پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۸ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Thu, Apr 26, 2007
ميراث فرهنگى
۳۶۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
هفته عكس (قاب عكس)
رودررو
خانواده
نبض زندگى
دركوه هاى ميگوره
287247.jpg
سودابه قيصرى

باران به شدت باريده و همه جا را شاداب اماخيس كرده بود.
براى ديدن سيدحسين سليم عثمان، هيچ راهى به جز ۱‎/۵ ساعت پياده روى در گل و لاى وجود نداشت. شوق ديدار پيرمرد، هرگونه انصراف را منتفى كرد. بايد رفت و ديد كه فرهاد عصر مدرنيته چگونه با يك تيشه دل كوه را سوراخ كرده و براى خود مأمنى ساخته تا در آن بياسايد.
سيدحسين ۸۰ ساله با چشمانى به غايت مهربان و روشن در كوه ميگوره، دهستان شيوه سر از توابع بايگان شهرستان پاوه، در غارى كه خود با تيشه در دل كوهها كنده زندگى مى كند.
براى تو كه در سرماى بهارى و با تلاش فراوان با بدنى خسته و عرق آلود خود را به بالاى كوه رسانده اى ، حيرت آور است وقتى مى بينى سيدحسين تنها يك پا دارد و به كمك عصا و با چابكى همه جا را نشانت مى دهد. اراده انسان ميخكوبت مى كند.
زمان جنگ ايران وعراق به علت بمباران و شليك شبانه روزى توپخانه دشمن، گوسفندان و فرزندان خود را برداشته و به روستاى نزديك پاوه مى رود. سيدحسين كه پسران خود را نيز از دست داده بود به همراه دختر به كوه ميگوره پناه مى برد و به كمك او با يك تيشه يك وجبى شروع به كندن كوه مى كند.
وى تيشه را از مردى كه آسياب سنگى مى ساخت، خريد و سال ۵۹ شروع به كندن كوه ميگوره كرد.
سيدحسين كه هنگام شكار كبك يك پاى خود را به دليل اصابت گلوله از دست داد ه ازآن زمان مجبور است با يك پا به كارهاى خود رسيدگى كند. ۱۹ سال تلاش شبانه روزى حاصلش شد غارى كه زمستان ها گل ولاى مسير ، ارتباطش را با شهر و مردم قطع مى كند.
دختر و همدمش نيز ۲ سال پيش ازدواج كرده و در روستا زندگى مى كند.
سيد حسين تنهاى تنها، شب ها زير نور ماه و ستارگان با خداى خود راز و نياز مى كند و خداست كه او را يارى مى دهد.
خوراك و غذا را مردمى كه براى تفريح به كوه هاى اطراف آمده يا به ديدن وى مى آيند برايش مى آورند. گاهى هم سيدحسين پول مى دهد تا برايش از آبادى نزديك آذوقه بياورند.پاى مصنوعى هم كه در سنندج و با هزينه چندنفر براى وى ساخته شده كوتاه و غيرقابل استفاده است.
در۲۰ سال گذشته ، سيدحسين يك گونى پر از دفتر خاطرات مردمى كه به ديدنش آمده اند جمع كرده تا در كتابى به چاپ برسد.
وى مى گويد: مردم هميشه از اين جا عبور مى كنند و بازديدكننده زيادى دارم و اگر اتفاقى برايم بيفتد آنها مى فهمند، مگر در زمان برف و باران كه به علت خرابى مسير نتوانند به اينجا بيايند كه در آن صورت خدا را دارم.
سيد حسين آرزو دارد تيشه اى مثل تيشه قبلى اش داشته باشد تا يكى از اتاق ها را دوطبقه كند تا وقتى كسى به ديدنش آمد جايى براى نشستن داشته باشد. تيشه او را عده اى جوان كه فكر مى كردند تيغه الماس آن ارزشمند است به يغما بردند.سيدحسين مردى خير است و با پول هايى كه مردم به وى مى دهند به جاى خريد مأوا و مسكن در شهر به كارهاى خير مشغول است.
۹ميليون تومان كمك به مدرسه علميه روستاى «بانه مروى» براى تدريس قرآن، ۳ ميليون به مسجد «ملامحمد ربيعى » در كرمانشاه و ۷ ميليون براى كمك به ساخت مسجدى به نام «صلاح الدين ايوبى» از كارهاى او است. سيدحسين حاضر نيست در شهر زندگى كند و مى گويد: اگر بروم كسى در غار نيست و تمام مردم كردستان كه به ديدنم مى آيند، ناراحت مى شوند. در ضمن به اينجا عادت كرده ام. اينجا ملك و خانه من است. به همه مردم سلام مى كنم .
آذربايجان شرقى ويترينى از موزه ها
مهرداد خوشكار مقدم
287238.jpg
شايد بتوان آذربايجان شرقى را به دليل داشتن ۱۴ موزه تاريخى، فرهنگى و طبيعى بسيارى از موزه هاى خصوصى كوچك و بزرگ ويترينى از موزه ها ناميد.اين استان به دليل برخوردارى از پيشينه بسيار كهن تاريخى و فرهنگى و شهر تبريز نيز با داشتن ۵ بار تجربه پايتختى در طول سلسله هاى مختلف، داراى آثار و بناهاى تاريخى و موزه هاى غنى فراوانى است كه هركدام گوشه اى از تاريخ اين بخش از سرزمين ايران را به نمايش گذاشته اند.در اهميت و غناى موزه هاى موجود در آذربايجان شرقى همين بس كه اين استان از نظر قدمت و تعدد موزه ها پس از تهران در جايگاه دوم كشور قرار دارد. از ۱۴ موزه موجود در آذربايجان شرقى، تبريز به تنهايى ۹ موزه را در خود جاى داده و ۲ موزه نيز در مراغه قرار دارد. شهرهاى سراب، بناب و اهر نيز هركدام يك موزه تخصصى دارند.گفتنى است در هفته ميراث فرهنگى در اواخر ارديبهشت ماه سال جارى نيز چند موزه جديد گشايش مى يابد و بر شمار گنجينه هاى تاريخى آذربايجان شرقى افزوده خواهد شد. يادآور مى شود، روزانه به طور متوسط ۱۰ هزار تن از موزه هاى آذربايجان شرقى ديدن مى كنند كه اين رقم نسبت به سال گذشته ۳۵ درصد افزايش داشته است البته پيش از معرفى موزه هاى آذربايجان شرقى گفتن اين نكته ضرورى است كه اغلب بناهاى موزه هاى ياد شده نيز از آثار تاريخى و ديدنى منطقه محسوب شده و پيشينه مفصلى دارند. به همين دليل نيز سعى شده به تاريخچه بناها اشاره مختصرى شده و بيشتر به خود موزه ها پرداخته شود.
موزه آذربايجان
تاريخچه ايجاد موزه شهر تبريز با عنوان «موزه آذربايجان» كه از بزرگترين موزه هاى كشور نيز به شمار مى آيد به حدود ۵۰ سال قبل بازمى گردد. در آن سال ها تلاش هاى زيادى از جانب جمعى از فرهنگ دوستان اين شهر براى راه اندازى يك موزه جامع در تبريز صورت گرفت تا اين كه اين تلاش ها نتيجه داد و در ارديبهشت ماه ،۱۳۳۷ موزه آذربايجان بنيان گذاشته شد. ساختمان اين موزه كه در مركز شهر تبريز قرار دارد براساس نقشه تنظيمى «آندره گدار» باستان شناس و معمار معروف فرانسوى ساخته شده است.يادآور مى شود، قبل از اين تاريخ و تا زمان گشايش رسمى اين موزه، ازدبيرستان نجات سابق تبريز به عنوان محل موقت نمايش اشياى تاريخى و باستانى استفاده مى شده است. موزه آذربايجان داراى ۱۲ هزار اشياى فرهنگى و هنرى و بيش از ۲ هزار و ۳۰۰ قطعه ثبت شده تاريخى است كه از اين نظر در جمع گنجينه هاى مهم و باارزش كشور جاى گرفته است. اين موزه از ۳ تالار مجزا در ۳ طبقه تشكيل يافته است. طبقه زيرزمين به نمايشگاه دائمى آثار هنرى اختصاص يافته و طبقه همكف، تمدن هاى پيش از اسلام از هزاره پنجم قبل از ميلاد تا دوران ساسانى را به نمايش گذاشته است. طبقه فوقانى موزه نيز باستانشناسى ايران در دوران اسلامى را تا پايان عصر قاجار در خود جاى داده است.
تالار سكه و مهرهاى شاهان و فرمانروايان تاريخ ايران نيز در همين طبقه قرار داشته و آثارى از هزاره سوم قبل از ميلاد تا دوران قاجارى در آنها به چشم مى خورد. از آثار بى نظير و ارزشمند موجود دراين دوره مى توان به موبندطلايى متعلق به هزاره نخست قبل از ميلاد، جام طلاى دوره هخامنشى ، بشقاب هاى زرين و سيمين دوره ساسانى ، قفل رمزى مربوط به اواخر قرن ششم هجرى و مجموعه اى از چينى هاى دوران صفويه، اشاره كرد.
موزه (خانه ) مشروطه
ساختمان اين موزه از زيباترين خانه هاى تاريخى تبريز است. بناى تاريخى خانه مشروطه با معمارى دوره قاجار در محله قديمى راسته كوچه قرار گرفته و مالك نخستين آن «حاج مهدى كوزه كنانى » بود. اين خانه در جنگ هاى ۱۱ ماهه تبريز عليه نيروهاى دولتى كه منجر به پيروزى مشروطه خواهان شد، ستاد فرماندهى و عمليات آزادى خواهان به شمار مى رفت.
موزه مشروطيت در فضايى به مساحت ۱۳۰۰ مترمربع در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملى ثبت شده است.
در اين موزه تمامى آثار و مدارك مربوط به مبارزات دوران مشروطيت به نمايش گذاشته شده است. لوازم شخصى سران انقلاب مشروطه همچون ستارخان، اسناد، فرمان ها و دستنوشته هاى مشروطه خواهان و نيز نيروهاى دولتى در آن دوران، مطبوعات آزاديخواه دوران مشروطه و بسيارى از آثار ديگر در اين مجموعه نگهدارى مى شود.
موزه قرآن كريم و كتابت
بناى مسجد شاه طهماسب صفوى معروف به مسجد صاحب الامر تبريز مكانى است كه از آن به عنوان موزه قرآن كريم و كتابت استفاده مى شود.
با توجه به قداست اين بنا و به دنبال بازسازى و انجام تغييرات لازم در آن، مسجد صاحب الامر به موزه قرآن كريم و كتابت تبديل شد.
در اين موزه مجموعه نفيسى از نسخ قرآن مجيد مربوط به ادوار مختلف تاريخ و قطعات زيبايى از آثار خوشنويسان بنام ايران به نمايش گذاشته شده است.
علاوه برآن، نسخ خطى، انواع قلمدان هاى مينياتورى ، ظروف چينى و سفالى مزين به آيات قرآنى و ديگر آثار و تصاوير بزرگان دينى نيز دراين موزه نگهدارى مى شود.
از ارزشمندترين اشياى موجود در موزه قرآن كريم و كتابت تبريز، يك صفحه از قرآن كريم منسوب به دستخط مبارك حضرت امام رضا (ع) است كه بر روى تكه اى از پوست آهو نوشته شده است. از آثار مهم ديگر نيز مى توان به كتيبه سنگى خط ميخى دوره ايلامى ، كوچك ترين قرآن خطى مطلا كه بدون استفاده از ذره بين قابل خواندن نيست، جام شفابخش و لباس قسم منقوش به كل آيات قرآن كريم، اشاره كرد.
موزه سنجش
ساختمان موزه سنجش مربوط به دوران قاجار درمحله تاريخى مقصوديه تبريز قرار دارد. اين بناى بسيار زيبا در سال هاى اخير از سوى سازمان ميراث فرهنگى بازسازى شده و از آن به عنوان موزه سنجش استفاده مى شود.
در اين موزه انواع ابزار و ادوات مقياس سنجش وزن، زمان، فاصله و مكان كه در طول تاريخ مورد استفاده بشر قرار گرفته است نگهدارى مى شود.
دوربين ها و تلسكوپ هاى اوليه نيز در اين موزه به نمايش گذاشته شده است. انواع ساعت هاى قديمى و هنرى ساخت كشورهاى اروپايى، ترازوهاى قديمى از جمله نخستين ترازوى بيمارستانى سنجش وزن نوزاد و ساير ابزار سنجش قديمى ديگر اشيايى است كه در قسمت هاى مختلف موزه سنجش جاى گرفته اند.
موزه قاجار تبريز
اين موزه از جمله جديدترين موزه هاى تبريز است كه در عمارت اميرنظام گروسى در محله ششگلان اين شهر جاى گرفته است. اين عمارت در زمان ناصرالدين شاه بنا شده و در طول حكومت شاهان قاجار واليان آذربايجان همچون اميرنظام گروسى، قائم مقام فراهانى و اميركبير در آن سكونت داشته اند.
اين خانه در سال ۱۳۷۰ خريدارى شده و پس از بازسازى در سال ۱۳۸۵ به عنوان موزه قاجار به بهره بردارى رسيد.
اين مجموعه با زيربنايى بالغ بر ۱۵۰۰ متر مربع ۱۱ تالار بزرگ را در خود جاى داده است. طبقه زيرزمين موزه شامل تالار سنگ، تالار اسلحه، تالار رجال و فرامين و تالار معمارى و شهرسازى است. طبقه نخست نيز تالارهاى سكه، بافته، چينى، آبگينه، فلزات، موسيقى و خاتم را شامل مى شود.
موزه قاجار تبريز مجموعه اى از آثار و اشياى تاريخى رجال، بزرگان، شاهان و شاهزادگان دوره قاجار را در خود جاى داده است. از آنجايى كه شهر تبريز در طول ۱۳۰ سال حكومت قاجار به عنوان سومين شهر مهم كشور و محل ولايتعهدى ايران به شمار مى رفت آثار و اشياى مهم و ارزشمندى از اين عصر در مورد شهر تبريز به جاى مانده كه به مرور زمان خريدارى و به اين مجموعه منتقل مى شود.
موزه ادبى استاد شهريار
موزه ادبى استاد شهريار ، يادگارى به جاى مانده از ستاره پرفروغ شعر و ادب ايران استاد محمدحسين شهريار است كه در محله مقصوديه از ديگر محلات قديمى تبريز قرار دارد. بناى اين موزه سال ها محل زندگى و تراوشات ذهنى استاد شهريار بوده و گرچه از نظر معمارى ويژگى خاصى ندارد اما از لحاظ معنوى مكانى ارزشمند در تاريخ ادبيات كشور محسوب مى شود.اين خانه در سال هاى پس از وفات استاد از سوى شهردارى تبريز خريدارى شده و هم اكنون زير نظر اين نهاد اداره مى شود. منزل استاد شهريار در زيربنايى بالغ بر ۲۵۰ متر و مساحتى حدود ۲۴۱ متر در ۲ طبقه ساخته شده است.
بيش از ۵۰۰ قطعه از آثار و نيز وسايل شخصى شهريار شامل: كتاب، دستخط و انواع يادبودها و هداياى داخلى و خارجى به همراه لوازم زندگى اين گوهر تابناك ادبيات و شعر تركى و فارسى در موزه فوق به نمايش گذاشته شده است.
موزه و نمايشگاه زنده سفال
موزه زنده سفال تبريز از ديگر گنجينه هاى تاريخى اين شهر محسوب مى شود كه در خيابان دارايى جديد (محله شكلى) جاى گرفته است.
موزه سفال از ۵ بخش تشكيل يافته است كه نمايشگاه دائمى از آثار استادان برجسته سفالگرى همچون عباس و احمد قابچى، استاد فريده تطهيرى مقدم و نيز ديگر هنرمندان سفالگر با خاك سفيد در آن به نمايش گذاشته شده است.
علت نامگذارى «موزه زنده» بر اين مجموعه بدين دليل است كه اين مكان همچنان به عنوان مركز هنر سفالگرى تبريز تمامى مراحل ساخت آثار هنرى سفال در آن به صورت زنده به نمايش گذاشته مى شود.
موزه ايلخانى مراغه
ساختمان موزه تخصصى ايلخانى مراغه در جوار آرامگاه «اوحدى مراغه اى» از شاعران بنام قرن۷ و ۸ هجرى قرار گرفته است. اين محل در سال۱۳۶۳ مقارن با تشكيل سازمان ميراث فرهنگى به موزه مقدماتى مراغه تبديل شد اما از سال۱۳۷۵ با بررسى نقشى كه مراغه در دوران حكومت ايلخانان داشته به موزه تخصصى ايلخانى تغيير نام يافت.
مراغه در دوران حكومت ايلخانان مغول به عنوان نخستين پايتخت اين سلسله انتخاب شده و مركز ثقل كشور در آن دوران محسوب مى شد.
موزه تخصصى ايلخانى مراغه به منظور معرفى اين دوره خاص از تاريخ كشور كه گستره آن از هرات تا فرات بوده راه اندازى شده است. در اين مكان با تمركز و انتقال صدها اثر برجسته و گردآورى مجموعه اى نسبتاً كامل از اشياى مختلف همچون سكه، فلز، سفال، كاشى، سلاح، ظروف و كتب يكى از مهمترين مراكز پژوهشى دوره ايلخانى به شمار مى آيد.
موزه سنگ نگاره هاى مراغه
موزه باستان شناسى سنگ نگاره هاى مراغه درمقبره «آقالار» به مكانى زيارتى- تاريخى تبديل شده است. اين مكان آرامگاه ميرعبدالفتاح موسوى مراغى، شاعر و عارف نامى دوره زنديه بوده كه بناى آن در سال۱۲۴۷ هجرى به طور كامل مرمت و بازسازى شده است.
مقبره آقالار پس از آن سال ها به محل دفن بزرگان، عرفا و شيوخ مراغه تبديل شده و به همين دليل به مقبره «آقالار» (بزرگان) شهرت يافته است.
اين مجموعه در سال۱۳۸۱ پس از مرمت به موزه سنگ نگاره ها تبديل شده و آثار نفيسى از سنگ نگاره هاى تاريخى از جمله سنگ مزارهاى كهن و قديمى را در خود جاى داده است.
موزه مردم شناسى جنوب سهند
287226.jpg
موزه مردم شناسى منطقه جنوب سهند در مسير معرفى و شناساندن جلوه هاى مختلف زندگى و عناصر اجتماعى و فرهنگى اين منطقه از نگاه مردم شناسى در شهرستان بناب تأسيس يافته است.
اين موزه درمحل حمام قديمى مهرآباد بناب مربوط به دوران صفويه در فضايى به مساحت ۳۵۰ مترمربع بنا شده است. هدف از راه اندازى اين مجموعه به عنوان نخستين موزه مردم شناسى منطقه، ايجاد يك مركز علمى و تحقيقاتى در چارچوب رسالت سازمان ميراث فرهنگى عنوان شده است. در موزه ياد شده مجموعه آثار و اشيايى همچون ابزار كشاورزى، آلات موسيقى، صنايع نساجى، روشنايى، زيورآلات، پوشاك، طب سنتى و ساير لوازم زندگى مردم مناطق بناب، هشترود، عجب شير، مراغه و ملكان به نمايش گذاشته شده است.
موزه عشاير آذربايجان - سراب
موزه عشاير سراب در محل حمام قديمى جلال از آثار دوران قاجار در اين شهرستان واقع شده است. مساحت مجموعه يادشده ۶۵۰ مترمربع است كه تمامى عناصر و جلوه هاى مربوط به زندگى عشاير آذربايجان در آن به نمايش گذاشته شده اند.
ابزار موسيقى عشاير آذربايجان، پوشاك، زيورآلات، مسكن، نان پزى، نوشته ها، نقاشى ها و عكس هاى مختلف از جلوه هاى فرهنگى عشاير منطقه ازجمله آثار به نمايش گذاشته شده در موزه عشاير سراب است.
اين موزه از بخش هاى مختلفى مانند بخش اطلاع رسانى، كتابخانه تخصصى عشاير، فضاى مرتع و چوپان، فرآورى سنتى و بومى لبنيات و فرآورى پشم و دست بافت هاى عشايرى تشكيل يافته است.
موزه ادب و عرفان اهر
بناى آرامگاه «شيخ شهاب الدين محمود اهرى» از عارفان به نام قرن ششم هجرى مكانى است كه موزه ادب و عرفان شهرستان اهر در آن قرار گرفته است.
ساختمان بنا شامل خانقاه، مسجد، مناره ها و غرفه هاى متعدد است. تاريخ بنا به زمان شاه عباس اول منتسب بوده گرچه قسمت هايى از آن مربوط به معمارى دوره ايلخانى است.
مجموعه شيخ شهاب، پس از مرمت در سال ۱۳۷۴ به موزه ادب وعرفان تبديل شد.
اين موزه داراى ۳ بخش بوده كه در سالن اول، كتاب هاى خطى و نوشته هاى مختلفى از دوره صفويه تا قاجار به نمايش گذاشته شده است.در سالن دوم موزه فوق هم ابزار و آثار متعددى مربوط به عارفان همچون كشكول هاى چوبى و سفالى و فلزى، تبرزين هاى طلاكوب و درب هاى چوبى پاشنه گردان و... در معرض ديد عموم قرارگرفته است.در سالن سوم موزه ادب و عرفان قطعه هاى خطى از خطاطان درويش معروف يادآور مى شود، به غير از موزه هاى فرهنگى - تاريخى يادشده چند موزه تخصصى و علمى ديگر در سطح استان وجوددارد كه از سوى سازمان ها و ارگان هاى مختلف راه اندازى شده است.در اين ميان موزه حيات وحش سازمان محيط زيست و نيز موزه باستان شناسى دانشگاه تبريز، از مهمترين اماكن يادشده هستند كه محيطى علمى براى تحقيق و پژوهش در حوزه هاى يادشده به شمار مى آيند.
قالاچ ، سوغات جنگ جهانى دوم
287241.jpg
نظيفه رستمى
نان قالاچ، تنها نان ماندگار و حجيم در قائم شهر است كه از دوران جنگ دوم جهانى تاكنون در اين شهر پخته مى شود.
مهدى و كمال حسنى دوبرادرى هستند كه سالهاست به پخت اين نوع نان اشتغال دارند. آنها درباره تاريخچه پخت نان قالاچ در قائم شهر مى گويند: اين نان مربوط به دوران جنگ دوم جهانى است كه درآن زمان خانمى از ارامنه با نام «اصلانى» به همراه همسرش كه از ارمنستان شوروى به ايران آمده بودند با كمك شاطرى از استانبول و تنورى كه از روسيه و آلمان آورده شده بود پخت اين نان را در شهرستان قائم شهر شروع كردند.
به گفته اين دو برادر در آن زمان سربازان روسى شركت كننده در جنگ، اين نان را دركوله پشتى هاى خود براى مصرف حمل و نگهدارى مى كردند كه به مدت يكماه قابل مصرف بوده است.
به گفته اين نانوايان در آن زمان، روزانه از ۵۰ تا يكصدقرص نان از نوع قالاچ در قالب هاى دست ساز حلبى تهيه و پخته مى شد كه هم اكنون براى قالب زدن آنها از كاسه هاى روحى استفاده مى شود.
بتدريج نانواهايى كه مشتاق تهيه اين نان بودند روش پخت آن را آموختند و تقريباً هر نانوايى روزانه يك فر قالاچ پخت مى كرده. اين نان در بندر تركمن، بندر انزلى، بندر گز و آشوراده رايج بود و اكنون مدت هاست منسوخ شده است.
گفتنى است خانواده حسنى سه نسل است به پخت اين نان اشتغال دارند. مهدى حسنى مى گويد: پدرم استاد تمامى شاطرهاى شهرستان در اين نوع نان بوده است و ما نيز به دليل علاقه به پخت اين نان اين شغل را ادامه مى دهيم. اما فرزندانمان به دليل مشكلات متعددى ازجمله درآمد كم راغب به ادامه اين كار نيستند.
بايد بگويم كه اين شغل بعد از ما ديگر ادامه نخواهديافت مگر اين كه توسط مسئولان حمايت شويم و يا آن كه پخت اين نان به شاطرهاى ديگر آموزش داده شود.
وى مدت زمان براى تهيه نان را بسيار طولانى عنوان مى كند و مى گويد: نان قالاچ با ديگر نان ها فرقى ندارد فقط كيفيت كارى موجود موجب مى شود نان بسيار خوب در بيايد و مشتريان خود را حفظ كند.
وى يادآور شد: در تهيه اين نان به هيچ وجه از جوش شيرين و آرد استفاده نمى شود و هرروزه از ساعت ۴ صبح خمير آن آماده و به مدت ۴ تا ۵ ساعت مى ماند تا چانه زده شود و در كاسه هاى روحى ريخته شود. خمير نان در اين ظرف نيز به مدت ۱‎/۵ ساعت مى ماند تا كاملاً وربيايد بعد از گرم كردن كامل تنور با آتش غيرمستقيم شانه ها در تنور قرارمى گيرد و نيم ساعت آنجا مى ماند تا كاملاً آماده شود.
هم اكنون روزانه ۶۰۰ قرص نان قالاچ در قائمشهر پخت مى شود كه به شهرهاى ديگر استان و استانهاى تهران، گيلان و بندرتركمن ارسال مى شود.
از مزاياى اين نان اين است كه به هيچ وجه دورريز ندارد و در صورت خشك شدن مى توان آن را به صورت آردسوخارى براى غذاهايى ازجمله كتلت و يا شامى استفاده كرد.
اين نان بدون استفاده از محافظ به راحتى ۳ تا ۴ روز نرم مى ماند و از مزاياى ديگر آن اين است كه به دليل داشتن سبوس به هيچ وجه معده را ناراحت نمى كند.
نان قالاچ هم اكنون در كشور تنها در قائمشهر پخته مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |