چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۲۱ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Wed, May 9, 2007
كتاب
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
زنان
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱(جامعه)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
محيط زيست
رودررو
كتاب
گزارشى از كتاب «امپرياليسم سايبر» اثر بوساابو
كتاب انديشه
گزارشى از كتاب «امپرياليسم سايبر» اثر بوساابو
قدرت در مدار سايبر
289602.jpg
ليدا فخرى
اخيراً انتشارات «ثانيه» كتابى از بوساابو (Bosah EBO) با عنوان «امپرياليسم سايبر» با زير عنوان «روابط جهانى در عصر جديد الكترونيك» منتشر كرده است كه با ترجمه دكتر پرويز علوى روى پارسى به خود گرفته است.
با ديدن اين كتاب پرحجم ۵۰۰ صفحه اى نخستين پرسشى كه به ذهن خطور مى كند شايد اين باشد كه فناورى چه كمكى مى تواند به وضع بشر امروزى بكند؟
اينترنت به عنوان نماد بارزى از فناورى، امروزه ماهيت روابط اجتماعى را در درون و ميان ملت ها بازتعريف كرده است. در اثر اين فناورى ، نوعى رقابت پيچيده ميان نهادهاى سياسى، شركت هاى بازرگانى، كارگزاران غيرحكومتى و منافع ملى به وجود آمده است. توان اينترنت در پيوند زدن نگرش ساختارهاى رسمى به يكديگر به بازتعريف سياست جهانى منجر شده است.
ناحيه هاى جغرافيايى كه زمانى از لحاظ زمان و مكان از هم جدا مى شدند در حال گستردن روابط جديد مجازى اند كه با برداشت رايج از سرزمين سياسى و حاكميت ملى همخوانى ندارد. مفهوم سنتى دولت - ملت، به عنوان واحدهاى داراى حاكميت كه يكديگر را به طور مستقل به رسميت شناخته اند و در محدوده هاى مشخص جغرافيايى ساكن اند، هنوز نتوانسته اند تصور روشنى از عوارض اين تماس هاى جديد فراملى داشته باشد.
در حالى كه اينترنت هنوز در آغاز راه است و دامنه تحولات نهفته در اين فناورى همچنان پنهان است، بسيارى از حكومت هاى جهان سوم به اينترنت به عنوان نوع ديگرى از ابزار سلطه براى صدور ايدئولوژى فرهنگى و سياسى مى نگرند.
شايد نگرانى هاى كشورهاى در حال توسعه درباره اينترنت به حق و منطقى باشد. چرا كه اينترنت به نحوى شگفت آور ماهيت روابط اجتماعى درون ملت ها و ميان ملت ها را متحول و متغير كرده است.
محيط هاى مجازى و جامعه هاى اطلاعاتى كه در سرتاسر جهان رو به گسترش اند فرهنگ، زبان و سنت آنها را تهديد مى كند اما گروهى از ناظران خوش بين فناورى ارتباطات بر اين باورند كه اينترنت مى تواند براى جهان سوم بهترين فرصت را فراهم آورد تا به درون انقلاب تكنولوژيك جهانى جهشى داشته باشد. اينترنت مى تواند با محدود كردن شكاف عظيم ارتباطى ميان كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه، بخش بزرگى از نخبه گرايى اطلاعات جهانى را از ميان بردارد. روابط جهانى سلسله مراتبى مى تواند جاى خود را به صف بندى افقى بدهد. اينترنت در عين حال مى تواند تدوين راهبردهاى ميان ملت ها را براى مبارزه با مشكلات جهانى آسان كند.
پرسش محورى و مسأله اصلى كه اين كتاب حول محوريت آن شكل گرفته اين است كه آيا تمام شهروندان و تمام ملت ها به گونه اى فعال در ايجاد اين «ابرشاهراه» اطلاعاتى مشاركت خواهند داشت؟ با كامل و فراگير شدن اينترنت چه نوع ائتلاف ها، همكارى ها، گرايش ها، تقسيم ها، تنش ها، فشارها و كشمكش هايى در سطح جهان پديد خواهد آمد؟
كتاب «امپرياليسم سايبر» مى كوشد تا برخى از پرسش هاى انتقادى درباره اينترنت را طرح كند. از جمله اين كه به دليل وجود اينترنت چه مفاهيم و برداشت هاى جديدى درباره هويت ملى پديد خواهد آمد؟ آيا اينترنت به تكثر و تشديد نابرابرى هاى مزمن تكنولوژيك جهانى خواهد پرداخت؟ آيا همكارى هاى جهانى سايبر شيوه هاى بهترى براى اداره و شريك شدن در منابع درون ملت ها و ميان ملت ها ارائه خواهد داد؟ آيا اينترنت شكاف تكنولوژيك و فاصله دانش ميان كشورهاى غنى و فقير از لحاظ فناورى را كاهش خواهد داد؟
مؤلف، در پى پاسخگويى به مباحث فوق، كتاب خود را در ۴ بخش تنظيم و تدوين كرده است كه بخش نخست كتاب به بررسى مسائل نظرى مطرح در جهانى شدن اطلاعات مى پردازد. در اين فصل عنوان مى شود كه هنگامى كه شبكه اينترنت و شبكه جهانى گستر نتوانند مشخصات سنتى كشورهاى امپرياليستى را حفظ كنند، ممكن است يك امپرياليسم اطلاعاتى بنگاه محور به جاى كشور محور پديد آيد. در اين رابطه كريدى «جهانى شدن - محلى شدن» را به مثابه يك نظريه جديد راديكال براى ارتباطات جهانى عصر اطلاعات، پيشنهاد مى كند. او در اين نظريه، بر نقش فناورى هاى رسانه اى در پيوند فرهنگى، تمركززدايى اقتصادى و پراكندگى سياسى تأكيد مى ورزد.
بخش دوم كتاب به سياست در فضاى سايبر نظر مى كند. به گفته گانكل اين نظريه كه اينترنت موجب قدرت بخشى چند فرهنگى خواهد شد يك اسطوره يا افسانه بيش نيست زيرا اين فناورى به لحاظ شكل و محتوا، مركز ثقل درونى سنت هاى امپرياليسم فرهنگى را تشكيل مى دهد. امرى و بيتز، اروپاى مركزى و شرقى را بهترين زمينه اجتماعى و سياسى محتمل براى كشف امكانات بالقوه اينترنت به منظور بازسازى روابط جهانى مى دانند. مؤلف در بخش سوم به بررسى اين نكته مى پردازد كه اينترنت چگونه در حال شكل دادن دوباره به اقتصاد جهانى است. وهور معتقد است اينترنت با معرفى انحصارهاى مجازى به زيان كشورهاى كوچك، ابعاد تازه اى به فرايند جهانى شدن مى بخشد. او در فصل بله وينز استدلال مى كند امپراتورى هاى ارتباطى با نفوذ بيش از حد خود بر ايدئولوژى، پيش از آن كه يك توطئه بزرگ باشند، گرايش هاى جامعه سرمايه دارى بازار آزاد را بازتاب مى دهند.
بخش چهارم كتاب، مفهوم هاى در حال پيدايشى چون هويت ملى و جنبش مردمى را در فضاى جهانى سايبر مورد بررسى قرار مى دهد. در اين فصل نظريات لنگل و مورفى مطرح مى شود كه با توجه به نقش تحول بخشى اينترنت در ارتباطات بين المللى و مسائل فرهنگى، به بررسى نابرابرى هاى موجود ميان كشورهاى ثروتمند و فقير به لحاظ فناورى و پيدايش دهكده جهانى، مى پردازد و طرح هاى كوكز مورد تحليل قرار مى گيرد كه حركت از فضاى فيزيكى ملت به فضاى مجازى رايانه و تأثيرات آن را بر ملى گرايى، بررسى مى كند و اين پرسش را مورد توجه قرار مى دهد كه آيا اين روند به مفهوم پايان ملت به عنوان «سرزمين» و بازسازى فضاى اقتصادى خواهد بود؟
مترجم كتاب، دكتر پرويز علوى دكتراى علوم سياسى و كارشناس ارشد روابط بين الملل است كه پيش از اين به قلم او كتاب هايى با عنوان ارتباطات سياسى (۱۳۷۶)، تاريخ و اصول روابط بين الملل (۱۳۷۵)، تاريخ معاصر ايران و جهان (۱۳۷۶) به بازار نشر عرضه شده است و با ترجمه او در كتاب هاى فرهنگ تخصصى اصطلاحات روابط بين الملل، فرهنگ تخصصى حقوق بين الملل و ترجمه و تدوين كتاب زبان تخصصى انگليسى علوم سياسى و روابط بين الملل آشناييم و با توجه به اين كارنامه، لازم به ذكر است كه كتاب حاضر نيز از ترجمه اى روان و خوش خوان برخوردار است.
كتاب انديشه
قياس ناپذيرى پارادايم هاى علمى
289605.jpg
غلامحسين مقدم حيدرى
نشرنى

فلسفه علم يكى از حوزه هاى جديد معرفت بشرى است كه به بررسى ماهيت علم مى پردازد. علم چه ويژگى هايى دارد؟ و «روش علمى» كه به حسب ادعا به نتايج ممتاز و قابل اتكا منجر مى شود، چيست؟ اينها پرسش هايى هستند كه اين حوزه سعى دارد پاسخى براى آنها بيابد. داستان فلسفه علم در يك سده گذشته را چنين مى توان روايت كرد كه ابتدا پوزيتيويست ها با واقعى پنداشتن مشاهدات تجربى خام، متافيزيك و مابعدالطبيعه را بى معنى و مهمل دانستند. نگتيويست ها با تكيه بر اتكاى مشاهدات بر نظريات، پوزيتيويسم را مورد نقد قرار دادند و اجازه دادند تا حضور متافيزيك در نظريه هاى علمى پى گيرى شود. سرانجام تامس كوهن، با واقعى پنداشتن تاريخ علم به روايت خويش كل نظام پوزيتيويستى - نگتيويستى را به چالش كشيد. اين چالش ها و افت و خيزها حاكى از آن اند كه نقد يك ساختار نظرى امكان پذير نيست، مگر با تكيه بر ساختار نظرى ديگر.
ويژگى عمده نظريه تامس كوهن كه تحولى در علم شناسى فلسفى محسوب مى شود، اين است كه بر خصلت انقلابى تحولات علمى تأكيد مى گذارد و به اين اعتبار، كوهن اين تلقى را كه سير تحول علم سيرى صعودى است كه در هر گام نسبت به گام پيشين به كشف واقعيت نزديك مى شود، شديداً به چالش مى گيرد. اين نتايج مناقشه برانگيز درباره پيشرفت علم، معقول بودن و نقش منافع يا تعلقات اجتماعى در ارزيابى نظريه هاى علمى سبب شده است تا «قياس ناپذيرى» پارادايم هاى علمى در مركز توجه فيلسوفان علم قرار گيرد و بحث هاى فراوانى را برانگيزد و اين امر دليلى براى شكل گيرى پژوهش حاضر شده است.
مؤلف در اين اثر سعى كرده است با بيانى شيوا و قلمى بى حاشيه آراى كوهن درباره قياس ناپذيرى را بازخوانى كند و براى درك هرچه بهتر اين مفهوم و جنبه هاى آن از شواهد تاريخ علم بهره گرفته است و البته هرجا كه به نظر مى رسيده نقدهاى وارد بر كوهن مى تواند به درك عميق تر فلسفه وى كمك كند به طرح آن نقدها نيز پرداخته است.
دكتر مقدم حيدرى، اين پژوهش خود را در سه فصل ارائه كرده است. در فصل اول، با بيان انواع تاريخ نگارى هاى علم و نوع نگرش گشتالتى كوهن، سعى كرده است مبانى و چگونگى شكل گيرى نگرش كوهن را بررسى كند. در فصل دوم، جنبه هاى گوناگون قياس ناپذيرى را شرح داده است از جمله قياس ناپذيرى مفاهيم، قياس ناپذيرى روش شناختى و قياس ناپذيرى مشاهدات و در فصل سوم، پيامدهاى مناقشه برانگيز قياس ناپذيرى را مورد تحليل قرار داده است؛ همچون زبان مشاهده، معيار گزينش ميان پارادايم هاى رقيب و پيشرفت علم.
روان و بى حاشيه نويسى مؤلف در اين كتاب شايد از امتيازات اين اثر بر آثارى مشابه باشد اما اين ساده نويسى مؤلف به هيچ وجه از تعمق پژوهش او نكاسته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |