|
هيأت قضايى دادگاه كيفرى استان تهران درباره يك پرونده پيچيده جنايى تحقيق مى كند
معماى مرگ مرموز داماد جوان در خانه پدرزن
|
|
|
خسرو مبشر گروه حوادث - مرگ مرموز تازه داماد كه در يك جنايت شبانه به قتل رسيد، هيأت قضايى دادگاه كيفرى استان تهران را با يك معماى جنايى و پليسى روبرو كرده است. اين در حالى است كه قضات دادگاه براى گشودن گره كور قتل داماد ۳۰ ساله، تصميم به بازسازى صحنه قتل و بازديد از محل جنايت دارند. به گزارش خبرنگار جنايى ما، متهم به قتل كه پدرزن مقتول است، يكبار از سوى بازپرس دادسراى شهررى با قرار منع تعقيب آزاد شد، اما با به دست آمدن سرنخ هايى بار ديگر پرونده نامبرده به اتهام قتل عمد به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد. اين جنايت پنجشنبه شب ۴ بهمن ۸۲ در منطقه نفرآباد شهررى رخ داد. آن شب «حميدرضا» (مقتول) با مراجعه به منزل پدرزنش - رضا - كه كارمند بازنشسته است، به خاطر بردن همسر عقد كرده اش به منزل مادر خود با او درگير شد. در اين درگيرى خونبار ناگهان حميدرضا نقش زمين شد و ساعتى بعد در بيمارستان جان سپرد. بازپرس شعبه دوم دادسراى شهررى پس از تحقيق و بازجويى از متهم، او را به اتهام قتل دامادش بازداشت و به زندان فرستاد. متهم در بازجويى منكر قتل دامادش شد و در تشريح ماجراى شب جنايت به بازپرس پرونده گفت: من قاتل نيستم و دامادم را نكشتم. بلكه او بر اثر يك حادثه ناخواسته جان سپرد. وى ادامه داد: شب حادثه حميدرضا به خانه ما آمد و قصد داشت دخترم را كه چند ماه پيش به عقدش درآمده بود، به خانه مادرش ببرد. اما به او گفتم هرموقع خانه جداگانه اى تهيه كردى، مى توانى همسرت را ببرى. او كه عصبانى شده بود با چاقويى كه همراه داشت به قصد خودزنى ضربه اى به شكمش زد. براساس همين گزارش، متخصصان پزشكى قانونى پس از كالبدشكافى جسد مقتول به بازپرس پرونده اعلام كردند مقتول خودكشى نكرده است، بلكه در اثر اصابت ضربه شىء تيز و برنده كه به صورت عمودى به كتف چپش وارد شده، جان سپرده است. بازپرس پرونده پس از تحقيق از متهم و شاهدان عينى و بررسى دلايل و مستندات پرونده به خاطر نبود دلايل كافى متهم را تبرئه و برايش قرار منع تعقيب صادر كرد. متهم نيز با سپردن وثيقه ۲۰ ميليون تومانى از زندان آزاد شد. سپس پرونده اين ماجرا براى بررسى و تأييد و يا نقض قرار صادره به داديارى اظهار نظر دادسراى شهررى ارجاع شد. داديار اظهار نظر هم پس از بررسى و تحقيق درباره مرگ مرموز داماد جوان، پرونده را از «باب لوث» براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع داد. نورالله عزيزمحمدى، رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به همراه هيأت قضايى (رحيمى، عبداللهى، معتمدى و تردست) پس از بررسى هاى مقدماتى و مطالعه پرونده به سرنخ هاى جديدى در پرونده دست يافتند كه ممكن است پدرزن مقتول به اتهام قتل عمد دامادش محاكمه شود. گفتنى است اين مرد ديروز با حضور در دادگاه كيفرى استان تهران به سؤال هاى قاضى پرونده درباره مرگ مرموز دامادش پاسخ داد. به گزارش خبرنگار ما، با توجه به وجود ابهامات مختلف در پرونده، قاضى دادگاه دستور داد از مراجع ذيربط استعلام هايى صورت گيرد. همچنين قرار شد ضمن بازديد از محل حادثه بار ديگر بازسازى صحنه قتل با حضور شاهدان حادثه صورت گيرد. همچنين دادگاه به متهم اعلام كرد احتمال بازداشت وى به اتهام قتل عمد وجوددارد. نورالله عزيزمحمدى قاضى پرونده در گفت وگو با خبرنگار ما درباره اين پرونده گفت: متهم با حضور در دادگاه به سؤال هاى مطروحه پاسخ داد و هيأت قضايى پس از مطالعه و بررسى پرونده به موارد جديدى از جمله نحوه وارد آمدن ضربه چاقو به سينه مقتول كه پزشكى قانونى هم آن را تأييد كرده، رسيده است. دلايل و مستندات موجود در پرونده هم نشان دهنده آن است كه مرگ داماد جوان نمى تواند يك حادثه باشد. به همين خاطر بايد تحقيقاتى در اين زمينه صورت گيرد. * گفت وگو با متهم رضا - پدرزن مقتول - در پايان جلسه تحقيق درباره مرگ مرموز دامادش توضيحاتى داد. وى درباره نحوه آشنايى دخترش با مقتول گفت: چند ماه قبل از حادثه مادر مقتول كه در مدرسه دخترم - مرجان - كار مى كرد، به اتفاق حميدرضا - مقتول - به خواستگارى آمدند. پس از مدتى با مهريه ۱۴۴ سكه طلا آنان را نامزد كرديم و صيغه محرميت ميان آنان جارى شد. بعد هم قرار شد جشن عروسى آنان، پس از تهيه يك خانه مستقل از سوى حميدرضا برگزار شود. مدتى گذشته بود كه متوجه مسائلى شدم ونامزدى آنان به هم خورد. اما بار ديگر آنان به خواستگارى دخترم آمده و اين بار دخترم با مهريه ۳۵۰ سكه طلا سر سفره عقد نشست و آنان به عقد هم درآمدند. رضا ادامه داد: پس از مدتى حميدرضا چند بار به من مراجعه كرد و تقاضا كرد دخترم را قبل از تهيه خانه مستقل با خود ببرد كه من به شدت مخالفت كردم. او نيز هر بار عصبانى شده و با ناراحتى خانه را ترك مى كرد تا اين كه پنجشنبه شب ۳ بهمن سال ۸۲ براى ميهمانى به خانه مادر دامادم رفتيم. آنجا نيز آنان قصد داشتند دخترم را نزد خود نگه دارند كه من مخالفت كردم. اما روز پنجشنبه ۴ بهمن او باز هم براى بردن همسرش به خانه ما آمد كه با مخالفت هاى من مواجه شد. سرانجام حدود ساعت ۲۲ پنجشنبه در حالى كه با چهره اى عصبانى قصد داشت دخترم را با خود ببرد در خانه را به روى او بستم اما او با شكستن شيشه ها در را باز كرد. همان موقع در حالى كه سعى داشتم وى را به آرامش دعوت كنم ناگهان با چاقويى كه همراه داشت تهديد به خودكشى كرد و ضربه اى به خود زد كه فكر مى كنم ضربه به پائين ناحيه شكمش وارد شده و موجب مرگش شده است. رضا گفت: من در مرگ او نقشى نداشته ام چرا كه دامادم خودزنى كرده است.
|