بنفشه غلامى
۵ سال پيش در گرماگرم انتخابات ۲۰۰۲ ميلادى وقتى از يكى از شخصيت هاى برجسته فرانسه پرسيدند؛ «فكر مى كنيد كداميك از كانديداها تغييراتى را در صحنه فرانسه به وجود خواهد آورد؟» پاسخ داد: «هيچ كدام. زيرا مردم فرانسه خواستار هيچ تغييرى نيستند.» اما حالا مردمى كه قرار است امروز به پاى صندوق هاى رأى بروند تا يكى از ۱۲ كانديداى حاضر درانتخابات را راهى كاخ اليزه كنند چگونه مى انديشند؟ فقط تا اين حد مى دانيم كه آنها ديگر نمى خواهند به روشى كه در زمان شيراك وجود داشت به زندگى سياسى خود ادامه دهند، شهروندان فرانسه گفته اند كه حاضر نيستند شاهد بيكارى و ركود و يا رشد اندك اقتصادى خود در برابر ساير كشورهاى جهان باشند. در همه پاسخ هايى كه آنها به نظر سنجى ها داده اند اين خواسته تكرار شده است كه پاريس بايد به سويى گام بردارد كه بالاتر از دنيايى كه همواره او تحقير كرده است، بايستد. به اين ترتيب جانشين آينده شيراك با تكليفى دشوارتر و مطالباتى تاريخى روبه رو است.
در انتخابات امروز اگر چه ۱۲ كانديدا حضور دارند اما پيش بينى مى شود كه تنها ۴ نفر از آنها قادر خواهند بود آرايى بيش از ۱۰ درصد بياورند.
اين ۴ نفر به ترتيب عبارتند از: نيكولا ساركوزى از حزب اتحاديه جنبش مردمى (UMP)، سگولن رويال، از حزب سوسياليست، فرانسوا بايرو از رئيس حزب راست ميانه (UDF) و ژان مارى لوپن از حزب جبهه ملى .
يك مهاجر معاند با مهاجران
«نيكلاساركوزى» به خوبى از تغيير ذائقه سياسى مردم آگاه است و نياز آنها را به تغيير حس مى كند. او از ۲ سال پيش برنامه ريزى دقيقى را براى اين انتخابات آغاز كرده است. يعنى از زمانى كه با طرح «گسست از گذشته» راه خود را از شيراك كه هميشه حامى او بوده است، جدا كرد. شايد به همين دليل هم بود كه در يكى از نظر خواهى ها ۵۷ درصد پرسش شوندگان معتقد بودند كه ساركوزى مى تواند فرانسه را متحول كند. او كه خود فرزند يك مهاجر مجار است- و اتفاقاً اين امر موجب شد همين اواخر «ژان مارى لوپن» به او بتازد و از مردم بخواهد به يك خارجى رأى ندهند- قصد دارد به عنوان يكى از نخستين اقداماتش، اگر موفق به كسب اكثريت آرا شد، وزارت مهاجرت و هويت ملى را بنا كند. ايده توجه به مسأله مهاجران و فكر تأسيس چنين وزارتخانه اى بعد از جنجال هاى سال گذشته فرانسه به مخيله ساركوزى راه يافت. در نا آرامى سال گذشته ۲ نوجوان مهاجر كه از دست پليس فرارى بودند، در يك اتاقك در حومه شهر به طرز فجيعى جان باختند. مرگ اين ۲ نوجوان جرقه بزرگ ترين اعتراض و جنبش نافرمانى مدنى مهاجران نسبت به تبعيض هاى موجود و بيكارى گسترده را موجب شد. نا آرامى ها تا هفته ها ادامه يافت و طى آن هزاران اتومبيل از سوى مهاجران معترض به آتش كشيده شد. در اين ماجرا ساركوزى به مقابله و شيراك به مداراى بيشتر با معترضان علاقه مند بودند. ساركوزى در واكنش به اين ماجرا طرحى را ارائه كرد كه بر مبناى آن سخت گيرى ها در قبال ورود مهاجران تشديد مى شد. پس از اين طرح در نظر خواهى ها اعلام شد كه فرانسوى ها با سياست هاى ساركوزى ، وزير كشور موافق هستند.
بنابراين نخستين شاخصه ساركوزى در عالم سياست فرانسه ضديت او با مهاجران است.
سياست هاى او در قبال مهاجران تا آنجا تند است كه پس از آن كه از وزارت كشور براى شركت در انتخابات ۲۲ آوريل (۲ ارديبهشت) استعفا داد در يك مصاحبه مطبوعاتى اظهار داشت: «فرانسه خشمگين است. خشمگين از هويت ملى، از مهاجرت هاى كنترل نشده، از كلاهبردارى ها، از ويرانگرى ها و ... در ۳۰-۴۰ سال گذشته سياست هاى لجام گسيخته در باب مهاجرت سبب شد شهرهاى فرانسه به حد انفجار برسند.»
ساركوزى كه حالا ۵۲ ساله است در سومين دهه زندگى اش با شيراك كه در آن زمان شهردار پاريس بود، آشنا شد و خيلى زود به حزب نوگليست هاى پيوست.
اما اكنون ۲۰ سال پس از اين آشنايى، با آن كه شيراك پله هاى ترقى را پيش پاى ساركوزى گذاشت ساركوزى محافظه كار سعى دارد همه دوران رياست جمهورى شيراك را زير سؤال ببرد و بى پروا بگويد «من از سياست هاى شيراك پيروى نخواهم كرد.» يكى ازتبرى جستن هاى او از شيراك در زمينه سياست خارجى است. او بر خلاف شيراك كه رابطه اى محتاطانه با كاخ سفيد داشت، علاقه خود را به اتخاذ روشى آمريكايى در سياست نشان داده است. او سال گذشته نيز براى تأكيد بر علاقه مندى اش به سياست ورزى آمريكايى ها به واشنگتن سفر كرد و ميهمان بوش شد. تصاوير منشتر شده از او در اين سفر و ديدارش با رئيس جمهورى آمريكا به گونه اى بود كه او را از جمهورى خواهان كنگره آمريكا به بوش نزديك تر نشان مى داد.
گفته مى شود ساركوزى برخلاف شهروندان فرانسوى كه اغلب از محصولات غذايى و سينمايى آمريكا استفاده مى كنند به اقتصاد آزاد و ليبراليسم آمريكايى علاقه دارد و همين موجب مى شود رقيبانش او را «نو محافظه كار»ى با پاسپورت فرانسوى بنامند.
ساركوزى در سفر سياسى به واشنگتن سعى كرد چهره يك رئيس جمهورى را به خود بگيرد و با آمريكايى ها ازاين زاويه مذاكره كند و آنها را متقاعد كند در صورت انتخاب شدن ، تقابل سياسى دو كشور پايان خواهد گرفت. اين در حالى است كه فرانسه از زمان شارل دوگل تاكنون در بسيارى از تحولات بين المللى با كاخ سفيد در چالش بوده، به طورى كه اوج آن در مخالفت شيراك با حمله به عراق نمايان شد. شايد به همين خاطر است كه ملى گرايان پيرامون شيراك همان قدر كه علاقه اى به حاكم شدن سوسياليست ها ندارند از انتخاب ساركوزى به عنوان رئيس جمهورى فرانسه نيز ابراز نگرانى مى كنند. سياست ديگرى كه شيراك با آن محتاطانه برخورد كرد اما ساركوزى علاقه خود را نسبت به آن بى پروا نشان مى دهد، اسرائيل است . ساركوزى نسبت به رؤساى جمهور اخير فرانسه كمتر خواستار دوستى و رابطه با اعراب است.
تعقيب راه تاچر و مركل
مارى- سگولن رويال متولد ۲۲ سپتامبر ۱۹۵۳ در سنگال باشعار تبليغاتى «فرانسه حكومت مى كند» پا به عرصه انتخابات فرانسه گذارده است. او در انتخاب شعار تبليغاتى خود فعل «حكومت كردن» را براساس دستور زبان فرانسه به صورت مؤنث به كار برده است تا بر اين نكته تصريح كند كه او مى تواند نخستين رئيس جمهور زن فرانسه باشد.
در ميان تمام نامزدهاى انتخابات رويال جنجالى ترين چهره بوده و سهم بيشترى از تبليغات را از آن خود كرده است. شيوه پوشش رويال، رنگ لباس هايى كه به تن مى كند، طرز سخن گفتن، خنديدن و راه رفتن او همه و همه زير نظر بهترين طراحان مد و ژست فرانسه طراحى شده است.
به عقيده ژاك شيراك، سوسياليست ها رويال را به خاطر زن بودن اش، به عنوان كانديداى خويش برگزيده اند تا بتوانند با استفاده از اين تاكتيك، تحولى در انتخابات به وجود آورده و شانس پيروزى خود را بيشتر كنند.
سگولن رويال نيز همچون ساركوزى بر گذشته سياسى فرانسه خط بطلان كشيده است. او مادر ۴ فرزند است و با اين وجود مى خواهد نشان دهد كه دركنار وظايف مادرى خود، قادر است مديرى توانا باشد و فعاليت هاى سياسى اش را به بهترين نحو پيش برد.
رويال يك تفاوت بارز با نسل قديمى سوسياليست ها دارد يعنى همان ها كه به «فيل ها» معروف هستند و جنگ هاى داخلى آنان موجب شد قانون اساسى اتحاديه اروپا در سال ،۲۰۰۵ تصويب نشود. رويال كه با پشت سر گذاردن اشتراوس كان و فابيوس موفق شد با اكثريت آرا به عنوان نامزد حزب سوسياليست مطرح شود، بيش از هر چيز بر اين عقيده پامى فشارد كه اكنون زمان اتحاد و يكپارچگى در اردوى سوسياليست ها فرا رسيده است. هواداران اين حزب بايد در كنار يكديگر صفحه اى جديد را در تاريخ فرانسه ورق بزنند». او به شهروندان فرانسه وعده داده است كه «سياستى ديگر» در راه است و اگر او بتواند رئيس آينده كاخ اليزه باشد، دنياى ديگر را فراروى فرانسويان خواهد گشود.
اما در كنار همه وعده هاى رنگارنگ رويال، وى از ضعف هاى بارزى رنج مى برد كه موجب شده در نظرسنجى هاى پيش از انتخابات در جايگاه دوم (پس از ساركوزى) قرار گيرد.
او اگرچه سال ها سمت وزارت را در وزارتخانه هاى محيط زيست، آموزش و خانواده داشته است، اما در تبليغات خود چندان پخته نشان نداده و مرتكب خطاها و لغزش هاى فراوان در نطق هايش شده است كه غيرقابل اغماض به نظر مى رسند. او در اين نطق هايش بسيار سعى كرده است خود را فردى مسلط بر امور فرانسه و تحولات جهانى نشان دهد اما تلاش بسيارش چندان موفق نبوده است و مرتكب اشتباهاتى شده كه ناظران از آن به گاف هاى رويال تعبير مى كنند. گاف هايى كه امروز مى تواند آراى او را بشدت تنزل دهد به عنوان مثال او درباره مسأله مهاجران با كم تجربگى گفت؛ قول نمى دهد كار همه مهاجران غيرقانونى را درست كند و فقط تلاش خواهد كرد پرونده هر يك از مهاجران را برحسب موقعيت و معيارهاى لازم و ضرورى بررسى كند.
گام هاى روبه عقب او در كارزار انتخابات كم نيستند. از جمله آن كه او در ابتدا اعلام كرده بود از استقلال «كبك» از «كانادا» حمايت مى كند. اما خيلى زود مقام هاى كانادايى از او خواستند در امور آنها مداخله نكند. چند ماه پيش نيز او به طور علنى مدعى شد كه از مشتركات بسيارى با «على عمار» يك شيعه لبنانى كه در پارلمان فرانسه عضو است، برخوردار است.
او اين سخنان را بعد از اين كه عمار حمله اسرائيل به لبنان را با حمله نازى ها به فرانسه مقايسه كرد، ابراز كرد.
اما در اين ميان نقد كارشناسان سياسى بيشتر حول مسأله جنسيت رويال بيان مى شوند. زيرا رويال نخستين زن در فضاى مردانه فرانسه است كه به طور جدى كانديداى رياست جمهورى شده و سعى مى كند متفاوت بودن خود را با ساير سياستمداران زن فرانسه نشان دهد. لذا حركات نمايشى او در جايگاه يك بانوى سياسى، پيران و كهنه كاران پاريس را به خشم آورده است. اين واقعيتى است كه «آنيك لپت» يكى از اعضاى پارلمان فرانسه با صراحت آن را ابراز مى كند. اما كسانى هم هستند كه معتقدند فرانسه آمادگى پذيرش يك رئيس جمهورى زن را دارد اما نه زنى مثل سگولن رويال. شايد به همين دليل بود كه در روزهاى آخر از او خواسته شد با «بايرو» ائتلافى زودرس داشته باشد اما او نپذيرفت.
|
|
|
با اين اوصاف رويال در زمينه سياست خارجى نيز سعى مى كند خود را مؤثر نشان دهد. او معتقد است بايد به تركيه اجازه داد به اتحاديه اروپا بپيوندد. در زمينه خاورميانه و جنگ اعراب و اسرائيل نيز، اوايل دسامبر گذشته به خاورميانه سفر كرد و با مقام هاى اسرائيل و حزب الله لبنان ديدار نمود. او در ابتداى سال ۲۰۰۷ نيز به چين رفت و از نزديك با مقام هاى اين كشور به گفت وگو نشست. او درباره آمريكا نيز اعتقاد دارد فرانسه مى تواند رابطه اى خوب با آمريكا داشته باشد اما هرگز نبايد از آن بترسد.
پسر خاك
عادت ديرينه فرانسوا بايرو اين است كه هر روز صبح در خانه خود در روستاى كوچكى در دامنه كوه هاى پيرنه بنشيند. در حالى كه گربه هايش اطرافش مى چرخند، تا صبحانه ساده اش را كه تكه نانى تست شده است، بخورد. بايرو كه ۵۶ سال دارد و صاحب ۶ فرزند است تا همين يكى دو ماه پيش به همراه خانواده اش در روستاى محل زادگاهش زندگى مى كرد و به همين سبب به او لقب «پسر اين آب و خاك» را داده اند. او ادبيات فرانسه خوانده و كتاب هاى بسيارى در زمينه سياست و تاريخ نوشته است. بزرگترين سرگرمى او نگهدارى از اسب است.
بايرو معتقد است: فرانسه نيازمند شوكى الكتريكى و محتاج يك اتحاد است وگرنه به كل نابود خواهد شد. او در شرح الگوهاى ذهنى خود در عالم سياست مى گويد: در اوايل كار بلر مجذوب او بودم. اما بعد هنگام جنگ عراق اين اعتقاد را از دست دادم. او با اشاره به سبك زندگى مورد علاقه خود مى گويد: «من مرد ييلاق هستم. مردى كه در زندگى اش كتاب هاى زيادى خوانده و حس تاريخى نسبت به فرانسه دارد. مردى كه هرگز از روستايش خارج نشده، مردى كه به كار كردن با دست هاى خود افتخار مى كند.»
هنوز زنگ انتخابات به صدا درنيامده بود كه بسيارى با تعجب ديدند كه مردى ناگهان به محبوبيت رسيد و در جايگاه سوم رقابت انتخابات فرانسه ايستاد. حتى يك ماه مانده به شروع انتخابات او محبوب ترين نامزد شناخته شد و پس از او ساركوزى و رويال قرار داشتند.
«فرانسوا بايرو» كه رئيس حزب «اتحاد براى دموكراسى» (UPF) است و شعار خود را «نوسازى فرانسه و اتحاد ميان مردم» قرار داده است ؛ از ديدگاه هاى سياسى جالب او كه آغشته به آرايه هاى ادبى است . آنكه ، او گفته است براى آزادى هاى شخصى حرمت وافرى قائل است و در مورد اتحاديه اروپا مى گويد: «اين زيباترين تشكيلات بشر است.» او راه خود را «راه سوم» مى نامد كه برخى آن را نشانه علاقه بايرو به اثر نظريه پرداز انگليسى (گيدنز) مى دانند راه سوم بايرو اشاره اى به مجزا بودن شيوه و روش خاص خود نسبت به ساركوزى و رويال است. بايرو در مورد خيزش هاى سال گذشته كه در ميان حاشيه نشينان روى داد، حق را به جانب آنان داد و گفت: «آنها نيز همانند ديگر شهروندان فرانسوى چه زن و چه مرد هستند.»
كسانى كه معتقدند ساركوزى وحشتناك است و رويال هنوز براى رسيدن به پست رياست جمهورى آماده نيست، مى گويند بايرو مى تواند بهترين گزينه براى رياست جمهورى باشد. اما بر اين مرد آرام نيز انتقاداتى وارد شده است. بزرگترين انتقادى كه به او مى شود به بايكوت كردن مسابقات المپيك تابستانى ۲۰۰۸م در فرانسه از سوى او است، زمانى كه بايرو براى يك دوره ۴ ساله وزير آموزش بوده است.
كانديدايى شبيه به قصه هاى ديكنز
ژان مارى لوپن پسر يك ماهيگير فقير بود كه همانند شخصيت هاى قصه هاى چارلز ديكنز كودكى اش را در فقر و در يتيم خانه هاى سختگير گذراند. او به يكى از اين يتيم خانه ها رفت چون قايق پدرش به يك مين دريايى برخورده كرده و نابود شده بود. اما آن پسرك فقير و مصيبت ديده حالا، باز همانند قصه هاى ديكنز تاجرى متمول است كه آن را مديون ارثيه اى هنگفت است كه سال ۱۹۷۷ با وصيت يك حامى سياسى به او رسيد.
لوپن مؤسس و رئيس حزب جبهه ملى است. او يك بار با ثبت يك ركورد انتخاباتى ، شيراك و ليبرال ها را درآستانه شكست قرارداد و وحشت را به اردوى اروپا و غرب برد. لوپن در اين انتخابات به مسأله مهاجران در فرانسه بيش از هر چيز توجه دارد. با آن كه پرقدرت بودن در اتحاديه اروپا، اشاعه فرهنگ سنتى و مبارزه با رشد نرخ بيكارى در شعارهاى تبليغاتى او ديده مى شود اما او يكى از حاميان اعمال محدوديت بر مهاجران، مبارزه با مجازات اعدام، اعطاى پاداش براى خانه سازان خدمت نظام وظيفه است.
ژان مارى لوپن ۷۹ ساله كه مسن ترين كانديداى اين دور از انتخابات است، پيش از اين چندين بار كانديداى رياست جمهورى شده اما هر بار شكست خورده است، آخرين مورداز تلاش ناكام او مربوط به انتخابات ۲۰۰۲ است كه در آن روياروى شيراك ايستاده بود اما در همان مرحله اول به ليونل ژوسپين باخت. به تازگى نيز شنيده شد كه احتمال ائتلاف او با ساركوزى بسيار زياد است.
به اين ترتيب مشخص نخواهد بود كه آيا «لوپن» در حيات خود سرانجام مى تواند بر كرسى طلايى اليزه بنشيند يا نه ؟
ژان مارى لوپن دوبار ازدواج كرده است. از ازدواج نخست خود كه ۱۷ سال دوام آورد ۳ دختر و ۹ نوه كه همگى دختر هستند دارد. دو دختر او نيز در فعاليت هاى سياسى شركت دارند. او سال ۱۹۹۱م براى بار دوم تشكيل خانواده داد.
ديگر نامزدهاى كاخ اليزه
شايد عجيب ترين فرد در فهرست ۸ كانديداى بعدى انتخابات «ژوزه بووه» باشد او عضو جنبش ضدجهانى است. بووه كه از ۳ سالگى اش در بركلى كاليفرنيا زيسته است به طور كامل به زبان انگليسى مسلط است. او سال ۱۹۷۶ م فعاليت هاى ضدنظامى گرى خود را شروع كرد و ۱۱ سال بعد يعنى
۱۹۸۷ م تبديل به يكى از حاميان سرسخت محيط زيست شد. يكى ازعواملى كه سبب شهرت بسيار او شد، مبارزه اش با فروشگاه هاى زنجيره اى مك دونالد بود. او در سال ۲۰۰۲ م به اسرائيل رفت و سپس در تصميم ناگهانى كه مقام هاى اسرائيلى را به بهت انداخت به ديدار ياسر عرفات شتافت. اين ديدار سبب شد پليس اسرائيل او را دستگير كرده و بووه را كه اعتراض شديد نسبت به حمله اسرائيل به كرانه غربى و غزه ابراز كرده بود به كشورش بازگرداند.
او در ژانويه ۲۰۰۷ م موفق شد ۴۰ هزار امضا از افراد مختلف حامى خود بگيرد كه گواهى باشد بر اين كه او شايستگى رياست جمهورى را دارد. او تا اول فوريه نيز ۶ هفته وقت صرف كرد تا ۵۰۰ امضا از شخصيت هاى سياسى در اين مورد بگيرد و راهى انتخابات ۲۰۰۷ م شود. (طبق قوانين فرانسه يكى از شرايط كانديدشدن براى پست رياست جمهورى دريافت ۵۰۰ امضا و تأييديه از شخصيت هاى سياسى است)
ديگر كانديداى اين دور از انتخابات «اوليويه بزانسويه» است كه با ۳۳ سال سن جوان ترين فرد انتخابات است. او عضو اتحاديه كمونيست هاى انقلابى است. او در سال ۲۰۰۲ م نيز در انتخابات رياست جمهورى شركت كرد و ۴/۲۵ درصد آرا را به دست آورد. بزانسونه فارغ التحصيل رشته تاريخ از دانشگاه پاريس است. وى زمانى كه تنها ۱۴سال داشت عضو جوانان اتحاديه كمونيست هاى انقلابى شد.
«آلرت لاگيه» از حزب مبارزه كارگران، ديگر زنى است كه در انتخابات ۲۰۰۷ م كانديداى رياست جمهورى حاضر شده است. او سالهاست براى رسيدن به چنين مقامى تلاش مى كند. نخستين تلاش او سال ۱۹۷۴ بود و پس از آن در سال هاى ۱۹۸۱ ، ۱۹۸۸ ، ۱۹۹۵ و ۲۰۰۲ م بخت خود را در اين زمينه آزمود و هر بار ناكام ماند. او سال ۲۰۰۲ م در آخرين تلاش اش ۵/۷۲ درصد آرا را به دست آورد. «مارى ژرژ بوفه» از حزب كمونيست و «دومينيك دويان» از حزب سبزها، از ديگر زنان شركت كننده در انتخابات ۲۰۰۷ هستند.
«فيليپ دو ويليه» كانديداى ۵۸ ساله حزب جنبش اتحاد براى فرانسه از كانديداهايى است كه اميدوار است ۴ درصد آرا را به دست آورد. «ژرارد شيوارد» نيز كه نامزد شهردارى ها است، نخستين فرد در فهرست نامزدان درجه ۲ بود كه موفق شد ۵۰۰ امضاى لازم براى كانديدشدن را بگيرد. «فردريك نيهو» آخرين فرد از كانديداهاى انتخابات ۲۰۰۷ م فرانسه است كه از هواداران گروه هاى صيد، شكار، طبيعت و سنت به شمار مى آيد.