|
مبارزه اى كه از جشن ۹ مه آغاز شد
روس هاى جهان متحدشويد
|
|
|
مهين صمدى ۹ مه در بيشتر جماهير شوروى سابق به عنوان روز پيروزى بر فاشيسم با مراسم هايى گرامى داشته مى شود. در جريان رژه نظامى ميدان سرخ مسكو ۷ هزار سرباز و افسر نيروهاى روسيه شركت داشتند . پيروزى در اين جنگ خانمان سوز در ازاى از دست رفتن جان ۲۵ ميليون تن ازمردم شوروى سابق به دست آمده است . رئيس جمهورى روسيه ولاديمير پوتين در اين مراسم گفت : «امروز روز وحدت مردم اتحاد جماهير شوروى سابق است .» «روز پيروزى نه تنها مردم روسيه ، بلكه همسايه هاى ما در كشور هاى مشترك المنافع را به هم نزديك و متحد مى كند . ما به آن نسل كه بار جنگ را بر دوش گرفتند ، سپاس فراوان مى گوييم و امروز آنهايى كه اين تجربه گرانبها را ناديده مى گيرند ... آنهايى كه به مجسمه هاى قهرمانان جنگ بى حرمتى مى كنند ، مى گوييم كه آنها با اين كار ملت خود را تحقير مى كنند .آنها در ميان كشورها و ملت ها تخم عداوت مى كارند .» در كى يف كه رئيس جمهورى اوكراين «ويكتور يوشچنكو» رژه نظامى را نظارت مى كرد، گفت : «هر فردى كه براى اوكراين جنگيده است ، سزاوار تحسين و احترام است و از هر شخصى كه در سال هاى دهه ۴۰ ۳۰، ۲۰،و همچنين ۵۰ براى استقلال اوكراين مبارزه كرده است ، قدردانى خواهد شد.» روز پيروزى بر فاشيسم در كشورهاى آسياى مركزى و از جمله تاجيكستان هم تجليل شد ، در حالى كه امام على رحمان به واسطه سفر به ايران در آن مراسم حضور نداشت اما در استونى ، به مانند ديگر كشور هاى اروپايى پايان جنگ جهانى و روز يادبود قربانيان اين جنگ را در روز ۸ مه جشن گرفتند. اما جشن امسال بذريك تشنج واختلاف بزرگ را در روابط جمهور ى هاى شوروى سابق با مادر شهر ديروزآنها يعنى روسيه كاشت آنهم به دليل برچيدن مجسمه سرباز شوروى از شهر تالين مركز استونى . هنوز پس ازگذشت چند روز از اين ماجرا آرامش به روابط تالين ومسكو بازنگشته است، حتى خسارات وارده بر شهر تالين كه در اثر غارت و تخريب فروشگاه هاى مركزى آن رخ داده بود ،تا اين زمان رفع نشده است . اكنون مجسمه سرباز شوروى در قبرستان نظامى شهر تالين جاى گرفته است . درشرايطى كه رهبران حكومت و نمايندگان سفارت هاى خارجى مستقر در استونى در نزد مجسمه سرباز گل گذاشتند ولى سفير روسيه از شركت در اين مراسم خوددارى كرد . به اين ترتيب است كه روسيه و صداى روس بارديگر درصحنه بالتيك طنين انداخته است . از نظر جمعيتى روس ها يك اهرم نيرومند درهمه جمهورى هاى شوروى سابق هستند در سال ۱۹۳۹ شمار مردم روس زبان در استونى ۱۰درصد جمعيت اين كشور بود و در سال ۱۹۸۹ اين رقم به ۳۵ درصد رسيد و اكنون ۳۰درصد مردم استونى خود را روس زبان مى دانند . اختلاف استونى و روسيه در تجليل از روز پايان جنگ، يك بهانه يا جرقه بود كه اختلافات بزرگ تر ميان روسيه و استونى وكشورهايى ماننداستونى را آشكار مى كند . درك اين مسأله چندان دشوار نيست به عقيده يك استاد تاريخ استونى، كافى است كه به ۲دهه گذشته نگاه شود كه، استونى مانند ديگر كشورهاى كنار درياى بالتيك و اروپا، پايان جنگ جهانى دوم را درآرامش وبدون هرگونه تنش با روسيه برگزار مى كرد . مسأله اين جا است كه براى مردم استونى ،سالگرد اين جنگ يك مسأله عادى است. جنگ دوم جهانى سال ۱۹۳۹ شروع شده و در سال ۱۹۴۵ خاتمه يافته است. اما براى روس ها اين جنگ بزرگ وطنى است كه با حمله هيتلر به روسيه شوروى شروع شده است. روسيه نه فقط استونى كه همه اروپا را مديون نقش خود درجنگ جهانى مى داند ودرواقع سخن امروز ناسيوناليست هاى روس به استونى و همه جمهورى هاى اطراف اين است كه اين سربازان فداكار روس بودند كه آنها را ازچنگ غول فاشيسم نجات دادند پس بايد شأن تاريخى اين برادر بزرگتر به رسميت شناخته شود واستقرار پايگاه هاى روسيه دراين كشورها پس از جنگ دوم جهانى كمترين پاداش كرملين دراين راستا بود. بنابراين خشم امروز روس ها از رقيبان ريز ودرشت اروپايى شأن قابل درك است. وقتى از زبان استونى ها مى شنوند كه فاجعه اين بود كه سال ۱۹۳۹ ارتش شوروى در استونى پايگاه خود را ايجاد كرد و در سال ۱۹۴۰ كشور هاى نزديك بالتيك در تصرف اتحاد جماهير شوروى قرار گرفتند . روس ها نيم قرن ادعا مى كردند كه جمهورى هاى نزديك بالتيك با درخواست و خواهش خود به اتحاد جماهير شوروى پيوستند. در روسيه امروزه هم افراد زيادى پشتيبان اين عقيده هستند . اما اين باور زمانى فروريخت كه حدود۳هفته پيش درتالين مجسمه سرباز ارتش سرخ به زيركشيده شد. حادثه اى كه موجب بروز موج خشونت در كوچه ها و خيابان هاى تالين شد . به اين ترتيب اكنون هم زمان با اوكراين، گرجستان وقفقاز، بالتيك وشرق اروپا نيز با پديده اى به نام رودررويى اقليت روس هاى متنفذ با حكومت هاى محلى دست به گريبان مى شوند . ديميترى كلينسكى يكى از سران جنبش«حمايت شبانه»كه محافظت مجسمه سرباز شوروى در مركز تالين را بر عهده داشت، مى گويد : در استونى روسها بى دليل مورد تبعيض قرار مى گيرند . «از نظر روانى، مسأله اين است كه در استونى بيشتر مردم خود را مهاجر نمى دانند و اين در حالى است كه به روس هابه چشم يك مهاجر مى نگرند.» كلينسكى مى گويد اگرچه او روس هم باشد در استونى به دنيا آمده است و به زبان اين كشور آزادانه حرف مى زند . وى مى گويد براى روس زبان هاى استونى ، مجسمه سرباز شوروى مركز خودشناسى بود و برخورد آنها با مجسمه، اعتماد ما را به حكومت محلى ازبين برد . كلينسكى تأكيد مى كند در استونى روس ها مورد تعقيب سياسى قرار گرفته اند. او مى افزايد: در اين كشور امكان پيدا كردن كار و تحصيل براى روس زبان ها دشوارتر است . اما مقامات استونى اين ادعا را بى اساس عنوان مى كنند و اصرار دارند كه هر داوطلب شهروندى استونى بايد امتحان زبان استونى را بدهد . اما مسأله انتقال مجسمه سرباز شوروى در روابط مسكو و تالين وماجراى جشن خونين شصت و دومين سالگرد پيروزى بر آلمان فاشيستى افقى تازه ازمنازعه را گشوده است . ازآن روزتاكنون گروه هاى جوانان طرفدار كرملين در اطراف مراكزدولتى راهپيمايى هاى بزرگى انجام مى دهند واين تشنج به موضوعى تازه دراجلاس سران اروپا تبديل شده است تاجايى كه پيمان ناتو و رهبران اتحاديه اروپا درآخرين نشست خود، گردهمايى هاى اطراف سفارت استونى در مسكو و فشار بر كارمندان اين سفارت را منع كردند . بوريس يوچكين از چهره هاى باسابقه جنگ بزرگ وطنى با ده ها مدال بر سينه كه روز پيروزى را در ميدان سرخ جشن گرفت ، معتقد است كه جابه جا كردن مجسمه سرباز شوروى روح وطنى او و دوستانش را مجروح ساخته است اين همان سخنى است كه پوتين برزبان مى راند. «البته از اين عمل خيلى ناراحت هستيم . آنها بايد از اين كار خوددارى مى كردند . جابه جا كردن مجسمه وقتى از نظر ما درست بود كه آنها اين كار را به تدريج مطرح مى كردند و سپس مجسمه را با احترام به جاى جديد مى بردند ، نه به آن شكلى كه استونى ها اين عمل را انجام دادند . اين تحقير نظاميان ما است و اين در واقع حاكى از سياست خاصى است. مقامات روسيه اكنون مقصر اين ماجراها را نه درتالين كه درسازمان ها ومحافل غرب جست وجو مى كنند . روس ها غرب را به تحريف تاريخ و بى حرمتى به ميراث شوروى در جنگ جهانى دوم متهم مى كنند چنان كه همين كهنه سرباز جنگ بزرگ وطنى گفته هاى رهبران روسيه را دنبال مى كند و با عصبانيت مى گويد : امروز در برخى كشورهاى اروپاى شرقى روسها را تجاوزگر مى خوانند. طبيعى است كه با اين نگرش روس ها به سخن وتوجيه تالين گوش ندهند. وزير مدافع استونى «اوكسوو» بارها تلاش كرد اين سخن رابه پوتين بباوراند كه مجسمه سرباز شوروى كه با لقب سرباز برنجى معروف است، بايد از مركز شهر تالين بيرون برده شود زيرا براى بسيارى از ساكنان مجسمه سرباز به سمبل نيروهاى مخالف با استقلال استونى تبديل شده است. او گفت: «براى هر كسى كه كمى از رويدادهاى نهم مه سال گذشته آگاهى دارد، ضرورت از بين بردن مجسمه واضح است . تالين پشت صحنه تصميم خود را اين گونه بيان كرد:در طول سال هاى اخير از زمانى كه پوتين رئيس جمهورى روسيه بر سر قدرت آمده است ، استقلال استونى مورد حمله قرار گرفته است تا حدى كه سال گذشته آنها در بالاى مجسمه برنجى پرچم شوروى را آويختند و پرچم ۳ رنگ استونى را زير پا انداختند . آنها اشخاصى را كه با پرچم استونى در آن جا حاضر شده بودند، بيرون كردند . پليس هم براى حفظ نظم و ثبات به پرچم هاى سرخ شوروى دست نزد ، همان لحظه معلوم شد كه كاسه صبر مردم استونى لبريز شده است .اما پاسخ پرسش هاى مربوط به ريشه تنش اخيرمسكو با اروپايى ها دراين بخش سخنان مقام تالين است كه مى گويد: وقتى ارتش شوروى كشور را ترك كرد، احساس تشنج فرو نشانده شد . آن زمان روحيه همكارى حاكم بود . سپس مسأله ورود كشورمان استونى به ناتو و اتحاديه اروپا اهميت پيدا كرد و ما به آينده توجه مى كرديم. نزاع زمانى اوج گرفت كه ما فهميديم كه مجسمه سرباز شوروى بخشى از جنگ بر ضد جمهورى استونى است.»
|