چهارشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۷ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Wed, Apr 25, 2007
ديپلماتيك
۳۶۲۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
رودررو
سلامت
زندگى
تحليلى از استفان زونز استاد سان فرانسيسكو
سناريو سياسى ـ نظامى آمريكا عليه يك گروه شيعه
تحليلى از استفان زونز استاد سان فرانسيسكو
چند نفر قربانى
براى تغيير سياست بوش لازم است؟
پروفسور استفان زونز استاد علوم سياسى دانشگاه سان فرانسيسكو در برنامه كنكاش آمريكا كارى از گروه سياسى شبكه جهانى جام جم در تحليلى از اختلاف ها و چالش هاى موجود ميان بوش و حزب دموكرات راهكارهاى جالب توجه براى اصلاح خط مشى زيانبار نومحافظه كاران در جنگ عراق ارائه كرد. او گفت: نهادهاى قانونگذارى و ديوان عالى آمريكا در رابطه با سياست خارجى اين كشور بويژه زمانى كه عمليات نظامى در عراق در جريان بوده است توان اثرگذارى مؤثر را ندارند. با توجه به اين مورد بوش توانسته اين ۲ نهاد كنترلى را به چالش بطلبد و باوجود مخالفت كنگره تلاش مى كند اهدافش را پيش ببرد. به اعتقاد وى قربانى اين تراژدى جدى حاصل از اين سياست ها، مردم عراق خواهند بود. اين سياست ها در واقع هم چالشى است براى قوانين بين المللى و هم براى منافع درازمدت آمريكا و به عنوان يك حادثه دردناك در تاريخ ثبت خواهد شد.
پروفسور زونز در ادامه ضمن تأكيد بر ضرورت مهار سياست هاى يكجانبه گرايانه بوش افزود: « براى برون رفت از اين شرايط، تركيبى از اتحاد نيروهاى ضدامپرياليستى و نيروهاى دورانديش داخل حاكميت مى توانند بر سياست هاى بوش غلبه كنند. اما پرسش اصلى اين است كه چند نفر بايد در عراق قربانى شوند تا اين سياست خاتمه يابد. اين صاحبنظر در پايان به تحليل رفتار سياسى بوش در جنگ عراق پرداخته و مى گويد: حكومت بوش تحت تأثير يك نوع نخوت و استكبار قرار گرفته است. بوش فكر مى كند قدرت نظامى آمريكا براى دستيابى به اهداف استراتژيك كافى است. حزب دموكرات ابتدا مرعوب بود و مى ترسيد كه دولت بوش را به چالش طلبد اما اكنون به خاطر مخالفت مردم و افكار عمومى ، دولت بوش را به چالش طلبيده است.»
سناريو سياسى ـ نظامى آمريكا عليه يك گروه شيعه
۳ سال تلاش براى حذف «صدريون»
287067.jpg
محمد بخشنده

اكنون ۳ سال از جنگ پردامنه نظامى سياسى آمريكا عليه گروه صدريون مى گذرد و هنوز اين سؤال باقى است كه ريشه خصومت آمريكايى ها نسبت به اين جريان شيعه چيست؟
نزاع ۳ ساله آمريكايى ها با صدريون فراز وفرود بسيارى داشته است. درتحليل اين معادله كشمكش دو واقعيت روشن وجود دارد؛ آنچه به طرف آمريكايى اين نزاع مربوط مى شود اين است كه دولت بوش از روز ورود به صحنه عراق، سياست سركوب صدريون را درآستين داشته است. اين واقعيت را ۳ سال پيش، پل برمر حاكم آمريكايى عراق برزبان آورد وگفت كه آمريكا فعاليت هاى مقتدى صدر را تحمل نخواهد كرد.
اما آنچه به گروه صدر برمى گردد اين است كه سركوب هاى گسترده سال ۲۰۰۴م در دو شهر مقدس نجف وكوفه موجب تحريك احساسات جوانان شيعه شد وهمين رشته از خشونت هاى آمريكايى ها در نقاط شيعه نشين سبب شد كه در ژوئن سال۲۰۰۴ م در شهر نجف، گروه شبه نظامى به نام «جيش المهدى» شكل بگيرد.
اما در بروز حوادث خشونت بار آن روز شهرهاى مقدس گروه تحت امر مقتدا صدر نيز چندان بى تقصير نبود. بويژه در فاصله زمانى سقوط صدام تا اشغال عراق اين جريان به حركت هايى غيرقابل توجيه دامن زد كه آثارى سوء بر چهره شيعيان عراق برجاى گذاشت.
به هر حال درشكل گيرى اين خصومت عميق واين نوع روابط آشتى ناپذير، عوامل بسيارى مؤثربوده است:
۱- شايد مهم ترين عامل دراين راستا، ناكامى « سياست جذب و همسوسازى صدريون» ازسوى آمريكا بوده است. ديپلمات هاى آمريكادرمقطعى تلاش گسترده اى را براى جذب اين جريان به كاربستند، اما نتيجه اين تلاش ها كه اغلب پنهانى بود اين شد كه آنها صدريون را نيروهاى آشتى ناپذيرى نسبت به خود يافتند.
درواقع اين برآورد، آمريكايى ها را به اين باور رساند كه صدريون داراى تضاد ايدئولوژيكى با نيروهاى آمريكايى هستند. اتهام هايى كه آمريكايى ها پس ازاين به صدريون نسبت دادند ازهمين تضاد سرچشمه مى گيرد. حاكمان وقت آمريكا گفتند كه صدريون الگوى ديگرى از حكومت را درذهن دارند وحكومت كنونى زير نفوذ آمريكارا نامشروع و شبيه حكومت غصب مى دانند.
پل برمر همان ابتداى شكل گيرى حكومت خود، اين نكته را در قالب ديگرى بيان كرد كه صدريون درپى دولتى موازى ودلخواه خويش هستند. او به خبرنگاران گفت كه اين روحانى، تلاش مى كند كه اقتدار خود را به جاى قدرت قانونى مشروع بنشاند.
۲- از برداشت ها و ذهنيت هاى خصومت آور كه بگذريم، مشكل ملموس آمريكايى ها با صدريون از مجالس مذهبى ـ سياسى آنان آغاز شد، به عبارت دقيق تر از خطبه ها وسخنرانى هايى كه دراين مجالس رهبران گروه صدر، بويژه مقتدى ايراد مى كرد.
برداشت آمريكايى ها اين بود كه اين نطق ها وسخنرانى ها نقش اصلى را در تحريك احساسات ضد آمريكايى دارند، برهمين اساس رسانه هاى غرب ازمقتدى صدر، تصوير فردى را ارائه كردند كه با ايراد موعظه هاى آتشين، مردم را به پياده كردن شريعت اسلامى و تقويت غرور ملى ترغيب مى كند.
درميان موضع گيرى هاى صدريون و مقتدى، آمريكايى ها بيش ازهمه نسبت به اين بخش از اظهارات حساسيت نشان دادندكه آنها مقاومت دربرابر ورود آمريكا به شهرهاى مقدس را «انتفاضه» خوانده واين مبارزات را هم طراز مقاومت فلسطينيان برضد اشغال اسرائيليان نشان مى دادند.
۳- گروه مقتدا صدر از ابتدا سياستى ناسازگار با دولت مركزى و حكومت مستقر بغداد در پيش گرفت. تك روى اين جريان در عرصه سياست از يك سو و روى آوردن به اقدام هاى تحريك آميز عليه نيروهاى خارجى از طرف ديگر دستاويزى شد براى طرف هاى آمريكايى تا به انزوا و حذف اين جريان بيشتر همت گمارند.
۴- درعميق ترشدن تضاد صدريون نسبت به آمريكا يى ها، همانا وقايع بهار و تابستان ۲۰۰۴م نقش به سزايى داشته است؛ يعنى زمانى كه آمريكايى ها سنگ بناى عمليات سركوب بر ضد صدريون را پايه نهادند. درجريان اين حادثه، آمريكايى ها به يك قشون كشى به مقدس ترين شهرها دست زدند؛ اين حادثه افزون برتلفات زياد درنگاه جوانان شيعه نوعى شكستن حريم امن اين عتبات عاليات بود. در كشاكش اين هجوم، آمريكايى ها به تسويه حسابى سياسى هم با مقتدى دست زدند آنها پرونده اتهامى برضد شخص مقتدى ساختند كه موجب رنجش شديد هواداران او شد.
نيروهاى آمريكايى دراين راستا به اتهام قتل مجيد خويى، حكم بازداشت وى را صادر كردند و سپس براى بيرون راندن نيروهاى او از نجف، درگير جنگ شدند. درهرحال صدريون هنوز ازاين لشكركشى آمريكا به عنوان جرمى غيرقابل گذشت ياد مى كنند. افزون بر تلفات فراوانى كه نظاميان آمريكابه نيروهاى وابسته به صدر وارد كردند، درتصميمى كه براى صدريون يك شوك بزرگ بود، اقدام به اخراج و درواقع تبعيد نيروهاى المهدى از شهرهاى مقدس كردند.
جنگ هاى خونين آن روز آمريكايى ها به دليل موقعيت حساس نجف وشرايط رقت بار شيعيان، سرانجام با پادرميانى مراجع بويژه آيت الله العظمى سيستانى كه تلاش داشتند جوامع شيعى مستقر در عتبات مقدسه را از درگيرى هاى نظامى دور نگه دارند، پايان يافت؛ اما زخم آن حادثه هنوز پا برجاست.
حادثه ديگرى كه در اين ميان صدريون را به جبهه معارضه با آمريكا سوق داد، بستن تنها تريبون اين جريان بود؛ مقتدى صدر يك هفته نامه موسوم به «الحوزه» منتشر مى كرد؛ اما به دستور آمريكايى ها، مقام هاى دولت ائتلافى عراق در روز ۲۸ مارس ۲۰۰۴م با متهم كردن اين نشريه به تحريك خشونت برضد آمريكايى ها آن را براى ۶۰ روز توقيف كردند.
پس از حوادث سركوب و خشونت ۲۰۰۴ نجف، هرچند صدريون براى پيوستن به روند سياسى در عراق از خود علاقه نشان دادند و با شركت در انتخابات پارلمانى عراق و به دست آوردن ۳۰ كرسى، بخشى از دولت ائتلافى عراق شدند، اما هيچ گاه از فعاليت هاى نظامى و تكرار درخواست خروج ارتش آمريكا از عراق دست بر نداشتند.
۵- چهارمين ركن دشمنى از زمانى نقش بست كه جنگ داخلى عراق روى درنزاع طايفه اى نهاد و زمزمه شكست آمريكايى ها از هرسو به گوش رسيد. دراين مرحله است كه آمريكايى ها در قالب يك سياست فرافكنى گناه شكست خويش راميان گروه ها وطوايف عراق توزيع كردند كه سهمى شايان از آن به صدريون رسيد. واشنگتن پس از اين فصلى جديد در دشمنى با صدريون بازكرد كه گروه صدررا به ليست عوامل نزاع فرقه اى واردكرد.
اين تصميم درواقع پل اميد كسانى را كه به دنبال روزنه تفاهم درميان اين دوجبهه بودندبرباد داد. اين بخش از نزاع موجب شد كه آمريكايى ها پس از نجف دومين سناريوى خونين سركوب صدريون را اين بار در محله هاى ديوانيه، الشعله والصدر دنبال كنند. اوج اين سركوب از زمانى كه شورشيان سلفى، حرم دو امام شيعه را در سامرا بمب گذارى و تخريب كردندآغازشدكه درآن آمريكايى ها، برخى از گروههاى شبه نظامى شيعه رابه شركت در جنگ فرقه اى متهم كردند.
دراين مرحله از جنگ، آمريكايى ها به بازداشت سران صدروتعقيب نيروهاى آن دست زدند اما آنچه هواداران صدر رابه خشم آورد جنگ روانى وحيثيتى آمريكايى ها برضد رهبر اين جريان بود، به نحوى كه زشت ترين اتهام هايى كه براى وهابيان و سلفيان به كار مى برند را به صدريون نسبت دادند.
از اين دست بود، اظهارات سخنگويان ارتش آمريكاوائتلاف بين المللى مستقر در عراق كه ربودن، شكنجه و قتل فعالان فرقه رقيب شيعه را در بغداد به گروه صدر نسبت مى دهند. بازدرهمين راستا آنها صدريون را به كارشكنى در برابر طرح آشتى ومصالحه ملى متهم كرده واين گروه را از معارضان طرح امنيتى بغداد خواندند.
* سازمان صدريون
پايگاه قدرت صدريون ابتدا در نجف مستقر بود كه پس از حمله آمريكايى ها به بغداد ومحله تاريخى صدريه منتقل شد، محله شيعه نشين بغداد كه آن زمان «صدام شهر» نام داشت اكنون به «شهرك صدر» تغيير نام يافته است. در برهه اى برخى از منابع آمريكايى، آيت الله حائرى را متهم كرده اند كه منابع مالى مقتدا صدر را او تأمين مى كند. ولى دفتر آيت الله حائرى چنين ارتباطى را تكذيب و تأكيد كردكه مقتدا صدر مستقل عمل مى كند.
آيت الله حائرى از دوستان نزديك آيت الله محمد صادق صدر، پدر مقتدا صدر بود كه در زمان رژيم صدام حسين كشته شد. گروه صدر قدرت يابى خود راناشى از گسترش موج احساسات ضد آمريكايى مى داند.
بدنه انسانى آن را جوانان تشكيل مى دهند كه به عنوان بازوى مقاومت به تشكيلات صد ر مى پيوندند. مقتدا صدر به عنوان جوان ترين فرزند محمد صادق صدر، روحانى ارشد عراقى است كه در سال ۱۹۹۹ به دست عوامل دولت عراق كشته شد، تا پيش از حمله نظامى تحت فرماندهى آمريكا در ماه مارس ۲۰۰۳ به عراق، چهره اى ناشناخته بود. در بين هواداران خود از محبوبيت تاريخى وخاندانى برخوردار است و پيروان او در شهرهاى شيعه نشين عراق پراكنده اند. فروپاشى نظام بعث عراق، پايگاه قدرت اين جريان را كه شامل شبكه اى از مؤسسات خيريه شيعه كه به دست پدرش بنيان گذاشته بود را عيان كرد. در نخستين هفته هاى حمله نيروهاى خارجى به عراق، پيروان مقتدا صدر به گشتزنى در محله هاى فقيرنشين حومه بغداد و توزيع آذوقه ميان مردم پرداختند.
آمريكا وگروهاى همسوى آن هنوزازتوان سياسى نظامى صدرى ها وحشت دارند. با وجود عمراندك اين گروه، آنها طيف وسيعى از نيروهاى جوان را به تشكيلات خود وارد كرده اند.
گفته مى شود تشكيلات نظامى صدريون با نام جيش المهدى حدود ۶۰ هزار عضو دارد و در گذشته، در مواردى با نيروهاى آمريكايى درگير شده است. دربرآورد توان تشكيلات صدر نگاه ها اغلب به قدرت سازمانى وتوان جذب آن است ، كه اين بخش از توان خود را درسالگرد اشغال عراق به نمايش گذاشت.
دو هفته پيش در چهارمين سالگرد سقوط صدام حسين، طرفداران خود را به برپايى تظاهرات در شهرهاى نجف و كوفه به منظور درخواست براى تعيين جدول زمانى براى عقب نشينى ارتش آمريكا در عراق فراخواند در پى فراخوان صدر، دهها هزار نفر در نجف و كوفه گرد هم آمدند. صدريون اكنون حدود۳۰ نماينده در مجلس ۲۷۵ نفرى عراق دارد.
با اين همه، صدريون در جايگاه يت تشكل سياسى هنوز از مشكل تك روى و ضعف منطق و عقلانيت رنج مى برند. ضعف بينش سياسى موجب شده اين گروه در كوران كشمكش هاى عراق به برخى رفتارهاى نادرست دست بزند. رفتارهايى كه براى دولت و جامعه شيعه عراق تبعاتى سنگين داشته است. مصاديق اين تندروى در رودررويى اين گروه با طوايف و مذاهب ديگر و نيز در تعامل با دولت عراق پيداست. بر همين اساس است كه مراجع و بزرگان دينى عراق، صدريون را تشكلى مى بينند كه رفتار و منش آن نيازمند اصلاح و تجديد نظر با معيارهاى اسلامى است.
* برخورد چند مرحله اى
آمريكايى ها، روش هاى بسيارى را براى سركوب وانزواى صدريون آزموده اند، اما هنوزپس از سه سال با اين مسأله روبرو هستند كه چگونه آنها را مهار كنند.
سران ارتش آمريكا چند بار اعتراف كردندكه طرح آنان براى ازميان بردن اين جريان به نتيجه نينجاميده است آخرين رويارويى آنها درديوانيه بود كه درآن ارتش آمريكا چند تن از رهبران ارتش مهدى را بازداشت كرد، اما به اقرار مركزفرماندهى آمريكاتاكتيكى كه رهبرى اين گروه به كار بست، بسيارى از فرماندهان آن ازحملات ارتش آمريكا در امان ماندند.
سياست آمريكايى ها بر ضد صدريون دو مرحله مشخص داشته است: بخشى كه خود ارتش آمريكا آن را درقالب طرحى به نام مهار شبه نظاميان به كار مى برد و بخش ديگرى كه آمريكا مى كوشد به دست خود عراقى ها اين جريان عراقى را حذف كند. البته دولت عراق هرچند در پى اعلام سياست جديد ايالات متحده، وعده داده است كه با جديت ويژه بر ضد گروه هاى شبه نظامى، وارد عمل شود. اما دراين باب با محذورها و ملاحظات جدى دست به گريبان است.
نخست وزير عراق از لحاظ سياسى به حمايت جريان صدركه داراى ۳۰ كرسى درپارلمان است، نياز دارد و برخى از اعضاى حزب او ترجيح مى دهند مقتدا صدر را در داخل خيمه سياسى دولت نگاه دارند و از رنجاندن او پرهيز كنند.
شايد مهم ترين مورد همراهى نيروهاى مالكى با اين سياست آمريكا، ماجراى روز ۱۹ ژانويه بود كه ابتدا شيخ عبدالهادى الدراجى، مدير ارتباطات رسانه اى صدر و از فرماندهان ارشد سپاه مهدى را بازداشت كردند، چند روز بعد حدود ۶۰۰ نفر مسلح و ۱۶ تن از رهبران سپاه مهدى در بغداد بازداشت شدند و سرانجام در ادامه اين عمليات در هفته دوم ماه فوريه حكيم الزاملى معاون وزارت بهدارى عراق را بازداشت كردند؛ فردى كه از اعضاى ارشد حزب سياسى وابسته به مقتدا صدر است.
آمريكايى ها در ايام رياست اياد علاوى بيشترين تلاش را براى سركوب صدريون كردند و اميدوار بودند كه دولت علاوى به اين جريان خاتمه دهد، اما چنين نشد. اكنون آنها دردوره مالكى از تاكتيك دو بعدى استفاده مى كنندكه يك وجه اين تاكتيك اعمال فشار بردولت عراق كه شيعيان در آن اكثريت دارند است. به اين صورت كه آنها مالكى را متهم مى كنند كه صدريون رادر طرح امنيتى و درگيرى آنها با نيروهاى ائتلاف بين المللى ناديده مى گيرد. جنبه ديگراين تاكتيك آن است كه آمريكايى ها شمارى از احزاب عمده سياسى و رقيبان مقتدا صدر را ترغيب كرده اند تا ائتلاف تازه اى با هدف تضعيف و به حاشيه راندن وى تشكيل دهند. اين حركت گروه هاى رقيب صدريون با پشتوانه عظيمى از تبليغات دولت هاى عربى ضد شيعه همراه است كه با كمك تريبون هاى پرنفوذ خود چون الجزيره والعربيه همواره صدريون را درشمارعوامل ترور قرار مى هند وحتى جنايات فرقه هاى سلفيان راهم به آنان نسبت مى دهند.
من را با عنان مقايسه نكنيد
287106.jpg
مترجم: حسين قنبرى - منبع: لوفيگارو
«من را با كارنامه كوفى عنان مقايسه نكنيد؛ كارنامه اى كه وى در ۱۰ سال و دو دوره رياستش بر جاى گذاشت، چون اين مقايسه غير منصفانه است. حداقل ۵ سال به من مهلت دهيد.»
وزير امور خارجه سابق كره جنوبى ۱۰۰ روز را به عنوان دبير كل سازمان ملل متحد سپرى كرد و اكنون وقت آن رسيده تانخستين ارزيابى ها درباره وى به عمل آيد. مردى كه بر خلاف اسلافش كه برخاسته از خانواده سازمان ملل بودند، هنوز در داخل و خارج از ساختمان شيشه اى ناشناخته مانده است.
يكى از ديپلمات ها دراين باره مى گويد: « هنوز براى اظهار نظر بسيار زود است و بايد به وى فرصت داد.» بان كى مون هنوز نهايت سعى خود را مى كند تا سوءظن هاى به وجود آمده از ناشيگرى هاى روزهاى اول مسئوليتش را برطرف كند. هيچ كس اظهار نظرهاى جنجالى وى درباره اعدام صدام حسين را فراموش نكرده است. زمانى كه گفت: «مسأله مجازات اعدام به تصميم داخلى هر يك از كشورهاى عضو سازمان ملل بستگى دارد.»
وى آن موقع هنوز همانند نماينده يك كشور كه مجازات اعدام در آنجا قانونى است حرف مى زد اما آن روز كه وى اين حرف ها را زد روز آغاز كار وى به عنوان دبير كل سازمانى بود كه وى را از اين گونه مناقشات دور مى كرد.
وى در مصاحبه اى با روزنامه لوفيگارو فرانسه گفت: «چالش ها بسيار بزرگتر از آن است كه تصور مى كردم. من در پذيرش اشتباهاتم درنگ نمى كنم چون نخستين دغدغه من برطرف كردن سوءظن هاست و درهر قضيه اى اين نتيجه نهايى است كه براى من مهم است.» وى كه به دليل نبود اجماع درباره طرح اصلاح عمليات هاى حفظ صلح مورد انتقاد قرار گرفته بود به محض بازگشت از سفر دوره اى خود به كشورهاى آفريقايى، روز پنجم فوريه به مدت ۳ ساعت در پشت درهاى بسته با سفيران ۱۹۲ كشور عضو مجمع عمومى سازمان ملل متحد جلسه اى را تشكيل داد و از آن موقع به بعد مشورت هاى توأم با موفقيت خود را افزايش داده است.
بان كى مون درباره مشكلات موجود در زمان آغاز مسئوليتش مى گويد: «مشكلات موجود در زمان آغاز مسئوليتم را به حساب نحوه ارتباطم مى گذارم، من با عشق و علاقه و بلندپروازى هايم آمده ام اما شروع كارم تنها با گروهى موقتى متشكل از ۵ نفر صورت گرفت؛ تنها كمك هاى محدودى را از دبيرخانه اى كه از دوره كوفى عنان هنوز مشغول به كار بودند دريافت مى كرديم. درست است كه سازمان ملل تجربه چندانى درباره دوره گذر ندارد اما بسيارى از دبير كل هاى سابق از درون سازمان ملل انتخاب شده بودند و به گروه هاى مشورتى ايام انتقالى نياز چندانى نداشتند و مثل من در لحظات آخر انتخاب نشده بودند.»
ژان مارك دو لا سابليه، نماينده دائم فرانسه در سازمان ملل خاطر نشان مى كند دبير كلى سازمان ملل متحد يكى از سخت ترين پست هاى موجود است.
همراهان بان كى مون مى گويند مأموريت نخست اوبه خاور نزديك موفقيت آميز بود و اين را بايد به فال نيك گرفت. در حقيقت از ديد آنها تصوير ارائه شده از اين كار دبير كل سازمان ملل تصوير كاذبى بود.زيرا او در سفرى فشرده به ۶ كشور آن هم طى ۹ روز و ده ها دور گفت و گوى دوجانبه با سران كشورها و دولت ها نتايجى متفاوت را به ذهن متبادر مى كند.»
بان كى مون دراين مأموريت تلاش كرد تا سودان را به پذيرش يك نيروى بين المللى در دارفور متقاعد كند. در آن هنگام فردى كه خيلى ها به وى شك داشتند خود را مذاكره كننده اى قابل نشان داد. يكى از همكاران نزديك بان كى مون كه در مذاكرات رياض حضور داشت در حاشيه نشست اتحاديه عرب گفت: «در هر مورد و مشكلى، كه كم هم نبودند، تعامل خوبى برقرار مى كرد.»
درست است وزير خارجه سابق كره جنوبى كه در حال افزايش شناخت خود از حوزه هاى بين المللى است، اما از مقاومتى بهره مى برد كه تناسبى با ظاهر جسمانى نحيفش ندارد. يكى از ديپلمات هاى سازمان ملل درتوصيف اين خصوصيت او مى گويد: «بان كى مون مرد عمل است كه از بر عهده گرفتن كارهاى سخت و دشوار هراسى ندارد تا آنها را به پايان برساند. وى نه تنها قابليت هاى كارى بالايى دارد بلكه به همه نيز توجه دارد، همين طور فردى خويشتندار است چيزى كه وى را منطقى جلوه مى دهد.»
اگر چه شيوه رياستى وى زمانى كه عذر برخى از كارمندان بلند پايه را بدون هيچ گونه ملاحظه اى خواست، موجب ناآرامى در طبقات كاخ شيشه اى سازمان ملل شد، اما توانست در نهايت تصويرى جديد از خود ارائه دهد.
مدافعان او مى گويند بارها مشاهده كرده اند كه وى ناهار خود را در سينى و در سالن غذاخورى سازمان ملل در ميان كارمندانى كه شانس ديگرى براى ديدن رئيس بزرگشان ندارند صرف كرده است.او شخصيتى دارد كه گفته مى شود چندان كاريزماتيك نيست و ژست هاى آنچنانى نمى گيرد. گاهى اوقات شوخ طبعى هايى هم دارد چنانكه پس ازمذاكره موفقيت آميزش با مقام هاى عربستان كه از صدور رواديد به يك خبرنگار زن اسرائيلى خوددارى كرده بودند، دستش را به علامت پيروزى بالا برد و غرور خود را از اين كه به گفته خودش در سفر به خاورميانه توانسته بود كارى انجام دهد نشان داد.
اما قضاوت ها درباره بان كى مون وقتى كامل خواهد شد كه صلاحيت وتوانايى دبير كل جديد از اين زوايا هم سنجيده شود:توانايى وى در ارائه نگرشى تازه، مقاومت در برابر فشارهاى ايالات متحده آمريكا، مديريت سازمانى كه عملكرد آن با برداشت آسيايى ها از آن ناسازگار است كه اين مديريت چيزى جداى از اصلاح آن است.
اگربه سخنان خود بان كى مون رجوع كنيم وعده هاى زيبايى اززبان او خواهيم شنيد چنانكه وى گفته است: « براى ما منافع عامه ملت ها در اولويت است، چنانچه در گذشته، اغلب منافع شخصى در اولويت قرار گرفته اند، من از افرادى كه براى سازمان ملل متحد كار مى كنند انتظار فداكارى، اخلاص كامل، انسجام و كار گروهى دارم. من مى خواهم فرهنگ سازمان ملل را تغيير دهم.» اما اكنون سؤال جدى اين است كه آيا بان كى مون سازمان ملل متحد را تغيير خواهد داد يا سازمان ملل بان كى مون را؟

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   زنان   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   | 
|   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   رودررو   |   سلامت   |   زندگى   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |