شنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۱۰ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Sat, Apr 28, 2007
ماجرا
۳۶۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
يكى از عجيب ترين و جنجالى ترين پرونده هاى جنايى بسته شد
راز سرقت سند خانه ويلايى در يك نامه بود
راز سرقت سند خانه ويلايى در شمال تهران با ارسال نامه اى فاش شد.
به گزارش خبرنگار «ايران» پسر مالك خانه ويلايى كه به عنوان شاكى به دادگاه مجتمع قضايى الهيه مراجعه كرده بود با تسليم شكايتى به قاضى پرونده گفت: حدود يك سال و نيم پيش متوجه شديم سند خانه پدرى مان گم شده است. بنابراين براى دريافت سند المثنى اقدام هاى لازم را انجام داديم، تا اين كه چندى قبل نامه اى از شهردارى محل سكونت مان به دستمان رسيد. وقتى نامه را خوانديم دريافتيم شخصى با مراجعه به شهردارى درخواست پايان كار براى خانه ويلايى مان كرده است. در حالى كه هنوز بخش عمده اى از كارهاى ساختمان تكميل نشده است.
وى افزود: مات و مبهوت فوراً به شهردارى منطقه رفته و درباره نامه مزبور به تحقيق پرداختيم. متوجه شديم مرد جوانى با در دست داشتن وكالت نامه جعلى از پدرم براى دريافت پايان كار خانه اقدام كرده است.
با به دست آوردن مشخصات فرد مزبور، شكايتى عليه وى تسليم مأموران نيروى انتظامى كرديم. مأموران هم پس از تحقيقات اوليه مرد جوانى را در اين رابطه دستگير كردند و متهم در بازجويى هاى مقدماتى اعتراف كرد كه اين كار را با كمك چند نفر از دوستانش انجام داده است.
بدين ترتيب مأموران با دستگيرى چند همدست متهم در جريان تحقيق و بازجويى از آنها دريافتند عامل اصلى اين كار داماد خانواده شاكى است. بدين ترتيب مأموران دريافتند او سند خانه ويلايى را پس از سرقت در اختيار يكى از دوستانش قرار داده كه عضو يك شبكه كلاهبردارى، جعل و سرقت است.
بازپرس پرونده پس از تحقيق و تفهيم اتهام به متهمان، آنان را با قرار تأمين مناسب به زندان فرستاد تا پس از تحقيقات تكميلى و تعيين وقت به اتهام آنها رسيدگى كند.
يكى از عجيب ترين و جنجالى ترين پرونده هاى جنايى بسته شد
گزارش يك قتل
287439.jpg
پرونده جنجالى دختر دانشجويى كه در جريان دفاع از شرافت خود پسر ۲۲ ساله اى را به قتل رسانده بود ، با آزادى او از زندان براى هميشه بسته شد.
عقربه هاى ساعت، ۹ و ۴۵ دقيقه شب ۱۳ دى سال ۸۳ را نشان مى داد كه مردى هراسان و مضطرب با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ رشت تماس گرفت و از قتل پسر ۲۲ ساله اش خبر داد. پس از اين تماس گروهى از كارآگاهان جنايى رشت همراه بازپرس كشيك قتل در محل جنايت حاضر شدند. در نخستين بررسى ها مشخص شد، مقتول يك ورزشكار بوده است. او روز حادثه در خانه تنها بود كه براثر اصابت ضربه هاى كارد به بدنش به قتل رسيد. در حالى كه دست هايش نيز با طناب پلاستيكى به هم بسته شده بود. كارآگاهان در ادامه بازرسى و جست وجو در قربانگاه ، يك كارد دسته مشكى آغشته به خون، پيدا كردند. شواهد نيز نشان مى داد هيچ سرقتى از محل حادثه صورت نگرفته و مهدى با انگيزه اى ديگر به قتل رسيده است.
روى موزائيك ها در ۸ نقطه ردپاى فردى لاغر اندام به چشم مى خورد. بدين ترتيب با كشف نخستين سرنخ ها دستور انتقال جنازه به پزشكى قانونى صادر شد. از سوى ديگر پدر مقتول در بازجويى ها به بازپرس جنايى گفت: روز حادثه براى انجام كارى به تهران رفته بودم. شب وقتى به خانه باز گشتم هرچه زنگ را زدم كسى جواب نداد. دلشوره عجيبى به جانم افتاده بود. دلم مى خواست هر چه زودتر در را باز كنم. با كمك همسايه ها در را باز كرده و وارد خانه شديم. اما به محض ورود در كمال ناباورى با پيكر بى جان پسرم كه كف اتاق افتاده بود مواجه شدم. باورم نمى شد، فرزندم كشته شده. به سختى خود را به تلفن رسانده و موضوع را به پليس ۱۱۰ اطلاع دادم.
در انتظار ميهمانان خارجى
خواهر مقتول نيز در بازجويى ها گفت: ساعت ۱۱ و ۱۵ دقيقه بود كه از مدرسه به خانه رسيدم. كمى نشستم و بعد با نامزد برادرم ناهار را آماده كرديم. هنگام خوردن غذا متوجه تلفن هاى مشكوك برادرم شدم. تا اين كه آخرين بار پس از به صدا درآمدن زنگ تلفن برادرم به اتاق رفت و با فرد ناشناسى صحبت كرد. بعد از رفتن نامزد برادرم به دانشگاه، من هم خوابيدم.
برادرم ساعت ۳ و ۱۵ دقيقه عصر بيدارم كرد و گفت: پسر عمه ام مى خواهد همراه چند ميهمان خارجى به خانه ما بيايد. بعد هم مرا به خانه دوستم فرستاد و ديگر برادرم را نديدم. فقط ساعت ۵ و ۳۰ دقيقه يك تماس تلفنى با او داشتم كه گفت ميهمان ها يك ساعت ديگر مى رسند. پدر مقتول در ادامه تجسس ها، چند آشنا را به عنوان مظنون معرفى كرد. رئيس دايره مبارزه با جرايم جنايى استان گيلان نيز با توجه به حساسيت پرونده مسئول رسيدگى ويژه به پرونده شد.
پسر عمه قربانى، يكى از آخرين ديدار كنندگان با مقتول بود در روز جنايت هم در تحقيقات گفت: يكشنبه با شريك خود از آستارا به رشت آمديم تا رايانه بخريم. حدود ساعت ۳ بعد ازظهر به رشت رسيديم. با تلفن همراه شريكم با مقتول تماس گرفتم. مقابل خانه دايى بوديم كه مقتول با لباس راحتى جلوى در آمد و گفت، نامزدش در خانه است به همين خاطر ما را به خانه دعوت نكرد. ما هم پس از خداحافظى از آنجا رفتيم. تا اين كه خبر رسيد پسر دايى ام كشته شده است.
كليد معما در دست راننده تاكسى
۲۴ ساعت از جنايت مى گذشت و هيچ سرنخى از ماجرا در دست نبود. مأموران در حال تحقيق از مظنونان بودند كه يك راننده تاكسى سراسيمه به سراغ مأموران پليس جنايى رفت و با ارائه اطلاعات جديد اين مرد رسيدگى به پرونده قتل وارد مرحله تازه اى شد.
او در اظهاراتش گفت: امروز تازه به محل كارم رسيده بودم كه دوستانم خبر دادند اين جوان در خانه اش به قتل رسيده است. خيلى ناراحت شدم و حالا اينجا آمده ام تا شايد بتوانم براى دستگيرى قاتل كمك كنم. وى ادامه داد: عصر روز حادثه مقتول با مركز تاكسى تلفنى تماس گرفت و ماشين خواست. بنا براين به خانه پدرش كه مردى متشخص است رفتم. مقتول از من خواست به خوابگاه دانشجويان بروم و دخترى را به خانه شان بياورم.
همان موقع مقتول با تلفن همراه دختر مورد نظر تماس گرفت و گفت ساعت چهار تاكسى به خوابگاه مى رسد . از مقتول خداحافظى كرده و خودم را به خوابگاه رساندم. دخترى كه حدود ۲۲ ساله به نظر مى رسيد سوار ماشين شد. ساعت ۴ و ۳۰ دقيقه عصر به خانه مقتول رسيدم. بعد هم كرايه ام را گرفتم و خداحافظى كردم.
دستگيرى دختر دانشجو
كارآگاهان با سرنخ هايى كه راننده تاكسى در اختيارشان قرار داده بود خيلى زود دختر دانشجو را شناسايى و دستگير كردند.
اين دختر پس از دستگيرى به قتل اعتراف كرد. وى كه بشدت گريه مى كرد گفت: همه بدبختى هاى من با يك دوستى اينترنتى و خيابانى آغاز شد. حدود يك ماه از آشنايى مان مى گذشت و مقتول بشدت به من علاقه مند شده بود و مى گفت: حاضر است دنيا را به پايم بريزد. من هم فريب سادگى و نگاه هايش را خوردم.
وى هرگز نگفته بود نامزد دارد و اگر اين مسأله را زودتر مى فهميدم هرگز اين حادثه اتفاق نمى افتاد. او برخى روزها با ماشين به دنبالم مى آمد و گاهى هم هنگام گشت زدن در شهر با هم صحبت مى كرديم. او روز حادثه از من خواست همراهش به خانه يكى از دوستان متأهلش برويم تا با او و همسرش آشنا شوم. اما وقتى غروب ۱۳ دى به ساختمان مورد نظر رفتم تازه فهميدم دروغ گفته ومرا به خانه پدرش كشانده است. با دلشوره كنار پنجره نشسته و سرگرم تماشاى آلبوم عكس هاى وى شدم. كه او به اتاق خواب رفت و رفتارهاى غير عادى از خود نشان داد. باورم نمى شد مردى كه مى خواست با من ازدواج كند و مرا به اوج آرزوهايم برساند آنگونه سعى داشت من اسير وسوسه هاى شيطانى اش شوم. لباس فرم دانشگاه به تن داشتم و تلاش كردم از آن خانه خارج شوم اما مقتول نزديك در ايستاده و مانع خروجم شد.
حركات و رفتارش عصبانى ام كرده بود. مى دانستم اگر غفلت كنم عفت و شرافتم لكه دار مى شود. مقتول تا به طرفم حمله كرد چاقويى را كه هميشه با خود حمل مى كردم بيرون كشيده و به بدنش كوبيدم.
دفاع از خود
وى ادامه داد: به هيچ وجه قصد كشتن او را نداشتم و فقط از ناموس و شرافتم دفاع كردم. بعد از مرگ وى به شدت شوكه شده بودم. چاقو را همانجا رها كرده و با جوراب خون آلود تا در ورودى رفتم. كفشم را پا كرده و خارج شدم.
به دنبال تكميل تجسس ها و بازسازى صحنه جنايت، رسيدگى به اين پرونده در شعبه ۱۰ دادگاه عمومى وقت رشت آغاز شد. پدر مقتول در دادگاه گفت: از آنجا كه دختر متوجه شده بود پسرش نامزد كرده است به خاطر شكست در عشق و كينه اى كه از او به دل گرفته مرتكب جنايت شده است بنابراين برايش تقاضاى اشد مجازات كرد.
ماجراى اين پرونده پس از تشكيل در دادسرا در شعبه ۱۰۵ دادگاه عمومى جزايى رشت از سر گرفته شد و دختر دانشجو ۱۶ مرداد ۸۴ به اتهام قتل به قصاص و به خاطر خلوت كردن با مرد نامحرم به ۱۵ ضربه شلاق محكوم شد. با اعتراض وكيل مدافع اين دختر به حكم صادره، پرونده به شعبه ۲۶ ديوان عالى كشور رفت و در آنجا حكم نقض شد. سپس پرونده ۱۱ دى ۸۴ به شعبه ۱۰۷ دادگاه عمومى جزايى رشت فرستاده شد. ۲۵ خرداد سال گذشته قاضى اين شعبه ادعاى دفاع از ناموس دختر دانشجو را رد و بار ديگر او را به مرگ محكوم كرد كه اين حكم باز هم با اعتراض وكيل مدافع متهم روبه رو شد. بدين ترتيب هيأت عمومى ديوان عالى كشور، نشست ويژه اى برگزار كرد. قضات سرانجام براساس ماده هاى ۶۱ ، ۶۲۵ و ۶۲۷ قانون مجازات اسلامى و همچنين بند «الف» ماده ۶۲۹ همين قانون، مدارك موجود در پرونده ـ از جمله جوابيه پزشكى قانونى و تحقيق جامع پليس جنايى ـ تأكيد كردند اين دختر در دفاع از ناموس خود و رهايى از چنگ مقتول ، چاره اى جز استفاده از كارد نداشته است. براين اساس، رأى شعبه ۲۶ ديوان عالى كشور مبنى بر رهايى دختر ۲۰ ساله از جنبه مجازات آدمكشى تأييدشد. با صدور حكم تبرئه، دختر دانشجو از زندان آزاد شد.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   شهرى   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   ماجرا   |   رودررو   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |