احسان تقدسى ـ مختار پرتو
چشم اندازها وافق ها درسرزمين عراق همچنان تيره وتار است ،چشم اندازامنيت، سياست وزندگى. ۴ سال پس از اشغال، عراقى ها هنوز به اميد يك روزنه كوچك اميد، شب را سحر مى كنند. از يك سو اشغالگران ناتوان از يافتن راه حلى تازه شكست طرح ها وطرح هاى امنيتى خود را به تماشا نشسته اند از سوى ديگر براى يافتن بديهى ترين ابزار تأمين امنيت بر در بسته كشورها وسازمان هاى جهانى مى كوبند و اين يعنى فرصتى طلايى براى بازيگران خشونت وتروريست ها كه با تبديل عمليات كمى به كيفى، سبك هاى تازه اى از عمليات بر ضد نظاميان و غيرنظاميان رابه آزمايش
|
|
|
بگذارند.ابراهيم جعفرى نخست وزير سابق عراق و رهبر حزب الدعوه بتازگى چند روزى ميهمان كشورمان بود. وى كه در روزگارى نه چندان دور در رأس قوه مجريه عراق بود همچنان از فعال ترين چهره هاى سياسى عراق و يكى از سه دولتمرد شيعه اين كشور محسوب مى شود. جعفرى برخلاف مناصب حساس اش كه بيشتر سياسى و امنيتى بودند فردى گشاده رو و آرام است، سياستمدار شيعه بغداد سؤالات ما را به فارسى مى شنيد اما ترجيح مى داد پاسخ را به زبان مادرى خود دهد. جعفرى پس از انتخابات سراسرى عراق، بار ديگر با حمايت جريان «صدر» به عنوان نخست وزير دائمى عراق برگزيده شد اما زير فشارهاى داخلى و خارجى، بويژه طيف تندروى نومحافظه كاران كه وى را متمايل به ايران مى دانند به ناچار كناره گيرى كرد و «نورى المالكى» همفكر و همرزم سياسى اش در «حزب الدعوه» جايگزين وى شد. او درمناسبات درون حكومت به مشى مدارا با دوستان معتقد است و بر همين اساس با آن كه سياستمداران فراوانى در برهه صدارت او براى حذف سياسى اش كوشيدند اما جعفرى اكنون آنها را دوست خود عنوان كرده و تأكيد مى كند مرزهاى دوستى و سياست را ساليان درازى است كه از هم جدا كرده است. او هنوز هم همگام دولت ويار سياسى مالكى ودولت بغداد است ابراهيم جعفرى درخواست مصاحبه با «ايران» را با روى باز پذيرفت و در گفت و گويى صميمى به بررسى چالش هاى فراروى دولت مالكى و عراق در برخورد با پديده تروريسم، پرداخت. وى ماجراى دستگيرى ديپلمات هاى ايرانى از سوى نيروهاى آمريكايى را از حوادث تلخ و اشتباهات بزرگ اشغالگران دراين ۴ سال خواند. گفت و گوى ما با ابراهيم جعفرى را در زير مى خوانيد.
جناب آقاى جعفرى؛ اجازه دهيد بحث را از مهمترين مسأله امروز عراق يعنى موج نا امنى ها شروع كنيم. شما كه دوره اى رياست دولت را هم در اختيار داشتيد چه برآوردى از موج نا امنى امروز داريد و منشأ اين همه حوادث تروريستى را در چه مى دانيد؟
در وهله نخست، ريشه هاى تروريسم امروز به بافت نظام ديكتاتورى از هم پاشيده صدام حسين و آنچه اكنون بقاياى آن انجام مى دهند باز مى گردد. نظام پيشين عراق يك نظام تروريستى بود و از تفكر ترور و حذف فيزيكى دفاع مى كرد. نظام سابق عراق فرزندان اين ملت را به قتل مى رساند و مردم را زنده به گور مى كرد. رژيم بعث به نظريه حكومتى «يا حكومت كن يا نابود كن» به شدت معتقد بود و براساس همين ايدئولوژى هم به كار خود ادامه مى دهد. با اين حال همه ديدند هنگامى كه صدام خود را در معرض سقوط ديد چگونه قافيه را باخت. تروريست هاى امروز هم اين تفكر حذف و ترور را دنبال مى كنند. اغلب آنها كسانى هستند كه در دوران صدام با سازمان هاى اطلاعاتى وى در ارتباط بودند و امروز انفجار ها و ترورهاى بزرگ به دست همين طيف انجام مى شود. البته هم اكنون ما شاهد نوعى اتحاد شوم از سوى طيفى كه اشاره كردم با تروريست هاى خارج از عراق هستيم. براى آنها شيعه و سنى تفاوتى ندارد و هر كسى را كه نظرشان را قبول نكند تكفير مى كنند. چنانكه مى بينيد مساجد و حسينيه ها و كنيسه ها را هم تخريب مى كنند و كار را به جايى مى رسانند كه حرم شريف امامين عسگريين(ع) در سامرا را نيز منفجر مى كنند. انديشه حذف و ترور اين جريان ها، حد و مرز ندارد. از اين رو آنها به دانشگاه ها و دانشجويان هم حمله مى كنند؛ نمونه اين اقدام را در دانشگاه المستنصريه ديديم كه چگونه عده اى دانشجو بيگناه به خاك و خون كشيده شدند. آنها حتى از قتل كودكان نيز دريغ نمى كنند. مثال ها و شواهد بسيارى براى درك ابعاد انديشه سياه اين جريان ها در دست است. در يك واقعه آنها ۳۶ كودك ۲ تا ۱۱ ساله شيعه و سنى را در يك روز و آن هم در بغداد به قتل رساندند.
در مجموع با توجه به آنچه بيان كردم در صحنه امروز جريان تروريسم به شكل يك مثلث است و پديده تروريسم عراق را سه طيف بقاياى حزب بعث و صدام، القاعده و تكفيرى ها پيش مى برند.
حال با ابعادى كه اين پديده پيدا كرده است چه راه كارى را براى رويارويى با شبكه ترور در ذهن داريد. و به چه تحليلى از ناكام ماندن روش هاى پيشين مبارزه با ترور رسيده ايد؟
تلاش فراوانى براى استقرار امنيت انجام مى دهيم چنانكه گفتم ما در عراق با تروريسم لجام گسيخته روبه رو هستيم حجم عمليات تروريستى كه اكنون مى بينيد تنها به اين دليل است كه گروه هاى تروريستى حدو مرزى را براى عمليات خود تعيين نكرده و همه ابزارها و اسباب و عوامل را در اين مسير به كار گرفته اند. از طرفى پديده ترور عراق جا و مكان مشخصى ندارد، فرقى نمى كند كه مدرسه را هدف قرار دهند يا دانشگاه را. همه و همه چيز هدف آنها است. وقتى با شكل پيچيده اى از تروريسم روبه رو باشيد طبيعى است كه مهار و كنترل آن نيز دشوار باشد. ما نمى توانيم براى هر شهروند عراقى يك گروه امنيتى تعيين كنيم. برقرارى امنيت در عراق مشكلات خاص خود را دارد. هم اكنون تلاش ما بر اجراى يك راهبرد چند بعدى براى كنترل نا امنى ها و تروريسم در بغداد متمركز است. از سويى بايد تلاش كنيم ساختار فكرى پديده تروريسم در عراق را بشناسانيم و راه و روش ها و ابزارهايى كه به كار مى گيرند را افشا سازيم كه از جمله آنها ورود و ترانزيت تروريست ها از مرزها است، بررسى فرهنگ تروريسم و شناسايى و معرفى ابزار تبليغاتى اين جريان است. همه اين مواردى كه اشاره كردم جزو عوامل ساختارى تروريسم است و ما مى كوشيم با اين بخش از عوامل به صورت ريشه اى برخورد كنيم تا در نهايت بنيان هاى ساختار تروريسم در عراق متلاشى شود.
|
|
|
معتقدم برخورد ريشه اى با تروريسم در عراق تنها از راه امنيتى امكان پذير نيست و استفاده از ابزار فرهنگ، تبليغات و سياست نيز در اين باره لازم و ضرورى است. در همين راستا طرح آشتى ملى از مهم ترين ابزار ماست. با اجراى اين طرح بسيارى از گروه هايى كه اكنون در ساختار قدرت و سياست عراق حضور ندارند و بالطبع در آستانه خطر جذب شبكه تروريست ها هستند به روند فعاليت سياسى بر مى گردند و از اردوى تروريست ها دور مى شوند. نكته اى كه در اينجا لازم مى دانم يادآور شوم نقش اقتصاد در حل بحران تروريسم است. هم اكنون بيكارى يكى از عوامل حركت دهنده طيف هايى از افراد به سوى تروريسم است. طراحان و گردانندگان جريان ترور از عامل فقر فراوان در مسير اهداف شان بهره مى گيرند. با حل و بهبود اقتصاد مى توانيم بسيارى از افراد را پيش از آن كه در دام تروريسم بيفتند جذب كنيم. از طرفى تروريسم يك پديده و معضل جهانى است و مختص عراق نيست. ما هم اكنون درگير جنگ جهانى تروريسم هستيم. چهره تروريسم نوين را ما پس از حمله هاى ۱۱ سپتامبر مشاهده مى كنيم. اين نوع تروريسم با نفوذ درآمريكا، انگليس، اسپانيا، فرانسه و جهان اسلام وارد عمل شده است و فعاليت هاى خود را در قالب شبكه اى از ارتباط پنهانى پيش مى برد.
در مورد منابع تغذيه جريان تروريسم عراق نظرات زيادى مطرح شده است. برخى اظهار داشته اند كه سرچشمه هاى عمده اين جريان در كشور هاى عربى همسايه عراق قرار دارد و برخى ديگر پيوند هاى آنان را با نحله هاى فرقه گراى سلفى مطرح مى كنند در اين باره شما به چه جمعبندى رسيده ايد؟
شرايط سياسى عراق در اين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرد. حضور نيروهاى خارجى در عراق باعث نگرانى هايى براى همسايگان اين كشور شده است. آنها معتقدند وجود نيروهاى خارجى تهديدى درازمدت براى امنيت و استقلال شان است. اين بخشى از نگرانى هاست.
نكته ديگرى كه بايد مورد تأكيد قرار دهم وجود نواقص و اشكالاتى در ساختار نيروهاى امنيتى عراق است. اين نواقص در بخش كمى و هم در بحث كيفى حوزه امنيت وجود دارد. شايد به همين دليل هم هست كه عراق به مرتعى براى تروريست ها تبديل شده است. در اين ميان متأسفانه برخى كشورها نيز منافع خويش را در تداوم نزاع فرقه اى مى جويند و در پى فتنه انگيزى مذهبى هستند. اين گروه از دولت ها نمى توانند ببينند شيعيان با دموكراسى به مراتب بالاى حكومت رسيده اند و به همين دليل امنيت عراق را آماج كينه و غضب خود قرار داده اند. آنها هم اكنون بخشى از طرح حمايت از تروريسم در عراق هستند. جالب اينجاست كه تروريست ها از اعضاى اين دولت ها كه به قتل بيگناهان فتوا مى دهند خط مى گيرند. چنانكه در خبرها نيز شنيده ايد، برخى از اشخاص و چهره ها در نماز جمعه اين كشور به «وعاظ تروريسم» معروفند و آشكارا در فتاواى خود از تروريسم در عراق حمايت مى كنند.
از سوى ديگر متأسفانه شاهد طيف رسانه اى حمايت از تروريسم نيز هستيم بخشى از تريبون هاى خبرى منطقه در رفتارى سازمان يافته به پوشش خبرى گسترده تروريسم مبادرت مى كنند. با آنكه تروريست ها در برخى كشورهاى عربى آموزش تروريسم ديده و سپس به عراق اعزام مى شوند. آبشخور و سرچشمه تروريسم در عراق مجموعه اى از اين عوامل با اين حال بازهم تأكيد مى كنم همه دنيا از تروريسم رنج مى برند. اما ما ملت عراق نصيب افزونترى از اين مصيبت را برده ايم.
به عنوان تصميم گيران بغداد شما چه گام هايى در اين راستا برداشته ايد؟
آمريكايى ها پس از ۱۱ سپتامبر يك وزارتخانه جديد با عنوان وزارت امنيت تشكيل دادند، اما ما تا همين الآن چنين چيزى نداريم و تنها نهادى به نام وزارت «مسائل امنيتى» داريم كه آن هم با همان مشكلاتى كه اشاره شد دست به گريبان است.
درباره طرح هاى ارتش آمريكا در برابر جريان ترور نيز سؤال هاى زيادى وجود دارد بويژه راهبردى كه آنان پس از انفجار پارلمان عراق پيش گرفتند مانند ايجاد ديوار حايل در اعظميه عراق آمريكايى ها مدعى هستند كه اين طرح ها مانع چالش ميان شيعه و سنى مى شود. شما دراين باره چه فكر مى كنيد؟
در اين باره بايد بگويم كه طرح هايى مانند ديوار حايل منطقه اعظميه دائمى نيست و تنها يك عمليات تاكتيكى است كه هدف آن كنترل ورود و خروج به اعظميه است. اين امر به اين دليل صورت گرفت كه ما شاهد نفوذ گسترده تروريست ها به اعظميه بوديم. مردم اعظميه مردمى با اصالت و صلح طلب هستند اما بر اثر نفوذ تروريست ها وضع اعظميه به صورت وخيم درآمده است. پيش از آمريكايى ها همه ما نگران جان مردم اعظميه شديم تصور مى كنم اين ديوار به نفع مردم اعظميه باشد. اين ديوار مانند ديوار برلين نيست بلكه با بهتر شدن شرايط امنيتى اقدام به برچيدن آن مى كنيم. هدف تنها كنترل وضع امنيتى است.
اگر ببينيم اين قبيل طرح ها نيز اثرى در كاهش تروريسم ندارد آن را برخواهيم چيد. نكته تأسف انگيز اين است كه امروز در برابر هر گام امنيتى دولت عليه تروريسم يك كارشكنى جديد رخ مى دهد. چنانكه پس از طرح ديوار حائل، حرف غلط محاصره يك فرقه مطرح شد البته مردم نيز اعتراضاتى به اين ديوار داشتند، اما برخى نيز آن را مفيد دانستند.
ما هم اكنون در حال گذراندن يك مرحله دموكراتيك براى تصميم هاى راهبردى براى امنيت هستيم و نمى توانيم نظر مردم عراق را ناديده بگيريم. اگر مردم بخواهند اين ديوار مى ماند و اگر نخواهند آن را جمع خواهيم كرد.
اگر موافق باشيد به مناسبات بغداد با طرف هاى بين المللى بپردازيم سؤالى كه هم براى مردم عراق و هم براى همسايگان اين كشور مطرح است، چشم انداز خروج نيروهاى خارجى از عراق است. در اين باره چگونه مى انديشيد؟
معتقدم خروج نيروهاى خارجى از عراق بيش از آن كه به نفع هر كشورى باشد، به سود ملت عراق است. هيچ كشور مستقلى در دنيا را نمى توانيد پيدا كنيد كه از حضور و فعاليت اشغالگران در كشورشان راضى باشند. همينطور هيچ كشور اشغال شده اى تا ابد در دست اشغالگران باقى نمى ماند. بنابراين ما در تلاشيم تا نيروهاى آمريكايى هرچه زودتر عراق را ترك كنند. چنانكه بارها اعلام كرده ايم خواهان خروج نيروهاى خارجى براساس يك جدول برنامه ريزى شده هستيم و همزمان نيز بايد نيروهاى امنيتى عراق ساختار خود را تكميل كنند تا تروريست ها از خلأ حضور نيروهاى خارجى براى پيشبرد اهداف خود استفاده نكنند.البته در بحث خروج نيروهاى خارجى نيز ما سازوكارى روشن ارائه كرده ايم گفته ايم كه براساس يك جدول عراقى يعنى هماهنگ با عراقى ها خواهانيم و نه براساس يك جدول بين المللى. به همين دليل بايد از همين حالا نيروهاى عراقى خود را آماده جايگزينى نيروهاى آمريكايى كنند.
آيا در سال جديد فكر مى كنيد تصميم جدى براى تعيين تكليف نيروهاى خارجى گرفته مى شود و چشم انداز سياسى عراق را از اين زاويه چطور ارزيابى مى كنيد؟
در ابتدا ما تلاش بر بهبود وضع امنيتى داريم و مى كوشيم با تلاش هاى ديپلماتيك، كشورهاى گوناگون را متقاعد به مشاركت در طرح رفع تروريسم از عراق كنيم.
نكته ديگر اين كه ما اكنون وارد يك تجربه دموكراتيك شده ايم و صاحب پارلمان و قانون اساسى هستيم. تاكنون چند انتخابات داشته ايم و همه تلاشمان بر محور ادامه اين روند دموكراتيك است. البته در عين حال مى كوشيم از تجربه دموكراسى در سراسر دنيا استفاده كنيم.
زمان اندك است. اجازه دهيد سراغ يكى از مهم ترين پرسش هاى مردم ايران برويم و آن تنش هاى تازه آمريكا با ايران در صحنه عراق است. اين تنش ها كه حالت سازمان يافته دارد به واقعه اى تلخ از نگاه ايرانى ها منجر شد و آن بازداشت ديپلمات ها است. اغلب ايرانى ها معتقدند دولت عراق برخلاف آنچه انتظار مى رفت همكارى چندانى در آزادى ديپلمات هاى بازداشت شده در اربيل انجام نداده است و اين در حالى است كه وزارت خارجه عراق به ديپلمات بودن آنها معترف است. به راستى چرا؟
در مورد بازداشت ديپلمات هاى شما بايد بگويم من معتقدم اين كار حتى در صورت لزوم بايد از سوى عراقى ها انجام مى شد و آمريكايى ها حق نداشتند كه اين اقدام را انجام دهند. ايران كشورى دوست و همسايه ماست و اين ديپلمات ها نيز طبق عرف بين المللى داراى مصونيت سياسى بودند. اين نخستين خطاى اشغالگران بود كه بدون هماهنگى با دولت عراق انجام شد. تنها آنچه را كه من مى توانم در اين باره بگويم اين كه وزارت خارجه و نخست وزيرى تلاش فراوانى براى حل مسالمت آميز اين موضوع و آزادى ديپلمات هاى شما انجام داده اند.
اما افكار عمومى ما در ايران رفتار امروز بغداد را با مواضع ديروز شما در حادثه ملوانان مى سنجند و به نتيجه گيرى منفى مى رسند.
در مورد ۱۵ ملوان انگليسى بايد بگويم كه ابهاماتى همچنان وجود دارد. ايران معتقد به حضور آنها در آب هاى خود است و وزارت خارجه عراق نيز نظر ديگرى دارد. اجازه بدهيد به اين موضوع نپردازيم. اين قضيه هم اكنون ديگر بخشى از تاريخ است. اين موضوع ها بين همه كشورها اتفاق مى افتد. با اين حال عكس العمل ايران پيام روشنى ارسال كرد كه كسى نمى تواند به حريم و مرزهاى او تجاوز كند. هم اكنون تصور من اين است كه اين پرونده به بهترين نحو ممكن و بدون تأثيرگذارى سوء بر روابط تهران ـ بغداد به پايان رسيد. ما ديپلماسى خود را از مشكلات كشورهاى مختلف با هم جدا كرده ايم و سعى مى كنيم در بحران هاى بين المللى نقشى آرام كننده داشته باشيم و اگر هم اينگونه نشد سعى مى كنيم خود را از اين دست ماجرا بيرون بكشيم.
در روزهاى گذشته شاهد برگزارى نشست شرم الشيخ در مصر بوديم كه البته بيانيه اى هم در پايان آن صادر شد و وعده هايى هم براى بخشش بدهى هاى عراق داده شد. نكته اى كه جالب بود اين كه مقام هاى دولت عراق تلاش فراوانى كردند تا ايران و آمريكا را بر سر ميز مذاكره در مورد عراق بنشانند كه البته به دلايلى كه حتماً مى دانيد اين امر صورت نگرفت. اين همه تلاش براى چه بود؟
اجازه دهيد پاسخ سؤال صريح شما را من هم صريح بدهم. عراق مانند يك ماهى در حوض منطقه در حال شنا است. عراق با ايران و ديگر كشورهاى منطقه روابطى توأم با سياست بدون دخالت در امور يكديگر دارد. ما همچنين تلاش مى كنيم همزمان، روابط خوبى را نيز با آمريكا داشته باشيم. با اين حال شاهد بحران در روابط ايران و آمريكا هستيم كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم بر تحولات عراق تأثير دارد. گزارش بيكر ـ هميلتون نيز تأييدى بر اين ادعاست.
اين گزارش همانطور كه مى دانيد بر لزوم ايفاى نقش مثبت ايران و سوريه در عراق تأكيد مى كند. براى همين بايد گفت وگوى مناسبى ميان ايران و آمريكا برقرار شود. فكر مى كنم كاهش تنش ميان ايران و آمريكا نقش مثبتى در عراق خواهد داشت. شايد اگر ديدار خانم رايس و آقاى متكى در شرم الشيخ صورت مى گرفت روابط دو كشور وارد فصل جديدى مى شد. آرزو مى كنيم مشكلات و موانع روابط اين دو كشور به نحو احسن رفع شود. ما شب و روز تلاش مى كنيم كه دوستى و روابطمان با هر يك از اين دو كشور، از مسائل فيمابين آنها تأثير نگيرد. يقين دارم كه روابط خوب ايران و آمريكا به سود ماست. شرم الشيخ امتحان بزرگى بود و توانمندى هاى لازم براى ساخت آينده عراق را نشان داد.