چهارشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۶ - ۲۲ ربيع الاول ۱۴۲۸
Wed, Apr 11, 2007
ديپلماتيك
۳۶۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ميراث فرهنگى
قرآن
هفته عكس (قاب عكس)
رودررو
سلامت
جناح هاى تركيه براى رقابت بزرگ آماده مى شوند
جنگ عراق چگونه پايان مى پذيرد؟
ترجمه : پوراندخت مجلسى

در نيم قرن گذشته ، سياست سلطه ايالات متحده، در بسيارى از مناطق جهان و بويژه خاورميانه، با توسل به نظريه هاى رئيسان جمهورى متفاوت چه از حزب دموكرات و چه از حزب جمهوريخواه راه خود را با موفقيت پيموده است.
در سال ۱۹۵۷ آيزنهاور رئيس جمهورى وقت آمريكا، مداخله نظامى را در هر نقطه اى از خاورميانه حق آمريكا مى خواند تا مانع از گسترش «كمونيسم» شود. منظور آيزنهاور و وزير امور خارجه اش جان فاستر دالس از واژه كمونيسم هم احزاب كمونيستى بود و هم دولت هاى ملى گرا ، حتى اگر اين دولت ها ضد كمونيست بودند. در واقع اين سياست به اين مفهوم بود كه آمريكا حق دارد هر دولت و هر جنبش مقاومتى را كه با منافع شركت هاى بزرگ و دولت آمريكا در منطقه همخوانى ندارد ، تحمل نكند و آنها را نابود سازد.
درراستاى همين سياست، درست سال بعد از اين كه انقلاب عراق به ۴ دهه سلطه استعمارى بريتانيا پايان داد، ۲۰هزار تفنگدار دريايى آمريكا براى حفظ دولت طرفدار غرب در لبنان پياده شدند و در همان وقت ايالات متحده و بريتانيا درباره مداخله و براندازى انقلاب عراق به همكارى پرداختند. ولى عوامل گوناگون از جمله حمايت اردوى سوسياليسم و جنبش ناسيوناليستى اعراب موجب به تعويق افتادن اين عمليات شد.
سازمان اطلاعاتى آمريكا(سيا) در زمان جان كندى در سال ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳ براى به قتل رساندن ژنرال عبدالكريم قاسم، رئيس جمهورى پس از انقلاب عراق، كوشش هاى مكررى به عمل آورد . سيا از كودتاى جناح راست عراق كه منجر به كشتار هزاران سوسياليست و ناسيوناليست مترقى شد حمايت كرد. كندى كمك به اسرائيل و ايران شاهنشاهى را افزايش داد و وقتى اسرائيل به مصر حمله برد و بخشى از آن كشور و سوريه را ـ كه در آن وقت دو كشور ضد امپرياليست بودند ـ و همچنين ساحل غربى رود اردن و غزه را در سال ،۱۹۶۷ در جنگ ۶ روزه فتح كرد، پرزيدنت ليندون جانسون ناوگان ششم آمريكا را به پشتيبانى اسرائيل فرستاد.
جانشين كندى، جانسون ، اصول و نظريات خاص خود را داشت و ايران و اسرائيل را به عنوان بازوها و ژاندارم نظامى خودبراى كنترل منطقه تعيين كرد. دكترين ريچارد نيكسون زير تأثير اين واقعيت قرار داشت كه ۵۵۰ هزار سرباز آمريكايى در جنوب شرقى آسيا گرفتار جنگى بودند كه در آن نمى توانستند برنده باشند.
در جنگ اعراب - اسرائيل، در سال ۱۹۷۳ نيكسون نيرو هاى هسته اى خود را در يك آمادگى جهانى نگاه داشته بود. در زمان جرالد فورد دولت آمريكا همراه ساير شريكان غربى اش براى ممانعت از پيروزى سازمان آزادى بخش فلسطين و همچنين جنبش ملى لبنان به مداخله پرداخت. بن بستى كه پيش آمد ۱۵ سال ديگر جنگ را به دنبال داشت كه در آن لبنان به ويرانى كشيده شد. ولى آمريكا به هدف خود كه بركنار كردن رهبران ملى و انقلابى در لبنان بود رسيد. پس از فورد، جيمى كارتر بر سر كار آمد كه امروز مدعى « كمك به برقرارى صلح» است؛ ولى توافق كمپ ديويد كه به ابتكار و با موافقت دولت او به دست آمد موجب شد مصر كه بزرگ ترين كشور در اردوى اعراب بود عملاً از اين اردو بيرون برود. اين توافق راه را براى حمله اسرائيل به لبنان در سال ۱۹۸۲ هموار كرد.
دولت آمريكا با متحدان منطقه اى وفرا منطقه اى اش در جنگ ۸ ساله ميان ايران و عراق سيل سلاح هاى خود را به عراق سرازير كردند. هدف واقعى رهبران آمريكايى از جنگ ايران و عراق تضعيف اين دو كشور بود كه در منطقه خليج فارس دولت هاى نيرومندى بودند. هنرى كيسينجر وزير خارجه نيكسون با گفتن اين كه «اميدوارم اين دو كشور هر چه مى توانند يكديگر را بكشند؛ مايه تأسف است كه امكان ندارد هر دو طرف بازنده شوند!» احساس وانديشه واقعى مراكز قدرت آمريكادرجنگ ايران وعراق را عيان كرد.
در مارس ۲۰۰۳ تهاجم آمريكا- بريتانيا به عراق آغاز شد . در ۹ آوريل بغداد سقوط كرد و با وضعى كه پيش آمد عراق استقلال خود را از دست داد. ۱۳ سال تحريم اقتصادى همزمان با بمباران هايى كه در ۸ سال رياست جمهورى كلينتون آغاز شدودردوره بوش ادامه يافت، بيش از يك ميليون عراقى را به كام مرگ كشيد. كلينتون در اكتبر ۱۹۹۸ «عمليات آزاد سازى براى تغيير رژيم در عراق» را امضا كرد و اين امر سياست رسمى دولت شد. سياست خارجى كلينتون بيشتر بر فشار بر فلسطينى ها تمركز داشت با اين هدف كه آنها شبه دولت ضعيفى شامل غزه و بخشى از ساحل رود اردن را بپذيرند.
در اين ۵۰ سال تجاوزها و دخالت ها، رئيسان جمهورى آمريكاهم از حزب دموكرات بودند و هم از حزب جمهوريخواه: آيزنهاور، نيكسون، فورد، ريگان، بوش اول و بوش دوم جمهورى خواه بودند و كندى، جانسون، كارتر و كلينتون از حزب دموكرات. شايد روش هاى آنها كمى متفاوت باشد ولى هدف يكى است : «تسلط بر منابع غنى اقتصادى جهان از جمله خاور ميانه.»
اززاويه تجربه تاريخ سياست خارجى آمريكا اگر نگاه كنيم ؛ نه جمهوريخواهان و نه دموكرات ها انديشه ترك سرزمين پرقيمت عراق را ندارند. دراين ميان مقام هاى بالاى حزبى ، هم در حزب جمهوريخواه و هم حزب دموكرات به هدف استراتژيك اين كشوريعنى تسلط بر خاورميانه وفاق دارند. به ويژه تسلط بر مناطقى كه داراى منابع نفت فراوانى هستند. اين نكته جزو اصول و الفباى سياست آمريكا در منطقه است. باور كردن اين كه اعضاى كنگره بويژه دموكرات ها به قطع تأمين مالى جنگ در عراق رأى دهند،گمانى بيش نيست.جنگ ويتنام وقتى پايان يافت كه سردمداران آمريكايى - انتخابى و غير انتخابى- به اين نتيجه رسيدند كه هزينه سياسى ادامه اين جنگ بيشتر از پايان دادن به آن است. سران آن روزكاخ سفيد دريافته بودند در صورت ادامه جنگى كه همه لحظه هاى آن با وحشت وخون سپرى مى شد، تهديدى حتى نگران كننده تر از شكست در انتظارشان است. طبقه حاكم آمريكا بيشتر از اين امر نگران بود كه شكست ويتنام، افسانه شكست ناپذيرى آمريكا را فرو بريزد و ساير كشور ها را تشجيع كند تا براى آزادى خود بجنگند. آنها البته حق داشتند نگران اين موضوع باشند.وضع امروز ارتش آمريكا دركارزار خونين عراق به شرايط آن روزآمريكا درويتنام شباهت بسيارى دارد.
رهبران امروز ايالات متحده، صرف نظر از وابستگى حزبى، به همان اندازه زمان جنگ ويتنام نسبت به نتايج مشابه قبول شكست در عراق واهمه دارند و عجيب است كه نسل امروز زمامداران كاخ سفيد درست به مانند روزگار جنگ ويتنام از پذيرش مسئوليت اين جنگ وتن دادن به شكست سرباز مى زنند. ميليون ها نفر در جنگ ويتنام زندگى خود را از دست دادند ، صد ها ميليارد دلار هزينه شد و انواع و اقسام بى شمار مقاومت و اعتراض به وجود آمد، پيش از اين كه سرانجام واشنگتن به پذيرفتن شكست تن دهد.
منبع: پى اس ال
جناح هاى تركيه براى رقابت بزرگ آماده مى شوند
جدال سياسى
ماه آوريل
محمد بخشنده
نسيم يك انتخابات تازه در تركيه وزيدن گرفته است . سال نو در اين نقطه حساس، سال انتخابات وتعيين سرنوشت نام گرفته است. تنها چند روز از دوران رياست جمهورى نجدت سزر باقى مانده است ورقابت گسترده نخبگان و احزاب سياسى براى گرفتن كرسى با ارزش او آغازشده است. به فاصله كمى پس از تغيير رئيس جمهور نوبت انتخابات مهم مجلس درپائيز- ماه نوامبر- فرا مى رسد كه خود مقدمه تعيين دولت ونخست وزيرجديد خواهد بود. دوره حاكميت ۵ ساله حزب اسلام خواه عدالت وتوسعه دراين تاريخ برمجلس به پايان مى رسد.
284679.jpg
اردوغان ودوستان اش درمجلس وديگر مراكز سياسى از هم اكنون براى يك مبارزه سياسى جديد آماده مى شوند همچنان كه احزاب رقيب او درحال گرم كردن خود دررختكن باشگاه هاى حزبى هستند.اما پيش ازانتخابات مجلس ، براساس نظام قانونى تركيه، دولت اردوغان بايد ازفازامتحان ديگرى به نام انتخاب رئيس جمهور عبوركند.
به اين صورت ، دولتمردان ومجلس نشينان اسلام گرا دوآزمون انتخاباتى پيش رودارند كه هر دو حكم بازى سرنوشت را برا ى آنها وانبوه هواداران شان درداخل وخارج دارد: اگر درآزمون نخست موقعيت واعتبار رهبر حزب عدالت وتوسعه درنگاه حاكميت اين كشورمشخص خواهد شد در دومين كارزار وزن سياسى ،مشروعيت وكارآمدى حزب درترازوى افكارعمومى رقم خواهد خورد.
صحنه مبارزه اى كه اكنون آراسته شده است از هرنظر با انتخابات دوران نظام ۸۰ ساله لائيك تفاوت دارد .اين دورازمبارزات انتخاباتى به لحاظ حساسيت تنها با كارزار۲۰۰۳ قابل قياس است يعنى زمانى كه اسلام گرايان به مصاف كهنه كاران لائيك رفتند . شايد به همين سبب باشد كه برخى ناظران از انتخابات امسال به عنوان دومين كارزار بزرگ درصحنه سياسى تركيه ياد مى كنند. دراين كارزار كارنامه نخستين دولت ومجلس غيرلائيك به داورى گذاشته مى شود
انتظار مى رودگروه هاى لائيك كه درانزوايى اجبارى به حاشيه سياست رانده شده بودند بارديگرنيروها وعوامل خود رابراى بدست گرفتن قدرت بسيج كنند. صدا وآهنگ اين رويارويى درجاى جاى صحنه سياسى تركيه قابل شنيدن است از رسانه ها كه اخبار ونوشته هايشان رنگ وبوى انتخاباتى گرفته تادانشگاه ها ومراكزحكومتى كه رهبران سياسى در آن جا اردوزده اند.
نخستين ايستگاه مبارزه
آنچه ازهم اكنون به چشم مى خورد تلاش وسيع احزاب لائيك براى حفظ سنگر رياست جمهورى دركارزار ارديبهشت ماه است. نهادى كه هنوز وحتى درعصر حاكميت اسلام گرايان ازدايره نفوذ لائيك ها خارج نشد.دراين راستا تريبون ها ونخبگان لائيك درايام پايانى رياست نجدت سزر جنگ روانى - سياسى آشكارى را برضد طيب اردوغان ،فردى كه بيش از همه شانس گرفتن رأى اعتماد مجلس راى براى اين منصب دارد آغازكرده اند. تا حدى كه دراقدامى عجيب جمعى از مخالفان رجب طيب اردوغان خواستار جلوگيرى از نامزدى وى براى اين مقام شدند.
گرچه قانون اساسى تركيه رياست واقتدار دولت را به نخست وزير داده است وشايد ازاين نظر منصب رئيس جمهورى نقشى عمدتاً تشريفاتى تلقى شود، اما براى او نيز اختياراتى در نظر گرفته كه در موارد بحرانى وحساس بويژه به هنگام دعوا برسر اصول نظام لائيك و ارزش هاى نظام حكومتى مورد بهره بردارى قرارمى گيرد. دست كم درساليان گذشته اين امراثبات شده كه نيروهاى لائيك دربزنگاه ها برجايگاه رئيس جمهوربه عنوان اهرم مؤثر درتوازن قوا تكيه كرده اند.
284487.jpg
درهمين راستا است كه رئيس جمهورى مى تواند قوانين مصوب را براى بررسى مجدد به پارلمان بازگرداند و براى اصلاح يا لغو برخى از قوانين فرمان برگزارى همه پرسى صادر كند.يا اين اختيار مهم كه رئيس جمهورى رشته فرماندهى عاليه نيروهاى مسلح تركيه را در دست دارد و انتصاب رئيس ستاد مشترك از جمله اختيارات اوست. نهاد ديگرى كه نامى آشنا وجايگاهى نافذدركشاكش قدرت درتركيه دارد ودرحيطه قدرت رئيس جمهورى است، رياست شوراى امنيت ملى است. با تكيه برهمين نهاد او در صورت لزوم، حق دارد با اعلام وضع اضطرارى، براى دوره اى معين قوانينى را به صورت فرمان هاى رياست جمهورى صادر كند و به اجرا بگذارد. علاوه برهمه اين موارد، رئيس جمهورمديريت برچند شوراى مهم را نيز يد ك مى كشد؛انتصاب اعضاى شوراى آموزش عالى و رؤساى دانشگاه هاى تركيه و همچنين قضات دادگاه قانون اساسى، اعضاى شوراى دولتى و شمارى ديگر از مقام هاى ارشد قضايى نيز از اختيارات اوست.
تعيين اين مقام جنجالى درتركيه سازوكارى روان دارد. رئيس جمهورى با رأى دست كم دو سوم نمايندگان مجلس ملى براى دوره اى ۷ ساله انتخاب مى شود و در صورتى كه هيچ يك از نامزدهاى احراز اين سمت نتواند در دور اول به اين حد نصاب دست يابد، دور دوم رأى گيرى با شركت دو نامزد واجد بيشترين آرا برگزار مى شود.
اما مشكل جدى درتعيين اين مقام ازنقطه اى شروع مى شود كه رئيس جمهوربه لحاظ حزبى درجبهه رقيب دولت ويا مجلس قرار گرفته باشد. تاريخ حكومت درتركيه با جنگ نخست وزيران و رؤساى جمهور رقم خورده است .
دردوره جديددرحالى كه تصور مى رفت سزر و اردوغان دوره اى ازتفاهم را بنا نهاده انداما ازچند ماه پيش آثارتنش ميان آنان نمايان شد . سرز كه درس خوانده حقوق است و در سال ۲۰۰۰ ميلادى و با حمايت شمارى از احزاب، به اين مقام انتخاب شد اكنون برسرتعيين جانشين خود مبارزه اى آشكار با اردوغان را شروع كرده است. او دريافته كه درسازوكار قانونى تركيه رئيس جمهورى آينده را بايد مجلس متحد اردوغان تعيين كندو حزب حاكم عدالت و توسعه از آراى كافى براى انتخاب اردوغان به مقام رياست جمهورى برخوردار است. از اين رو او براى دوركردن حريفان اسلام گراى خود ازنهاد رياست جمهورى گامى به نفع لائيك ها برداشت ودرحركتى تاكتيكى پيشنهاد انتخابات زودهنگام مجلس را ارائه كرد. پيشنهادى كه ازهمان ابتدا به سد مخالفت اردوغان ودوستان اش برخوردكرد.
طرح آن روز سزر در محافل خبرى چنين ارزيابى شد كه رئيس جمهورى تركيه با انتخاب رئيس جمهورى جديد با رأى مجلس فعلى كه اكثريت قاطع نمايندگان آن را نمايندگان حزب حاكم «عدالت و توسعه (آك)» به رهبرى اردوغان تشكيل مى دهند، مخالف است.
اردوغان در پاسخ به سؤال خبرنگاران در اين باره گفت: «باور نمى كنم كه رئيس جمهورى تركيه چنين سخنانى را عنوان كرده باشد.» نخست وزير تركيه درعين حال افزود: «محافلى قصد ايجاد بى ثباتى سياسى در تركيه را دارند و اين امر موجب بروز مشكلات اقتصادى براى مردم و كشور مى شود.»اردوغان گفت: «دولت بر اساس قانون اساسى تركيه براى مدت پنج سال انتخاب شده و انتخابات زود هنگام برگزار نمى كند.رئيس جديد جمهورى تركيه را نيز مجلس فعلى در موعد مقرر انتخاب خواهد كرد.»
هرچند پاسخ آن روز اردوغان فصل الخطاب اين ماجرا تلقى شد و طرح سزربه بايگانى رفت. اما گويى رئيس جمهورمطلوب لائيك ها هنوز«بازى انصراف» رادرباره اردوغان به پايان نبرده است وهرروز طرحى تازه دراين راستا ارائه مى كندهمه قرائن حاكى ازآن است كه حريف اصلى اردوغان در كارزارانتخابات ارديبهشت شخص رئيس جمهورامروزتركيه است كه با آنكه خود حق انتخاب شدن ندارد، اما به پناهگاه نخبگان رقيب اردوغان تبديل شده است. با تشويق سزر، جمعى از مقام هاى دانشگاهى لائيك تبار تركيه به طور تلويحى با نامزدى رجب طيب اردوغان نخست وزير اين كشور براى سمت رياست جمهورى كه گفته مى شود در صورت نامزدى احتمال پيروزى وى زياد است، مخالفت كرده اند.اعضاى هيأت آموزش عالى تركيه، متشكل از رؤساى دانشگاه هاى اين كشور، در آنچه كه هشدارى ضمنى به رجب طيب اردوغان در مورد احتمال نامزدى وى براى سمت رياست جمهورى تعبير شده، گفته اند كه رئيس جمهورى بايد به اصول نظام سياسى لائيك تركيه پايبند باشد.
تومارنويسان متحد سزربه صراحت گفته اندكه ازنامزدى وى براى سمت رياست جمهورى نگران آن هستندو در صورت انتخاب به اين سمت، ممكن است اردوغان در صدد حمايت از برنامه هاى دينى برآيد و به اين ترتيب، اصول نظام لائيك تركيه را خدشه دار كند.بيانيه دانشگاهيان لائيك تركيه از اردوغان به صراحت نام نبرده اما تأكيد مى ورزد كه رئيس جمهورى بايد فردى متعهد به مبانى اعتقادى جمهورى تركيه، بويژه حمايت از نظام لائيك در اين كشور باشد. اما آنچه منشأ نگرانى اين جريان است درگزارش رسانه هاى آنكارا آمده است: به گفته خبرنگاران مقيم تركيه در صورت نامزدى رجب طيب اردوغان، احتمال بسيار مى رود كه وى بتواند به مقام رياست جمهورى دست يابد.
***
*موقعيت حزب حاكم
۵ سال پس از افول تاريخى احزاب كهنسال لائيك به نظرمى رسدهنوز رقيب حزبى جدى برابر طيف عدالت وتوسعه قد علم نكرده است .اگرامروز مانع جدى پيش روى اين حزب ديده مى شود اين مانع بيشتر ازناحيه نهادهاى حكومتى است كه بر اركان مهمى مانند ارتش وشوراى امنيت تركيه تسلط دارند.به همين رو با آن كه هنوز اردوغان نامزدى خود براى رياست جمهورى را اعلام نكرده، ولى محافل لائيك و ملى گرا در تركيه با عنوان اين كه در صورت انتخاب اردوغان يا نماينده ديگرى از حزب حاكم به رياست جمهورى، سه پست مهم كشور (رياست جمهورى، نخست وزيرى و رياست مجلس) در اختيار حزب حاكم عدالت و توسعه قرار خواهد گرفت، مخالفت شديدى را آغاز كرده اند.
اما درجامعه پرمسأله اى مانند تركيه كه ميدان بيرحم براى احزاب است موقعيت جناح اردوغان بيش از احزاب از ناحيه توده مردم ناراضى از عملكرد نظام سياسى تهديد مى شود. به عبارتى اردوغان بايد اكنون پاسخگوى همه مطالبات برزمين مانده سياسى و اقتصادى مردمى باشد، كه موقعيت هرسياستمدار را به چالش مى كشد.
درست است كه به نظرسنجى محافل لائيك درباب عملكرد اردوغان ودولت او چندان اعتمادى نيست اما درجاتى از نارضايتى از اوضاع اقتصادى كشور به چشم مى خورد به همين دليل دوستان اردوغان حتى همان نظرسنجى حريت را كه مدعى بود بيش از نيمى از مردم تركيه مخالف نخست وزيرى رجب طيب اردوغان هستند جدى گرفته اند.
دراين نظرسنجى ادعا شده بود كه ۵۷ درصد از مردم تركيه مخالف نخست وزيرى رجب طيب اردوغان در دوره بعدى انتخابات نخست وزيرى كه از آوريل آينده آغاز خواهد شد، هستند.
در گرماگرم اين نظرسنجى ها اردوغان خطرى ديگر را از سر گذراند و آن پرونده سازى امنيتى بودكه حريفان لائيك او تدارك ديده بودند، تا جايى كه برخى رسانه هاى تركيه از اين اقدام به عنوان نخستين تيرحمله لائيك ها براى حذف اردوغان يادكردند. رقباى اردوغان كه در رأس آنها «دنيز بايكال» رهبر حزب جمهوريخواه خلق تركيه قرار دارد براى شروع مبارزه با اعتبار اردوغان از راه پرونده سازى وارد شدند، تاكتيكى كه همواره بر ضد همه سياستمداران بويژه درايام انتخابات بكار مى رود.
بايكال ادعا كرده بود كه «رجب طيب اردوغان» پيشتر در گفت و گو با يك شبكه راديويى استراليا از «عبدالله اوج آلان» رهبر «پ.ك.ك.» به عنوان «عبدالله اوج آلان محترم» ياد كرده است. درنزديكى انتخابات دادستانى آنكارا درخواست محاكمه «رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه را به اتهام بكار بردن واژه «محترم» نسبت به «عبدالله اوج آلان» رهبر «پ.ك.ك.» را رد كرد. اما لائيك ها دست برنداشتند .
اردوغان از اتهامى تبرئه شد كه مى توانست يك دام سياسى باشد موضوع »پ.ك.ك.«محور حساسيت هاى سياسى در تركيه است و دادگاه هاى اين كشور در سال هاى گذشته ده ها تن از سياستمداران كرد تركيه را كه اين واژه را در مورد اوج آلان به كار برده اند، محاكمه و برخى از آنان را به مجازات هاى زندان محكوم كرده اند.
همه چيز منوط به اردوغان
شايد درقضاوت مردم تركيه درباره كارنامه اسلامگرايان مسائل گوناگونى مدنظر واقع شود اما بدون ترديد فاكتور تعيين كننده، عملكرد شخص اردوغان است يعنى كسى كه در داخل وخارج تركيه به عنوان نماد ونماينده اين جريان نام يافته است.
محورشدن نقش اردوغان دراين انتخابات دلايل موجه وكاملاً معقولى دارد. او دراين سال ها تنها يك رئيس يا دبيرحزب نبوده است كه جايگاه يك رهبركاريزما رايافته است.
به باور خود نخبگان اسلامگرا، پس ازچند مرحله رهبرى نه چندان موفق افرادى مانند نجم الدين اربكان (رهبر حزب رفاه) يا رجايى كوتان (رهبر فضيلت)، اردوغان الگوى يك مديريت موفق را در سرزمين لائيك ها به نمايش گذاشته است، تا جايى كه به باور اين ناظران رشد و صعود حزب عدالت وتوسعه درصحنه پيچيده تركيه تا حد زيادى مرهون نقش كاريزماى اواست.
برهمين اساس اكنون همه سؤال ها درباره انتخابات آينده، حول اين نكته مى چرخد كه آيا شهردار محبوب ديروز استانبول كه ۴ سال پيش دررقابت نفس گير درهاى بسته دولت را به روى اسلامگرايان گشود و در مركز پيمان ناتو بناى يك دولت اسلامى را گذاشت خواهد توانست بارديگر از سد لائيك ها عبوركند و شگفتى آفريند.
شايد درگمانه زنى هاى اين روزها درباره برندگان آينده انتخابات تركيه همه نگاه هابه شرايط اقتصادى جامعه و افكارعمومى نه چندان راضى تركيه معطوف باشداما واقعيت اين است كه علاوه بر نقش عامل معيشت اقتصادى مردم عناصرديگرى نيزدرانتخاب اردوغان تعيين كننده خواهد بود. به عبارتى اكنون بحث اين نيست كه كدام حزب براى نشستن دركرسى رياست جمهورى صلاحيت بيشتر دارد، بلكه مسأله اين است كه چه كسى در هدايت اوضاع امروزمنافع حياتى تركيه را بيشتر تأمين خواهد كرد. در هر حال مرد سياسى آينده آنكارا را شرايط سياسى تركيه تعيين مى كند، كشورى كه درشرايط پيچيده و تا حدى دشوار از نظر امنيتى قرار دارد.
درمجموع مى توان حدس زدكه درانتخاب جانشين سزر ۳ فاكتور تعيين كننده خواهد بود : اين ۳ اصل در واقع اركان سياست و استراتژى تركيه را تشكيل مى دهند و چندان شامل مرور زمان نمى شوند. بحران عراق وكردها به عنوان قلب امنيت ملى تركيه، روابط با اروپا و غرب سرانجام نحوه تنظيم مناسبات با ارتش ونهادهاى زيرنفوذ نظاميان.
در اين ميان دو ديدگاه متفاوت درباره موقعيت اردوغان در نزد نخبگان نظام لائيك مطرح شده است، در حالى كه برخى از بدبين شدن سران حكومت به نقش هاى او سخن رانده اند. امابه باور برخى ناظران هنوز چندان كه جناح لائيك تبليغ مى كند اردوغان سياستمدارى نامطمئن درنزد سران لائيك اين كشور نيست.پايه استدلال اين عده توفيقات سياست خارجى اردوغان درخاورميانه است. البته دركارنامه سياست خاورميانه اى او بايد ماجراى عراق را مستثنى كرد كه هنوز منشأ نگرانى ترك ها بويژه ژنرال هاى اين كشور است. از ماجراى عراق وكردها كه برآينده سياسى اردوغان سايه انداخته است كه بگذريم ديپلماسى دوست يابى سياستمدار بورساى موفق عمل كرده است اين توفيق او را مى توان درتغيير نگاه همسايگان عراق وآمريكا، به دولتى اسلام گرا درسرزمين لائيك ها مشاهده كرد.
284520.jpg
اردوغان هرچند دروازه بسته اروپا را به روى آنكارا نگشود، اما آثارى ازموفقيت ديپلماسى او را مى توان تا حدى در روابط دوستان اروپايى عبدالله گل مشاهده كرد. تاحدى كه اروپاى مسيحى نيز سرانجام با رفتن پاپ به تركيه با واقعيت حاكميت اسلام گراها برقسطنطنيه ديروز كنار آمد يا لااقل ذهنيتى بدبينانه ازنوع دهه ۹۰ نسبت به اسلامگرايان تركيه راكنارنهاد .
به هرحال دولت ورئيس جمهورآينده تركيه بايد تصميم هاى مهم درباره بحران هاى تاريخى مانند قبرس و عراق و اتحاديه اروپا اتخاذ كند، از اين رو دور از انتظار نيست كه ژنرال هاى آنكارا در انتخاب جانشين سرز و شخص اردوغان بيش ازهمه مواضع او رادراين باره مدنظر قراردهند.
هم اكنون گشودن قفل الحاق به اروپا به حل بحران قبرس پيوندخورده است.در عقيده جزمى تركيه در مورد اهميت استراتژيك جزيره قبرس به اندازه خود مسأله قبرس قدمت دارد، نيروهاى متعصب نه تنها مانع ارائه راه حلى ممكن براى مسأله قبرس مى شوند بلكه همچنين يك سياست تهاجمى مضاعف را بر ضد عناصر نافرمان قبرس دامن مى زنند. در اين ميان ناظران در اين كشمكش نشانه هايى از مبارزه براى كسب قدرت ميان ارتشيان را مشاهده مى كنند.
اوضاع منطقه هرگز تا اين حد براى ترك ها بحرانى نبوده است. عراق در مجاورت اين كشور به دليل بروز جنگ داخلى در حال انتشارآثارتشنجات خود به مرزهاى آنكارا است، شايد دراين گيرودارگرفتن امتياز ميزبانى نشست جهانى عراق از اردوغان يك تاكتيك يا ضربه آگاهانه ياناخودآگاه به موقعيت انتخاباتى او بود، نتايج گفت وگوهاى اتحاديه اروپا براى اعطاى امتياز به ترك ها نيز به دليل ترديدهاى به وجود آمده در مورد سرنوشت قبرس، در ابهامى سنگين تر فرورفته است. در چنين وضعى، نه تنها اروپاييان كه همه طيف اعراب وآسيايى ها در انتظار نشسته اند تا ببينند برنده كارزار سكولارها و مسلمانان آنكارا چه كسى خواهد بود؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |