در سال ،۱۳۸۵ مبلغ ۱۵ ميليارد تومان و در سال جارى اين مبلغ ۲۷ ميليارد تومان پيش بينى شد. همچنين در سال جارى از سوى وزارت دفاع اعتبارى بالغ بر ۹۰ ميليارد تومان براى اين منظور در نظر گرفته شده است كه با توجه به اين پشتيبانى، مركز مين زدايى تمام قراردادهاى مربوطه را براى پاكسازى منعقد كرده است.
شمارنيروهاى پاكسازى چقدر است؟
در حال حاضر ۳ هزار نفر است كه در بخش آموزش به دنبال افزايش و توسعه نيرو هستيم. به عبارتى اگر بخواهيم در يك برنامه ۵ساله به نتيجه مطلوب برسيم يا افزايش تجهيزات داشته باشيم يا افزايش نيرو. از اين رو در حال حاضر با صنايع دفاع بر روى تست تانك هاى مين كوب و تجهيزات مين ياب در حال همكارى هستيم. از طرفى هم براى جذب نيروى متخصص در بخش آموزشى نيز با برخى مراكز وارد مذاكره شده ايم.
شما با كشور عراق درباره نقشه هاى مناطق مين گذارى شده قراردادى بسته ايد، در اين خصوص توضيح دهيد.
در سال ۱۳۸۳ توافقنامه اى مبنى بر تهيه نقشه مناطق مين گذارى شده در مناطق جنگى، با كشور عراق بسته شد كه براساس آن كشور عراق مكلف مى شد اين نقشه ها را براى پاكسازى ميادين مين در اختيار جمهورى اسلامى قرار دهد. اما با توجه به تغيير دولت و عناصر جديد نظامى و نيز حضور نيروهاى نظامى آمريكايى كه بخش عمده پادگان هاى نظامى اين كشور توسط حمله آنان از بين رفته است، احتمال دسترسى به نقشه هاى ميادين مين بسيار ضعيف است و تاكنون هم نتيجه اى نداشته است. ضمن اين كه اگر هم نقشه اى موجود بود، نيروهاى آمريكايى اين اجازه را نمى دادند كه به دست ما برسد. مضاف بر اين كه اگر هم نقشه اى به دست ما مى رسيد، بنا بر گذشت زمان و شرايط جوى در تغيير مكان مين ها، بعيد به نظر مى رسيد نقشه ها بتواند كمكى به ما بكند.
عمده مشكلات بر سر راه پاكسازى ميادين چيست؟
در حالى كه سال ها از جنگ مى گذرد و دولت در حال بازسازى برخى مناطق جنگى است، اما هنوز شاهد قربانى شدن افراد بى گناه هستيم كه وقتى مجروح مى شوند، نسبت به زمان جنگ كمتر مورد توجه قرار مى گيرند و از طرفى پذيرش اين باور كه پس از گذشت سال ها از جنگ هنوز ما شهيد و جانباز داريم، براى جامعه و خانواده هاى قربانيان دشوار است.
چه ميزان مين پاكسازى نشده در مناطق مرزى وجود دارد؟
حدود ۱۶ ميليون. به عبارتى از يك ميليون هكتار اراضى آلوده به مين، حدود ۱۵ الى ۲۰ درصد مين و بقيه گلوله هاى عمل نكرده باقيمانده است كه در حال پاكسازى است. چون همانطور كه مى دانيد، گلوله هايى كه عمل نكرده اند به مرور زمان حساس مى شوند.
مطلب منتشر نشده اى از شهيد صياد شيرازى
نشانه هاى رحمت الهى
284346.jpg
بيش از ۳ ماه روى طرح عملياتى: «فتح المبين» برادارن ارتشى و سپاهى مأمور از قرارگاه كربلا (مركز عمليات مشترك ارتش جمهورى اسلامى و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى) كاركرده بودند. چه بحث ها و تبادل نظرات جدى كه ميان ارتشيان و پاسداران در نگرفته بود. به خاطرم هست كه وقت چندين جلسه مباحثه فقط صرف اين موضوع شده بود كه كارشناسان ارتش معتقد بودند عمليات را بايد در دو مرحله (مرحله يكم پيش روى از پل نادرى دزفول و حمله به ارتفاعات سايت رادار و مرحله دوم در صورت موفقيت مرحله يكم ادامه پيشروى به طرف تنگ عين خوش در شمال، تنگ رقابيه در جنوب و تنگ برقازه در مركز) انجام داد و برادران سپاه مى گفتند عمليات بايد در يك مرحله از ۴ محور پل نادرى دزفول، ارتفاعات سايت رادار، تنگ رقابيه و تنگ عين خوش انجام گيرد. بالاخره با وساطت اينجانب ارتشيان متقاعد شدند نظر برادران سپاه پياده شود. اما وقتى خدا مى خواهد طرح خودش پياده مى شود كه نه نظر ارتش و نه نظر سپاهى است. چگونه؟ ماجرا از اين قرار است:
اواخر اسفند سال ۶۰ است طرح عمليات فتح المبين آماده شده و در اتاق جنگ هستيم و حالا مى خواهيم زمان اجرا را تعيين نماييم بحث نقش نور ماه در عمليات مطرح مى گردد كه تقويم نشان مى دهد ۱۸ فروردين سال ۶۱ بهترين زمان اجراست. ناگهان از جبهه غرب كرخه صالح مشطط كه فقط سرپلى داشتيم و همه تداركات نيروهاى ما از طريق تنها پل ارتباطى شناور بسيار ساده (بشكه هاى ۲۲۰ ليترى را به هم جوش داده بودند) انجام مى گرفت خبر رسيد كه دشمن رزمندگان اسلام (لشكر ۷۷ از ارتش و تيپ فجر از سپاه) را بشدت زير آتش گرفته و خيال پيشروى دارد. مشكل اساسى ديگر ما كمبود مهمات توپخانه بود كه ما در نبرد هم آتش دشمن را با آتش بيشتر پاسخ دهيم. خطر آن مى رفت اگر وضع بدين منوال بگذرد رزمندگان ما را به رودخانه بريزند. تا آمديم چاره اى كنيم، خبر رسيد كه دشمن در محور تنگ رقابيه كه تيپ ۵۵ هوابرد از ارتش و تيپ ۸ نجف اشرف از سپاه حضور داشتند پيشروى كرده و ۲ كيلومتر جلو آمده است. خدايا چه كنيم. ديگر برادران ارتشى و سپاهى ما در اتاق جنگ موضوع طرح عمليات خود را فراموش كردند و در وحشت افتادند كه چگونه وضع موجود را حفظ كنند. خيلى بحث شد و نتيجه اى گرفته نشد در نهايت پيشنهاد همه اين بود كه به سرعت موضوع را به فرماندهى معظم كل قوا (حضرت امام ره) منتقل كنيم و از ايشان كسب تكليف نماييم. به طور روشن ۲سؤال در محضر ايشان مطرح گردد:
۱- آيا با اين كه طرح عمليات، حمله از ۴ محور تعيين شده بود و هم اكنون ۲ محور آن را دشمن خنثى كرده و دو محور ديگر نيز از ديد كارشناسان ارتشى و سپاهى عمليات منطقى به نظر نمى رسد، همچنان طرح به اجرا درآيد؟
۲- امام استخاره نمايند كه عمليات بشود يا نشود؟
براى اجراى اين مأموريت يا بايد اينجانب و يا برادرگراميم سردار سرلشكر پاسدار رضايى اقدام مى كرديم. بررسى شد منطقى بود كه اينجانب در جبهه بمانم و وضعيت را كنترل نمايم و سردار رضايى به تهران بروند و مأموريت را انجام دهند. متوجه شديم كه اگر اين مأموريت بخواهد با ماشين انجام گيرد بيش از ۲۵ ساعت به طول خواهد انجاميد با هواپيماى مسافربرى نيز امنيت نداشت. تقدير الهى همچنان داشت حاكميت خود را بر صحنه حساس جبهه نمايان مى ساخت، سرهنگ ۲ خلبان ارتشى به نام حق شناس كه بعد ها به فيض شهادت رسيد (رحمت الله عليه) در گوشه اتاق جنگ به صحبت هاى ما گوش مى داد وارد بحث شد و پرسيد! آيا شما مشكل حمل و نقل سريع تا تهران را داريد؟»
پاسخ داده شده كه همينطور است. اين افسر جوان شجاع پيشنهاد كرد كه چون استاد خلبان هواپيماى جنگنده (اف-۵) است، مى تواند يكنفر را بجاى كمك خلبان در كابين خود سوار كرده، ظرف ۲۰ دقيقه به تهران ببرد و ۲۰ دقيقه بازگرداند. ولى اظهار داشت كه اين اقدام يك ريسك است، مسئوليتش را ما بايد بپذيريم.
سردار رضايى اعلام داشت كه آمادگى دارد سوار هواپيماى اف-۵ شود. (سوار شدن يك نفر انسان عادى در يك هواپيما شكارى تقريباً با سرعت معادل صوت خطرات جدى دارد كه بايستى آن را از زبان كارشناسان شنيد و از موضوع بحث ما خارج است) در ظرف كمتر از ۲‎/۵ ساعت اين مأموريت انجام گرفت. سردار رضايى با چهره اى گشاده وارد قرارگاه كربلا شد. همه چشم انتظار رهنمودهاى فرمانده عظيم الشأن خود حضرت امام(ره) بوديم. بلافاصله جلسه قرارگاه تشكيل شد و از سردار رضايى پرسيده شد امام(ره) چه فرمودند. ايشان جلسه كمتر از ۱۵ دقيقه اى خود را با امام به اين شرح بيان كردند. وقتى گزارش وضعيت نگران كننده جبهه براى ايشان تعريف شد با چهره اى جدى فرمودند چرا شما عمليات نمى كنيد؟... اشاره شده كه طرح عملياتى ما با حملاتى كه دشمن كرده ناقص شده، فرمودند و تأكيد كردند كه شما بايد هر چه زودتر عمليات كنيد و به دشمن فرصت ندهيد. سؤال بعدى در محضرشان مطرح شد كه رزمندگان تقاضا دارند شما استخاره فرماييد امام راحل فرمودند «استخاره لازم نيست ليكن اگر مى خواهيد قلبتان قوت گيرد قرآن را بطلب خير باز كنيد.»
در حالى كه طرح جديدى به ما معرفى نشده بود، ولى همه فرماندهان بدون استثنا روحيه عمليات پيدا كرده بودند. قرآن باز شد بطلب خير ولى وقتى كه خداى متعال اراده مى كند كه مجاهدين راهش را قوت قلب دهد مى دانيد چه سوره اى آمد؟
«سوره فتح» آرى اين سوره در جمع فرماندهان و عناصر قرارگاه كربلا تلاوت شد و حالى پيدا كرديم. خدا مى داند كه هيچ گاه به اندازه آن لحظه از اين آيات سوره شريفه نفهميده ام. آيه به آيه تلاوت مى شد و فضاى قرارگاه عطرآگين مى شد و فرماندهان و عناصر قرارگاه كربلا اشك شوق مى ريختند و تمام وجودمان قوت شده بود هيچ كس نبود بگويد شما كه براى يك مرحله اى يا دو مرحله اى بودن طرح عمليات آنقدر مباحثه كرديد چه شد كه تن به طرحى داديد كه هيچ گونه بحثى در آن نشده است. همه سريعاً به مواضع خود رفتند و عمليات همان شب (ساعت ۱۰‎/۵ شب دوم فروردين ماه سال ۶۱ يعنى درست ۱۱ سال پيش با رمز «بسم الله القاسم الجبارين- يازهرا(س)» آغاز گرديد كه در همان ساعت اوليه مواضع دشمن در سه راهى دهلران از يك طرف و تنگ عين خوش از طرف ديگر توسط رزمندگان مخلص خدا سقوط كرد.
عمليات آنقدر ضربتى انجام شد كه دشمن واقعاً غافلگير شد و اين در حالى بود كه از نظر تاكتيكى مشاورين متخصص ما هنوز چيزى نمى فهميدند كه بعد از آن چگونه ميان دو محور پيشروى (سه راهى دهلران و عين خوش) كه بيش از ۵۰ كيلومتر راه بود الحاق نمايند. مرحله دوم عمليات مقوله ديگرى است كه در آن آثار عينى از امدادهاى الهى مشاهده گرديد و بيشتر از پيش به اهميت مقام و منزلت بانوى بزرگ اسلام حضرت فاطمه(س) در نزد خداى متعال آگه گشتيم و به عزت اين بى بى چگونه از مهلكه اى بزرگ نجات يافتيم و در عوض دشمن چگونه به محاصره رزمندگان اسلام افتاد و چگونه بيش از ۷ هزار نفر اسير فقط در ارتفاعات رادار از دشمن گرفتيم و چگونه فرار دشمن را به صورت لشكرى از محور جنانه به فكه ديديم و بالاخره در يك جمله بگويم چگونه خداوند متعال عمليات مى كرد و ما تماشا مى كرديم.
در عمليات فتح المبين، بيش از ۲۰۰۰ كيلومتر مربع از خاك اسلامى، آزاد شد و بيش از ۱۵۵۰۰ نفر از دشمن اسير گرفتيم و صدها تانك، نفربر، غنائم جنگى نصيب جبهه حق شد و زمينه اى شد براى قوت قلب بيشتر و نشاط بيشتر رزمندگان اسلام و كسب آمادگى براى اجراى عمليات بيت المقدس (آزادى خرمشهر). ولى مهمترين نتيجه از زبان فرمانده اى كه در دانشكده هاى مختلف نظامى تحصيل كرده و دوره هاى متنوع تخصصى ديده، اين است: «در اين نبرد، برايم يقين شد كه خداى متعال چقدر راست مى گويد و وعده اش به صورت عينى تحقق يافت. والذين جاهدوا. در اين نبرد دانستيم كه جايگاه قرآن كريم در زندگى ما چقدر عظمت دارد و علم و معرفت به كتاب آسمانى ما حال و روح خاصى مى خواهد و قوت گرفتن از كلام آسمانى زمينه اى مى خواهد. در اين نبرد، پى برديم كه ائمه معصومين(ع) بويژه بى بى فاطمه زهرا(س) چه جايگاه رفيع براى شفاعت پيروان خود دارند و بالاخره پيروى از ولايت كه بزرگترين نعمتى است كه خداى متعال به ما ارزانى داشته است چگونه ما را به مقصد مى رساند. و اين ها رمز پيروزى ما در نبرد با دشمنان بود.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
من الله التوفيق
سرباز كوچك اسلام سرتيپ على صياد شيرازى
(دوم فروردين ماه سال ۷۲ هـ .ش)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |