خوانندگان اين گزارش هاى تاريخى، با توجه به آنچه در چند شماره گذشته نوشتيم به اين نكته تأسف بار پى برده اند كه دولت هاى اروپايى به دليل رقابت هاى سياسى كه انگيزه آن استعمار و استثمار و جهانخوارى دولت هاى اروپايى بود آتش جنگى را كه در قلب آن قاره افروخته بودند به خاورميانه كشاندند. نخست امپراتورى عثمانى را با توطئه و فريب و با وجود مخالفت افكار عمومى مردم عثمانى واردجنگ كردند و سپس روسيه به بهانه حضور قواى عثمانى در مرزهاى غربى كشور ما و عثمانى ها به خاطر حضور چند واحد نظامى روسيه در آذربايجان شمال ايران را اشغال كردند و در سال ۱۹۱۴ تا اوايل ۱۹۱۵ ميلادى آذربايجان صحنه خونين ترين نبردها شد. انگليسى ها هم «شريف حسين» فرمانرواى حجاز را با وعده سلطنت يك امپراتورى جديد عربى كه قلمرو وسيعى از سواحل خليج فارس تا درياى مديترانه را شامل مى شد فريفتند و اعراب امپراتورى عثمانى را به جنگ با دولت متبوعشان واداشتند و با استفاده از فرصت پيش آمده، بين النهرين و جنوب ايران را اشغال كردند.
شعار آلمان در حمايت از امت اسلام، تظاهر و دروغ بود و ادعاى روس ها هم كه حمايت از اروپائيان و مسيحيان آذربايجان عنوان مى شد دروغى بزرگ تر.
انگليسى ها هم ايران و خاورميانه را از آن خود مى دانستند و چشم ديدن هيچ غريبه اى را نداشتند. ارتش عثمانى هم كه ملت ايران براى حمايت از آن دولت هزينه هاى گزاف مادى و معنوى پرداخته بود، در عمل دست كمى از متجاوزان ديگر نداشتند و در اين ميان قربانى اين كشمكش هاى استعماگران اروپايى، ملت هاى ستمديده خاورميانه بودند. هموطنانى كه شاهد آن وقايع خونين بودند. اينك همگى روى در نقاب خاك فرو كشيده اند و اكنون تنها بررسى و مرور اسناد جنگ مى تواند يادآور حقايق باشد. در اين گزارش با مطالعه دو سند از مجموعه اسناد مرحوم آيت الله حاجى ميرزامهدى مجتهد زنجانى كه از اسناد خانوادگى اين نويسنده است به اين نكته پى خواهيد برد كه ملت مظلوم و بى طرف ايران بويژه مردم ستمديده آذربايجان كه در طول تاريخ در برابر دشمنان اين آب و خاك سينه سپر كرده اند، در واقعه جنگ جهانى اول دچار چه مصائبى شده اند. نخستين سند شكوائيه اى است از سوى كدخدايان روستاهاى «ولايت خمسه» كه نشان مى دهد كشاورزان اين منطقه از يك سو از طرف سپاهيان روسى غارت مى شدند و از سوى ديگر مورد آزار و اذيت حاكمان جبار و مأموران دولتى و خان ها و خانزاده ها بودند.
كدخدايان روستاهاى ولايت خمسه كه مهر ۳۶ تن از آنها در اين نامه تاريخى ديده مى شود، در عريضه اى به آيت الله حاجى ميرزا مهدى مجتهد زنجانى مرجع بانفوذ خمسه مى نويسند:
«به شرف عرض عالى مى رساند: از بدو ورود قشون امپراتورى به خاك «خمسه»، اهالى مراعات نكات بى طرفى بر ضد اعمال جهال و اشرار را نموده، محض حفظ مقام دولت پرستى، متحمل همه نوع صدمات شده و همه رقم همراهى را نسبت به قشون امپراتورى [روسيه] كرده ايم. بعد از ورود حضرت حكمران، پاره اى اقدام ها كه از قوه تحمل كردن خارج است، مى فرمايند من جمله؛ اشرار «شاه سوند» از يك طرف و «برهان السلطنه» از يك طرف مشغول غارت دهات و اسباب مسدودى طرق (راه ها) مى شوند [و] نسبتش را به قشون امپراتورى مى دهند. گاهى مال بگيرى (مصادره چهارپايان) و تخليه عمارات را نسبت به ايشان داشته و از يكصد نفر مكارى [صاحبان چهارپايان] و صاحبان عمارت، دخل كرده بعد يك دسته مال (چهارپا) يا يك دست عمارت را خالى مى نمايند و حال آن كه ايشان ابداً اطلاع ندارند. در اين اوقات مسأله گندم را اسباب دخل قرار داده و در هر خروار يك تومان به علاوه ساير دخل ها از حيث كسر وزن و غيره به اسم تعارف نظاميان (رشوه به نظاميان) دولت بهيّه [روسيه] مى گيرد.
ديروز جناب حاجى سيد نعمت الله كه از اجله تجار است محض اينكه آرد به قشون امپراتورى فروخته بوده، تقريباً او را سه ربع (۴۵ دقيقه) به شلاق بسته و يكصد و پنجاه قران به عنوان جريمه مطالبه مى نموده و حاليه همان سيد جليل القدر بيچاره بسترى خوابيده و مشغول معالجه است. قطع نظر از ملاحظه شئونات تجارتى كه در تمام دول مقام محترمى را حائز است، ملاحظه سيادت و معممى كه نسبتاً لباس روحانيون است بايد مرعى شود ولو او خود ادنى كس از تجار باشد. به چه كار خلاف مرتكب شده كه مستوجب اين مجازات بى قانونى باشد. از آنجايى كه شخص مستطاب عالى از قديم الايام سمت ملجئيت داشته ايد، عرايض خودمان را تقديم نموده و خواطر (خاطر) مبارك را مستحضر مى داريم كه مقصود حضرت حكمران اين است كه يك نوع اسباب نفاق بين قشون امپراتورى و رعاياى بيچاره فراهم آورده، دخل خودشان را به طور اكمل نموده و زحمات يك ساله ماها را به هدر بدهد. همگان نيز حاضر نشده و نخواهيم شد. استدعاى علاج از حضرت مستطاب عالى مى نماييم والا ناچاريم به قزوين رفته حضوراً به «ژنرال براتف» تظلم و علاج درد خودمان (را) بخواهيم. جسارت شد. رعيت بيچاره از يك سو طبق معمول، زير فشار خان و حكومت بود، از سوى ديگر مورد هجوم روس كه اگر گندم به روس ها نمى فروخت دار و ندارش مصادره مى شد. از سوى ديگر غيرت و وطنخواهى اش مانع از آن بود كه به فرمانده ارتش اشغال كننده وطنش شكايت كند.
مرجع و مجتهد ولايت نيز از يك سو با فرمانده يك ارتش اشغالگر روبرو بود و از سوى ديگر با خان هاى متجاوز و مالكان متعدى.
سند دوم
سند دوم كه مانند سند نخست متعلق به مجموعه اسناد آيت الله حاجى ميرزا مهدى مجتهد زنجانى است، نشان مى دهد كه ارتش امپراتورى روسيه تزارى مانند همان اشرار و همان راهزنان رفتار مى كند. نگاهى گذرا به فهرست اشياى غارت شده نشان مى دهد كه سربازان امپراتورى روسيه تزارى نيز مانند همان اشرار كه كدخدايان ولايت خمسه از آنها شكايت كرده اند دار و ندار رعيت را به يغما برده و از هيچ ستمى بر رعيت بيچاره كوتاهى نكرده اند.
اموال و اشياى غارت شده تنها در ۵ روستاى ولايت خمسه از اين قرار بوده است.
جو- يونجه- فندق- روغن- برنج- آلو- انار- مرغ- نان- شيره- قند- چاى- تخم مرغ- پنير- ماست- گندم- كاه- نخود- لپه- عدس- كشك- غوره- پياز- گاو- گوسفند- لحاف- نمد- جاجيم پشمى- ريسمان- جوال- لباس زنانه- گبه- گليم- زغال- نفت- تير چوبى سقف بام ها- هيزم- پول نقد
مطالبات وصول نشده
در پايان جنگ جهانى اول، مقام هاى دولتى ايران از مالكان خواستند تا ميزان خسارات خود را در ورقه هاى ويژه بنويسند و به امضاى شهود محلى برسانند. اينك ما پس از ۹۳ سال يك نمونه از چنين فهرست هايى را براى ضبط در تاريخ معاصر چاپ مى كنيم. ما از سرنوشت اين شكايات بى خبريم ولى عقل سليم مى گويد: در حالى كه امپراتورى روسيه واژگون شده ، و فقر وفاقه روسيه را فرا گرفته چگونه مى توان از جمهورى نو پاى انقلابى توقع داشت كه خسارات جنگ را به ايران بپردازد و دولت ايران هم كه دچار جنگ داخلى و بحران هاى سياسى بود و نيروى جنگل هر لحظه تهران را تهديد مى كرد چگونه مى توانست پى گير چنين مطالباتى باشد.
سندى ديگر در همين زمينه
متن سند:
دولت عليه ايران- شيرو خورشيد- تاريخ ۲۵ برج جدى ۱۳۳۷ (۱۹۱۹ ميلادى ـ ورقه تعيين خسارات وارد به دولت و اتباع دولت عليه به واسطه تجاوزات قشون و مأمورين دول متحاربه به ولايت زنجان- بلوك طارم- محل و قوع: قراء: قاصاغى- رزبد- دستجرده- سرخ ديزج - خانچايى. شرح واقعه با خرابى و خسارتى كه از طرف نظاميان دولت روس به دهات اين جانب وارد شده، به واسطه اين كه رعاياى دهات از فشار و صدمات فوق العاده چه كشته شده و چه متوارى شده اند، بالاخره به واسطه گرفتن آذوقه آنان عده كثيرى تلف شده، پنج قريه فوق، دويست جفت گاو داشته با رعيت پادار (برقرار) حاليه به پنجاه جفت رسيده آن هم بى پا تا پنج سال ديگر هم اين دهات به حالت اوليه عود نخواهد كرد.
چنانچه در اين سنه با مقدارى مخارج، ضبط دهات مالك و رعيت سهمى ۱۵۰ خروار نشد. و حال آنكه هشتصد الى هزار خروار ضبط داشته است. عده اى از رعايا هم كه غارت و تلف شده و يا متوارى شده اند، خسارت آنها معين نيست. مقدارى كه از شخص خودم و از رعاياى شخصى، برده شده، با خسارات مالى به دهات را به طور تخمين ذيلاً نوشته مى شود.
گندم و جو بيست و پنج خروار ۲۵۰۰ تومان
كاه و يونجه پنجاه خروار ۴۶۰ تومان
برنج و روغن ۳۷۵ تومان
گوسفند ۴۲۶ رأس، مرغ ۳۶۰ عدد ۱۰۴۲ تومان
اشيايى كه از خانه ها غارت شده، از قبيل لباس زنانه و پول نقد و فرش، رختخواب، تفنگ و غيره ۴۲۵۱ تومان
ضبط دهات هشتصد الى هزار خروار بوده، حاليه به سيصد و پنجاه خروار رسيده، پانصد خروار تفاوت دوساله يك هزار خروار از قرار خروارى پنجاه تومان.
يونجه كاه.... ربع (يك چهارم) قيمت مبلغى كه براى تجديد آبادى دهات مزبور لازم است تا به صورت اوليه برگردد. ۳۲۵۰۰ تومان جمع خسارات فوق بالغ بر نود و يك هزار و يكصد و بيست و سه تومان است.
به طورى كه از فهرست فوق استنباط مى شود تنها به ۵ روستا علاوه بر خسارات جانى كه منجر به كشته شدن يا فرارى شدن افراد از روستاهاى خود شده ، ۹۱/۱۲۳ تومان زيان وارد آمده است.
در اينجا فرصت را غنيمت شمرده از خانواده هاى قديمى بويژه خاندان هاى آذربايجانى - شيرازى و كرمانشاهى و همدانى كه ولاياتشان صحنه جنگ بوده تقاضا مى كنيم در صورتى كه اسنادى در ارتباط با جنگ جهانى اول دراختيار داشته باشند با اهداى آن به روزنامه ايران به غناى اين صفحات بيفزايند. توضيح آنكه از اسناد، درجا عكسبردارى شده و بى درنگ مسترد خواهد شد.