يكشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۲۵ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Sun, May 13, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
فرجام پرونده ملوانان انگليسى در گفت و گو ى «ايران»
با سفير جمهورى اسلامى در لندن
ملوانان وقايق شكسته بلر
محمد نورى ـ هرمز برادران
290358.jpg
پانزدهم فروردين، يكى از مهم ترين رويدادهاى ديپلماسى سال جديد ايران رقم خورد. تصميم دكتر محمود احمدى نژاد، رئيس جمهورى ايران در پرونده ملوانان خاطى انگليس به چالش ۱۳ روزه تهران با انگليس و غرب پايان بخشيد. هيجان و اضطراب حادثه ملوانان خاطى هرچند در افكار عمومى غرب فروكش كرد، اما در جهان ديپلماسى بحثى تازه در باب مديريت بحران و الگوى تصميم سازى ايرانى ها گشوده شد. ديپلمات هايى كه اين رويداد را در اوج چالش هسته اى ايران و غرب معيارى براى سنجش توان تصميم گيرى ديپلماسى تهران و لندن قرار داده بودند، پس از تصميم ۱۵ فروردين رئيس جمهورى ايران، به قضاوت تازه درباره نظام تصميم سازى ايران رسيدند. اكنون پس از حدود يك ماه با آن كه سوژه ملوانان از محور اخبار رسانه هاى ايران كنار رفته است، اما در لندن، هنوز موضوع در پارلمان، مطبوعات و احزاب انگليس زنده است. گويى در روزهاى پايانى حكومت بلر، ماجراى ملوانان، آخرين برگ تأثير گذار در كارنامه ديپلماسى حزب كارگر بود كه تيم بلر را به مؤاخذه اى دوباره در پارلمان و محكمه افكار عمومى وا داشته است. دستياران بلر در آخرين مواجهه خود در پارلمان، بر سر پرونده ملوانان به واقعيت هاى تازه از ضعف ديپلماسى لندن در اين ماجرا اشاره كردند و در همان حال شخص نخست وزير دستور بازنگرى تازه در نگاه سياسى انگليس به ايران را صادر كرد. «ايران» در گفت وگويى با رسول موحديان، سفير جمهورى اسلامى ايران در لندن، به بازخوانى آن ۱۳ روز سرنوشت ساز و بررسى پيامدها و تأثيرات اين رويداد در صحنه سياسى امروز انگليس پرداخته است.

آقاى سفير، مسأله ملوانان انگليسى هنوز از موضوعهاى مهم و مورد توجه در محافل سياسى و مطبوعات انگليس و تا حدى اروپا است. در ابتداى اين گفت و گو ترجيح مى دهم دلايل اين توجه ويژه محافل لندن به اين موضوع را از شما جويا شوم.
تعرض نظاميان انگليسى در روز جمعه سوم فروردين ماه گذشته به آب هاى سرزمينى ايران و سپس مديريت حكيمانه و مقتدرانه جمهورى اسلامى ايران، جايگاه و اعتبار دولت انگليس را در عرصه داخلى و خارجى مورد ترديد قرار داد و به بحث هاى مرتبط با آن دامن زد. استمرار اين موضوع در محافل داخلى انگليس را عمدتاً بازتاب بى اعتمادى روزافزون افكار عمومى اين كشور نسبت به عملكرد دولت كارگرى تونى بلر بويژه در عرصه روابط خارجى ارزيابى مى كنند. اطلاع رسانى مغشوش و بدون مستندات قابل قبول درباره اين واقعه، در واقع يادآور گزارش هاى بى اساسى بود كه دولت انگليس در مورد توجيه آغاز جنگ عراق به مردم داد تا جايى كه برخى از رسانه هاى اين كشور مدعى شدند كه چرا نيروهاى ما اساساً بايد در عراق و منطقه خليج فارس حضور داشته باشند تا اين كه باعث مواجهه ما با ايران شوند. متعاقباً تصميم نسنجيده غير معمول دولت انگليس براى بهره بردارى از نظاميان آزاد شده و فروش خاطرات بى اساس آنها كه خيلى زود بر افكار عمومى مكشوف شد، به استمرار اين بحث ها دامن زد. در عين حال، احزاب مخالف در صحنه سياسى و پارلمان انگليس انگيزه هاى بيشترى داشتند تا مديريت و ديپلماسى دولت در اين رابطه را بويژه در آستانه انتخابات محلى به چالش بكشانند.
به نظر شما كه در متن اين رويداد بوديد و در واقع از مركز لندن حادثه را رصد مى كرديد، پيامدهاى اين ماجرا براى دولت انگليس چه بوده است؟
به نظر مى رسد كه فقدان رويكرد منسجم و عدم تمايل براى تقبل مسئوليت هاى بين المللى از سوى دولت انگليس از آغاز ماجرا تا حتى پس از آزادى نظاميان خاطى آنها، اعتبار دولت بلر را چه در سطح افكار عمومى انگليس و چه در سطح منطقه اى و بين المللى با چالش جدى مواجه كرد. وقوع اين قضيه نگاه مردم خاورميانه و دنياى اسلام را نيز نسبت به نقش و ظرفيت بحرى انگليس تغيير داد، به نحوى كه بسيارى از رسانه هاى انگليس به اين تغيير نگاه توجه نشان دادند. متعاقباً مردم انگليس عدم اعتماد خود به دولتشان را بويژه در انتخابات شوراهاى محلى آشكارا بروز دادند. يكى از علل كاهش اعتبار دولت و تسريع در باخت حزب كارگر در انتخابات اخير انگلند، اسكاتلند و ولز را بايد ناشى از دامنه تأثيرات ورود غير قانونى نظاميان انگليسى به آب هاى ايران و پيامدهاى آن دانست كه در صورت فقدان مديريت صحيح آثار كوتاه مدت آن، مى توان تبعات بلندمدتى را نيز براى آن تصور كرد.
290202.jpg
در نهايت افكار عمومى و نخبگان انگليسى به چه قضاوت و جمع بندى از اين جريان در سه بعد ۱) وقوع حادثه ۲) نحوه مديريت ماجرا توسط انگليس ۳) و تصميم هاى ايران رسيدند؟
يك تفاوت اساسى بايد ميان نگرش افكار عمومى و نخبگان انگليس با نگرش رسمى و دولتى در اين رابطه قائل شد و اين تفاوت بعضاً يك شكاف عميق را نشان مى دهد. ما در تحليل ها و بررسى هاى مراكز علمى و تحقيقاتى انگليس و يا نخبگان آنها بارها ديده ايم و شنيده ايم كه مديريت و ديپلماسى جمهورى اسلامى ايران را در قبال اين واقعه پوياتر و مؤثرتر ارزيابى مى كردند. از سوى ديگر، دولت انگليس از آغاز وقوع اين تعرض به آب هاى ايران از طريق تبليغات رسانه اى پر سر و صدا كوشيد ذهنيت جامعه و افكار عمومى را از اصل قضيه كه ورود غير قانونى نظاميانش به قلمرو آبى ايران بود منحرف سازد. اما اين باعث نشد تا مردم و رسانه ها علل اصلى وقوع اين قضيه را مورد سؤال قرار ندهند. از زمان صدور نخستين بيانيه رسمى سفارت ما در لندن در تبيين
ماوقع براى افكار عمومى انگليس و متعاقباً پخش نخستين تصاوير و اعترافات ملوانان بازداشتى از تهران تا زمان اعلام آزادى آنها از سوى رياست محترم جمهورى، مى توان گفت كه فضاى روانى و افكار عمومى تمام در كنترل ايران بود و رسانه هاى انگليس هر خبر و گزارشى را چه از سوى سفارت جمهورى اسلامى ايران و چه از سوى تهران با اشتياق زياد پيگيرى و بازتاب مى دادند. هرچه به پايان قضيه نزديكتر مى شديم، حجم انتقاد ها به نحوه مديريت دولت انگليس در داخل اين كشور نيز بيشتر مى شد و سپس با آزادى ملوانان نيز به نحو ديگرى ادامه يافت. بسيارى از سياستمداران انگليسى، از جمله سفير قبلى انگليس در تهران، از ارجاع شتابزده موضوع به شوراى امنيت سازمان ملل بدون حصول دستاورد ملموسى براى اين كشور بشدت انتقاد مى كردند. از طرف نمايندگان مجلس باوجود تعطيلى پارلمان، نحوه مديريت قضيه از سوى دولت و عدم حصول نتيجه در مذاكرات طولانى دو جانبه به طور روزانه مورد انتقاد بود و مقام هاى انگليسى اظهارات متناقض بسيارى را ابراز مى داشتند كه همگى نشانگر سردرگمى و نگرانى عميق آنها بود. ما در طول آن مدت نامه ها و پيام هاى زيادى را از مردم عادى انگليس دريافت كرديم كه با انتقاد از سياست هاى دولتشان در عراق و منطقه، خواهان آزادى نظاميان جوان خود بودند و آنها را قربانى سياست هاى غلط دولت مى دانستند. روز اعلام آزادى ملوانان توسط رئيس جمهورى اسلامى ايران را بايد نقطه اوج اين قضيه قلمداد كرد. بخشش آنها در آستانه عيد پاك افكار عمومى اين كشور را عميقاً تحت تأثير قرار داد. اين اقدام مهم و غير مترقبه يك ذهنيت جديد و مثبتى را در مورد جمهورى اسلامى ايران با وجود تبليغات و اظهارات سوء در ميان افكار عمومى انگليس رقم زد كه همچنان ادامه دارد. از زمان آزادى ملوانان تاكنون ما در سفارت هزاران نامه، پيام و تماس تشكر آميز از سراسر انگليس و از سوى مردم عادى اين كشور دريافت كرده ايم كه الفاظ و جملات آنان در تمجيد از تصميم جمهورى اسلامى ايران نيازمند بررسى و تحليل مجزا است و خود به تنهايى نشان دهنده نگرش عام و مثبت افكار عمومى انگليس در قبال اين تصميم است.
با اسناد و مداركى كه در دست داريد، آيا فكر مى كنيد هنوز نكاتى به عنوان «حقايق ناگفته» در اين ماجرا وجود دارد؟
اسناد و مدارك متقنى وجود دارد كه به روشنى نشان مى دهد نظاميان انگليسى در آب هاى سرزمينى ايران دستگير شدند، مستنداتى كه دولت انگليس از طرح و بررسى بيطرفانه آنها هنوز طفره مى رود. حتى وقتى نمايندگان پارلمان انگليس از دولت در مورد بررسى دو جانبه و يا تبادل اطلاعات مربوط به بازداشت نظاميان سؤال مى كردند، دولت چنين بررسى را غير ضرورى خواند و صرفاً به تكرار مواضع اوليه و بى اساس خود بسنده كرد. همين نگرش دوگانه از ابتدا تاكنون موجب اظهارات متناقض و متغير و همچنين نگرانى فزاينده آنها در طول دو هفته بوده است. در مذاكرات فشرده اى كه به طور روزانه با معاون وزير خارجه انگليس داشتيم، اين نگرانى ها كاملاً مشهود بود. وى چندين بار به صراحت گفت كه در دولت ما همه مقام ها مضطرب و نگران اند. آنها واقعاً در مقاطعى هيچ كنترلى بر اوضاع نداشتند و از طرح مشخصى نيز براى مديريت و مذاكره برخوردار نبودند. اين اضطراب و نگرانى فزاينده را ما نه تنها از نزديك در رفتار آنها مشاهده مى كرديم، بلكه در گفتار آنها نيز مى شنيديم. در ملاقات با تنى چند از نمايندگان پارلمان انگليس، آنها مى گفتند كه دولت ما در مديريت مسأله قبل و بعد از آزادى ملوانان مرتكب اشتباهات زيادى شده است. كل حوادث اين قضيه كه حدود ۳۰۰ ساعت و در ۱۳ روز به طول انجاميد به خوبى نشان مى دهد كه ديپلماسى ايران تعرض نيروهاى انگليسى به آب هاى سرزمينى كشورمان را از ابتدا تا انتها با تدبير و اعتماد به نفس مديريت كرد و اين به عنوان الگويى در تعاملات خارجى ما ثبت شد. شايد جالب باشد بدانيد كه پس از گذشت ۱۲ روز و تنها يك روز قبل از اعلام آزادى نظاميان انگليسى خانم مارگارت بكت، وزير امور خارجه، نمايندگان همه رسانه هاى انگليس را به يك جلسه خصوصى در وزارت خارجه دعوت كرد و آنها را نسبت به طولانى بودن اين فرآيند توجيه كرد و از آنها خواست فضاى رسانه اى و اجتماعى را آرام سازند تا دولت راحت تر بتواند قضيه را پيگيرى كند. فرداى آن روز، هم دولت، هم رسانه ها و همه مردم انگليس از اعلام آزادى ملوانان از سوى رياست محترم جمهورى در بهت و حيرت فرو رفتند.
در ۱۳ روز حضور ملوانان انگليسى در ايران حوادث مهمى رخ داد، مانند: تمايل برخى كشورها براى ميانجيگرى در اين جريان، تلاش آمريكا براى تبديل اين مسأله به يك بحران بين المللى و ... در اين فرصت مى خواهم ارزيابى شما را درباره اين حوادث بشنوم.
همانطور كه اشاره شد، انگليسى ها در آغاز وقوع حادثه شوكه شدند و چند روزى طول كشيد تا خودشان را جمع و جور كنند. آنها واقعاً رويكرد مشخصى براى تعامل با ايران و پيگيرى مشخص مسأله نداشتند. هر روز هر چيزى كه به ذهنشان مى رسيد را انجام مى دادند و يا مى گفتند. آنچه در سيماى رسانه اى انگليس به عنوان يكى از مراكز اصلى رسانه اى جهان، مشاهده مى شد با آنچه در مذاكرات پشت درهاى بسته جريان داشت كاملاً متفاوت بود. آنها بارها در گفت وگوها تأكيد مى كردند كه مايلند در يك محيط بدون تنش و از طريق ديپلماسى آرام قضيه را فيصله دهند. ولى در صحنه علنى بدون تقبل مسئوليت هايشان تا جايى كه مى توانستند تبليغات مى كردند. در بسيارى از مقاطع همين تبليغات بدون هدف موجب فشارهاى مضاعف بر دولت و تصميم سازان انگليسى شد. دولت انگليس ابتدا به همسايگان و دوستان ايران متوسل گرديد تا بلكه از طريق آنها بر ايران فشار وارد كند. وقتى نتيجه اى عايد نشد، آنها شتابزده موضوع را به شوراى امنيت سازمان ملل بردند. انگليسى ها فكر مى كردند با وجود طرح مسأله هسته اى ايران در شورا، فضا براى مقاصد يكجانبه آنها در آنجا مهيا است. آنها در يك جلسه طولانى و خسته كننده شش ساعته، ۱۵ نماينده دائم شوراى امنيت را پشت درهاى بسته نگه داشتند تا بيانيه محكوميت ايران را از شورا بگيرند. برخى قدرت هاى بزرگ اساساً مخالف بودند و عمده كشورها به دليل حساسيتى كه در مورد مسأله آب هاى سرزمينى و حاكميت دولت ها براساس حقوق بين الملل درياها داشتند، با نظرات انگليس مخالفت كردند و سرانجام آنچه از شوراى امنيت خارج شد، چيزى در حد يك بيانيه مطبوعاتى عادى بود. اين حركت شتابزده و بدون دستاورد و به گفته مطبوعات انگليس ناكامى، به موجى از انتقادها عليه دولت تونى بلر در داخل دامن زد. انگليسى ها سپس قضيه را به اجلاس غيررسمى وزراى امور خارجه اتحاديه اروپا در آلمان بردند كه در آنجا نيز چيزى بيش از يك بيانيه در حد يك ابراز همدردى عمومى به دست نياوردند و اين مسأله منجر به ابراز تأسف وزير خارجه انگليس از وضعيت پيش آمده در جريان مصاحبه مطبوعاتى خود در نشست برمن آلمان شد. زمان به نفع ايران بود و از تمامى نقاط ضعف ديپلماسى آنها براى متقاعد كردن انگليسى ها نسبت به راه حل دوجانبه در مذاكرات استفاده شد. آن ها به طور خصوصى به ما مى گفتند كه از آمريكاييان خواسته اند تا وارد اين قضيه نشوند، در چندين روز اول نيز آمريكايى ها سكوت كرده بودند. انگليسى ها با اطلاع از مديريت متمركز ايران و مشكلاتى كه در منطقه و در داخل داشتند، به هيچ وجه حاضر نبودند موضوع از حد و مرز خود فراتر رود و همه تلاش شان در جهت مهار قضيه بود. در خلال مذاكرات فشرده و طولانى در تهران و لندن، انگليسى ها نهايتاً متقاعد شدند كه گفت وگو و راه حل دوجانبه تنها گزينه مطلوب است. بنابراين، اقدام به نگارش نامه به دولت جمهورى اسلامى ايران كردند و اعلام كردند نه تنها نيت سوء اى نسبت به ايران ندارند، بلكه آماده اند براى جلوگيرى از وقوع مجدد اين گونه حوادث با جمهورى اسلامى ايران همكارى كنند.
برخى بر اين باورند كه ايران در اين ماجرا دست به يك معاوضه يا معامله سياسى زد تا در مورد ديپلمات هاى بازداشتى در عراق يا پرونده هسته اى از آمريكا امتيازاتى بگيرد، چه دلايلى براى بطلان اين تصورات داريد؟
از نخستين روز مذاكرات ما اين مسأله را براى دولت انگليس روشن كرديم كه نقض آب هاى سرزمينى ايران موضوع اصلى است و مورد اعتراض است و ما خواهان توضيحات رسمى آنها هستيم و به همين دليل هم نظاميان متجاوز آن ها توسط مرزبانان ايران دستگير شده اند. در تمام طول مذاكرات در لندن و در تهران، همين موضوع محور تأكيدهاى ما بود. حاكميت سرزمينى ايران با هيچ چيز ديگرى قابل معاوضه يا معامله نبوده و نيست، اين در ديپلماسى ما يك اصل است. البته طرف هايى بودند و قبل از همه آمريكايى ها و اسرائيلى ها كه مى كوشيدند شائبه معامله را در اين ميان دامن بزنند. آنها نخستين كسانى بودند كه از دستگيرى نظاميان متجاوز انگليسى در آب هاى ايران به عنوان «گروگان گيرى» ياد كردند تا ذهنيت هاى گذشته را زنده كنند. در مذاكرات دوجانبه اساساً چنين فضايى وجود نداشت و در مصاحبه اى كه روزنامه بين المللى فايننشيال تايمز چند روز پس از آزادى نظاميان انگليسى داشت، در آنجا تصريح كردم كه جمهورى اسلامى ايران هيچ ارتباطى ميان اين قضيه و ساير موضوعات قائل نيست.
در مذاكرات شما با طرف هاى انگليسى در آن ۱۳ روز چه اتفاقات مهمى رخ داد و به طور خاص با چه پيشنهادهايى از سوى لندن يا طرف هاى خارجى روبه رو شديد؟
در ميان ساير ماوقع كه هر كدام در جاى خود حائز اهميت اند، دو لحظه كليدى در مذاكرات طولانى با انگليسى ها دستاوردهاى عمده به حساب مى آيند. ابتدا متقاعد شدن انگليسى ها در ارسال نامه به دولت جمهورى اسلامى ايران كه نهايتاً راه حل دوجانبه را پس از ناكامى هاى پى در پى برگزيدند و همكارى با ايران را براى پيشگيرى از وقوع مجدد حوادث مشابه پيشنهاد دادند. اين اقدام نخستين علامت براى پذيرش و تقبل مسئوليت از سوى دولت انگليس بود. متعاقباً صدور بيانيه رسمى نخست وزيرى و نيز اظهارات وزير خارجه انگليس در پايان روز دوازدهم و قبل از آزادى ملوانان بود كه آقاى بلر نخست وزير و خانم بكت شخصاً خود و دولتش را نسبت به مذاكرات و راه حل دوجانبه متعهد كرد.
290235.jpg
چه دلايلى داريد كه تصميم به عفو ملوانان انگليسى بهترين گزينه بود؟
جمهورى اسلامى ايران در عين منطق قوى خود در دفاع از حاكميت و قلمرو خود، به دنبال مقابله و منازعه نبوده و نيست. ما موضوع را در حد ظرفيت آن مى ديديم و لذا وقتى آنچه را كه مى خواستيم به طور اصولى حاصل بود، دليلى نداشت كه وارد بازى هاى ناخواسته ديگران شويم. فرصت طلبانى بودند كه مى خواستند مسأله بيش از حد طولانى شود و ما اين را در محاسبات خود ديده بوديم. همزمان در پيش بودن مناسبت هاى مهم ميلاد نبى اكرم(ص) و عيد پاك براى مردم ايران و انگليس و نيز جهانيان هر كدام در جاى خود اهميت داشتند و اين فرصتى بود تا افكار عمومى غرب و انگليس و همچنين دنياى اسلام عميقاً تحت تأثير ديپلماسى اخلاقى ايران قرار گيرند. عفو ملوانان و هديه آزادى آنها به مردم انگليس خود بهترين گواهى است كه دولت جمهورى اسلامى ايران معامله و يا معاوضه اى انجام نداد.
به طور مشخص بفرماييد دستاورد عفو ملوانان انگليسى براى ايران چه بود؟ و جهان ديپلماسى در نهايت به چه ديدگاهى از تصميم رئيس جمهورى ايران رسيد؟
ايران نشان داد كه در تعرض بيگانه به قلمروش قدرتمندانه شروع مى كند و قدرتمندانه نيز تمام مى كند. انگليسى ها عملاً در قبال مديريت متمركز ايران بر روند اين قضيه منفعل بودند و مآلاً به اين نتيجه رسيدند كه بايد كانال هاى ارتباطى خود با دولت جمهورى اسلامى ايران را بيش از پيش تقويت كنند. اين چيزى بود كه هم به طور علنى و هم در گفت وگوهاى خصوصى اعلام مى كردند. در سطح افكار عمومى نيز يك تحول مثبت و جدى در نگاه مردم انگليس نسبت به جمهورى اسلامى ايران پديد آمد و ما اين را در ارسال هزاران پيام و نامه تشكرآميز از سوى مردم سراسر انگليس به سفارتمان در لندن مشاهده كرديم. همين احساس به طور قوى تر در اروپا و منطقه نيز پديد آمد و جهان به اين احساس مشترك رسيد كه ايران يك بازيگر و قدرت مسئول منطقه اى و بين المللى است.
يك مسأله مورد علاقه افكار عمومى ايران اين است كه آيا تصميم ايران مبنى بر عفو ملوانان به تغيير يا بازنگرى هايى در سياست خارجى انگليس در قبال ايران هم منتهى شد؟
همانطور كه گفتم، دولت انگليس از اقدام جمهورى اسلامى ايران در آزادى ملوانان استقبال و براى داشتن روابطى متفاوت با كشورمان ابراز تمايل كرد، گرچه در همين مدت كوتاه اظهارات غيرمنسجم و بعضاً ضد و نقيض هم به گوش مى رسيد.
دولت آقاى تونى بلر دستور بازنگرى هايى را در روابطش با ايران به وزارت امور خارجه اين كشور صادر كرده است، ولى با توجه به برگزارى انتخابات اخير محلى در انگليس كه منجر به تضعيف موقعيت حزب كارگر شد و براساس اعلام قبلى كه قرار است آقاى بلر در خرداد ماه آينده پست نخست وزيرى را واگذار نمايد، بايد منتظر تحولات آتى در صحنه سياسى اين كشور و تغييرات در دولت و وزارت امور خارجه اين كشور بود.
اخيراً موضعگيرى و اظهارنظرهاى جديدى را از سوى دولتمردان لندن در اين ماجرا شاهد بوديم، بويژه از سوى نخست وزير انگليس. تفسير شما از اظهارات تونى بلر مبنى بر آمادگى دوباره لندن براى بهبود روابط با ايران چيست؟
آزادى ملوانان انگليسى و نحوه تعامل دوجانبه به واقع تغييراتى را در ذهنيت و چارچوب ادراكى دولت تونى بلر، گرچه ديرهنگام به وجود آورد. آنها بيش از پيش به اين نتيجه رسيدند كه نقش ايران و روابط بهتر با ايران نه تنها در چارچوب دوجانبه، بلكه در عرصه متحول منطقه اى و بين المللى و نگاه جديد به آن لازم و ضرورى است.
پس از بازگشت ملوانان به كشورشان مسائل عجيبى را شاهد بوديم. به طور كلى در جنگ تبليغاتى كه در حين وقوع ماجرا يا پس از آزادى ملوانان به راه افتاد، چه بخشى از حقايق در رسانه هاى انگليسى و غربى تحريف شد؟
در عرصه ديپلماسى عمومى همچون ديپلماسى پنهان موفقيت هاى ايران برجسته بود. تلاش هاى بسيارى صورت گرفت تا در هر مقطع مسائل كليدى در افكار عمومى را واژگونه جلوه دهند. رسانه ها مى كوشيدند اصل مسأله كه تعرض به آب هاى سرزمينى ايران است را در افكار عمومى به حاشيه برانند و در عوض بر حال روحى و جسمى ملوانان بازداشتى تمركز كنند. در مقطعى هم اعترافات و نامه هاى ملوانان را مورد سؤال قرار دادند، ولى در هيچ كدام از اين زمينه ها به دليل اطلاع رسانى پيوسته تهران توفيقى نداشتند. آنها حتى پس از بازگشت ملوانان به لندن، تنها ۶ نفر از ۱۵ نفر ملوان آزادشده را در مصاحبه اى جمعى حاضر كردند كه خود موجب بازگوشدن حقايق بيشترى شد. اين نمايش ضعيف حتى مورد انتقاد دوستان آمريكايى آنها قرار گرفت، به نحوى كه ديگر مصاحبه اى با ملوانان برگزار نشد. وزارت دفاع انگليس سپس به سمت فروش خاطرات ملوانان روى آورد. اقدام تحريف آميز فروش خاطرات و ابراز برخى خاطرات خنده آور توسط ملوانان جوان نه تنها نتوانست حقايق را در افكار عمومى واژگونه نشان دهد، بلكه وقتى آنها و جهان با تصاوير اقامت خوش ملوانان در ايران و بهره مندى از تفريح و ورزش و استراحت مواجه شدند، توفانى در رسانه ها و بويژه در پارلمان انگليس عليه دولت به پا شد، به نحوى كه بسيارى از مقام هاى عاليرتبه از اين تصميم تبرى جستند و وزير دفاع تا آستانه استيضاح و معذرت خواهى پيش رفت. هر اقدام تحريف آميز توسط رسانه ها موجب پيامدهاى منفى تر شد و نهايتاً تصميم گرفتند به بازى رسانه اى با ملوانان خاتمه دهند. گرچه در سطح رسمى پيگيرى ها ادامه دارد و مذاكرات اين پرونده را ادامه مى دهيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |