|
|
|
نگاه كارشناسان خاورميانه به نتايج سفر منطقه اى رئيس جمهورى
|
|
|
|
چالش نابهنگام با يك تصميم ملى
|
|
|
|
|
ارزيابى ناظران خارجى از سفر احمدى نژاد
در ميان محافل خبرى جهان عرب ، ۲ شبكه سرشناس اين منطقه يعنى الجزيره و العربيه با تشكيل ميزگردها و اعزام تيم هاى خبرى، سفر رئيس جمهورى را رصد كردند. تحليلگر الجزيره در اين باره گفت: بسيارى ازناظران سياسى معتقدند كه ديدار احمدى نژاد چه در زمان و چه در مكانى كه انجام گرفته، بسيار تاريخى و مهم است. بويژه آنكه اين نخستين ديدار يك مقام مسئول بلندپايه ايرانى از زمان تشكيل و تأسيس امارات محسوب مى شود و همچنين ديدار احمدى نژاد درست ۲۴ ساعت پس از پايان ديدار ديك چنى معاون اول بوش ازامارات انجام مى گيرد. مطبوعات امارات متحده عربى نيز در ايام حضور رئيس جمهورى ايران با درج گزارش ها و تحليل هاى گوناگون به ارزيابى نتايج سفر احمدى نژاد در سطح منطقه و در رابطه با امارات پرداختند. روزنامه الخليج با انتخاب عنوان خبرى «سفر تاريخى رئيس جمهورى ايران به امارات» نوشت: با سفر رئيس جمهورى ايران به امارات، فصل جديدى در روابط ايران و امارات رقم خواهدخورد كه براى ۲ كشور داراى اهميت بسزايى است. روزنامه البيان نيز با انتخاب مطلبى با عنوان خبرى «ديدار مهم احمدى نژاد با امير امارات» نوشت: در اين سفر ۲ روزه احمدى نژاد با شيخ خليفه بن زايد آل نهيان، امير امارات و شيخ محمد بن راشد آل مكتوم نخست وزير امارات حساس ترين مذاكره سياسى را در مورد اوضاع منطقه و خاورميانه و گسترش روابط ميان دو كشور انجام دادند. روزنامه الاتحاد نيز نوشت: سفر احمدى نژاد رئيس جمهورى ايران به امارات موجب گسترش روابط ميان ۲ كشور در زمينه هاى سياسى، اقتصادى، تجارى و غيره خواهدشد. ديگر رسانه هاى عرب نيز با نگاهى ويژه، جريان مذاكرات احمدى نژاد در مسقط و ابوظبى را دنبال كردند، چنانكه ايرنا گزارش داده است كه اين سفر بازتاب گسترده اى در مطبوعات مصر داشت. روزنامه «الاهرام» با اشاره به اين كه اين ديدار سرآغاز فصل جديدى از روابط ميان ۲ كشور خواهدبود، نوشت: اين نخستين ديدار رئيس جمهورى ايران از امارات از زمان پيروزى انقلاب اسلامى در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) و تأسيس كشور امارات در سال (۱۳۵۰) ۱۹۷۱ به شمار مى رود. روزنامه «الوفد» نيز با اشاره به تلاش آمريكا براى برهم زدن روابط و ايجاد اختلاف ميان كشورهاى منطقه، اين ديدار را گامى مهم براى بازگشت آرامش به منطقه دانست. اما روزنامه «الجمهوريه» با اشاره به تأكيد احمدى نژاد در امارات بر ضرورت خروج نيروهاى آمريكايى ازمنطقه خليج فارس نوشت كه اين ديدار موفق و سازنده، فصل جديدى را در روابط ميان دوكشور رقم خواهدزد. از ميان محافل خبرى غرب، بيش از همه شبكه بى.بى.سى سفر رئيس جمهورى را پوشش مى داد. راجر هاردى تحليلگر بى.بى.سى در امور خاورميانه در گزارشى از اين ديدار نوشت، اين نخستين ديدار يك رهبر ايرانى از امارات، از زمان انقلاب اسلامى ايران و ۲۸ سال گذشته بود. هاردى مى نويسد: ايران و امارات، پس از سال ها بدبينى (برسر جزاير تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسى در خليج فارس) روابط تازه اى را ازسرگرفته اند. اين منبع در پايان مى گويد: كشورهاى عرب خليج فارس پيش ازاين نگران ايران بودند اما آقاى احمدى نژاد درجريان سفر خود به امارات متحده عربى، به اين نگرانى ها پايان داد.
|
|
|
|
|
نگاه كارشناسان خاورميانه به نتايج سفر منطقه اى رئيس جمهورى
حصار بدبينى فرو مى ريزد
|
|
|
گروه بين الملل صحنه ديپلماسى ايران و اعراب به تازگى شاهد اتفاقى تازه بود. در پرتنش ترين روزهاى خليج فارس، دو پايتخت عربى اين منطقه، ضيافت دوستى براى رئيس جمهورى و هيأت ايرانى گستردند. سفر منطقه اى احمدى نژاد در شرايط زمانى و تاريخى ويژه اى انجام گرفت، بر اين اساس بسيارى از ناظران آن را ديدارى متفاوت از همه ملاقات هاى مرسوم و مشابه ارزيابى كردند. رئيس جمهورى ايران در برهه اى عازم دو كشور امارات و عمان شد كه روابط ايران واعراب در معرض تهديدها و آسيب هاى جدى قرار گرفته است. جنگ قومى در جبهه عراق و حضور همه جانبه ارتش آمريكا در نقش دو عامل برهم زننده ثبات ، موج وسيعى از اختلاف و تنش رامتوجه كشورهاى دوسوى خليج فارس كرده است.مذاكرات رئيس جمهورى با رهبران دو كشور امارات و عمان، آن گونه كه ديپلمات هاى حاضر در اين ديدارها گفته اند، حلقه اى از يك سياست زنجيره اى است كه دولتمردان ايران با هدف و انگيزه شكستن اين فضاى بدبينى و بن بست طراحى كرده اند. اين رشته مذاكرات و ملاقات ها نزد تحليلگران خاورميانه مهم ارزيابى شد از آن رو كه پيشنهادهاى مهمى ميان طرف ايرانى و عربى رد و بدل شد و مجموعه اى از موضوعات حساس ناشى از امنيت ملى دوطرف روى ميز مذاكره قرار گرفت. با آن كه ديدارها و گفت وگوهاى سران ايران با دو كشور نامى خليج فارس در كانون توجه محافل خبرى خاورميانه قرار گرفت، اما اين اتفاق در محافل و رسانه هاى داخلى بازتابى دگرگونه و عجيب يافت. «ايران» براى دست يابى به برداشتى واقع بينانه از اهميت اين رويداد و تحليل نتايج و دستاوردهاى آن به سراغ عده اى از كارشناسان خاورميانه وخليج فارس رفته است كه حاصل ارزيابى اين جمع از سفر منطقه اى رئيس جمهورى اكنون پيش روى شما است.
* سفرى متمايز از ديدارهاى ديپلماتيك دكتر محمدعلى مهتدى، استاد دانشگاه و كارشناس مسائل خاورميانه در ارزيابى سفر دكتر محمود احمدى نژاد به دو كشور همسايه جنوبى ايران، اين سفر را متمايز از سفرهاى مرسوم مقامات ايرانى به كشورهاى عربى خوانده و مى گويد: اهميت اين سفر به چند لحاظ مورد توجه است. در درجه نخست، مى توان آثار اين فصل از روابط ايران با جهان عرب را از زاويه تأثير آن بر مواضع رقيبان جهانى ايران ارزيابى كرد، چنان كه آمريكا و به طور كامل غرب و اسرائيل به صراحت ابراز كردند كه مايل نيستند ميان جمهورى اسلامى ايران و كشورهاى عربى روابط خوب و سازنده اى وجود داشته باشد.وى تأكيد كرد: «معتقدم نفس چنين سفرهايى باعث بروز انسجام بيشترى در خاورميانه مى شود كه جمهورى اسلامى ايران عضو مهم و فعال آن به شمار مى آيد. وى سپس جنبه مهم ديگر اين سفر را در طرح ايران براى امنيت خليج فارس برشمرد و افزود: سفر آقاى احمدى نژاد به اين دو كشور كه از اعضاى مهم و كليدى شوراى همكارى خليج فارس هستند نيز به لحاظ چارچوب همكارى هاى مشترك در حوزه خليج فارس اهميت ويژه اى دارد. او گفت: در حلقه همكارى امنيتى اين ۳ كشور مسأله تنگه هرمز مورد توجه است، تنگه اى كه ايران از يك سو و امارات و عمان از ديگرسو بر آن احاطه دارند. در واقع، معبر اصلى انرژى و نفت جهان در تسلط اين ۳ كشور است. بنابراين، تفاهم هايى كه ميان ۳ كشور ايران، امارات و عمان، صورت مى گيرد، مى تواند در نگاه محافل جهانى ارزش هاى استراتژيك داشته باشد. اين پژوهشگر در بخش ديگرى از اين گفت و گو تأكيد كرد: به عنوان يك ناظر، تصور مى كنم اين سفر باعث ايجاد فضاى مثبت ميان جمهورى اسلامى ايران و كشورهاى حوزه خليج فارس شده است؛ بويژه كه اين سفر بلافاصله پس از سفر ديك چنى، معاون اول بوش صورت گرفت و همان طور كه مى دانيد، آمريكا و چنى كه سردمدار و رهبر جريان نومحافظه كاران در كاخ سفيد محسوب مى شوند، بسيار تلاش كرده اند به روابط ايران با همسايگانش در خليج فارس ضربه بزنند، اما استقبال خوبى كه از دكتر احمدى نژاد در سفر به امارات و عمان صورت گرفت، نشان داد با وجود اقدام هاى تخريبى آمريكا در روابط ايران با همسايگان، همچنان اين كشورها زمينه و آمادگى آن را دارند كه در زمينه هاى مشترك و منافع مشترك با تهران تعامل و تفاهم داشته باشند، بويژه در مورد امارات با وجود آن كه همواره كشورهاى غربى سعى كرده اند از مسأله جزاير سوء استفاده كنند و به روابط ايران و همسايگانش خدشه وارد سازند، باز هم استقبال اماراتى ها از آقاى احمدى نژاد چشمگير بود و نشان از عزم آنها براى روابط دوستانه داشت. در كل ، روند مذاكرات نشان داد كه سفر ديك چنى، آن نتايجى را كه آمريكايى ها مى خواستند، به بار نياورد.» اين كار شناس مسائل خاورميانه سپس به تحليل رويكرد تنش زدايى ديپلماسى ايران پرداخت و گفت: «تنش زدايى، سياست هميشگى جمهورى اسلامى ايران بوده است. اكنون نيز دكتر احمدى نژاد اين سياست را با جديت دنبال كرده و سياستى است كه به نفع منطقه است. ما همواره سعى كرده ايم با كشورهاى همسايه بويژه در حوزه خليج فارس تفاهم و تعامل داشته باشيم. براى ايجاد اعتماد و منافع متقابل مى توان به اسباب و ابتكارات ديپلماتيك متوسل شد. دكتر مهتدى خاطر نشان كرد: تهران با كشور امارات منافع مشترك بسيارى دارد. اين منافع علاوه بر وجود شركت هاى گوناگون ايرانى در امارات شامل پروژه هاى متنوع اقتصادى است كه اكنون توافقنامه هاى آن امضا شده است. وى تأكيد كرد: چنانچه ميان ما و اعراب تفاهم كامل برقرار شود و هيچ راهى براى نفوذ دشمنان باقى نماند، كشورهاى حوزه خليج فارس خود، امنيت خودشان را در دست مى گيرند.» دكتر مهتدى با تشريح تأثيرات رويكرد جديد ديپلماسى ايران بر سياست هاى آمريكا در منطقه افزود: «آمريكا در اعمال سياست هايش در لبنان، فلسطين و... شكست خورده است و در حال حاضر براى نجات خود از گردابى كه در آن فرو رفته، به كمك و يارى ايران نياز دارد و در اين مرحله ناچار به تجديد نظر در سياست هايش است. دكتر مهتدى در ادامه به واكنش هايى كه نسبت به سفر دكتر محمود احمدى نژاد صورت گرفته اشاره كرد و گفت: آنهايى كه اين سفر را نپسنديدند، بيشتر مسأله ۳ جزيره را مستمسك قرارداده اند، در حالى كه در جريان مذاكرات و در خلال اين سفر اصلاً اين مسأله مطرح نشد و در واقع ربط دادن اين سفر به مسأله ۳ جزيره امرى قابل تأمل است. از طرفى، من معتقدم كه خود تجربه اين سفر نشان داد كه چرخه مذاكرات مستمر با عث مى شود كه راه دشمنان در سوءاستفاده از مسأله ۳ جزيره تنب كوچك، تنب بزرگ و ابوموسى بسته شود. * گام بزرگ در راستاى استراتژى انسجام اسلامى الهام امين زاده، نماينده مردم تهران و استاد حقوق بين الملل در تشريح نتايج و ويژگى هاى سفر منطقه اى رئيس جمهور اظهار داشت: از آنجايى كه در سال انسجام ملى و وحدت اسلامى قرار داريم همگرايى و اتحاد ما با كشورهاى خليج فارس و تلاش براى ايجاد اتحاد با كشورهايى كه اختلافاتى با آنان داريم، يك ضرورت است و اين سفر گام بزرگى در عملياتى كردن بيانات رهبرى در نامگذارى سال ۱۳۸۶ است. در شرايطى قرار داريم كه خاورميانه روزهاى سختى در بحران عراق و مناقشات سرزمين هاى اسلامى سپرى مى كند و در اين وضعيت اگر كشورهاى خليج فارس و منطقه بتوانند امنيت منطقه را به دست خويش تأمين كنند و راهبرد بازدارنده اى براى دفع تشتت و تفرقه بينديشند آنگاه مى توان به چشم انداز اتحاد و انسجام جهان اسلام اميدوار بود. اين كارشناس در ادامه با اشاره به نكات كاربردى مذاكرات رئيس جمهورى در امارات و عمان گفت: اگر به قراردادهاى نفتى، اقتصادى و امنيتى جديدى در اين سفرها دست يافته ايم، به طور قطع سودش از آن مردم منطقه خواهد شد لذا معتقدم با توافقنامه هايى كه در اين سفر امضا شد گام بلندى در راستاى يك تحول تازه در روابط ايران و اعراب برداشته شده است. امين زاده در ادامه به نقش دو كشور مقصد رئيس جمهور در معادلات منطقه اشاره كرد و گفت: امارات يكى از مراكز اقتصادى منطقه و جهان است.با توجه به حضور سرمايه گذاران ايرانى و صادرات و وارداتى كه بر محور اين كشور صورت مى گيرد ديپلماسى ايران بايد طرح جديد تعامل با اين خطه را عملياتى كند.وى افزود: سرمايه گذاران ما بايد زير چتر حمايت و تضمين ديپلماسى ايران اطمينان حاصل كنند كه سود فعاليت هاى اقتصادى آنان به ايران باز مى گردد. اين نماينده مجلس در توصيف ويژگى هاى سياسى سفر گفت: اين سفر مبتنى بر تنش زدايى با كشورهاى منطقه و شروع يك همكارى جديد بود. امين زاده افزود: «تنش عمده اى كه خارج از منطقه مرتباً تزريق مى شود عبارت است از عربى و فارسى كردن مسائل و موضوعات منطقه و هدف نهايى اين سياست ها ايجاد تفرقه ميان مسلمانان و كشورهاى مسلمان منطقه است. اما با سمت گيرى ديپلماسى ايران در جهت تنش زدايى ما گام مؤثرى را براى عبور از اين موج تنش ها برداشتيم. امين زاده در ادامه به تأثير بلندمدت اين سفر در خنثى كردن سياست هاى خصمانه آمريكا در منطقه اشاره كرد و اظهار داشت: پيام تهران برآيند انديشه جديد همكارى پايتخت هاى منطقه بود كه ما قادريم امنيت منطقه را با اراده جمعى ملت ها و دولت هاى منطقه تأمين كنيم و اين درك مشترك خواه ناخواه بسيارى از توطئه ها را خنثى مى كند. مسأله اساسى اين است كه كشورهاى منطقه اراده و همت لازم براى اتحاد و همگرايى نشان دهند. وى با تأكيد بر اين كه كانون نگاه ديپلماسى بايد تقويت اشتراك هاى ما با كشورهاى عربى باشد، گفت: مذاكرات اخير رئيس جمهورى در امارات و عمان همين منطق را دنبال كرد. وى افزود: ما با اعراب اشتراكات زيادى داريم و حتى وجوه افتراق ما در بسيارى از زمينه ها مى توانند به نقطه اشتراك مبدل شوند. وى افزود: علاوه بر علايق اقتصادى و نفتى ما به لحاظ امنيتى نيز اشتراكاتى با اين گروه ساكنان خليج فارس داريم و هدف مشترك ما توسعه خليج فارس، استفاده بهينه از منابع و ايجاد رفاه براى مسلمانان منطقه است و فقط در صورت تعامل منطقه اى است كه مى توانيم به آن اهداف بلند رفاه و پيشرفت جهان اسلام برسيم. امين زاده در ادامه اظهار داشت: به نظر من اين سفر به موقع بود. دست كم با راهبردى كه به عنوان انسجام اسلامى پيش رو داريم، قاعدتاً نمى توانيم دست روى دست گذاشته و منطقه را در ميان موج تفرقه ها و تهديدها تنها بگذاريم. بر اين اساس معتقديم اين سفر نخستين قدم عملى ما براى رسيدن به انسجام اسلامى است و نقطه شروع خوبى در بهار ديپلماسى ايران بود. *پيدايش درك سياسى تازه در اعراب صباح زنگنه، كارشناس خاورميانه در گفت وگو با «ايران» اهميت و تأثيرات سفرمنطقه اى رئيس جمهورى را ابتدا از زاويه موقعيت كشورها ارزيابى كرد و گفت: ايران و امارات مشرف بر خليج فارس هستند و منافع و مصالح مشترك بسيار دارند كه براين مشتركات استراتژيك بايد داد وستدها و ارتباطات اقتصادى و اجتماعى را نيز افزود. وى در ادامه ديدار رئيس جمهورى از امارات را رويدادى متمايز خواند و گفت: «به لحاظ سياسى دو كشور تاكنون به طور وسيع، با يكديگر تعامل نداشته اند و اين خلأ منشأ مشكلات و سوءاستفاده هاى زيادى شده است. وى سفر رئيس جمهورى به امارات را از اين لحاظ يك امتياز و ابتكار عمل خواند و گفت: اين تدبير بايد به حساب هوشمندى ايران گذارده شود.» صباح زنگنه سپس به تشريح نتايج و دستاوردهاى اين سفر پرداخت و گفت: نتايج اين سفر را بايد در دو بخش ؛ تأثير آن بر خود امارات و ديگر كشورهاى منطقه بررسى كرد. وى افزود: از جمله تأثيرات اين سفر در امارات اين بود كه طرف عربى دريافت كه ايران جديت و اهتمام براى همكارى هاى منطقه اى دارد و اماراتى ها با اين سفر متوجه شدند ايران آمادگى دارد در همه سطوح و به طور همه جانبه با آنها همكارى داشته باشد و در اين فضا آنان نيز ناگزيرند به اين همكارى توسعه بخشند. از طرفى سران ايران اين پيام را منتقل كردندكه علاوه بر مناسبات تجارى كه اكنون نيز بين دو كشور برقرار است ، در مسائل سياسى دوجانبه و چندجانبه منطقه اى و بين المللى هم عرصه هاى جديد همكارى بگشايند. زنگنه افزود: نكته ديگرى كه با اين سفر مورد توجه اماراتى ها واقع شد، مسائل امنيتى است. توافقنامه هاى امنيتى كه در چنين سفرهايى امضا مى شود براى هردو طرف اطمينان خاطر ايجاد مى كند.» اين كارشناس مسائل بين الملل سفر رئيس جمهورى را داراى آثارى فراتر از مسائل دوجانبه خواند و گفت: اين سفر براى كشورهاى منطقه پيام روشنى داشت و آن اين كه ايران آمادگى دارد با همه كشورهاى منطقه از همين پايگاه دوستى و همكارى ارتباط داشته باشدو از مرحله توسعه روابط دوجانبه وارد همكارى هاى چندجانبه اى و منطقه اى شود. وى افزود: پيام ديگر اين سفر به كشورهاى فرامنطقه اى اين بود كه سعى نكنند روابط، دوستى ها و همكارى هاى كشورهاى حوزه خليج فارس را تخريب كنند.» صباح زنگنه ايده تنش زدايى احمدى نژاد را راهبردى روبه جلو در ديپلماسى منطقه اى جمهورى اسلامى ايران دانست و گفت:«اين سفر در چشم انداز خود مى تواند با تلاش و انديشه انديشمندان دوسوى خليج فارس تكميل شود و بر مبناى اين يافته ها مى توان چارچوب همكارى هاى عميق تر را با توجه به وضع و امنيت موجودعملياتى كرد. اين كارشناس در ادامه كارگزاران امور اقتصادى و تجارى را به بهره گيرى از اين فرصت هاى ديپلماتيك فرا خواند و گفت: راهبردهاى سياسى مشترك مى تواند فضايى براى تحرك و تكامل بيشتر بخش هاى اقتصادى دوطرف به وجود بياورد. زنگنه افزود: ايران كشورى صنعتى با فناورى پويا و داراى امكانات گسترده نيروى انسانى است اما براى بهره مندى از اين توان اقتصادى بايد بازار كار گسترده كشف كرد. وى خاطرنشان كرد: در طرف مقابل يعنى كشورهاى عربى با آن كه منابع انرژى خوبى دارند اما به خاطر صنعت ضعيف، نياز عميق به نيروى انسانى و دانش فنى دارند. بنابراين استفاده از فناورى ها و دانش فنى ايران مى تواندباب جديد داد وستد ايران و اعراب را بگشايد. «صباح زنگنه» در پايان اين گفت وگو سفر اخير رئيس جمهورى ايران را سفرى بموقع خواند و تأكيد كرد : زمان اين سفر درست انتخاب شد و مخالفت هايى كه دراين باره بروز كرد خدشه اى بر اهميت و ارزش اين ديدار وارد نمى كند. زيرا در يك جامعه باز آرا به صراحت بيان مى شود. وى با اشاره به مثل جلوى ضرر را هرگاه بگيريد نفع است گفت: اين سفر به لحاظ زمانى توانست در مقابل موج اختلاف افكنى كشورها مقابل ايران يك اقدام مؤثرى صورت دهد.
|
|
|
|
|
چالش نابهنگام با يك تصميم ملى
دست رد به سينه ديپلماسى
|
|
|
با كمى دقت و وسواس اين گزار ه ها و عبارت ها را از نگاه بگذرانيد: در جنوب آب هاى نيلگون خليج فارس، جهنمى از جنگ و آتش برپاست كه شعله هاى سركش آن امنيت همه كشورهاى پيرامون آن را به خطر انداخته است ـ كشور عراق در اثر اشتباهات پياپى قدرت هاى اشغالگر، به پايتخت تروريست ها و منبع صدور ترور و افراطى گرى در خاورميانه و جهان تبديل شده است ـ دولت هاى منطقه از رياض تا ابوظبى و منامه تا تهران خواهان خروج ارتش آمريكا از عراق هستند ـ به دليل بروز بن بست در طرح امنيت منطقه اى آمريكا در خليج فارس براى نخستين بار شوراى همكارى خليج فارس براى امضاى يك پيمان امنيت بومى و منطقه اى چراغ سبز نشان داده است ـ نزاع ويرانگر قومى و مذهبى در چند نقطه جهان اسلام، دولت هاى منطقه را بى قرار يافتن فرمول ها و نسخه هاى عاجل كرده است. تهران سال جديد را با استراتژى انسجام اسلامى آغاز كرد ـ همسايه خفته در خون و آتش ايران، ديپلماسى و ديپلمات هاى تهران را به استمداد طلبيده و با نگاه تمنا خواسته است براى نجات يك ملت حتى با دشمن ديرينه اش به گفت وگو بنشيند. اين عبارت ها و فرضيه ها هر كدام قطعه اى از واقعيت سياسى منطقه ما است. فكر مى كنيد وظيفه و تكليف جماعت ديپلمات ها و مجموعه ديپلماسى در قبال اين وضع چيست؟ و اگر تهران بر فرض مثال، اين دوران را با سكوت و بى خيالى پشت سر بگذارد، چه پيش خواهد آمد؟ آيا به راستى جمهورى اسلامى در اين فضاى پرآشوب مى تواند، حصارى از انزوا به دور خويش كشد و عراق و خليج فارس و جهان اسلام را با بحران هاى خانمانسوزش تنها بگذارد؟ شايد اين موج فاجعه اگر در نقطه اى دوردست مثلاً خاور دور و شمال آفريقا واقع مى شدباكى نبود كه به چنين خواسته و خيالى جامه واقعيت پوشد اما بخواهيم و نخواهيم، فاجعه همجوار و همنشين ما است و سايه به سايه ما مى گردد و ما را گريز و گزيرى جز روبه رو شدن با آن نيست. حال مسأله اى ديگر؛ كاروان ديپلماسى ايران در اين فضاى استثنايى، مسير حركت خويش را به خليج فارس يا همان كانون بحران معطوف مى كند و شخص رئيس جمهور همه نيروها و ابزار و عوامل ديپلماسى را بسيج مى كند، تا در اين آسمان تيره منطقه روزنه اى به سوى صلح و تعامل گشوده شود. بر پيشانى پرچم ديپلماسى ايران يك شعار نظرها را جلب مى كند: به خاطر عراق و براى جهان اسلام. ديپلماسى ايران با همين سودا و با پيام تعامل و تفاهم دو منزلگاه را در مسقط و ابوظبى طى مى كند و اكنون حسب گزارش رئيس كاروان مهياى عزيمت به منزلگاه و سرزمين هاى ديگر اسلامى و عربى مى شود. حال فكر مى كنيد حاصل و ره توشه اين حركت و رويكرد نوين ديپلماسى جمهورى اسلامى چه بوده است. شنيدن و باوركردن قصه بازتاب اين سفر مهم، قدرى عجيب و دشوار است. اما حقيقت ماجرا اين است كه اين خيز بلند ديپلماتيك با دو نگاه متفاوت و بلكه متضاد در دو سوى خليج فارس روبه رو شد. ساكنان آن سوى اين حوزه آبى يعنى دولت ها و سازمان ها بر محافل اسلامى و عربى، زبان به تحسين و حمايت رويكرد دولتمردان ايران گشودند. اما در اين سوى مرز، محافل وطنى هيچ فرصت و كوششى را براى ترديدافكنى و شبهه انگيزى در سفر رئيس جمهور فروگذار نكردند و وقتى آوازه اين مخالفت هاى دوستان وطنى به گوش محافل آن سوى خليج فارس رسيد نويسندگان و گزارشگران عرب نيز به شگفت آمدند. يك محاسبه بسيار ساده مى گويد كه نفى سياستى كه آغاز و فرجام آن زدودن يخ هاى اختلاف و نزاعى است كه سرما و سوزش بر جان همه ما نشسته است را در كدام دستگاه فكرى و با كدام معيار عرفى و عقلى بسنجيم و باور كنيم. اگر فرض بگيريم كه طايفه مخالفان با عيار منافع ملى و مصالح ملى به چالش با اين رويكرد دولت پرداخته اند بايد گفت كه آيا براى تأمين و تحقق منافع ملى در بحرانى چون عراق و حوزه خطرخيزى چون خليج فارس راه ديگرى جز مذاكره، تعامل با همسايگان و اطرافيان وجود دارد. اگر آنها دل در گرو انديشه صلح و همگرايى دارند و از زمره معتقدان به تئورى تبديل تهديد به فرصت هستند، بايد گفت چه فرصت و موقعيتى از اين مهم تر وجود دارد كه قاطبه همسايگان عرب و غيرعرب اكنون دست نياز و آغوش دوستى به سوى ايران گشوده اند. واقعيت اين است كه در عالم تحليل و محاسبه، هيچ برهان و بينه اى براى صف آرايى امروز برابر ديپلماسى دولت احمدى نژاد يافت نمى شود و اين سؤال همچنان رنگى از معما مى يابد كه چگونه مى توان در فضاى پرفتنه منطقه از يك طرف سرود آشتى و اتحاد اقوام و مذاهب سرداد و از سوى ديگر ديپلماسى و ديپلمات ها را به ترك مهم ترين ميدان گفت وگو و تعامل فراخواند؟ چگونه عمرى را در آرزو و حسرت تنش زدايى ايران و اعراب به سربرداما در همان حال كمر همت بر توقف چرخ اعتمادسازى دولت بست. تاريخ به يقين روزى رفتارهاى اكنون ما را به ياد خواهد آورد كه سياست خارجى ايران بر سر مشى و موضع دوستى با همسايگان دستخوش كشاكشى بزرگ با بازيگران وطنى شد و گروهى براى متوقف ساختن چرخ دولتى كه حريف مى پندارند، بديهى ترين و بنيادى ترين اصول ديپلماسى كشور را آماج حمله قرار دادند. اين هجمه ها به حريم سياست خارجى شايد اگر فقط از سوى شبكه احزاب و ارگان هاى حزبى انجام شده بود چندان جاى شگفتى نبود، اما شگفتى آنجاست كه طايفه اى از ديپلمات ها اين كارزار سياسى را همراهى مى كنند همانان كه ديپلماسى را ناموس كشور مى خواندند و شماتت ها نثار حريم شكنان ديپلماسى و مذاكره مى كردند.
|
|
|
|