سه شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۱۳ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Tue, May 1, 2007
ماجرا
۳۶۲۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك (بادبادك )
زنى با همدستى يك مرد غريبه سناريوى قتل شوهرش را اجرا كرد
سرقت پول هاى يك پيمانكار به شيوه فيلم هاى پليسى
گروه حوادث: تحقيقات پليس براى دستگيرى عاملان گروگانگيرى پسر يكى از پيمانكاران شهردارى آغاز شد.
پسر جوان مدعى است ۳ مرد قوى هيكل او را همراه پول هايش ربوده و ۲۴ ساعت در خانه اى زندانى كرده اند.
بنا به اين گزارش، اواخر هفته گذشته پسر جوانى با مراجعه به مأموران پايگاه دوم پليس آگاهى تهران، آنها را در جريان ماجراى ربوده شدنش قرار داد.
وى در شكايت خود گفت: من و پدرم پيمانكار يك طرح شهردارى در غرب تهران هستيم. روز حادثه مبلغ ۷۰ ميليون تومان چك رمزدار و تراول چك از شهردارى دريافت كردم. من هم پول ها را برداشته و بيرون آمدم. مى خواستم آنها را به بانك ببرم. اما وقتى به محل پارك خودروام رسيدم در كمال تعجب متوجه شدم لاستيك عقب پنچر شده است.در حال عوض كردن لاستيك بودم كه ۳ مرد قوى هيكل از پشت به من نزديك شدند. آنان با تهديد كارد و اسلحه مرا سوار خودروشان كرده و به راه افتادند.
از نحوه حركتشان فهميدم به طرف جاده امامزاده داوود در حال حركتند. آنها مرا در يكى از خانه هاى آن حوالى در اتاقى زندانى كردند. پول ها و چك هايم را گرفتند. ۲۴ ساعت مرا در همان جا با دست و پاى بسته حبس كردند. بعد از اين كه چك ها را وصول كردند مرا به نقطه ديگرى برده و رهايم كردند. با توجه به اين اظهارات به دستور رضوانفر سرپرست داديارى اظهارنظر پرونده براى انجام تحقيقات تكميلى به مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى تهران سپرده شد. جوان مالباخته در جريان بازجويى هاى تكميلى به پليس گفت: در اين رابطه به يكى از كارگرانم مظنون هستم.
او از مدتى قبل بر سر مسائل مالى با من اختلاف داشت. بدين ترتيب پليس كارگر مظنون را بازداشت كرده و به تحقيق از او پرداخت.
وى با انكار ادعاهاى جوان مالباخته گفت: او با پدرش كه پيمانكار شهردارى است، از مدت ها قبل اختلاف دارد. به نظرم با طراحى و اجراى اين نقشه مى خواهد اموال پدرش را تصاحب كند. به همين خاطر پاى مرا به اين ماجرا كشانده است.اين اظهارات در حالى مطرح مى شود كه آثار و نشانه هايى مبنى بر طناب پيچ شدن دست و پاهاى پسر جوان نيز روى بدنش ديده مى شود.پليس تحقيقات گسترده اى را براى روشن كردن واقعيت ماجرا آغاز كرده است.
زنى با همدستى يك مرد غريبه سناريوى قتل شوهرش را اجرا كرد
رابطه شيطانى
محمد غمخوار

زنى كه با همدستى مرد غريبه اى سناريوى شوم قتل همسرش را طراحى و اجرا كرده بود ۱۶ ماه پس از جنايت جزئيات ماجراى قتل را تشريح كرد.

شوهر گم شده
۱۴ دى سال ،۸۴ زن ۳۸ ساله اى هراسان و مضطرب به اداره آگاهى شهريار رفت و از ناپديدشدن مرموز همسرش خبر داد. اين زن كه پرى نام دارد در شكايتش گفت: ۴ روز قبل همسرم احمد براى ديدار يكى از دوستانش از خانه خارج شد و ديگر بازنگشت. اين زن در ادامه گفت: همسرم اگر مى خواست براى چند روز از خانه خارج شود حتماً مرا در جريان قرار مى داد. اما اين بار چيزى درباه غيبت طولانى اش نگفت.
288069.jpg
پس از طرح اين شكايت پرونده اى در دايره مبارزه با آدم ربايى پليس آگاهى شهريار تشكيل شد و گروهى از كارآگاهان با دستور سرهنگ اقبال زاده رئيس پليس آگهى شهريار تجسس هاى گسترده اى براى كشف راز ناپديدشدن مرد گمشده را آغاز كردند.
كشف يك سرنخ
در حالى كه ۹ ماه از ماجرا گذشته بود و هيچ ردى از مرد ۴۰ ساله در دست نبود، برادر او با مراجعه به كارآگاهان سرنخ هاى جديدى در اختيارشان قرارداد.
او گفت: پرى (همسر احمد) با مرد جوانى به نام غدير آشنايى دارد. به همين خاطر احتمال مى دهم ناپديدشدن مرموز برادرم با رابطه شيطانى آنها مرتبط باشد.
با اظهارات برادر مرد گمشده رسيدگى به پرونده وارد مرحله تازه اى شد و اين زن و مرد براى بازجويى به پليس آگاهى احضار شدند.
غدير به افسربازجو گفت: من و احمد با هم دوست بوديم. پس از ناپديدشدن او چند بار به خانه اش رفتم تا از همسرش جوياى سرنوشت او شوم. حال آن كه هيچ رابطه ديگرى در اين ميان وجود نداشته است.
بازداشت ۲ متهم
كارآگاهان كه به اظهارات پرى و غدير مظنون شده بودند رفت و آمدهاى آنها را تحت كنترل نامحسوس قرار دادند.
