چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۱۴ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Wed, May 2, 2007
ديپلماتيك
۳۶۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
رودررو
بررسى موقعيت جهانى آمريكا در ميزگرد تلويزيونى چالمرز جانسون
ژنرال هاى مضطرب
288264.jpg
محمد نورى
اتفاقات روزهاى اخير تركيه خاطره روزهاى حساس ۵ سال پيش را درذهن ها زنده كرده است . روزهاى پرهيجان نوامبر۲۰۰۲ كه پيروزى پارلمانى اسلام گرايان تحت رهبرى اردوغان، لائيك هاى اين كشور بويژه ژنرال ها را دچار يك شوك تاريخى كرده بود.
امروزكه يك دوره پنج ساله از نخستين جدال ايدئولوژيك حزب عدالت و توسعه باژنرال ها مى گذرد، خيلى از معادلات در پهنه سياسى اين كشور عوض شده است . دراين مدت حزب تحت امر اردوغان قد كشيده واز شكل يك گروه سياسى نوپا به رتبه حزب حاكم ومدعى اداره كشور ارتقا يافته است . اسلام گرايان گمنام آن روز تركيه، اكنون به افرادى سرشناس وپرآوازه درصحنه سياسى منطقه وجهان تبديل شده اند و سرانجام درپايان اين بيلان ۵ساله، كابينه ومجلس در اختيار اسلام گرايان با گرفتن نمره قبولى حتى از ناظران غربى وارائه كارنامه اى موفق درميدان سياست و اقتصاد تركيه براى كسب كانون هاى ديگر قدرت آماده شده اند.
بنابراين براى درك وقايعى كه اين روزها صحنه سياسى تركيه را در ابهام و اضطراب غرق كرده است . بايد نگاه و تأملى در تاريخ اين ۵ سال كرد. به نظر مى آيد آنها كه كمر همت به حذف ويا ازكارانداختن ماشين قدرت اسلام گرايان بسته اند با چشم باز يك دوره زمامدارى اسلام گرايان را مرور كرده اند.
ژنرال ها و وارثان نظام آتاتورك با اين آرزو و اميد، اين ۵ سال را به سركردند كه از يك سو، غول اقتصاد و گرداب بحران هاى امنيتى وسياسى از زخم كردهاى عراق گرفته تا ماجراى قبرس، دولتمردان اسلام گرا را مانند همه مردان حزبى از پا درخواهد آورد و از طرف ديگر اين
۵ سال يك فرصت تنفسى خواهد بود براى اردوى سياسى لائيك كه به يك بازسازى وتجديد قوادرساختار سياسى و تشكيلاتى شان دست بزنند تا شايد آن آلترناتيو وبديل موردنظربرابر اسلام گرايان كه غرب نيزانتظارش را
مى كشد، به صحنه بيايد.
اما چرخه امور وگردش زمان، خلاف محاسبات ژنرال ها پيش رفت . بخت خفته لائيك ها حتى دراين
۵ سال فرصت طلايى نيز زنده نشد وبراى پرچم وميراث كماليسم هيچ حامى تازه نفس وپرچمدار جدى اى به صحنه نيامد . كفه موازنه قدرت كه سال ۲۰۰۲ درسياست داخلى به نفع اسلام گرايان تغيير كرده بودپس ازآن درجهان ديپلماسى نيزبه ضرر لائيك ها دگرگون شد تا حدى كه صداى دولت اردوغان به صداى غالب تركيه حتى در نگاه جهان غرب بدل شد .
اما ژنرال ها، روزگار ضعف وافول جبهه سياسى خود را زمانى باور كردند كه فصل كارزار تازه از راه رسيد. هيچ حادثه اى براى ميراث داران نظام لائيك از اين تلخ تر نبود كه وقتى ديدند حزب اسلام گراى عدالت و توسعه ۳۵۳ كرسى نمايندگى را به خود اختصاص داده اما ۳ حزب لائيك، جمهورى خواه خلق ۱۵۱كرسى، حزب مام ميهن ۲۰كرسى، ، حزب راه راست ۴ كرسى دارند.
بنابراين رفتاراين روزهاى نظاميان تركيه افزون برمنطق ومعادلات تاريخى بايد با معيارهاى روانشناختى نيز ارزيابى شود. پرخاشگرى آنها درآوردگاه سياسى امروز تركيه ،حالات افرادى را دارد كه همه فرصت ها را از دست رفته مى بينند و همه بازوهاى سياسى آنان درعرصه پارلمان واحزاب كارآيى خود را ازدست داده اند. درآزاد ترين انتخابات لائيك ها نه كانديدايى براى رقابت با نامزد اسلام گرايان دارند ونه آن كه درمجلسى كه قرار است سرنوشت رئيس جمهورى آينده را رقم بزند فراكسيون پرنفوذى كه بتواند سد راه انتخاب فرد مطلوب اسلام گرايان شود. در چنين وضع بن بست گونه اى ژنرال ها در دوراهى بزرگى واقع شده اند كه درواقع ويژگى تحول تاريخى امروز تركيه است . آنها بايد يا واقعيت حاكميت اسلام گرايان را برنظامى كه ۸۰ سال دركنترل لائيك ها بوده، بپذيرند يا آن كه بار ديگر به سنت ديرين، راه مداخله نظامى درسياست را پيش گيرند و با توسل به زور و تهديد تفنگ حريف را از صحنه خارج كنند.
شواهد و وقايع اين روزها حاكى از آن است كه آنها راه دوم را برگزيده اند، راهى پرهزينه كه حتى دوستان و شركاى غرب نشين ژنرال ها از عواقب وآينده آن بيمناكند.
نيروى تغييرناپذير
حوادث جارى تركيه يك درس بزرگ براى همه نيروهاى تحول خواه به ارمغان آورد كه راه دگرگونى اين كشوراز اصلاح تفكر نظاميان اين كشور مى گذرد.البته اين موضوعى نبود كه از نگاه اردوغان واسلام گرايان دوربماند اما گويى شيوه وروشى كه دراين ۵ سال سران عدالت وتوسعه براى تحول درنگاه ژنرالهاى لائيك به سياست پى گرفتند چندان قرين توفيق نبوده است.منطق اردوغان ودوستانش دراين وادى، منطق همزيستى ومدارا با جريان لائيك بوده است به عبارتى آنها براى شكستن رسوبات تفكر حذفى و منيت نظاميان به اكسير«تكثر »توسل جستند ودرمقام اثبات اين اصل برآمدندكه تركيه جامعه اى با هويت سياسى واجتماعى متنوع است كه شرط نخست حكومتدارى درچنين جامعه اى پذيرش واقعيت اين تنوع است.
براين اساس است كه دولت ومجلس تحت امراسلام گرايان دراين ۵ سال از هرگونه حركت حذفى وسلبى نسبت به ايدئولوژى ويا احزاب لائيك پرهيزكردند. آنها حضور گروه ها وتشكل هاى وفادار به عقايد آتاتورك را به عنوان واقعيت سياسى پذيرفتند.عزم آنان درتصويب قوانين واتخاذ تصميم ها گريز ازافتادن درمناقشات فرساينده عقيدتى با لائيكها بود. به عبارتى آنها همه توان خود را بكاربستند تا تركيه دوره رهبرى عدالت وتوسعه دردام دوقطبى اسلام گرا- لائيك گرفتارنشود. انتظار اين بود كه اين خط مشى مدارا و همزيستى، قدرى از بدبينى ها وسوءظن تاريخى ژنرالها نسبت به نسل تازه سياستمداران اسلام گرا را رفع كنداما اتفاقات اخير نشان داد كه نه رشته حوادث توفنده يك دهه اخيرتركيه ومنطقه ونه سياست مداراى اسلام گرايان اين كشورتغييرى در نگرش ژنرال ها ايجاد نكرده است.
بيانيه هاى امروز ارتش تركيه وواژگانى كه براى نفى حقوق سياسى احزاب رقيب بكارگرفته، گوياى اين واقعيت است كه ارتش با همان معيارها ومحاسبه هاى دوران جنگ سرد صحنه سياست را مى نگرد. اما پيامدهاى اين نگرش چيست؟
نتيجه نخست تكيه براين معيارهاى كهنه اين است كه ژنرال آنيت ودوستانش ازهمان منطق زور براى برهم زدن موازنه قدرت بهره مى جويند، اين درحالى است كه دوران كاربرد اين روش ها وآموزه ها مدتها ست سپرى شده است ودر ضعيف ترين نظام هاى حكومتى نيز مداخله نهاد ارتش درسياست نفى وتقبيح مى شود.
ديگر پيامد بقا برعقايد پيشين اين است كه نهاد ارتش همچنان خود را نه تنها درصدرهرم قدرت بلكه محورومدار همه امورسياست واجتماع مى بيند كه گويى پارلمان واحزاب جز سايه اى ازحضوراين قدرت درصحنه سياست بيش نيستند.دربيانيه اخيرارتش اين نكته به روشنى نمايان است كه دامنه قدرت طلبى ژنرال هاى آنكارا تا آنجاست كه حتى سوداى اعمال نظر درآئين و رسومات فرهنگى جامعه رادارند.
سومين نكته درتلقى ارتش كه موجب بهت ناظران شد، اصرار آنها برجاودانگى انديشه اى است كه بيشتر ناظران برپايان وافول آن حكم داده اند.تفكركماليسم كه درتوفان تحولات سياسى اين كشوردر دهه ۹۰ دچارشكاف وآسيب شده بود به يك شكست تاريخى درآغاز قرن جديد دربرابرنيروى تازه نفس اسلام گرايان تن داد.رويگردانى جامعه تركيه از ارزش هايى كه ژنرالها آنها را ابدى خوانده اند درچند انتخابات پياپى به اثبات رسيد ونظرسنجى ها حاكى ازآن هستند كه اين آهنگ ورويكرد در۵ سال زمامدارى دولت اردوغان تشديد شده است تنها كافى است دراين نظرخواهى ها به مقوله حجاب كه ازقضا مركز نگرانى دربيانيه نظاميان است، توجه شود كه بالغ بر۶۰ درصد مردم جوابى خلاف ميل لائيك ها بدان داده اند.
ويژگى نزاع جديد
رويارويى نظاميان با اسلامگرايان در عرصه تركيه پديده تازه اى نيست اما آنچه به اين حادثه تكرارى جنبه تازگى و اهميت مى بخشد، شرايط سياسى داخل وخارج اين كشور از يك سو و موقعيت و توانايى دو نيروى درگير در پيش بردن اين كشمكش از سوى ديگر است.
در حالى كه مراحل قبلى سركوب سياسى اسلامگرايان به دست ژنرال ها درفضاى قطب بندى شده شرق وغرب صورت گرفت واغلب تأييدوسكوت جامعه بين المللى را به همراه داشت اما فضاى كنونى منطقه وجهان برخلاف ميل وتمايل ارتشيان لائيك پيش مى رود. از طرفى اسلامگرايانى كه امروز موقعيت لائيك ها رابه چالش خوانده اندديگريك نيروى درجه دو يا اقليت سياسى نيستند، آنهابه عنوان حزب حاكم ظاهرشده اند و افزون بر آن برموج حمايت منطقه اى و جهانى پشتگرم هستند. دولت اردوغان بيش و پيش از حمايت هم كيشان اش در جهان اسلام، دولتى مورد تأييد وحمايت طيف وسيعى ازطرف هاى اروپايى وآسيايى است. دراين باره گزارش هاى تازه رسانه هاى غرب بويژه سلسله گزارش اقتصادى ـ سياسى بى.بى.سى و وال استريت ژورنال گوياى واقعيت است. درهمه اين گزارش ها بر عملكرد موفق اقتصادى و ديپلماتيك اردوغان تأكيد شده است. همه ناظران غربى از دوران زمامدارى او به عنوان دوران ثبات ورشد تركيه ياد كرده اند.
اما به همان اندازه كه اردوغان توجه خارج را به خود جلب كرد درداخل با بى مهرى لائيك ها روبه رو شد. احزاب لائيك در اين ۵ سال هيچ فرصتى را در مخالفت با دولت او فروگذار نكردند. آنها بيشتر با تكيه بر رئيس جمهورلائيك اين كشوركوشيدند بيش ازهمه تصميم ها وتدابير اردوغان براى تغيير چهره فرهنگى تركيه راناكام گذارند. روش مرسوم آنان به جز سمپاشى تبليغاتى، وتوكردن قوانين مجلس اسلامگرا به دست نجدت سزر بود. اما ارتش در اين ۵ سال چند مرحله رودرروى جدى با دولت اردوغان قرار گرفت وجالب است كه دو نمونه بارز آن يك بار به دليل بحث حجاب و بارديگر به دليل مسأله امنيت وقضيه كردستان عراق، موجب تنش لفظى اردوغان وفرمانده ارتش شد.
