يكشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۲۵ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Sun, May 13, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
نگاهى كوتاه به مفاهيم و كاربردهاى «بهره ورى»
جهان پيش رو
بخش دوم و پايانى
290190.jpg
مرتضى قديرى
يك پژوهشگر باتجربه مى گفت در طول چند سال كار علمى و تحقيقاتى موضوعى جذاب تر و گسترده تر از موضوع بهره ورى براى مطالعه و تحقيق نيافته است؛ زيرا در زندگى فردى و اجتماعى و در تمام عرصه هاى فعاليت و عملكرد يك جامعه يا يك سازمان، مسأله اى نيست كه بهره ورى در آن مطرح نباشد يا به گونه اى با آن ارتباط نيابد. با اين حال، در كشور ما براى شناخت اين مقوله اساسى مطالعات چندانى صورت نگرفته است، هرچند شرط انصاف است كه بگوييم در ميان معدود كارهاى پژوهشى انديشمندان فرزانه ايرانى براى تبيين و تشريح موضوع بهره ورى، برخى براستى عالمانه و بسيار ارزشمند و قابل استناد است. البته، در نوشته هاى مطبوعاتى، معمولاً به سبب كمبود جا و گاه به سبب نارسايى امكان درك و دريافت درست مطالب، متأسفانه نمى توان به ديدگاهى بلند و فرانگر رسيد تا حق مطلب ادا شود. شاهد سخن كم بها دادن به كار ژورناليستى است؛ آن هم براساس اين باور جا افتاده كه دانش ژورناليستى عرصه بيكرانى است به عمق يك سانتى متر! هرچند روزنامه نگاران ژرف انديشى هم هستند كه توان درك و دريافت و تشريح پيچيده ترين مسائل علمى و فرهنگى را دارند، با فروتنى بايد خاطرنشان ساخت كه اين گزارش اجمالى در نهايت فتح بابى است كه جوانان دانش پژوه ما انگيزه اى براى تحقيق و مطالعه درباره «بهره ورى» بيابند؛ موضوعى كه همه مديران، دانشمندان، متفكران، اقتصاددانان و حتى سياستمداران ناگزيرند بشناسند و در عرصه هاى فعاليت فردى و اجتماعى به كار گيرند.

به گفته يك صاحبنظر، بهره ورى به معنى كوشش براى دستيابى به زندگى بهتر و پديد آوردن آسايش در برابر بهره گيرى از منابع و مواد، كار، نيروى فكر و ابزار، قدمتى به اندازه حيات انسان هوشمند بر روى كره خاكى دارد. در واقع، انسان ها از طبيعت براى توليد مواد سودمند بهره مى گيرند تا زندگى بهترى بسازند.
هرچند در گذشته نه چندان دور، به سبب مشخص نبودن مرزهاى جغرافيايى و پائين بودن نسبت جمعيت كره زمين به منابع طبيعى قابل دسترس، استفاده بهينه از منابع به صورت اساسى مطرح نبود و از منابع طبيعى، از جمله جنگل، آب، سوخت، زمين و... بى آن كه تهديد شوند، بهره بردارى مى شد؛ اما در اين دوران، با توجه به افزايش جمعيت جهان و مصرف شتابان منابع طبيعى، اين واقعيت مطرح است كه بايد از اين منابع محدود با دقت بسيار بهره بردارى كرد و اين ضرورت توجه به بهره ورى را پديد آورده است.
معيار سنجش امور
بهره ورى مقوله اى فراگير و جامع است؛ به گونه اى كه مى تواند كل جامعه را دربرگيرد. در واقع، بهره ورى را مى توان معيارى براى سنجش اين امور دانست:
۱) چگونگى تحقق هدف ها.
۲) چگونگى استفاده كارا از منابع براى توليد سودمند.
۳) آنچه به دست آمده است، در مقايسه با آنچه مى بايست به دست آيد يا ممكن بود بتوان به دست آورد.
