|
|
|
در مطالعه علل رفتار مجرمانه هميشه بايد عوامل موجه جرم و تأثير متقابل آنها را بر يكديگر مورد توجه قرار دهيم. برحسب مورد ممكن است تأثير يكى از اين عوامل از عامل ديگر بيشتر باشد ، اما هيچ گاه يك عامل واحد، علت همه رفتارهاى مجرمانه نيست. در بروز بزهكارى، عوامل اجتماعى و روانى هر دو بر يكديگر اثر گذار بوده و با يكديگر همبستگى دارند. عوامل دسته نخست در محيط وجود دارد و فرد را تحت تأثير قرار مى دهد. عوامل دسته دوم نيز در درون شخصيت موجود است و مقابل محيط واكنش نشان مى دهد. ممكن است انسان از سه راه به انجام فعاليت هاى مجرمانه وادار شود. نخست وقتى تمايلات ضد اجتماعى در معرض نفوذ عوامل جرم زا قرار گيرد و تحت تأثير اين عامل بيشتر برانگيخته شود. دوم زمانى كه در شخص به علت احساس گناه عميق كه در اثر افعال قبلى او به وجود آمده، يك ميل شديد براى مجازات شدن به وجود آمده باشد. سوم هم شخصى كه از لحاظ عاطفى، احساس ضعف و بى اطمينانى مى كند، ممكن است براى مخفى داشتن اين احساس، روحيه دفاعى و پرخاشگر در خود به وجود آورد. در علت شناسى وقايعى چون قتل كودكان مرودشتى، جامعه شناسان و جرم شناسان علت هاى گوناگونى را مطرح مى كنند. گروهى بر اين باورند كه نابسامانى در ساختارهاى اقتصادى اجتماعى جامعه موجب بروز كج رفتارى اجتماعى متهمان شده است. شمار ديگرى از انديشمندان هم بر اين عقيده هستند كه وضع جرم با توجه به ساخت شهرى متغير است. آنان به عواملى چون حاشيه نشينى و روابط بين افراد يك محله يا منطقه اشاره مى كنند. در همين ارتباط شمارى هم به نقش خانواده و تأثير آن بر ارتكاب جرم تأكيد دارند. براساس اعتقادات اين گروه، كودك و نوجوان در گام نخست آموزش هاى اخلاقى را در محيط خانواده مى بيند. اگر او در آن دوران در مسير صحيح هدايت نشود، بستر گناه و جرم و انحراف برايش مهيا مى شود. بنابراين محروميت هاى عاطفى، تنبيه، اعمال رفتارهاى خشونت آميز باكودك و تحميل آزردگى ها و ناكامى هاى مكرر بر احساس فرزند، مى تواند آسيب هاى اجتماعى را به همراه داشته باشد.
تصوير يك زندگى
۱۶ سال پيش «رضا»- متهم اصلى پرونده قاتلان كودكان مرودشتى- در خانواده اى به دنيا آمده است كه از محروميت هاى اجتماعى و فرهنگى رنج مى برد. پدرش معتاد و زمين گير شده، برادرانش به اتهام قاچاق مواد مخدر در زندان به سر مى برند و مادر توان ارائه محبت به فرزند را ندارد و سرانجام به اعتراف خودش باتهديد از سوى پسر جوانى مورد تعرض قرار مى گيرد.
در يك نگاه خمير مايه شخصيت اين پسر نوجوان پر از اضطراب و تشويش و نگرانى بوده است. تاروپود جسم او با ناكامى ها و عقده هاى درونى تنيده شده و پيكره وجودش چون كوه آتشفشان، تهى از هرگونه عاطفه و احساس بيرحمانه آماده انفجار است. در اين شرايط است كه انديشه و رفتار ضد اجتماعى، فريب و انتقامگيرى و جنايت در انديشه هاى نابسامان او شكل مى گيرد. او قربانيان خود را از ميان كودكان معصوم، با انگيزه نابودى آنها و پريشانى خانواده هايشان انتخاب مى كند.
متهمان اختلال شخصيتى دارند
محمدعلى نجفى توانا، استاد دانشگاه و جرم شناس با اين عقيده كه متهمان مرودشتى داراى اختلال هاى شخصيتى هستند. او مى گويد: نوع جرم آنها ثابت كننده اين موضوع است چرا كه اين نوع رفتارهاى جنايى بايد ناشى از دلايل و عواملى متفاوت باشد كه با نوع جرايم عادى تمايز كامل دارد. جرم محصول مشترك عوامل جسمى، روحى، روانى و اجتماعى است. وى مى افزايد: هر جرم، بزهكار مختص خود را دارد و مطالعه عواملى كه به آن اشاره شد، مى تواند علت وقوع اين حوادث جنايى را به طور كامل و به صورت علمى توجيه كند. اين حقوقدان در ادامه با اشاره به اين كه وقوع جرايمى از اين دست در آن نقطه سابقه داشته ، مى افزايد: به طورمعمول جرايمى مانند قتل و تجاوز به عنف در سنين بالاتر از ۲۰ سال اتفاق مى افتد و ارتكاب آن نياز به شخصيت روانى خطرناك دارد. بايد توجه داشته باشيم در بسيارى از جرايمى كه مختص كودكان است، ۳ ويژگى ساده بودن، اتفاقى بودن و گروهى بودن وجوددارد، در اين نوع جرايم خاص كه شرايط خاص مى خواهد، انسان بايد شخصيت و روانى تخريب شده داشته باشد.
آنان قربانى بحران بلوغ شده اند
دكتر سيدحسن حسينى، استاد جامعه شناسى دانشگاه تهران و آسيب شناس اجتماعى نيز متهمان مرودشتى را قربانى بحران هاى دوران بلوغ مى داند. وى مى گويد: ما در شرايطى هستيم كه افراد با رسيدن به سن بلوغ، امكان ازدواج ندارند. ناهماهنگى بين وضع طبيعى افراد و آن چه كه بايد باشد موجب به وجود آمدن بحران هاى خانوادگى مى شود كه وقوع اين گونه جرايم ماحصل آن است كه متهمان وقتى در شرايطى بحرانى مرتكب نخستين قتل مى شوند، ديگر ترسشان مى ريزد و ناخودآگاه به قتل هاى ديگر دست مى زنند. اين آسيب شناس اجتماعى با اشاره به تحقيقات انجام گرفته در سطح مدارس كشور، مى گويد: متأسفانه اوضاع از اين نظر خيلى مناسب نيست. به عقيده اين استاد دانشگاه شايد اگر قربانيان متهمان از محله هاى دورتر انتخاب مى شدند، «رضا» و دوستانش دست به جنايت نمى زدند. آنان به دليل ارتباط چهره به چهره اى كه با خانواده طعمه هاى خود داشتند، براى فاش نشدن جرمى كه مرتكب شده بودند، دست به جرم بزرگ ترى زده اند. در ماجراى قتل كودكان پاكدشتى نيز به همين شيوه عمل شده بود. درآن ماجرا هم عامل جنايت قربانيان خود را از ميان بچه هاى كم سن و سال محله شان انتخاب مى كرد. به گفته دكتر حسينى، يكى از دلايل سريالى شدن اين گونه قتل ها ضعف در اطلاع رسانى است. وى مى گويد: در كشورهاى پيشرفته دنيا به محض ناپديدشدن كودكى، اخبار آن از شبكه هاى سراسرى و محلى تلويزيون پخش مى شود و با پيگيرى مقامات امنيتى، تجسس ها براى رديابى او از نخستين ساعات گم شدن آغاز مى شود. اما متأسفانه در كشور ما اين كار به ندرت انجام مى گيرد.
لزوم ارائه خدمات مشاوره اى
دكتر افروز، استاد دانشگاه نيز با تأكيد بر اين كه ريشه آسيب پذيرى شخصيت، ناامنى روانى است، كه موجب آسيب پذيرى اجتماعى مى شود، مى گويد: ارائه خدمات روانشناسى و مشاوره و مددكارى به صورت ملموس در خانواده ها و مدارس ضرورى است. اين محقق مسائل اجتماعى با اشاره به خلأهاى فرهنگى، نيازهاى روانشناختى و مشاوره و مددكارى را در جامعه يادآور شده و مى گويد: كم بودن حمايت هاى روانى و فرهنگى ما نسبت به فرزندانمان موجب اين مشكل شده است. برخى از والدين در كشور ما نمى دانند بچه هايشان در كدام مدرسه و كلاس چندم درس مى خوانند. در اين شرايط است كه بچه دچار ناامنى روانى و عقده هاى بالاى روانى مى شود. چون او نيازمند توجه است.