تجسس هاى مأموران ادامه داشت تا اين كه سرانجام چند روز قبل آنها متوجه ورود غدير به خانه پرى شدند. بدين ترتيب بلافاصله سروان محسن حيدرى افسر پرونده همراه چند تن از همكارانش راهى خانه پرى شد و هر ۲ نفر را دستگير كرد.
اما در اين ميان هنگام انتقال ۲ مظنون به اداره آگاهى مأموران صداى گريه نوزادى را شنيدند كه پرى مدعى بود اين پسر كوچولو متعلق به يكى از بستگانش است كه براى انجام كار از خانه بيرون رفته و چند ساعتى بچه را به وى سپرده است.
حمله به زن جنايتكار
برادر پرى كه همراه مأموران در خانه حضور يافته و به رابطه پنهانى خواهرش پى برده بود هنگام انتقال متهمان به اداره آگاهى به سوى خواهر ۳۸ ساله اش حمله ور شد و در يك لحظه با ضربات كارد او را به شدت مجروح كرد.
كارآگاهان بلافاصله پرى را به بيمارستان انتقال داده و او پس از عمل جراحى از مرگ نجات يافت.
۷ ساعت بازجويى
از سوى ديگر كارآگاهان غدير را تحت بازجويى دوباره قرار دادند. او سرانجام پس از ۷ ساعت تناقض گويى وقتى دريافت پليس مى داند او از سرنوشت احمد مطلع است، لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل احمد برداشت. متهم گفت: من وپرى عاشق هم بوديم و تصميم داشتيم با هم زندگى كنيم. اما شوهرش احمد سد راهمان بود. بنابراين طبق نقشه اى از قبل طراحى شده ساعت ۳ بعدازظهر ۱۰ دى سال ۸۴ به اتفاق يكى از دوستانم به نام بهروز به خانه احمد رفتيم. او در خانه تنها بود. بنابراين در فرصتى مناسب با همدستى بهروز احمد را با طناب خفه كرديم.
بعد از قتل هم جسدش را در رودخانه اى در بلوار ابوذر تهران رها كرديم.
وى ادامه داد: پرى در ابتدا از ماجراى قتل اطلاعى نداشت تا اين كه ۶ ماه بعد موضوع را به پرى گفتم، بعد هم براساس قرار قبلى با هم ازدواج كرديم. با توجه به اين اعترافات و وجود ابهامات فراوان در اين ماجرا و از آن جا كه متهم نتوانست بهروز را معرفى كند كارآگاهان فرضيه قتل احمد به دست همسرش و غدير را با جديت بيشترى دنبال كردند.
تحقيقات جنايى روى اين شاخه ادامه داشت تا اين كه غدير روز چهارشنبه اعتراف كرد كه قتل را بانقشه پرى و همكارى او انجام داده است.
جنايت چگونه رخ داد
با بهبودى وضع جسمانى پرى و مرخصى اش از بيمارستان بازجويى از او آغاز شد. همسر مقتول كه راز قتل همسرش را فاش شده مى ديد چاره اى جز بيان حقيقت نديد. بنابراين لب به اعتراف گشود و گفت: «سال ۸۴ با غدير كه دوست همسرم بود آشنا شدم. او پس از چند بار رفت و آمد به خانه ما به من ابراز علاقه كرد. غدير خيلى مرا دوست داشت. بعد از چند ماه با هم قرار گذاشتيم ازدواج كنيم. اما احمد سد راهمان بود. چند بار از همسرم خواستم مرا طلاق دهد اما او قبول نكرد. به همين دليل تصميم گرفتيم او را به قتل برسانيم.»
زن خيانتكار در ادامه اعتراف هايش گفت: من نقشه قتل همسرم را طراحى كردم. براساس نقشه قرار شد من ابتدا احمد را بيهوش كنم و بعد هم غدير او را خفه كند.
288072.jpg
بنابراين روز حادثه داخل يك ليوان شيرموز چند قرص ديازپام ريختم و آن را به احمد خوراندم.
همسرم با خوردن شيرموز روى مبل بيهوش شد. همان موقع رشته طنابى را دور گردنش بستم و غدير هم كه طبق نقشه وارد خانه شده بود خفه اش كرد. پس از قتل جنازه را در يكى از اتاق ها كشانده و مخفى كرديم. ۲ روز بعد از قتل هم تصميم گرفتيم جنازه را دفن كنيم بنابراين زيرپله خانه را با كلنگ كنديم. اما زمين خيلى سفت بود واز اين كار منصرف شديم.
روز سوم به خاطر اين كه پيكر احمد بوى تعفن گرفته بود، غدير در حمام جسد را تكه تكه كرد. او تكه هاى بدن همسرم را در ۳ گونى قرار داد و ساعت ۴ صبح آنها را در رودخانه اى دربلوار ابوذر تهران رها كرد.
سرنوشت مبهم ۳ فرزند
سرهنگ كريمى فرمانده انتظامى شهريار در گفت وگو با خبرنگار ما گفت: ۲ متهم پس از اعترافات هولناك خود به دستور بازپرس پرونده راهى رجايى شهر شده و نوزاد آنها هم تحويل بهزيستى شهريار شد.
وى ادامه داد: پرى يك دختر ۱۳ ساله و يك پسر ۱۱ ساله نيز از شوهر اولش دارد كه سرنوشت آنها نيز در هاله اى از ابهام قرار دارد.
به گفته وى، پس از اعترافات متهمان تلاش براى كشف بقاياى جسد در رودخانه بى نتيجه ماند. چرا كه در زمستان شدت جريان آب رودخانه بلوار ابوذر تهران زياد است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |