چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۱۴ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Wed, May 2, 2007
حوادث
۳۶۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
رودررو
• رازهاى جنايت در شهرك «واوان» تهران با اظهارات ۲ متهم بازداشت شده پرونده، پيچيده تر شد
• جوان عاشق پيشه كه برادر دختر مورد علاقه اش را مزاحم مى ديد، در اقدامى جنايتكارانه او را از سر راهش برداشت
متهم به قتل پسر ۱۲ ساله در دادگاه
رسيدگى به پرونده بازتاب ادامه دارد
روابط عمومى ديوان عدالت ادارى با ارسال نمابرى درباره خبر «ديوان عدالت بازتاب را بست» توضيحاتى داد.در اين نمابر آمده است: سايت بازتاب در مورخ ۸۵‎/۱۲‎/۷ شكايتى به طرفيت معاونت مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و وزارت ارتباطات درباره انسداد سايت، تقديم ديوان عدالت ادارى نموده و تقاضاى صدور دستور موقت رسيدگى به پرونده را كرد و در تاريخ ۸۵‎/۱۲‎/۲۶ شعبه سوم ديوان با صدور دستور موقت، توقف عمليات اجرايى نسبت به سايت تا رسيدگى به پرونده را صادر كردند كه با دستور مذكور سايت مى توانست همچنان تا رسيدگى نهايى به فعاليت خود ادامه دهد.ضمناً متعاقب مكاتبات مكرر با دو طرف شكايت و درخواست مدارك و مستندات، درنهايت پس از وصول مدارك و بررسى آنها براى دادگاه محرز گرديد، حكم صادره از سوى كار گروه مبنى بر انسداد سايت بازتاب حكم بدوى و قابل تجديدنظر در همان مرجع بوده و قطعيت نيافته است و با توجه به صراحت بند ۲ ماده ۱۳ قانون ديوان عدالت ادارى كه مقرر مى دارد ديوان عدالت صلاحيت رسيدگى به آراى قطعى مراجع ادارى را دارد. بنابراين شكايت سايت بازتاب به علت عدم قطعيت قابل طرح در ديوان عدالت ادارى تشخيص داده نشد و قرار رد شكايت صادر شد. بنابراين ديوان عدالت ادارى اصولاً وارد رسيدگى ماهوى به شكايت نشده و هرگز حكم به توقيف سايت بازتاب نداده است و سايت مذكور پس از صدور رأى تجديدنظر كار گروه و قطعيت آن مى تواند وفق مقررات نسبت به طرح شكايت در ديوان عدالت ادارى اقدام نمايد.
* گفتنى است خبر چاپ شده در «ايران» از گفت وگوى حجت الاسلام مقدسى فرد، معاون قضايى ديوان عدالت ادارى با خبرگزارى ايسنا در روز يكشنبه ۹ ارديبهشت ماه برداشت شده است.
ماجراى ازدواج خانم دكتر با نوزدهمين خواستگار
گروه حوادث - كتايون دارابى : خانم دكتر ۴۷ ساله كه ۱۸ نفر خواستگار داشت خانه را ترك كرد. به گزارش خبرنگار ما، اين زن كه سارا نام دارد چندى قبل همراه نامزدش براى دريافت اجازه قانونى ازدواج به دادگاه خانواده مراجعه كرد.
وى با ارائه دادخواست ازدواج به دادگاه درباره مخالفت هاى پدرش با ۱۸ خواستگار به قاضى پرونده گفت: ۱۶ سال داشتم كه مادرم از دنيا رفت و من و پدرم را تنها گذاشت. در آن ايام با توجه به سن كم مجبور شدم تمام مسئوليت هاى خانه، حتى تر و خشك كردن پدرم را هم برعهده بگيرم.پدرم رانند بود و در اين سال ها با زحمت بسيار مرا به مدرسه و بعد به دانشگاه فرستاد. در نبود مادرم يار و غمخوار پدرم شدم.۱۹ سال داشتم كه يكى از پسرهاى همسايه به خواستگارى ام آمد، اما پدرم به بهانه اين كه مشغول تحصيل هستم با ازدواج مان مخالفت كرد.
به اين ترتيب پدرم تصميم گرفت به محله ديگرى اثاث كشى كنيم. همين كه به خانه جديد نقل مكان كرديم، سروكله خواستگار دوم كه كارمند يك شركت تجارى بود، پيدا شد. ولى بازهم پدرم مخالفت كرد و با ترفندهايى او را منصرف كرد.
به همين ترتيب با خواستگار سوم هم مخالفت شد، به گونه اى كه تصميم گرفتم هيچ گاه ازدواج نكنم و تا آخر عمر مجرد دركنار پدرم بمانم.
به خاطر او از تمام موقعيت هاى زندگى ام گذشتم حتى براى ادامه تحصيل به خارج از كشور نرفتم و عهد كردم ازدواج نكنم. اما پدرم از تنهايى وحشت داشت و به خاطر همين با ازدواجم مخالفت مى كرد و هربار هم بهانه تازه اى مى ساخت. اما واقعيت اين بود كه او نمى خواست مرا مثل مادرم ازدست بدهد.
خانم دكتر ادامه داد: دراين سال ها ۱۸ خواستگار داشتم از شغل آزاد گرفته تا دكتر، مهندس و حتى بازيگر سينما، اما عهدم را نشكستم و پدرم را تنها نگذاشتم، فكر ازدواج را ازسرم بيرون كردم و به همه آنها جواب منفى دادم.اما با اين وجود اغلب روزها هنگام بازگشت به خانه با ظروف شكسته، روبه رو مى شدم. چندبار پدرم را نزد روانشناس بردم. آنها پس از معاينه وبررسى هاى دقيق اعلام كردند كه پدرم به خاطر مرگ مادرم دچار افسردگى شديد شده است. بنابراين او را تحت درمان قراردادند. حتى به توصيه پزشكان خواستم پدرم را به خانه سالمندان ببرم. اما او موافقت نكرد و ترجيح داد در منزل بماند.
خانم دكتر در ادامه گفت: ۹ ماه پيش در بيمارستان محل كارم با پزشكى كه چند سال قبل از همسرش جداشده بود، آشنا شدم و به پيشنهاد ازدواجش جواب مثبت دادم. وقتى مسأله را با پدرم در ميان گذاشتم و به او گفتم تصميم گرفته ام زندگى مستقلى داشته باشم و ازدواج كنم و شما هم با ما زندگى كنيد، او به شدت با درخواستم مخالفت كرد و من هم عصبانى شده و خانه را ترك كردم تا دست پدرم به من نرسد. زيرا او باعث شده بود من به ۱۸ خواستگار جواب منفى بدهم. وى گفت: چند ساعتى سرگردان در خيابان هاى تهران پرسه زدم و سرانجام تصميم گرفتم بدون اجازه پدرم با همكارم ازدواج كنم. با او به دفترخانه ازدواج رفتيم. اما مسئول دفترخانه عقد ما را بدون اجازه پدرم غيرقانونى دانست.بنابراين حاضر نشد صيغه عقد را جارى كند. به چند دفتر ثبت ازدواج ديگر هم مراجعه كرديم اما با همين مشكل روبه رو شديم.سرانجام تصميم گرفتيم براى گرفتن اجازه ازدواج به دادگاه خانواده مراجعه كنيم.قاضى دادگاه پس از شنيدن اظهارات خانم دكتر با احضاريه اى پدر دختر را براى اداى توضيحات درباره علت مخالفت خود با اين ازدواج به دادگاه فراخواند.
معماى جنايت صبحگاهى
• رازهاى جنايت در شهرك «واوان» تهران با اظهارات ۲ متهم بازداشت شده پرونده، پيچيده تر شد
• جوان عاشق پيشه كه برادر دختر مورد علاقه اش را مزاحم مى ديد، در اقدامى جنايتكارانه او را از سر راهش برداشت
گروه حوادث ـ محمد غمخوار : معماى جنايت صبحگاهى شهرك «واوان» تهران با اظهارات دو متهم بازداشت شده پرونده، پيچيده تر شد.به گزارش خبرنگار ما، اين دو متهم كه صبح ديروز براى مواجهه حضورى به شعبه پنجم بازپرسى دادسراى جنايى اسلامشهر انتقال داده شدند، همچنان از بيان حقيقت طفره رفتند.
* گزارش يك قتل
صبح روز ۲۷ دى سال گذشته مأموران پليس از وقوع قتلى در شهرك واوان اسلامشهر مطلع شدند. بلافاصله گروهى از كارآگاهان جنايى در محل قتل حاضر شده و در بررسى هاى اوليه خود پى بردند، مقتول مرد جوانى به نام عليرضا است كه با ضربه هاى كارد در اتاق خواب خانه اش از پاى درآمده بود. همسايه عليرضا كه پليس را در جريان اين جنايت قرار داده بود به مأموران گفت: ساعت ۷ و ۳۰ دقيقه با سر و صداى عليرضا كه تقاضاى كمك مى كرد از خواب بيدار شدم. بلافاصله به خانه اش رفته و در زدم. همسر عليرضا در را باز كرد. علت سر و صدا را پرسيدم، اما او منكر وقوع هر نوع درگيرى شد. بعد هم خانه را ترك كرد.دقايقى بعد هم پسر جوانى با قد و موهاى بلند در حالى كه لباسى خونين به تن داشت از پنجره خانه بيرون پريد و از آنجا گريخت.
288417.jpg
* فرار همسر مقتول
پس از بررسى هاى اوليه، جسد با دستور بازپرس جنايى به پزشكى قانونى منتقل شد.كارآگاهان در ادامه تحقيقات پليسى پى بردند مقتول و همسرش همواره بر سر مسائل خانوادگى با يكديگر اختلاف هاى شديدى داشته اند.با به دست آمدن اين سرنخ، كارآگاهان احتمال دادند مقتول پس از ورود به خانه شاهد رابطه همسرش با جوان ناشناس بوده و در جريان درگيرى با آنها به قتل رسيده است.بدين ترتيب با طراحى فرضيه هاى اصلى آنان به جست وجو براى شناسايى و دستگيرى همسر مقتول پرداخته و سرانجام ۲۳ دى او را در حوالى استان تهران دستگير كردند.معصومه در بازجويى ها منكر اطلاع از قتل همسرش و هويت پسر جوانى كه با لباس خونى گريخته بود، شد.
* نسخه پزشكى راز قتل را فاش كرد
در حالى كه با سكوت معصومه تحقيقات به بن بست رسيده بود، كشف نسخه اى در خانه مقتول رسيدگى به پرونده را وارد مرحله تازه اى كرد.نسخه پزشكى متعلق به فردى به نام بهروز بود كه از سوى پزشكى در قم تجويز شده بود. همچنين يك سيم كارت تلفن همراه از معصومه كشف شد كه بررسى مشخصات آن روشن كرد سيم كارت متعلق به بهروز است.سرانجام ۱۱ فروردين به دنبال رديابى هاى ويژه پليسى بهروز در اسلامشهر دستگير شد.او در بازجويى ها با اعتراف به قتل عليرضا گفت: حدود ۲ سال بود كه مقتول را مى شناختم و براى مصرف مواد مخدر به خانه اش رفت و آمد داشتم، او ۵۰۰ هزار تومان تراول چكم را سرقت كرده بود. بنابراين ۲۷ دى براى گرفتن طلبم به خانه اش رفتم.با اطمينان از اين كه عليرضا در خانه نيست از بالاى در وارد حياط شدم. دقايقى بعد هم عليرضا وارد شد. با مشاهده من و همسرش در حالى كه خشمگين و عصبانى بود به طرفم حمله كرد و با هم درگير شديم. او از همسرش تقاضاى كمك كرد. اما همان موقع معصومه كاردى آورد كه با آن عليرضا را كشتم. سپس با برداشتن پول هاى خود از پنجره فرار كردم.
* مواجهه دو متهم در آگاهى
از سوى ديگر به خاطر تناقض گويى ها و ابهام هاى موجود در پرونده احمد خان بيگى دادستان اسلامشهر دستور مواجهه حضورى آنها را صادر كرد.صبح ديروز بهروز از اداره آگاهى اسلامشهر و معصومه نيز از زندان رجايى شهر به شعبه پنجم دادسراى جنايى اسلامشهر منتقل شدند.در اين جلسه بهروز با تكرار ادعاهاى قبلى خود منكر دست داشتن معصومه در جنايت شد.معصومه نيز در بازجويى ها گفت: روز حادثه همسرم با بهروز درگير شد. او از من چاقو خواست. از آشپزخانه چاقويى آوردم كه بهروز آن را از من گرفت و همسرم را كشت. با توجه به رفع ابهام هاى پيش آمده، بازپرس پرونده دستور بازسازى صحنه جنايت از سوى ۲ متهم را صادر كرد.قرار است زن و مرد متهم به زودى در حضور بازپرس و افسر پرونده صحنه جنايت را بازسازى كنند.
* ابهام هاى پرونده
احمد خان بيگى دادستان اسلامشهر درباره پرونده اين جنايت به خبرنگار ما گفت: هم اكنون پرونده با ابهام هاى بسيارى روبرو است كه بايد به آن رسيدگى شود. بهروز در اعتراف هايش مدعى شده به زور با معصومه رابطه برقرار كرده است كه اين موضوع با برخى اعتراف هاى او در تضاد است.دفاع نكردن معصومه از همسرش هنگام جنايت، نحوه ورود بهروز به خانه آنها و فرار معصومه پس از جنايت از جمله نكات مبهم اين پرونده است كه بازپرس جنايى و كارآگاهان ويژه قتل اسلامشهر در حال حاضر اميدوارند معماى اين جنايت هنگام بازسازى صحنه قتل فاش شود.
متهم به قتل پسر ۱۲ ساله در دادگاه
مى خواهم در راه عشق اعدام شوم
288423.jpg
گروه حوادث: پسر جوانى كه در اقدامى جنون آميز پسر ۱۲ ساله صاحبخانه اش را به طرز فجيعى به قتل رسانده بود، در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد. جوان عاشق پيشه كه برادر دختر مورد علاقه اش را در اين ماجرا مزاحم مى ديد در اقدامى جنايتكارانه او را از سر راهش برداشت.
بنابه اين گزارش نخستين روز نوروز سال ۸۳ مرد جوانى مأموران كلانترى گلستان رباط كريم را در جريان ناپديد شدن برادر ۱۲ ساله اش قرار داد. او با طرح شكايتى از مستأجرشان ادعا كرد يك روز بعد از ناپديد شدن برادرش اين جوان را در حال خارج كردن يك كارتن خون آلود از خانه ديده است.
با طرح اين شكايت دستورهاى قضايى لازم براى بازرسى خانه متهم صادر شد تا اين كه به دنبال تناقض گويى هاى على اكبر - متهم ۲۱ ساله - مأموران براى يافتن سرنخ اتاق او را بازرسى كردند. آنان همان موقع با ديدن لكه هاى خون او را مورد بازجويى قرار دادند.
متهم ادعا كرد در جعبه آغشته به خون لاشه يك سگ را حمل كرده است اما مأموران كه به علاقه شديد اين مرد و دختر صاحبخانه پى برده بودند او را به اعتراف واداشتند.
متهم به قتل در اعتراف هايش گفت: به خاطر درگيرى با خانواده ام و چند بار فرار از خانه سرانجام راهى تهران شدم و اتاقى اجاره كردم. اما داماد صاحبخانه به خاطر خيانت در امانت به زندان افتاد و من در غياب اين مرد به زن جوان او علاقه مند شدم.
قرار بود اين زن از شوهرش طلاق بگيرد تا با هم ازدواج كنيم اما برادر كوچك او پى به رابطه ما برد و با تقاضاهاى كودكانه خود از من باج مى گرفت. كم كم از اين وضع خسته شدم و يك روز وقتى از محل كار به خانه برگشتم با او درگير شده و به او گفتم ديگر اجازه نمى دهم از من اخاذى كند. او تهديد كرد رسوايم مى كند كه همان موقع با عصبانيت شيشه نوشابه اى را شكسته و به جانش افتادم.پس از قتل او جنازه اش را داخل جعبه اى در اتاقم گذاشتم و روز بعد آن را به باغى برده و در گودالى دفن كردم.با اعتراف هاى متهم مأموران جسد را در روستاى على آباد قاجار داخل گودالى يافتند. پزشكى قانونى علت مرگ را ضربات متعدد با جسم سخت تعيين كرد و پس از بازسازى صحنه قتل با درخواست اولياى دم مبنى بر قصاص متهم پرونده با صدور كيفرخواست دراختيار هيأت قضايى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت.
* در دادگاه
ديروز در جلسه محاكمه متهم ابتدا «رضوانفر» نماينده دادستان تقاضاى مجازات متهم را كرد. درحالى كه اولياى دم در جلسه حاضر نبودند با ارسال لايحه اى تقاضاى اعدام قاتل فرزندشان را ارائه كردند. متهم نيز در دفاع از خود در پاسخ به قاضى عزيزمحمدى رئيس دادگاه در مورد بريدگى هاى متعدد روى سينه و شكستگى استخوان هاى فك، مفاصل و دنده هاى مقتول گفت: من به خاطر عشق به آن زن دچار جنون شده بودم و متوجه رفتارم نبودم و نمى دانم چند ضربه به مقتول زدم و حالا هم حاضرم در راه عشق اعدام شوم.
در ادامه جلسه وكيل تسخيرى متهم از دادگاه خواست تا او براى دومين بار براى انجام آزمايش هاى بالينى روانى به پزشكى قانونى معرفى شود. اما هيأت قضايى با اين تقاضا موافقت نكردند.قاضى عزيزمحمدى و ۴ قاضى مستشار - عبداللهى، رحيمى، سالارى و باقرى - در پايان اين محاكمه متهم را به قصاص نفس - اعدام - محكوم كردند.
حادثه ها
پرواز خلبان نابينا از لندن به سيدنى
خلبان نابينا با پرواز لندن به سيدنى، افتخار ديگرى براى خود ثبت كرد.وى پس از پيمودن ۱۲ هزار و ۵۰۰ مايل و با وجود بارندگى شديد و شرايط بد جوى سرانجام در سيدنى به زمين نشست.
سطل زباله پر از جواهر
سارق اسكاتلندى از سطل زباله براى انتقال جواهرات سرقتى استفاده كرد.اين سرقت كه چند روز پيش رخ داد ذهن پليس اسكاتلند را به شدت به خود مشغول كرده است.شاهدان حادثه مشخصات تقريبى سارق را به پليس گفته اند و جست وجو براى يافتن او همچنان ادامه دارد.
كشف محموله ۵۰۰ ميليون دلارى كوكائين
بيش از ۲۵ هزار كيلو كوكائين كه بزرگ ترين محموله قاچاق افيون تاريخ كلمبيا به شمار مى رود با تلاش نيروى دريايى اين كشور كشف و ضبط شد.
اسارت ۱۵ ساله نوعروس
يك زن هندى تنها به خاطر اين كه جهيزيه كافى نداشت، ۱۵ سال از سوى خانواده شوهرش، در زيرزمينى ترسناك زندانى شد. خانواده شوهر هنگامى كه دريافتند نوعروس جهيزيه كافى ندارد با پايان جشن، لباس قرمز را از تنش بيرون آورده و او را در زيرزمين تنگ و تاريك زندانى كردند. ماه عسل تلخ مادهاوى در اسارت ۱۵ ساله گذشت تا اين كه يكى از همسايگان پى به ماجرا برد و از پليس بمبئى كمك خواست.مادهاوى داس، خيلى زود در يك بيمارستان روانى بسترى شد و پليس، شوهر و دو عضو ديگر خانواده بى رحم را دستگيركرد.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   سياست   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   آيينه   |   ماجرا   |   رودررو   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |