|
بررسى موقعيت جهانى آمريكا در ميزگرد تلويزيونى چالمرز جانسون
رنسانس عليه زمامداران آمريكا
|
|
|
بخش دوم وپايانى
چالمرز جانسون از انديشمندان سرشناس آمريكا است كه محور مطالعات خود را نقد و تحليل سياست جهانى اين كشور قرار داده است. او در يك گفت و شنود تلويزيونى با ايمى گودمن به بهانه انتشار كتاب پرفروش خود «مكافات، آخرين روزهاى جمهورى آمريكا» ميراث سياسى نومحافظه كاران را به نقد كشيده است. بخش نخست اين ميزگرد ديروز از نظر گرامى تان گذشت و بخش دوم آن كه با بحثى درباره مشكلات درونى نهاد اطلاعاتى آمريكا (سيا) شروع مى شود اكنون پيش روى شما است. گروه بين الملل
فهرست اعمال مخفيانه و سياه سازمان سيا پايان ندارد. ساقط كردن سوكارنو در اندونزى و روى كار آوردن ژنرال سوهارتو، سپس حذف او پس از آن كه پا روى اعصاب ما گذاشت، همه اينها بخشى از كارهاى آنهاست. اين كارها همان نشانه هاى مشخص امپراتورى روم را بر خود دارند و به همين علت است كه من بار ديگر بر اين نكته تأكيد مى كنم چيزى به نام كنترل و نظارت مؤثر در كشور ما وجود ندارد. هستند تنى چند از اعضاى كنگره كه اغلب شان حقه باز و فاسدند مانند رندى «دوك» كانينگام كه به نظارت بيش از حد متهم مى شوند. هنگامى كه چارلى ويلسون، عضو كنگره، از اعضاى پرسابقه كنگره از حوزه انتخاباتى دوم تگزاس، به عنوان رئيس كميته نظارت اطلاعات سرى مجلس نمايندگان در دوره جنگ افغانستان برگزيده شد، يك بار به يكى از دوستان خود در سازمان سيا نوشت، «آقايان محترم، روباه در داخل لانه مرغ هاست. هر كارى مى خواهيد بكنيد.» گودمن: ما به بخش پايانى مصاحبه با چالمرز جانسون بازمى گرديم. پروفسور چالمرز جانسون يكى از متخصصين مشهور در سياست هاى آسيا است. او كتاب هاى متعددى را درباره انقلاب چين، توسعه اقتصادى ژاپن نوشته است. در ۳ سال در نظام دانشگاه كاليفرنيا، جانسون به عنوان رئيس مركز مطالعات چين در دانشگاه كاليفرنيا بركلى، خدمت كرده است. بنابراين از وى مى خواهم درباره نقش چين به عنوان يك قدرت جهانى رو به رشد صحبت كند. جانسون: درباره چين خوش بين هستم. فكر مى كنم آنها حركت قابل توجهى به سوى اعتدال از خود نشان داده اند. بر اين باورم كه از حمايت عموم مردم برخوردارند چرا كه آنها كارى كه مردم خواهان انجام آن بودند و به شدت از آن مى ترسيدند را انجام دادند، به عبارت ديگر، برچيدن اقتصاد لنينيستى كه چين داشت، آن هم بدون پائين آوردن سطح زندگى مردم، همان چيزى كه در روسيه يلتسين اتفاق افتاد. چين توان بالقوه رشد شكوهمند خود را بالفعل كرد و با قدرت و بينشى عظيم پيش مى رود. مسائل زيادى وجود دارد كه در فرايند توسعه تحولات در چين باب ميل ما نيست، بويژه ترس نومحافظه كاران آمريكا از چين. نومحافظه كاران حاكم بر كاخ سفيد چاره اى جز كنار آمدن با اين مسأله ندارند. اين همان كنار آمدنى است كه مى بايست در قرن بيستم در برابر طلوع قدرت هاى جديد در آلمان، روسيه و ژاپن اتفاق مى افتاد. كوتاهى قدرت هاى اشباع شده انگليسى زبان، درصدر آنها انگليس و ايالات متحده، به جنگ هايى ذاتاً بى ارزش و بيرحمانه منتهى شد. اما آمريكايى ها هنوز هم بى وقفه درباره رشد چين حرافى مى كنند و اين در حالى است كه من حقيقتاً لذت مى برم از اين كه مى بينم چين به اين آسانى خود را با منافع كشورهايى كه الزاماً به هيچ وجه از او خوش شان نمى آيد، از جمله اندونزى و ويتنام وفق داده و تعديل كرده است. آمريكايى ها مدام ژاپنى ها را تحريك مى كنند تا نسبت به چين كه صحنه بزرگترين جنايات آنها در طول جنگ دوم جهانى بود، جناياتى كه هرگز به طور كافى و شايسته نسبت به آنها پاسخگو نبوده و غرامتى هم نپرداختند، ستيزه جو و خصومت آميز رفتار كنند. من در شگفتم اين ديگر چه حماقتى است. جنگ با چين همان معجون پر از مشكلاتى خواهد بود كه ويتنام بود. مطمئناً ما بازنده خواهيم بود. امروز چسب سياسى چين كه مردم را به هم پيوند مى دهد، به عبارت ديگر منشأ مشروعيت اين كشور، ناسيوناليسم است كه با احساسات پرشور مردم حفظ مى شود. گودمن: در ماه ژانويه ،۲۰۰۷ چين نخستين آزمايش ضدماهواره اى خود را انجام داد. مايلم خاطرنشان كنم كه چين با اين كار وارد عرصه ميليتاريزه سازى فضا شد. جانسون: بله، دقيقاً همين طور است، من در كتاب خودم، مكافات، فصلى به نام «پروژه نهايى امپرياليستى» دارم كه به آن بسيار افتخار مى كنم. اين فصل درباره لابى موشك در كنگره است، اتلاف شكوهمند منابع مالى با اختصاص آنها به چيزهايى كه ما مى دانيم كار نمى كنند. گودمن : فورت گريلى ، آلاسكا در كجاى اين بحث قرار دارد، سيلوها چطور؟ جانسون: براى هدف قراردادن يك موشك در مرحله پرتاب، بايد عملاً در بالاى سايت پرتاب آن قرار گرفت. تا كنون چنين كارى صورت نگرفته است. احتمالاً در آينده هم اتفاق نخواهد افتاد و اصولاً هزينه اين كار بسيار زياد است. بسيار معمولى تر و عادى تر ساقط كردن يك موشك متخاصم در حالى كه در فضاى بيرون بوده و با سرعت بسيار به سوى ايالات متحده مى آيد، است. اين همان كارى است كه هواپيماهاى رهگيرى كه در فورت گريلى، آلاسكا و چند فروند از آنها در پايگاه نيروى هوايى وندربرگ در كاليفرنيا مستقر شده اند، قرار است انجام دهند. اين هواپيماهاى رهگير تاكنون حتى يك بار هم نتوانستنديك رهگيرى موفق از موشك داشته باشند. رادارى وجود ندارد كه عملاً وسيله متخاصم به ظاهر شليك شده را رديابى كند. همانطوركه يكى از دانشمندان ارشد پنتاگون ديروز اظهار داشت، اين هواپيماهاى رهگير در حقيقت عملاً مترسك هايى بيش نيستند و اميد براين است كه كره شمالى ها را ترسانده و فرارى خواهند داد. اين ها استفاده اشتباه و فاجعه آميز از منابع در برابر يك كشور كمونيست كوچك و ناموفق به نام كره شمالى است . بر روى كره زمين هيچ چيز آسانتر از رديابى پرتاب يك موشك متخاصم نيست و راهكار درست براى جلوگيرى از آن بازدارندگى است. چندين دهه است كه ما روى اين موضوع كار كرده ايم، در باره اش فكر كرده ايم ، آن را تمرين كرده ايم و نسبت به آن مطالعه كرده ايم. كره شمالى ها شهرتى عالى از عقلانيت دارند. آنهامى دانند كه اگر چنين موشكى را عليه ژاپن و يا ايالات متحده به پرواز درآورند، روز بعد در اقدامى تلافى جويانه از روى كره زمين محو خواهند شدو چنين كارى را نمى كنند. به همين علت ، در مورد ايران ، تنها راه منطقى يادگرفتن زندگى با يك ايران هسته اى است. اصولاً براى كشورى كه هم اكنون از سوى قدرت هاى هسته اى، ايالات متحده در خليج فارس، روسيه ، اسرائيل ، پاكستان و هند در محاصره است، پيشروى به سوى هسته اى شدن ، امرى گريزناپذير است. ايرانى ها عقل گرا هستند بنابر اين ، آنها مشغول توسعه حداقل بازدارندگى مى باشند و ما مجبوريم ياد بگيريم با اين واقعيت زندگى كنيم. گودمن: و در پايان، آقاى چالمرز جانسون، شما به تازگى كتاب هاى سه گانه خود را كامل كرده ايد. نخستين كتاب شما «تلافى» بود، پس از آن، «غم و اندوه امپراتورى» و سرانجام آخرين اثر شما مكافات: آخرين روزهاى جمهورى آمريكا است. پيش بينى شما درباره آينده آمريكاچيست؟ جانسون: من راهى براى خروج از بن بست كنونى نمى بينم. من فكر مى كنم ما در مسير اشتباهى كه پيش گرفته ايم، بسيار جلو رفته ايم. فكر مى كنم در رابطه با امور داخلى بيش از حد به مجموعه نظامى ـ صنعتى وابسته شده ايم. منظورم اين است كه براى يك وزير دفاع، تلاش جهت برچيدن پايگاه هايى كه اضافى هستند، پايگاه هايى كه فايده اى ندارند، كهنه شده اند، به دوران جنگ هاى داخلى آمريكا بازمى گردند، امرى كاملاً منطقى است. اما هر زمان كه وزير دفاع تلاش مى كند يكى از اين پايگاه ها را تعطيل كند، با هياهو و جنجال از سوى شهرك هاى اطراف پايگاه، روزنامه هاى محلى، تلويزيون، كشيش هاى روحانى و سياستمداران محلى روبه رو مى شوند كه: پايگاه نظامى شهر ما را حفظ كنيد.دو نفر از حاميان اصلى كميسيون فرعى تأسيسات وابسته به كميته خدمات نيروهاى مسلح مجلس سنا، افراد مسئول رسيدگى به پايگاه هاى ما، كى بيلى ها چينسون از ايالت تگزاس و دايان فينستاين از ايالت كاليفرنيا هستند. اين دو ايالت داراى بيشترين پايگاه نظامى در اين كشور مى باشند و اين دو سناتور براى حفظ اين پايگاه ها هر آنچه در توان داشته باشند را انجام خواهند داد. مجموعه صنعتى ـ نظامى با استفاده از اين شيوه موذيانه، نامحسوس و خطرناك به درون دموكراسى ما نفوذ پيدا كرده و به شدت آن را تضعيف كرده است، آن هم براى عده اى خاص و منافع شخصى شان در آنچه من كيزينانيزم نظامى ناميده ام؛ يعنى سوء استفاده و دست بردن در بودجه دفاع كه اگر تمام ديگر اقلام هزينه هايى را كه در تك رقم اختصاص يافته به وزارت دفاع منظور نمى شوند، را محاسبه و لحاظ كند به ۷۵۰ ميليارددلار بالغ مى شود. وضعيت كنونى از كنترل خارج است. ما به اين وضعيت معتاد شده ايم، ما آن را دوست داريم و با آن زندگى مى كنيم. در تصورم نمى گنجد كه روزى روزگارى رئيس جمهورى، خواه از حزب دموكرات، خواه از حزب جمهوريخواه روى كار بيايد و به تشكيل ائتلافى از هر دو گروه بپردازد كه قادر باشند به تشكيلات منافع گروه خاص حمله برده و اوضاع را برگردانند. همانطور گورباچف نيز در تلاش خود براى اصلاحات در نظام اتحاد جماهير شوروى در اواخر دهه ۱۹۸۰ ناكام ماند. گودمن: آقاى چالمرز، آيا چيزى هست كه به شما اميد هم دهد؟ جانسون: اين دقيقاً همان كارى است كه ما امروز صبح به آن مشغوليم. به عبارت ديگر، تنها راه باقيمانده ايجاد مجدد نظام قانون اساسى در آمريكا است. در غير اين صورت همه چيز براى ما تمام شده است. منظورم امپراتورى است، هنگامى كه كشور در مسير تبديل شدن به امپراتورى مى افتد، در نهايت به وارد كردن فشار فراتر از توان خود، ايجاد ورشكستگى مالى و گرد آوردن مجموعه اى از كشورهايى كه نسبت به اهداف امپرياليستى او ستيزه جو و متنفرند، منتهى خواهد شد. ما به خوبى در آن مسير قرار گرفته ايم. تنها راهى كه براى متوقف كردن روند كنونى وجود دارد بسيج شهروندان غافل است. من نمى دانم كه آيا چنين تحولى اتفاق خواهد افتاد يا خير. با توجه به طبيعت كنترل همه جانبه شبكه هاى تلويزيونى در آمريكا براى درآمدهاى تبليغاتى، من بسيار بسيار شك دارم كه مردم بيدار شوند. ما شاهد آن هستيم كه روپرت مورداخ از خريد يك سوم مجله لوس آنجلس تايمز صحبت مى كند. اما با تمام اين اوصاف، فراموش نكنيم چيزى به نام اينترنت و كسى به نام ايمنى گودمن (مجرى اين مصاحبه) هم وجود دارد. به طور كلى، در مقايسه با سابق، اطلاعات بسيار بيشترى در دسترس مردم قرار دارد. يكى از تجربه هايى كه من در اين ۳ كتاب به دست آوردم، پذيرش به مراتب بيشترى از سوى آمريكايى هاى نگران نسبت به كتاب «مكافات» در مقايسه با دو كتاب قبلى بود. در دو كتاب قبلى شك و ترديد قابل توجهى از سوى خوانندگان مشاهده مى شد. بنابراين، با توجه به كتاب «مكافات» اگر ما شاهد رنسانس شهروندى در آمريكا باشيم، در آن صورت معتقدم مى توانيم دولت خود را (از حاكمان ناشايسته و بى كفايت فعلى) باز پس گيريم. اما اگر به سياست بازى هاى كنونى چون گذشته ادامه دهيم، در آن صورت فكر مى كنم ديگر چاره اى نيست جز اين كه بگوييم «مكافات» در كشور ما گوش به زنگ حاضر و آماده است. او وارد ملك ما شده و منتظر لحظه مناسب براى انجام مأموريت الهى خويش است.
|