سليمان دعويسرا
نومحافظه كاران كه جنگ وانتخابات را باخته اند اكنون اخلاق را نيز مى بازند. آدم هايى كه ما به عنوان ستارگان سياسى كاخ سفيد وسرآمدان ديپلماسى مى شناختيم اكنون آرام آرام به فهرست سياستمداران بى اصول ايالات متحده سوق داده مى شوند. شايد خود بوش كه بارها اين تيم نخبگان را به رخ حريفان كشيده وكابينه اش را كابينه تئوريسين ها خوانده بود باورنمى كرد كه مردان رئيس جمهورى به راحتى دربحران هاى سوء استفاده سياسى وغيرسياسى مبتلا شوند و مشتى از پرونده هاى قضايى را براى كاخ سفيد به ارمغان آورند.
|
|
|
اكنون شمار پرونده هايى كه فقط دركميته قضايى مجلس سنا ودستگاه قضايى آمريكا براى مردان نومحافظه كار گشوده شده، آن قدرهست كه بگوييم كابينه بوش از بحران اخلاق رنج مى برد. دراين فهرست بلند نام هاى بس پر آوازه اى ديده مى شود كه هركدام به عنوان استوانه هاى قدرت يا مغز متفكرنومحافظه كاران شناخته مى شدند: كارل روو، لوييس اسكوتر ليبى ، پل ولفوويتز،البرتوگونزالس. نام و تصوير اين افراد در۶سال حاكميت جمهورى خواهان بركاخ سفيد همواره زينت بخش صفحه هاى جرايد و تلويزيون هاى آمريكا بوده است . ۲ نفرنخست اين ليست( كارل روو،لوييس ليبى) به عنوان عقل منفصل بوش وچنى مطرح بودند ودرحساس ترين بخش دفاتر كاخ سفيد وظيفه هدايت اموردولت را دردست داشتند. نقش ونفوذ نفر سوم ( پل ولفوويتز ) دردولت بوش بى نياز ازتوضيح است نام اودركنارافرادى چون جان بولتون و ريچارد پرل به عنوان هيأت مؤسس نومحافظه كاران وايدئولوگ هاى اين جريان ثبت شده است وآخرين نفر ( گونزالس ) به عنوان دوست حقوقدان بوش رياست بردستگاه قضايى ودرواقع مهم ترين ركن اقتدارايالات متحده را برعهده داشته است.
اتهام هايى كه اكنون گريبان تيم همراهان قدرتمند بوش را گرفته است مسائل ساده وپيش پا افتاده ازنوع اهمال درانجام وظايف يا قصور وتقصير دراجراى قانون نيست آنها بيشتربه سوء استفاده از جايگاه خويش براى مطامع سياسى وزدوبند ها و تبانى هاى بزرگ متهم هستند. به تعبير تحليلگر گاردين جرم آنان نه فقط تخلف از قانون كه به سخره گرفتن قانون وعدالت است .
بازازهمين زاويه مى بايست درسخن سخنگوى دموكرات هاى سناتأمل كرد كه: بوش و جمهورى خواهان حتى اگربازى جنگ يا نزاع سياسى را ببرند كارت اخلاق را باخته اند.گفته هاى اين مقام كنگره بازتابى از حساسيت محافل آمريكاست كه بنا برسنت تاريخى با تخلفات سياستمداران برخوردى بى رحمانه كرده اند.
جورج بوش با نگاه به مكافات سخت سياستمداران سلف خود از ابتدا كابينه خود را مردانى وفاداربه اعتماد مردم وپايبند به اخلاق معرفى كرد. تبليغ درباره اصول اخلاقى نومحافظه كاران تا آن جا پيش رفت كه برخى محافل رسانه اى از آنان به عنوان افرادى مذهبى ومبادى آداب مسيح وانجيل ياد كردند.
اين مسأله حتى ناظران سياسى خارج از آمريكا را در تحليل رفتار سياسى نومحافظه كاران دچاراشتباه كرد واين تصور پيش آمد كه گويى نومحافظه كاران افرادى اصولگرا در داخل وعملگرا درخارج هستند. معناى ديگر اين سخن چنين بود كه مردان بوش با آن كه دررابطه با كشورها ودولت هاى ديگر به كاربردسياست هدف وسيله را توجيه مى كند، باوردارند اما درسياست داخلى آنان وفادار به بينان اخلاق وقانون گام برمى دارند.
اما اكنون اين تصوربا افشاگرى هاى بزرگ درباب پنهان كارى كارل روو ،شهادت دروغ لوييس ليبى ،آراى نا عادلانه گونزالس ورسوايى اخلاقى ولفوويتز فروريخت. اين نكته را سرمقاله نويس نيويورك تايمز با حرارت گوشزدكرد كه پس از جنگ عراق كه درآن بوش به ايراد مهم ترين دروغ درباب سلاح كشتار جمعى صدام متهم شد، اكنون براى دومين بار به نقض درستكارى ودروغ گويى به مردم آمريكامتهم مى شود. اگرديروز جرم بزرگ بوش ونومحافظه كاران درنگاه منتقدان سياسى بيرون، استفاده ابزارى از مفاهيم بلند صلح ودموكراسى بود اكنون منتقدان وروشنفكران وطنى او را با اتهامى سنگين تربه نام استفاده ابزارى ازقانون روبه رو كرده اند.
ازهمين روست كه اين روزها محافل داخل آمريكا مسائل تاريكخانه اى كاخ سفيد را با وسواسى بيشتر ازناظران خارج تعقيب مى كنند همه رسانه هاى آمريكا اكنون نگاه به كميته قضايى وتيم هاى تحقيق آن دوخته اند جايى كه مهم ترين اسناد سوءاستفاده هاى نو محافظه كاران درآن پيگيرى مى شود انتشارهربرگ از اين انبوه اسنادكافى است تا جامعه رسانه اى آمريكا را درجنجالى تازه فرو ببرد. تيترهاى جرايدمربوط به اين بحران ازانتخابات كنگره تاكنون هيچ روزى گريبان كاخ سفيد رارها نمى كند. فاجعه اخلاق، بحران مشروعيت وبى مبالاتى سياسى ، مردان بى پرنسيب و غيره واژه هايى هستند كه رسانه هاى آمريكا براى توصيف مسائل اندرونى كاخ سفيد به كارمى برند.
اگر۶ ماه پيش ودربحبوحه انتخابات كنگره آمريكا ،جورج بوش فقط با ماجراى اخلاقى يك جمهورى خواه به نام مارك فولى دست به گريبان بود امروزچندين پرونده طاقت فرساتر از ماجراى فولى گشوده شده است.
شايد ضربه هاى سنگينى كه اين روزها از ناحيه پرونده سوء استفاده هاى سياسى يا قانون شكنى ها برتيم بوش وارد مى شود بسى عميق تر از زخم هاى شكست عراق وافغانستان باشد. اين واقعيت رامى توان ازواكنش ها ى رئيس جمهورى بوش فهميد كه دموكرات هايى راكه فايل هاى پنهان دستياران و مشاوران او را رومى كنند با بدترين واژه ها شماتت مى كند.
اماشرح حال آنها كه بوش وآمريكا را با اين دردسرهاى اخلاقى وبحران حيثيتى روبه روكرده اند.
پل ولفوويتز
ماجراى اخلاقى پل ولفوويتز رابايد درصدر همه مسائل نومحافظه كاران ديد. همچنان كه تبعات آن نيز بسى گسترده تر از قضاياى امثال كارل روياگونزالس بود.
به اين دلايل مهم كه ولفوويتز علاوه بر داشتن مقام نظريه پردازى دردولت بوش ، درصدربزرگ ترين نهاد اقتصادى جهان نشسته است كه داشتن سلامت نفس وصلاحيت اخلاقى، شرط اصلى تصدى آن منصب است. طرفه آن كه خود او هم با شعارمبازره با فساد وسوءاستفاده ادارى از پنتاگون به بانك جهانى نقل مكان كرده بود.
اما افزون براين ها، نومحافظه كاران از اين سياستمدار، تصويرمردى اخلاق گرا وساده زيست و حتى حامى فقرا را نشان دادندوداستان هاى بسيارى درباب زندگى بى پيرايه او نقل مى كردند تاحدى كه حتى بعضى ناظران آمريكايى توصيه مى كردندكه او داراى محاسن بيشترى از سياستمداران خودخواهى مانند جان بولتون يا افراد يك دنده اى همچون رامسفلد است. با آن كه رفتارهاى مستضعف نمايانه او رامقام هاى بانك جهانى به سخره مى گرفتند، اما تريبون هاى نومحافظه كار خود با افتخار تصوير سوراخ جوراب ولفوويتز را درهنگام ورود به يك مسجد در تركيه نشان مى دادند. نو محافظه كاران درمعرفى ولفوويتز مدعى بودند كه او يك روشنفكر است وبراى اثبات اين گفته ها به سوابق آكادميك او اشاره مى كردند كه اوپيش از اين كه معاونت دونالد رامسفلد در وزارت دفاع به او داده شود، ۸ سال مدير مدرسه پژوهش هاى بين المللى پيشرفته در دانشگاه جان هاپكينز بوده است.به لحاظ مسير حرفه اى، ولفوويتز مسيرى متفاوت از نئوكان ها را پيموده است و از دوره جوانى در راهپيمايى مارتين لوتركينك در اوايل سال هاى ۱۹۶۰ شركت مى كرده است.
|
|
|
اما توصيف هاى دوستان متعصب ولفوويتز با واقعيت هاى شخصيت سياسى او فرسنگ ها تفاوت داشت. براى شناخت او كافى است كه درانديشه هاى دو مقطع مديريت او در پنتاگون وبانك جهانى تأمل شود.
وى از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۳م به عنوان مشاور سياسى وزير دفاع، هدايت يك تيم ۷۰۰نفره را كه مسئوليت اصلى درمورد شكل دهى استراتژى نظامى آمريكا در پايان جنگ سرد را برعهده داشتند، به دست گرفت. وى در اين مسئوليت، با همكارى «لوئيس ليبى» در سال ۱۹۹۲م طرحى را ارائه كرد كه خواستار تسلط نظامى آمريكا بر آسيا ، اروپا و مقابله مقدماتى با كشورهاى مظنون به توليد سلاح هاى كشتار جمعى بود. پس از ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ م بيشتر اعضاى اصلى آن تيم سمت هاى كليدى تهيه استراتژى امنيتى آمريكا در سال ۲۰۰۲ م را برعهده گرفتند. او هم چنين يكى از مبتكران بيانيه نومحافظه كاران در دهه ۹۰ است كه با عنوان «قرن نوين آمريكايى» منتشر شد...
ولفوويتز پيش ازاين سمت ها، در نيمه دوم دهه ۸۰ در دوره ريگان، سفير آمريكا در اندونزى و عامل سياست آمريكا درحمايت سركوب هاى سوهارتو بود.
ولفوويتز در زمان جنگ ۱۹۹۱م خليج فارس، از طرح گسترش دامنه جنگ و تغيير رژيم صدام حمايت مى كرد.او كه در اين برهه معاون وزير دفاع [دونالد رامسفلد] بود، يكى از مشتاق ترين مدافعان تهاجم به عراق و از معماران اصلى جنگ بود. از او به عنوان كسى ياد مى شود كه گفته بود مهاجمان به عنوان «آزاد كنندگان» مورد استقبال قرارخواهند گرفت و حداكثر ۱۰۰ هزار سرباز براى اشغال عراق كافى است.
از ديد تحليلگران آمريكا هردو توصيه او به بوش از فاجعه بارترين ارزيابى هاى نادرست بوده است .
از ديگر ويژگى هاى او اين است كه مثل بسيارى از نومحافظه كاران، او يك يهودى است كه با حرارت از اسرائيل (كه خواهرش هم اكنون ساكن آنجاست)، حمايت مى كند.
اما حضور اين سياستمدار درصدر بالاترين نهاد مالى جهان، جنبه هاى ديگرى از خصوصيات او راعيان مى كند.
«پل ولفوويتز» پس از ۳ سال خدمت در پست معاون وزير دفاع و طراحى جنگ عراق، در سال ۲۰۰۵ م، از سوى بوش براى رياست بانك جهانى انتخاب شد. او با شعار مبارزه با فساد مالى و ادارى توانست رياست بانك جهانى را از آن خود كند .
ماجرا از اين قرار است كه در ميانه سال ۲۰۰۵ م وقتى جيمز ولفنسون رئيس سابق بانك جهانى، كه خود منتقد سياست هاى بانك از آب در آمد، از پست خود استعفا داد ، ... سوء ظن عمومى نسبت به رئيس جديد آن قدر قوى بود كه عده زيادى از كاركنان ارشد، بعد از مخالفت و حمله ۶ معاون سابق رئيس بانك با روى كار آمدن ولفوويتز از بانك رفتند، اما جورج بوش با وجود اعتراضات مختلف پل ولفو ويتز را به اين مقام نشاند.
گزارش آن روز رسانه ها حاكى ازآن است كه اغلب كاركنان بانك جهانى با اين انتصاب مخالف بوده اند. به طورى كه در مورد دلايل اين مخالفت گفته بودند كه ولفوويتز كارگزار كاخ سفيد در بانك جهانى براى پيشبرد مأموريت بين المللى بوش خواهد بود
منتقدان آن روز ولفوويتز تأكيد كرده بودند كه او يك نومحافظه كار متعصب است كه هيچ احساسى براى وظايف بانك جهانى در كمك به كشورهاى در حال توسعه ندارد.
عواقب مربوط به سياست پل ولفوويتز در مورد پرداخت وام، وقتى خود را نمايان كرد كه او پرداخت وام به كشورهاى آفريقايى را كاهش داد. اين در حالى بود كه سران جى ۸ در جولاى ۲۰۰۵ م اعلام كرده بودند پرداخت وام به كشورهاى آفريقايى را تا سال ۲۰۱۰ به دو برابر افزايش مى دهند و بدهى فقيرترين كشورها را مى بخشند، ولى در ۹ ماه گذشته يك ميليارد دلار از وام به اين كشورها نسبت به سال گذشته كاسته شده است. بهانه ولفو ويتز در اين باره مبارزه با فساد و پرداخت نكردن پول به دولت هاى فاسد بود.
اما هشدارديگر اين منتقدان به نوع مديريت وى برمى گشت، يعنى همان چيزى كه موجب رسوايى او شد. ولفوويتز به جاى اين كه كاركنان بانك را به عنوان مشاوران ارشد خود برگزيند، كارگزاران حزب جمهوريخواه را به بانك جهانى آورد. حداقل ۲ نفر آنها، رابين كليولند يك مقام سابق كاخ سفيد و كوين كلمنس از كاركنان دفتر ديك چنى و پنتاگون، با اين شيوه پست گرفتند. اين پيش بينى ۳ سال بعد به واقعيت پيوست يعنى وقتى كه رئيس بانك جهانى سرانجام مجبور شد، روز ۱۲ آوريل ۲۰۰۷ م جلوى دوربين ها ظاهر شود و با اظهار تأسف در مورد اشتباهى كه در رابطه با خانم على رضا، صورت داده مقامش در رياست بانك جهانى را نجات دهد. خانم شاها رضا در نامه اى به كميته تحقيق نوشته است او يك قربانى است كه دوست نداشته از بانك منتقل شود ولى به علت رابطه اش با ولفوويتز مجبور به اين كار شده است.
داستان ازاين قراراست كه خانم رضا دوست ولفوويتز دو بار ترفيع گرفت و حقوق ساليانه او به ميزانى افزايش يافت كه در بانك جهانى سابقه نداشت، يعنى
۱۹۳ هزاردلار در سال،كه گفته مى شود، حتى كاندوليزارايس وزير خارجه نيز به اين ميزان حقوق دريافت نمى كند.
اما شخصيت ولفوويتز را در آنجايى مى توان محك زد كه با وجود اثبات سوء استفاده اش دربرابراراده مقام هاى داور مقاومت كرده است درحالى كه گروهى كه نمايندگى هزاران نفر از كارمندان بانك جهانى را برعهده دارند از وى خواستند از رياست اين نهاد كه در آن ۱۸۵ كشور دنيا عضويت دارند، كناره گيرى كند و حتى بعضى از كشورهاى اروپايى نيز تهديد كرده اند در صورت استعفا نكردن ولفوويتز، همكارى با بانك جهانى را متوقف مى كنند.اما او به اين خواسته ها تمكين نكرد. نكته قابل تأمل تر از اين صف آرايى، متحدان او دركاخ سفيد براى پوشاندن وتطهيراين ماجراست. «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا در طول ۳ روز، دو بار حمايت خود از «پل ولفوويتز» را اعلام كرد و گفت: بشدت با استعفاى رئيس بانك جهانى مخالف است.دانا پرينو نيز تأكيد كرد كه ما [كاخ سفيد] انتظار داريم وى به كار خود به عنوان رئيس بانك جهانى ادامه دهد.
مارك فولى
مارك فولى از نمايندگان با نفوذ حزب جمهورى خواه بود كه نخستين رسوايى به نام او ثبت شد او از بانيان لايحه حمايت از كودكان بود كه در برابر سوء استفاده هاى جنسى، به دليل اغواى يك پسر۱۶ ساله، ناچار شد از مسئوليت خود استعفا دهد.
فولى در كاليفرنيا شانس اول جمهورى خواهان، براى پيروزى بر رقباى دموكرات بوداما اين رسوايى ضربه اى جبران ناپذير بر حيثيت حزب طرفداران بوش وارد كرد؛ به طورى كه آن روزهاروزنامه نيويورك تايمز نوشت، خشم ناشى از رسوايى جنسى و اخلاقى «مارك فولى» نماينده جمهوريخواه مجلس نمايندگان آمريكا از ايالت فلوريدا، ميزان حمايت ها از اين حزب را در ميان راى دهندگانى كه از سن و سال بيشترى برخوردار هستند، كاهش داد.
قضيه فولى ازاين قراربود كه پيام هاى جنسى را به پست الكترونيكى و پيام گير الكترونيكى نوجوانانى مى فرستاده است كه در كنگره به عنوان دستياران و كارآموز مشغول فعاليت بودند.با اين كه مشخص شده است بعضى اعضاى حزب جمهوريخواه از اين امر خبر داشتند اما فولى به كار خود ادامه مى داده است.
درتحليل اين ماجرا اريك دزنهال مشاور مديريت بحران ها در آمريكا گفته بود كه اگرماجراى فولى به درستى پيگيرى مى شد، مى توانست حزب جمهورى خواه را به قعر رسوايى بكشاند.
يكى از نمايندگان كنگره هم گفته بود:او از پيام هاى فولى به اين پسر بچه، عصبانى شده و حالش را به هم زده است.
درجريان انتخابات هفتم نوامبر، دموكرات ها نهايت بهره را از اين امر بردند و كليپ هاى تبليغاتى درست كردند كه رقباى جمهوريخواه خود را در كنار فولى قرار مى داد.آن روز، دموكرات ها در مجلس نمايندگان و همچنين مجلس سناى كنگره آمريكا نيز بر صاحبان كنونى كرسى هاى مورد رقابت فشار آوردند تا اعلام كنند به نظر آنها «دنيس هاسترت» از ايالت ايلينويز رئيس جمهوريخواهان كنگره در كنار ديگر سران حزب بايد بخاطر انجام ندادن اقدامات لازم در قبال اقدامات فولى (درباره نوجوانان فعال) در كنگره كناره گيرى كنند.
لوييس ليبى
لوييس اسكوتر ليبى نيز از نظريه پردازان واركان سياسى نومحافظه كاران بود.وى در سال۱۹۹۲ميلادى يعنى زمانى كه «ديك چنى» وزير دفاع آمريكا بود، در تهيه طرح جنجال برانگيز ولفوويتز به عنوان «راهنماى سياست گذارى دفاعى» با وى همكارى كرد.اسكوترليبى در تقويت ايده حمله به عراق در سال،۲۰۰۳ به عنوان مشاور امنيت ملى «ديك چنى» نقش زيادى ايفا كرد.وى در پست هاى متنوعى فعاليت داشته است.در دولت اول بوش، ليبى به عنوان معاون وزير دفاع در سياست گذارى هاى جنگ فعال بوده است.برپايه گزارش رسانه هاى امريكاليبى يكى از بنيان گذاران طرح «قرن جديد آمريكا» بوده و با همكارى «پل ولفوويتز»، «ويليام كريستول» و «رابرت كاگان» گزارشى را در سال ۲۰۰۰ باعنوان «بازسازى استراتژى دفاعى آمريكا، نيروها و منابع براى قرن جديد»، تهيه كرد.او هم اكنون نيز باوجود سواستفادهاوپرونده قضايى به عنوان مشاور مركز مطالعات روسيه و آسيا- اروپا در بنگاه «راند» فعاليت دارد
لوييس اسكوتر ليبى به عنوان دستيار ارشد سابق ديك چنى، معاون رئيس جمهور آمريكا ۶ مارس به دليل دروغگويى و جلوگيرى از تحقيقات درباره چگونگى افشاى نام يكى از مأموران سيا گناهكار شناخته شد.او در واقع به دروغگويى به سازمان تحقيقات فدرال آمريكا، اف بى آى و يك هيأت منصفه در مورد افشاى نام والرى پليم، مأمور سيا، متهم شد.به اين ترتيب ليبى، با حداكثر ۲۵ سال مجازات زندان روبرومى شود.حكم مجازات او در ماه ژوئن اعلام خواهد شد.
ماجراى او به اين صورت بوده كه پيش از جنگ عراق آقاى ويلسون، ديپلمات بازنشسته آمريكايى، از سوى سيا به كشور نيجر فرستاده شده بود تا درباره ادعاى مربوط به خريدارى مواد اتمى از سوى عراق در آن كشور تحقيق كند. او در گزارش خود نتيجه گيرى كرد كه هيچ شاهدى دال بر صحت اين ادعا وجود ندارد.
باوجود اين اظهارات، آقاى بوش در سخنرانى مهم سالانه خود در كنگره در ماه ژانويه به اين ادعا اشاره كرد.در پى ادعاهاى آقاى بوش در اين سخنرانى، آقاى ويلسون در مقاله اى در روزنامه نيويورك تايمز، از دولت پرسيد چرا گزارش او را ناديده گرفته است؟ كاخ سفيد بعداً اعتراف كرد كه گنجاندن ادعاى خريدارى مواد اتمى از سوى عراق در سخنرانى آقاى بوش اشتباه بوده است.در پى انتشار مقاله آقاى ويلسون در نيويورك تايمز، مقاله اى در ستون آزاد روزنامه واشنگتن پست به قلم رابرت نوواك چاپ شد كه در آن هويت همسر وى به عنوان مأمور سيا افشا شده بود.
هدف از اين مقاله بى اعتبار كردن آقاى ويلسون بود، زيرا اشاره مى كرد وى به درخواست همسرش به نيجر اعزام شده است.كارگردانى همه اين ماجرا را ليبى دردست داشته است.محكوميت ليبى درواقع محكوميت بالاترين مقام آمريكايى است كه در دو دهه اخير در دادگاه گناهكار اعلام مى شود.در جريان اين دادگاه تمايل ديك چنى در رابطه با بى اعتبار ساختن يكى از منتقدان جنگ آشكار شد،در جريان اين دادگاه هم چنين سياستى كه دولت بوش در مصاحبه با خبرنگاران دنبال مى كند و بخش هاى پنهان استراتژى دولت نومحافظه كار آمريكا در مواجهه با بحران هاى جهانى مشخص شد.
با اين همه هنوزليبى زير چتر حمايت بوش قراردارد تيم دفاعى اين پرونده هيچ گاه آنگونه كه تعهد كرده بودند ديك چنى وليبى را براى روشن شدن زواياى تاريك پرونده به جايگاه شهود احضار نكردند، آن ها پيشتر قول داده بودند اين كار را به منظور بررسى ميزان نقش كاخ سفيد در افشاى نام والرى پليم براى بى اعتبار كردن ويلسون،همسر پليم و از سفرا و ديپلمات هاى آمريكايى منتقد سياست هاى جنگى بوش،انجام دهند.نكته مهم ماجرااين است كه در خلاف كارى ليبى يك شريك نيرومند وجود دارد كه هنوز درمصونيت به سرمى برد
درست به همين دليل وكلاى ليبى باوجود تعهد خود از احضار ليبى و چنى به جايگاه شهود خوددارى كردند.همه اين تمهيدات به منظور صيانت سياسى از كارل روو مشاور بوش انجام گرفته است، زيرا گفته مى شود در صورت مطرح شدن اظهارات چنى و ليبى امكان احتمال احضار روو نيز مى رفت.
كارل روو
به نوشته فريدمن وبسيارى ديگر ازتحليل گران آمريكا، كارل روو Karl rove مغز متفكر كابينه بوش است ومردان كاخ سفيدبه او باديد يك نابغه سياسى مى نگرند.نام كارل روو درهمه تصميم هاى بزرگ ثبت است وازنكات جالب اين است كه مايكل لدين، كه بسيارى او را راديكال ترين نومحافظه كار آمريكا مى دانند، مشاور «كارل روو» است.اما به همان اندازه كه روو درتصميم هاى تاريخى بوش حضورداشته اغلب اشتباهات وتخلف هاى بزرگ نومحافظه كاران پاى او ثبت شده است.چنان كه مى گويند درسند سازى براى داستان سلاح كشتارجمعى، او نقش اول راداشت و كارل روو بود كه در سال ۲۰۰۳ افشا كرد كه «والرى پليم»، همسر يك منتقد جنگ عراق، مأمور سيا است.آن روز در ميان درخواست هاى روز افزون دموكرات هاى براى اخراج كارل روو، جورج بوش اين خواسته را بى اهميت خواند.واين درواقع اداى دين بوش بوده است زيرا كارل روو طراح مبارزات انتخاباتى پيروزمندانه جورج بوش در دو دوره گذشته است.
سناتورهاى دموكرات با اطلاع ازاين نقش او هنوزهم خواستار بركنارى كارل روو از سمت خود هستند.
«كارل روو» هم اكنون درمقام مشاور سياسى ارشد رئيس جمهورى با دو پرونده بزرگ روبرواست، نخست همان پرونده افشاى نام والرى پليم مأمور مخفى سيا كه درآن هنوز تحت بازجويى قرار دارد و دوم كه به تازگى افشا شد محو اسناد سياسى از ايميل كاركنان كاخ سفيد است.
كاخ سفيد پذيرفته است حدود ۵ ميليون ايميل ۱۷۰۰ كارمندش گم شده است.«كارل روو»، مشاور سياسى جورج بوش رئيس جمهور آمريكا، متهم شده كه بسيارى از ايميل هاى خود را به طور عمدى پاك كرده است.دموكرات ها مى گويند اين ايميل ها داراى اسنادى بوده كه ممكن بوده بر ضد كاخ سفيد مورد استفاده قرار گيرد.
اما در اين پرونده كارل روو متهم وشريك بزرگى به نام گونزالس دارد.هم اكنون كنگره كه در كنترل دموكرات هاست مشغول بررسى ماجراى اخراج دادستان هايى است كه از سوى آلبرتو گونزالس، وزير دادگسترى آمريكا، اخراج شده اند.آلبرتو گونزالس متهم است كه اين مقام ها را به دليل نداشتن وفادارى به جورج بوش اخراج كرده است.دموكرات ها مى گويند كه ايميل هاى پاك شده داراى اطلاعاتى درباره قضيه اخراج دادستان ها از سوى آلبرتو گونزالس دادستان كل آمريكا بوده است.
آلبرتو گونزالس
او دادستان كل آمريكا و دوست نزديك و قديمى بوش است با انتصاب او به اين مقام مهم درواقع پرزيدنت بوش مشاور حقوقى كاخ سفيد را به عنوان دادستان كل جديد آمريكا برگزيد.
آلبرتو گونزالس كه اسپانيايى تبار و ۴۹ سال دارد، جانشين جان اشكرافت شد كه گفته مى شود دراعتراض به رفتار نومحافظه كاران استعفا داد.
آن روزها اين اقدام بخشى از ترميم كابينه پرزيدنت بوش براى دوره دوم رياست جمهورى تلقى شد.زمانى كه بوش براى پيشبرد سياست جنگى نهادهاى قدرت آمريكاراواداربه تمكين كرد اين گفته بوش درهنگام نامزد كردن آقاى گونزالس به مقام دادستانى كل گوياى دادوستد هاى سياسى دومقام سياسى وقضايى بود كه گفت كه او «صداى آرام و با ثبات در زمان هاى بحران است «خرد تيز او به شكل دادن سياست ما در جنگ با ترور كمك كرده است.»
اما ازهمان ابتدا مخالفت ها با گونزالس درميان وكلا وحقوقدانان بالاگرفت ولى بوش همه توان خود رابراى اين كار صرف كرد. او حتى به روش هاى احساسى به يارى دوست خود شتافت وخطاب به مخالفان گفت گونزالس يكى از هشت فرزند والدين اش بوده است كه در خانه اى دو خوابه در تگزاس زندگى مى كردند.والدين مهاجر او سخت كار كرده اند تا براى فرزندان خود فرصت رشد فراهم كنند.
ارزش هاى سياسى گونزالس زمانى روشن شدكه او از چهره هاى اصلى در مباحث مربوط به شيوه هاى بازجويى از زندانيانى قرارگرفت كه در جنگ با تروريسم دستگير مى شدند.
به اين ترتيب او با اتهام بزرگ چشم پوشى از رسوايى مربوط به سوء رفتار با زندانيان ابوغريب و گوانتانامو روبروشد.گونزالس وبه تعبير بوش همان پسر يك خانواده مهاجر مكزيكى استدلال حقوقى لازم را براى فراهم كردن زمينه شكنجه در ابوغريب ارائه كرد.
ازديد منتقدان آيا آلبرتو گونزالس، مشاور قضايى رئيس جمهور، همان بانى اختيارات قانونى به منظور نفى قطعنامه هاى ژنو در مورد زندانيان جنگ هاى افغانستان و عراق، با عنوان «دشمنان فعال » و نيز ايجاد زندان گوانتانامو نيست؟ گونزالس با تخلف از قوانين ايالات متحده و پيمان هاى بين المللى، در رفع ممنوعيت از اعمال
« فشارهاى جسمى» بر اين زندانيان، به بهانه آنكه « در روند اداره جنگ، رئيس جمهور از قدرت تام برخوردار است »، ترديدى از خود نشان نداده است.
اما دومين گام او براى بوش اخراج ۸ دادستان وتسويه قضاتى است كه پرونده هاى مهم تخلف مأموران امنيتى بوش وافسران سيا رادردست دارند.
پرونده اين اتفاق مهم درسنا گشوده شده است هرچندگونزالس همانند نومحافظه كاران به عذرخواهى متوسل شده است، اما دموكرات ها تلاش مى كنند تا اورابه عنوان يكى از دو مردى كه بوش به آنها وابستگى زيادى دارد به استعفا مجبور كنند.اين دو همان كارل روو كه به مغز متفكر بوش مشهور است و آلبرتو گونزالس هستند.