پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۸ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Thu, Apr 26, 2007
ديپلماتيك
۳۶۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
هفته عكس (قاب عكس)
رودررو
خانواده
گفت و گو با سليمان فرنجيه وزير كشور پيشين لبنان
گفت وگوى سى ان ان با مادلين آلبرايت وزيرخارجه پيشين آمريكا
گفت و گو با سليمان فرنجيه وزير كشور پيشين لبنان
ميانجيگران عرب
عادل نبودند
احسان تقدسى ـ مختار پرتو
287424.jpg
پس از گذشت ۵ ماه از آغاز مناقشه سياسى بيروت، همچنان چشم انداز روشنى براى حل آن ديده نمى شود. به نظر مى رسد چرخه حوادث لبنان اكنون در مسيرى قرار گرفته است كه هيچ يك از كشورهاى دوست لبنان انتظار آن را نداشتند و با كنار رفتن رايزنان منطقه اى، اكنون سير حوادث اين كشور به اما و اگرها سپرده شده است. هر يك از دوطيف ۱۴ مارس و ۸ مارس، حاضر به كوتاه آمدن از مواضع خود نيستند. مخالفان دولت مركزى بيروت همچنان برخواسته خود كه تشكيل كابينه وحدت ملى و كسب يك سوم كابينه است اصرار دارند و از سوى ديگر طرفداران دولت با جريان سازى حول محور دادگاه قتل حريرى، مى كوشند با كشاندن اين بحران به عرصه بين المللى اوضاع داخلى لبنان را به سود خود رقم بزنند. سليمان تونى فرنجيه از چهره هاى سرشناس مخالفان دولت كه سابقه ۴ دوره وزارت در سال هاى ۱۹۹۶ (بهدارى)، ۱۹۹۸ (مسكن)، ۲۰۰۰ (بهدارى) و ۲۰۰۳ (كشور) در كابينه هاى سليم الحص، رفيق حريرى و عمر الكرامى را دارد، در روزهاى گذشته ميهمان ايران بود. در گفت وگو با وى فرصتى دست داد تا ابعاد پيدا و پنهان حوادث بيروت را از نگاه يك عضو ارشد گروه هشتم مارس بررسى كنيم.
وى كه به صراحت لهجه در ميان لبنانى ها مشهور است، با همين صراحت نيز سؤالات «ايران» را پاسخ داد.

اجازه دهيد گفت وگو را از مهم ترين مباحث روز لبنان شروع كنيم. قضيه تشكيل دولت وحدت ملى و دادگاه حريرى به كجا رسيد؟
بعد از گذشت چند سال از قتل حريرى، همه همچنان تمايل فراوانى دارند تا بدانند به راستى چه كسى حريرى را به قتل رساند . من البته دليل تمايل عجيب و غريب جامعه بين الملل به تشكيل اين دادگاه را متوجه نمى شوم. آيا اين ها واقعاً به دنبال قاتل حريرى هستند و يا اين دادگاه را بهانه اى براى دخالت در امور داخلى لبنان قرار داده اند تا بعد از آن نيز به سراغ كشورهاى دوست و برادر لبنان بروند. ما به عنوان مخالفان دولت تا به حال بارها اعلام كرده ايم كه از تشكيل دادگاه حمايت مى كنيم اما ملاحظاتى را نيز داريم. در ديدار اخير سعد حريرى و نبيه برى نيز ما موافقت خود را اعلام كرده و خواستار تشكيل كميسيونى براى بررسى اين ملاحظات پيش از تشكيل دولت وحدت ملى شديم. اما متأسفانه طيف حاكم ملاحظات ما را نپذيرفت چرا كه معتقدم اين طيف داراى تعهداتى به كشورهاى خارجى است طرفداران دولت در حال اجراى برنامه اى خارجى در لبنان هستند. آن ها كوچكترين اختيارى از خود ندارند و در نهايت اجراكننده دستورهاى خارجى ها هستند.
چرا فكر مى كنيد دولت فعلى لبنان غيرقانونى است؟
چون لبنان كشورى دموكراتيك و براساس دموكراسى توافقى است. قانون اساسى ما مى گويد هيچ قانونى نمى تواند همزيستى مسالمت آميز را نقض كند. متأسفم كه بسيارى از كشورهايى كه در بحران لبنان دخالت كرده و مى كنند اين موضوع را نمى فهمند. معتقديم هيچ كس جز خود لبنانى ها قادر به حكومت بر لبنان نيستند. چاره اين كار هم حضور همه لبنانى ها در امور داخلى لبنان است. متأسفانه، برخى كشورها تنها از طيف حاكم بر لبنان حمايت مى كنند و اين بسيار به نظرم ناپسند و زشت است. هر كس لبنان را دوست دارد بايد به دنبال ايجاد دموكراسى واقعى و وحدت ملى در لبنان باشد. حتى اين ممكن است در نهايت به جنگ در لبنان بينجامد.
شاهد رايزنى هاى فراوانى از سوى ايران و عربستان براى حل بحران سياسى بيروت بوديم. اين رايزنى ها به كجا انجاميد؟ آيا ادامه اين بحران دليلى بر ناموفق بودن اين رايزنى هاست؟
تصور نمى كنم اين طور باشد، ايران و عربستان گفت وگوهاى خيلى مناسبى در مورد لبنان داشتند اما دخالت هاى فرانسه و آمريكا در نهايت باعث شد اين تلاش ها به نتيجه نرسد. كشورهاى غربى به دنبال ايجاد جو تفاهم و گفت وگو در لبنان نيستند چرا كه سياست آن ها وابسته به اسرائيل است. خود بهتر مى دانيد كه اسرائيلى ها به دنبال وحدت ملى در لبنان نيستند. متأسفانه، برخى كشورهاى غربى تحت نفوذ سياست صهيونيست ها هستند. غربى ها و در رأس آن ها فرانسه و آمريكا با فشار بر طيف اكثريت اسباب ناكامى رايزنى هاى عربستان و ايران را فراهم آوردند.
سخن از نقش سفير آمريكا در لبنان بسيار است. به راستى سفير آمريكا در لبنان چه مى كند؟
فكر مى كنم سفير آمريكا تنها برنامه هاى ديكته شده واشنگتن را اجرا مى كند. سياست آمريكا در لبنان بر پايه حمايت از يك طيف خاص مطرح شده و نه حمايت از پروژه وحدت ملى، سفير آمريكا تنها يك مجرى است و نه بيشتر.
اخيراً شاهد سفر نانسى پلوسى رئيس مجلس نمايندگان آمريكا به منطقه و نيز بيروت و دمشق بوديم. با توجه به سياست هاى خاص نومحافظه كاران كاخ سفيد نسبت به مسائل لبنان و سوريه آيا اين قبيل سفرها نشان از تغيير يا تفاوت رويكرد دموكرات ها نسبت به قضاياى لبنان و سوريه دارد؟
فكر مى كنم بله؛ مطمئناً نظر دموكرات ها و جمهوريخواهان متفاوت است. با تغيير حكومت در آمريكا احتمالاً ديدگاه هاى رسمى نيز تغييراتى هر چند جزيى خواهد داشت. شواهد كنونى نشان از آن دارد كه جمهوريخواهان در دولت بعدى آمريكا جايى ندارند، با پايان دوران بوش شاهد تغيير معادلات خواهيد بود و من نيز به اين قضيه خوشبينم. در نهايت، هر حكومتى كه در آمريكا بر سر كار آيد، براى ما بهتر از بوش خواهد بود.
فكر مى كنيد با رفع اختلاف ميان دمشق و واشنگتن از سويى و دمشق ـ رياض از سوى ديگر، آيا امكان تغيير رويكرد ۱۴ مارسى ها نسبت به سوريه وجود دارد؟
اگر اتفاقى كه اشاره كرديد روزى بيفتد، مطمئن باشيد ۱۴ مارسى ها براى برقرارى رابطه با ايران و سوريه حتى بر ما نيز پيشى خواهند گرفت و دست و پا خواهند زد. اگر خاطرتان باشد در ايام حضور سوريه در لبنان ۱۴ مارسى ها از پيشقراولان رابطه با سوريه بودند و ما در ته اين صف ايستاده بوديم.(باخنده) ما (۸ مارسى ها) در روابط با ايران و سوريه از ۱۴ مارسى ها عقب خواهيم افتاد.
چشم انداز سياسى لبنان را با توجه به تحولات غيرقابل پيش بينى كه شايد تنها در جامعه لبنان مجال بروز دارد، چگونه ارزيابى مى كنيد؟
اكنون در لبنان دو ديدگاه وجود دارد. يك ديدگاه غربگرا كه معتقد است لبنان حتى بايد با اسرائيل صلح كند. ما نيز صلح را قبول داريم، اما صلحى كه در آن حقوق ما نيز تأمين شود. ديدگاه دوم نيز نگاه استقلال طلبانه است كه لبنان را جزيى جداناپذير از شرق مى داند و مى گويد لبنان بايد عربى و شرقى باشد نه آن كه زبان ما عربى باشد و بعد به غرب وابسته باشيم. فكر مى كنم در اين جدال در نهايت حق پيروز خواهد شد. در تاريخ لبنان، مردمان فراوانى بودند كه خون خود را فداى لبنان كرده اند. حق اين هاست كه اين كشور را بسازند. افرادى كه اكنون مى خواهند كشور را به دامان استعمار بيندازند همان هايى هستند كه روزى از شبه نظاميان غيرقانونى كشور حمايت مى كردند و حتى نتايج جنگ را نيز به سود خود مصادره كردند. اين ها به بهانه بازسازى لبنان ثروت هاى كلانى به جيب زدند. راه آن ها به نابودى شان منتهى مى شود. من همچنين معتقدم هيچ گروه سياسى نبايد از لبنان حذف شود چرا كه آن هم به تنش منجر مى شود. آن موقعى كه مسيحى ها دولت را در دست گرفتند و من نيز يكى از همان ها هستم، كشور بهاى سنگينى را پرداخت كه همان جنگ داخلى ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵ است. فكر مى كنم هر گروهى بخواهد به تنهايى بر لبنان حكمرانى كند چيزى جز شكست عايدش نمى شود.
287331.jpg
شايعات فراوانى در مورد نقش افرادى چون سمير جعجع در قتل نزديكان شما از جمله پدر، مادر و ... ورد زبان هاست. چه احساسى داريد وقتى مى بينيد افرادى چون او در جبهه ۱۴ مارس در مقابل صف بسته اند؟
سمير جعجع دشمن تاريخى ماست. وى يكى از پايه هاى نفوذ اسرائيل در لبنان است. وقتى او از زندان بيرون آمد، من تأكيد كردم كه آزادى اش بخشى از يك پروژه است. اين پروژه اكنون در سخنان برخى چهره ها براى فدرالى كردن لبنان قابل مشاهده است. فدراليسم خودكشى بزرگى براى لبنان است. هم اكنون مى بينيم برخى كشورها به مسيحيان و دروزى ها وعده و وعيد مى دهند تا آن ها را نيز با پروژه خود همراه كنند. البته اين طيف ها در نهايت چهره هايى سوخته براى مردم لبنان خواهند بود.
نقش كشورهاى عربى در بحران لبنان چگونه است؟ كدام كشورها، دنبال ايجاد وفاق در لبنان هستند و كدام ها درگير معركه نزاع اند؟
نقش ايران و سوريه و قطر بسيار خوب و ارزنده بود. اما با كمال تأسف بايد عرض كنم برخى كشورهاى عربى مرعوب اسرائيل شدند . جهان عرب اكنون در اوضاعى است كه بايد بر حال آن گريست. برخى كشورهاى عربى چاپلوسى را تا آنجا رسانده اند كه امتيازاتى را كه اسرائيل و آمريكا از آن ها نخواسته اند را نيز به آنها داده اند. اين كارها اعراب را سربلند نمى كند. ما به ملت هاى عرب دل بسته ايم. رهبران عربى مى خواهند به زور مردم را در اين صلح دروغين وارد كنند. مردم جهان عرب هيچ گاه تن به اين پروژه نخواهند داد. اين را من با اطمينان مى گويم؟
به نظر مى رسد از ابتدا نوعى بى اعتمادى از سوى هر دو طيف درگير جنگ سياسى بيروت نسبت به ميانجيگرى هاى بين المللى و حتى اتحاديه عرب وجود داشت. علت اين امر را در چه مى بينيد؟
فكر مى كنم اعراب نسبت به ما عادل نبودند. اين ها متأسفانه از طيف حاكم حمايت مى كردند و بنابراين قادر نبودند نقش يك ميانجى را ايفا كنند. تصور مى كنم وقتى عمروموسى به لبنان آمد يك ميانجى نبود بلكه نماينده طيف حاكم بود. او وقتى ديد نمى تواند شروط اكثريت را بر ما تحميل كند، با عصبانيت گفت هر وقت اين شرط ها را پذيرفتند من به لبنان بازمى گردم.
اخيراً اخبارى مبنى بر ميانجيگرى غرب يا سوئيسى ها در بحران بيروت و برگزارى جلسه اى در اين كشور شنيده شده است. اين اخبار صحت دارد؟
ما ترجيح مى دهيم لبنانى ها مشكلات خود را در داخل حل كنند. همه طيف هاى لبنان بايد ابتدا بر سر برخى مسائل با هم توافق كنند والا آن ها به هرجا كه بروند فايده اى ندارد.
شما از متحدان حزب الله هستيد. به راستى در حزب الله چه ديديد كه اين اتحاد را انجام داديد؟
صداقت مهم ترين عامل براى ما بود. حزب الله واقعاً در روابط خود صادق است. روابط ما با سيدحسن نصرالله روابطى دوستانه و براساس تفاهم دوجانبه است. تا ابد روابط ما با حزب الله حفظ مى شود.
هم شما و هم طيف مقابل شما مدعى حمايت اكثريت مردم لبنان از خود است. گواه شما بر اين امر چيست؟
اگر ۱۴ مارسى ها واقعاً اعتقاد دارند كه داراى حمايت مردمى هستند، انتخاباتى را برگزار كنند تا اين انتخابات سنگ محك همه گروه ها باشد. ما حاضريم تضمين دهيم كه نتيجه انتخابات هر چه باشد، قبول مى كنيم. آن ها مى ترسند و مى دانند از رويكرد مردمى برخوردار نيستند. به همين دليل هم حاضر به انجام انتخابات نيستند.
گفت وگوى سى ان ان با مادلين آلبرايت وزيرخارجه پيشين آمريكا
آلبرايت با هيلارى مى آيد
287304.jpg
ترجمه: حامد شهبازى

مادلين آلبرايت با وجود كناره گيرى از مناصب سياسى هنوز ارتباط خود با حوزه ديپلماسى را قطع نكرده است. برهمين اساس، طرف مشورت بسيارى از محافل رسانه اى و سياسى است. وزير امور خارجه اسبق آمريكا اكنون از منتقدان سياست هاى خارجى جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا محسوب مى شود. او در گفت وگو با سى ان ان مى گويد: خط مشى واشنگتن در عراق و اقدام هاى دولت اين كشور به قدرت گرفتن طيف هاى رقيب واشنگتن و از جمله ايران منجر شده است. وى با اشاره به اين كه آمريكا در حال حاضر گزينه خوبى در قبال عراق ندارد، مى گويد: حضور آمريكا در عراق بدترين فاجعه است. آلبرايت تأكيد مى كند كه زمان ايجاد تغييرات در سياست آمريكا در قبال عراق فرارسيده و اين در حالى است كه بوش در اين مسير حركت نمى كند. از همين روست كه دموكرات ها از آلبرايت به عنوان الگويى موفق در برابر ديپلماسى ناكام رايس نام مى برند. نقدهاى جدى اين يار دموكرات ها به ديپلماسى بوش اكنون پيش روى شما است.

خانم آلبرايت! شما در كتاب جديد خود مستقيماً به اين امر اشاره كرده ايد كه جنگ عراق شكستى غم انگيزتر از جنگ ويتنام است.
بله، همينطور است. نه تنها از جنبه تعداد آمريكايى هايى كه در عراق كشته شدند، بلكه از جنبه پيامدهاى ناخواسته آن: هرج و مرج در منطقه، اين احساس كه ايران قدرت بيشتر در منطقه يافته است و اين حقيقت كه اقتدار اخلاقى آمريكا به دليل اقداماتش در عراق و ديگر حوادث در اين كشور به شدت لطمه خورده است.
اين در حالى است كه سناتور ليبرمن كاملاً با شما مخالف است و گفته است اگر آمريكا در عراق پيروز نشود و از اين كشور خارج شود، تلاش نكردن براى كسب پيروزى فاجعه خواهد بود چرا كه اگر آمريكا در اين كشور شكست بخورد، آنگاه عراق پايگاهى براى القاعده خواهد شد، همان القاعده اى كه به آمريكا حمله كرد. پاسخ شما در اين باره چيست؟
بايد بگويم كه آمريكا در حال تبديل شدن به پايگاهى براى القاعده است. همانطور كه مى دانيد، نكته جالب اين است كه بازرس كل ارتش آمريكا در حقيقت اين امر را تأييد كرده كه هيچ رابطه اى ميان القاعده و صدام حسين نبوده است ولى هر روزه بيشتر مى بينيم كه حضور القاعده در عراق پررنگ تر شده است و به صراحت بگويم كه شمارى از اعضاى القاعده در واكنش به حضور ما در عراق اردو زده اند . بنابراين، با سناتور ليبرمن مخالف هستم و معتقدم ما بايد بدون پايان دادن به اين جنگ به روشى اقدام كنيم كه اوضاع پر از هرج و مرج پس از ترك اين كشور باقى نگذاريم. اما مسأله ناراحت كننده اين است كه آمريكا در حال حاضر هيچ گزينه خوب ديگرى ندارد. اگر آمريكا در عراق باقى بماند، فاجعه خواهد بود. اگر عراق را ترك كند، باز هم فاجعه خواهد بود.
با اين اوصاف، بدترين فاجعه از نظر شما چيست؟
فكر مى كنم در حال حاضر، حضور آمريكا در عراق بدترين فاجعه است. آنچه كه بايد اتفاق بيفتد اين است كه آمريكا بايد در آموزش نيروهاى امنيتى عراق از ديگر كشورها كمك بخواهد. به اين منظور، بايد خود عراقى ها عهده دار مراقبت از كشور خود باشند و در عين حال بايد براى پيدا كردن راه حلى سياسى اقدام كرد. من اقدامى از سوى دولت آمريكا در اين زمينه مشاهده نمى كنم.
ديويد پترائوس، فرمانده نيروهاى آمريكايى، مسائلى را مطرح كرده كه اميدهايى را درباره اين كه اوضاع در مسير درست حركت كند، به وجود آورده است. وى گفته: «براى اين كه شاهد پيشرفت در عراق باشيم به چند روز و چند هفته نياز نداريم بلكه به چند ماه نياز است. شاخص هاى اميدواركننده اى در بغداد در رابطه با كاهش خشونت هاى فرقه اى ديده مى شود. شمارى از خانواده هاى عراقى در حال بازگشت به خانه هاى خود هستند و بازارها رونق گرفته است».
بنابراين پترائوس با وجود آن كه مى گويد به چند ماه زمان نياز است تا مشخص شود سياست جديد آمريكا براى افزايش شمار نيروها در عراق كارايى دارد يا خير، در عين حال نشانه هاى ابتدايى از پيشرفت را نيز مشاهده مى كند. نظر شما در اين باره چيست؟
من در عراق نيستم اما حقيقت اين است كه ما گزارش هاى كاملاً متفاوتى را از عراق مى شنويم.
مكان هايى در عراق هستند كه اوضاع در آنجا بهتر شده است و در عين حال مكان هايى هم هستند كه اوضاع وخيمى دارند. هر روزه گزارش هايى را درباره مرگ نيروهاى آمريكايى و مرگ عراقى ها مى شنويم. بنابراين، اميدوارم راه حلى باشد كه باعث ثبات در عراق شود و آمريكا بتواند نيروهايش را از اين كشور خارج كند زيرا در حال حاضر سياست منسجمى در اين باره وجود ندارد.
شما با هرى ريد و نانسى پلوسى، رهبران مجلس آمريكا، در خصوص تعيين جدول زمانى براى خروج از اين كشور و مرتبط كردن بودجه جنگ با آن موافقيد؟
فكر مى كنم تعيين اهداف براى استقرار مجدد نيروهاى آمريكايى در عراق ايده خوبى است. فكر مى كنم در نهايت بايد شمارى از نيروها در اين كشور باقى بمانند اما من قطعاً بر اين باورم كه مردم آمريكا در انتخابات نوامبر گذشته آشكارا روشن كردند كه زمان ايجاد تغييرات در سياست آمريكا در قبال عراق فرارسيده است و اين در حالى است كه آمريكا در اين مسير حركت نمى كند.
ديك چنى، معاون رئيس جمهورى آمريكا، گفته است: «حقيقت اين است كه اگر ائتلاف ما از عراق خارج شود، قبل از آن كه عراقى ها بتوانند از خود دفاع كنند، جناح هاى بنيادگرا براى تسلط بر عراق مبارزه خواهند كرد. خشونت سراسر عراق را فراخواهد گرفت و جلوگيرى از آن بسيار دشوار خواهد بود. نيروهاى جهادى با كسب پيروزى در عراق به دنبال مأموريت هاى جديدى خواهند بود». وى سناريوى نسبتاً هولناكى را به تصوير كشيده است، نظر شما چيست؟
صادقانه بگويم فكر نمى كنم كسى آنچه را كه ديك چنى مى گويد باور كند، زيرا برخى مسائلى كه وى درگذشته گفته با واقعيت مرتبط نبوده است. من بيشتر تمايل دارم كه سخنان ژنرال پترائوس را باور كنم كه در دل حادثه است، اما من واقعاً با آنچه كه ديك چنى مى گويد مشكل دارم.
نظرتان درباره اظهارات جورج بوش چيست؟ وى گفته است: «نيروهاى آمريكايى پس از آن كه جنگى خونين با ژاپن و آلمان نازى داشت، به حمايت از آنها پرداخت و به كمكشان شتافت تا رشد كنند . اكنون ما شاهد فوايد كمك كردن به دشمنان پيشين خود هستيم كه اكنون مزاياى آزادى را درك مى كنند». آيا مى توان قياسى ميان آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانى دوم و آنچه كه اكنون در عراق روى مى دهد، صورت داد؟
خير، منظورم اين است كه نمى توان فوايدى را كه ما از كمك كردن به اين كشورها مى بريم، انكار كنيم اما جنگ عراق بسيار متفاوت است. ما در جريان جنگ جهانى دوم مى دانستيم كه دشمنان ما كه هستند. اتحاد وسيعى از كسانى بود كه در حال جنگ بودند. كشورهايى بودند كه به بازسازى خود تمايل داشتند. ما در عراق با اوضاع بسيار متفاوت و جنگى متفاوت روبه رو هستيم و اين احساس وجود دارد كه در دولت آمريكا فقدان واقع بينى در قبال آنچه كه در عراق روى مى دهد، وجود دارد. فكر مى كنم مردم آمريكا آشكارا نشان دادند كه درك بهترى از آنچه كه روى مى دهد دارند و اين كه از جنگ در عراق نتيجه خوبى حاصل نمى شود.
از نگاه شما، اعتبار رئيس جمهورى بهتر از اعتبار معاونش است؟
نزديك است. اما من نمى خواهم رئيس جمهور را باور كنم و بپذيرم كه وى دارد كشور را در مسير درستى هدايت مى كند، اما فكر مى كنم كنگره نقش فزاينده مهمى براى ايفا دارد چرا كه كنگره بيشتر نظرات مردم آمريكا را منعكس مى كند. ما بايد از نيروهايمان در عراق حمايت كنيم و آنها به اين حمايت نياز دارند، اما آنها نمى توانند در قالب يك سياست غيرمنسجم در اين كشور باقى بمانند.
به نظر شما آيا نانسى پلوسى، رئيس مجلس نمايندگان، با امتناع از توصيه كاخ سفيد اين حق را داشته كه به دمشق سفر كند و با بشار اسد رئيس جمهورى سوريه ديدار كند؟ يا چنين حقى نداشته است؟
پلوسى سومين مقام قدرتمند در آمريكاست و بار ديگر مى گويم كه كنگره آشكارا تأكيد كرده كه مى خواهد نقش متفاوتى را ايفا كند. كنگره به مدت ۶ سال خواب بوده است. من فكر مى كنم وى كار درستى انجام داده است. وى كاملاً حق دارد كه چنين كارى كند. وى نمايندگى افراد بسيارى را برعهده دارد و فكر مى كنم افراد بسيارى بوده اند كه به دمشق رفته اند. ما با دمشق روابط ديپلماتيك داريم و در عين حال گروه مطالعات عراق تصريح كرده كه بايد با كشورهايى كه دوستشان نداريم مذاكره كنيم. به صراحت بگويم مذاكره با افرادى كه مخالف ما هستند، بسيار مهم تر از مذاكره با كسانى است كه با ما موافق هستند. بنابراين، فكر مى كنم وى اين حق را كاملاً داشته كه به سوريه برود.
روزنامه وال استريت ژورنال در مقاله اى با اشاره به سفر پلوسى به سوريه نوشته است: خانم پلوسى جز اين كه بوش را ناراحت كند با چه اميدى به سوريه رفته است؟ كارى نكرد خانم پلوسى با سفرش به دمشق به رئيس جمهورى سوريه اطمينان داده كه جورج بوش براى اعمال فشارهاى بيشتر بر دمشق از حمايت هاى داخلى برخوردار نيست. پلوسى در عين حال باعث شد كه همكارى بشار اسد با پرونده رفيق حريرى يا كمك به دولت عراق در شكست بعثى ها و تروريست هاى القاعده از سطح كمى برخوردار باشد. پاسخ شما به اين مسأله چيست؟
تا آنجايى كه من مى دانم، پلوسى پيام نسبتاً تندى را به اسد داده و درباره اهميت دادگاه حريرى و مفيد بودن براى عراق صحبت كرده است. و به اين حرف من اعتقاد داشته باشيد كه آقاى اسد و ديگران در سوريه روزنامه هاى آمريكايى را مى خوانند و به رسانه هاى آمريكايى گوش مى دهند و آنها خيلى خوب مى دانند كه بوش در قبال اين مسأله خاص از حمايت مردم آمريكا برخوردار نيست.
كاندوليزا رايس وزير خارجه را فردى مى دانند كه هرگز اهل معامله نيست. وى سفر مى كند، با رهبران مختلف نشست و برخاست مى كند و عكس مى گيرد ولى هرگز معامله نمى كند. اين در حالى است كه جهان به دنبال معامله است و آمريكا افراد مناسبى را براى معامله كردن در اختيار ندارد. نظر شما چيست؟
شغلى كه رايس دارد بسيار دشوارتر از آن چيزى است كه گفته مى شود، اما من قطعاً فكر مى كنم كار رايس بسيار دشوار است. وى بيشتر از گذشته درگير ديپلماسى شده است كه من از اين بابت خوشحالم. وى اكنون موافقت كرده كه به نشست مصر درباره عراق برود كه متعاقب نشست قدرت هاى منطقه درباره عراق در بغداد صورت مى گيرد.
هيلارى كلينتون گفته است در صورتى كه رئيس جمهورى آمريكا شود، مادلين آلبرايت را به سمت وزير امور خارجه خود برخواهد گزيد و اگر وى قبول نكند، آنگاه بيل كلينتون را به اين سمت منصوب مى كند. آيا مى خواهيد بار ديگر وزير خارجه باشيد؟
من بهترين شغل دنيا را داشتم. اين امر ۲ بار اتفاق نمى افتد، اما من قطعاً از هيلارى كلينتون حمايت مى كنم زيرا وى آماده است كه رئيس جمهور آمريكا شود.
آيا شما صرفاً از وى حمايت مى كنيد يا فعالانه در مبارزات انتخاباتى نقش داريد و در زمينه سياست خارجى به وى توصيه هايى مى كنيد؟
من در حمايت از وى صحبت مى كنم و بله بخشى از مبارزات انتخاباتى وى هستم و از اين امر به خود مى بالم، زيرا فكر مى كنم وى بهترين است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |