گروه بين الملل - هرمز برادران: ۱۲ سال حاكميت پرفراز و فرود شيراك به سر آمد و مردم فرانسه در بهار سياسى پاريس اكنون به انتظار ظهور چهره اى جديد نشسته اند. جابه جايى قدرت در اليزه نه فقط براى فرانكفون ها كه براى همه ناظران اروپا و جهان خارج امرى مهم جلوه كرده است. از نام و آوازه تاريخى فرانسه كه بگذريم، مرد آينده اليزه در كنار يكى از چند رهبر سياسى - اقتصادى جهان خواهد ايستاد و انديشه و نگاه او به مناسبات جهانى عاملى مؤثر در روابط فرداى پاريس با كشورها و ملت ها خواهد بود.با ملاحظه اين جنبه از اهميت انتخابات امروز فرانسه به سراغ على آهنى سفير كشورمان در پاريس و معاون پيشين اروپا و آمريكاى وزارت امور خارجه رفتيم. نقطه نظرات او به عنوان تحليل يك ديپلمات ايرانى از كارزار انتخاباتى فرانسه اكنون پيش روى شما است.
|
|
|
پيش از بحث انتخابات امروز ترجيح مى دهم تحليل شما را از دوران حكومت شيراك بپرسم.ميراث ژاك شيراك رئيس جمهورى فرانسه پس از ۴۰ سال حضور در عرصه سياسى و ۱۲ سال رئيس جمهورى چيست؟ او و گليستها چه موفقيتها و ناكاميهايى داشته اند و اكنون كه روزهاى وداع شيراك است، جايگاه و موقعيت سياسى فرانسه را در اروپا و سياست بين الملل چگونه مى بينيد؟
همانطور كه مى دانيد آقاى شيراك براى دو دوره ۷ و ۵ ساله در مجموع به مدت ۱۲ سال رياست جمهورى فرانسه را برعهده داشته است و بعد از فرانسوا ميتران، رئيس جمهورى سوسياليست پيشين، در عمل طولانى ترين دوره رياست جمهورى اين كشور را داشته است.ارزيابى عملكرد ۴۰ ساله رئيس جمهورى يك كشور مهم اروپايى در چند جمله نمى گنجد.اما به اجمال مى توان به مناسبات بين المللى ايشان اشاره كرد كه چند نكته حائز توجه است:
بى درنگ بعد از روى كار آمدن ايشان، برخلاف رئيس جمهورى قبلى يعنى فرانسوا ميتران، وى دستور از سرگيرى آزمايش هاى اتمى را داد چون ارزيابى كارشناسان فرانسوى اين بود كه، پيش از امضاى ممنوعيت كامل آزمايش هاى واقعى اتمى و ورود به مرحله شبيه سازى اتمى فرانسه به حداقل ۷ تا ۸ آزمايش نياز دارد.آقاى شيراك بدون توجه به اعتراض هاى جهانى دستور انجام تمام آزمايش ها را داد و اين امر براى ما كه امروز بدون هيچ محمل حقوقى و تنها براى پيگيرى فناورى هسته اى صلح آميز زير فشار كشورهاى غربى هستيم قابل توجه است.
اما دوره رياست جمهورى ايشان با بحران هاى جهانى نظير يوگسلاوى سابق همزمان بود كه در نهايت فرانسه كه به طور سنتى از صرب ها حمايت مى كرد، بعد از حادثه كشته شدن سربازان خود به همراه نيروهاى ناتو برضد بلگراد تغيير موضع داد.از ديگر تحولات مهم مورد اهتمام ايشان در زمينه تقويت نهادهاى اروپايى، تقويت همكارى هاى ميان آلمان و فرانسه و تحقق پول واحد (يورو) است.
به طور خاص چه برآوردى از كار فلسفه ديپلماسى فرانسوى ها در خاورميانه و ايران داريد؟
درباره خاورميانه مى توان گفت فرانسه در دوره شيراك به سياستهاى خاورميانه اى كه در دوره دوگل ريخته شده بود، وفادار بود.فرانسه يكى از منتقدان سياستهاى دولت شارون به ويژه در مورد حقوق فلسطينيها و ديوار حائل بود.شيراك با توجه به شناخت خود از منطقه و مناسبات شخصى خود با برخى رهبران كشورهاى عربى مانند عرفات، صدام، مبارك و ...بيش از ديگر رهبران اروپايى به حساسيتهاى اين نقطه آگاه بود.اما در عين حال و در همين دوره شيراك ضمن نزديكى با كشورهاى عربى سعى در بهبود و تقويت ارتباط فرانسه با اسرائيل داشت و سفرهاى متعدد بين مسئولان پاريس و رژيم اسرائيل و موضع گيريهاى صريح فرانسه در دفاع از منافع اسرائيل مؤيد اين مطلب است.فرانسه دوره شيراك همواره از تأسيس يك حكومت فلسطينى و تأمين امنيت براى اسرائيل به يك ميزان حمايت كرده است و در همه پيشنهادها و طرح هاى صلح بر ضرورت تأمين امنيت اسرائيل صحه گذاشته است.ازهمين رو هرچند مناسبات فرانسه و رژيم صهيونيستى در سال هاى ابتدايى و ميانى دوره رياست جمهورى وى دستخوش تنش هايى بود تا جايى كه شيراك حاضر به پذيرش انجام سفر شارون به فرانسه نبود اما در سال هاى پايانى اين روابط رو به بهبود گذاشت و در پى اين تحولات بود كه شارون نيز دست آخر به پاريس سفر كرد.
در دوره دوم رياست جمهورى بويژه پس ازحادثه ۱۱ سپتامبر شيراك با سياست هاى تندروانه آمريكا همسويى نكرد و فرانسه با وجود حمايت و همراهى آمريكا در حمله به افغانستان، در حمله به عراق همچون آلمان، روسيه و چين با آمريكا مخالفت كرد. موضع سخت فرانسه در اين زمان تاجايى پيش رفت كه بحث استفاده از حق وتو بر ضد اقدام آمريكا شنيده مى شد و اين نكته يكى از همان شاخصهايى است كه حكايت از شناخت بهتر رئيس جمهورى فرانسه از منطقه دارد.نكته قابل توجه اين كه شخصيتها و سياستمداران فرانسوى كه در آن مقطع نسبت به مواضع و سياست شيراك منتقد بودند امروز در پى مشاهده نتايج اسف بار سياست هاى بوش در عراق ناچار شده اند به شيراك حق بدهند و سياست او را در قبال مخالفت با آمريكا در حمله به عراق تأييد كنند.
|
|
|
در قبال ايران نيز مهمترين چالش در مناسبات دو كشور برنامه هسته اى ايران بوده است كه فرانسه بر خلاف آمريكا همواره خواستار حل اين مسأله از راه گفت و گو است. با اين حال ما به عنوان كشورى كه بر اساس موازين و قواعد آژانس معتقديم تنها دنبال حقوق مندرج خود در ان پى تى هستيم انتظار داشته و داريم كه فرانسه با همان قاطعيتى كه در برابر تصميم اشتباه آمريكا در جنگ عراق ايستادگى كرد، به سهم خود بتواند نقش مستقلى را ايفا كند و مانع از سياست هاى يكجانبه گرايى واشنگتن شود.
در بحبوحه انتخابات تازه فرانسه اين سؤال در افكار عمومى به طور جدى مطرح شده كه فرانسه به عنوان گهواره دموكراسى اروپا چه مقدار به آرمانهاى انقلاب دموكراتيك خود وفادار مانده است؟ به عبارتى ديگر چه بخشى از آرمانهاى دمكراسى اين كشور تحقق يافته است؟
دموكراسى امرى نسبى است.هيچ دولتى نمى تواند ادعا كند كه دموكراسى به طور كامل و ايده آل در كشورش اعمال مى شود و هيچ گونه نقص دموكراسى وجود ندارد. بالطبع در فرانسه هم كه به عنوان مهد دموكراسى مشهور است و مدل دموكراسى آن در قياس با خيلى از كشورها دموكراسى به نحو بهترى نهادينه شده و از قدمت خوبى برخوردار است. مصداق هاى زيادى از نقض حقوق بشر و اعمال تبعيض در جامعه فرانسه در قبال زنان، مهاجران بويژه مسلمانان و غيره به چشم مى خورد كه برخى از آن در رسانه هاى خود فرانسه نيز نمود پيدا مى كند.
اگر موافق باشيد به انتخابات امروز بپردازيم، مبارزه انتخاباتى به نظر مى آيد اين بار رونق دو چندان يافته است. آرايش احزاب را در اين انتخابات چگونه ارزيابى مى كنيد؟
در حال حاضر مهمترين احزابى كه در انتخابات آتى حضور دارند عبارتند از ۴ حزب حاكم راستگراى «او ام پ» ، حزب سوسياليست، حزب جبهه ملى و حزب «او د اف» يا همان «اتحاد براى دموكراسى فرانسه »، كه نسبت به ديگر احزاب از بخت بيشترى برخوردارند.طبق نظرسنجيهاى صورت گرفته در ميان ۴ حزب نيز به نظر مى رسد كه آقاى نيكلاساركوزى، نامزد حزب «او ام پ » و خانم سگولن رويال از حزب سوسياليست نسبت به نامزدهاى دو حزب ديگر يعنى آقاى فرانسوا بايرو از حزب «او د اف » و آقاى ژان مارى لوپن از حزب « جبهه ملى » آراى بيشترى كسب كنند.
همانطور كه مى دانيد ۳ حزب جبهه ملى، او ام پ و سرانجام او د اف در اصل به جناح راست و تاحدى ميانه تعلق دارند و حزب مقابل كه حزب سوسياليست است البته در ميان احزاب كوچك نيز داراى متحدانى است اما بر اساس نظرسنجى ها آراى تأثيرگذارى ندارند.
بر اساس قرائن موجود به نظر مى رسد كار انتخابات به طور حتمى به دور دوم كشيده خواهد شد اما سرنوشت نهايى اين انتخابات به ميزان آرايى بستگى دارد كه نامزدهاى دو حزب جبهه ملى و حزب او د اف به دست مى آورند و ائتلافى كه آنها مى توانند با يكى از دو حزب او ام پ و حزب سوسياليست داشته باشند.اين در شرايطى است كه بر اساس آخرين نظرسنجى ها تا آخرين روز تبليغات انتخاباتى چيزى حدود ۳۰ تا۴۰ درصد از مردم در مورد اين انتخابات تصميم گيرى نكرده اند.
نكته بسيار مهمى كه درباره انتخابات رياست جمهورى وجود دارد اثر تعيين كننده آن روى انتخابات پارلمانى است كه با فاصله حدود يك ماه بعد از آن در فرانسه انجام مى شود و حتى اين احتمال وجود دارد كه آراى انتخابات پارلمانى را به سمتى سوق دهد كه اكثريت پارلمانى به جناح رقيب تعلق گيرد كه در اين حالت رئيس جمهورى منتخب مجبور خواهد بود به دولت ائتلافى تن در دهد كه دوران سختى براى جناح پيروز در انتخابات رياست جمهورى را به دنبال خواهد داشت.اين اتفاقى است كه هم در دوره ميتران و هم در دوره شيراك رخ داده است و دراين صورت اداره حكومت سختتر خواهد بود.
در قياس گروه سياستمداران كهنه كار پاريس نسل جديد كانديداهايى كه به سوى انتخابات گام برداشته اند چه خصوصياتى دارند؟
نامزدهاى مطرح كه احتمال انتخاب آنها به عنوان رئيس جمهورى وجود دارد اصلاً و به غير از ژان مارى لوپن از حزب جبهه ملى كه با ۸۰ سال سن پنجمين بار است در اين انتخابات شركت مى كند، بيشتر، نامزدهايى به نسبت جوان و منتخب جوانان حزب خود هستند. به نوعى جوان گرايى دراين احزاب را نويد مى دهد هرچند در نهايت بزرگان جناح راست و چپ كه در اصطلاح به آنها دايناسورها گفته مى شوند نيز از آنها حمايت مى كنند.در اين ارتباط مى توان مورد خانم رويال را مثال زد كه كانديدايى مانند دومينيك اشترواس كان يا لوران فابيوس رقيب وى بودند اما خانم رويال توانست با ۶۰ درصد آراى اعضا و هواداران حزب انتخاب شود.اين جوانگرايى با لطبع نوعى جدا شدن و تجديد نظر در اصول اوليه و سنتى اين احزاب خواهد بود و انتخاب هر كدام از اين نامزدها مى تواند در مسير تجديد نظر نسبى در سياستهاى سنتى فرانسه باشد.
در بحث انديشه كانديداها به نظر مى آيد ديدگاه هاى جديدى مطرح شده است. شعارها و ديدگاه هايى كه كانديداها تاكنون مطرح كرده اند، به لحاظ جامعه شناختى فرانسه چه نكاتى را تداعى مى كند؟ و با مرور اين شعارها فكر مى كنيد مسأله امروز فرانسويها چيست؟ معيشت، مهاجرت، غرور ملى يا چيز ديگر؟
شعارهايى كه نامزدهاى انتخاباتى براى جذب فرانسويان مطرح مى كنند يكى از شاخص هاى قابل توجه براى درك مشكلات امروز مردم اين كشور است. بيشتر شعارهاى طرح شده به مشكلاتى مانند بيكارى، امنيت، نبود اعتماد جدى به دولتمردان، بحث خروج سرمايه ها و انتقال شركت هاى فرانسوى به خارج، مهار مهاجرت و ...اشاره دارند.اما در ميان اين مشكلات مسأله بيكارى و امنيت و پائين بودن نرخ رشد اقتصادى فرانسه بيش از همه مطرح است.البته برخى نامزدها با توجه به گرايش هاى فكرى خاص خود شعارهايى مانند مبارزه با اسلامگرايى، حجاب و ...را نيز طرح كرده اند كه البته ارزيابيها حاكى از اين است كه ميزان آراى آنها بيشتر از ۱ تا ۲ درصد نيست.
در نگاه به فضاى امروز انتخابات چه تفاوت هايى ميان فرهنگ سياسى و باورهاى اجتماعى سياسى فرانسويها باكشورهاى ديگر اروپا و غرب مى بينيد؟
ويژگى مهم افكار عمومى فرانسه تأكيد بر استقلال سياسى، زبان و هويت فرهنگى فرانسه است.فرانسوى ها تعصب خاصى در حفظ هويت فرهنگى خود دارند و نسبت به استيلاى فرهنگى آمريكا و سلطه فيلمهاى آمريكايى در شبكه هاى تلويزيونى و سينمايى خود حساسيت قابل توجهى دارند.افكار عمومى فرانسه برخلاف برخى ديگر از كشورهاى اروپايى در عين علاقه مندى به نزديكى با آمريكا، در اصل با روحيات و سياستهاى فرا آتلانتيكى نظر مثبتى ندارند و سياستمداران اين كشور هم كه بخواهند سياست هاى طرفدارانه از آمريكا را دنبال كنند با مشكل روبرو خواهند شد.
به نظر شما آمدن كداميك از دو حزب جنبش مردمى و يا سوسياليست ها مى تواند تحول عميقى رادر ساختار سياسى فرانسه به ويژه سياست خارجى به وجود آورد؟
هر كدام از نامزدهاى احزاب مختلف در تبليغات انتخاباتى و برنامه هاى خود سخن از تغييرات و بريدن از گذشته را به نوعى اعلام كرده اند و بدين وسيله در پى اثبات اين موضوع هستند كه انتخاب آنها مى تواند تغييرات و نوآورى هايى را به دنبال داشته باشد.اما فراموش نشود كه در اين انتخابات نيز مانند ساير انتخابات در كشورهاى مختلف بسيارى از اين ايده هاى تبليغاتى و در راستاى جمع آورى آرا جذب افكار عمومى است. از سوى ديگر با نگاهى به اظهارات نامزدهاى مختلف روشن مى شود كه آنها در ارائه برنامه هاى خود بسيارى از سياست هاى گذشته بويژه در زمينه سياست خارجى را تأييد كرده اند. در مجموع با توجه به جايگاه فرانسه در صحنه بين الملل، اروپا و روابط فرا آتلانتيكى و بخصوص علايق و منافع اين كشور در خاورميانه، نبايد منتظر تغييرات عميق و بنيانى در سياست هاى رياست جمهورى آينده كشور بود. در همين حال نبايد فراموش كرد كه رئيس جمهورى در فرانسه داراى جايگاه مهمى است و در بسيارى از موارد نظر ايشان فصل الخطاب تصميم گيرى هاست و با توجه به گرايش هاى فكرى و شخصيتى هر كدام از نامزدها مى توان شاهد برخى تغييرات بود.ضمن آن كه در روند تبليغات انتخاباتى نظرات مطروحه از سوى كانديداها روند تكاملى داشته است.
براى افكار عمومى ايران اين سؤال به طور جدى مطرح است كه فرانسه با رهبرى ساركوزى يا رويال در زمينه سياست داخلى و خارجى به چه سمت و سويى خواهد رفت؟ با آمدن ساركوزى يا رويال چه تغييرى در روابط فرانسه - آمريكا و فرانسه - ايران به وجود مى آيد؟
هريك از نامزدها براى مسائل مشكلاتى كه اشاره شد، راه حلها و برنامه هايى ارائه داده اند. در بسيارى موارد اين راه حلها كم و بيش به هم نزديك است اما در برخى موارد تفاوتهاى فاحشى وجود دارد.به عنوان مثال در بعد محيط زيست چپها به طور اصولى توجه زيادى به مسائل مربوط به محيط زيست از خود نشان مى دهند و خانم رويال وعده داده است كه در هر وزارتخانه معاونتى براى اين منظور و هماهنگى تصميمات دولتى با اين مسأله ايجاد كند.يا به طور مثال در مورد اشتغال آقاى ساركوزى با توجه به گرايش هاى ليبرالى خود برخلاف ايده تقليل ساعات كار به ۳۵ ساعت كه در دوره ليونل ژوسپن، نخست وزير سوسياليست اتخاذ شده بود، معتقد است كه بايد قوانين را به سمتى اصلاح كرد كه هر كسى بتواند به ميزانى كه مى تواند كار كند و در همين راستا در شعارهاى خود مسأله معافيت ماليات بر ساعات اضافه كارى هم براى كارمند و كارگر و هم براى كارفرما وعده داده است.
اما در عرصه سياست خارجى ممكن است تغييرات محسوسى را شاهد باشيم.البته به نظر مى رسد كه در صورت روى كار آمدن خانم رويال مناسبات فرانسه و آمريكا تغيير شديدى نسبت به وضع كنونى خود نداشته باشد و فرانسه كماكان استقلال نسبى خود از آمريكا را در بسيارى از مسائل حفظ كند.اما بى شك در برخى مسائل مانند ايران و لبنان و ...ممكن است شاهد همسويى هايى باشيم. با اين حال مواضع متغير خانم رويال در جريان سفر به لبنان و فلسطين اشغالى نشان داد كه شناخت ايشان از منطقه كافى نيست يا دست كم در زمان كنونى نمى توان خيلى در مورد آن تحليلى ارائه داد.به طور مثال در جريان هسته اى ايران ايشان بارها مخالفت خود را با برنامه هسته اى ايران حتى به شكلى صلح آميز اعلام كرد هرچند به تازگى مواضع خود را تاحدى اصلاح كرد اما بايد ديد زمانى كه ايشان به عنوان رئيس جمهورى قرار است رو در رو با واقعيات تصميمگيرى كنند چه تصميمى اتخاذ خواهند كرد.
اما در مورد آقاى ساركوزى همان طور كه خود ايشان اعلام كرده است به نظر مى رسد در صورت پيروزى بهبود روابط دو كشور فرانسه و آمريكا شاهد باشيم.سفر چندماه پيش ايشان به آمريكا و ملاقاتش با جرج بوش كه در فرانسه بازتاب متفاوتى داشت، نمونه اى بر اين مدعاست.اگر چه درعمل با توجه به نكته اى كه در بالا اشاره كردم ايشان نيز ناچار خواهد بود افكار عمومى فرانسه را در سياستهاى خود لحاظ كند. در مورد خاورميانه نيز بسيارى معتقدند كه ممكن است ايشان در سياست عربى فرانسه تعديل كند و از وزنه فرانسه براى بهبود مناسبات اتحاديه اروپا با اسرائيل سود جويد.اينها تحليل هايى است كه بر اساس برخى از اظهارات نامزدها در محل شنيده مى شود.براى قضاوت هنوز زود است.
اما در مورد ايران آقاى ساركوزى برخلاف خانم رويال در موضع گيرى هاى خود به ويژه در برنامه هسته اى كشورمان مخالفتى با برنامه هسته اى صلح آميز با نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى نداشته است.درهر صورت مواضع كشورما مشخص است و ما بناى كار را بر همكارى با برگزيده ملت فرانسه و براساس احترام متقابل گذاشته ايم.
نكته اى كه در پايان لازم است اشاره كنم نقش بدنه ديپلماسى و وزارت امور خارجه فرانسه در شكل دهى سياست خارجى اين كشور است.تجربه نشان داده است كه هر رئيس جمهور و دولتى كه سر كار بيايد دير يا زود ناچار خواهد بود كه ديدگاه هاى كارشناسانه وزارت امور خارجه را مورد توجه خود قرار دهد.اين مطلب به وفور از سوى تحليلگران و صاحب نظران فرانسوى شنيده مى شود كه كاربرد شعارهاى نامزدها در مقطع تبليغات انتخابات رياست جمهورى مخصوص همان مقطع است و بيشتر كاربرد داخلى و تبليغاتى دارد و در عمل پس از انتخاب و رويارويى با واقعيتها بسيارى از شعارها دستخوش تغيير و تعديل قرار مى گيرند و در نتيجه بايد در عمل آزمود و قضاوت كرد.