سه شنبه ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ - ۲۱ ربيع الاول ۱۴۲۸
Tue, Apr 10, 2007
ديپلماتيك
۳۶۰۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك (بادبادك )
تورقى در اسناد جديد وزارت خارجه
باشگاه تسليحات اتمى جهان
284277.jpg
محمد خاكى نهاد
در ۱۰ سال گذشته، كشورهاى جديدى به باشگاه صاحبان جنگ افزار هاى هسته اى افزوده شده اند . برخى از اين كشورها از فرصت طلايى جنگ سرد براى هسته اى شدن بهره جستند وهنگامى كه جهان سرگرم رقابت پردامنه دو قطب شرق وغرب بود خود را به قله هسته اى رساندند، و برخى ديگر نيز كه در دوران جنگ سرد نتوانستند اين راه سخت را بپيمايند با دورزدن موانع وحصارهاى سياسى براى كسب قدرت هسته اى خيز برداشتند. دراين گروه مى توان نام بسيارى از متحدان دارندگان سلاح هسته اى را سراغ گرفت. درصدر اين فهرست اسرائيل قرار دارد. اين طيف پيمان عدم گسترش جنگ افزارهاى هسته اى ( NPT) كه در سال ۱۹۷۰ به تصويب رسيده بود را امضا نكرده و هرگونه در خواستى را براى نظارت آژانس انرژى اتمى كنار نهاده و تعدادى از اين كشورها هم قانون ممنوعيت آزمايش سلاحهاى هسته اى (CTBT) را ناديده گرفته اند. به اين ترتيب ، فهرست دارندگان سلاح هسته اى را اكنون كشورهايى پر كرده اند كه هركدام به نحوى زير چتر حمايت سياسى يك يا چند عضوباشگاه پنج گانه شوراى امنيت هستند .
مرور فهرست كشورهايى كه در جرگه كلوپ هسته اى درآمده اند يا در آستانه ورود به آن هستند، حقايق بسيارى را روشن مى كند . از رهگذر تحليل اين فهرست مى توان براى مهم ترين پرسش يعنى تبعيض عصر حاضر درتوزيع فناورى هسته اى پاسخ دقيق يافت.
دراين نگاه اجمالى، موقعيت كشورهاى جهان را از نظر جنگ افزارهاى اتمى مى توان در۳ دسته زير تقسيم بندى كرد:
۱-كشورهايى كه اعلام كرده اند قصد توسعه جنگ افزارها ى هسته اى را نداشته، از گسترش آن جلوگيرى مى كنند. البته اين گروه مدعيان زيادى دارد تا حدى كه حتى برخى از دارندگان بالقوه وبالفعل امكانات هسته اى نيز مدعى هستند كه هيچ ميل ورغبتى به سرمايه گذارى دراين زمينه ندارند. يك مثال روشن اين ماجرابرنامه هاى نظامى ژاپن است كه همه منابع آگاه از خيز اين كشور به سوى نظامى شدن خبرمى دهند اما خود توكيو مدعى نخست مبارزه با پروژه هسته اى كشورها است.
مثال ديگرآن، برنامه هاى دومين شريك استراتژيك آمريكا يعنى كره جنوبى است. به باور كارشناسان سئول با وجود آن كه اعلام كرده قصد توسعه جنگ افزارها ى اتمى را ندارد در سال هاى اخير فعاليت گسترده اى براى دستيابى تسليحات اتمى را آغاز كرده است .اما تاكنون كره جنوبى به يمن حمايت هاى آمريكا هيچ فشارى را از سوى سازمان ملل و آژانس انرژى اتمى متحمل نشده است.
به هرحال، محافل غرب در فهرست ادعايى خود اين كشورها رابه عنوان كشورهايى كه با وجود داشتن فناورى ، تجهيزات و منابع كافى به توليد جنگ افزارهاى هسته اى تمايلى نشان نمى دهند، ذكر مى كند:استراليا ،اتريش، كانادا، جمهورى چك ،دانمارك ، فنلاند، آلمان، مجارستان، ايرلند، ايتاليا، ژاپن، هلند، نروژ، لهستان، اسلواكى، كره جنوبى، اسپانيا و سوئد .
۲-كشورهايى كه پروژه هاى هسته اى خود را متوقف كردند:
دراين گروه، شمارى از كشورهاى موسوم به جهان سوم جاى مى گيرند كه بنابه شرايط سياسى جهان يا تهديدها ى قدرت هاى غربى مراكز و يا زرادخانه هاى هسته اى خود را به تعطيلى كشاندند. دراين فهرست مى توان كشورهاى الجزاير ، آرژانتين، بلاروس (روسيه سفيد )، برزيل، قزاقستان، عراق، ليبى، رومانى، آفريقاى جنوبى و اوكراين را جاى داد.
آفريقاى جنوبى نخستين كشورى است كه سلاح هاى هسته اى خود را نابود كرد. اين كشور در سال ۱۹۹۳ همه جنگ افزارهاى خود را از ميان برداشت .
در پى فروپاشى اتحاد جماهير شوروى ، كشورهاى بلاروس، قزاقستان و اوكراين نيز با امضاى معاهده اى بين المللى در سال ۱۹۹۵ تمامى جنگ افزارهاى هسته اى موجود در خاك خود را به فدارسيون روسيه باز پس دادند .
به فاصله كوتاهى ، پس از اين ،كشورهاى الجزاير، آرژانتين و برزيل از برنامه هاى هسته اى خود دست برداشتند ، برنامه توسعه سلاح هاى هسته اى رومانى هم با سرنگونى رژيم چائوشسكو به پايان خود رسيد.
در مورد عراق ،چنانكه ناظران بين المللى گفته اند،برنامه هاى هسته اى اين كشور كه در سال ۱۹۷۰ شروع شده بود، در سال ۱۹۸۱ به واسطه حمله هوايى اسرائيل و همچنين عمليات جنگ خليج فارس به شدت دچار آسيب شد .دراين گروه هيچ كشورى به اندازه ليبى، آسان وارزان منابع هسته اى خود را ازكف نداد اين كشور عربى آفريقايى پاى يك معامله با آمريكا و انگليس نشست كه هيچ سودعملى براى آن نداشت. البته پيش از آن نيز قذافى دستى به سوى چين دراز كرده بود تا با خريد بمب از چين صاحب سلاح هسته اى شود، اما امضاى پيمان پاكسازى آفريقا از جنگ افزارهاى هسته اى از سوى ليبى درسال ۱۹۹۹ دست قذافى را براى هميشه بست.
۳- باشگاه دارندگان سلاح هاى اتمى :
انگلستان :
شمار جنگ افزارهاى هسته اى : ۲۰۰
بودجه دفاعى : ۶۲ ميليارد دلار
در خلال جنگ جهانى دوم، انگلستان براى توليد اولين جنگ افزار هسته اى خود ، دست همكارى به سوى ايالات متحده آمريكا دراز كرد و با همكارى آمريكا نخستين بمب اتمى خود را توليد كرد. پس از آن، انگلستان به تنهايى دست به توليد جنگ افزار هاى اتمى زد. در خلال سال هاى ۱۹۵۲ تا ۱۹۹۱ اين كشور ۴۵ بمب اتمى رامورد آزمايش قرارداد.
اشاره به اين نكته ضرورى است كه در سند دفاع استراتژيك انگلستان با تأكيد بر لزوم آسيب ناپذير كردن امنيت ملى بريتانيا، و بازدارندگى دشمنان اين كشور از احتمال وارد كردن ضربه نظامى به انگلستان، ادامه توليد تسليحات اتمى براى انگلستان اكيداً توصيه شده است.
فرانسه :
تعداد جنگ افزارهاى هسته اى۳۰۰
بودجه دفاعى : ۵۰ميليارد دلار
فرانسه اواخر سال ۱۹۵۰ نخستين جنگ افزار هسته اى اش را توليد و آن را در سال ۱۹۶۰ آزمايش كرد. فرانسه در پى پايان يافتن جنگ سرد و كاهش نيروى بازدارندگى هسته اى ،خبر از نابودى برخى از سيستم هاى موشكى خود داد .اين كشور درميان سال هاى ۱۹۶۰تا ۱۹۹۶ ، ۲۰۰ آزمايش هسته اى انجام داد.
فدراسيون روسيه :
شمار تسليحات هسته اى : ۸۶۰۰
بودجه دفاعى : ۳۲ ميليارد دلار
روسيه اولين بمب هسته اى اش را در سال ۱۹۴۹ توليد و آزمايش كرد. روسيه در دوران جنگ سرد پيرو رقابتى كه با ايالت متحده آمريكا داشت، سيستم هاى نظامى خود را توسعه داد.
توسعه جنگ افزارهاى هسته اى شوروى به سبب سرمايه گذارى هاى فوق العاده اين كشور در زمينه تكنولوژيك در سال هاى ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ همچنان برقرار بود . در سال ۱۹۵۳ اتحاد جماهير شوروى نخستسن بمب هيدروژنى خود را منفجر كرد . روسيه در سال هاى اخير نيز موشك هاى بالستيك و موشك هاى هدايت شونده خود را گسترش داده است .در سال ،۱۹۸۶ حجم مهمات زرادخانه هاى اتحاد جماهير شوروى به بالاترين سطح خود رسيد. در سال ،۱۹۸۹ نيز جمهورى هاى پيشين شوروى ساز و برگ هاى جنگى موجود در انبارهاى خود را به مسكو عودت دادند .
رژيم اشغالگر قدس:
تعداد جنگ افزارهاى هسته اى : تخميناً ۱۰۰ تا۲۰۰
بودجه دفاعى : ۶۶ ميليارد دلار
كارشناسان بر اين باورند كه اسرائيل داراى ۱۰۰ تا ۲۰۰ موشك هسته اى است . افزون بر آن، برآورد مى شود كه اسرائيل درسايه كمك ها ى وسيع آمريكا به اين امكان دست پيداكرده است كلاهك هاى هسته اى اش را به وسيله هواپيما هاى جنگى ارتش خود و يا با يكى ازسه زير دريايى اش شليك كند .
احتمال آن مى رود كه رژيم اشغالگر قدس برنامه هاى هسته اى اش را در سال ۱۹۵۰ يعنى اندكى پس از تسخير سرزمين فلسطين آغاز كرده باشد. گفته مى شود در سال ۱۹۶۷ رژيم صهيونيستى به توليد نخستين جنگ افزار اتمى خود دست زده است .
در سال ،۱۹۸۶ درنتيجه افشا گرى هاى مرد خاى وانونو دانشمند هسته اى اسرائيل مشخص شد كه برنامه هاى هسته اى اسرائيل بسيار فراتر از آن است كه گمان آن مى رفت.نگرانى هاى كشورهاى اسلامى واكنش هاى احتمالى دول عربى از عواملى به شمار مى رود كه مخالفت افكار عمومى جهان با برنامه هاى هسته اى اسرائيل را موجب شده است. اما به دليل حمايت هاى بى دريغ آمريكا، رژيم اشغالگر قدس هيچ فشارى را از سوى سازمان ملل و آژانس انرژى اتمى متحمل نمى شود. رژيم اشغالگر قدس هنوز قرار داد NPTرا امضا نكرده ومانع از حضور ناظران انرژى اتمى در مراكز هسته اى خود شده است.
