|
|
|
گفت وگو با محمدرضا سنگرى
سير تحول در شعر دفاع مقدس
بخش دوم وپايانى
|
|
|
ساير محمدى نام دكتر سنگرى با ادبيات دينى بويژه ادبيات عاشورايى گره خورده است. دامنه دانسته ها و مطالعات وى به حدى گسترده است كه همه انواع ادبيات دينى از شعر حماسى گرفته تا توصيف شهيد و شهادت، مرثيه، مديحه و... را دربرمى گيرد. شعر دفاع مقدس كه با هويت مستقل از ادبيات دينى، زيرمجموعه آن محسوب مى شود نيز در زمره تخصص هاى اين استاد مسلم ادبيات است.درباره شعر دفاع مقدس و سرچشمه هاى آن گفت وگويى با ايشان داشتيم كه بخش نخست آن در شماره گذشته درج شد و اينك بخش دوم و پايانى آن را مى خوانيد:
ديوان فدايى مازندرانى در ثبت واقعه عاشورا، يك اثر موفق ارزيابى مى شود. شما اين اثر را چگونه مى بينيد؟ ديوان فدايى مازندرانى يكى از بهترين مجموعه هاى عاشورايى و سرشار از شعرهاى تصويرى است. اين شعرها، شعرهاى سوگ است و تا حدى بعد حماسى كربلا را منعكس مى كند. او در واقع شاعرى كم نظير است كه متأسفانه جايگاه و ارج وى در ادبيات عاشورايى و آئينى شناخته نشده و آثارش كمتر موردتوجه قرار گرفته است. فدايى مازندرانى ازجمله شاعران عصر قاجار است كه ديوان او را آقاى اكبرى شلدره اى جمع آورى، تصحيح و منتشر كرده است. شما قبلاً كتابى با نام «پيوند دو فرهنگ؛ عاشورا و دفاع مقدس» منتشر كرده ايد. اين پيوند از چه منظرى مورد توجه شما قرار گرفته است؟ يكى از حادثه هايى كه تبلور و آيينه كربلاست و در مجموعه تاريخ پس از كربلا، يعنى از تاريخ سال ۶۱ هجرى تا روزگار ما فقط يك نسخه آن را مى توان يافت، حادثه هشت سال دفاع مقدس است. هشت سال دفاع مقدس شكل گرفته، تبلور يافته و زاده شده از متن كربلاست. به قول يكى از دوستان شاعر «در خون زلال كربلا ريشه ماست». اين پيوند و اتصال كربلا هشت سال دفاع مقدس، صحنه هايى مشابه صحنه كربلا پديد آورد، يعنى همان ايمان، انگيزه، شكل حركت، ايثار و حماسه سازى كربلا را ما در هشت سال دفاع مقدس شاهد بوديم. اين موضوع زمينه اى شد براى من كه ارتباط اين دو واقعه را به لحاظ مشابهت، تحليل و بررسى كنم؛ چه در زمينه انگيزه ها و چه در زمينه نمادها و نمودها. يعنى مى خواستم ببينم كه در واقعه كربلا چه رخ داده و آن را در دوران دفاع مقدس چگونه در جبهه هاى جنگ شبيه سازى كرده ايم. مثلاً آن دل بريدن از همه تعلقات دنيوى كه ياران امام(ع) داشتند، در دوران دفاع مقدس به شكلى تكرار شد. پيشانى بندها، آن شعارها، همه چيزهايى كه در جبهه هاى جنگ هشت ساله شاهد بوديم، سابقه در كربلا و واقعه عاشورا دارد. اين كه جوانان ما به حضرت على اكبر(ع) و حضرت قاسم(ع) اقتدا مى كردند و پيران جبهه ها را حبيب مى ناميديم و آن هايى را كه توانسته بودند، تحول عظيم و شگرف درونى در خود ايجاد كنند، به حر تشبيه مى كرديم، همه اين مباحث و مسائل را من بررسى تطبيقى كرده ام. البته اين مسائل را در همه ساحت ها ديده ام، يعنى هم در ساحت شعر، هم در ساحت نامه ها و وصيتنامه ها، حتى مزار نوشته ها را بررسى كرده و شعارها را موردتوجه قرار داده ام تا اين گره خوردگى دو فرهنگ را در دو مقطع از تاريخ نشان بدهم. اخيراً مجموعه سه جلدى «نقد و بررسى ادبيات منظوم دفاع مقدس» تجديد چاپ شده است، شما در اين مجموعه چه كرده ايد؟ اين مجموعه سه جلدى هم تاريخچه ادبيات منظوم دفاع مقدس است. در آن جا مفهوم دفاع مقدس را روشن كرده ام و نيز از ادبيات عصر پيامبر كه از حقيقت و از پيامبر دفاع مى كرد، سخن گفته ام، مطالعه، تحليل و نقد ادبيات منظوم دفاع مقدس براساس دلايلى چند لازم و ضرورى بود.اول اين كه شعر دفاع مقدس پاره اى از پيكره ادبى جامعه ماست و همچنان كه گذشته ادب فارسى، هركدام تحليل و بررسى جداگانه و دقيق مى خواهد. ادبيات اين مقطع از تاريخ نيز نيازمند شناختن و شناساندن دقيق و عميق است. فضاى انديشه، زبان، تخيل، شكل و عواطفى كه در اين دوره با حال و هوايى خاص در شعر موج مى زند متأثر از جامعه اى است كه در يك دگرديسى فرهنگى و بازگشت به فرهنگ اعتقادى ريشه دار خويش به آفرينش شعرى ديگرگونه دست زده است. اين تأثير تنها در درونمايه و انديشه شعر خلاصه نمى شود كه فرم و قالب و ساختار را هم دربرمى گيرد.شناخت درست اين دوره ما را با شباهت ها، پيوندها و نيز تفاوت ادبيات اين دوره با دوره گذشته بيش از پيش آشنا خواهدكرد. دوم اين كه تحليل و تبيين شعر هشت سال دفاع مقدس كه البته طيف و گستره اى فراتر از زمان خود را در مدت هشت سال دربرمى گيرد، تنها از منظر ادبى ارزشمند نيست. نتيجه اين پژوهش و تحقيق براى جامعه شناسان، هنرمندان، روانشناسان، مورخان و ديگر رشته هاى علوم انسانى هم كاربرد و اهميت دارد، زيرا مصالح تحقيقات و مطالعات آينده خود را مى توانند براساس يافته هاى اين تحقيق پى ريزى كنند و مواد پژوهش هاى خود را از دل اين تحقيق بيابند.سوم اين كه فاصله گرفتن از يك حادثه و رويداد، زمينه فراموشى و يا گم شدن عناصر آن حادثه را فراهم مى كند. تحقيقاتى از اين دست را به فردا افكندن، آفت زا و زيان آور است. امروز ما با فاصله اى اندك از آن دوران دفاع مقدس ايستاده ايم و بهتر مى توانيم تصويرها را درنظر آوريم و جريان احساس و انديشه در شعر را تفسير كنيم. رها كردن سندهاى عينى و تكيه بر سندهاى ذهنى فردا، جز ساده انديشى يا غرض ورزى چه مى تواند باشد؟ جز اين كه واقعيت هاى هر دوره و آشنايى با زبان، احساس و حتى دايره واژگان آن مقطع مى تواند بزرگ ترين پشتوانه تحليل و مطالعه دقيق به شمار آيد. چهارم اين كه ادبيات دفاع مقدس بويژه هشت سال مقاومت و حماسه در مجموعه تاريخ ادب ايران از آن جهت كه مبتنى بر فرهنگ ستم ستيز اسلام و تشيع است، بى نظير و منحصر به فرد است. درست است كه در طول بيش از هزارسال، ادبيات مدون ما، حادثه ها و جنگ ها و فراز و نشيب هاى بسيار ديده است، اما در هيچ دوره اى مقاومت و ايستادگى يك جامعه با درونمايه عميق اعتقادى برخاسته از فرهنگ اسلامى بويژه عناصر حركت آخرين شيعى، همرنگ و همسنگ ادبيات اين دوره پيدا نمى شود. به همين دليل از چشم اندازهاى گوناگون بايسته و شايسته بررسى و مطالعه است. دليل پنجم، اين است كه هويت دفاع مقدس، دفاع از ارزش هاى اسلامى و پاسدارى از حريم انقلابى است كه ريشه در تفكر زلال قرآنى و شيعى دارد. پس ثبت و ضبط آثار دفاع مقدس نوعى حفاظت و انتقال ارزش هاى الهى است و به همين دليل گذشته از ارزش ملى، داراى ارزش هاى اعتقادى است. شما گويا در اين كتاب ردپاى شعر پايدارى را از دوران پيامبر(ص) تا عصر حاضر دنبال كرده ايد؟ نگاهى به تاريخ جنگ هاى آن دوره و سروده ها و رجزهاى ميدان نبرد كه در كتاب هاى تاريخى بويژه در «كامل ابن اثير» ضبط و ثبت شده و در معلقات سبعه نيز مى توان ردپاى آن را ديد، زندگى بدوى، خشن و بيابانى با رگه هايى از عواطف ساده و گاه سوسويى از خردورزى هاى بسيط و بى پيرايه مى توان پيداكرد. ابتداى اين ادبيات را در شروع بعثت و رويارويى با پيامبر (ص) و هجويه سرودن كه از اركان شعر جاهليت به معناى عام و خاص آن است مى يابيم. نمونه آن هجويات ابولهب و همسر اوست كه قرآن در آيه اى به هجو و استهزاى آن ها پاسخ داده است. در قلمرو تاريخ اسلام، از سپيده دم ظهور و بعثت پيامبر(ص) در مقابل مفاخره ها و خودستايى هاى پوك جاهليت كه گاه شبيخون ها، قتل ها، دزدى ها و سياهى هاى دهشتناك خود را ستايش مى كردند، زبانى خاص و با شكوه با ادبيات فاخر متولدشد كه ادبيات دوره پيشين در مقابل آن با همه قدرت و توان بى رنگ و بى فروغ شد. شايد نخستين سروده هايى كه در ستايش و دفاع از ساحت پيامبر(ص) و مسلمانان شكنجه شده سروده شد، قصايد ابوطالب باشد. يعنى زمانى كه ابوطالب ديد كار به سختى كشيده و هر قبيله اى از قريش افراد مسلمان شده خود را شكنجه مى دهند و آن ها را از دين بازمى دارند. در ميان بنى هاشم و بنى مطلب بن عبدمناف به پا خاست و آن ها را به حمايت از رسول خدا(ص) و نگهدارى وى دعوت كرد. بنابراين همگى به جز ابولهب به ايشان پيوستند و دعوتش را براى حمايت از رسول خدا(ص) پذيرفتند. ابوطالب كه از نتيجه اين كار شادمان بود، قصيده اى درمدح آن ها و فضل رسول خدا (ص) گفت. در اين سروده ها افتخار و عظمت از آن عبدمناف، بنى هاشم و پيامبر اكرم (ص) دانسته شده است.سروده هاى ابوطالب و دفاع مقدس او از اسلام و پيامبر (ص)، بخشى از خطرهاى جدى را از ساحت وجود مقدس پيامبر (ص) دور مى ساخت. در تمام غزوات پيامبر همواره شاعرانى بودند كه در توصيف صحنه رزم، كشته شدن دشمنان، هجودشمن و توصيف مبارزات مجاهدان مسلمان سخن مى گفتند. سوگ سروده هايى نيز در همان صحنه نبرد بر بالاى پيكر خون آلود شهيدان سروده شده است كه برخى از آن ها را در سيره ابن هشام و سيرة النبى مى توان ديد. در ادامه اين نقد و بررسى به كجا رسيده ايد؟ من از ادبيات عصر پيامبر شروع كردم تا ادبياتى كه از ائمه دفاع مى كرد، از اهل بيت دفاع مى كرد، ادبيات بازداشتگاهى و زندان سروده ها همه را مورد بررسى قرار دادم تا رسيدم به ادبيات عاشورا و كربلا و در نهايت رسيدم به ادبيات منظوم دوران دفاع مقدس. من در اين تحقيق چندكار را با هم انجام دادم. يكى اين كه تا زمانى كه اين كتاب را مى نوشتم، همه مجموعه هايى را كه سروده هاى دوران دفاع مقدس درآن ها چاپ شده بود مشخص كردم. يعنى تصويرى جامع به دست دادم از مجموعه سروده هايى كه در اين زمينه وجودداشت. كار بعدى من تحليل قالب هاى شعر دفاع مقدس بود.البته گوشه چشمى هم به نقد اين شعرها داشتم و ضعف و قوت اين شعرها را مورد ارزيابى قرار دادم و سير تحول و تطور آنها را بررسى كردم. طبيعى است كه امروز لازم است آنچه در شعر دفاع مقدس از سال ۸۰ به اين سو اتفاق افتاده در كتاب جداگانه اى تحليل شود. يعنى سروده هاى دفاع مقدس را پس از ۸ سال دوران دفاع مقدس بايد تحليل و بررسى كنيم. شما جريان شعر پايدارى را در طول تاريخ از جمله در جريان نهضت شعوبيه هم بررسى كرده ايد. نتيجه اين بررسى چه بود؟ نهضت شعوبيه يكى از جريان هاى قيام عليه بيداد و تبعيض و رفتارهاى ناروايى بود كه در ايران عليه ايرانيان اعمال مى شد. ماجرا از اين قرار بود كه ايرانيان دريافتند، آل على و اهل بيت نگاهشان به انسان نگاهى است ملهم از نگاه پيامبر(ص) و روش ايشان كه هيچ كس بر كس ديگر برترى ندارد. هيچ قومى بر قوم ديگر ارجح نيست. سفيد بر سياه يا عرب بر عجم. ملاك تعيين ارزش ها و فضيلت ها، علم است و تقوا و مجاهدت. همان عناصرى كه در قرآن كريم بر آنها تأكيد كرده است. اما بنى اميه در آن زمان با همان نگاه تبعيض آميز، همان نظام طبقاتى و قبيله اى را بر جامعه حاكم كردند. ايرانيان را موالى ناميدند و اعلام كردند ايرانى نمى تواند با دختر عرب ازدواج كند. وقتى عرب در سر راه او قرار مى گيرد، ايرانى بايد از اسب پياده شود. در جنگ ها ايرانيان را پيش مى انداختند و آنها را سپر بلا مى كردند. اين تبعيض ها سبب شد نارضايتى گسترده اى شكل بگيرد و از دل آن جريانى پديد آيد كه به نهضت شعوبيه در تاريخ شناخته مى شود. من اين جريان را يكى از جريان هاى پايدارى در ادبيات ايران مى دانم. در ميان شعوبيه شاعرانى بودند كه با دفاع از اهل بيت(ع) در مقابل بنى اميه و بنى عباس و با وفادارى نسبت به اسلام سروده هايى ارجمند و مقدس را رقم زدند كه آنها را مى توان در زمره جغرافياى پهناور «ادبيات دفاع مقدس» به شمار آورد. تحولى كه شعر دفاع مقدس در دو دهه از سر گذراند، در بررسى هاى شما چگونه ارزيابى و تبيين مى شود؟ آيا مى توان دهه اول را از آن شعرهاى تهييجى و شعارى و دهه دوم را متعلق به شعر انديشه دانست؟ شعر دفاع مقدس و تحول آن را از دو منظر مى توان ديد. يكى از منظر محتوا و درونمايه و ديگر از منظر فرم و شكل گيرى هاى تكنيكى. از نظر درونمايه به طور طبيعى وقتى انقلاب اتفاق مى افتد يا رويدادى مثل جنگ آغاز مى شود، ابتدا به دليل شور و هيجان و نياز به برانگيختگى و تهييج براى مبارزه و يا دفاع از ارزش ها، شعر رنگ شعار مى گيرد. يكى از اشتباه هايى كه بسيارى در تحليل هاى خود دارند، اين است كه هميشه اين نوع شعر را محكوم مى كنند و فاقد ارزش مى دانند. اينها تصور مى كنند ارجمندى شعار خيلى فروتر از شعر است. در حالى كه چنين نيست. وقتى موضوع را تفكيك مى كنند مى گويند شعر و شعار. هميشه شعار را اثرى فرودست و ضعيف معرفى مى كنند. اما اگر دقت كنيد بخشى از بهترين سروده هاى ما در جريان جنگ ۸ ساله همين شعرهاى شعارى و تهييجى بوده است. اولاً هر شعارى شعر نيست. ثانياً هر شعر تهييجى و شعارى ارزشمند نيست. شعار مى تواند در بهترين هيئت شعرى خود را نشان دهد. شعر هم مى تواند در هيئت شعار ظاهر شود. بايد دقت كرد در داورى اين مقوله از لغزش در امان بود ما در دوره اول نيازمند اين گونه شعرهاى برانگيزاننده بوديم. برخى از اين شعرهاى برانگيزنده كه در هيئت شعار است، به لحاظ ارزش شعرى چيزى از شعرهاى ارزشمند كم ندارد. يعنى همه آن ويژگى ها و معيارهاى شعرى را مى توان در آنها يافت. شعرهايى هم داريم كه شعارى نيستند اما ارزش شعرى هم ندارند. شاعرانى كه در اين دوره آثارشان را ارائه كردند چند دسته بودند. يك دسته كسانى بودندكه از سالهاى پيش از انقلاب سرودن شعر را آغاز كرده بودند و چهره هاى شناخته شده بودند. يعنى هويت شعرى آنها در سال هاى پيش از انقلاب شكل گرفته بود. بعد از انقلاب هم در خدمت به انقلاب و دفاع مقدس شعر گفتند. نمونه شاعران اين گروه كسانى مثل مهرداد اوستا بودند، حتى از شاعر برجسته اى مثل شهريار مى توان نام برد كه در اين دسته جاى مى گيرند. از مشفق كاشانى هم مى توان نام برد. حتى حميد سبزوارى را هم بايد در اين گروه جاى داد. دسته ديگر كسانى هستند كه با وقوع انقلاب، چهره شعرى شان به تدريج شناخته شد. طبيعتاً بايد گفت اين دسته از شاعران در جريان انقلاب و سال هاى اوليه انقلاب مشغول تمرين بودند. هنوز داشتند سياه مشق مى نوشتند براى اين كه پخته و ورزيده شوند و تبديل به چهره هاى مطرح سال هاى بعد بشوند. طبيعى است كه اين شاعران در آغاز راه آثارشان از آن انسجام و پختگى لازم برخوردار نبود. اما خيلى زود هويت مستقل خود را در عرصه شعر دفاع مقدس و شعر انقلاب پيدا كردند. تقريباً از اواسط دهه شصت، يعنى حدود ۶ - ۵ سال بعد از آغاز جنگ شعر دفاع مقدس تبديل به يك جريان شد و هويت پيدا كرد. اتفاقاً بهترين نمونه هاى شعر دفاع مقدس در همان دهه شصت متولد شده است. آنها كه مى گويند دهه اول شاعران ادبيات دفاع مقدس فقط شعار دادند، متوجه نيستند كه بهترين آثار ما در همين دهه ۶۰ خلق شده است و هنوز سروده هايى در اندازه هاى برخى از سروده هاى دهه شصت خلق نشده است. در دوره هاى بعد به دليل انبوه شعر و وفور شاعران كار ما دشوار شد. براى اين كه خيلى ها به سرعت وارد اين عرصه شدند و شروع كردند به سرودن شعر در زمينه دفاع مقدس. برخى از قالب ها كه آثار درخشانى هم در آنها داشتيم، مورد استفاده اين افراد قرار گرفت. همين باعث شد شاعران موفق دهه شصت كه تقريباً جايگاه شعرى خود را پيدا مى كردند، برخى از اين قالب ها را رها كنند، از جمله اين قالب ها رباعى و دوبيتى بود. رباعى ها و دوبيتى هاى سال هاى ۶۲ تا ۶۵ بخشى از بهترين سروده هاى ادبيات دفاع مقدس است. دهه شصت از نظر درونمايه شعرى به يك انسجام و به يك اعتلاى فوق العاده در شعر رسيديم. به لحاظ فرم و قالب هم بر خلاف نظر عده اى كه مى گويند انقلاب به دليل بازگشت به سنت ها، در مقابل قالب هاى نو ايستاد و قالب هاى كلاسيك راترويج كرد، فقط برمبناى ظن و گمان مى گويند. من درهمين سه جلد كتاب «نقد و بررسى ادبيات منظوم دفاع مقدس» ثابت كرده ام كه اتفاقاً انقلاب گرايش به سمت شعر نو را تشديد كرد و حتى چندشعر از بهترين سروده هاى دهه شصت در قالب نو عرضه شده است. «شعرى براى جنگ» سروده قيصر امين پور يك نمونه از اين شعرهاست. اشعار سلمان هراتى دليل ديگرى بر مدعاى من است. استمرار آن هم در قالب شعرهاى نو نيمايى و سپيد است كه بايد به سروده هاى زنده ياد سيدحسن حسينى اشاره كرد. شعر دفاع مقدس بيشتر در كدام قالب موفق تر بوده است؟ يعنى موفق ترين شعرهاى دفاع مقدس را در كدام قالب سروده اند؟ در شروع انقلاب قالب نيمايى بيشتر مورد توجه بود. يعنى بيشتر شاعران براى انعكاس مضامين انقلاب به قالب نيمايى گرايش داشتند. چون همه مى خواستند گزارشى از رنج هاى مردم درگذشته بدهند، احساس مى كردند قالب نيمايى براى انتقال اين احساس از ظرفيت مناسبى برخوردار است. البته اغلب سروده ها در قالب نيمايى شعرهاى ضعيفى بودند. چون مشخص بود هنوز چنان كه بايد مؤلفه هاى شعر را به درستى نمى شناختند و تنها با انگاره كوتاه و بلندكردن مصراع ها تصور مى كردند شعر نو نيمايى مى گويند. در هرحال از اين قالب براى بيان احساسات خود به زبان روايى و گزارش گونه استفاده كردند.اما در ادامه متوجه مى شويم كه همه قالب هاى شعرى در سال هاى بعد از سوى شاعران مختلف به كار گرفته مى شود. جز يك قالب كه آن هم قصيده است. قصيده در سال هاى پس ازانقلاب از اقبال چندانى برخوردار نيست و كم رنگ مى شود. در مجموع بعد از انقلاب نقش قالب ها به ترتيبى كه نام مى برم و از اقبال بيشترى برخوردار بودند بدين قرار است؛ رباعى، شعر نو، شعر نيمايى، شعر سپيد، دوبيتى و غزل و مثنوى، اين ها قالب هايى هستند كه به وسيله شاعران بيشتر به كار گرفته شدند. اما شعر دفاع مقدس و انقلاب به تدريج و در ادامه خود بر ساحل غزل لنگر انداخته است و بايد گفت بيشترين قالبى كه در دهه گذشته مورد استفاده قرار گرفته، قالب غزل است. معمولاً بهترين نمونه هاى شعر دفاع مقدس هم دراين قالب سروده شده است. شما در فصلى از كتاب خود به ويژگى هاى سبكى شعر دفاع مقدس هم اشاره داشتيد. دراين بررسى به چه نتايجى رسيده ايد؟ برخى از ويژگى هاى سبكى شعر دفاع مقدس را من دراين جا مطرح مى كنم. خصوصيات برخى از شعرهاى ما به شدت تحت تأثير عناصرى از فرهنگ اسلامى است و با فرهنگ شهادت بويژه عاشورا گره خورده است. مضمون ها را از دل حوادث تاريخ اسلام ، بخصوص عاشورا مى يابند. اين يكى از دلايلى است كه فرهنگ دفاع مقدس با فرهنگ عاشورا به نوعى يگانگى رسيده و داراى وجوه مشترك است. يكى ديگر از مسائلى كه درشعر دفاع مقدس حضور دارد، نوعى «خوداتهامى»است. يعنى متهم كردن خود به وسيله شاعر است. معمولاً وقتى شاعر آن عظمت ها را در عرصه دفاع مقدس مى بيند، آن ايثارها و پاكبازى ها را مى بيند، حوادث شگفت و همرنگ حماسه را مى بيند و وقتى خود را با رزمندگان عرصه نبرد مقايسه مى كند، افق خويش را فروتر مى بيند و خود را فردى بى عمل تصور مى كند و در درون به جدال باخويشتن مى پردازد و احساس كمبود مى كند، درنتيجه در شعر به سرزنش خود مى پردازد. من اين حالت را خوداتهامى ناميده ام. اگر شعر دكتر قيصرامين پور را ببينيد يا شعرهاى مهندس محمدرضا عبدالملكيان را بخوانيد . اگر اشعار سلمان هراتى را مرور كنيم اين گرايش را به وضوح مى بينيم. نكته سوم درمورد ويژگى هاى سبكى شعر دفاع مقدس، بهره گيرى از عناصر عرفانى در شعر است. شعر دفاع مقدس در عين حال كه توفنده و اجتماعى است، عناصر عرفانى آن هم تشخص ويژه اى دارد. اين دسته از شعرها تلفيقى از نگاه آفاقى و نگاه انفسى است. اين گره خوردگى و پيوند در دل اين سروده ها پيداست. نكته بعدى، فضاى عاطفى شعر دفاع مقدس است. مسائل عاطفى دراين شعرها بسيار محسوس و پررنگ است كه امرى طبيعى است . رنج هاى مردم، شهادت ها و حوادث حزن انگيزى كه اتفاق مى افتد، شاعران را تحريك مى كند كه از عنصر عاطفه در شعر بهره بگيرند. شما در تحقيقات خود وقتى ادبيات پايدارى را از صدر اسلام تا امروز تعقيب مى كرديد، چگونه به شاعرانى چون ناصرخسرو و عمادالدين نسيمى نپرداخته ايد؟ آثار اين شاعران مى توانست به عنوان يك سرفصل مورد توجه قرار گيرد. چهره اى مثل ناصرخسرو كه آثارش نوعى مقاومت دينى است، موردنظرم بود و اشاره اى گذرا به اين شاعران داشتم . اما موضوع تحقيق من عنوان «ادبيات دفاع مقدس» را داشت . آن قيد مقدس اندكى دامنه تحقيق را محدود مى كند وگرنه نمونه هاى ديگرى از ادبيات پايدارى دراين سرزمين داريم كه چون گره خورده با فرهنگ اسلامى نيست. از دايره تحقيقات من بيرون ماندند و به عنوان يك سرفصل به آنها نپرداختم. اما به ناصرخسرو و به جنبش حروفيه و نقطويه هم اشاره اى داشتم ولى چون هنوز حساسيت هايى دراين زمينه ها وجود دارد، سعى كردم اين مباحث را به شكل مبسوط و گسترده طرح نكنم. مى شود آن ها را به عنوان يك نوع جريان مقاومت در ادبيات ايران تحليل و بررسى كرد. البته اگر مفهوم ادبيات پايدارى اين باشد كه نوعى ستيز با تبعيض و استبداد خارجى يا داخلى در آثار يك هنرمند وجود داشته باشد، طبيعتاً حركت عمادالدين نسيمى را جريان هاى حروفيه و نقطويه را، كه يك نهضت فكرى بودند، نمى شد دراين مجموعه جاى داد.
|
|
|
|
|