نخستين باردو سال پيش هنگام قتل يكى از قضاتى كه رأى به نفى حجاب داده بود، آنها مقابل هم قرار گرفتند. آن روز اردوغان، به اظهارات ۱۹ ماه مه، ژنرال حلمى فرمانده وقت ارتش كه خواستار ادامه تظاهرات گروهى در اعتراض به كشته شدن يك قاضى ترك شده و يك اسلامگرا را مظنون به ارتكاب اين قتل دانسته بود واكنش نشان داد و گفت: ترغيب يك چنين اعتراضاتى نا مسئولانه است.بار دوم، در اكتبر ۲۰۰۶ وقتى ياشاربيوك آنيت نخستين حركت خودرا با ايراد نطق بر ضد اسلامگرايان آغاز كرد، اردوغان معترض شد.
عجيب است كه بيانيه تازه ارتش همان ادبيات و محتواى اعتراض هاى آن روز را دارد.ريشه نگرانى ارتش امروز در باب رسيدن اسلامگرايان به رياست جمهورى نيز درست به اين جا برمى گردد كه آنها تاكنون بر رئيس جمهور به عنوان اهرم كنترل مجلس اسلامگرا تكيه مى كردند و اين مقام درحفظ به اصطلاح ارزش هاى لائيك داراى كاربرد هاى روشن براى نظاميان بود. رؤساى جمهور درصحنه سياسى همان نقش ارتش را درصحنه نظامى براى رژيم لائيك ايفا مى كردند و در هرم حاكميت تركيه اين كرسى و اين مقام نماد لائيك به حساب مى آمد. لذا از دست دادن رياست جمهورى درنگاه ژنرال ها در واقع فروريختن آخرين خاكريز مقاومت لائيسم است. به راستى كه كشمكش تاريخى لائيك ها و مذهبيون درسرزمين آناتولى به نقطه سرنوشت سازى رسيده است. جامعه تركيه كه درجريان انتخابات ۲۰۰۲ تمايل و اشتياق به تغيير را آشكار كرد، اكنون در آستانه انتخاباتى ديگر آبستن عميق ترين دگرگونى قرن اخير شده است.
بررسى موقعيت جهانى آمريكا در ميزگرد تلويزيونى چالمرز جانسون
رنسانس عليه زمامداران آمريكا
288267.jpg
بخش دوم وپايانى

چالمرز جانسون از انديشمندان سرشناس آمريكا است كه محور مطالعات خود را نقد و تحليل سياست جهانى اين كشور قرار داده است. او در يك گفت و شنود تلويزيونى با ايمى گودمن به بهانه انتشار كتاب پرفروش خود «مكافات، آخرين روزهاى جمهورى آمريكا» ميراث سياسى نومحافظه كاران را به نقد كشيده است. بخش نخست اين ميزگرد ديروز از نظر گرامى تان گذشت و بخش دوم آن كه با بحثى درباره مشكلات درونى نهاد اطلاعاتى آمريكا (سيا) شروع مى شود اكنون پيش روى شما است.
گروه بين الملل

فهرست اعمال مخفيانه و سياه سازمان سيا پايان ندارد. ساقط كردن سوكارنو در اندونزى و روى كار آوردن ژنرال سوهارتو، سپس حذف او پس از آن كه پا روى اعصاب ما گذاشت، همه اينها بخشى از كارهاى آنهاست. اين كارها همان نشانه هاى مشخص امپراتورى روم را بر خود دارند و به همين علت است كه من بار ديگر بر اين نكته تأكيد مى كنم چيزى به نام كنترل و نظارت مؤثر در كشور ما وجود ندارد. هستند تنى چند از اعضاى كنگره كه اغلب شان حقه باز و فاسدند مانند رندى «دوك» كانينگام كه به نظارت بيش از حد متهم مى شوند. هنگامى كه چارلى ويلسون، عضو كنگره، از اعضاى پرسابقه كنگره از حوزه انتخاباتى دوم تگزاس، به عنوان رئيس كميته نظارت اطلاعات سرى مجلس نمايندگان در دوره جنگ افغانستان برگزيده شد، يك بار به يكى از دوستان خود در سازمان سيا نوشت، «آقايان محترم، روباه در داخل لانه مرغ هاست. هر كارى مى خواهيد بكنيد.»
گودمن: ما به بخش پايانى مصاحبه با چالمرز جانسون بازمى گرديم. پروفسور چالمرز جانسون يكى از متخصصين مشهور در سياست هاى آسيا است. او كتاب هاى متعددى را درباره انقلاب چين، توسعه اقتصادى ژاپن نوشته است. در ۳ سال در نظام دانشگاه كاليفرنيا، جانسون به عنوان رئيس مركز مطالعات چين در دانشگاه كاليفرنيا بركلى، خدمت كرده است.
بنابراين از وى مى خواهم درباره نقش چين به عنوان يك قدرت جهانى رو به رشد صحبت كند.
جانسون: درباره چين خوش بين هستم. فكر مى كنم آنها حركت قابل توجهى به سوى اعتدال از خود نشان داده اند. بر اين باورم كه از حمايت عموم مردم برخوردارند چرا كه آنها كارى كه مردم خواهان انجام آن بودند و به شدت از آن مى ترسيدند را انجام دادند، به عبارت ديگر، برچيدن اقتصاد لنينيستى كه چين داشت، آن هم بدون پائين آوردن سطح زندگى مردم، همان چيزى كه در روسيه يلتسين اتفاق افتاد. چين توان بالقوه رشد شكوهمند خود را بالفعل كرد و با قدرت و بينشى عظيم پيش مى رود.
مسائل زيادى وجود دارد كه در فرايند توسعه تحولات در چين باب ميل ما نيست، بويژه ترس نومحافظه كاران آمريكا از چين. نومحافظه كاران حاكم بر كاخ سفيد چاره اى جز كنار آمدن با اين مسأله ندارند. اين همان كنار آمدنى است كه مى بايست در قرن بيستم در برابر طلوع قدرت هاى جديد در آلمان، روسيه و ژاپن اتفاق مى افتاد. كوتاهى قدرت هاى اشباع شده انگليسى زبان، درصدر آنها انگليس و ايالات متحده، به جنگ هايى ذاتاً بى ارزش و بيرحمانه منتهى شد. اما آمريكايى ها هنوز هم بى وقفه درباره رشد چين حرافى مى كنند و اين در حالى است كه من حقيقتاً لذت مى برم از اين كه مى بينم چين به اين آسانى خود را با منافع كشورهايى كه الزاماً به هيچ وجه از او خوش شان نمى آيد، از جمله اندونزى و ويتنام وفق داده و تعديل كرده است. آمريكايى ها مدام ژاپنى ها را تحريك مى كنند تا نسبت به چين كه صحنه بزرگترين جنايات آنها در طول جنگ دوم جهانى بود، جناياتى كه هرگز به طور كافى و شايسته نسبت به آنها پاسخگو نبوده و غرامتى هم نپرداختند، ستيزه جو و خصومت آميز رفتار كنند. من در شگفتم اين ديگر چه حماقتى است. جنگ با چين همان معجون پر از مشكلاتى خواهد بود كه ويتنام بود. مطمئناً ما بازنده خواهيم بود.
امروز چسب سياسى چين كه مردم را به هم پيوند مى دهد، به عبارت ديگر منشأ مشروعيت اين كشور، ناسيوناليسم است كه با احساسات پرشور مردم حفظ مى شود.
گودمن: در ماه ژانويه ،۲۰۰۷ چين نخستين آزمايش ضدماهواره اى خود را انجام داد. مايلم خاطرنشان كنم كه چين با اين كار وارد عرصه ميليتاريزه سازى فضا شد.
جانسون: بله، دقيقاً همين طور است، من در كتاب خودم، مكافات، فصلى به نام «پروژه نهايى امپرياليستى» دارم كه به آن بسيار افتخار مى كنم. اين فصل درباره لابى موشك در كنگره است، اتلاف شكوهمند منابع مالى با اختصاص آنها به چيزهايى كه ما مى دانيم كار نمى كنند.
گودمن : فورت گريلى ، آلاسكا در كجاى اين بحث قرار دارد، سيلوها چطور؟
جانسون: براى هدف قراردادن يك موشك در مرحله پرتاب، بايد عملاً در بالاى سايت پرتاب آن قرار گرفت. تا كنون چنين كارى صورت نگرفته است. احتمالاً در آينده هم اتفاق نخواهد افتاد و اصولاً هزينه اين كار بسيار زياد است. بسيار معمولى تر و عادى تر ساقط كردن يك موشك متخاصم در حالى كه در فضاى بيرون بوده و با سرعت بسيار به سوى ايالات متحده مى آيد، است. اين همان كارى است كه هواپيماهاى رهگيرى كه در فورت گريلى، آلاسكا و چند فروند از آنها در پايگاه نيروى هوايى وندربرگ در كاليفرنيا مستقر شده اند، قرار است انجام دهند. اين هواپيماهاى رهگير تاكنون حتى يك بار هم نتوانستنديك رهگيرى موفق از موشك داشته باشند. رادارى وجود ندارد كه عملاً وسيله متخاصم به ظاهر شليك شده را رديابى كند. همانطوركه يكى از دانشمندان ارشد پنتاگون ديروز اظهار داشت، اين هواپيماهاى رهگير در حقيقت عملاً مترسك هايى بيش نيستند و اميد براين است كه
كره شمالى ها را ترسانده و فرارى خواهند داد. اين ها استفاده اشتباه و فاجعه آميز از منابع در برابر يك كشور كمونيست كوچك و ناموفق به نام كره شمالى است . بر روى كره زمين هيچ چيز آسانتر از رديابى پرتاب يك موشك متخاصم نيست و راهكار درست براى جلوگيرى از آن بازدارندگى است. چندين دهه است كه ما روى اين موضوع كار كرده ايم، در باره اش فكر كرده ايم ، آن را تمرين كرده ايم و نسبت به آن مطالعه كرده ايم. كره شمالى ها شهرتى عالى از عقلانيت دارند. آنهامى دانند كه اگر چنين موشكى را عليه ژاپن و يا ايالات متحده به پرواز درآورند، روز بعد در اقدامى تلافى جويانه از روى كره زمين محو خواهند شدو چنين كارى را نمى كنند. به همين علت ، در مورد ايران ، تنها راه منطقى يادگرفتن زندگى با يك ايران هسته اى است. اصولاً براى كشورى كه هم اكنون از سوى قدرت هاى هسته اى، ايالات متحده در خليج فارس، روسيه ، اسرائيل ، پاكستان و هند در محاصره است، پيشروى به سوى هسته اى شدن ، امرى گريزناپذير است. ايرانى ها عقل گرا هستند بنابر اين ، آنها مشغول توسعه حداقل بازدارندگى مى باشند و ما مجبوريم ياد بگيريم با اين واقعيت زندگى كنيم. گودمن: و در پايان، آقاى چالمرز جانسون، شما به تازگى كتاب هاى سه گانه خود را كامل كرده ايد. نخستين كتاب شما «تلافى» بود، پس از آن، «غم و اندوه امپراتورى» و سرانجام آخرين اثر شما مكافات: آخرين روزهاى جمهورى آمريكا است. پيش بينى شما درباره آينده آمريكاچيست؟
جانسون: من راهى براى خروج از بن بست كنونى نمى بينم. من فكر مى كنم ما در مسير اشتباهى كه پيش گرفته ايم، بسيار جلو رفته ايم. فكر مى كنم در رابطه با امور داخلى بيش از حد به مجموعه نظامى ـ صنعتى وابسته شده ايم. منظورم اين است كه براى يك وزير دفاع، تلاش جهت برچيدن پايگاه هايى كه اضافى هستند، پايگاه هايى كه فايده اى ندارند، كهنه شده اند، به دوران جنگ هاى داخلى آمريكا بازمى گردند، امرى كاملاً منطقى است. اما هر زمان كه وزير دفاع تلاش مى كند يكى از اين پايگاه ها را تعطيل كند، با هياهو و جنجال از سوى شهرك هاى اطراف پايگاه، روزنامه هاى محلى، تلويزيون، كشيش هاى روحانى و سياستمداران محلى روبه رو مى شوند كه: پايگاه نظامى شهر ما را حفظ كنيد.دو نفر از حاميان اصلى كميسيون فرعى تأسيسات وابسته به كميته خدمات نيروهاى مسلح مجلس سنا، افراد مسئول رسيدگى به پايگاه هاى ما، كى بيلى ها چينسون از ايالت تگزاس و دايان فينستاين از ايالت كاليفرنيا هستند. اين دو ايالت داراى بيشترين پايگاه نظامى در اين كشور مى باشند و اين دو سناتور براى حفظ اين پايگاه ها هر آنچه در توان داشته باشند را انجام خواهند داد. مجموعه صنعتى ـ نظامى با استفاده از اين شيوه موذيانه، نامحسوس و خطرناك به درون دموكراسى ما نفوذ پيدا كرده و به شدت آن را تضعيف كرده است، آن هم براى عده اى خاص و منافع شخصى شان در آنچه من كيزينانيزم نظامى ناميده ام؛ يعنى سوء استفاده و دست بردن در بودجه دفاع كه اگر تمام ديگر اقلام هزينه هايى را كه در تك رقم اختصاص يافته به وزارت دفاع منظور نمى شوند، را محاسبه و لحاظ كند به ۷۵۰ ميليارددلار بالغ مى شود. وضعيت كنونى از كنترل خارج است. ما به اين وضعيت معتاد شده ايم، ما آن را دوست داريم و با آن زندگى مى كنيم. در تصورم نمى گنجد كه روزى روزگارى رئيس جمهورى، خواه از حزب دموكرات، خواه از حزب جمهوريخواه روى كار بيايد و به تشكيل ائتلافى از هر دو گروه بپردازد كه قادر باشند به تشكيلات منافع گروه خاص حمله برده و اوضاع را برگردانند. همانطور گورباچف نيز در تلاش خود براى اصلاحات در نظام اتحاد جماهير شوروى در اواخر دهه ۱۹۸۰ ناكام ماند.
گودمن: آقاى چالمرز، آيا چيزى هست كه به شما اميد هم دهد؟
جانسون: اين دقيقاً همان كارى است كه ما امروز صبح به آن مشغوليم. به عبارت ديگر، تنها راه باقيمانده ايجاد مجدد نظام قانون اساسى در آمريكا است. در غير اين صورت همه چيز براى ما تمام شده است. منظورم امپراتورى است، هنگامى كه كشور در مسير تبديل شدن به امپراتورى مى افتد، در نهايت به وارد كردن فشار فراتر از توان خود، ايجاد ورشكستگى مالى و گرد آوردن مجموعه اى از كشورهايى كه نسبت به اهداف امپرياليستى او ستيزه جو و متنفرند، منتهى خواهد شد. ما به خوبى در آن مسير قرار گرفته ايم. تنها راهى كه براى متوقف كردن روند كنونى وجود دارد بسيج شهروندان غافل است. من نمى دانم كه آيا چنين تحولى اتفاق خواهد افتاد يا خير. با توجه به طبيعت كنترل همه جانبه شبكه هاى تلويزيونى در آمريكا براى درآمدهاى تبليغاتى، من بسيار بسيار شك دارم كه مردم بيدار شوند. ما شاهد آن هستيم كه روپرت مورداخ از خريد يك سوم مجله لوس آنجلس تايمز صحبت مى كند. اما با تمام اين اوصاف، فراموش نكنيم چيزى به نام اينترنت و كسى به نام ايمنى گودمن (مجرى اين مصاحبه) هم وجود دارد. به طور كلى، در مقايسه با سابق، اطلاعات بسيار بيشترى در دسترس مردم قرار دارد. يكى از تجربه هايى كه من در اين ۳ كتاب به دست آوردم، پذيرش به مراتب بيشترى از سوى آمريكايى هاى نگران نسبت به كتاب «مكافات» در مقايسه با دو كتاب قبلى بود. در دو كتاب قبلى شك و ترديد قابل توجهى از سوى خوانندگان مشاهده مى شد. بنابراين، با توجه به كتاب «مكافات» اگر ما شاهد رنسانس شهروندى در آمريكا باشيم، در آن صورت معتقدم مى توانيم دولت خود را (از حاكمان ناشايسته و بى كفايت فعلى) باز پس گيريم. اما اگر به سياست بازى هاى كنونى چون گذشته ادامه دهيم، در آن صورت فكر مى كنم ديگر چاره اى نيست جز اين كه بگوييم «مكافات» در كشور ما گوش به زنگ حاضر و آماده است. او وارد ملك ما شده و منتظر لحظه مناسب براى انجام مأموريت الهى خويش است.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   سياست   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   آيينه   |   ماجرا   |   رودررو   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |