يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۴ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Sun, Apr 22, 2007
فرهنگ و پايدارى
۳۶۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
دانش
ماجرا
روايت
مرورى بر حمايت هاى ۸ ساله اطلاعاتى از رژيم بعثى عراق
روايت
تخريب چى
به هر جان كندنى بود سرانجام آن شب پاى كار رسيديم. شب بود و هوا هنوز تاريك، اما گرماى مردادماه مهران هنوز ادامه داشت. بچه ها پشت ميدان مين ايستاده بودند و منتظر كار تخريب چى ها بودند تا معبر را باز كنند. محورى كه دست لشكر ما بود مهم ترين محور بود و مشكل ترين قسمت خط نيز در دست گردان ما. فاصله ما تا عراقى ها حدود ۱۵۰ متر مى رسيد كه اين براى بچه هاى اطلاعات و عمليات خيلى مشكل بود كه منطقه را شناسايى كنند. زمان مثل برق مى گذشت ولى كار تخريب چى ها هنوز به پايان نرسيده بود. عراقى ها متوجه ما شده بودند و مدام ما را مى زدند. با لو رفتن ما، عراقى ها شروع كردند به ريختن آتش. لحظات بسيار سختى بود، كار به اوج خودش رسيده بود. هنوز تا پايان معبر يك متر و نيم باقى مانده بود تا پاك سازى كامل شود كه هر دو تخريب چى مظلومانه به شهادت رسيدند و پيكرشان در كنار معبر به فرشته ها لبخند مى زد. مانده بوديم كه چه كنيم. اگر وضع به همين صورت مى گذشت همه بچه ها قتل عام مى شدند. شهيد حسن خاكباز فرمانده گردان ما بود. در تهران به تازگى نامزدى كرده بود و قصد داشت بعد از عمليات برگردد و مراسم عروسى به پا كند. در يك لحظه كه همه مستأصل مانده بوديم و منتظر معجزه، شهيد خاكباز گفت: برانكاردى برايم مهيا كنيد. بى درنگ بچه ها برانكاردى براى او تهيه كردند. خيلى آرام و بى صدا وارد معبر شد. ابتدا نگاهى به آن دو تخريب چى انداخت كه پيكرشان بوى بهشت مى داد. سپس چند گام برداشت تا به انتهاى معبر رسيد كه يك متر و نيم از آن باقى مانده بود تا پاك سازى شود كسى نمى دانست كه او چه مى خواهد بكند. هرچه بود فكرى در سر داشت. برانكاردى را كه در دستانش بود در انتهاى معبر كه پاك سازى نشده پهن كرد. بعد خودش را روى مين ها انداخت و معبر را باز كرد.
راوى: مهدى رياحى
مرورى بر حمايت هاى ۸ ساله اطلاعاتى از رژيم بعثى عراق
خفاش خبرچين
286437.jpg
حميرا حيدريان
اطلاعات نظامى از عوامل اساسى ومؤثر در پيروزى در جنگ است. در صحنه رويارويى نيروها در جنگ، آگاهى از اهداف و نيات و توانمندى دشمن و به طور كلى عنصر اطلاعات و غافلگيرى و متقابلاً امكان فريب و پنهان سازى، اصلى اساسى براى دستيابى به پيروزى و شكست دشمن است.
در واقع، تسلط اطلاعاتى بر دشمن مى تواند توان وخلاقيت دشمن را در طرح هايى تهاجمى تحت تأثير قرار دهد. به همين دليل آرايش نيروها، هدف گيرى، طراحى و عمليات و محورهاى پيشروى، اطلاعات از دشمن و متقابلاً پنهان سازى در برابر دشمن با فريب و غافلگيرى شرط اوليه و اساس جنگ است كه در انسان از آغاز شكل گيرى روحيه مخاصمه جويى و طراحى جنگ به شكل هاى متفاوت وجود داشته است.

عراق از ابتداى جنگ مورد حمايت اطلاعاتى بسيارى از كشورها بود. در واقع، مواضع سياسى كشورها و اجماع موجود در حمايت از عراق در عرصه كمك اطلاعاتى به اين كشور تأثير داشت.
وفيق سامرائى، رئيس اسبق اطلاعات نظامى عراق گفت: تقريباً بخش اعظم دستگاه هاى اطلاعاتى جهان، اطلاعات خود را به ما مى دادند.
وى از كشورهاى فرانسه، آلمان، ايتاليا، اردن، كشورهاى خليج فارس، تركيه، هند وحتى پاكستان نام برده و درباره شوروى پيشين، به سابقه روابط اطلاعاتى دوكشور از سال،۱۹۷۴ اشاره كرد و افزود: در نشست دوم مبادله اطلاعاتى در ۱۹۷۹ درمسكو، سرويس اطلاعاتى شوروى از تأمين نيازهاى اطلاعاتى عراق خوددارى كرد ولى ما از يك منبع در سرويس اطلاعاتى روسيه استفاده كرديم و با ابتكار عمل وى، بخشى از نيازهاى اطلاعاتى خود را دريافت كرديم.
در اين باره وفيق سامرائى بيان كرده: روسيه اطلاعات نظامى مربوط به نيروهاى مسلح كشورهاى خليج فارس و نيز اطلاعات مربوط به تركيه، ايران و اسرائيل را دراختيار صدام قرار داده بود. وى افزود: من شخصاً براى چنين مأموريتى بارها عازم مسكو شدم.
روس ها با توجه به سطح كمك هاى ارائه شده به عراق بر اين نظر بودند كه ايران توانايى ندارد شكافى عمده درخطوط دفاعى مستحكم عراق ايجاد كند.
روابط اطلاعاتى عراق و آمريكا در طول ۸ سال جنگ، متأثر از اوضاع و عوامل مختلف از نظر سطح و كيفيت اطلاعات ارسالى به سه دوره كلى تقسيم مى شود.
قبل از آغاز جنگ، طبق گزارش فايننشال تايمز در پائيز۱۹۸۰ و اطلاعات سرويس اطلاعاتى آمريكا و تصاوير ماهواره اى پيش بينى مى شد نيروهاى ايرانى به سرعت از هم فرو خواهند پاشيد. طبق گزارش اين روزنامه اين اطلاعات و تصاوير از طريق كشورى ثالث در اختيار صدام گذاشته شد. دراين ميان، علاوه بر نقشى كه متحدان آمريكا مانند مصر، اردن و عربستان بر عهده داشتند، مقامات رژيم سابق اطلاعاتى از اوضاع ايران در اختيار عراق قرار مى دادندكه بيشتر به معناى اعلام حمايت ضمنى آمريكا براى حمله عراق به ايران ارزيابى مى شد.
با آغاز جنگ، آمريكا از پيامدهاى جنگ و گسترش آن در منطقه نگرانى داشت. بنابراين، در اوايل اكتبر۱۹۸۰ واشنگتن چهار فروند آواكس رامأمور عمليات در خليج فارس كرد تا با استفاده از قلمرو عربستان و تحت فرماندهى آمريكا اوضاع منطقه را كنترل كند. ارتباط نداشتن آمريكا با ايران و عراق و ضرورت مديريت پيامدهاى جنگ ايران و عراق در استفاده آمريكا از هواپيماهاى آواكس تأثير بسزايى داشت.
در مرحله دوم، دولت ريگان در سال۱۹۸۱ با فروش ۵ فروند آواكس به عربستان موافقت كرد و مجموعاً ۹ فروند از اين هواپيما در عربستان مستقر شد كه با ناو موشك انداز، رزم ناوها و ناوشكن هاى نيروى دريايى آمريكا در خليج فارس و با هواپيماهاى اف۱۴ و اف۱۸ مستقر بر عرشه ناوهاى هواپيمايى، ارتباط الكترونيك داشت. در واقع، پروژه آواكس ها در عربستان محور يك سيستم به هم پيوسته منطقه اى بود كه ۵۰ ميليارددلار هزينه داشت و اطلاعات ارزشمندى را براى آمريكا جمع آورى مى كرد. بعدها صدام صريحاً در اظهاراتى اعلام كرد: «ما در عراق از اطلاعات آواكس ها سود برده ايم.» عراقى ها همچنين در اين مرحله، از برخى اطلاعات متحدان آمريكا در منطقه استفاده مى كردند.
در اين مرحله، دامنه كمك و همكارى اطلاعاتى آمريكا و متحدان اين كشور و ساير كشورها از عراق تا اندازه اى محدود بود. در واقع، عراق پس از تجاوز، در خاك ايران مستقر بود ولى در عين حال توان لازم را براى پيشروى مجدد در عمق خاك ايران نداشت.
در مرحله دوم، با تحولات جديد در صحنه نظامى جنگ و پيروزى هاى نظامى ايران و شكست ارتش عراق، كمك اطلاعاتى آمريكا به عراق آغاز شد. نخستين اقدام آمريكا در اين زمينه پس از عمليات فتح المبين با اين هدف آغاز شد كه عراق از قدرت وتوانايى پيش بينى تهاجمات ايران برخوردار شود.
چنان كه از اواخر مارس۱۹۸۲ نخستين نشست اطلاعاتى هيأت اعزامى آمريكا به عراق كه شامل تيمى سه نفره بود، در عراق برگزار شد. مهم ترين بخش آن عكس هاى ماهواره اى از اهداف نظامى ومحل استقرار نيروهاى ايران بود ، به گفته يك نيروى نظامى عراق ماهواره ها همه تحركات ايرانى ها را در جبهه ها اعم از تانك ها، توپ ها و... گزارش مى دادند.
در اين مرحله، هيچ افسر يا كارمند آمريكايى در عراق مستقر نبود، بلكه اطلاعات در جلسات و نشست هاى تبادل اطلاعاتى يا از طريق كشورهاى عربى در اختيار عراق قرار مى گرفت و نيازهاى عراق براى آگاهى از آرايش نظامى ايران، تسليحات، نقل و انتقال و بسيج نيروها واهداف ايران از اين طريق تأمين مى شد.
رژيم عراق براى اين كه غافلگير نشود و با ايجاد استحكامات و آرايش مناسب از آمادگى دفاعى برخوردار شود، به اطلاعات نياز داشت تا مانع از سقوط خطوط دفاعى ارتش خود شود؛ زيرا رژيم صدام به اين نتيجه رسيده بود كه خط دفاعى ارتش عراق نبايد بكشند. براى اين كار بايد كار مهندسى دوساله را در مدت ۴۵ روز انجام مى داد. اين مهم حاصل نمى شد مگر آن كه عراق از اهداف و مقاصد ايران اطلاعات لازم را داشته باشد. بنابراين، اطلاعات براى دشمن اهميت فوق العاده اى پيدا كرد و اين مهم از طريق كمك اطلاعاتى آمريكا به عراق حل شد. در نتيجه، دشمن در فاصله پس از فتح خرمشهر تا عمليات خيبر امكان رخنه را از ايران گرفت.
مرحله سوم همكارى اطلاعاتى عراق و آمريكا متعاقب تحول سياسى و نظامى در دو صحنه جنگ ايران و عراق با عمليات خيبر و شكست آمريكا و اسرائيل در لبنان آغاز شد. سفر رامسفلد، نماينده ويژه ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا، به عراق و مذاكراتى كه صورت گرفت زمينه تجديد روابط آمريكا وعراق و گسترش و تعميق روابط اطلاعاتى دو كشور را ايجاد كرد، چنان كه براى نخستين بار افسران رابط در سفارت آمريكا در بغداد مستقر شدند و فعاليت خود را آغاز كردند. علاوه بر تصاوير ماهواره اى كه همچنان در اختيار عراق بود، گزارش هاى هفتگى و گاه دو گزارش در هفته و گاهى حتى گزارش هاى تقريباً روزانه درباره تحركات نيروهاى ايرانى با استفاده از ماهواره و دستگاه هاى بى سيم جاسوسى استراتژيك و ساير وسايل فنى و منابع انسانى در اختيار عراق قرار مى گرفت.
ابعاد همكارى كمك هاى اطلاعاتى آمريكا به عراق همچنان پنهان است و تنها بعضى مواقع به پاره اى از موارد آن به صورت محدود اشاره شده است. بديهى است پيرامون اين موضوع ندانسته ها بسيار بيشتر از دانسته هاست و حجم مطالب منتشر شده بسيار كمتر از آن است كه وجود داشته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |