|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
تنظيم ساعت عاطفه
|
|
|
رشد فكرى افراد، افزايش خلاقيت و اعتماد به نفس زمانى در يك خانواده افزايش پيدا مى كند كه افراد خانواده از نظر عاطفى ساعات بيشترى را براى گفت و گو در كنار يكديگر بگذرانند. اين در حالى است كه براساس تحقيقات انجام شده ميزان گفت وگو در خانواده هاى ايرانى كمتر از ۳۰ دقيقه بوده است. گرفتارى فكرى اعضاى خانواده، ۲شغله بودن مرد و كار زنان از جمله مواردى است كه باعث مى شود زن و مرد در تنظيم زمانى براى با هم بودن در خانه دچار مشكل شوند. اين مسأله در حالى به عنوان مشكل اجتماعى درآمده است كه پيامدهاى اجتماعى بسيارى را براى خانواده به همراه داشته به طورى كه بسيارى از زنان و مردان متأهل از نبود فرصت حتى براى خريد روزمره خود شكايت مى كنند. در برخى از خانواده ها پدر و مادر فرصت حضور و آموزش كودكان خود را ندارند و انتقال فرهنگى از والدين به فرزندان به كندى انجام مى شود كه جامعه شناسان از اين وضع به عنوان گسيختگى فرهنگى نام مى برند. دكتر شهلا كاظمى پور جامعه شناس و استاد دانشگاه درباره تنظيم وقت خانواده ها مى گويد: يكى از مشكلات خانواده هاى ايرانى كار كردن ۲ شيفت مردان و زنان است. اين موضوع باعث كاهش روابط عاطفى در خانواده شده است. وى درباره نداشتن فرصت لازم براى رسيدگى به امور روزمره در زندگى زناشويى مى گويد: به دليل افزايش هزينه ها افراد ملزم هستند در چند شيفت كار كنند اين موضوع به خاطر ضعف مديريتى است، چرا كه در هيچ كجاى دنيا اين موضوع وجود ندارد. كاظمى پوربا اشاره به اين كه برنامه ريزى مناسبى در خانواده ها براى گذراندن فرصت هاى زندگى وجود ندارد اظهار مى كند: بحران در خانواده ها زمانى رخ مى دهد كه حضور والدين در خانواده كم رنگ مى شود. خانواده ها در فاصله زمانى كمى كه در خانه هستند و برنامه ريزى لازم براى گذراندن اين حضور ندارند. به اعتقاد اين كارشناس اعضاى يك خانواده در شبانه روز بايد ۲ تا ۳ ساعت با يكديگر ارتباط عاطفى و گفت وگو داشته باشند كه هم اكنون اين ميزان بسيار كاهش پيدا كرده است. اين جامعه شناس به پيامدهاى اين وضع اشاره مى كند و مى گويد: گسيختگى فرهنگى حاصل حضور كم رنگ والدين در خانواده است، انتقال فرهنگى والدين به فرزندان به هيچ عنوان به خوبى صورت نمى گيرد و خانواده ديگر فرصت آموزش به فرزندان را ندارد. همچنين بسيارى از تنش هاى زناشويى سرچشمه اش نبود فرصت براى حل مسائل و حل تنش هاى به وجود آمده است. وى به اشتغال مادران و نحوه ارتباط آنان با كودكان و همسران اشاره مى كند و مى گويد: به دليل اهميت رفتار مادران بايد در محيط هاى كارى به آنها فرصت داده شود تا كمتر خسته شوند و توان رسيدگى و گفت وگو با فرزندان و حل مسائل خود را داشته باشند. بنابراين با فراهم كردن شرايط مناسب براى آنها مى توان بسيارى از هزينه هاى اجتماعى را كاهش داد. كمتر از نيم ساعت صحبت مى كنيم تمام كارشناسان معتقدند زوجين بايد در طول روز حداقل ۲ ساعت را براى گفت وگو مشخص كنند تا هرگونه ابهام و برداشت غيرواقعى ميان آنها برطرف شود، با خط قرمزهاى يكديگر آشنا شده و وارد حريم هاى يكديگر نشوند. دكتر حسن علم الهدى جامعه شناس به تحقيقات انجام شده در اين باره اشاره مى كند و مى گويد: مطالعاتى كه درباره مسائل خانوادگى انجام شده است نشان مى دهد گفتمان هر خانواده در شبانه روز كمتر از ۳۰ دقيقه است. وى بهداشت عاطفى - روانى و فكرى زن و مرد را در خانواده مهم مى داند و مى افزايد: خانواده هاى ايرانى به لحاظ نوع ارتباط به دو دسته خانواده ارگانيكى و خانواده مكانيكى تقسيم مى شوند. خانواده ارگانيكى روابط سالم و در هم تنيده اى با هم دارند اما خانواده هاى مكانيكى ارتباط ابزارى و غيرمفيد با يكديگر دارند كه در حال حاضر جامعه ما به سمت خانواده هاى مكانيكى مى رود. به گفته او در خانواده هاى ارگانيكى روابط بين اعضا تعريف شده است و حضور زن و مرد در خانه براساس نوعى برنامه ريزى است. زمانى كه حضور و گفت وگو به اندازه كافى در بين اعضا وجود نداشته باشد، خانواده حالت خانوار را پيدا مى كند. به اين معنا كه زن و مرد تنها در زير يك سقف زندگى مى كنند و ارتباط معنادارى با هم ندارند. اين كارشناس به نكاتى درباره خانواده اشاره مى كند و معتقد است كه نشانه هاى يك خانواده خوشبخت با گفتمان مناسب و حضور خوب زن و مرد در آن خانواده است. علم الهدى تأكيد مى كند: در برخى خانواده ها فضا چون فضاى عاطفى نيست، حضور اعضا در خانواده هم كمتر مى شود. بى برنامه بودن و نداشتن مديريت مناسب در خانه، ضعف در مديريت خانواده كه بيشتر از سوى مرد خانواده است، باعث كم رنگ شدن ارتباط در ميان افراد مى شود. وى تنها راه جلوگيرى از اين وضع را برنامه ريزى مناسب خانواده ها مى داند و مى گويد: كار در ايام تعطيل، نداشتن تعادل در كار، استراحت و اوقات فراغت كه بيشتر به دلايل اقتصادى در خانواده ها اتفاق مى افتد باعث مى شود نشاط و شادابى خانواده تحت تأثير قرار گرفته و حتى زنان و مردان شاغل در روزهاى تعطيل تنها در خواب هستند تا با اعضاى خانواده وقت خود را بگذرانند. وى نقش مادر را در خانواده بسيار مهم مى داند و مى گويد: روابط عاطفى ميان اعضاى خانواده را مادر مشخص مى كند، مادر عمود عاطفى كانون خانواده است و با توجه به ويژگى هاى عاطفى و روانى كه دارد مى تواند محيط خانواده را آرام كند. زنان شاغل در منزل دچار فشارهاى روانى و بى حوصلگى مى شوند و شكيبايى و توان لازم را براى ايفاى نقش خود ندارند، بنابراين رسيدگى به امور زناشويى هم دچار مشكل مى شود.
|
|
|
|
|
دشمن زندگى
بهنام قدردوست نخچى هنگامى كه بيشتر افراد احساس سرخوردگى مى كنند به نوعى دچار افسردگى مى شوند. افسردگى مقابله و مبارزه با زندگى روزمره را سخت مى كند و بر روابط افراد و حتى جنبه هاى اصلى زندگى مانند اشتها و خواب تأثير مى گذارد. اين مطلب به علل افسردگى و راهكار حل آن مى پردازد: - افسردگى بيمارى روح است بيش از يك سوم افراد افسردگى را در زندگى تجربه مى كنند و اين بدان معناست كه نزديكان ما نيز ممكن است در بعضى اوقات دچار افسردگى شوند. افسردگى مشكلى پيچيده است كه در وراى بيمارى هاى جسمى نهفته است. به عنوان مثال يك بيمارى مزمن مى تواند باعث افسردگى شود و يا افسردگى باعث بروز بيمارى شود. برخى اوقات نشانه هايى از مشكلات روحى مانند هيجان زدگى، حملات عصبى، عقده هاى روانى و يا ترس هاى بى مورد افسردگى را تشديد مى كند. - شيوع افسردگى در ميان زنان براساس اعلام مؤسسه ملى سلامت روان هر ساله بيش از ۱۹ ميليون نفر در ايالات متحده دچار افسردگى مى شوند. در اين ميان زنان ۲ برابر بيشتر از مردان احتمال ابتلا به افسردگى را دارند. در واقع بيش از ۶ ميليون زن هر ساله دچار افسردگى مى شوند.افسردگى حاصل تعامل ژن ها و محيط است، اما برخى افراد به نظر بيشتر تحت تأثير اتفاق هاى استرس زاى روزمره قرار مى گيرند. اتفاق هاى ناگوار در زندگى معمولاً هر شخصى را دچار افسردگى مى كند. با اين وجود افرادكمى به طور كامل بر افسردگى غلبه مى كنند. مطالعات بر روى دوقلوها نشان مى دهد عوامل ژنتيكى نقش قابل توجهى در افسردگى دارند، اما بررسى پيش از تولد براى فهميدن آن كه نوزاد دچار افسردگى خواهد شد، غيرممكن است. - دلايل افسردگى افسردگى مربوط به نامتعادل بودن فعاليت هاى شيميايى در مغز است. نبود تعادل باعث سختى روابط سلول ها با يكديگر مى شود. اتفاق هاى استرس زاى روزمره مانند از دست دادن نزديكان و آشنايان، جدايى، دور بودن از خانه و نزديكان ويا نقل مكان ممكن است باعث افسردگى شود. تئورى هاى زيادى درباره اين موضوع مانند فاكتورهاى ژنتيكى و يا بيولوژيكى، تأثيرات محيط، دوران كودكى و يا تحول و پيشرفت جوامع ارائه شده است با اين وجود محققان معتقدند افسردگى بيشتر اوقات تحت تأثير بيش از يك يا دوعامل به وجود مى آيد. تأثير ژنتيكى، تأثيرات روان شناختى و تأثيرات محيط از عوامل افسردگى است. عوامل بروز افسردگى براى افراد گوناگون متفاوت است. گاه واقعه اى تلخ، هنگامى كه همه چيز به خوبى پيش مى رود باعث تغيير چيزى نمى شود؛ در زمان ديگر افسردگى ممكن است مستقيماً مربوط به رخدادى در زندگى باشد مانند از دست دادن دوست يا ضربه اى روحى و يا بيمارى سخت. استفاده از داروهايى خاص، استفاده از الكل و يا مواد مخدر ممكن است بروز افسردگى را در افراد تشديد كند. محققان درباره چگونگى تأثيرپذيرى زنان از افسردگى تحقيقات گسترده اى انجام داده اند كه اين تحقيقات همچنان ادامه دارد، با اين وجود افسردگى نشانه هايى نيز دارد. احساس اندوه و گريه زياد، از دست دادن اشتياق به چيزهايى كه قبلاً به آن علاقه داشته ايد، احساس گناه، نااميدى و احساس بى ثمر بودن، انديشيدن به مرگ يا خودكشى، خواب زياد يا بى خوابى مفرط، از دست دادن اشتها و كاهش وزن، احساس خستگى زياد يا سستى در انجام كار، عدم تمركز، يا مشكل در تصميم گيرى، دردهاى صعب العلاج، از نشانه هاى افسردگى است. بايدها و نبايدها در افسردگى - خودتان را از ديگران جدا نكنيد، در كنار دوستان و آشنايان باشيد و از توصيه هاى دينى و پزشك خانوادگى استفاده كنيد. - تصميم هاى بزرگى در زندگى مانند جدايى و يا طلاق نگيريد، ممكن است درا ين موقع قادر به تصميم گيرى درست نباشيد. بنابراين ممكن است تصميم شما بهترين تصميم نباشد. - خودتان را به خاطر افسرده بودن مقصر ندانيد چون شما باعث آن نبوديد. - از اين كه احساس خوبى نداريد مأيوس نشويد و صبور باشيد. - هرگز تسليم مشكلات نشويد. - هر روز ورزش كنيد تا احساس خوبى داشته باشيد و با انرژى باشيد. - از رژيم غذايى مناسب و سالم استفاده كنيد و به اندازه كافى استراحت داشته باشيد. - قرص ها را به طور مرتب استفاده كنيد و براى مشاوره هر چندبار كه پزشك پيشنهاد داد برويد. - مصرف قرص ها به تنهايى كارايى ندارد. هدف هاى كوچك براى خود تعيين كنيد زيرا ممكن است انرژى كمى داشته باشيد.- به خودتان روحيه بدهيد. - تا آنجاكه مى توانيد درباره افسردگى و راه هاى معالجه آن اطلاعات كسب كنيد. - چه مدت نياز به مصرف دارو داريد؟ ميزان نياز شما به دارو بستگى به شدت افسردگى دارد. اگر براى بار اول دچار افسردگى شده ايد، پزشك معمولاً ۶ ماه مصرف دارو را توصيه مى كند. اگر براى بار دوم دچار افسردگى شديد براى يك سال ممكن است دارو تجويز شود.
|
|
|
|
|
پرخاشگرى زير نگاه والدين
|
|
|
مريم بيامنش بخش نخست كودكان امروز، كودكان ديروز نيستند، شرايط و مقتضيات جامعه امروز بر زندگى خانواده ها و كودكان تأثير گذاشته است. حالا ديگر رسانه هاى جمعى گرفتارى هاى شغلى والدين، زندگى آپارتمانى و حتى شلوغى هاى محيط اجتماعى روى رفتار كودكان تأثيرگذار است. پرخاشگرى، نبود آرامش و كودك گريزى از جمله مسائلى است كه خانواده هاى جوان در كودكان خود مشاهده مى كنند و راهكار مناسب كنترل آن را نيز نمى دانند. دكتر فاطمه قاسم زاده روان شناس راهكارهاى مقابله با آن را بيان مى كند. مقتضيات جامعه امروزى حكم مى كند كه والدين در تربيت فرزندان خود حساسيت بيشترى به خرج دهند و براى داشتن يك فرزند سالم روش ها و شيوه هاى گوناگون را به كار گيرند، ولى با توجه به پيشرفت هاى حاصل در علم روانشناسى و مشاوره اصولاً پدر و مادرها نسبت به اين مقوله بى تفاوت هستند و به تمامى جنبه هاى مختلف رشد كودك خود اهميت نمى دهند، بنابراين دچار مشكلات متعدد در ارتباط گيرى و تربيت فرزند خود مى شوند، نظر شما در اين باره چيست؟ گروهى از پدر و مادرها دوست دارند درباره نحوه تربيت فرزندانشان بيشتر بدانند و اقدام هاى لازم از نظر بالا بردن آگاهى خود و مراجعه به مشاور را انجام مى دهند اما گروه ديگرى به دلايل مختلف نه تنها اين فرصت را پيدا نمى كنند بلكه نحوه زندگى شان به گونه اى است كه حتى ممكن است تأثيرات منفى هم بر روى كودكان داشته باشند، بنابراين ما با يك گروه از پدر و مادرها روبه رو نيستيم. خانواده ها بنابه شرايط و نحوه زندگى شان در ارتباط گيرى و نحوه تربيت فرزندان متفاوتند، در حال حاضر انتظارات ونيازهاى بچه ها بيشتر شده و به همين دليل پدر و مادرها بايد خودشان را از نظر پاسخگويى به نياز فرزندان شان با زمان تطبيق دهند، حتى ديده مى شود كه پدر و مادرها به مسائلى درباره كودكان خود برخورد مى كنند كه آمادگى پاسخگويى به آنها را ندارند و اين موضوع تنها آگاهى و اطلاعات روز را مى خواهد. ريشه و علل و عوامل پرخاشگرى در كودكان چيست و خانواده ها چگونه مى توانند به كودكان خود در اين زمينه كمك كنند؟ پرخاشگرى در كودكان به ويژه كودكان ۴ تا ۶ سال يك رفتار نسبتاً شايع است، الگوپذيرى يك بخشى از پرخاشگرى است، گاهى ديده مى شود كه پدر و مادرها كم تحملى مى كنند و در برابر رفتارهاى فرزندانشان از شيوه هاى مختلف پرخاشگرى استفاده مى كنند. اين خود سبب تشديد پرخاشگرى مى شود، بنابراين يكى از دلايل مهم، خود پدر و مادرها هستند. البته نقش رسانه ها را هم نبايد ناديده بگيريم. كودكان در اين سنين به وسايل ارتباط جمعى به ويژه تلويزيون علاقه فراوان دارند. در برنامه هاى تلويزيون هم مباحثى وجود دارد كه پرخاشگرى را القا كند، از سريال ها گرفته تا كارتون هايى كه براى بچه ها پخش مى شود، هر كدام به نوعى القاكننده پرخاشگرى هستند. گاهى دليل پرخاشگرى اين است كه به چهار جنبه رشد بچه ها به صورت متعادل چه در مهدهاى كودك و چه در خانواده ها توجه نمى شود. حتى در ارتباط با رشد جسمى كه زيرمجموعه آن خوردن ـ استراحت و گاهى هم بازى است كمتر توجه مى شود، به طور مثال، ما درباره تحرك بچه ها مشكل داريم. در آپارتمان ها فضاى مناسب براى بازى هاى پرتحرك كه بچه هاى اين سنين به آن نياز دارند وجود ندارد و آنها نمى توانند نيازهاى خود را برآورده كنند، بنابراين دست به پرخاشگرى مى زنند كه باعث ناراحتى ديگران مى شود، حتى در مهدهاى كودك هم، زمان تحرك كودكان كم است. هر گروه سنى شايد كمتر از نيم ساعت بازى هاى پرتحرك انجام دهد بنابراين كودك برخى اوقات با يك محدوديت هميشگى در برون ريزى هيجانات خود به صورت طبيعى مواجه است به همين دليل هيجانات كودك به شكل رفتارهاى پرخاشگرانه بروز پيدا مى كند. مسأله ديگر در رشد جسمى كودكان، مسأله خواب است كه به طور معمول كودكان با يك كمبود خواب مزمن مواجه هستند، آنان با بزرگ ترها مى خوابند و با بزرگ ترها بيدار مى شوند، بيش از ۵۰ تا ۶۰ درصد بچه ها وضع خواب مناسبى ندارند. اين در حالى است كه كودكان ۴ تا۶ سال دست كم به ۱۰ ساعت خواب شبانه نياز دارند تا مغزشان استراحت كند و بتوانند رفتارهاى خود را كنترل كنند. والدين بايد بدانند كه كم خوابى بر كم تحملى و پرخاشگرى كودكان تأثير مستقيم دارد. البته رژيم غذايى كودكان نيز مى تواند يكى ديگر از علل و عوامل پرخاشگرى باشد، مواد محرك از جمله شكلات ها، تنقلات، نوشابه هاى گازدار، سوسيس، كالباس و سس هاى تند تحريك پذيرى را در كودكان بيشتر مى كند.
|
|
|
|
|