|
شعر
|
|
|
|
|
|
|
|
كاردستى
|
|
|
|
|
|
آن روزها خط تيره اين روزها
|
|
|
|
درباره رنگ ها
|
|
|
|
|
شعر
آرزوهاى اسب آبى در ۳ صحنه!
|
|
|
شل سيلور استاين يه اسب آبى بود كه دلش مى خواست پرواز كنه: چه پروازى هاها، چه بالى هاها، چه كارى هاها پس براى خودش بال هايى دوخت كه با آنها پرواز كند: آسمون هى ها، پرواز هى ها، چه شود هى ها، اون رفت بالاى يه كوه پر از برف. چه برفى هى هو، آسه آسه هى هو، سر نخورى هى هو ابرها بالاى سرش بودن و دريا اون پايين. كجام هى ها، اينجام هى ها، نترسم هى ها. پايان خوش اسب آبى معلق زد، بال زد و بال زد، فرياد زد حالا هاها، اين بالاها هاها، چه باشكوه هاها اسب آبى مثل عقاب پركشيد و رفت تو دل ابرها بالا بالاها هو هو، بال بال زنان هو هو، خداحافظ هوهو. پايان غم انگيز اسب آبى مثل يه قورباغه جهيد و ... پرت شد و افتاد، مثل يه تكه سنگ. مثل يه تك سنگ هى ها، تنهاى تنها هى ها، گيج و منگ هى ها اسب آبى زخمى شد، خورد خاكشير شد، استخوناش شكست استخوناش هى هى، ناله هاش هى هى، غرغراش هى هى. پايان بزدلانه اسب آبى به آسمان بالاى سرش و بعد به درياى زيرپاش نگاه كرد. آسمان هاها، رها شدن تو ابراهاها، اما چه ارتفاعى هاها اسب آبى برگشت خونه اش و چاى و شيرينى خورد. اينا همه اش هوهو، همه اون چيزى بود كه هوهو، مى خواستم بگم!
|
|
|
|
|
اگر اخم كنيم قيافه مان همان جورى مى ماند؟
نه اين حرف درست نيست. براى اين كه بخنديم بايد از ۱۷ عضله خود استفاده كنيم. اما براى اخم كردن بيش از ۴۰ عضله را بايد به كارگيريم، بنابراين شايد اين قصه خاله زنكى مى خواهد بطور غيرمستقيم نكته اى را به ما بگويد.
|
|
|
|
|
غذاى سخت بجويد تا دندان هاى سالم داشته باشيد
|
|
|
ويدا ملا حسينى دندان ها به علت قرارگرفتن در استخوان فك، نياز به حمايت ويژه براى جلوگيرى از شكستن دارند. اين حمايت با وجود سيگامان پريودنتال كه يك بافت ظريف ميان دندان و استخوان است انجام گرفته و با حفظ و گسترش اين بافت مى توان از مشكلات دندانى جلوگيرى كرد. اين بافت كه حاوى عروق خونى و لنفى بسيارزيادى است، در واقع نقش يك بالشتك ضربه گير را دارد. بنابراين در مقابل فشارهايى كه از روى سطح جونده به دندان ها وارد مى آيد، مقاومت دندان و استخوان را افزايش مى دهد و مانع شكستن آن ها مى شود. غذاى سخت چون نياز به جويدن بيشتر و نيروى زيادى براى خردشدن دارد، هم چنين بر اين كه موجب مقاومت و استحكام دندان ها و بافت استخوانى نگهدارنده آن ها مى شود با حفظ فضاى پريودنتال، بيمارى هاى مربوط را كاهش مى دهد. در صورتى كه هرچه غذاى مصرفى نرم تر و نياز به جويدن، كمتر باشد اين فضا با استخوان سازى كوچك تر و به تدريج پرشده و اين مقاومت را ازبين مى برد. به همين علت نسل جديد، نسبت به نسل هاى قديمى تر و حتى انسان هاى نخستين كه بيشتر غذاهاى خام مصرف مى كردند تا غذاهاى پخته و نرم، بيشتر به بيمارى هاى لثه و پريودنتال دچار مى شوند.
|
|
|
|
|
كاردستى
ستاره پولكى درخشان
اشرف پورمند مواد لازم: كاغذكادوى فويلى رنگى نخ قرقره مشكى كامواى درشت رنگ موردنظر شما چسب قطره اى لاتسكس مقواى كاغذى پارچه مشكى ضخيم گونى پايه سنجاق سينه ابتدا طرح ستاره را روى گونى رسم كنيد، با استفاده از قلاب بافتنى و كاموا طرح ستاره را روى گونى بدوزيد، با كوك هاى ريز و بدون فاصله، فويل ها را كه به اندازه هاى باريك بريده ايد مطابق شكل بدوزيد تا روى كار پرشود، سپس پشت كار را به طور كامل با چسب بپوشانيد و باقى مانده هاى گونى را روى آن برگردانيد و پارچه مشكى را روى پشت كار بچسبانيد تا پشت كار شما تميز و مرتب باشد. حالا با چسب قطره اى قوى كه داريد سنجاق سينه را روى پارچه مشكى يعنى پشت كار بچسبانيد و روى لباس دلخواهتان بچسبانيد.
|
|
|
|
|
دوست حسود من
|
|
|
آفاق ملكى هيچ وقت يادم نمى رود كه چه روزهاى خوبى با هم داشتيم. دوستى ما ميان همه بچه هاى محل زبانزد بود. آنقدر با هم صميمى بوديم كه صداى مامان هم درآمده بود كه «شما دوتا، شورش را درآورده ايد، هر چيزى حد و اندازه اى دارد، حتى دوستى» اما همه اين صميميت ها تا روزى ادامه داشت كه با هم همكلاس شديم. او پيش از اين مدرسه غيرانتفاعى مى رفت و قرار شد از اول دبيرستان با هم در مدرسه دولتى ثبت نام كنيم. اولش خيلى دعا مى كرديم كه با هم در يك كلاس باشيم و وقتى اين اتفاق افتاد، از خوشحالى سر از پا نمى شناختيم. اما اى كاش هيچ وقت همكلاس نشده بوديم. كم كم با شروع درس و امتحان هاى ميان ترم، رفتارش ۱۸۰ درجه عوض شد. دائم عيب هاى مرا پيش بچه ها عنوان مى كرد و هر وقت بالاترين نمره كلاس را مى گرفتم، رنگ چهره اش عوض مى شد. چند بار از گوشه و كنار شنيدم كه گفته، من هميشه با تقلب نمره مى گيرم. شنيدن اين حرف ها آزارم مى داد و كمرنگ شدن دوستى مان برايم قابل باور نبود. نمى دانستم علت اين همه بدرفتارى اش چيست. تصميم گرفتم با خواندن كتاب هاى مختلف در زمينه دوستى، مشكلمان را حل كنم. تا اين كه در يك كتاب خواندم «حسادت علت از بين رفتن بسيارى از دوستى هاست.» مطالب را با دقت دنبال كردم و فهميدم كه يكى از مشخصه هاى شخص حسود، عيب جويى از ديگران است. برخى ها در بد جلوه دادن ديگران متخصص اند. اگر فرشته باشى، ديو جلوه ات مى دهند. اگر موفق ترين آدم باشى، شكست خورده ترين مى نمايانند. اگر با استعدادترين باشى، كودن ترين معرفى مى كنند. خلاصه هر وجه مثبتى داشته باشى ضد آن را مى نمايانند. حس كردم اين مشخصات برايم آشناست. مدت ها بود اين رفتارها را در دوستم ديده بودم اما متوجه شدم كه اين افراد بيش از هر كس ديگرى در عذاب هستند. حسودها را چگونه بشناسيم تحقيقات مفصل من نشان داد كه شخص حسود هنگام حسادت نمى تواند آب دهانش را براحتى فرو ببرد. گلويش منقبض مى شود. صدايش مى لرزد. لكنت زبان پيدا مى كند و گاهى فقط با يك واكنش، حسادت خود را نشان مى دهد. براى نمونه به راحتى با حرفى شخص مورد حسادت را مى رنجاند و يا با بدگويى از او حسادت خود را آشكار مى كند، يا به او تهمت مى زند، تحقيرش مى كند يا يكى از عيب هاى او را يادآور مى شود. كم كم داشتم متوجه مى شدم كه چه چيزى آفت دوستى ما شده است. وقتى با خودم خلوت كردم يادم آمد بعضى وقت ها اين حس در خودم هم ايجاد مى شود. البته دلم نمى خواست اعتراف كنم اما خودم كه غريبه نبودم، پيش خودم اعتراف كردم كه برخى وقت ها حسودى مى كنم و تصميم گرفتم اين حس لعنتى را از خودم دور كنم. علت حسادت جايى خواندم يكى از علت هاى حسادت به دوران كودكى بازمى گردد. مقايسه دائمى كودك با خواهر، برادر، پسر عمو، دخترعمه يا ديگر اطرافيان نوعى حسادت را در فرد ايجاد مى كند. از اين مهم تر وقتى والدين در بچگى ما را تحقير كنند، تصوير ذهنى بدى از خود پيدا مى كنيم و در بزرگسالى اين رفتارها را با حسادت جبران مى كنيم. از ديگر ريشه هاى حسادت، اضطراب، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن عزت نفس، احساس نخواستنى بودن و احساس ناامنى است. وقتى فرد، ديگران را خواستنى، داراى اعتماد به نفس و عزت نفس و در امنيت مى بيند، دچار حسادت مى شود. چه كسانى حسادت مى كنند روانشناسان مى گويند كه افراد مهرطلب، داراى شخصيت متضاد هستند، چون هم نياز دارند ديگران را دوست بدارند و هم به خاطر حسادت از آنها متنفرند. اين تضاد انسان را تا مرز تباهى و نابودى مى برد. يك موضوع جالب درباره افراد حسود اين است كه اين افراد ميل به رقابت و شكست دادن طرف مقابل را دارند و متأسفانه همين رقابت كه از حسادت نشأت گرفته، موجب تشويش و نگرانى مضاعف در فرد مى شود، چون مى ترسد مبادا پيروز نشود. راه مقابله با حسودان اگر مثل من بدشانسى آورديد و يك دوست حسود نصيبتان شد، نگران نشويد. هر مشكلى، راه حلى دارد. من راهش راپيدا كردم. يادتان باشد كه اگر از چند جهت آدم موفقى هستيد، ممكن است مورد حسادت برخى ها قرار گيريد و با جملاتى از اين قبيل مواجه شويد: «شانس آورد، با تقلب اين نمره را گرفت، پارتى داشت، زد و بند كرد؛ درستكار و امين نبود! و ...» اما اگر آدم موفقى هستيد به اين حرف ها اهميتى ندهيد و دنبال كار خود باشيد. كسانى كه به شما حسادت مى كنند، از ارزش هاى خوب بى بهره اند و صفاتى كه شما داريد در خود سراغ ندارند. سعى كنيد حرف هاى آنها به شما برنخورد و مقابله به مثل نكنيد، زيرا وقت تان را تلف مى كنيد. آدم حسود ندانسته به همه حسادت مى كند و دائم در حال مقايسه خود با ديگران است. ژاپنى ها درباره حسود مى گويند: «حسود فكر مى كند اگر پاى همسايه اش بشكند، خودش دونده خوبى مى شود.» وقتى كسى چنين طرز فكرى دارد، نمى توان با او جنگيد. بهتر است از چنين افرادى دورى كنيد همان كارى كه من كردم.
|
|
|
|
|
آن روزها خط تيره اين روزها
ما خيلى ساده به دنيا مى آمديم
|
|
|
حسن فرامرزى آن روزها ما خيلى ساده و بدون ادا و اطوار و تشريفات خاص به دنيا مى آمديم و تازه بعد به دنيا آمدن يك چشممان به صف گوشت بود و يك چشممان به صف روغن. الآن وقتى بچه ها متولدمى شوند والدين شان يك اكيپ كامل فيلمبردارى (به شيوه ۳۵ ميليمترى) را براى ثبت اين واقعه بزرگ تاريخى روانه زايشگاه مى كنند. اما زمان ما تولد ما چيزى شبيه به ورود يك كيلو سيب زمينى يا پياز به خانه بود. از بس كه تولد صورت مى گرفت ديگر اين موضوع براى همه عادى و پيش پا افتاده شده بود؛ هم كسى كه متولد مى شد و هم كسانى كه اسباب تولد را فراهم مى كردند. برو شمع ها رو فوت كن يا يك عبارت مريخى ما شمع ها را زمانى فوت مى كرديم كه برق مى آمد. به عبارت ديگر زمانى كه به دليل بمباران جنگ يا هر دليل ديگرى برق خانه مان مى رفت، شمع ها را روشن مى كرديم و وقتى وضع عادى مى شد آنها را فوت مى كرديم. آن موقع ها اگر كسى به ما مى گفت: بدو شمع ها رو فوت كن كه صد سال زنده باشى. فكر مى كرديم طرف همين حالا از مريخ رسيده يا لوح مربوط به دوره هخامنشيان را روخوانى مى كند. سفره ها آن موقع در موزه نبود آن روزها ما وقتى سر سفره مى نشستيم واقعى و از صميم دل سر سفره مى نشستيم. براى اين كه آن روزها تلويزيون ۱۵ دقيقه در روز بيشتر برنامه نداشت، از طرفى اينترنت و ماهواره و پلى استيشن و آتارى و... هم وجود نداشت. وقتى برنامه هاى تلويزيون زياد شد گوشه اى از سفره خانه ما غارت شد. وقتى ويدئو آمد باز سفره مان كوچكتر شد، وقتى ماهواره و اينترنت و... آمد... حالا جايتان خالى ما براى ديدن سفره به موزه مى رويم. من آن روزها پست مدرن بودم آن روزها ما وقتى سر سفره مى نشستيم كسى كه مى خواست آب بخورد به ديگران نيز تعارف مى كرد، من به اين عادت خانوادگى چيز ديگرى اضافه كرده بودم كه وقتى حالا فكر مى كنم مى بينم آن روزها براى خودم يك پست مدرن تمام عيار بوده ام. من سر سفره آب را به همه تعارف مى كردم و وقتى مى خواستم ليوان را به سمت خودم متمايل كنم به يك رفتار پست مدرن متوسل مى شدم و آب را به خودم نيز تعارف مى كردم. ابداع روش نوينى براى بيهوشى نخستين سقوط من از روى ديوار به دوم ابتدايى بازمى گردد، به احتمال زياد خانم اسلامى، معلم دوم ابتدايى من يادش هست. تمام استعدادهاى من بعد از آن سقوط تاريخى شكوفا شد. به طرز حيرت انگيزى نمرات رياضى ام بالا رفت. در واقع ما سال ها قبل از ساخت فيلم «مرد عنكبوتى» يه پا براى خودمان «اسپايدرمن» بوديم اما يك بار كه به طرز مشكوكى تارهاى زير ناخن هايم ضعيف شده بود از بالاى ديوار سقوط كردم و با كله شيرجه زدم به حياط خانه همسايه مان، البته در گلدان پر از تيغ پرتقال و بى درنگ بيهوش شدم. بعدها فهميدم براى بيهوش كردن بيماران مى توان از اين شيوه نوين (شيرجه اجبارى بيماران از روى ديوار روى گلدان پر از تيغ پرتقال) استفاده كرد، متأسفانه آن روزها كسى اين تز علمى مرا با اين كه اين روش، ارزآورى قابل توجهى براى كشور داشت، جدى نگرفت.
|
|
|
|
|
درباره رنگ ها
كمى به صداى نقاش كوچك درونتان گوش كنيد
|
|
|
دنيا بدون رنگ ها قابل تصور نيست و رنگ ها بدون نور ديده نمى شوند. حتماً چيزهايى درباره منشور و تجزيه نور شنيده ايد. نور، پس از عبور از منشور به ۷ رنگ تجزيه مى شود. همان هفت رنگى كه در رنگين كمان كنار هم مى نشيند: بنفش، آبى، نيلى، سبز، زرد، نارنجى، قرمز. اشيا، نور خورشيد را جذب و قسمتى از آن را منعكس مى كنند. آنچه مى بينيم به واسطه انعكاس نور خورشيد است و رنگى كه اشيا مى گيرند. درواقع طيف رنگى است كه برخلاف رنگ هاى ديگر جذب نشده، بلكه منعكس شده است. رنگ بر محيط اطراف تأثير بسزايى دارد. از رنگ در عمق دادن به فضا، شادكردن آن و گرم يا سرد جلوه دادن آن استفاده مى شود. رنگ، حتى در روانشناسى هم مورد توجه قرار گرفته است. آبى رنگ آرامش است و نارنجى رنگ جنب و جوش. رنگ هاى گرم از جمله قرمز و نارنجى باعث ايجاد نشاط مى شوند و رنگ هاى سرد مثل آبى، بيانگر سكون و آرامش اند. رنگ ها از تركيب سه رنگ اصلى ساخته مى شوند. رنگ آبى، قرمز و زرد. حاصل تركيب آبى و زرد، رنگ سبز، حاصل تركيب قرمز و زرد، رنگ نارنجى و حاصل تركيب آبى و قرمز، رنگ بنفش است. اما تركيب مقادير متفاوتى از رنگ هاى اصلى با هم، رنگ هاى متنوعى را به دست مى دهد. با تركيب كردن رنگ سفيد با هررنگى، مى توان آن را ملايم تر كرد. نيمى از رنگ ها مكمل نيمى ديگرند. مكمل ۳ رنگ اصلى آبى، زرد و قرمز به ترتيب عبارت است از نارنجى، بنفش و سبز. هر رنگ در كنار مكمل خود بيش از هر زمانى نمايان مى شود. خوش سليقه تر باشيد در مورد انتخاب رنگ براى نقاشى هايى كه مى كشيد تا انتخاب رنگ لباس ها و كيف و كفش و انتخاب رنگ اشيا و ديوارهاى خانه، مى توانيد خوش سليقه تر عمل كنيد، اگر با تركيب رنگ ها، تأثير آنها بر روحيه افراد و بر فضا و تأثير همنشينى آنها در كنار هم توجه كنيد. براى مثال اگر به رنگ آبى، كمى زرد اضافه كنيد، از سرماى رنگ آبى كاسته مى شود و سبزى به دست مى آيد كه نشان دهنده نشاط سبزه زار است. البته بايد به مقدار رنگ هايى كه با هم تركيب مى شوند توجه داشت. سبز سير، آبى بيشترى دارد و در سبز روشن، ميزان رنگ زرد بيش از رنگ آبى است. رنگ ها هم جيغ مى كشند يك رنگ، فقط در كنار ديگر رنگ ها مى تواند خود را نشان دهد و حرف بزند! رنگ نارنجى در كنار زرد حسى متفاوت از همنشينى نارنجى با بنفش القا خواهد كرد. آنچه يك تركيب رنگ را دلپذير مى كند، گذشته از سليقه، انتخاب درست رنگ ها با توجه به تأثير متقابل آنها و هدف از به كارگيرى آنهاست. در رستوان ها و غذاخورى ها از رنگ قرمز و نارنجى بيش از ساير رنگ ها استفاده مى شود. اين رنگ ها علاوه بر اين كه اشتهابرانگيز است، حس خودمانى بودن به مشترى ها مى دهد. سبزرنگ سلامتى است و سفيدرنگ صلح. اما تعريف رنگ ها در همه فرهنگ ها يكسان نيست. براى مثال در برخى جوامع نشانه عزادارى رنگ سياه است اما در برخى جوامع مثل چين، نشانه عزادارى، رنگ سفيد است. در برخى فرهنگ ها زرد نشانه تنفر است درحالى كه در بعضى كشورها رنگى شاد تلقى مى شود. اگر مى خواهيد، رنگى به خوبى به چشم بيايد و به اصطلاح جيغ بكشد، آن را كنار مكمل اش بگذاريد. اگر مى خواهيد حسى تأكيد كنيد، از رنگ هاى نزديك به هم استفاده كنيد. طيف آبى تا بنفش رنگ هاى سرد و طيف زرد تا قرمز رنگ هاى گرم اند. زرد در تركيب با آبى، از سرماى آن مى كاهد همچنان كه آبى در تركيب با قرمز، از گرماى قرمز مى كاهد. نقاش درون! اگر دوست داريد با ديدن اشيا و لباس ها و حتى با ورود به اتاقتان، خوشحالى رنگ ها به شما سرايت كند. از اشيا و لباس هايى با طيف رنگ هاى گرم استفاده كنيد و براى ديوارها و اثاث موجود در اتاق تركيبى از اين رنگ ها را انتخاب كنيد. اگر مى خواهيد آرامش و سكون را مزمزه كنيد، طيف هايى از رنگ آبى مناسب است اما فراموش نكنيد كه برخى رنگ ها در كنار هم تأثير فوق العاده اى بر ذهن دارد. از جمله رنگ فيروزه اى در كنار رنگ خاكى. رنگى سرد در كنار رنگى گرم مى تواند بسيار چشم نواز باشد. در انتخاب هديه و رنگ كاغذ كادو نيز اگر به نوع هديه، مناسبت هديه و شخصيت گيرنده توجه كنيد، هديه شما بيش از ساير هدايا به چشم خواهد آمد و مقبول خواهد افتاد.نكته اينجاست كه با تركيب رنگ ها مى توان بى شمار رنگ ساخت. براى امتحان مى توانيد از همين حالا بازى با رنگ ها، تركيب آنها و كنار هم قرار دادن رنگ ها را شروع كنيد. اگر حتى نقاش نيستيد و تبحرى در نقاشى نداريد از اين بازى روى مقوا يا كاغذ لذت خواهيد بود و كم كم شاهد تأثير آن در انتخاب اشيا، كنار هم گذاشتن آنها و به طور كلى توجه به رنگ در اطرافتان و در انتخاب وسايل خواهيد شد. علاوه بر اين، بازى با رنگ ها تأثير مثبتى بر خلق و خوى تان خواهد گذاشت. از اين بازى نترسيد اين بازى بر پرورش خلاقيت مؤثر است. مى توانيد نقاشى هم بكشيد. با تركيب رنگ هايى كه مى سازيد، دنيا را هر طور كه دوست داريد روى كاغذ بياوريد. چه كسى گفته كوه حتماً قهوه اى و آسمان حتماً آبى است؟ شايد هم نقاش كوچكى در دل شما پنهان است كه دلش مى خواهد بزرگ و مشهور شود. به صداى اين نقاش كوچك گوش كنيد.
|
|
|
|