سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۶ - ۵ جمادى الاول ۱۴۲۸
Tue, May 22, 2007
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك (بادبادك )
گفت وگو با امير مسعود بختيارى از فرماندهان
بخش اول
گفت وگو با امير مسعود بختيارى از فرماندهان
۸سال دفاع مقدس
كالبد شكافى فتح
بخش اول
291702.jpg
اسماعيل علوى
با گذشت ربع قرن از آزادى خرمشهر هنوز ناگفته هاى بسيارى پيرامون اين حادثه بزرگ قرن وجود دارد كه در سينه حماسه آفرينان آزادى خرمشهر باقى مانده است. به مناسبت سوم خرداد سالروز اين فتح الفتوح رو به روى امير سرتيپ مسعود بختيارى از همر زمان شهيد صياد شيرازى و از جمله فرماندهان دوران جنگ نشسته ايم تا با طرح سؤال هايمان گوشه اى از ناگفته ها را بر زبان آورد و با تبيين ابعاد پيروزى رزمندگان در بازپس گيرى خرمشهر، مختصات اين حماسه را ترسيم كند. او دوره هاى مختلف رزمى را در دانشكده هاى جنگ آموخته و در آغاز جنگ در توپخانه لشكر۲۱ پياده دزفول خدمت مى كرد و پس از انتصاب شهيد صياد شيرازى ، به فرماندهى نيروى زمينى ارتش در قرارگاه اين نيرو درآمد و علاوه بر مسئوليت افسر عمليات، به عنوان مشاور عملياتى قرارگاه سرفرماندهى نيروى زمينى ارتش ، انجام وظيفه كرده است.

با توجه به احتمال وقوع جنگ ميان ايران و عراق تدبير ارتش براى دفاع ازخوزستان در پيش از انقلاب چه بود؟
پيش از انقلاب دفاع از خوزستان بر عهده لشكر۹۲ زرهى خوزستان بود و در صورت لزوم گردان هايى هم از لشكرهاى پياده و زرهى از ساير نقاط كشور براى حمايت از لشكر۹۲ به منطقه اعزام مى شدند. البته در همين جا لازم به ذكر است كه لشكر۹۲ زرهى خوزستان قوى ترين لشكر منطقه خاورميانه بود.
تدابير اين لشكر براى پدافند بدين ترتيب بود كه يك سد دفاعى به نام دژ در مقابل تهاجم احتمالى عراق تدارك ديده بود و پادگانى هم به همين نام در خرمشهر ايجاد شده بود.
پدافند يگان هاى عمل كننده در سه رده به سمت عمق سرزمينى پيش بينى شده بود كه در صورت جنگ و هر يك از رده ها بنا بر پيش بينى هاى قبلى به دفاع و دفع تجاوز مى پرداختند البته اين طرح متعلق به دهه۴۰ بود و در دهه بعد به دليل مدرن شدن ارتش، استراتژى صيانت از تماميت ارضى از حالت تدافعى به تدبير بازدارندگى تغيير يافت و نيروى هوايى ارتش نقش اصلى را بر عهده گرفت و طرحى به نام «كمان البرز» و يا «كمان۹۹» طراحى و در پى آن پايگاه وحدتى در دزفول و پايگاه هوايى همدان ايجاد شد. براساس اين طرح به محض خطر حمله از سوى عراق، جنگنده هاى نيروى هوايى، اهداف نظامى- اقتصادى زيادى را در خاك عراق بمباران كرده و با هدف بازدارندگى ارتش عراق را در مراحل اول تحرك نظامى زمين گير و از هرگونه اقدام جدى مانع مى شدند. ضمن آن كه لشكر۹۲ زرهى خوزستان نيز بر روى زمين حضور داشت و مانع تحرك قواى دشمن مى شد.
ادعاهاى مرزى عراق عليه ايران بر چه اساس بود؟
عراق با وجود آن كه در سال۱۹۲۰ پس از تجزيه امپراتورى عثمانى به وجود آمد، خود را ميراث دار دولت عثمانى مى دانست و مدعى بود به رسميت شناختن حق حاكميت دولت ايران بر خرمشهر به وسيله دولت عثمانى در معاهده ۱۸۴۷ «ارض روم» بى جهت بوده است. در صورتى كه خرمشهر در طول تاريخ متعلق به ايران بوده است وخوزستان نيز به گواهى آثار بسيارى كه از دوره عيلاميان ، يعنى بنيانگذاران ايران باستان در جاى جاى اين خطه از كشور باقى مانده، مهد تمدن ايرانى است تا جايى كه برخى از مورخان و باستان شناسان شوش را پايتخت تمدن ايرانى ناميده اند. بنابراين ادعاهاى رژيم سابق عراق و بعثيان كه خرمشهر را محمره ناميده و آن را جزئى از امپراتورى عثمانى مى شناختند كه دولت عثمانى آن را در قرارداد «ارض روم» به ايران بخشيده، ادعاى بى اساس و غيرقابل تطبيق با واقعيت هاى تاريخ است.
در هر حال رژيم سابق عراق ادعاى كذبى را مطرح كرد و بر مبناى آن چشم طمع بر اروندرود داشت كه در جريان جنگ تحميلى با وجود تلاش هاى فراوان براى ضميمه كردن اين بخش از خاك كشورمان به جغرافياى عراق، با طرح شعار بازپس گيرى بخشى از ميهن اعراب كه از دامن مادر جدا شده است به همت رزمندگان اسلام نتوانست به هدف خود نائل شود.
آيا پيش از اين هم عراق ادعاهاى ارضى خود را مطرح كرده بود؟
رژيم بعث عراق به پشت گرمى شوروى سابق در سال۱۳۴۸ ادعاى خودش را مبنى بر حق حاكميت بر تمامى اروندرود اعلام كرد و اخطار كرد كشتى هاى تجارى با پرچم ايران اساساً نمى توانند وارد اروندرود شوند و يا به سمت خرمشهر و آبادان حركت كنند. اما با وجود
اولتيماتومى كه داده بود، نتوانست هيچ اقدامى انجام دهد و شناورها با پرچم ايران آزادانه در اروندرود به تردد خود ادامه دادند.
آيا جنگى هم ميان ارتش ايران و عراق در گرفته بود؟
در سال۱۳۵۳ ايران بر روى رودخانه كنجانچم مشغول ساخت سد بود و عراق با عنوان اين كه آب اين رودخانه به آن كشور تعلق دارد به تپه مرزى ۳۴۳ حمله كرد و موفق شد تپه را براى مدت محدودى به اشغال خود درآورد. پس از اين تعرض نيروهاى منطقه كه عمدتاً يگان هايى از ژاندارمرى بودند حمله كردند و تپه را پس گرفتند و تعدادى هم تلفات به عراقى ها تحميل كردند، اين تنها موردى بود كه تجاوز عملى محسوب مى شد والا همواره از بدو تأسيس عراق جنگى لفظى با تكرار ادعاهاى حاكميت بر اروندرود از سوى عراقى ها مطرح بوده است كه آن هم با امضاى قرارداد۱۹۷۵ زمينه ادعاهاى لفظى از ميان رفت و يك سند حقوقى محكم ميان دو كشور به وجود آمد كه نقطه پايانى بر ادعاهاى ارضى عراق گذاشت و عراق پذيرفت كه ايران داراى حق حاكميت مساوى با عراق در اروندرود است.
موضوع قرارداد۱۹۷۵ الجزاير چيست و چرا عراق بعد از انقلاب دوباره ادعاهاى ارضى خود را مطرح كرد؟
در سال۱۳۵۷ يعنى بلافاصله پس از پيروزى انقلاب اسلامى مردم ايران، دولت بعث عراق با وجود امضاى قرارداد۱۹۷۵ الجزاير ادعاهاى سابق خود را كه مغاير با قوانين بين المللى مرزبندى مشترك بر روى رودخانه اروند است را زير پا گذاشت و دوباره ادعاى حاكميت كامل بر اروندرود را تكرار كرد و رسماً از ايران خواست آن بخش از قرارداد ۱۹۷۵ كه ناظر بر نحوه مرزبندى مشترك ميان دوكشور بود را ملغى تلقى كند. طبعاً چنين چيزى امكانپذير نبود چون هيچ يك از مواد قرارداد۱۹۷۵ قابل فسخ نيست و غيرقابل فسخ بودن جزئى از اين عهدنامه است. يعنى در قرارداد بالصراحه پيش بينى شده است كه اين قرارداد قابل فسخ نيست.
در ماده چهارم بيانيه الجزاير آمده است كه دولت هاى ايران و عراق هرگاه اختلاف پيدا كردند، بايد مراحل مختلفى را براى حل اختلاف طى كنند و روح قرارداد مانع فسخ و يا درگيرى و جنگ است. در اينجا لازم است به اين نكته اشاره كنم كه يك بيانيه الجزاير وجود دارد و يك قرارداد الجزاير. بيانيه الجزاير در سه ماده و در ۱۶ مارس ۱۹۷۵ ميان شاه سابق ايران و صدام حسين معاون رئيس جمهور وقت عراق و با ميانجيگرى حوارى بومدين، رئيس جمهور وقت الجزاير به امضا رسيد و قرارداد الجزاير بعدها ميان كارشناسان دوكشور در چند سند در تهران و بغداد مورد موافقت دوطرف قرار گرفت و به امضاى سران دوكشور رسيد.
بيانيه الجزاير در چهار ماده تنظيم شده است. ماده يك مربوط به مرزهاى خشكى دوكشور بوده و ضمن آن آمده است:
مرزهاى خشكى ايران و عراق براساس موافقتنامه ۱۹۱۳ ميان تهران و قسطنطنيه كه مربوط به دوران امپراتورى عثمانى و دولت قاجاريه در ايران مى شود تعيين مى گردد.
در ماده۲ آمده است، مرز مشترك ايران و عراق در رودخانه اروند بر مبناى خط تالوگ (عميق ترين نقطه رودخانه) خواهد بود. اين ماده بخش عمده اختلاف هاى مرزى ايران و عراق را فيصله مى دهد و زمينه را براى ثبات دائمى فراهم مى كند. و ماده سه بيانيه مى گويد: روابط دوكشور بر مبناى حسن همجوارى وعدم دخالت در امور يكديگرو جلوگيرى از ترددهاى غيرقانونى است. در واقع اين ماده ناظر به افراد و گروه هاى مخالف هر دو كشور است كه ممكن بود از مرز عبور كنند و اقدام هايى را عليه دولت مقابل انجام دهند.
من مى خواهم توجه شما را به ماده چهارم اين بيانيه جلب كنم كه ضمن آن آمده است؛ مواد سه گانه فوق الاشاره، سه جزء هستند از يك كل كه البته لفظ سه جزء هستند از يك كل بارحقوقى مخصوص خود را دارد و معنى آن اين است كه شما نمى توانيد يك ماده از اين قرارداد را قبول داشته باشيد و ۲ ماده ديگر را قبول نداشته باشيد و يا بالعكس. درواقع ماده چهارم بيانيه مى گويد به دولتى كه سه ماده اول را پذيرفته است، يعنى مرز خشكى را پذيرفته، مرز آبى را هم پذيرفته، عدم تردد غيرقانونى افراد و گروه هاى مخالف دولت مقابل و عدم دخالت در امور داخلى يكديگر را پذيرفته است، نمى تواند پس از مدتى بگويد من يكى از اين سه مورد را قبول ندارم و فقط دو مورد ديگر را مى پذيرم.
قرارداد الجزاير شامل چه جزئياتى است؟
بعد از انعقاد اين بيانيه ۹ قرارداد ميان ايران و عراق منعقد شد كه مجموعه آنها به قرارداد الجزاير موسوم شده است. در صورتى كه اين قراردادها در الجزاير منعقد نشده اند و در تهران و يا بغداد به امضاى دوطرف رسيده است. اين قراردادها مربوط به بروز اختلاف هاى احتمالى ميان ايران و عراق است و ضمن يكى از آنها آمده است: هرگاه ميان دولت هاى ايران و عراق اختلافى پديدآمد، ابتدا دوطرف تلاش مى كنند كه با مذاكره موضوع را فيصله دهند، اگر توافق حاصل نشد، از دولت ناظر يعنى الجزاير مى خواهند به عنوان ميانجى به حل موضوع بپردازد و اگر داورى الجزاير هم مورد قبول يكى از دوطرف قرار نگرفت، موضوع به يك دادگاه بين المللى مانند ديوان بين المللى لاهه ارجاع داده مى شود و اگر باز هم رأى اين دادگاه موردقبول يكى از دوطرف نبود، دو كشور يك دولت ثالث را به عنوان داور تعيين مى كنند كه رأى و نظر آن دولت لازم الاجرا خواهدبود و دوطرف بايد به داورى آن كشور ثالث گردن نهند.
براساس اين قرارداد هيچگاه جنگى ميان ايران و عراق نبايد دربگيرد. چون سازوكار حل اختلاف به حدى روشن و حقوقى پيش بينى شده كه كاملاً بازدارنده است. بنابراين پاره كردن قرارداد از سوى صدام در مقابل دوربين تلويزيون و اعلام اين كه من خط تالوگ را به عنوان مرز مشترك آبى قبول ندارم، اقدامى غيرقانونى و مغاير با موازين حقوق بين الملل بود و درمراجعه به هر دادگاهى عراق محكوم آن محكمه خواهدبود چون مجموعه بيانيه و قرارداد الجزاير مجموعه اى كاملاً قانونى است كه در دبيرخانه سازمان ملل به عنوان قرارداد رسمى ثبت شده است و مشروعيت حقوقى دارد. يعنى دولت هاى بعدى عراق و ايران هم نمى توانند از آن سرباز زنند.
با توجه به جايگاه بيانيه و قرارداد الجزاير در حقوق بين الملل چرا صدام راهكار جنگ و تجاوز را پيش گرفت و اين اقدام صدام با عكس العمل محافل بين المللى روبه رو نشد؟
من مايلم به اين سؤال بدين ترتيب پاسخ بگويم كه نهايتاً عراق در پايان جنگ از سوى دبيركل سازمان ملل آقاى خاوير پرز دكوئيار به عنوان متجاوز شناخته شد و اين به معنى محكوميت اقدام تجاوزكارانه عراق از سوى محافل بين المللى است. اين اعلام را اگرچه ديرهنگام اما به عنوان يك سند رسمى مى شناسيم كه در تعيين روابط ميان دو كشور داراى آثار حقوقى مثبتى است.
اما اين كه چرا صدام به ايران حمله كرد موضوعى است كه احتياج به توضيحات مبسوطى دارد، اما اجمالاً مى توان گفت كه وقوع انقلاب اسلامى در ايران، نظم امنيتى منطقه را برهم زد، قبل از آن ايران به عنوان حافظ منافع غرب و ژاندارم منطقه مطرح بود.
وقتى جمهورى اسلامى سياست نه شرقى، نه غربى را به عنوان استراتژى جديد خود اعلام كرد، نظم مطلوب آمريكا در منطقه برهم خورد، شوروى هم نقطه اتكايى براى خود در منطقه نمى يافت، لذا يك خلأ قدرت در منطقه به وجودآمد. در چنين شرايطى صدام حسين كه ساليان درازى رؤياى زعامت و قيادت جهان عرب را درسر داشت و مدعى بود حزب بعث عراق حزبى پيشرو در جهان عرب است و بايد رهبرى سياسى جهان عرب نيز در دست عراق باشد، تلاش كرد از اين خلأ قدرت استفاده كند و عنوان قدرت برتر منطقه و جهان عرب را به خود اختصاص دهد و بدين ترتيب حس جاه طلبى خود را ارضا كند. از سوى ديگر اساساً خط مشى حزب بعث عراق اين بود كه خوزستان ايران به عنوان بخشى از منطقه عمومى استان بصره و متعلق به عراق است كه به زور از سوى ايران از عراق جداشده است و شرايط جديد موقع مناسبى براى الحاق خوزستان به عراق فراهم كرده است.
قدرت هاى بزرگ و حكام منطقه هم كه منافع خود را با وقوع انقلاب اسلامى در معرض تهديد جدى مى ديدند، لازمه حفظ سلطه و حفظ منافع خود را تضعيف و نهايتاً حذف جمهورى اسلامى مى دانستند. زيرا آنان به شدت نگران بودند دامنه انقلاب اسلامى ايران به ساير كشورها نيز كشيده شود. بنابراين براى محدودكردن امواج انقلاب اسلامى در مرزهاى داخلى ايران، بى ميل نبودند جنگى تمام عيار را به ايران تحميل كنند و از اين طريق از امواج انقلاب اسلامى در امان بمانند.
مجموعه اين عوامل و شرايط زمينه را براى امتحان شانس صدام فراهم كرده بود و صدام سرمست از جاه طلبى هايش به دنبال تحقق رؤياى قيادت امت عربى با چراغ سبز قدرت هاى بزرگ و قارون هاى منطقه دست به تجاوز به ايران زد.
در اين شرايط اوضاع داخلى به چه شكل بود؟
در داخل ايران انقلاب درگير مسائل خود بود، كما اين كه هر كشور انقلابى درماه ها و سال هاى اوليه درگير مسائل داخلى خود است. زيرا نظم پيشين به واسطه انقلاب برهم خورده و تا استقرار نظم نوين ماه ها و بلكه سالها وقت لازم است. همچنين مخالفان انقلاب اينجا و آنجا آشوب هايى برپاكرده بودند و مطالبات زودتر از موعد را دستاويز ايجاد شكاف و بلوا ساخته بودند و به تضعيف اساس نظام مى پرداختند در چنين وضعى صدام تصور مى كرد دولتمردان انقلابى قادر نخواهندبود در مقابل تهاجم عراق با يك آرامش خاطر تصميم گيرى كنند و او با يك اقدام قاطع مى تواند در ظرف مدت كوتاهى به رؤياهايش دست يابد و پس از كسب موفقيت به دليل همداستانى با قدرت هاى بزرگ به تثبيت وضع جديد خود بپردازد. صدام در آستانه تهاجم به خاك كشورمان در مجلس ملى عراق خطاب به نمايندگان مجلس گفته بود: «اكنون شرايط براى تغيير وضع ژئوپلتيكى عراق فراهم است اما نبايد اين فرصت را از دست بدهيم.» منظور صدام از تغييروضع ژئوپلتيكى، تسلط عراق بر خوزستان و يا حداقل به دست آوردن حاكميت هردو ساحل اروندرود بود چرا كه در اين شرايط عراق واقعاً دچار وضع جديد و موقعيت مطلوبى درخليج فارس مى شد. زيرا عراق از يك فقر ساحلى در خليج فارس رنج مى برد و ساحل مناسبى با كاربرد بندرى دراختيار ندارد، سواحل عراق كه در حدود ۲۰ مايل است بسيار كم عمق اند و براى پهلوگرفتن كشتى هاى بزرگ مناسب نيستند، بنابراين اگر مى توانست به خوزستان و يا حداقل به اروندرود دست يابد، عرصه بازترى را براى جولان در منطقه پيدا مى كرد، بويژه آن كه اگر به خوزستان دست مى يافت، به ۵۰۰ كيلومتر ساحل بسيار مناسب دست يافته بود كه از نظر ژئوپلتيكى براى عراق بسيار بااهميت بود.
درواقع مى توان علت حمله عراق به كويت را در چارچوب تلاش عراق براى فرار از تنگناى فقر ساحلى دانست؟
البته، صدام براى ارضاى جاه طلبى هايش اگر امكان حمله به ايران را نمى يافت در نهايت به سراغ كويت مى رفت، كما اين كه با وجود مساعدت ها و حمايت هايى كه از ناحيه اعراب حتى دولت كويت شده بود، پس از ناكامى در جنگ با ايران با هدف دستيابى به جزاير بوبيان و وروه به كويت هجوم برد و اين جزاير را اشغال كرد كه با دخالت قدرت هاى بزرگ مجبور شد مناطق اشغالى را ترك گويد و به پشت مرزهاى بين المللى بازگردد.
ظاهراً صدام همچون اغلب ديكتاتورهاى تاريخ كه شخصيتى دوگانه دارند در نقطه مقابل جاه طلبى اش احساس حقارت هم داشت، تلاش جبران احساس مقاومت صدام در جنگ چگونه بروز يافت؟
صدام به عنوان نماينده دولت عراق درامضاى قرارداد و بيانيه الجزاير و پذيرش خط تالوگ براى مرز مشترك آبى در اروندرود همواره احساس حقارت مى كرد و انتقادهاى مخالفانش كه وى را عامل انعقاد قرارداد الجزاير مى دانستند بر عمق اين حقارت مى افزود، به طورى كه يكى از محرك هاى صدام در پاره كردن قرارداد ۱۹۷۵ و اعلام هجوم سراسرى به ايران را بايد در اين عامل جست وجو كرد. درواقع صدام با تحت حاكميت درآوردن اروند و با تسلط بر شمال اروند مى توانست از اين حقارت و كنايه هاى نيش دار مخالفانش نجات يابد.
خرمشهر از اسارت تا رهايى
291705.jpg
على سجادى

خرمشهر آزاد شد. اين خبر نتيجه عمليات بزرگى با عنوان بيت المقدس بود كه با نيرويى متشكل از دليرمردان نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران، جان بركفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، سلحشوران بسيجى و با پشتيبانى نيروهاى هوايى و دريايى ارتش، جهاد سازندگى به مدت ۲۶ روز از ۱۰ ارديبهشت ماه ۱۳۶۱تا ۳ خرداد همان سال به اجرا درآمده بود. اين نبرد درخشان ترين فصل كارنامه عملياتى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران در كل ۸ سال دفاع مقدس بود.
دستاوردهاى نظامى و سياسى اين عمليات چنان عظيم است كه به حق مى توان آن را بزرگ ترين نقطه عطف در طول دفاع مقدس ناميد. رئيس رژيم بعثى عراق كه پيوسته ادعا مى كرد چنانچه ايران بتواند خرمشهر را بازپس گيرد، كليد شهر بصره را به ايرانيان خواهد داد، با دريافت اين ضربه سهمگين چنان مات و مبهوت شد كه نه تنها وفاى به عهد خود را فراموش كرد بلكه پس از پايان اين عمليات و آزادى خرمشهر، به دليل بيم از آسيب پذيرى بيشتر در مقابل تهاجمات گسترده تر نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران، در پوشش شعار «صلح طلبى و لزوم آمادگى براى نبرد با اسرائيل به مناسبت اشغال جنوب لبنان» در آستانه تشكيل كنفرانس كشورهاى غيرمتعهد ، به صورت يك طرفه اعلام آتش بس كرد و دست به عقب نشينى عمومى از ساير مناطق اشغالى زد و شكست خفت بار خود و بويژه از دست دادن خرمشهر را يك عقب نشينى تاكتيكى عنوان كرد. همان گونه كه اشاره شد، عمليات بيت المقدس داراى ويژگى هايى است كه آن را از عمليات هاى پيش و پس از آن متمايز مى كند. به اختصار اين ويژگى ها عبارتند از:
۱ ـ كوتاه بودن زمان براى آمادگى
طرح ريزى اين عمليات بزرگ بلافاصله پس از عمليات غرورآفرين فتح المبين آغاز و در كمتر از يك ماه به اجرا درآمد.
۲ـ وسعت منطقه نبرد
وسعت منطقه عمليات بيت المقدس ۶هزار كيلومترمربع يعنى معادل ۱۰برابر وسعت عمليات فتح المبين بود.
۳ ـ مداومت زياد عمليات
بيت المقدس طولانى ترين عمليات تصدى دوران دفاع مقدس با ۲۶ روز مداومت است.
۴ ـ اجراى عمليات عبور از رودخانه كه از پيچيده ترين و مشكل ترين نوع عمليات رزمى چه از نظر طرح ريزى و چه از نظر اجرا و چه از نظر تدارك وسايل ويژه است. بويژه آن كه عمليات عبور در مقياسى وسيع (حدود ۵ لشكر) و با وجود محدوديت هاى بسيار از نظر تجهيزات انجام گرفت.
۵ ـ حجم تلفات و خسارات وارده و نيز اسراى گرفته شده از دشمن بى سابقه بود.
عمليات بيت المقدس در ۳۰ دقيقه بامداد روز ۱۰ ارديبهشت ماه سال ۱۳۶۱ با رمز يا على بن ابى طالب (ع) آغاز شد و رزمندگان اسلام با عبور از رودخانه كارون و طى ۳ مرحله عمليات، خرمشهر را پس از نزديك به ۲۰ ماه اسارت آزاد كردند. اين نوشتار در دو بخش تقديم خوانندگان عزيز مى گردد. در بخش اول با عنوان «خرمشهر چگونه سقوط كرد»، مى كوشيم به طور خلاصه چگونگى سقوط اين بخش از ميهن اسلامى و درعين حال فداكارى ها و ايثارگرى هاى رزمندگان مدافع اين شهر را كه با كمترين نيرو و امكانات روزهاى متمادى در مقابل يورش چندين لشكر ارتش بعث عراق مقاومت كردند، تشريح نماييم و سپس در بخش دوم باعنوان «سرود رهايى» به چگونگى آزاد سازى خرمشهر، رشادتها و دليرى هاى رزمندگان براى تحقق اين امر خطير بپردازيم. البته همچنان سخن حكيمانه آن پير سفركرده را فراموش نخواهيم كرد كه : «خرمشهر را خدا آزاد كرد.»
بخش اول : خرمشهر چگونه سقوط كرد؟
ارتش عراق در ۳ محور اصلى زير پيشروى خود دراستان خوزستان را آغاز كرد:
۱ ـ جبهه غرب دزفول و شوش
۲ ـ جبهه بستان ـ سوسنگرد و هويزه
۳ ـ جبهه اهواز و خرمشهر
در جبهه اهواز و خرمشهر، ابتدا لشكر ۵ مكانيزه از سپاه ۳ عراق با استفاده از محورهاى زير ، اهواز و خرمشهر رامورد هجوم قرار داد:
ـ محور بصره ، تنومه، كوشك، جفير، اهواز
ـ محور بصره ، تنومه ، پاسگاه زيد، ايستگاه حسينيه، پادگان حميد، اهواز
ـ محور بصره ، تنومه ، شلمچه ، پل نو، خرمشهر
زمانى كه دشمن با مقاومت دور از انتظار رزمندگان ايثارگر ايرانى در محور شلمچه روبه رو مى شود ، تصميم مى گيرد خرمشهر را از سمت شمال تحت فشار قرار دهد. از اين رو، عناصرى از لشكر ۵ مكانيزه عراق در امتداد جاده آسفالته اهواز ـ خرمشهر از شمال به جنوب نيروهاى مدافع خرمشهر را مورد هجوم قرار مى دهند. اما زمانى كه دشمن احساس مى كند قادر نيست با لشكر ۵ مكانيزه اهواز و خرمشهر را تصرف كند، عناصر لشكر ۳ زرهى را كه در احتياط سپاه ۳ قرار داشته است، در منطقه خرمشهر وارد عمل كرده، لشكر ۵ مكانيزه را مأمور تصرف شهر اهواز مى نمايد. علاوه بر بمباران هوايى آبادان و تأسيسات دريايى و ترمينال گمرك خرمشهر ، در مرز زمينى فشار دشمن از جبهه شلمچه آغاز شد و نيروهاى ارتش بعث بعدازظهر روز ۳۱ شهريور تلاش كردند شلمچه را اشغال كنند.
بدين منظور تا ساعت ۱۸ آن روز پاسگاه را محاصره كردند ولى نيروهاى مدافع پاسگاه كه تركيبى از عناصر نيروى زمينى ارتش، ژاندارمرى و نيروهاى مردمى بودند، موفق شدند عناصر دشمن را از حوالى پاسگاه دور سازند. اين پايدارى شجاعانه كاملاً برخلاف انتظار نيروهاى عراقى بود، زيرا ظاهراً به آنها تفهيم شده بود كه به محض عبور از خط لوله به جز مقاومت مرزى بسيار ضعيف، ديگر مقاومتى روبه روى آنها نخواهد بود و به سادگى خواهند توانست به اهداف تعيين شده دست يابند. ولى در همان برخورد اول خلاف اين وعده براى سربازان عراقى ثابت شد. از سوى ديگر، حوادث روز ۳۱ شهريور سبب آمادگى نسبى نيروهاى ايرانى در مواضع پدافندى مرز شد.
حملات متجاوزان عراقى براى تصرف خرمشهر روز اول مهرماه سال ۵۹ نيز ادامه يافت، اما با وجود برترى كامل متجاوز ، نيروهاى دشمن موفقيت چندانى كسب نكردند و نتوانستند مقاومت نيروهاى ايران را در خط مرز درهم بشكنند و مجبور به توقف درمواضع نزديك مرز شدند.
براساس گزارش هاى پايگاه هاى دريايى و هوايى ايران درخليج فارس و كرانه آن در روز اول مهرماه، ۱۱ فروند هواپيماى ميگ و ۶ فروند ناوچه لوزا متعلق به ارتش عراق در نيروهاى هوايى و دريايى منهدم شدند و نيروى دريايى ايران كنترل كامل تنگه هرمز را به دست گرفت.
با وجود فشارهاى خردكننده ارتش عراق ، متأسفانه به دليل شرايط موجود نيروى قابل توجهى درمقابل هجوم وحشيانه ارتش بعث عراق وجود نداشت و نيروهاى موجود فقط مى توانستند نقش نيروى پوشش را ايفا كنند و اين درحالى بود كه در پشت سر آنها نيروى عمده اى كه عهده دار دفاع از مواضع اصلى شود، وجود نداشت.
بدين ترتيب بودكه مسئولان متوجه شدند با يك لشكر زرهى (۹۲ زرهى اهواز) آن هم با كميت و كيفيت نه چندان مطلوب نمى توان در ۵۰۰كيلومتر از كرانه اروندرود تا دهلران در مقابل تجاوز چندين لشكر زرهى و مكانيزه عراق پايدارى كرد و از اين رو اعزام نيروهاى تقويتى از مناطق داخلى كشور به خوزستان آغاز شد.
۲ مهرماه به دانشكده افسرى دستور داده شد از دانشجويان سال دوم و سال سوم به صورت گردان رزمى پياده سازمان داده شوند تا به خوزستان اعزام گردند و به اين ترتيب تعداد كثيرى از دانشجويان ، افسران و درجه داران دانشكده افسرى در قالب ۳ گردان پياده و مجهز به جنگ افزارهاى انفرادى، تيربار و آرپى جى ۷ به جبهه هاى نبرد جنوب اعزام شدند كه در مقاومت دليرانه قبل از سقوط خرمشهر نقش بسزايى ايفا كردند و تعدادى از آنان به شهادت رسيدند. فشار دشمن براى تصرف خرمشهر هر روز بيشتر مى شد و تا قبل از روز ۲۴ مهر ماه كه خرمشهر به اشغال نظاميان ارتش بعث عراق درآمد، نيروهاى مدافع خرمشهر در نهايت ايثار و از خودگذشتگى و رشادت و جوانمردى در مقابل دشمن ايستادگى كردند. اين رزمندگان كه مركب از افراد نيروى زمينى ارتش، تكاوران دريايى نيروى دريايى و دليرمردان سپاه پاسداران بودند هر آنچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند تا مانع از سقوط خرمشهر شوند اما سرانجام در روز ۲۴ مهر ماه سال ۵۹ سقوط خرمشهر رسماً اعلام شد و اين در حالى بود كه رزمندگان باقى مانده در شهر درگير خونين ترين نبرد با نيروهاى متجاوز بودند و از همين رو خرمشهر، خونين شهر ناميده شد.
بخش دوم: سرود رهايى
بعدازظهر ۸ فروردين ماه سال ۱۳۶۱ هنگامى كه عمليات فتح المبين به پايان موفقيت آميز و درخشان خود رسيده بود، فرمانده وقت نيروى زمينى ارتش (سپهبد شهيد على صياد شيرازى) عناصر طراح عمليات طريق القدس را كه در اهواز مستقر بودند به دزفول (قرارگاه عملياتى كربلا۲) احضار و خطوط كلى عمليات آفندى بعدى (طرح كربلا ۳ كه در مرحله اجرا بيت المقدس نام گرفت) را به آنها ابلاغ و خط مشى طرح ريزى عمليات بيت المقدس را نيز مانند عمليات فتح المبين بر مبناى هماهنگى و همكارى نزديك و صميمانه ميان ارتش و سپاه تعيين كرد. در نخستين نشست شور ستادى دو راهكار كلى مطرح گرديد كه عبارت بودند از:
۱) تك از شمال به جنوب از جبهه كرخه كور و نيسان با هدف وصول به جفير، كوشك و طلايه و ادامه پيشروى به سوى خرمشهر
۲) تك از شرق به غرب با عبور از رودخانه كارون، با هدف گسستن جبهه دشمن از وسط و تجزيه آن به دو بخش شمالى و جنوبى و سپس احاطه جفير در شمال و خرمشهر در جنوب
تدبير كلى روى سرعت در طرح ريزى و تهيه مقدمات و آمادگى به منظور شروع عمليات تأكيد مى كرد و با تدبير ياد شده به دشمن فرصت به خود آمدن از ضربه اى كه در عمليات فتح المبين دريافت داشته بود، داده نمى شد و در نتيجه به نوعى غافلگيرى مى انجاميد. از اين رو، ۹ فروردين ماه ۶۱ با وجود اين كه هنوز طرحى براى عمليات تهيه نشده بود ولى منطقه عمليات آتى از قبل مشخص گرديده بود، به ارتش و سپاه دستور داده شد تا تعدادى از يگان هاى خود را براى پدافند از منطقه عملياتى فتح المبين نگه دارند و بيشتر نيروهاى خود را به مناطق تعيين شده در جنوب اهواز و شرق كارون اعزام كنند.
فرماندهى عمليات بيت المقدس
با خلع بنى صدر (رئيس جمهور وقت) از فرماندهى كل قوا و تغيير و تحولى كه در سيستم فرماندهى نيروها پيش آمد، رزمندگان ارتش و سپاهى كه از آغاز جنگ دوشادوش يكديگر جنگيده بودند، وحدت و انسجام بيشترى يافتند و اين وحدت كه در صحنه هاى عملياتى به صورت تركيب و ادغام رزمندگان و يگان هاى ارتش و سپاه در يكديگر تجلى يافت و از آن پس عمليات ها به صورت مشترك اجرا گرديد. شهيد صيادشيرازى، فرمانده وقت نيروى زمينى ارتش، اين وحدت و يكپارچگى رزمندگان را كه ثمرات ارزنده اى داشت، «تركيب مقدس» ناميد.
در عمليات بيت المقدس، قرارگاه عملياتى كربلا در جنوب كه در ۳۱ فروردين سال ۱۳۶۱ افتتاح شده بود، هدايت و كنترل عملياتى دو بازوى توانمند دفاع مقدس را كه چون يك روح در دو جسم بودند به عهده داشت.
هدايت عمليات بيت المقدس
عمليات بيت المقدس در ۴ مرحله به شرح زير طرح ريزى شد:
مرحله اول: عبور از رودخانه كارون، تصرف و تحكيم سرپل (تلاش اصلى) و همزمان درگير كردن دشمن در جبهه كرخه كور (تلاش پشتيبانى)
مرحله دوم: ادامه تك نيروها از سرپل و پيشروى به سوى خط مرز در باختر همزمان با احاطه خرمشهر و پيشروى در جبهه كرخه كور در صورت امكان .
مرحله سوم: ادامه تك از خط مرز به سمت شرق بصره و رسيدن به كرانه شرقى اروندرود درحد فاصل نشوه تا بصره.
مرحله چهارم: پدافند در ساحل شرقى اروندرود.
در عمل، به دلايل متعدد و از جمله واكنش هاى دشمن وقوع رويدادهاى غيرقابل پيش بينى، فقط مراحل اول و دوم با موفقيت كامل به اجرا درآمد و از اجراى مراحل سوم و چهارم صرف نظر شد. در اجراى مرحله اول عمليات، عبور از رودخانه كارون ۲ ساعت زودتر از زمان پيش بينى شده و در ساعت ۴ بعدازظهر آغاز شد. فرماندهان كه از روز قبل پيش بينى صدور دستور حمله را كرده بودند، صبح روز ۹ ارديبهشت ماه عمليات پل زنى را آغاز و پل هاى شناور را در محل هاى تعيين شده نصب كردند. سرانجام در ۳۰ دقيقه بامداد روز جمعه ۱۰ ارديبهشت ماه ،۱۳۶۱ قرارگاه كربلا با صدور رمز «بسم الله الرحمن الرحيم، بسم الله القاصم الجبارين، يا على بن ابى طالب» به قرارگاه هاى قدس، نصر و فتح دستور آغاز عمليات بيت المقدس را صادر كرد. بدين ترتيب، نيروهاى سلحشور ارتش جمهورى اسلامى ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و دلاورمردان مخلص بسيجى، عملياتى را آغاز كردند كه حيرت كارشناسان نظامى جهان را برانگيخت. رزمندگان اسلام با طرح ريزى، هدايت و اجراى عمليات بيت المقدس ضمن آزادسازى خرمشهر پس از حدود ۲۰ ماه اسارت، توانمندى خود را نه تنها به رخ رژيم بعث و ارتش عراق بلكه به رخ همه جهانيان كشيدند.
منابع:
- تحليلى بر وقايع صحنه عمليات خوزستان در سال اول جنگ تأليف سرتيپ ستاد نصرت الله معينى وزيرى، سازمان حفظ آثار و ارزش هاى دفاع مقدس ارتش
- هشت سال دفاع مقدس، جلد چهارم، سازمان عقيدتى سياسى ارتش
- اطلس نبردهاى ماندگار، نيروى زمينى ارتش
نوشته: سرهنگ على سجادى
روابط عمومى ارتش جمهورى اسلامى ايران


|   شناسنامه   |   آرشيو   |