|
ابهام در عملكرد بازار غيرمتشكل پولى
بانك هاى خصوصى الگويى براى بازار غير متشكل پولى
|
|
|
على وفا بخش دوم در بخش نخست اين گزارش نگاهى اجمالى به ايجاد مؤسسات قرض الحسنه و كاركرد آنها داشتيم و اين كه مهمترين شبهه موجود حاصل از عمليات بانكى آنها ايجاد پول است. در بخش دوم و پايانى گزارش به بررسى علل ظهور بانك هاى خصوصى و نقش آنها در پويايى بازار غير متشكل پولى مى پردازيم.
مدتى است كه در رسانه هاى جمعى موضوع عملكرد بانك هاى خصوصى در كشور در ۲ سال گذشته و عدم رعايت كاهش واقعى نرخ سود بانكى توسط اين بانكها مطرح شده است. اجازه تأسيس بانك خصوصى بعد از انقلاب، نخستين بار در قانون برنامه سوم توسعه اقتصادى به اشخاص حقيقى و حقوقى داخلى داده شد. اين در حالى است كه بانك هاى خصوصى قبل از انقلاب و همچنين شركت هاى مضاربه اى كه در حوالى دهه ۶۰ تشكيل شده بودند، تجربه خوب و مناسبى را براى اقتصاد كشور به دنبال نداشتند. از سويى، سيستم بانكدارى دولتى نيز در سال هاى اخير به صورت ناكارآمد عمل كرده است كه در آن مشتريان بانكها از خدمات ارائه شده از سوى اين بانكها رضايت كافى ندارند. در راستاى تأسيس بانك خصوصى در كشور بود كه موافقت ها و مخالفت هايى از طرف كارشناسان مطرح شد. موافقان بر جنبه هاى گردش مالى، سوددهى، رونق بازارهاى مالى و ايجاد شرايط رقابتى ميان بانك ها صحه گذاشتند اما مخالفان به عدم كارآيى و مضربودن آن براى اقتصاد ملى اشاره داشتند. اما تجربه نشان داد تأسيس بانك هاى خصوصى مى تواندعرصه اى را براى رقابت با بانك هاى دولتى ايجاد كند زيرا به طور قطع بانك هاى خصوصى از بسيارى از قيدو بندها همچون تسهيلات تكليفى و نظام هماهنگ پرداخت آزاد هستند و مى توانند با آزادى عمل بيشترى به فعاليت بپردازند يا برعكس مى توانند باعث اختلال در بازارهاى مالى شده، سرمايه ها را به سمت فعاليت هاى غيرمولد سوق دهند و موجب خروج سرمايه ها از كشور شوند. در اين ميان كنترل و نظارت مناسب مديريت پولى كشور مى تواند شرايط را به گونه اى فراهم آورد كه بانك هاى خصوصى در بسترى مناسب به پويايى اقتصاد كشور دست يابند. ويژگى هاى نظام بانكدارى دولتى در ايران بعد از پيروزى انقلاب اسلامى و در راستاى جلوگيرى از زيان هاى حاصله و انتقال سرمايه ها توسط وابستگان شاه به خارج از كشور و تقويت نظام مالى كشور، بانك هاى موجود در كشور ملى اعلام شدند. در حال حاضر، ۱۰ بانك در حوزه هاى مختلف تجارى و تخصصى مشغول فعاليت هستند. نخستين و مهم ترين محدوديت در سالهاى گذشته، اعمال نرخ هاى دستورى در مورد سودهاى دريافتى و پرداختى براى تسهيلات اعطايى و سپرده هاى سرمايه گذارى بود. كارشناسان معتقدند محدوديت هاى اعمال شده در ميزان سود پرداختى به سپرده هاى سرمايه گذارى و پوشش ندادن سود اين سپرده ها نسبت به نرخ تورم در سال هاى گذشته، موجب كاهش ارزش پول پس انداز كنندگان شده است. برخى از كارشناسان نيز اذعان مى كنند كه بانك هاى دولتى در سال هاى اخير با ناديده گرفتن محدوديت هاى اعمال شده، به نحوى عمل كرده اند كه كارايى را افزايش داده و در نتيجه ، اعتبارات و تسهيلات بانكى را به سمت مطلوب خود سوق داده است. موضوع ديگرى كه قابل اشاره است بحث پائين بودن كيفيت ارائه خدمات بانكى است. شواهد نشانگر اين است كه افزايش شمار جمعيت كشور ، رشدميزان نيازها و مراجعه افراد جامعه براى استفاده از خدمات بانكى و تنوع و تغيير انتظارات مشتريان براى استفاده از خدمات بانكى نوين باعث شده كه نظام بانكى امروز نتواند همسو با سليقه مشترى سطح كميت و كيفيت خدمات خود را ارتقاء دهد. البته كاركنان نظام بانكى در مجموع نسبت به كاركنان اغلب دستگاه هاى دولتى پركارتر و پرمشغله ترند و برخورد آنان با مشتريان نيز در مجموع بهتر از برخورد كاركنان ساير اداره هاى دولتى با ارباب رجوع است، اما به علت قوانين و مقررات دست و پاگير و مخصوصاً مديريت دولتى بانكها، مجموعه خدمات بانكى مطلوب و مورد رضايت نيست. كاهش انگيزه كاركنان نظام بانكى كه از عمده دلايل پائين بودن كيفيت ارائه خدمات بانكى است، به دليل عدم تناسب دستمزد و حقوق كاركنان بانكها با هزينه هاى روزافزون زندگى است كه در يك نظام بروكراسى عظيم دولتى شكل گرفته است. از طرفى ، دستگاه نظارتى كه بتواند تفاوت هاى كيفى ميان كاركنان را ثبت و ضبط كند و به آنها بهاى لازم را بدهد، كمتر وجود دارد. رقابت پذيرى براى ارائه خدمات متنوع از شاخص هاى مهم براى پويايى هر بخش اقتصادى است كه به ويژه در امور بانكى از نمود بيشترى برخوردار است. دكتر منطقى، استاد دانشگاه علامه طباطبايى، در اين مورد مى گويد: نيروى انسانى، تجهيزات و خدمات نوين بانكى مهم ترين معيار مؤثر در رقابت ميان بانك هاى دولتى و خصوصى به شمار مى رود. وى افزود: نظام بانكدارى دولتى و خصوصى بايد براى موفقيت در رقابت با يكديگر، در اين زمينه ها پيشرو باشند. منطقى افزود: فناورى اطلاعات به عنوان عامل تأثيرگذار در شكوفايى بانك ها بايد متناسب با برنامه هاى توسعه كشور در نظام بانكى گسترش يابد. همچنين بانك هاى خصوصى به طور تخصصى كار نمى كنند از اين رو ارائه خدمات متنوع بانكى يكى از عوامل مهم جذب سپرده هاى بيشتر در بانك هاى خصوصى محسوب مى شود و اين در صورتى محقق مى شود كه اين بانكها بتوانند ميان منابع و مصارف خود توازن ايجاد كنند. چرايى تشكيل بانك خصوصى افزايش شرايط رقابتى در بازارهاى مالى و تشويق پس انداز و سرمايه گذارى و ايجاد زمينه رشد و توسعه اقتصادى كشور و جلوگيرى از ضرر و زيان جامعه، دلايلى اند كه دراين ماده قانونى براى تأسيس بانك خصوصى بر آنها تكيه شده است. تمام قوانين و مقررات مربوط به تأسيس بانك خصوصى در كشور در بانك مركزى تدوين شده و در شوراى پول و اعتبار نيز مورد بررسى قرار گرفته است. صدور مجوز نهايى براى تأسيس بانك مركزى در آن سال ها مستلزم قبولى گزارش توجيهى، صلاحيت تخصصى مديران و تهيه حداقل ۲۰۰ ميليارد ريال سرمايه بود. طبق قانون برنامه سوم، متوليان و مديران بانك هاى خصوصى بايد در شرايطى قدم به عرصه رقابت با بانك هاى دولتى بگذارند، كه اولاً ارزش سهام سهامدارانشان (سپرده گذاران) را به حداكثر برسانند و ثانياً، خدماتى با كيفيت عالى به مشتريان خود ارائه كنند. براساس مصوبه شوراى پول و اعتبار، بانك هاى خصوصى موظف اند تسهيلات خود را با نرخ ۱۷ درصد به متقاضيان پرداخت كنند. اما بانك هاى خصوصى به جاى نرخ ۱۷ درصد ، سود ۲۱ يا ۲۲ درصدى مى گيرند. مدير اعتبار يك بانك خصوصى در همين باره گفته است: براى تسهيلات خريد مسكن، ۵/۱ در هزار بابت كارشناسى، يك درصد تسهيلات بابت كارمزد و نظارت و نيز يك درصد بابت ارزيابى از متقاضى گرفته مى شود. براى مثال، براى تسهيلات ۲۰ ميليون تومانى مسكن، ۴۲ هزار و ۵۰۰ تومان هزينه ارزيابى و ۲۰۰ هزار تومان هزينه كارشناسى و نظارت از متقاضى وام گرفته مى شود! در همين باره، درويش ها معاون بانك اقتصاد نوين چندى پيش گفته بود اعمال و تعيين نرخ ۱۷ درصد سود كه به صورت قانون به بانك هاى خصوصى ابلاغ خواهد شد، در يك مقطع قابل اجرا خواهد بود، اما در كوتاه مدت پيامدهاى منفى دارد. درويش ها همچنين گفته بود تعيين نرخ سود بانكى در بانك هاى خصوصى با سياست واگذارى فعاليت هاى اقتصادى به اين بخش در تناقض است و اگر رقابت و شايستگى هاى بانك خصوصى در جامعه حاكم شود، به طور حتم نرخ سود در بانك هاى خصوصى كاهش مى يابد. گذشته از اينها بانك هاى خصوصى در صورت عدم كنترل و نظارت دقيق مى توانند تبديل به اهرمى براى سوق يافتن منابع مالى به سمت فعاليت هاى غيرمولد و همچنين خروج سرمايه از كشور و دامن زدن به ركود حاكم بر اقتصاد ايران شوند چرا كه اين مؤسسات اولاً بايد سود نسبتاً بالايى به سپرده گذاران خود پرداخت كنند و نياز به سرمايه گذارى در فعاليت هايى دارند كه سودآورى زيادى داشته باشد و ثانياً اين مؤسسات در نتيجه ارتباطى كه با مؤسسات مالى و اعتبارى ديگر كشورها خواهند داشت، هزينه خروج سرمايه را كاهش داده، يا تسهيل مى نمايند. بنابراين، تأسيس بانك هاى خصوصى مى تواند عرصه رقابت را ميان بانك هاى دولتى و خصوصى در زمينه انتخاب پروژه هاى مناسب در راستاى رشد و توسعه اقتصادى كشور فراهم آورد. البته دولت بايد حمايت هاى مالى و اعتبارى خود را از بخش هاى كم بازده ولى مهم چون كشاورزى و بعضى صنايع با نرخ هاى سودآورى پائين ادامه دهد تا اقتصاد ملى از اين بعد دچار مشكل نشود. در نهايت، نكته اى كه بايد مورد توجه مسئولان بانكى كشور قرار گيرد، صدور مجوز براى تأسيس بانك خصوصى است كه بايد برپايه محاسبات دقيق وضع اقتصادى كشور صورت گيرد و در اين ميان به هيچوجه مسئولان نبايد از بررسى وضع كشورهايى كه شرايطى مشابه ايران داشته اند، غافل بمانند. بررسى بحران مالى ۱۹۹۷ آسياى جنوب شرقى نشان مى دهد كه يكى از علل بروز اين بحران در كشورهاى مذكور گسترش بدون ملاحظه مؤسسات پولى و مالى همچون بانك هاى غيردولتى بود. چرا كه تأسيس بانك هاى غيردولتى يكى پس از ديگرى، بدون توجه به كشش اقتصادى زمينه ساز بى ثباتى در اين كشورها گرديد و پس از چندين سال بحران مالى عظيمى را ايجاد كرد. بنابراين، هرچند شايد تمام معادلات در آن كشورها در ايران صادق نباشد، اما در شرايط نزديكى ايران به شرايط اقتصادى آن كشورها مسئولان بانكى بايد براساس برنامه ريزى دقيق و جامع در اين زمينه اقدام كنند. بنابراين، لازم است مؤسسات اعتبارى و بانك هاى خصوصى با رعايت معيارها و ضوابط خاص و تحت مقررات و نظارت هاى دقيق و مؤثر بانك مركزى و با مديريت و كادر مورد اطمينان و مجرب و متخصص، تشكيل شوند و خدمات بانكى در سطح استانداردهاى موجود و حتى عالى به مردم ارائه دهند تا موجب پويايى بازارهاى مالى كشور شده و گامى در جهت رونق و رشد و توسعه اقتصادى برداشته شود. نقش مؤسسات اعتبارى در روند خصوصى سازى اما جداى از عملكرد بانك هاى خصوصى، يكى از اهداف شوراى پول و اعتبار و بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران در خصوص ايجاد مؤسسات اعتبارى غيربانكى، ايجاد زمينه هاى لازم براى روند خصوصى سازى در كشور و توسعه اقتصادى است. بخش هاى مختلف براى تأمين مالى عمليات خود نيازمند مبالغ قابل توجهى سرمايه اند كه ايجاد بازارهاى مالى و مؤسسات اعتبارى مى تواند تأثير زيادى در تأمين سرمايه آنان و رشد و توسعه اين واحدها داشته باشد. بازارهاى مالى به بخش ها و واحدهاى اقتصادى اين امكان را مى دهند تا وجوه مورد نياز خود را تأمين و همچنين همزمان با تأمين مالى واحدهاى اقتصادى، سرمايه گذاران نيز وجوه مازاد خود را سرمايه گذارى كنند و بازدهى متناسبى را به اين طريق كسب كنند. بازارهاى مالى يك مسير ارتباطى را ميان سرمايه گذاران و قرض گيرندگان ايجاد مى كنند. افزون بر اين، بازارهاى مالى با سرازير كردن وجوه به طرف كسانى كه استفاده بهترى از وجوه به عمل مى آورند، در واقع يكى از وظايف اصلى خود را براى تخصيص بهينه منابع انجام مى دهند. يك برنامه موفق خصوصى سازى بايد توسعه سريع بازارهاى مالى را به همراه داشته باشد. به علاوه، بايد چارچوب مشخصى براى اعمال سياست هاى پولى و مالى در زمينه مؤثر واقع شدن سياست هاى خصوصى سازى تعيين شود. بدون ترديد از آنجا كه بخش قابل توجهى از نقدينگى جامعه در مؤسسات اعتبارى غيربانكى متمركز شده است، اگر فعاليت اين مؤسسات در چارچوب هاى قانونى تعريف و هماهنگ شود، زمينه براى اجراى سياست هاى پولى و بانكى در راستاى توسعه پايدار اقتصادى و اجتماعى فراهم مى گردد.
|