ايالات متحده آمريكا:
شمار سلاح هاى هسته اى=۱۰۶۴۰
بودجه دفاعى=۵۳۲ ميلياد دلار
ايالات متحده آمريكا از لحاظ كمى نخستين قدرت اتمى جهان است.آمريكا با به كارگيرى بمب اتمى در هيروشيما وناكازاكى عنوان تنها كشور به كار برنده بمب هسته اى در جنگ را از آن خود ساخت.
در دوران جنگ سرد، آمريكا در راستاى رقابت با روسيه با شتاب فراوانى به افزايش توان هسته اى خود پرداخت. در پى فروپاشى اتحاد جماهير شوروى واز ميان رفتن خطر شوروى، با وجود برقرارى روابط نسبتاً خوب ميان آمريكا و روسيه، ايالات متحده رقابت تسليحاتى را كنار نگذاشته، به طورى كه در حال حاضر داراى بيش از۱۰ هزار جنگ افزار اتمى است. در فاصله سال هاى۱۹۴۵ تا،۱۹۹۲ ايالات متحده آمريكا۱۰۳۰آزمايش هسته اى به انجام رساند. در اين اواخر نيز آمريكا توليد نسل جديدى از جنگ افزار هاى هسته اى براى اهداف تاكتيكى خود را در دست اجرا دارد.
چين:
تعداد جنگ افزار هاى هسته اى: تخميناً ۴۰۰
بودجه دفاعى:۴۴ ميلياد دلار
توليد جنگ افزار هاى هسته اى از سوى چين در سال۱۹۵۰ با كمك شوروى صورت پذيرفت.
كمك هاى شوروى به چين در سال۱۹۶۰ خاتمه يافت، اما حكومت چين به منظور غلبه بر نگرانى هاى امنيت ملى خود و نيز براى حفظ وجهه چين در معادلات جهانى، برنامه هسته اى اش را به پيش برد.
چين تاكنون۴۶ آزمايش هسته اى انجام داده است كه نخستين آزمايش در سال۱۹۶۴ انجام شد.اين كشور داراى ۴۰۰ سلاح هسته اى است. تعداد ۲۰ فروند از اين ۴۰۰ جنگ افزار چين، موشك هاى دور برد قاره پيما است كه توانايى اصابت به اهدافى با فاصله۱۳ هزار كيلومتر را دارا است. علاوه بر آن، چين داراى ۶۰ موشك ميانبرد و۱۵۰ هواپيماى بمب افكن است.
هندوستان :
تعداد جنگ افزارهاى هسته اى: ۴۵ تا ۹۵
سيستم موشكى و هوايى هندوستان توانايى حمل كلاهك هاى هسته اى براى اصابت به اهدافى با فاصله ۲۵۰۰ كيلومتر را دارا است . شنيده ها حاكى از آن است كه هندوستان تلاش مى كند تا برد موشك هايش را افزايش دهد .در سال ،۱۹۷۴ هندوستان ملزومات خاص توليد سلاح اتمى را آزمايش كرد. در اين آزمايش كه با رآكتور هسته اى ساخته شده با كمك كانادا انجام شد، از پلوتونيوم دست ساز استفاده گرديد.
دهلى نو درسال ۱۹۹۸ ، ۳ آزمايش ديگر نيز انجام داد. اين كشور در برنامه هاى هسته اى غير نظامى خود از روسيه كمك مى گيرد . اين كشور هنوز قرارداد NPT را امضا نكرده است .
پاكستان:
شمار كلاهك هاى هسته اى:۳۰ تا ۵۵(تخمينى)
بودجه دفاعى۳‎/۷ ميلياد دلار پاكستان اعلام كرده است كه از سال۱۹۹۸ تاكنون۵ آزمايش هسته اى انجام داده است. اين كشور توانايى شليك هوايى و به كارى گيرى جنگ افزارهاى اتمى به وسيله موشك را داراست.
بعضى از كارشناسان بر اين باورند كه پاكستان توانايى نصب كلاهك هاى هسته اى بر روى موشك را دارد. همچنين پاكستان مى گويد كلاهك هاى اتمى اش را در جايى خارج از قطعه مادر انبار كرده است.
در سال هاى اخير، پاكستان به منظور بهره بردارى هاى نظامى وغيرنظامى تلاش كرد تا فناورى هسته اى تازه اى را به دست آورد. چالش ها و مشكلات موجود ميان پاكستان وهند نگرانى جامعه جهانى را از برنامه هاى اتمى اين كشور سبب شده است.
همچنين ادعاهاى دانشمند كهنه كار هسته اى پاكستان، عبد القدير خان، در مورد همكارى هاى تكنولوژيك هسته اى پاكستان با ليبى وكره شمالى حساسيت زيادى را در غرب به وجود آورد. پاكستان نيز هنوز پيمان NPTرا امضا نكرده است.با نگاهى به اين مطالب كه بى شك ديباچه سلاح هاى اتمى جهان است، هر انسانى با جهانى پرازتناقض وتبعيض درعرصه فناورى هسته اى روبه رو مى شود. انحصار ويژگى بارز اين عرصه است. بالاترين سطح جنگ افزارهاى هسته اى دردست كسانى است كه بيشترين مخالفت را با دستيابى كشورها وملت ها به انرژى مسالمت آميز مى كنند. در اين جهان ناامن، تسليحات اتمى و خطرناك دورتادور كره ارض را فرا گرفته است و مى توان گفت هيچ ملتى از خطرات آن در امان نيست.
پايان تبعيدخودخواسته
ترجمه: هرمز برادران
284472.jpg
در بحبوحه اى كه ژنرال پرويز مشرف، رئيس جمهور پاكستان، با نارضايتى هاى سياسى از حاكميتش دست و پنجه نرم مى كند، بى نظير بوتو يكى از كليدى ترين رقباى سياسى اش فعاليتى بين المللى را براى احياى جايگاه سياسى خويش آغاز كرده است.
بوتوى ۵۳ ساله كه پيشتر نخست وزير و رهبر حزب مردم پاكستان بوده، از سال ۱۹۹۹ در تبعيد به سر مى برد. وى در هفته هاى اخير انتقادهاى خود از طالبان را كه در مناطق دور افتاده كشورش فعاليت مى كنند، شدت بخشيده است. او كوشيده است تا احزاب سياسى ايدئولوژيك را كه در آستانه انتخابات سال جارى حول يك اتحاد سياسى گرد آمده اند، به حاشيه براند.
بوتو در تلاش است تا به واشنگتن اطمينان دهد كه وى متحدى ثابت قدم براى آمريكا خواهد بود و به عنوان يك رهبر منتخب، در تلاش هايش عليه تروريسم بيش از ژنرال مشرف قابل اتكا است. وى حتى تلاش هاى بين المللى خود را به دهلى نو كه پايتخت كشور رقيب پاكستان است، كشانده است.
بوتو در يك ضيافت شام در اواخر ماه مارس كه با حضور جمعى از نخبگان سياسى هند در دهلى نو برگزار شد، گفت: «تصور نمى كنم كه رژيم فعلى پاكستان قادر بوده باشد نام كشور ما را از عنوان تروريسم جدا نگه دارد.»
بوتو در واشنگتن از يك شركت لابى گر يارى طلبيده تا اين پيام را اشاعه دهد. در همين راستا، وى در ماه مارس مقاله اى در روزنامه واشنگتن پست به چاپ رساند و ماه فوريه نيز در انستيتوى نومحافظه كاران، آمريكن اينتر پرايز، سخنرانى كرد. بوتو در پى يك رشته طولانى اتهام هاى فساد عليه وى به تبعيدى خودخواسته روى آورد. امروز او اغلب اوقات خود را در لندن و دوبى مى گذراند و اگرچه موانع زيادى بر سر راهش قرار دارد، اما ظاهراً مايل است زمينه اى را فراهم آورد تا به پاكستان بازگردد.
حسين حقانى، مشاور سابق بوتو كه هم اكنون مديريت مركز روابط بين الملل در دانشگاه بوستون را برعهده دارد، مى گويد: «به نظر مى رسد كه بوتو در راهبرد خود مى كوشد تا جامعه بين المللى را متقاعد سازد كه تغيير شيوه حكومت در پاكستان ـ تغييراتى كه عمدتاً به نفع اوست ـ براى جنگ عليه ترور نيز مطلوب و مفيد است.»
آن گونه كه از ظاهر امر پيداست، دولت بوش دست كم در حال حاضر به استدلال هاى بوتو اعتنايى نمى كند. كاخ سفيد همچنان به وعده هاى خود به ژنرال مشرف متعهد است اما به تازگى نسبت به نقش نظامى رئيس جمهور پاكستان ابراز نااميدى كرده است.
تحليلگران واشنگتن و اسلام آباد خاطرنشان مى سازند كه كاخ سفيد نسبت به ظرفيت هاى بوتو ترديد دارد و اقتدار او را در ارتش و سازمان هاى اطلاعاتى زير سؤال برده است.
از سوى ديگر، اتهام هاى متعدد مبنى بر اين كه بوتو و همسرش زمانى كه بر سر قدرت بودند ميليون ها دلار پول غيرقانونى به جيب زده اند، آنان را با مشكل مواجه كرده است. بوتو در پاكستان ۲ پرونده مربوط به پولشويى را با موفقيت پشت سر گذاشته و در حال حاضر نيز در دادگاهى در سوئيس با اتهام هاى ديگرى روبه روست.
كرگ كوهن، معاون دفتر كاركنان در مركز مطالعات استراتژيك و بين الملل واشنگتن مى گويد: «تصور نمى كنم بوتو آن قدر جاذبه و گيرايى داشته باشد كه اين وضع را تغيير دهد. اتفاق ويژه و بزرگى لازم است كه دولت بوش را وادار به دورى گزيدن از مشرف كند.»
افزون بر اين، كوهن خاطرنشان مى سازد دليل محكمى وجود ندارد كه بوتو پس از رسيدن دوباره به قدرت، تغييراتى بنيادين در سلطه و نفوذ دولت بر ارتش و سازمان هاى اطلاعاتى به وجود آورد.
او ادامه مى دهد: «حتى پس از انتخابات آزاد، ارتش نقشى محورى در مسائل امنيتى خواهد داشت.»
اين همه درحالى است كه رويكرد دموكرات هاى واشنگتن به ژنرال مشرف در ما ه هاى آينده مبهم است. در ماه مارس، نشانه كوچكى از ديدگاه دموكرات ها نسبت به مشرف نمايان شد.
284265.jpg
اوايل مارس، ۴ عضو كميته روابط خارجى سنا كه جوزف بايدن سناتور دموكرات ايالت دلاور و كانديداى رياست جمهورى آمريكا نيز جزو آن بود، در نامه اى به مشرف هشدار دادند كه بدون بازگشت بوتو و نواز شريف، دو چهره كليدى اپوزيسيون به پاكستان، بعيد به نظر مى رسد كه جامعه بين المللى انتخابات ۲۰۰۷ اين كشور را نشانه اى واقعى از دموكراسى بداند.
مشرف در كودتاى سال ۱۹۹۹ دولت نواز شريف را ساقط كرد. بلافاصله نواز شريف عفو و به عربستان سعودى تبعيد شد.
در اين مدت، نه او و نه بوتو اجازه شركت در انتخابات ۲۰۰۲ را نداشتند.
ژنرال مشرف درباره بازگشت بوتو گفته است كه اگر او مايل است با اتهام هاى وارده عليه خود مواجه شود، مى تواند به كشور بازگردد. البته مشرف هنوز اظهارات بيشترى درباره تمايل به چانه زنى در اين باره نداشته است. او ماه فوريه در گفت وگويى با تلويزيون HUM گفت: «مذاكرات پشت پرده اى وجود ندارد. احزابى كه در داخل پاكستان هستند در انتخابات شركت مى كنند، اما احزابى كه در خارج مستقرند در همان جا مى مانند. اين يك واقعيت است و تغيير و تحولى در آن روى نداده است.»
در حالى كه مشرف در هفته هاى اخير با اعتراض هاى مردمى بسيارى مواجه شده، انتقادهاى بوتو از مشرف ملايم بوده است و هواداران حزب وى در اعتراضاتى كه هر روز عليه مشرف و حكومت نظامى اسلام آباد به راه مى افتد، حضور گسترده اى نداشتند.
اما عطش بوتو براى بازگشت به حيات سياسى در ضيافت شام ماه گذشته كاملاً نمايان بود. او با ستايش دموكراسى و وعده صلح حمايت حضار را جلب كرد. او پيشنهاد كرد ۱۵ اوت كه سالگرد جدايى خونين هند و پاكستان است، رهبران دو كشور گردهم آيند و براى «صلح و ثبات پايدار» پيمان ببندند. او گفت: «به باور من، مى توان روابط هند و پاكستان را به طرز خلاقانه اى بازسازى كرد.»بوتو در خانواده اى سياست پيشه به دنيا آمد و پدرش ذوالفقار على بوتو توسط دولت نظامى پيشين اعدام شد.
بى نظير بوتو دو دوره نخست وزير پاكستان بود و به عنوان نخستين زنى كه اداره امور يك كشور مسلمان را برعهده داشته، نام خود را براى هميشه ثبت كرده است.در آن ضيافت هندى ها، آرون پورى، سردبير هفته نامه «اينديا تودى» كه خود بانى اين ميهمانى بود، در تمجيد از بوتو گفت كه وى در خانواده شهيدان به دنيا آمده و اظهار داشت: «اكنون همه چيز براى بازگشت دموكراتيك بوتو مهياست.»
منبع: نيويورك تايم
تورقى در اسناد جديد وزارت خارجه
رنج تاريخى آسيايى ها از انگليس
روابط ايران و افغانستان، در گستره تاريخ، مسيرى پرفراز و فرود پيموده است. الگوى همجوارى امروز تهران و كابل، برآيند گذشته اى پرراز و رمز است. مركز اسناد و تاريخ ديپلماسى ايران، به تازگى با انتشار كتابى جديد، سرگذشت مناسبات اين دو كشور را تحليل كرده است.
كتاب «ايران و افغانستان از يگانگى تا تعيين مرزهاى سياسى» پژوهشى است مبتنى بر اسناد تاريخى وزارت امور خارجه ايران، كه در آن تصوير جديدى از تاريخ ايران و افغانستان را ارائه مى دهد، در اين كتاب تلاش شده علاوه بر بررسى هويت فرهنگى و تاريخى سرزمين هايى كه امروزه دربرگيرنده دو واحد سياسى يعنى ايران و افغانستان است به ريشه يابى زمينه هايى كه منجر به جدايى سياسى افغانستان و ايران گرديد، پرداخته شود. اين كتاب علاوه بر تحليل رويدادهاى تاريخى دو كشور به چگونگى شكل گيرى مرزهاى ايران و افغانستان مى پردازد، كتاب «ايران و افغانستان از يگانگى تا تعيين مرزهاى سياسى» از دو بخش نوشتار و بازنويسى اسناد تشكيل شده است كه بخش نخست نوشتار در برگيرنده ۶ فصل است. در اين بخش به گونه اى گذرا به نقش خطه خاورى ايران كه مناطقى از آن هم اكنون در افغانستان قرار دارد، در پديدار شدن كانون هاى تمدنى و نهضت هاى سياسى و اجتماعى ايران اشاره شده است. در اين بخش پس از شرح مختصرى از دوره صفويه، خيزش افغان هاى غلجايى هوتكى و فرمانروايى نادرشاه افشار، پيدايش پادشاهى سه وزايى، حكومت احمدشاه ابدالى و جانشينان وى بررسى شده است، در ادامه بخش نوشتار به برآمدن سلسله قاجاريه و منازعه هاى پادشاهان اين سلسله با ايران افغانى و همچنين نقش دولت انگليس به عنوان يكى از عوامل اصلى اين درگيرى ها پرداخته شده است. سرانجام پس از اشاره به عهدنامه پاريس ميان ايران و انگليس، درباره افغانستان رويدادهايى همانند تعيين مرزهاى ايران و افغانستان در منطقه سيستان مورد بررسى قرار گرفته است.
بخش ديگر اين پژوهش، بخش بازنويسى اسناد است كه از ۸ فصل تشكيل شده و در آن ۱۵۰ سند تاريخى نو يافته و ارائه گرديده است. اين اسناد دربرگيرنده آگاهى هاى تازه اى در مورد تاريخ و افغانستان است. اين مستندات نشان مى دهد كه اراده ايران و سرداران بزرگ افغان و عشق و علاقه مردم افغانستان بر حفظ وحدت و يگانگى ايران و افغانستان قرار داشت.
اسناد ارائه شده در كتاب، به روشنى نشانگر آن است كه جدايى سياسى افغانستان از ايران بيش از هر چيزى ناشى از ترفندهاى استعمار انگليس براى تضعيف سرزمين يگانه مردم افغانستان و ايران بود.
هر برگ از اين اسناد بويژه در توصيف ماجراهاى مربوط به ترسيم مرزهاى مناطق هشتادان و سيستان بيان كننده دخالت هاى نارواى استعمار انگليس به ضرر ايران در تعيين اين مرزهاى سياسى است.
اسناد ارائه شده در كتاب «ايران و افغانستان از يگانگى تا تعيين مرزهاى سياسى» در برگيرنده نامه هاى سياسى رد و بدل شده ميان مقام هاى ايرانى و انگليس، مذاكرات مكتوب سياسى ميان دولتمردان ايرانى، فرمان هاى شاهان ايران بر ايران افغانى و نامه نگارى هاى اين ايران با شاه و ساير سياستمداران ايران است. مقطع زمانى اسناد كتاب مربوط به دوران «محمدشاه» و «ناصرالدين شاه قاجار» بوده و تعداد زيادى از آنها، دستخط هاى «ناصرالدين شاه» هستند، به ويژه در ميان اين اسناد، حاشيه نويسى هاى «ناصرالدين شاه» بر گزارش هاى وزارت امور خارجه كه در حقيقت تحليل وى از رويدادهاى مهم و دستورات سياسى اش به كارگزاران دولتى است، جلب نظر مى نمايد.
كتاب حاضر اگرچه هدف اصلى اش بررسى دلايل جدايى سياسى ايران و افغانستان و نيز چگونگى شكل گيرى مرزهاى اين دو كشور است، اما پژوهش مستندى است كه گوشه هايى از ديپلماسى ايران و واقعيت هاى تاريخ دو كشور همسايه را در دوران هاى گذشته روشن ساخته و براى شناخت هر چه بهتر از جايگاه ايران در بازى بزرگ قدرت هاى بزرگ در آسياى مركزى يارى رسان باشد.
اين كتاب اثرى است، از محمد على بهمنى قاجار، پژوهشگر تاريخ ايران كه تاكنون، چند پژوهش در مورد گستره تمدنى جهان ايرانى و به ويژه افغانستان انجام داده است. پيش از اين آثارى از اين نويسنده در زمينه «اختلافات ارضى افغانستان و پاكستان» از طرف مركز اسناد و تاريخ ديپلماسى منتشر شد كه در آن اسباب و علل اختلافات اسلام آباد و كابل به كمك داده هاى تاريخى تحليل شده بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |