چهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۲۸ ربيع الثانى ۱۴۲۸
Wed, May 16, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
ويژه ۱(جامعه)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
محيط زيست
ماجرا
رودررو
نگاهى به جايگاه حرفه مامايى در سيستم پزشكى كشور
مامايى؛ زندگى بخش و فراموش شده
290742.jpg
مهرى حقانى
استاندارد جهانى ماما، هر ۳۰ تا ۵۰ ماما به ازاى ۱۰۰۰ تولد است. در كشور ما تقريباً براى هر ۱۰۰ تولد يك ماما وجود دارد. در حقيقت ترغيب مادران جوان به رستم زايى و جذبه سودانگارانه آن موجب شده مامايى كه وظيفه و جايگاه اصلى را در تولد نوزادان دارد به فراموشى سپرده شود. در حالى كه جامعه پزشكى به شدت به فارغ التحصيلان انبوه اين رشته نيازمند است. حرفه اى كه در كشورهاى پيشرفته يكى از بازوهاى اصلى و غير جايگزين بخش زنان و زايمان به شمار مى رود و گستره آن تمامى نيازها، مراقبت ها و كفه آگاهى رسانى خانواده ها و دختران جوان را دربرمى گيرد.

«كانون مامايى» ايران در سال ۱۳۲۳ آغاز به كار كرد. اما خيلى پيشتر از آن در سال ۱۲۹۸ «مدرسه قابلگى» با ۱۰ نفر شاگرد در تهران تأسيس شده بود. اين روند همچنان ادامه داشته تا آنجا كه هم اكنون رشته مامايى در دو گروه آموزشى «باردارى و زايمان ژينكولوژى» و «بهداشت مادر و كودك» شامل صدها دانشجوى كارشناسى و كارشناسى ارشد مامايى مى شود.
برخلاف تصور عموم كه مامايى و پزشكى زنان را قابل جايگزين مى دانند، مامايى تخصص بدون جايگزين و شرط لازم در پروسه تولد نوزاد است. در حالى كه تخصص زنان و زايمان كه اين روزها به راحتى توانسته است سرپوشى بر نياز جامعه به وجود ماما باشد در رده تخصصى تشخيص، مداوا و بيمارى هاى مربوطه كارايى خاص خود را دارد. بدين ترتيب در كشورهاى پيشرفته به ازاى تولد هر نوزاد، ۳۰ ماما مشغول به فعاليت هستند و همين مسأله موجب ارتقاى كيفى كار اين حرفه نيز خواهد شد.
بدين ترتيب از ۴۰ هزار ماماى كاردان و كارشناس كشور، حدود ۱۰ هزار نفر در بخش دولتى و ۴ هزار نفر در بخش خصوصى شاغل هستند و بقيه فارغ التحصيلان يا بيكارند يا در مشاغلى غير از تخصص اصلى خود مشغول اند.
ناهيد خداكرمى دبير انجمن علمى مامايى ايران درباره وضع كلى مامايى در كشور مى گويد: «سالانه بيش از يك ميليون نوزاد در كشور متولد مى شوند اما تنها ۱۰ هزار ماما در سيستم دولتى و ميان ۴ تا ۵ هزار نفر نيز در بخش خصوصى فعاليت مى كنند. در حالى كه با توجه به تعداد تولد نوزادان در كشور بايد حدود ۳۰ هزار نفر در مراكز زايشگاهى و بهداشتى وجود داشته باشند كه با استاندارد نيروهاى مامايى در مراكز بهداشتى و درمانى كشور فاصله وجوددارد. از سويى تعداد فارغ التحصيلان رشته مامايى در كشور نشان مى دهد در اين رشته نبايد كمبود نيروى انسانى وجود داشته باشد. امامشكل در جذب اين نيروها در سيستم بهداشتى و درمانى است. اما از سوى ديگر كاهش سهميه استخدام ماما در دانشگاه هاى علوم پزشكى و مراكز درمانى به مشخص نبودن برنامه سازمان مديريت و برنامه ريزى درباره جايگزين كردن نيروهاى بازنشسته و تعريف سقف استخدامى ماما نيز برمى گردد.»
* ما در جاى خودمان نيستيم
اهميت حرفه مامايى و نگاه وزارت بهداشت به آن جزو ضرورت ها و نيازهاى جامعه مامايى كشور به حساب مى آيد. بسيارى از مشكلات اين بخش نيز مانند رده هاى ديگر حرفه اى و تخصصى به نامتناسب بودن تعداد فارغ التحصيلان و جذب آنها در بازار كار برمى گردد. چنان كه به عنوان نمونه سازمان مديريت و برنامه ريزى هيچ رديف جديد استخدامى براى ماماها در نظر نگرفته است.
با اين حال دبير انجمن علمى مامايى، گستره كار مامايى را بسيار كاراتر از موارد مشخص آن مى داند. «ميزان فارغ التحصيلان در حرفه پرستارى متناسب با نياز كشور است. در حالى كه بيش از نيمى از جمعيت كشور را زنان تشكيل مى دهند و اكثريت آنها در سنين بارورى هستند. تعريف جديد از ماما در دنيا، غير از خدمات دوران باردارى و زايمان، دختران در سنين بلوغ، زنان در سنين يائسگى و مسائل بهداشتى و حتى كودكان زير ۵ سال را دربرمى گيرد. حتى براساس مقررات كشور ما و مقررات بين المللى، ماما مى تواند بدون نياز به نظارت، به طور مستقل خدمات خود را ارائه كند.»
هنگامى كه بحث مشكلات جامعه مامايى ايران پيش مى آيد، عناوينى چون هجوم گسترده به مطب پزشكان متخصص زنان، نبود تجربه كافى و اطلاعات جامع فارغ التحصيلان رشته مامايى، عدم تناسب پذيرش دانشجوى مامايى و رديف هاى استخدامى در نهايت به معضل بيكارى در جامعه مامايى ايران منجر مى شود.
هدا ميرغياثى رئيس بخش زايمان يكى از بيمارستان هاى تهران در مورد تجربه كارى خود مى گويد: «بزرگترين مشكل دانشجويان مامايى، بازار كار نامناسب است. وقتى هم كه وارد بازار كار مى شوند، با موانع عمده اى روبرو هستند. كار اصلى ماما، انجام زايمان طبيعى است اما اين امكان هم اكنون از جامعه مامايى ايران گرفته شده است. پزشكان در اغلب بيمارستان ها مقيم هستند و ماما جايگاه مهمى ندارد، اين در حالى است كه اگر ماما در جايگاه اصلى خود قرار گرفته باشد آمار سزارين پائين مى آيد. قبلاً مراقبت و انجام امور زايمان به وسيله ماماها انجام مى شد و اگر مسأله اى غيرطبيعى بود به پزشكان مراجعه مى شد. اما هم اكنون پزشكان به شدت گرايش به اين بخش دارند و در حالى كه ما در بيمارستان ها به ماما نياز داريم، زمينه اى براى جذب نيروهاى جديد نداريم كه تا بخش زيادى به معاونت درمان مربوط مى شود. از سويى بيمه ها به طور شخصى انجام مى شود. شايد پرداخت حقوق ماماها، دستور استخدام دولتى را هم تحت الشعاع قرار داده. از سوى ديگر مامايى جزو مشاغل سخت به حساب نمى آيد. هر ماما با ۳۰ سال سابقه مى تواند با ۲۵ روز حقوق بازنشسته شود. در نهايت بزرگترين مشكل اين است كه كار ما از ما گرفته شده است.»
* بازار غيرطبيعى
ميزان سزارين در كشور از ۲۰ سال گذشته، از ۱۰ درصد استاندارد جهانى به ۶۰ درصد افزايش يافته است. ادامه اين روند و استفاده نكردن از ماماها و عدم آموزش صحيح به مردم، اين روند را مى تواند تا صددرصد نيز برساند. ۳۵ درصد زايمان ها به صورت سزارين است كه ۹۰ درصد آنها در شهرها و در بيمارستان هاى خصوصى انجام مى شود. اما آمارهاى واقعى تر به بيش از ۵۰ درصد زايمان با روش سزارين اشاره دارد و حتى همين مسأله زمينه برخى عفونت هاى پس از زايمان را به وجود مى آورد. هدا ميرغياثى معتقد است: «عدم بهره گيرى مناسب از ماماها در كشور و مراجعه زنان باردار به پزشكان متخصص زنان و زايمان يكى از عوامل مهم افزايش سزارين در كشور است. چون به علت زمان دار بودن زايمان طبيعى، پزشكان متخصص زنان باردار را به سمت سزارين سوق مى دهند.»
از سويى اگرچه انتخاب نوع زايمان، حق طبيعى اشخاص است. اما زايمان به طريق سزارين در كشور ما از يك حق انتخاب فراتر رفته است و به نوعى تعهد پنهان تبديل شده است. بنا به آمار سازمان بهداشت جهانى، آمار سزارين در يك جامعه بايد ۱۰ تا ۳۰ درصد زايمان هاى آن كشور باشد، اما اين رقم در ايران به ۶۰ درصد رسيده است. اين آمار در انگلستان ۲۱ درصد است. چنانكه يكى از استادان دانشگاه آكسفورد در يك برنامه پزشكى در ايران مى گويد: اين آمار بسيار شگفت انگيز است و اگر علت آن درد زايمان طبيعى است، پس متخصصان بيهوشى بايد در تكنيك هاى خود براى بى حسى بازنگرى كنند. با اين حال كمبود امكانات در زايمان طبيعى، به روز نشدن روش هاى زايمان طبيعى، بى توجهى به زايمان طبيعى بدون درد و... زمينه خوبى براى تشويق مادران باردار از سوى پزشكان به سوى سزارين است. اين در حالى است كه دلايل اقتصادى ترجيح پزشكان در اين انتخاب است. يك متخصص زنان و زايمان در اين باره، پائين بودن تعرفه پزشكى زايمان طبيعى و نبود پشتوانه قانونى براى حمايت از متخصصان زنان را از دلايل بالاى سزارين مى داند. از سويى در روش طبيعى، به ۱۲ ساعت وقت از زمان بسترى تا زمان تولد نياز است. در حالى كه در سزارين تنها به يك ساعت زمان نياز دارد. در نهايت وقتى ۶۰ تا ۷۰ درصد زايمان ها به روش سزارين انجام مى شود و تنها تقاضاى زايمان طبيعى به مناطق محروم منحصر مى شود، ماماها بيكار مى شوند. اين در حالى است كه اگر براى هر هزار نوزاد به ۳۰ تا ۵۰ ماما نيازمنديم ديگر نبايد مشكل بيكارى ماماها وجود داشته باشد. اما تنها ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر از ماماها جذب سيستم بهداشت و درمان كشور شده اند.
به گفته دبير انجمن مامايى ايران: «در خطر افتادن استقلال حرفه مامايى از مهمترين مشكلات جامعه مامايى در ايران است. بنا به تعريف سازمان بهداشت جهانى، رشته مامايى كاملاً مستقل تعريف شده و مى تواند بدون نياز به سرپرست وظايف خود را انجام دهد. از سويى تمام مراقبت هاى عادى دوران باردارى، مشاوره هاى دوران بلوغ، تشخيص و درمان بيمارى هاى شايع دستگاه تناسلى و مشكلات دوران پيرى در حيطه وظايف ماماها قرار دارد. سازمان مديريت و برنامه ريزى بايد به اين مهم توجه كند كه بزرگ شدن دولت در بعد سلامت، به نفع جامعه و نوعى صرفه جويى است كه به بهبود كيفى رسيدگى به زنان و نوزادان نيز منجر مى شود. چنان كه طرح پزشك خانواده به اشتغال حدود ۴ هزار ماما در اين تيم ها منجر شد.» از سوى ديگر امسال تعرفه حرفه مامايى در بخش خصوصى براى ماماى كارشناسى ۲۶۰۰ تومان و ماماى كارشناسى ارشد ۲۹۰۰ تومان و ماماى دكترا برابر با ويزيت پزشكان عمومى معين شده است. اما نرخ تعرفه با ميزان واقعى آن متفاوت است. در بخش خصوصى در حق ماماها اجحاف زيادى وجود دارد، آنها با حقوق كمتر، كار بيشترى مى كنند. در حالى كه بايد به ازاى هر هزار تولد زنده ۳۰ تا ۵۰ ماما در سيستم سلامت كشور وجود داشته باشد در حالى كه در سيستم سلامت ما اين رقم تنها ۱۰ تا ۱۲ ماما است.
* مشاغل سخت
مريم زنده رود كارشناس مامايى به تازگى در حال گذراندن مدت طرح خود در يك بيمارستان دولتى است. او در نهايت به اين باور رسيده كه ماماها در جايى كه بايد باشند نيستند. در محيط بيمارستان ها مشكلات زيادى وجود دارد.
ناهيد خداكرمى معتقد است: «به اين دليل اين حرفه جزو مشاغل سخت به حساب نمى آيد كه تصميم گيرندگان چه در زمينه ستادى و چه آموزش و چه خدمات در بخش بهداشت و درمان اين حرفه را به خوبى نمى شناسند و بايد براى تصميم گيرى در مورد سلامت زنان با خود صاحبان اين حرفه مشورت شود. در حال حاضر يك كارشناس پرستارى و يك كارشناس مامايى حقوق و مزاياى برابر ندارند. ماماها كفه مشورتى خانواده ها در مورد ازدواج و حاملگى نيز به شمار مى روند و مى توانند به ارتقاى سطح سلامت زنان و خانواده ها كمك كنند. روز ماماها گذشت، اما روز ماما حتى به عنوان يك روز در سال هم براى اين حرفه اصيل و تخصصى جامعه هديه اى به همراه ندارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |