سه شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۱۳ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Tue, May 1, 2007
فرهنگ و پايدارى
۳۶۲۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك (بادبادك )
گفت وگو با عبدالجبار كاكايى
خنده هاى معصومانه ات را برايم بفرست
بخش نخست
288093.jpg
ساير محمدى
«بررسى تطبيقى موضوع هاى پايدارى در شعر ايران و جهان» عنوان اثرى تحقيقى به قلم عبدالجبار كاكايى است كه نشر پاليزان به تازگى چاپ و منتشر كرده است.
عبدالجبار كاكايى از چهره هاى آشناى شعر امروز ايران است كه با شناخت و آگاهى از ادبيات كلاسيك و مدرن، كارش را با انتشار «آوازهاى واپسين» در سال ۶۹ آغاز كرد و سروده هايش، از جمله «مرثيه روح»، «سال هاى تاكنون» و «حتى اگر آيينه باشى» و... مورد توجه مخاطبان و منتقدان قرار گرفت. وى اكنون هم دو مجموعه شعر با نام هاى «فرصت ناياب» و «از تو دورم» در دست چاپ دارد. به هر حال، به تازگى به مناسبت برگزارى شانزدهمين كنگره شعر دفاع مقدس خبرگزارى ها از عبدالجبار كاكايى به عنوان دبير اين كنگره نام بردند، اما او اين مسئوليت را نپذيرفت و دلايلى آورد كه بهانه اين گفت وگو است.

\ آقاى كاكايى، گويا دو مجموعه شعر تازه زير چاپ داريد.
* يكى از اين دو مجموعه كه «فرصت ناياب» نام دارد، مجموعه شعرهاى جديد من است؛ به اضافه گزيده اى از شعرهاى قديمى ام كه انجمن شاعران ايران آن را چاپ مى كند. كتاب ديگرم به نام «از تو دورم» نيز مجموعه شعرهاى محاوره اى من به انضمام يك سى دى است، اما در نمايشگاه بين المللى كتاب تهران احتمالاً بدون اين سى دى عرضه خواهد شد. سى دى همراه اين كتاب شامل آواز و دكلمه شعر است. دكلمه شعرها با صداى احمدرضا احمدى و داود نماينده و آواز هم با صداى خواننده جديد پاپ به نام فريدون است.
\ منظور شما از زبان محاوره همان زبان مردمان كوچه و بازار است؟
* بله. كتاب «از تو دورم» را به زبان كوچه و بازار يا همان زبان محاوره سروده ام، اما كتاب «فرصت ناياب» دربرگيرنده غزل هايى است با زبان معيار و رسمى؛ يعنى مجموعه اى است از غزل و شعر نو و شعر سپيد كه در واقع جديدترين سروده هاى من به شمار مى آيند. اين كتاب را نيز انتشارات رسانه طلايى با همكارى بنياد نويسندگان منتشر مى كند.
\ در مورد كتاب «بررسى تطبيقى موضوع هاى پايدارى در شعر ايران و جهان» چه توضيحى داريد؟
* در اين كتاب كه نخستين بار در سال ۸۰ چاپ شد، ادبيات پايدارى ملت هاى آسيايى و اروپايى و همچنين آمريكاى لاتين را از نظر موضوعى دسته بندى كرده ام. در واقع، براساس ترجمه هاى موجود در بازار، كوشيده ام با تفكيك موضوع «مقاومت» در اشعار شاعران ايران و جهان اشعارى را كه مضامين مشترك دارند، بيابم و تحليل كنم. در مجموع اين اشعار دربرگيرنده ۳ سرفصل است؛ در فصل نخست موضوع هايى كه در شعر پايدارى با انديشه و تفكر ارتباط دارند، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و مصداق هايى در اين زمينه ارائه شده است؛ هم از شاعران كشورمان، از جمله شعرهايى كه با رويكرد به جنگ ۸ ساله سروده اند، هم از شعرهاى شاعران خارجى درباره جنگ هاى كوچك و بزرگى كه در اقصى نقاط جهان رخ داده است. البته همه اين موضوع ها با مقدمه هايى درباره شعر و جامعه شناسى جنگ مورد نقد و بررسى قرار گرفته اند. در فصل نخست كه مباحث فكرى در شعر مقاومت مقايسه و بررسى شده است، در واقع اين پرسش مطرح است كه شاعر مقاومت و پايدارى، در رويارويى با بحرانى به نام جنگ از چه دريچه اى و با كدام رويكرد وارد حوزه شعر مى شود و به موضوع نگاه مى كند؟ با كدام گرايش به تحليل اين رخداد مى نشيند و جنگ در هنرش چگونه متجلى مى شود؟ در ادبيات جنگ كشور ما در دهه ۶۰ شاعران نامدارى بودند كه به انديشه در شعر بسيار بها مى دادند، از امين پور گرفته تا على معلم و شاعران ديگرى مانند نصرالله مردانى. برخى از شاعران مطرح در اين دهه، با شعر جنگ به اصطلاح عاطفى برخورد كرده اند و برخى از شاعران از منظر فكرى وارد اين حيطه شده اند؛ يعنى در واقع به طراحى ايدئولوژى و به مهندسى فكرى پايدارى پرداخته اند. على معلم از جمله شاعرانى است كه اگر در زمينه جنگ شعر گفته، در پى تهييج و تحريك رزمندگان نبوده است، بلكه بيشتر به مسائل اصولى پرداخته است؛ مسائلى كه در چارچوب فكرى اش با مقوله جنگ در ارتباط است. وى جنگ را يك مقوله كلى مى ديد و با نظام خلقت ارزيابى اش مى كرد و بعد موضوع ها را وارد حيطه حق و باطل مى ساخت. او استدلال مى كرد و برهان از قرآن كريم و از تفاسير مى آورد. اين يك شكل از وارد شدن به مقوله جنگ در شعر بود. شكل ديگرش كه در واقع فصل دوم كتاب را تشكيل مى دهد، وارد شدن به موضوع جنگ در شعر از ديدگاه عاطفى است؛ يعنى تحريك و تهييج و رجزخوانى. اين گونه اشعار از سراسر جهان در فصل دوم آمده و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است؛ يعنى مصاديق اش را هم از جهان آورده ام و هم از كشور خودمان.
فصل سوم كتاب هم مربوط به شعر ضدجنگ است. شعرى كه اساساً جنگ را نفى مى كند و پديده جنگ را مخرب مى داند. در واقع مرثيه ها و سوگ سروده هايى است درباره پيامد جنگ و خرابى ها و ويرانى هاى به جا مانده از آن كه حقيقت وجودى انسان را متجلى مى كند. يعنى ذات انسان با جنگ مخالف است و آن را يك پديده كريه مى داند. اما هرازگاهى وارد اين ماجرا مى شود. اين كتاب با يك ترانه فولكلوريك ويتنامى شروع مى شود. «من گندمزار را دوست دارم‎/ شاليزار را دوست دارم‎/ زنم را دوست دارم‎/ گاهى به خاطر گندمزار، شاليزار و زنم مى جنگم‎/ گاهى بايد بجنگم تا بتوانم دوست داشته باشم.» آن ناگزيرى كه جنگ براى انسان پيش مى آورد، در فصل سوم بررسى شده است. در مجموع اين كتاب حدود ۱۸۰ صفحه است و موضوع هاى آن همراه با سند و مدرك دسته بندى شده است.
\ در فصل سوم از شعر كدام شاعران به عنوان اشعار ضدجنگ توانستيد مثال و نمونه بياوريد؟
* از محمدرضا عبدالملكيان مثال آوردم. از قيصر امين پور و از ميرشكاك نمونه هايى از شعرشان را آوردم. از قزوه و از اغلب شاعرانى كه بسامد شعر جنگ شان در مقايسه با ديگران بيشتر و بالاتر بود.
\ يعنى اين شاعران آثارى ضدجنگ سروده اند؟
* نه به آن معنا كه رايج است. خيلى از شاعران كه براى جنگ شعر گفته اند، شعرهايى هم دارندكه ويرانه هاى جنگ را توصيف مى كند. شما اگر آثار اين شاعران را به دقت بخوانيد، خيلى از شاعرانى كه آثارشان مربوط به جنگ است، از شاعرانى كه فكر مى كنيم شعرشان سراسر در تأييد جنگ است، به طور مثال، عبدالملكيان هم آثارى دارد در تحريص و تحريك جنگ هم آثارى دارد كه شيون مى كند از جنگى كه اتفاق افتاده است. اين شاعر در واقع حقيقت وجودى خودش را نسبت به جنگ بازتاب مى دهد. همه كسانى كه براى جنگ شعر سروده اند، داراى چنين آثارى هم هستند.
\ سپانلو شعرى دارد به اسم «نام تمام بردگان يحيى است»؛ اين شعر را چگونه ارزيابى مى كنيد؟ آيا ضدجنگ است؛ زيرا برخى منتقدان آن را يكى از زيباترين شعرها درباره جنگ مى دانند؟
* اين شعر هم هست، بله. حالا نمى دانم در اين كتاب، از شعر سپانلو استفاده كرده ام يا نه؟ گمان مى كنم در اين بررسى فرازى از اين شعر مورد توجهم بوده است. فيش اين شعر پيش من بود. اين شعر مى تواند از كارهاى خوب آقاى سپانلو در مورد جنگ باشد. اما درباره جنگ آثار زيبا خيلى زياد سروده شده است. بستگى دارد به اين كه از چه زاويه اى به جنگ نگاه كنيم. ببينيد وارد نشدن به اين مقوله از سوى برخى از اهل قلم يك بحث بسيار قديمى است. حالا نمى دانم جا دارد كه دوباره طرح شود يا نه؟ چون شما از سپانلو نام برديد، بايد گفت: او انسان منصفى است اگرچه از جريان دگرانديش تلقى مى شود؛ زيرا هم آثار خيلى خوب و ماندگارى دارد؛ هم در زمينه نظرخواهى ها و نظردهى هاى انسانى منصف بوده است. ما اعتراف هايى هم از سوى برخى روشنفكران درباره ادبيات جنگ كم و بيش در مطبوعات داشتيم كه احساس غبن و زيان مى كردند از اين كه وارد مقوله جنگ نشده اند. حتى برخى از اهل قلم كه به نوعى وارد جنگ شده اند و به نام شاعر شعر جنگ معروف شده اند، مثل سيدحسن حسينى نظرگاه هايى راجع به جنگ داشتند. بخشى از سال هاى دفاع را مى پذيرفتند و به نوعى، بخشى از آن سال ها را، سال هاى دفاع مقدس مى دانستند و در تحليل هاى خود بين جنگ و دفاع مقدس تفاوت قائل بود. آنهايى كه وارد مقوله جنگ نشدند براى خود دلايلى داشتند. بخشى برمى گشت به ايدئولوژى و نظرگاه هاى سياسى احزاب و گروه هايى كه اين شاعران و نويسندگان از آن گرايش ها برخاسته بودند و يا رقابت هايى كه بر سر قدرت بود و در سال هاى اوليه دهه شصت ديگر به اوج خود رسيده بود و منجر به درگيرى هاى مسلحانه وخشن شده بود. به همين خاطر برخى وارد اين ماجراها نشدند. اما از دور نظاره گر اين ماجرا بودند. من فكر مى كنم قاطبه اين افراد بعدها احساس غبن و زيان كردند، كما بيش اين اعتراف ها را شنيديم، هم حضورى وهم در غياب. خيلى ها از اين عده آن گذشته را جبران كردند، خيلى ها بعدها وارد شدند، خيلى ها گفتند بگذاريد گرد و غبار بنشيند تا زمان نوشتن و سرودن در اين زمينه فرار برسد. فكر نمى كنم هيچ كسى دفاع را نفى كند. خود محمود دولت آبادى يكى از آن نويسندگانى است كه بارها از زبان ايشان شنيدم- گرچه مثل همه شاعران و نويسندگان انقلاب ايشان هم صلح طلب است- اما فكر نمى كنم دولت آبادى دفاع از كشور را نفى كند و بگويد اين كار درست نبود. آن چه ما در طول هشت سال جنگ كرده ايم. همه اين اتفاق افتاد. كسانى براى جنگ نوشتند، شعر گفتند. كسانى هم ننوشتند وشعرى نگفتند.
\ تحقيقاتى كه شما پيرامون ادبيات پايدارى در ايران و جهان داشتيد، قطعاً پژوهش براى پژوهش نبوده، شما در اين تحقيقات به چه نتايجى رسيده ايد؟
* به هر حال هر پژوهشى مى خواهد به نتايجى برسد. كدام پژوهش است كه نمى خواهد به نتيجه برسد. پژوهشى كه مثلاً دكتر استعلامى راجع به مثنوى دارد نمى خواهد به نتيجه اى برسد؟ كسى اگر در پژوهش دنبال نتيجه نباشد، آن پژوهش ارزش مطالعه نخواهد داشت. اگر پژوهش بى نتيجه باشد مى شود همان مانيفستى كه جريان هاى مختلف در دهه ۷۰در حوزه شعر صادر مى كردند كه منجر به شعر بى نتيجه و بى معنا شد. بى هدف حركت كردن فايده اى ندارد.
\ در اين پژوهش شما به چه نتايجى رسيديد؟
* من به اين نتيجه رسيده ام كه ادبيات پايدارى ما تشابه بسيار با ادبيات مقاومت جهان دارد ومن اين تشابهات ها را يافته ام. ادبيات پايدارى در مقايسه با ادبيات مقاومت جهان يك سرى عناصر موضوعى بيشتر هم داشت. از جمله يك موضوع روانشناسانه بسيار خاص كه برمى گشت به تفكر انسان ايرانى و مسلمان و آن هم موضوع شهادت است. از جمله موضوعاتى كه به طور ويژه در جنگ ما مورد توجه قرار گرفت، موضوع شهادت است، شهيد شدن و طلب شهادت. احساس كردن از اين كه شهيد نشدند، اين ها موضوع هاى ويژه اى است كه در ادبيات مقاومت جهان كمتر ديده مى شود.
كسى كه احساس زيان كند از اين كه شهيد نشده است. كسى كه فكر مى كند گناهان بسيار دارد و براى پاك كردن اين گناهان، تنها راه شهادت است. اين موضوع ها كه برآيند افكار فرزندان اين آب و خاك است در آثار شاعران و نويسندگان اين سرزمين ديده مى شود. اين آثار تجلى آرزوها و دردهاى اين مردم است. چون بخش كوتاهى ازاين كتاب به بررسى مقاله اى اختصاص دارد از يك فرانسوى به نام بوتول كه مدتى در ايران بود. او در ميان وصيت نامه هاى شهدا و آثار ادبى مربوط به جنگ مدتى به جست وجو پرداخته و به نتايجى هم رسيده است كه قابل تأمل است. اين كه ايرانيان در ارتباط با مقوله مرگ و شهادت، سنگرها و كوه ها و دشت ها را ييلاق تفكر و خلوت باخدا مى دانند و شهرها را نماد بى رحمى و جهنمى كه انسان را اسير خود كرده است. تحليل هايى كه اين متفكر به دست داده بود، جنبه روانشناختى داشت و از منظر جامعه شناسى جنگ هم به موضوع نگاه كرده بود. درجاهايى هم من دلايلى آورده ام درمورد اين حس كه ايرانيان دارند؛ يعنى احساس گناه و نيز طلب شهادت براى تطهير خود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |