سه شنبه ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ - ۲۱ ربيع الاول ۱۴۲۸
Tue, Apr 10, 2007
ماجرا
۳۶۰۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك (بادبادك )
دريافت آخرين سكه مهريه در ۱۰۰ سالگى
گروه حوادث - عروس ۲۶ ساله كه عشق ماشين سوارى داشت با به اجرا گذاشتن مهريه ۶۰۰ سكه اى، بايد ۷۴ سال به انتظار دريافت آخرين سكه مهريه اش بنشيند.
به گزارش خبرنگار ما، مدتى قبل زن جوانى با مراجعه به شعبه ۲۷۶ دادگاه خانواده تهران و ارائه دادخواستى خواستار دريافت مهريه ۶۰۰ سكه بهار آزادى از همسرش شد. قاضى دادگاه با احضار شوهر وى به دادگاه، پس از رسيدگى به پرونده با صدور حكمى او را به پرداخت مهريه سنگين محكوم كرد.
پس از صدور رأى مرد جوان با ارائه دادخواست اعسار و تقسيط مهريه وقتى در برابر قاضى قرار گرفت خود را كارمند يكى از سازمان هاى دولتى معرفى كرد كه به تازگى با دريافت وام هاى مختلف موفق به خريد يك واحد آپارتمان شده است. او مهريه همسرش را حدود ۹۶ ميليون تومان اعلام كرد و خاطرنشان ساخت كه به جز اين آپارتمان دارايى ديگرى ندارد و خواستار تقسيط مهريه شد.
عروس جوان نيز پس از شنيدن اظهارات شوهرش در دادگاه گفت: همسرم در مراسم خواستگارى به من قول داد تا به محض شروع زندگى مشترك براى من خودروى مدل بالايى بخرد. من هم با خوشحالى اين موضوع را به تمامى دختران فاميل و اقوام و آشنايان اطلاع دادم. اما با گذشت ۲ سال از ازدواجمان شوهرم به وعده هايش عمل نكرد. من هم تصميم گرفتم مهريه ام را به اجرا بگذارم و با استفاده از حقوق قانونى ام هرچه زودتر خودروى شخصى مورد علاقه ام را بخرم.
از سوى ديگر، قاضى دادگاه با توجه به اين كه شوهر اين زن ۴ شاهد به دادگاه معرفى كرد و همگى به تنگدستى او شهادت دادند، دستور داد تا يك سوم از حقوق شوهر به عنوان اقساط ماهيانه مهريه به همسرش پرداخت شود.
پس از صدور اين حكم زن به رأى دادگاه اعتراض كرد و گفت: در اين حكم هيچ پيش قسطى تعيين نشده است. از طرفى مهريه من ۶۰۰ سكه طلا است. حال آن كه فقط هم سكه طلا مى خواهم نه چيز ديگرى.
قاضى محمد صارمى، رئيس شعبه ۴۲ دادگاه تجديدنظر استان تهران و حسين عليخانى، مستشار دادگاه با بررسى دوباره پرونده، مقرر كردند مرد ۱۰ سكه بهار آزادى به عنوان پيش قسط و هر ۴۵ روز يك سكه طلا به همسرش تحويل دهد.
با اين تصميم قضايى در صورتى كه مرد بتواند مهريه اقساطى را به موقع پرداخت كند، زن جوان بايد ۷۴ سال براى دريافت مهريه اش صبر كند. بدين ترتيب عروس ۲۶ ساله در ۱۰۰ سالگى آخرين قسط مهريه خود را دريافت خواهد كرد.
رشته هاى فريب
در عشق هاى قلابى
284289.jpg
خسرو مبشر
«پسر جوانى كه با طراحى نقشه اى حساب شده از دختران دم بخت كلاهبردارى مى كرد تحت پيگرد پليس قرار گرفت.» اين خبرى بود كه مدتى پيش در صفحه حوادث روزنامه ها منتشر شد، تا بار ديگر زنگ خطر جدى براى دختران جوان به صدا دربيايد و به آنان گوشزد شود كه چه دام هايى برايشان پهن شده است.
اين پسر جوان كه پرويز نام دارد پس از آشنايى با دختران جوان خود را پسرى پولدار معرفى مى كرد و سپس به آنها پيشنهاد ازدواج مى داد. اما پيش از آن كه به خواستگارى طعمه هايش برود به بهانه هاى مختلف از آنان مبالغ هنگفتى دريافت مى كرد و فرارى مى شد.
مرضيه يكى از دختران جوان كه فريب خواستگار قلابى را خورده است در اين باره مى گويد: من به طور اتفاقى با پرويز آشنا شدم، او مى گفت پسر ثروتمندى است و پدرش يك تاجر معتبر و سرشناس بازار است. نوع حرف زدن، رفتار و عقايد پرويز توجه مرا جلب كرد به گونه اى كه در مدت كوتاهى به او وابسته شدم و وقتى او به من گفت كه مى خواهد به خواستگارى ام بيايد احساس كردم مرد رؤياهايم را پيدا كرده ام اما هر وقت كه زمان را براى خواستگارى اعلام مى كرد به بهانه اى زير قولش مى زد. يك بار مى گفت پدرش بيمار است، ديگر بار مى گفت بايد به شهرستان سفر كند و... به اين ترتيب ازدواج ما مرتب به تعويق مى افتاد. تا اين كه يك روز گفت مى خواهد زمينى را در كرج به نام من خريدارى كند تا به اين وسيله عشقش را ثابت كند. از اين موضوع خيلى خوشحال شدم و وقتى او گفت براى خريد
۴ ميليون تومان كم دارد اين پول را به او دادم.
۱۰ ماه از آشنايى مان گذشته بود كه او پس از گرفتن پول و تحويل اسناد جعلى فرارى شد.
شگرد نخ نما
كلاهبردارى از دختران جوان به بهانه ازدواج شگردى است كه افراد شياد براى اجراى نقشه هاى شوم خود به آن متوسل مى شوند و گاه آسيبى كه در اين ميان به دختران ساده دل وارد مى شود از ضررهاى مادى نيز فراتر مى رود.
در نمونه اى ديگر مرد ۲۷ ساله اى به نام امير كه سوار يك خودرو پژو۲۰۶ نقره اى رنگ از دختران جوان كلاهبردارى مى كرد، از چندى پيش از سوى بازپرس شعبه۹ دادسراى ناحيه ۱۴ تحت پيگرد قرار گرفته است.
امير سوار بر پژوى نقره اى رنگش در خيابان ها پرسه مى زد و دختران جوان را شناسايى و سپس با آنان طرح دوستى مى ريخت. اين جوان نيز مانند تمامى كلاهبردارانى كه به اين شيوه و شگرد متوسل مى شوند جوانى خوش تيپ وخوش صحبت بود كه خودش را پولدار و عاشق پيشه معرفى مى كرد.
يكى از دخترانى كه طعمه امير شده است، مى گويد: من به صورت اتفاقى با امير آشنا شدم و احساس كردم او همان پسر مورد علاقه ام است كه مى توانم با زندگى در كنار او خوشبخت شوم. براى همين وقتى او از من خواستگارى كرد خيلى خوشحال شدم و اعتمادم نسبت به او بيشتر شد تا اين كه پس از مدتى به من گفت مى تواند به وسيله يكى از آشنايانش برايم ۵ ميليون تومان وام بگيرد. اما قبل از اين كار بايد ۵۰۰ هزار تومان به او بدهم تا كارهايم را انجام دهد. من كه به اين وام نياز داشتم خيلى زود ۵۰۰ هزار تومان به امير دادم اما ديگر خبرى از او نشد.
دختر ديگرى كه طعمه خواستگار قلابى خود شده است مى گويد: خواستگارم به من گفت مى خواهد برايم طلا بخرد. او گفت دوستى دارد كه طلاى دست دوم را با طلاى نو تعويض مى كند آن پسر طلاهاى دست دوم مرا گرفت اما پس از آن ناپديد شد. من هرگز فكر نمى كردم او كلاهبردار باشد چون مدتى كه با او دوست بودم اعتماد مرا به خود جلب كرده بود.
هشدار يك قاضى
با وجود هشدارهاى پى در پى و انتشار اخبار گوناگون درباره اين شگرد كلاهبرداران باز هم دختران جوان طعمه اين دسته از مجرمان مى شوند.
سيامك مدير خراسانى قاضى دادگاه تجديدنظر استان تهران در اين باره به خبرنگار ما گفت: اين گونه جرايم را بايد از دو بعد بررسى كرد. در مرحله اول داماد يا خواستگار قلابى مرتكب جرم كلاهبردارى شده است. مطابق ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء، اختلاس، كلاهبردارى فردى كه با توسل به وسايل متقلبانه، فريب دادن، ترساندن يا اميد دادن به چيز غيرواقعى مالى را از ديگرى دريافت كند كلاهبردار محسوب مى شود. كلاهبردارى جرمى است كه با انگيزه مالى صورت مى گيرد و بنابراين ريشه هاى آن نيز در مسائل مالى نهفته است. بيكارى و ناتوانى در به دست آوردن مال مورد نياز براى گذران زندگى از جمله دلايلى است كه افرادى را به سوى اين جرم سوق مى دهد. اما بررسى ها نشان داده است زياده خواهى و رؤياى كسب ثروت بدون زحمت مهم ترين عاملى است كه در بيشتر كلاهبردارى ها بويژه كلاهبردارى هايى كه با نقشه هاى پيچيده و طولانى مدت انجام مى شود نقش دارد.
وى مى افزايد: روى دوم اين سكه دخترانى هستند كه فريب مى خورند. خواستگاران قلابى طعمه هاى خود را از ميان دخترانى انتخاب مى كنند كه به واسطه ويژگى هاى سنى شان عواطف و احساسات پاكى دارند و خيلى سريع به فرد مقابل دل مى بندند.
اين دختران معمولاً آرزوهاى بزرگى در سر دارند و در جست وجوى ثروت و زندگى مرفه هستند. به همين خاطر زمانى كه پسرى و به ظاهر پولدار سرراهشان قرار مى گيرد خيلى زود او را در ذهن خود تبديل به مرد رؤياهايشان مى كنند و براى اين كه فرصت ازدواج با اين مرد را از دست ندهند مى خواهند به گونه اى عمل كنند كه دلخواه طرف مقابل است. براى همين در برابر خواسته هاى او تسليم مى شوند.
وى ادامه مى دهد: در بيشتر موارد شروع اين كلاهبردارى ها از دوستى هاى خيابانى است و دختران در مدتى كه با طرف مقابل دوست هستند موضوع را از والدين خود پنهان مى كنند و همين امر زمينه را براى سوءاستفاده از آنان فراهم مى كند.
دختران جوان براى اين كه در چنين دام هايى گرفتار نشوند بايد به چند نكته توجه داشته باشند. نخست آن كه از دوستى هاى خيابانى پرهيز كنند و به افرادى كه از اين راه با آنها طرح دوستى مى ريزند و وعده ازدواج مى دهند با ديده شك نگاه كنند.
نخستين نمونه هاى شكست
مرتضى كاويانى حقوقدان و وكيل دادگسترى درباره فريب خواستگاران قلابى معتقداست: عشق هاى خيابانى نخستين روزنه هاى شكست در زندگى دختران است زيرا اين گونه آشنايى ها پايه و اساس درستى ندارد و اگر اين رابطه به خانه كشيده شود تجربه تلخى براى فرد دربر خواهدداشت. زيرا زشتى اين مسأله براى مردم به اندازه كافى روشن نشده است. از طرفى جوانان در خانواده هاى خود به خاطر برخوردهاى رئيس و مرئوسى پدر و مادر به حرف هاى آن ها توجه ندارند و براى خود تصميم گيرى و به صورت خودمختار عمل مى كنند.
ازسويى بى تجربگى موجب مى شود تا اين جوانان و به طور خاص دختران، فريب بخورند و از احساسات آنها سوءاستفاده شود. بسيارى از اين آشنايى ها از راه اينترنت انجام مى شود. معمولاً پسران در چت هاى اينترنتى به دختران دروغ مى گويند، رابطه شديد عاطفى و درپى آن وابستگى عاطفى آن ها موجب مى شود دختران حتى پس از اين كه واقعيت را متوجه شدند، به خاطر ترس از جدايى به رابطه خود ادامه دهند، بدون اين كه متوجه باشند چقدر از ساده انگارى و زودباورى آن ها استفاده شده است. اگر رابطه ميان دختران و والدين شان رابطه اى دوستانه باشد، آن ها به لحاظ عاطفى وابستگى به پدر و مادر پيدا مى كنند و زمان تصميم گيرى و يا زمانى كه شخصى از آن ها خواستگارى مى كند آنها مسأله را با والدين شان مطرح و از راهنمايى ها و تجربه هاى آن ها استفاده مى كنند و از دام افراد شياد خارج مى شوند. اين افراد شياد در قالب خواستگاران قلابى، به سوءاستفاده هاى مادى ازدختران مى پردازند. پسران براى مجاب كردن دختران از شيوه هاى خاصى استفاده مى كنند، اين پسران با ابرازاحساسات پشت سرهم و سماجت در بيان اين احساسات دختران را به خود وابسته مى كنند و درواقع به جاى احترام گذاشتن به اين احساسات آن را ابزارى براى تهديد دختر قرار مى دهند.
اين افراد براى رسيدن به اهداف شيطانى خود آن ها را تهديد به جدايى و ترك عاطفى مى كنند و سرانجام دختران جوان تسليم آن ها مى شوند.
در واقع آن ها رگبارى از احساس و علاقه روى سر دخترانى مى ريزند كه با والدين شان فاصله زيادى دارند.
شيوه ديگر اين پسران به اصطلاح بى كلاس خواندن دخترانى است كه به قيد و بندهاى اخلاقى، بسيار پاى بند هستند. تحقيرها و توهين ها علت عمده بسيارى از تسليم شدن هاست.
بنابراين نخست، دختران بايد بدانند با ابراز علاقه هر فردى به او دل نبندند و حرف هايشان را باور نكنند، دوم اين كه حتماً خط قرمزها را رعايت كنند و گول حرف هاى بى ارزش را نخورند. دختران بايد حتماً با يك فرد معتمد در مورد پيشنهادهايى كه دارند و يا روابط عاطفى شان مشورت كنند و از خانواده هايشان راهنمايى بگيرند. زيرا فقر، اعتياد، بيكارى و زندگى صنعتى ازجمله عواملى است كه كلاهبردارى هاى اين چنينى را موجب مى شود و در كوتاه مدت نمى توان آن را از بين برد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |