احسان تقدسى ـ مختار پرتو
|
|
|
پس از گذشت ۵ ماه از آغاز مناقشه سياسى بيروت، همچنان چشم انداز روشنى براى حل آن ديده نمى شود. به نظر مى رسد چرخه حوادث لبنان اكنون در مسيرى قرار گرفته است كه هيچ يك از كشورهاى دوست لبنان انتظار آن را نداشتند و با كنار رفتن رايزنان منطقه اى، اكنون سير حوادث اين كشور به اما و اگرها سپرده شده است. هر يك از دوطيف ۱۴ مارس و ۸ مارس، حاضر به كوتاه آمدن از مواضع خود نيستند. مخالفان دولت مركزى بيروت همچنان برخواسته خود كه تشكيل كابينه وحدت ملى و كسب يك سوم كابينه است اصرار دارند و از سوى ديگر طرفداران دولت با جريان سازى حول محور دادگاه قتل حريرى، مى كوشند با كشاندن اين بحران به عرصه بين المللى اوضاع داخلى لبنان را به سود خود رقم بزنند. سليمان تونى فرنجيه از چهره هاى سرشناس مخالفان دولت كه سابقه ۴ دوره وزارت در سال هاى ۱۹۹۶ (بهدارى)، ۱۹۹۸ (مسكن)، ۲۰۰۰ (بهدارى) و ۲۰۰۳ (كشور) در كابينه هاى سليم الحص، رفيق حريرى و عمر الكرامى را دارد، در روزهاى گذشته ميهمان ايران بود. در گفت وگو با وى فرصتى دست داد تا ابعاد پيدا و پنهان حوادث بيروت را از نگاه يك عضو ارشد گروه هشتم مارس بررسى كنيم.
وى كه به صراحت لهجه در ميان لبنانى ها مشهور است، با همين صراحت نيز سؤالات «ايران» را پاسخ داد.
اجازه دهيد گفت وگو را از مهم ترين مباحث روز لبنان شروع كنيم. قضيه تشكيل دولت وحدت ملى و دادگاه حريرى به كجا رسيد؟
بعد از گذشت چند سال از قتل حريرى، همه همچنان تمايل فراوانى دارند تا بدانند به راستى چه كسى حريرى را به قتل رساند . من البته دليل تمايل عجيب و غريب جامعه بين الملل به تشكيل اين دادگاه را متوجه نمى شوم. آيا اين ها واقعاً به دنبال قاتل حريرى هستند و يا اين دادگاه را بهانه اى براى دخالت در امور داخلى لبنان قرار داده اند تا بعد از آن نيز به سراغ كشورهاى دوست و برادر لبنان بروند. ما به عنوان مخالفان دولت تا به حال بارها اعلام كرده ايم كه از تشكيل دادگاه حمايت مى كنيم اما ملاحظاتى را نيز داريم. در ديدار اخير سعد حريرى و نبيه برى نيز ما موافقت خود را اعلام كرده و خواستار تشكيل كميسيونى براى بررسى اين ملاحظات پيش از تشكيل دولت وحدت ملى شديم. اما متأسفانه طيف حاكم ملاحظات ما را نپذيرفت چرا كه معتقدم اين طيف داراى تعهداتى به كشورهاى خارجى است طرفداران دولت در حال اجراى برنامه اى خارجى در لبنان هستند. آن ها كوچكترين اختيارى از خود ندارند و در نهايت اجراكننده دستورهاى خارجى ها هستند.
چرا فكر مى كنيد دولت فعلى لبنان غيرقانونى است؟
چون لبنان كشورى دموكراتيك و براساس دموكراسى توافقى است. قانون اساسى ما مى گويد هيچ قانونى نمى تواند همزيستى مسالمت آميز را نقض كند. متأسفم كه بسيارى از كشورهايى كه در بحران لبنان دخالت كرده و مى كنند اين موضوع را نمى فهمند. معتقديم هيچ كس جز خود لبنانى ها قادر به حكومت بر لبنان نيستند. چاره اين كار هم حضور همه لبنانى ها در امور داخلى لبنان است. متأسفانه، برخى كشورها تنها از طيف حاكم بر لبنان حمايت مى كنند و اين بسيار به نظرم ناپسند و زشت است. هر كس لبنان را دوست دارد بايد به دنبال ايجاد دموكراسى واقعى و وحدت ملى در لبنان باشد. حتى اين ممكن است در نهايت به جنگ در لبنان بينجامد.
شاهد رايزنى هاى فراوانى از سوى ايران و عربستان براى حل بحران سياسى بيروت بوديم. اين رايزنى ها به كجا انجاميد؟ آيا ادامه اين بحران دليلى بر ناموفق بودن اين رايزنى هاست؟
تصور نمى كنم اين طور باشد، ايران و عربستان گفت وگوهاى خيلى مناسبى در مورد لبنان داشتند اما دخالت هاى فرانسه و آمريكا در نهايت باعث شد اين تلاش ها به نتيجه نرسد. كشورهاى غربى به دنبال ايجاد جو تفاهم و گفت وگو در لبنان نيستند چرا كه سياست آن ها وابسته به اسرائيل است. خود بهتر مى دانيد كه اسرائيلى ها به دنبال وحدت ملى در لبنان نيستند. متأسفانه، برخى كشورهاى غربى تحت نفوذ سياست صهيونيست ها هستند. غربى ها و در رأس آن ها فرانسه و آمريكا با فشار بر طيف اكثريت اسباب ناكامى رايزنى هاى عربستان و ايران را فراهم آوردند.
سخن از نقش سفير آمريكا در لبنان بسيار است. به راستى سفير آمريكا در لبنان چه مى كند؟
فكر مى كنم سفير آمريكا تنها برنامه هاى ديكته شده واشنگتن را اجرا مى كند. سياست آمريكا در لبنان بر پايه حمايت از يك طيف خاص مطرح شده و نه حمايت از پروژه وحدت ملى، سفير آمريكا تنها يك مجرى است و نه بيشتر.
اخيراً شاهد سفر نانسى پلوسى رئيس مجلس نمايندگان آمريكا به منطقه و نيز بيروت و دمشق بوديم. با توجه به سياست هاى خاص نومحافظه كاران كاخ سفيد نسبت به مسائل لبنان و سوريه آيا اين قبيل سفرها نشان از تغيير يا تفاوت رويكرد دموكرات ها نسبت به قضاياى لبنان و سوريه دارد؟
فكر مى كنم بله؛ مطمئناً نظر دموكرات ها و جمهوريخواهان متفاوت است. با تغيير حكومت در آمريكا احتمالاً ديدگاه هاى رسمى نيز تغييراتى هر چند جزيى خواهد داشت. شواهد كنونى نشان از آن دارد كه جمهوريخواهان در دولت بعدى آمريكا جايى ندارند، با پايان دوران بوش شاهد تغيير معادلات خواهيد بود و من نيز به اين قضيه خوشبينم. در نهايت، هر حكومتى كه در آمريكا بر سر كار آيد، براى ما بهتر از بوش خواهد بود.
فكر مى كنيد با رفع اختلاف ميان دمشق و واشنگتن از سويى و دمشق ـ رياض از سوى ديگر، آيا امكان تغيير رويكرد ۱۴ مارسى ها نسبت به سوريه وجود دارد؟
اگر اتفاقى كه اشاره كرديد روزى بيفتد، مطمئن باشيد ۱۴ مارسى ها براى برقرارى رابطه با ايران و سوريه حتى بر ما نيز پيشى خواهند گرفت و دست و پا خواهند زد. اگر خاطرتان باشد در ايام حضور سوريه در لبنان ۱۴ مارسى ها از پيشقراولان رابطه با سوريه بودند و ما در ته اين صف ايستاده بوديم.(باخنده) ما (۸ مارسى ها) در روابط با ايران و سوريه از ۱۴ مارسى ها عقب خواهيم افتاد.
چشم انداز سياسى لبنان را با توجه به تحولات غيرقابل پيش بينى كه شايد تنها در جامعه لبنان مجال بروز دارد، چگونه ارزيابى مى كنيد؟
اكنون در لبنان دو ديدگاه وجود دارد. يك ديدگاه غربگرا كه معتقد است لبنان حتى بايد با اسرائيل صلح كند. ما نيز صلح را قبول داريم، اما صلحى كه در آن حقوق ما نيز تأمين شود. ديدگاه دوم نيز نگاه استقلال طلبانه است كه لبنان را جزيى جداناپذير از شرق مى داند و مى گويد لبنان بايد عربى و شرقى باشد نه آن كه زبان ما عربى باشد و بعد به غرب وابسته باشيم. فكر مى كنم در اين جدال در نهايت حق پيروز خواهد شد. در تاريخ لبنان، مردمان فراوانى بودند كه خون خود را فداى لبنان كرده اند. حق اين هاست كه اين كشور را بسازند. افرادى كه اكنون مى خواهند كشور را به دامان استعمار بيندازند همان هايى هستند كه روزى از شبه نظاميان غيرقانونى كشور حمايت مى كردند و حتى نتايج جنگ را نيز به سود خود مصادره كردند. اين ها به بهانه بازسازى لبنان ثروت هاى كلانى به جيب زدند. راه آن ها به نابودى شان منتهى مى شود. من همچنين معتقدم هيچ گروه سياسى نبايد از لبنان حذف شود چرا كه آن هم به تنش منجر مى شود. آن موقعى كه مسيحى ها دولت را در دست گرفتند و من نيز يكى از همان ها هستم، كشور بهاى سنگينى را پرداخت كه همان جنگ داخلى ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵ است. فكر مى كنم هر گروهى بخواهد به تنهايى بر لبنان حكمرانى كند چيزى جز شكست عايدش نمى شود.
|
|
|
شايعات فراوانى در مورد نقش افرادى چون سمير جعجع در قتل نزديكان شما از جمله پدر، مادر و ... ورد زبان هاست. چه احساسى داريد وقتى مى بينيد افرادى چون او در جبهه ۱۴ مارس در مقابل صف بسته اند؟
سمير جعجع دشمن تاريخى ماست. وى يكى از پايه هاى نفوذ اسرائيل در لبنان است. وقتى او از زندان بيرون آمد، من تأكيد كردم كه آزادى اش بخشى از يك پروژه است. اين پروژه اكنون در سخنان برخى چهره ها براى فدرالى كردن لبنان قابل مشاهده است. فدراليسم خودكشى بزرگى براى لبنان است. هم اكنون مى بينيم برخى كشورها به مسيحيان و دروزى ها وعده و وعيد مى دهند تا آن ها را نيز با پروژه خود همراه كنند. البته اين طيف ها در نهايت چهره هايى سوخته براى مردم لبنان خواهند بود.
نقش كشورهاى عربى در بحران لبنان چگونه است؟ كدام كشورها، دنبال ايجاد وفاق در لبنان هستند و كدام ها درگير معركه نزاع اند؟
نقش ايران و سوريه و قطر بسيار خوب و ارزنده بود. اما با كمال تأسف بايد عرض كنم برخى كشورهاى عربى مرعوب اسرائيل شدند . جهان عرب اكنون در اوضاعى است كه بايد بر حال آن گريست. برخى كشورهاى عربى چاپلوسى را تا آنجا رسانده اند كه امتيازاتى را كه اسرائيل و آمريكا از آن ها نخواسته اند را نيز به آنها داده اند. اين كارها اعراب را سربلند نمى كند. ما به ملت هاى عرب دل بسته ايم. رهبران عربى مى خواهند به زور مردم را در اين صلح دروغين وارد كنند. مردم جهان عرب هيچ گاه تن به اين پروژه نخواهند داد. اين را من با اطمينان مى گويم؟
به نظر مى رسد از ابتدا نوعى بى اعتمادى از سوى هر دو طيف درگير جنگ سياسى بيروت نسبت به ميانجيگرى هاى بين المللى و حتى اتحاديه عرب وجود داشت. علت اين امر را در چه مى بينيد؟
فكر مى كنم اعراب نسبت به ما عادل نبودند. اين ها متأسفانه از طيف حاكم حمايت مى كردند و بنابراين قادر نبودند نقش يك ميانجى را ايفا كنند. تصور مى كنم وقتى عمروموسى به لبنان آمد يك ميانجى نبود بلكه نماينده طيف حاكم بود. او وقتى ديد نمى تواند شروط اكثريت را بر ما تحميل كند، با عصبانيت گفت هر وقت اين شرط ها را پذيرفتند من به لبنان بازمى گردم.
اخيراً اخبارى مبنى بر ميانجيگرى غرب يا سوئيسى ها در بحران بيروت و برگزارى جلسه اى در اين كشور شنيده شده است. اين اخبار صحت دارد؟
ما ترجيح مى دهيم لبنانى ها مشكلات خود را در داخل حل كنند. همه طيف هاى لبنان بايد ابتدا بر سر برخى مسائل با هم توافق كنند والا آن ها به هرجا كه بروند فايده اى ندارد.
شما از متحدان حزب الله هستيد. به راستى در حزب الله چه ديديد كه اين اتحاد را انجام داديد؟
صداقت مهم ترين عامل براى ما بود. حزب الله واقعاً در روابط خود صادق است. روابط ما با سيدحسن نصرالله روابطى دوستانه و براساس تفاهم دوجانبه است. تا ابد روابط ما با حزب الله حفظ مى شود.
هم شما و هم طيف مقابل شما مدعى حمايت اكثريت مردم لبنان از خود است. گواه شما بر اين امر چيست؟
اگر ۱۴ مارسى ها واقعاً اعتقاد دارند كه داراى حمايت مردمى هستند، انتخاباتى را برگزار كنند تا اين انتخابات سنگ محك همه گروه ها باشد. ما حاضريم تضمين دهيم كه نتيجه انتخابات هر چه باشد، قبول مى كنيم. آن ها مى ترسند و مى دانند از رويكرد مردمى برخوردار نيستند. به همين دليل هم حاضر به انجام انتخابات نيستند.