آژانس بهره ورى اروپا (ئى.پى.آ) بهره ورى را «درجه استفاده مؤثر از هر يك از عوامل توليد» دانسته است. براساس اين تعريف، بهره ورى يك ديدگاه فكرى است؛ ديدگاهى كه برپايه آن همواره مى توان آنچه را كه اكنون هست، بهبود بخشيد.
دكتر محمد آهنچى، استاد دانشگاه ماستريخت هلند در يك سمينار تخصصى درباره بهره ورى چنين گفته است: از ديدگاه مديران، دانشمندان، صنعتگران، اقتصاددانان و سياستمداران، بهره ورى مطلوب ترين معيار سنجش فعاليت و عملكرد يك جامعه يا يك سازمان است؛ زيرا مقدار توليدات يا گستردگى و چگونگى خدمات را در سطوح گوناگون ملى، اقتصادى، بخشى، دولتى، سازمانى، كارگاهى و فردى نشان مى دهد و با منابع به كار رفته مى سنجد و ارزيابى مى كند؛ همچنين كارايى و اثربخشى را در هر سطحى از فعاليت هاى جامعه ارائه مى دهد. در نتيجه، افزايش بهره ورى به بهبود كيفيت كار و مديريت، كار هوشمندانه و آگاهانه افراد جامعه، ايجاد فضا و شرايط مطلوب كارى، استفاده مطلوب و مؤثر از عوامل توليد و ابزار كار، افزايش مستمر كيفيت توليدات و خدمات ارتباط نزديك دارد.
بهره ورى در فرهنگ واژه ها
فرهنگ واژه ها «بهره ورى» يا «بهره برى» را به معنى «سودبرندگى»، «بافايدگى» و «كاميابى» تعريف كرده است.
اما دكتر سيدكاظم اورعى كه تحقيقات جامعى در تبيين درست اين موضوع انجام داده، معتقد است: از معانى ارائه شده در اين فرهنگ مفهومى جامع براى بهره ورى درك و دريافت نمى شود. به گفته وى، واژه بهره ورى مترادف واژه لاتين productivity و به معنى سرشارى، حاصلخيزى و بارورى است.
واژه «فرآورش» را هم معادل ديگر واژه «بهره ورى» دانسته اند يا به كار برده اند، اما با مقايسه معانى بهره ورى با واژه لاتين آن، به ضرورت تعيين واژه اى تازه براى بيان اين مفهوم مى توان پى برد.
اين ضرورت بويژه از آن روست كه در جهان پيشرفته امروز بهره ورى از حد يك تعريف ساده كه بيانگر رابطه ميان ستاده هاى يك سازمان و داده هاى موردنياز آن است، فراتر نرفته است؛ چنانكه روشى را مى نماياند كه براى استفاده بهينه از منابع به كار مى رود؛ روشى كه با آن بهترين نتيجه به دست آيد.
اندازه گيرى بهره ورى چقدر اهميت دارد؟
براى پى بردن به اهميت و همچنين ضرورت اندازه گيرى بهره ورى بايد گفت: اندازه گيرى بهره ورى باعث اعمال كنترل مؤثر بر عملكرد سازمان مى شود و هزينه ها به درستى اختصاص مى يابد؛ از اين رو، مديريت بهتر مى تواند بهره ورى را به صورت كمى نيز ارزيابى كند. از اين راه همچنين مى توان عوامل مؤثر در افزايش بهره ورى را شناخت و تقويت كرد. واژه «بهره ورى» در زبان فارسى معادل productivity مطرح شده است و آنچه از اين واژه (بهره ورى) مستفاد مى شود، بيشتر «گرفتن»، «بهره مند شدن»،
«به دست آوردن» و مانند اينهاست؛ حال آن كه مفهوم واژه لاتينى موردبحث بيشتر با واژه هاى «دادن»، «آفريدن» و مانند آنها مترادف است. با اين مقايسه، به نظر مى رسد كه واژه هاى «قدرت توليد»، «قابليت توليد»، «توان توليد»، «حاصلبخشى»، «بازدهى» يا «دهش» معنايى دقيق از «بهره ورى» را دربردارند.
تعريف هاى بهره ورى
برخى از تازه ترين تعريف هاى بهره ورى كه صاحبنظران از ديدگاه كارشناسانه مطرح كرده اند و سازمان هاى بين المللى هم پذيرفته اند، به اين شرح است:
* «بهره ورى پيش از هرچيز، مسأله سازمان است؛ يعنى منظور تركيب مقادير موجود انواع گوناگون كار، سرمايه و منابع طبيعى با كارآمدترين شيوه، براى توليد سودمندترين مجموعه كالاها و خدمات است».
* «بهره ورى عبارت است از: «نسبت بازده هاى توليد شده به واحد منابع مصرف شده (ورودى يا داده ها)، در مقايسه با نسبت مشابه مربوط به يك زمان پايه». در كتاب مديريت و مهندسى بهره ورى، نوشته ديويد سومانث، نكته اى جالب و قابل استناد براى دانستن مفهوم فراگير بهره ورى بيان شده است؛ او نوشته است: «بسته به اين كه چه كسى بهره ورى را تعريف كند (اقتصاددان، حسابدار، مدير، سياستمدار يا مهندس) تعريف آن اندكى متفاوت خواهد بود. اما اگر تعريف هاى گوناگون را با دقت بررسى كنيم، سه نوع بهره ورى را به اين شرح مى توانيم تشخيص دهيم:
۱- بهره ورى جزيى (partial productivity): بهره ورى جزيى نسبت ستانده به يك طبقه يا گروه از داده هاست، چنانكه بهره ورى كار (نسبت ستانده به داده نيروى كار) يك شاخص بهره ورى جزيى است؛ همچنين بهره ورى سرمايه (نسبت ستانده به داده سرمايه) و بهره ورى مواد (نسبت ستانده به داده مواد) مثال هايى از بهره ورى جزيى است.
۲- بهره ورى كل (Total factor productivity): بهره ورى كل عوامل نسبت ستانده خالص به جمع داده هاى نيروى كار و سرمايه است. منظور از ستانده خالص مابه التفاوت ستانده و كالاها و خدمات واسطه اى خريدارى شده است. در اين حالت، مخرج كسر فقط از داده هاى عوامل كار و سرمايه تشكيل مى شود.
۳- بهره ورى كل (total productivity): بهره ورى كل نسبت ستانده كل به جمع كل داده هاست؛ بنابراين شاخص بهره ورى كل اثرات مشترك همه داده هاى به كار رفته در توليد ستانده ها را بازتاب مى دهد.
در همه اين تعريف ها، ستانده و داده به واحد پولى ثابت و با توجه به يك دوره معين، برآورد مى شود.
يك برداشت نادرست
بهره ورى اغلب با توليد اشتباه فرض مى شود؛ چنانكه بسيارى كسان خيال مى كنند كه توليد بيشتر به معناى بهره ورى بيشتر است يا هرچه توليد بيشتر شود، بهره ورى بيشتر خواهد شد؛ اما اين برداشت را لزوماً نمى توان درست دانست. يعنى، با محاسبات گوناگون مى توان دريافت كه گاه ممكن است مقدار توليد زياد شود، اما بهره ورى كار كاهش يابد يا اين كه به موازات افزايش توليد، بهره ورى كار هم بالا رود. منظور اين است كه توليد بيشتر لزوماً به معناى بهره ورى بيشتر نيست.
بهره ورى و تفاوت واژه ها
بسيار ديده شده است كه از واژه هاى بهره ورى، كارايى و اثربخشى يك معنا برداشت مى شود، حال آن كه اين واژه ها با هم تفاوت دارند. «كارايى عبارت است از: نسبت ميان بازده واقعى به بازده استاندارد موردنظر. مثلاً اگر بازده يك كارگر ۱۲۰ قطعه در ساعت باشد، در حالى كه نرخ استاندارد بازده هر كارگر ۱۸۰ قطعه در ساعت است، مى توان گفت كه كارايى اين كارگر ۱۲۰ بر ۱۸۰ يا ۶۶‎/۶۷ درصد است». «اثربخشى عبارت است از: درجه تحقق هدف ها. به عبارت ديگر، درجه مطلوبيت يا كيفيت تحقق مجموعه اى از نتايج نشان دهنده اثربخشى است».
كارشناسان مى گويند: لزومى ندارد كه كارايى و اثربخشى همواره با هم وجود داشته باشند؛ زيرا، كارايى به معناى رسيدن به يك سطح معين يا حدى از نتايج قابل قبول است كه ضرورتاً خواستنى و مطلوب نيست. به عنوان مثال مى توان گفت: حمل يك بسته به مقصد با پاى پياده، به جاى استفاده از يك وسيله نقليه گرانقيمت، ممكن است يك عمل كارا به نظر آيد، اما اگر آن بسته خيلى دير به مقصد برسد و كسى كه منتظر دريافت آن بوده است، محل را ترك كند و برود، اين كار اثربخش نخواهد بود. بهره ورى را همچنين تركيبى از كارايى و اثربخشى دانسته اند؛ با اين باور كه اثربخشى با عملكرد ارتباط دارد و كارايى با استفاده مفيد از منابع.
مثلاً، بهره ورى حمل ونقل عمومى نه تنها به شمار كسانى كه از آن استفاده مى كنند، بستگى دارد، بلكه اين نكته هم مطرح است كه آيا مردم در سفرهاى روزانه خود از ايمنى، راحتى، دسترسى آسان، سرعت، كوتاهى زمان و قابليت اعتماد برخوردار هستند يا نه؟
براى شناخت بهتر «بهره ورى» به چند ويژگى بارز آن بايد توجه كرد. كارشناسان ويژگى هاى موردبحث را اين گونه شرح داده اند:
- ماهيت بهره ورى به معناى هوشمندانه كار كردن است، نه سخت تر كار كردن.
- بهره ورى تنها مختص نيروى انسانى نيست، بلكه همچنين به معناى استفاده مفيد و مؤثر از همه منابع، از جمله سرمايه، زمين، مواد، انرژى، زمان، اطلاعات و نيروى انسانى است.
- بهره ورى تنها بر كميت بازده تأكيد ندارد، بلكه كيفيت آن را نيز دربرمى گيرد.
- ميان بهره ورى و سودآورى تفاوتى آشكار هست؛ يعنى، سود ممكن است با افزايش قيمت به دست آيد، حال آن كه بهره ورى پايين آمده باشد. از سوى ديگر، بهره ورى بالا هميشه با سودبرى همراه نيست؛ زيرا ممكن است كالاهايى كه به طور كارا توليد شده اند، موردنياز نبوده و مشترى نداشته باشند.
- كاهش هزينه هميشه نمى تواند سبب بالا رفتن بهره ورى شود؛ بويژه برخى هزينه ها، از جمله هزينه هاى آموزش و پرورش كه بهره ورى را در بلندمدت افزايش مى دهند، ممكن است در كوتاه مدت اثرى نداشته باشند. از اين رو، هزينه ها را بايد با توجه به درجه اهميت هر يك از عوامل مؤثر در بهره ورى، كاهش داد.
- بهره ورى در هر نوع نظام يا سازمانى، چه خدماتى، چه توليدى و چه اطلاعاتى، كاربرد دارد.
- مفهوم بهره ورى با «كيفيت» پيوند روزافزون يافته است. از عوامل مؤثر در كيفيت نيز نيروى كار، مديريت آن و شرايط كار است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |