|
|
|
تشنگى آينده
|
|
|
مهرى حقانى
هنوز به تابستان مانده است و بهار بارانى است. باران و هرم سوزان آفتاب دو تصوير متفاوت از مقوله آب در ايران هستند. آب مى رود تا روز به روز به كالايى هرچه گرانبهاتر و دست نيافتنى تر تبديل شود. اما از آن سو سيلاب، سالانه گريبانگير برخى مناطق كشور است. شايد علت وجودى سيلاب ها و از آن سو كم آبى، ربطى به هم نداشته باشد. اما هردو سر در حلقه مديريت منابع طبيعى دارند. تناقض كم آبى و بدمصرفى آب هم به همين شكل است. مشكل كم آبى، قطع يا جيره بندى آب و هشدارهاى نوع مصرف آب، سال هاست كه خيال امن مصرف كنندگان ايرانى و بويژه شهرنشين ها را اندكى متوجه خود كرده است. با اين حال هنوز فرهنگ مصرف آب و ازسويى نوع مديريت اين كالاى حياتى در كشور ما جايگاه خود را نيافته و البته در كمين بحران نشستن مهم نيست تا هنوز آبى در شير است بايد به بهينه كردن آن و پيشگيرى پرداخت. آب تنها نوشيدنى يك جامعه نيست، آب در بهداشت و سلامت، اقتصاد، آموزش و حتى بعد امنيتى جامعه نيز تعيين كننده است.
در زبان انگليسى تنها ۱۷ واژه براى انواع باران به كار برده مى شود، درحالى كه در زبان فارسى شايد به ۵ واژه نيز نرسد. شرايط اقليمى ايران درحقيقت باران و آب را به سوژه اى ارزشمند در تاريخ ادبيات اين سرزمين درآورد، اما همين مردمى كه براى دعاى باران به حاشيه روستاها مى رفتند و يا يك روز ابرى درانتظار باران براى آنان لذتبخش است، هيچ گاه از فشار آب در لوله هاى شهرى به وجد نمى آيند، تأملى ندارند و سرريز آب از لوله ها و شيلنگ هاى خانگى عادى ترين و بى دليل ترين بخش زندگى آنهاست. يك استاد دانشگاه، سال ها پيش در مصاحبه با مجله اى، از بهاى آب مصرفى ۸۰ تومان براى خانه ۱۰۰۰مترى خود گفته بود. اما تقريباً چنين چيزى استثنايى است. البته اين را نيز بايد افزود كه مقوله آب در ايران تنها در دست مصرف كنندگان خلاصه نمى شود. درحقيقت بدون پرداختن به مديريت مصرف آب در ايران نمى توان مصرف كننده ناآگاه و توجيه نشده را پاى ميز محاكمه برد. ازسويى نيز مانند بسيارى ديگر از مسائل درگير جامعه، هيچ مقوله اى را نمى توان به تنهايى به داورى برد. در اين ميان براى بررسى بهتر موضوع بحران آب، نگاهى به يك مقوله جزيى تر مى تواند نشان دهنده مسائل كلى تر موجود باشد. مسأله آب در تهران ۱۰ تا ۱۵ ميليونى حادترين مسأله در ميان شهرهاى ايران است. تهران منابع آبى ندارد. از خودش رودى ندارد. اما چندين رود را غصب كرده. آب جاجرود و رود كرج تقريباً به طور كامل به مصرف تهران مى رسد. حتى وقتى تمام آب سدلار كه از آب رود هراز بود و به آمل و فريدون كنار براى مصرف برنج كارى مى رفت، اطراف سدلتيان چند حلقه چاه زدند كه درنتيجه آب روستاهاى لواسان خشك شد. حيات گيلان و تمام شاليزارهاى آن منطقه بستگى به آب سفيدرود دارد اما از شاخه شاهرود در منطقه طالقان براى تهران آبگيرى شده است. اوج مصرف بدانجا رسيد كه با كم شدن ورودى آبها ناچار به استفاده از آب زيرزمينى شديم. درنتيجه كيفيت آب تهران هم روز به روز بدترمى شود. چون پيش از اين آب سطحى تهران از كوه هايى سرچشمه مى گرفت كه جنس سنگ آن نه سنگين و نه شور بود و براى همين، تهران بهترين آب را داشت، به طورى كه هركس از تهران به شهرستان ها مى رفت مى گفتند «آب تهران نوش جان». از سويى هرچه هم از آب زيرزمينى بيشتر برداشت شود، به همان نسبت آب زيرزمينى بيشتر آلوده مى شود و چون براى شركت آب و فاضلاب تهران اين امكان نيست كه همه ساله بر تعداد تصفيه خانه هاى خود بيفزايد، سال به سال از كيفيت آب هم كاسته مى شود. در كل در تهران ۲ نوع آب زيرزمينى وجوددارد. دوسوم آب مصرفى تهران به صورت فاضلاب زيرزمينى در شيب شمال به جنوب سرازير مى شود. اين آب غيربهداشتى است و فقط به درد فضاى سبز مى خورد، نوع دوم چاه هاى حفر شده به دست وزارت نيرو در اعماق زياد است تا به آب كيفيت خوب برسد. به دليل افزايش جمعيت و مصرف زياد، شركت آب و فاضلاب مجبور شد بيش از اندازه مجاز، چاه حفر و آب برداشت كند. هم اكنون بيش از حد مجاز از آب زيرزمينى برداشت مى شود. درحالى كه اين آب زيرزمينى در حكم پس انداز و اندوخته اى است كه فقط در موارد احتياج بايد برداشت شود. ازسويى برداشت زياد و پايين رفتن آب زيرزمينى، ساختمان ها و تأسيسات را با خطرات زيادى روبرو مى كند. مهندس افراسياب باباكوهى كارشناس كنترل كيفيت و منابع طبيعى مى گويد: «در خشكسالى سال هاى گذشته حدود ۲۰۰ هكتار از باغ ها، بيش از ۱۰ هزار هكتار از محصول چاى و ۲ هزار هكتار از باغ هاى موز سيستان و بلوچستان و باغ هاى كوهپايه آسيب جدى ديد. استخراج بى رويه از آب هاى زيرزمينى و سفره هاى آبدار زيرزمين در شرايط كنونى يك موقعيت بحرانى دارد. درحال حاضر از ۶۱۲ دشت كشور، ۱۵۰ دشت جزو مناطق ممنوعه و بحرانى است. با قبول اين وضعيت، بخش بزرگى از مزارع در محدوده كوير قرار مى گيرد و مشخص مى شود خشكسالى يك واقعيت طبيعى و اقليمى در كشور است. جمعيت كشور ما حدود يك درصد جمعيت جهان است ولى سهم ما از كل منابع آب شيرين در دنيا ۰/۳۶ درصد است. كشورهاى ديگر دنيا از ۴۵ درصد منابع آب مطلوب خود استفاده مى كنند. در كشور ما ۶۶ درصد آب مصرف مى شود. بيش از ۵۰ درصد ذخاير آب شيرين كشور، وابسته به منابع آب هاى زيرزمينى است كه درحقيقت ما بايد اين منابع زيرزمينى را براى سال هاى خشكسالى نگهدارى مى كرديم.» كارشناسان يكى از دلايل اين بحران را ايجاد شهرك ها و گسترش بى رويه و برنامه ريزى نشده شهرها مى دانند. از سويى ما در اقليم خشك و كم آب قرار داريم. از سويى هم كره زمين درحال گرم شدن است و پديده ال نينو به گرم شدن هوا در اين نقطه از جهان كمك كرده است. مهندس باباكوهى مى گويد: «در سال ۲۰۵۰ تعداد ۶۶ كشور با جمعيتى بالغ بر دوسوم جمعيت جهان با اين مشكل روبه رو خواهندبود. كم آبى بر اقتصاد و سياست هم اثر مى گذارد و حتى مى تواند جنگ آب به وجود بياورد. براى جلوگيرى از اين فاجعه در بسيارى از كشورها از سال ها قبل براى بازيافت و چرخش آب از فاضلاب طرح هايى ارائه شده كه آب به دو صورت شرب و شست و شو ارائه شود. شبكه توزيع آب تهران بيش از ۹ هزار كيلومتر است كه ۵۰ سال از عمر آن مى گذرد. اتلاف آب در اين لوله ها جدى است، چنانكه تا ۳۵ درصد آب در مسير لوله ها از بين مى رود يا تلف مى شود. همين سيستم تشخيص و ترميم است. ترميم سدها، تلمبه خانه ها و لوله ها در سطح تهران به بيش از دو هزار ميليارد ريال سرمايه گذارى نياز دارد. از سويى آب بسيارى از شهرك ها از تهران تأمين مى شود. حتى آب قم از تهران تأمين مى شود. ما برنامه ريزى براى مديريت منابع و مصرف نداريم. در شهردارى هاى پيشين يكى از كارهايى كه شد گسترش عمودى سازى تهران بود تا از افقى شدن تهران جلوگيرى شود، همين عمودى سازى تأثير زيادى روى كاهش مصرف دارد. بنابراين مى بينيم كه اگر مصرف كننده آب شهرى است پس بايد تمام مسائلى كه در مديريت شهرى و منطقه اى و كشورى است درنظر بگيريم كه از سويى به سياست ها و بودجه هاى كشورى و از سويى دست باز مديران خلاق و دلسوز بستگى دارد.» مسأله ديگرى كه وجوددارد بخش كشاورزى و چگونگى مصرف آب در اين بخش است. ما هنوز در بخش كشاورزى از روش هايى استفاده مى كنيم كه با شرايط اقليمى سازگارى ندارد و مربوط به كشورهاى پرآب است مانند روش هاى غرقابى. چنانكه يكى از اعضاى پيشين كميسيون كشاورزى آب و منابع طبيعى مجلس مى گويد: «ما نيازمند استفاده از علوم و فنون جديد آبيارى در شرايط موجود و همين طور كشت هايى هستيم كه بتواند بيشترين درآمد و حداكثر ارزش افزوده را ايجاد كند. ما راهى جز روش هاى آبيارى متناسب با اقليم ايران مانند آبيارى قطره اى، تراوا، آبيارى بارانى و... نداريم. گاهى در برخى مناطق براى يك واحد به اندازه ۳ واحد زيركشت، آب مصرف مى كنيم. در حوزه كشاورزى بايد همراه با اصلاح روش هاى آبيارى از گياهانى كه مصرف زياد آب دارند استفاده نشود. كاشت چغندرقند در برخى مناطق مى تواند ضرر ملى داشته باشد. درحقيقت ما بايد الگوى متناسب با شرايط اقليمى را انتخاب كنيم.» از سوى ديگر آب شرب و بهداشتى در كشور ما جدا نيست. طرح هاى سدسازى بايد با هدف كنترل سيلاب ها باشد. از سويى براى برنامه ريزى بهتر نيازمند آمار و اطلاعات دقيق هستيم. در بخش كشاورزى به آمار و اطلاعات به صورت روزانه و ساليانه نياز داريم و در بخش آب از امكانات آمارى قوى بهره نمى بريم، درحالى كه امروزه علم مديريت بدون پايگاه هاى قوى آمارى امكانپذير نيست. از سويى امكان پيش بينى درازمدت براساس آمار درمورد سيلاب ها وجوددارد. به شكلى كه آمار ۵۰-۳۰ سال هر حوزه، همراه با حجم سد، ميزان سرريز آب، طغيان ها و ساير شرايط امكان ثبت و بررسى دارد و حداقل كار مى تواند هشدارهاى پيش از خطر باشد. چنانكه مهندس باباكوهى مى گويد: «اگر مديريت از سربازى به فرهنگى رسيده باشد و دوره تجربى خود را طى كرده باشند، كنترل بحران ها غيرممكن نيست، چه بسا از هردوره ۴ ساله مديريت، ۲ سال آن صرف يادگيرى و شناخت مى شود.» هم اكنون ۹۵ درصد آب كشور در بخش كشاورزى، يك درصد در بخش صنعت و ۴ درصد در بخش شرب استفاده مى شود. يكى از راه هاى مبارزه با كم آبى مبارزه فرهنگى است كه بايد به طور مداوم از صداوسيما و ديگر رسانه ها مردم آگاه شوند. از سويى بخش آموزش و پرورش رسالت يكسانى دارد، فرهنگ مصرف را بايد در مدارس به كودكان ياد داد. حتى در اين حوزه به آنها مسئوليت داد. بايد به بچه ها آموزش دهيم كه آب يك محصول و كالاى اجتماعى- اقتصادى است. روى آن سرمايه گذارى و هزينه مى شود. مقدارى از آن هزينه ارزى است. براى مواد ضدعفونى كننده، تصفيه و... مواد وارداتى مصرف مى شود. بنابراين اصلاحات آموزش و ساختارى مقدم بر اصلاح در تعرفه و تخصيص آب است. از سويى تجربه جيره بندى آب نيز چندان علمى نيست چنانكه يك كارشناس اشاره مى كند: «مشكل در تنظيم و جيره بندى آب، سوراخ شدن لوله هاى قديمى و شكاف لوله هاى پوسيده، ذخيره كردن و دور ريختن آب، زيادشدن مصرف بخاطر دل نسوزاندن مردم، بيشتر زيان هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى دارد. از سويى اثر روانى قطع آب در محيط هاى كار، مدارس، محيط هاى آزمايشگاهى و علمى بيمارستانها و غيره وجوددارد. درحقيقت ما به برنامه ريزى مديريت منابع آب و مديريت در بهره بردارى صحيح و آموزش همگانى بيش از هر چيز نيازمنديم.
|
|
|
|
|