|
گپ انديشه
آرزوى ملاصدرايى ديگر
در جست وجوى چگونگى وضعيت امروز فلسفه اسلامى با دو پرسش از دكتر غلامرضا اعوانى
|
|
|
جناب دكتر اعوانى، آيا همه نحله هاى فلسفه اسلامى تا دوره هاى معاصر ادامه پيدا كرده اند؟ مكاتب فلسفى دركشور ما به صورت مداوم ادامه داشتند و در هر دوره اى نمايندگانى را معرفى كرده اند. مشاء كه با بزرگانى مثل ابن سينا و فارابى شروع شد تا خواجه نصير طوسى و همين طور تا زمان ما مثل مرحوم جلوه،مرحوم آقا ميرزا حسن كرمانشاهى، مرحوم آقا ميرزا طاهر تنكابنى، مرحوم حائرى سمنانى، همه مشائى بودند. همين الآن هم هستند مثل آيت الله مصطفوى. اما در كنار آن حكمت اشراق بود. پايه گذار آن شهاب الدين سهروردى است كه اين مكتب با قطب الدين رازى، دوانى و ديگران ادامه يافت تا امروز كه كسانى به مكتب اشراق اعتقاد دارند. ولى كمال در مكتب متعاليه است. مكتب ملاصدرا چهار قرن قدمت دارد. در اصفهان، اساتيد بزرگى آن را تدريس كردند ودر مرحله بعد در مكتب تهران با اساتيدى مثل مدرس قمشه اى و ديگران دنبال شد وهمين الآن هم در قم و تهران تدريس مى شود. چرا در دوران جديد ديگر فيلسوفان مبدع و نوآورى چون ملاصدرا به وجود نمى آيند؟ اين به يكنواختى فرهنگى بر مى گردد. فلاسفه اسلامى شاگردان مبرزى داشتند كه هركدام به نوبه خود شاگردان زيادى را تربيت مى كردند وهمين طور ادامه داشت. اما بعد از ورود فلسفه جديد و استقبال دانشگاه از آن تمركز بر فلسفه اسلامى كم شد و امروز تدريس آن قوت كمترى دارد. من گمان مى كنم يكى از دلايل ظهور نيافتن فيلسوفان مبدع اين است كه امروز فلسفه اسلامى جزيى از فلسفه را در ايران تشكيل مى دهد. اتفاق جديدى هم مى تواند بيفتد. اما شرط آن اين است كه درست تدريس شود. اجازه بدهيد مثالى بزنم. ۵۰ سال پيش استادان زيادى مى توانستند در همين تهران «اسفار اربعه» را تدريس كنند. اما امروز تعداد آنها خيلى كم است. هر چند كسانى مى گويند كه اسفار اربعه خوانده ايم ولى مطالعه اينها با اساتيدى كه در گذشته به طور جدى درس مى گرفتند متفاوت است. اميدوارم خداوند همين استادان را كه تعدادشان از انگشتان دست بيشتر نيست حفظ كند ولى شايد ۲۰ سال بعد نتوانيم درتهران كسى را پيدا كنيم كه حتى بتواند شرح منظومه بگويد.
|