|
گزارش «ايران» از دادگاه خانواده كودكان در آتش اختلاف والدين
من مادرم را مى خواهم
|
|
|
خسرو مبشر
در راهروى دادگاه خانواده تهران گروهى از مراجعه كنندگان جمع شده بودند تا شاهد جدايى مادرى از دختر ۸ ساله اش باشند. زن و شوهر ۷ سال پيش با حكم دادگاه خانواده از هم جدا شدند و آن زمان فاطمه كه شيرخواره اى ۹ ماهه بود به مادر سپرده شد. براساس ماده ۱۱۶۸ قانون مدنى در صورت جدايى والدين، نگهدارى كودك هم حق پدر است و هم حق مادر. اما اولويت حضانت كودك تا سن ۷ سالگى با مادر است و در پايان اين مدت پدر مى تواند فرزندش را تحويل بگيرد. اما هنگام جدايى مادر از فرزند همواره صحنه هاى غم انگيز و تأسف بارى كليد مى خورد. چند روز قبل در طبقه دوم مجتمع قضايى خانواده تهران مراجعه كنندگان شاهد چنين صحنه اى بودند. زن ۲۸ ساله با چشمان گريان، دختر ۸ ساله اش را كه روپوش مدرسه به تن داشت، به دادگاه آورده است. قاضى اجراى احكام مجتمع قضايى خانواده حكم صادره دادگاه را براى زن قرائت مى كند. به استناد رأى صادره حضانت دختر كوچولو به پدرش سپرده شده است. قاضى به زن يادآور مى شود كه براساس رأى صادره هر ماه مى تواند پس از انجام هماهنگى هاى لازم با دخترش ملاقات داشته باشد و كسى هم نمى تواند مانع اين كار شود. زن با اعلام رأى قطعى دادگاه دخترش را در آغوش مى كشد و در آخرين لحظه ها صورتش را غرق بوسه كرده و موهايش را با شوق و حسرت مى بويد. زن ناباورانه در چهره غمزده دختر كوچولويش خيره شده و كودك نيز بهت زده و با همان نگاه هاى معصومانه به چشمان اشكبار مادر مى نگرد. زن جوان در حالى كه دخترش را در آغوش كشيده به آرامى مى گويد: - دخترم مواظب خودت باش - به درس و مدرسه ات برس و حرف بابا را هميشه گوش بده و دلتنگى نكن. زن قطرات اشك خود را از گونه هايش پاك مى كند. مرد كه برافروخته و خشمگين نظاره گر وداع مادر و فرزند بود، دخترك را از آغوش زن بيرون كشيد، تا از هم جدايشان كند و با تندى به او مى گويد: - بيا بريم دخترم. ديگه مامان بى مامان! اين مرد پدر فاطمه كوچولو است كه پس از ۷ سال دورى مى خواهد فرزندش را تحويل بگيرد. هنگام جدايى در چشم هاى غمگين و پراشك دخترك سايه ترس و نگرانى موج مى زند. دختر به سوى مادر سر برمى گرداند و با صداى بغض آلود مى گويد: - مامان تو رو خدا منو با خودت ببر. پدر با عصبانيت دخترك را بغل كرده و بى توجه به التماس هاى كودكانه اش از حلقه جمعيت بيرون مى رود. در حالى كه مادر با نگاه حسرت آلود همچنان تعقيب شان مى كند. پرونده اين زوج جوان و صدها زوج ديگر همواره حكايت تلخى را بازگو مى كند. آن ۲ حدود ۱۰ سال قبل در يك سفر سياحتى با هم آشنا شده بودند. رضا حسابدار يك شركت تجارى است. پس از چند ماه به خواستگارى مژگان رفت. مژگان هم به تصور اين كه همسر مورد علاقه اش را يافته با مهريه ۱۱۴ سكه طلا پاى سفره عقد نشست و پيمان زناشويى بست. اما چند صباحى نگذشت كه مژگان متوجه شد همسرش مرد خوشگذران و هوسبازى است. او اغلب شب ها به بهانه هاى واهى از جمله اين كه كارش در شركت زياد است، با دوستانش به خوشگذرانى مى رفت. هر بار كه همسرش در اين زمينه از او توضيح مى خواست، شوهر با كج خلقى و عصبانيت زن بيچاره را به باد كتك مى گرفت. حدود يك سال به همين ترتيب گذشت تا اين كه صاحب دخترى به نام فاطمه شدند. اما لذت و شيرينى زندگى رضا و مژگان فقط ۶ ماه دوام داشت. بعد از اين مدت غيبت هاى «رضا» شروع شد. تا اين كه مژگان دريافت شوهرش با زن ديگرى رابطه پنهانى دارد. سرانجام دختر جوان به دادگاه خانواده رفت و پس از دوندگى بسيار با بخشيدن همه حق و حقوقش از جمله مهريه ۱۱۴ سكه طلا، به طور توافقى از رضا جدا شد و دادگاه حكم داد كه فاطمه كوچولو تا سن ۷ سالگى نزد مادرش باقى بماند و بعد از آن پدر حق دارد دخترش را از مادر تحويل بگيرد. پدر فاطمه نيز ۸ سال از دخترش خبرى نداشت و حتى براى ديدن او هيچ اقدامى نكرده بود و در اين مدت در كشورهاى حوزه خليج فارس زندگى مى كرد. او پس از ۸ سال به ايران بازگشت و فاطمه را از مادرش جدا كرد. دخترى كه با پدرش بيگانه بود و نمى خواست با او زندگى كند، اما اكنون مجبور است با پدرى كه هرگز او را نديده همراه و همسفر شود. البته دادگاه اين حق را به مادر داده است كه هر ۱۵ روز يكبار چند ساعتى با فاطمه كوچولو ديدار داشته باشد. فرزندان بر سر دو راهى جواد صادقى سرپرست دادگاه خانواده درباره حضانت كودك به خبرنگار «ايران» گفت: حضانت در قانون هم حق است و هم تكليف چرا كه يكى از ويژگى هاى حضانت برطرف كردن نيازهاى عاطفى به محبت و علاقه است. در عين حال پدر و مادر نيز حق دارند كه فرزندشان را در اختيار داشته باشند. لذا، از اين جهت حضانت، حق و تكليف است كه جنبه اى معنوى و عاطفى است كه با بودن در كنار پدر و مادر به طور متقابل برطرف مى شود. وى در ادامه گفت: نيازهاى مادى افراد جامعه كه از لحظه تولد ايجاد مى شود، در قانون به صورت نفقه برطرف مى شود. در حضانت نيز نيازهاى مادى فرزند بايد برطرف شود و در قانون اين مسأله برعهده پدر است اما مسأله مهم در حضانت مراقبت هاى بهداشتى ـ آموزشى و تربيتى است. اين مسأله نشان مى دهد كه پدر و مادر علاوه بر تكليف قانونى و مراقبت مادى مكلفند تمام تلاش شان را در زمينه تعليم و تربيت و آموزش فرزندانشان به كار گيرند. سرپرست دادگاه خانواده ۲ تهران افزود: مشكل و موضوع پرونده بسيارى از مراجعان به دادگاه خانواده، حضانت فرزند است كه صدور هر حكمى نارضايتى اعضاى خانواده هاى از هم پاشيده را در پى دارد. يكى از ناراضيان پرونده هاى اين چنينى، فرزندانى هستند كه نمى توانند ميان پدر و مادر يكى را انتخاب كنند. اما قانون به آنها حكم مى كند كه قبل از ۷ سالگى در كنار مادر و پس از آن با پدر زندگى كنند. طبق ماده واحده قانون مربوط به حق حضانت مصوب ۲۲ تير سال ،۱۳۶۵ چنانچه به حكم دادگاه مدنى خاص يا قائم مقام آن دادگاه، حضانت طفل به عهده كسى قرار گيرد و پدر و مادر و يا شخص ديگرى مانع اجراى حكم شوند و يا از استرداد طفل امتناع ورزند، دادگاه صادركننده حكم وى را ملزم به عدم ممانعت يا استرداد طفل مى كند و در صورت مخالفت به حبس يا اجراى حكم محكوم خواهد شد. معصومه اكرمى فر حقوقدان و كارشناس مسائل خانواده نيز درباره مشكلات موجود در قوانين مربوط به حضانت فرزندان مى گويد: متأسفانه در كشور ما تكليفى براى حاكميت درباره برعهده گرفتن وظايف ناشى از حضانت، مقرر نشده است. اما به فرموده امام صادق(ع)، اگر كسى قادر به انجام وظايف قانونى يا شرعى نباشد، اين عمل برعهده حاكميت است. وى افزود: اگر پدرى صاحب فرزندى شد و نخواست از حق ولايت خود استفاده كند يا اين كه توانايى آن را نداشت كه از عهده مخارجش برآيد در اين حالت پرورش طفل بايد برعهده حاكميت باشد. حال آن كه بايد بپذيريم كه درباره پدر، اعمال ولايت و حضانت در حقيقت يك حق است نه تكليف، چرا كه حق حضانت برعهده پدر است. وى در ادامه گفت: اما اين حقيقت وجود دارد كه گاهى ديده شده است پدرى كودك شيرخواره اش را تا سن ۷ سالگى به مادر سپرده است و در اين مدت حتى يك بار نيز به ملاقات فرزندش نرفته است و فرزند از ديدن و يا داشتن پدر محروم بوده است. و پدرى كه ۷ سال فرزند خود را ترك كرده است بعد از اين مدت براى گرفتن فرزند خود از طريق قانونى اقدام مى كند، دادگاه نيز به استناد مواد قانونى فرزند را پس از ۷ سالگى به پدر مى سپارد. در حالى كه فرزند با پدرش احساس غريبى، دلتنگى و بيگانگى مى كند. چرا كه پس از چند سال از آغوش گرم و مهربان مادر جدا مى شود، اين اتفاق بسيار سخت و رنج آور است. حال آن كه او ضربه روحى سختى متحمل خواهد شد و افسردگى و مشكلات روحى، روانى نيز به سراغش مى آيند. بنابراين به وضوح در اين جا خلأ قانونى احساس مى شود كه قانونگذار بايد با در نظر گرفتن شرايط روانى و روانى و سلامتى كودك موادى از قانون را تنظيم كند، تا سلامت كودك در شرايط بحرانى حفظ شود. بهروز رضوانى آبكنارى دبير حوزه رياست و بازرسى مجتمع شماره ۲ حل اختلاف تهران نيز درباره مشكلات حضانت و ملاقات فرزندان با والدين مى گويد: يكى از آثار طلاق در خانواده ايجاد خلأ عاطفى و اخلاقى و كمبود محبت براى فرزندان است. آنها براى رشد و تكامل نيازمند سيراب شدن از محبت پدر و مادر هستند. اما متأسفانه معمولاً زمانى كه جدايى ميان والدين ايجاد مى شود فردى كه حضانت فرزندان را برعهده دارد به طور ناخودآگاه آثار اختلاف هاى خود با همسرش را به فرزندان منتقل مى كند و آنها نيز با احساس كمبود عاطفى و عقده هاى روانى مواجه مى شوند. در چنين حالتى ميان والدين و فرزندان رابطه دوستى برقرار نمى شود و فرزندان حس اعتماد خود را نسبت به پدر و مادر از دست مى دهند، در اين هنگام فرزندان معمولاً نگاه مثبتى به والدين خود ندارند كه همين احساس لطمه هاى زيادى به مادران وارد مى كند كه آثار آن را در پرونده هاى اختلاف هاى خانوادگى مى توان به روشنى يافت. وى افزود: در اين پرونده ها برخى مواقع نيز شاهد پديده فرار دختران كم سن و سال از خانه هستيم كه اصطلاحاً به آن، دختران گريزپا مى گويند. انگيزه فرار اين دختران نيز به موضوع حضانت والدين بازمى گردد. او با اشاره به يك نمونه عينى مى گويد: در پرونده اى مادرى با بخشيدن همه حق و حقوق خود از شوهرش جدا شد. كودك كه دخترى ۴ ساله بود به مادر سپرده شد. پدر نيز بعد از طلاق همسرش و سپردن دخترش به همسر سابقش به ژاپن رفت اما بعد از ۹ سال به ايران بازگشت. در حالى كه در اين مدت حتى يك ديدار هم با دخترش نداشت و يك ريال هم به عنوان نفقه به او پرداخت نكرده بود ولى او توانست با مراجعه به دادگاه حكم حضانت و تحويل گرفتن دخترش را دريافت كند. اين پدر پس از جست وجوى بسيار محل سكونت دختر و مادرش را شناسايى كرد. سپس به همراه مأمور اجراى احكام دادگاه خانواده براى تحويل گرفتن دخترش به خانه آنان مراجعه كرد. دختر وقتى با پدرش مواجه شد او را نشناخت و احساس غريبى و بيگانگى كرد. در حالى كه زن همسر سابقش را شناخت و دانست كابوس جدايى از دخترش نيز به حقيقت پيوسته است. اما ياسمن ۱۳ ساله وقتى فهميد كه با پدرش روبه رو شده شوكه شده بود. او تا مدتى با هيچ كس حرفى نمى زد تا اين كه در اثر ابتلا به افسردگى شديد يك روز از خانه بيرون رفت و ديگر بازنگشت. اين دختر چند ماه بعد در يكى از بوستان هاى شهر از سوى پليس شناسايى و دستگير شد. به گفته رضوانى آبكنار قانون مدنى درباره تمايل كودك به زندگى با مادر به صورت انتخابى سكوت اختيار كرده است.
|