پنجشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۶ - ۲۳ ربيع الاول ۱۴۲۸
Thu, Apr 12, 2007
ديپلماتيك
۳۶۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
ماجرا
هفته عكس (قاب عكس)
خانواده
۳ بحران جديددرافغانستان
۳ بحران جديددرافغانستان
هواى كابل سربى است
سليمان دعويسرا
اين سخن به اندازه كافى غم انگيز است كه همه پيش بينى ها درباره آنچه «بهار خونين كابل» گفته مى شد درست از آب درآمد. آتش جنگ با تحويل سال از دروازه هاى پايتخت گذشت و امروز شبح ترور و ناامنى برگرد محله ها اماكن دولتى و غير دولتى اين شهر مى گردد. عجيب است كه تصميم گيران جنگ افغانستان در مقر فرماندهى ناتو در روز هاى اسفند، اين پيش بينى ها را افسانه پنداشته و به هيچ گرفتند. مردم افغان كه گريبانشان اكنون ديگر بار به چنگ گروه سركش طالبان افتاده، حق دارند نسبت به همه چيز شك كنند از وعده هاى دولت كرزاى تا توانايى و كفايت ناتو و از كارآمدى دستگاه هاى اطلاعاتى آمريكا تا زدو بندژنرال هاى پاكستانى با طالبان.
284736.jpg
پايتخت، به عنوان آخرين دژ اقتدار كرزاى در نا امنى عميقى غوطه ور است؛ اين اتاق يعنى اين كه همه سنگرهاى اميد فرو ريخته است و كابل فاصله چندانى با روزگار تلخ قدرت نمايى جنگ سالاران ندارد. آمار عمليات هاى انتحارى كه اغلب مراكز دولتى را نشانه مى روند، در اين شهر روبه افزايش است. در روز هايى كه گذشت چند تبعه اروپايى در تور آدم ربايى طالبان گرفتار شدند و يا آن صحنه سربريدن خبرنگار مظلوم افغان، به حد كافى گوياى جولان عفريت مرگ بود. اما فاجعه غير قابل جبران در جايى واقع شده كه شايد به چشم نمى آيد و در نتيجه نظر سنجى ها عيان شده است و آن بريدن رشته هاى اميد مردم افغان است كه پس از نزديك ۳ دهه آوارگى و بى خانمانى، چراغ زندگى را در وطن خود روشن كرده بودند. هيچ ضربه اى به دولت كرزاى و شركاى داخل و خارج او از اين شديد تر نيست كه ادامه زندگى و تحمل اوضاع براى كابل نشينان همانند بسيارى از نقاط اين كشور، سخت و سخت تر مى شود.
به هر تقدير در طليعه آغاز سال جديد افغانستان، ۳ رشته تحولات مهم رخ نموده است كه اين ۳واقعه هم بر سرنوشت جبهه ائتلاف نظامى ناتو و دولت زير حمايت آنان- دولت كرزاى- تأثير فوق العاده اى دارد، هم اين كه وضع آينده كشور را براى مردم روشن خواهد كرد.
اتفاق نخست، سرايت عمليات انتحارى به پايتخت است. واقعه دوم لجام گسيختگى جنگ و خارج شدن حملات ناتو از موازين اخلاقى و انسانى است، به نحوى كه جنگ افزار ها و هواپيماهاى ناتو به راحتى شهروندان و غير نظاميان را هدف مى گيرند و رويداد سوم كه در واقع بر آيند اين دو حادثه است؛ بروز شكاف در صف دولت و حكومت گران افغان است كه نخستين نشانه آن تشكيل جبهه ملى با حضور چهره هاى سياسى نظامى كابل بود؛ حادثه اى كه در ذهن ناظران، خاطره نزاع سياسى ساليان گذشته را تجديد كرده است.
* حملات انتحارى، هم استراتژى هم تاكتيك
بازار عمليات انتحارى درافغانستان به اندازه عراق رونق ندارد، اما با روندى كه اين روزها داشته مى توان پيش بينى كرد كه درهمان مسيرعراق پيش مى رود.پديده عمليات انتحارى ،ابتداهديه به القاعده وسلفى هاى عراق بود. اما تروريست هاى عراق اين پديده رادربستر شكاف هاى طايفه اى وفرقه اى عراق پرورانده ونهادينه كرده اند، به گونه اى كه اكنون خود به قلب ومركزصدور اين نوع شيوه هاى تروريستى درجهان ومنطقه تبديل شده اند.
عمليات انتحارى درافغانستان برهمان اسلوب واصول تروريستى درعراق متكى است، يعنى ازجان شهروندان بى گناه وبى پناه به عنوان ابزارى براى توليد وحشت وحربه اى براى زمينگيركردن بيگانگان بهره مى گيرد.
طالبان همانند عموزادگان خود درعراق، اميدزيادى به موفقيت تاكتيك عمليات انتحارى دارند. آنها نيزدريافته اندكه اين نوع جنگ، پاشنه آشيل قدرت هاى نظامى خارجى است.در واقع ناكامى ارتش آمريكا دربرابراين نوع حملات تروريستى، سركردگان طالبان راترغيب كرد كه سوار بردوش سربازان انتحارى خود، راه سخت بازگشت دوباره به صحنه افغانستان رابراى خود همواركنند.
284745.jpg
به اين ترتيب سال جديدودورجديد نبرد درافغانستان با فرمان گسترش حملات انتحارى طالبان آغازشد.ملا دادالله كه اكنون از او به عنوان فرمانده اصلى طالبان نام مى برند، دربيانيه اى همه طرف هاى جنگ را ازاين تصميم باخبركردكه طالبان چرخه تازه جنگ را برپاشنه حملات انتحارى پيش خواهندبرد.
برپايه آماراوايل سال جارى ميلادى تاكنون صدها تن، (به طور عمده در مناطق جنوبى و شرقى كشور) قربانى اين حملات انتحارى و بمب گذارى بوده اند.با دميدن آفتاب فصل بهار در افغانستان، طالبان دستجات سربازان انتحارى خود را روانه نقاط استراتژيك كشوربويژه كابل كرده است، گروه هاى ۲۰ و ۳۰ نفره و در بعضى مواقع تا يكصد جنگجوى طالبان در اين گونه حملات شركت داشته اند.
اين آمارهمچنين حاكى است كه امسال، افزايش خشونت ها نسبت به ۵ سال پيش بيشتر بوده است، تاجايى كه شبه نظاميان طالبان در جنوب افغانستان قدرت مهمى محسوب مى شوند و نبردهاى عمده اى در مقابل نيروهاى به رهبرى ناتو صورت داده اند.
نكته مهم در اين خشونت ها، اين است كه گروه هاى طالبان بويژه درعمليات اخيركابل، از تاكتيك هايى شبيه به تاكتيك هاى جنگجويان عراق استفاده مى كنند.
284742.jpg
بمب هاى كنار جاده و حملات انتحارى با استفاده از موتورهاى حامل بمب، حوادث مرگبارى است كه همه روزه با هدف نيروهاى امنيتى افغان و يا خارجى و گاهى هم افراد غيرنظامى رخ مى دهد.الگو بردارى ديگر، اين بوده كه جنگى پنهانى نيز با قتل و ترور مقام هاى محلى دولت، مقام هاى قضايى و افرادى مانند معلمان در جريان است.با توجه به آن كه همانند سلفى هاى عراق حملات به مكتب خانه ها ومراكزآموزشى رايج شده و تا حدودى نيمى از اين مكتب خانه در هلمند يا به آتش كشيده شده و يا تهديد به بستن شده اند.
* نخستين شكاف در دولت كرزاى
حوادث ميدان هاى جنگ افغانستان بالاخره بازتاب سياسى خود را درپايتخت آشكار كرد. حامد كرزاى براى نخستين بار با شكافى خطرناك درنظام نوپاى حكومت خود روبه روشد .
درست روزى كه ناظران دربهت خبرهاى مربوط به مذاكره ومصالحه حامد كرزاى با نمايندگان طالبان غوطه ور بودند خبرآمد كه گروهى ازمردان نظامى وسياسى افغان كه تاديروز درحلقه همراهان او بودند براى تشكيل يك ائتلاف تازه خيز برداشته اند. براساس آن چه منابع افغان فاش كرده بودنددراين جبهه سياسى كه با نام «جبهه ملى» اعلام موجوديت كرده نزديك به همه احزاب و جريان هاى سياسى فعال سه دهه اخير حضوردارند.
برپايه اين گزارش ها اين جبهه كه ازدرون پارلمان برآمده است درواقع نخستين نشان از جدايى راه مجلس از دولت كرزاى است . بيشتر مؤسسان جبهه ملى، اعضا و درواقع گردانندگان پارلمان افغانستان هستند.
تشكيل دهندگان جبهه، هدف از تشكيل اين نهاد جديد سياسى را رفع بحران هاى موجود خوانده اند. رشته رهبرى جبهه باچهره اى نام آشنا اما حاشيه نشين سياست افغانستان است. برهان الدين ربانى، رئيس جبهه ملى كه رئيس جمهورى افغانستان در دوران پيش از طالبان بود و در دوره كرزاى منزوى شد، در يك سخنرانى هدف جبهه را چنين گفت :با وجود حضور نيروهاى خارجى در افغانستان، اين كشور امن نيست و مافياى فساد ادارى در آن بيداد مى كند. تلاش براى تغيير نظام دولت از رياستى به پارلمانى و انتخابى كردن پست ولايات از مهم ترين اهداف متفاوتى بود كه ربانى از آن سخن گفت. ربانى با اين جبهه به صحنه بازگشت وبا آمدن خود گروهى از نخبگان رانيز از جرگه كرزاى خارج كرد.كافى است كه درتركيب نام اعضاى اين جبهه به رهبرى ربانى تأمل شود: احمد ضيا مسعود معاون اول رياست جمهورى، مارشال محمد قسيم فهيم وزير دفاع پيشين، اسماعيل خان، وزير انرژى و آب، يونس قانونى رئيس مجلس نمايندگان، ژنرال عبدالرشيد دوستم مشاور نظامى رئيس جمهورى، سيد منصور نادرى عضو پارلمان، شهزاده مصطفى ظاهر، مصطفى كاظمى، محمد اكبرى، سيد محمد گلاب زوى و نورالحق علومى .
چنان كه انتظارمى رفت ايجاد اين بلوك نيرومند سياسى با نگرانى دولت روبه روشد. كرزاى درتشكيل اين جبهه خطر ظهور يك دولت موازى راحس كرد وتنها راه مخالفت را اين ديد كه اين اتفاق را محصول اراده خارجيان بخواند. كرزاى در يك نشست خبرى در ايجاد جبهه ملى به نقش سفارت هاى خارجى اشاره كرد و همچنين با شمارى از اهداف اعلام شده اين جبهه ابراز مخالفت كرد.
284739.jpg
اما رهبران جبهه مخالفت او را جدى نگرفتند. برهان الدين ربانى رئيس جبهه ملى، اظهارات اخير حامد كرزاى رئيس جمهور، را در مورد اين جبهه احساساتى و انفعالى خواند. همچنين مصطفى كاظمى سخنگوى جبهه ملى نيز اين گونه اتهامات را بى اساس خواند ولى كاظمى اين موضوع را تأييد كرد كه جبهه ملى برنامه ها واستراتژى بلندمدت در سردارد و در اين راستا خواهان گسترش مناسبات با ديگر كشور هاى جهان در چارچوب قوانين و منافع ملى افغانستان است.
تشكيل اين جبهه درهرحال اين پيام آشكار را داشت كه علاوه برشهروندان افغان ياران ديروزكرزاى نيز ازناكارآمدى دولت به تنگ آمده اند و اميد چندانى به آينده او ندارند.
* جنگ بى قاعده
با افزايش شكست ها وگسترش موج نااميدى، رفتارنظاميان خارجى وصلح بانان نيز ازمداراعتدال واخلاق خارج مى شود تاحدى كه تلفات غيرنظاميان در حملات هوايى و زمينى نيروهاى آمريكايى نگرانى هاى شديد را در داخل و خارج از افغانستان افزايش داده است. به گفته شاهدان عينى، در اين حمله ها بيشتر زنان و كودكان كشته و زخمى شده اند. آخرين حملات هوايى و زمينى نيروهاى آمريكايى به قندهار ده ها خانه را ويران كرد تاجايى كه ناظران افغان مى گويندابعادجنگ به اندازه اى ازكنترل اخلاقى خارج شده كه مردم اين كشور تفاوتى ميان حملات آمريكا و طالبان نمى بينند.
سازمان بين المللى مهاجرت (IOM) مى گويد هزاران تن از روستاييان ، با افزايش درگيرى ها ميان نيروهاى ائتلاف با طالبان، درحال ترك خانه هايشان در ولايت جنوبى قندهار هستند. اين سازمان برآورد مى كند كه حدود ۳هزار روستايى از ولسوالى پنجوايى قندهار آواره شده و به شهر قندهار مركز ولايت پناه برده اند. وجالب است كه دولت هيچ اقدام عملى براى توقف اين چرخه خطرناك نكرده است. فقط پس ازهرحمله اى حامد كرزاى، با انتشار يك اعلاميه در مورد اين حادثه ابراز تأسف كرده و در آن از افغان ها مى خواهد «صبر و شكيبايى» به كار گيرند. درحالى كه نيروى همكارى امنيت بين المللى (ايساف) در بيانيه هاى خود پذيرفته، تعدادى غير نظامى به همراه تعدادى از شبه نظاميان در حمله هاى هوايى كشته شده اند .
از سال ۲۰۰۱ كه ارتش آمريكا به بهانه دستگير كردن اسامه بن لادن افغانستان رااشغال كرد، نظاميان وحشت زده اين كشور بارها اشتباهى يا در اقداماتى مشابه تيراندازى جلال آباد مردم بى دفاع و بى گناه اين كشور را كشتار كرده اند. ديويد اسه تا، سخنگوى ارتش آمريكا در افغانستان نيز اين موضوع را انكار نكرد.
وى گفت: ما هنوز نمى دانيم اين مردم به دست چه كسانى كشته و مجروح شده اند.
هيأتى عالى رتبه براى تحقيق در اين باره منصوب شده است اما تاكنون چنين تحقيقاتى هرگز سودى به حال مردم در اشغال نداشته است. حامد كرزاى تاكنون بارها از اشغالگران غربى خواسته مراقب مردم عادى باشند و در ماه دسامبر هنگام سخنرانى در سوگ مرگ غيرنظاميان كشورش به دست خارجيان به گريه افتاد. سازمان آمريكايى ناظر حقوق بشر برآورد كرد، نظاميان آمريكايى فقط در سال ۲۰۰۶ بيش از يكصد نظامى افغانى را به ناحق كشتند. آسوشيتدپرس تلفات غيرنظاميان افغانى را در سال ۲۰۰۶ در جنگ افغانستان بر مبناى گزارش هاى افغانستان، ناتو و آمريكا ۸۳۴ نفر اعلام كرده است.
گزارش ديده بان حقوق بشر به اندازه كافى گوياى اين حقيقت تلخ است. اين گزارش مى گويد: نيروهاى آمريكايى، پس از حمله انتحارى، در حالى كه از محل دور مى شدند، تا فاصله تقريبى۶ مايل، رهگذران و خودروهاى اطراف را به رگبار بستند. گروه مدافع حقوق بشر همچنين ابراز نگرانى كرده است كه نظاميان آمريكايى، در تلاشند اطلاعات مربوط به كشتار غيرنظاميان در ولايت ننگرهار را كنترل كنند. در اين گزارش آمده است كه يك عكاس خبرگزارى آسوشيتدپرس و يك فيلمبردار تلويزيون اين خبرگزارى به همراه فيلمبردار تلويزيون آرياناى افغانستان، گفته اند كه نظاميان آمريكايى، فيلم هاى آنها را ضبط كرده و عكس هايى را كه آنها از صحنه حادثه گرفته بودند، پاك كرده اند.
در هر حال نتيجه اين حملات لجام گسيخته موج نااميدى به دولت وانزجار نسبت به نيروهاى خارجى است، چنان كه در برخى مناطق كشور، زمينه هاى نارضايتى مردمى به تظاهرات گسترده بر ضد دولت منجر شده است يعنى شرايطى كه در عراق پيش آمد. از نگاه كرزاى دور نيست كه همين كشتارها وخون هاى بى گناهان عامل بروزشكاف دردولت او شده است. چنان كه رفتار خشونت آميز نيروهاى آمريكايى ، بارها با واكنش شديد نمايندگان مجلس شوراى ملى مواجه شده است. نمايندگان مجلس معتقدند اهمال دولت و رفتار نادرست نيروهاى آمريكايى موجب تشديد خشونت و گسترش ناامنى در افغانستان شده است.
آمريكا؛ از صلح طلبى تا ماجراجويى
284772.jpg
نويسندگان: نيكلاس گووسدف و رى تكيه*

ادعاى مادلين آلبرايت وزير خارجه پيشين آمريكا (در يك دهه پيش) مبنى بر اين كه ايالات متحده آمريكا «ملت اجتناب ناپذير» دنياست ـ يعنى كشورى كه مشاركتش براى حل چالش هاى دشوار جامعه جهانى ضرورى است ـ اكنون به شدت در حال كمرنگ شدن است.
پيشتر به نظر مى رسيد روى كار آمدن جورج بوش به داعيه رهبرى جهانى آمريكا نيروى تازه اى بخشيده و بر توانايى اش كه اعمال قدرت در سراسر دنيا مى افزايد. اما اينك آمريكا پس از تضعيف در باتلاق عراق از سوى دشمنانش مورد تحقير قرار گرفته است و همپيمانانش ديگر اعتمادى به آن ندارند. آن روزها سپرى شده است كه آمريكا به تنهايى دست كشورهاى نافرمان را از اقتصاد جهانى كوتاه مى كرد يا يك ائتلاف چند مليتى براى مقابله نظامى با يك دولت خود سر تشكيل مى داد.
به راستى، با آن همه حمايتى كه پس از ۱۱ سپتامبر از بوش به عمل مى آمد چگونه است كه وى اينگونه بداقبال شده است؟ سرنگونى بى دردسر طالبان در افغانستان ـ كه مردم آمريكا با تمام وجود از آن حمايت كردند و از سوى يك ائتلاف چند جانبه پشتيبانى مى شد ـ فقط بر غرور دولت بوش افزود و به دنبال آن، اين باور را به وجود آورد كه ائتلاف هاى داخلى وبين المللى حامى جنگ افغانستان، بعداً از طريق قدرت نظامى آمريكا تحول عظيمى را نيز در خاورميانه پشتيبانى خواهند كرد. همه ما پيش بينى هاى قاطعانه و پرافاده در اين باره را به ياد داريم: براى نمونه: اشغال عراق، به نحوى راه را براى ايجاد تحولات در دنياى عرب باز مى كند و رژيم هاى ناكارآمد در برابر جنبش هاى دموكراتيك كه مشتاق پذيرش خواسته هاى استراتژيك آمريكا هستند، تسليم مى شوند.
آمريكا به «خاورميانه جديد» رسيد اما نه خاورميانه اى كه وعده اش را داده بود. تأكيد آمريكا بر انتخابات، بدون تأكيد بر روند طولانى نهادينه سازى رأى گيرها، در كشورهايى نظير عراق و سرزمين هاى اشغالى نه تنها به قدرت گرفتن دموكرات هاى سكولار و حامى آمريكا منجر نشده، بلكه موجب روى كار آمدن احزاب و گروه هايى شده است كه برنامه هاى آنان مشخصاً با منافع آمريكا متفاوت است. همچنين در حالى كه درگيرى هاى داخلى در عراق روبه وخامت مى گذارد، نقش آمريكا تنها راديكاليزه كردن بيشتر خاورميانه و فروپاشى آن در راستاى اختلاف هاى فرقه اى است.
در عين حال، جنگ اسرائيل در لبنان، نه تنها قدرت حزب الله را تقويت كرد، بلكه به كشورهاى منطقه درس آموزنده اى داد كه چگونه گروه ها و احزاب مذهبى توانستند دربرابر يكى از بزرگ ترين ماشين هاى جنگى دنيا ايستادگى كنند.
اشغال عراق به دست آمريكا و تداوم اين اشغال پرسش هاى جدى را درباره پيش بينى و ارزيابى آمريكايى ها مطرح كرده است. رگبار تهديدهاى اغراق آميز و اطلاعات تحريف شده كه پيش از اشغال عراق در جريان بود اين سؤال را در اذهان بسيارى ايجاد كرده كه آيا آمريكا براستى منشأ خوبى هاست. كنار رفتن طراحان اصلى سياست هاى چندسال اخير آمريكا و جايگزينى آنها با افراد ميانه رو و با تجربه تر كافى نيست. اعتمادى كه آمريكا قبلاً از آن برخوردار بود بر باد رفته است. امروزه، استراتژى اساسى نه تنها كشورهايى مانند چين و روسيه، بلكه حتى برخى از كشورهاى مهم اروپايى نيز بر محدود ساختن و تضعيف قدرت آمريكا در شكل دهى مجدد به نظم جهانى استوار است.
كاخ سفيد در بحث بر سر فاجعه عراق به دور از واكنش هاى داخلى نيز نبوده است. دولت بوش به تدريج به اين نتيجه رسيده كه در بدنه سياسى آمريكا اجماعى بر سر ماجراجويى هاى يك جانبه بيشتر در ساير كشور وجود ندارد و بويژه از آن جهت كه اين گونه اقدام ها موجب افزايش سرسام آور بهاى انرژى مى شود. دولت بوش حتى براى محدودترين حملات عليه مثلاً پيونگ يانگ، مداخله در دارفور، اقدامى جديد و عمده براى برقرارى صلح در خاورميانه يا حل بسيارى ديگر از مشكلات، نه از سوى كنگره و نه از سوى مردم هيچ پشتيبانى ندارد.
در بحبوحه جنگ ويتنام، ريچارد نيكسون رئيس جمهور وقت آمريكا از جنگ به ستوه آمده بود، ايالات متحده را «يك غول درمانده و نااميد» خواند. اكنون مردم نگران آمريكا كه منتظر رهايى از به دوش كشيدن بار عراق هستند با شعارهاى انزواطلبانه گذشته مى خواهند به آرامشى ظاهرى و كاذب دست يابند و از درگيرى ها و گرفتارى هاى بيشتر خارجى نجات يابند. كسانى كه در اروپا و آسيا همچنان انتظار دارند واشنگتن مسئوليت همه اين مسائل را بپذيرد و بار اين مشكلات را به دوش بكشد، براى دو سال آينده بايد چشم اميد به جاى ديگر غير از آمريكا داشته باشند.
* نيكلاس گووسدف سردبير نشريه «نشنال اينترست»، رى تكيه عضو شوراى روابط خارجى آمريكا است.
منبع: بوستون گلوب


|   شناسنامه   |   آرشيو   |