ترجمه: ياسين دروديان
اين مقاله به شانزده شهرى اختصاص دارد كه در بخش اصلى دهمين نمايشگاه بين المللى معمارى «آرسنال» - واقع در ونيز - ارائه شدند. اساس انتخاب اين شهرها به گونه اى است كه از لحاظ تنوع، اندازه و پراكندگى جغرافيايى در سراسر كره زمين، مجموعه اى كامل و گويا، براى ترسيم وضعيت كلى فراهم آورند. لازم به ذكر است جمعيت اين شهرها بالغ بر سه و نيم ميليون نفر است. از همه مهم تر، دليل انتخاب اين شهرها كه هركدام در يك دوره مشخص زمانى دستخوش تحولات عمده اى شده اند، اين بوده كه بر روى شكل يك شهر، سياست هاى ساخت، اداره و توسعه هاى آينده آن تأثيراتى مستقيم دارد. اين بخش، ديدى كلى را از هر شهر به دست مى دهد و شامل يك گزارش كوتاه از زندگى رايج و حال و هواى هر كدام و يك تجزيه و تحليل تكميلى از ويژگى هاى فضايى و اجتماعى آن هاست كه به وسيله هيأت علمى دانشكده اقتصاد دانشگاه لندن تهيه شده است. همه اين ها با هم، چشم اندازى مشابه از تحولات جهانى شهرى به دست مى دهند كه با كمى تغيير، در همه شهرهاى دنيا قابل پيگيرى است.
|
|
|
تصور كنيد ما مى توانستيم از فضا تمامى كره زمين را در شب مشاهده كنيم. حلقه ها، ناحيه ها و نوارهاى بسيار بزرگ نور، تا حد خوبى نقشه جهانى محدوده هاى شهرى و ردپاى وسيع تر انسان هايى را كه با آن ها مرتبط اند منعكس مى كنند. اگر ما به كانون هاى روشنايى و مراكز مصرف برق به عنوان نماينده هاى شاخص محل سكونت و زندگى انسان ها نگاه كنيم، الگوهاى بزرگ مقياس توسعه شهرى در برابر ديدگانمان شروع به شكل گيرى مى كنند. از اينجا پى مى بريم كه بيشتر اروپا شبكه توسعه شهرى هاشورخورده و خط خطى شده، و نيز اين كه يك نوار فشرده شهرى كه از جنوب انگليس تا شمال ايتاليا كشيده شده، در حال تثبيت و گسترش در مركز اين قاره است.
در شمال آمريكا، شايد به جز بيابان هاى آن، گستره وسيعى با يك شبكه تقريباً هندسى پوشيده شده است كه بخش هاى مختلف كانادا و مكزيك را به هم متصل مى كند. اين پيوندها و توالى هاى فضايى به هم پيوستگى شديدى را كه بين شهرها و نواحى مرتبط با آنها شكل گرفته به تصوير مى كشد. با نگاه به جاهاى ديگر كره زمين بجز آمريكاى شمالى و اروپا نواحى فشرده و پوياى شهرى ديگرى را نيز مى توان تشخيص داد.
از آسمان، سرتاسر مجمع الجزاير ژاپن تقريباً مشابه يك زنجيره شهرى به نظر مى آيد. اين امر نشاندهنده آن است كه از هر نقطه اى در سراسر كشور ژاپن، در مدت زمان كوتاه چند ساعته، از طريق يك شبكه راه آ هن پيشرفته پرسرعت مى توان به پايتخت كشور دسترسى يافت. در توكيو تقريباً هشتاد درصد جمعيت از وسايل حمل ونقل عمومى براى رسيدن به محل كارشان استفاده مى كنند، (در لس آنجلس درست برعكس اين است، يعنى هشتاد درصد مردم از خودروى شخصى خود براى اين منظور بهره مى گيرند). و اين خود الگويى از رشد مؤثر و كارآمد شهرى را، براى شهرى فراهم آورده كه امروزه بزرگ ترين ابرشهر جهان با بيش از ۳۰ ميليون جمعيت به شمار مى رود. بعد از يك دوره ركود اقتصادى، توكيو يكبار ديگر به موقعيت منحصربه فرد خود نزديك شده است و معماران و برنامه ريزان آن به مسائل فضاى عمومى شهرى، و بطور خاص، رابطه عنصر آب با اين ابرشهر درهم فشرده كه با نفوذ دريا صورتى تكه تكه پيدا كرده مشغول اند.
نقشه جهانى به وضوح نشاندهنده شكل گيرى سريع نواحى شهرى گسترده در جنوب آسيا و نواحى ساحلى چين است. انتظار مى رود نزديك به نيمى از جمعيت شهرى جهان در خلال دو دهه آينده در اين نواحى متمركز شوند. بر طبق گزارش هاى سازمان ملل، بمبئى (Mumbai) - كانون پرقدرت و پوياى هند - طورى پيش مى رود كه تا سال ۲۰۵۰ گوى سبقت گسترش شهرى را - به عنوان بزرگ ترين شهر جهان - از توكيو بربايد. اما در اين زمينه، سرعت سرگيجه آور تغيير و تحولات در هيچ كجا به پاى آنچه در بزرگ ترين منظومه هاى شهرى چين ملموس و مشخص است نمى رسد. شانگهاى هم اكنون يكى از پرشتاب ترين ميزان هاى رشد را در ميان شهرهاى جهان دارد. همچنين شهر «پكن» (Beijing) با سرعت در حال تغيير و تحول براى آمادگى و تدارك ديدن بازى هاى المپيك ۲۰۰۸ است. شانگهاى، همزمان با چالش هاى اجتماعى نظام دادن به جمعيت شناور روستاييان مهاجر - كه شايد تعدادشان به ۵ ميليون نفر برسد - جمعيتى معادل كل جمعيت «ميلان» را - كه به لحاظ وسعت شهرى بزرگتر از آن است - در خود جاى داده و با حدود ۳ هزار ساختمان بيش از ۱۰ طبقه، در حالى كه ده سال پيش در مجموع كمتر از ۳۰۰ ساختمان داشت - با سرعتى نفسگير در حال گسترش در سطح و ارتفاع است. اما روند سريع شهرنشينى و شهرى شدن جوامع هميشه با روند رشد فزاينده اقتصاد و سرمايه گذارى هاى گسترده در زيرساخت هاى نواحى مجاور اقيانوس آرام، در آسيا، موازى نبوده است. در آفريقاى مركزى و ساحلى، آنچه ممكن است مشابه خوشه ها و دسته هاى نامشخص نور در شب به نظر برسد، در واقع توده هاى بزرگ شهرى است كه ميليون ها نفر سكنه را در خود پناه داده است؛ در حالى كه شبكه روستايى و برق آن ناكافى و اساسى ترين زيرساخت هاى آن ناكارآمد و ضعيف هستند. فشارهاى جمعيتى و رشد آن پيوسته ادامه پيدا مى كند ـ تا سال ۲۰۱۵ به سكنه شهر لاگوس (Lagos) ۶۷ نفر و به جمعيت شهر «كينشازا» (Kinshasa) ۳۴ نفر در هر ساعت اضافه مى شود و ادامه اين روند سرانجام منجر به تمركز بى تناسب و نامتعادل جمعيت جوان دنيا در جنوب مى شود كه مقارن است با بى تعادلى جهانى شاخصه هاى اجتماعى همچون سطح درآمد و سواد. در مصر هر ۲۰ ثانيه كودكى متولد مى شود و بسيارى از مردم به قاهره مهاجرت مى كنند. در اين شهر بيش از ۶۰ درصد جمعيت در خانه هاى ساده و معمولى و ساختمان هاى بيش از چهارده طبقه و در شهرى زندگى مى كنند كه فقط يك متر مربع فضاى باز براى هر شهروند وجود دارد. (در حالى كه سرانه اين فضا براى هر فرد ساكن لندن، معادل ۵۰ برابر آن مقدار است).
حتى در ژوهانسبورگ، كه موتور اقتصادى و مركز فرهنگى آفريقاى جنوبى به شمار مى رود و شهرى است كه احتمال مى رود جمعيت آن در مدت زمان كمتر از يك دهه دو برابر شود، به جاى اين كه به دنبال برنامه اى براى رشد زيرساخت ها باشند، فقط به فكر حفظ سطوح كنونى آماده سازى زمين و تأمين آن هستند. در اين شهر كه در دوران پس از تبعيض نژادى به سر مى برد و با جنايات گوناگون، وحشت عمومى، اختلاف طبقاتى و ايدز دست به گريبان است، تلاش هاى زيادى براى بازگرداندن مردم به قسمت متروك پائين شهر صورت گرفته است، در حالى كه ظرف دهه پيشين بسيارى از مشاغل و فعاليت هاى تجارى از آنجا به نواحى مشترك گمنام در حاشيه هاى شهر فرار كرده بودند. به اين منظور، در اينجا، در حول و حوش مراكز حمل ونقل كه صفوف مسافركش هاى شهرى هستند برخى پروژه هاى كوچك مقياس طورى طراحى شده اند تا حوزه هاى عمومى شهر را دوباره انسانى كنند، چنان كه پشت حصارهاى امنيتى جامعه بسته پنهان نشوند. در اين زمينه آگاهى روبه رشدى در حال پيدايش است مبتنى بر اين كه برنامه ريزى هاى شهرى را، در واقع، يك برنامه كار جهانى به حساب آورند. تأثيرات محيطى شهرها بر طبق ميزان افزايش جمعيتشان و مقدار منابع طبيعى كه مصرف مى كنند بسيار گسترده اند، هرجنبه زندگى شهرى دخالت هاى مهم و چشمگيرى در كل سياره زمين دارد، از ميلياردها انسانى كه خودروهاى شخصى خود را در طول بزرگراه هاى ابرشهرها مى رانند گرفته تا انرژى موردنياز، گرم كردن و خنك كردن ساختمان ها و يا تأمين منابع غذايى ما كه اغلب هر يك از يك گوشه ديگر جهان تهيه مى شود.
در اقتصادهاى پيشرفته چنين تخمين زده مى شود كه بيش از ۵۰ درصد انرژى در ساختمان ها مصرف مى شود و ۲۵ درصد آن در حمل ونقل؛ بنابراين هرگونه تغيير جزئى در نسبتى كه در شهرها ميان اين دو گونه مصرف انرژى در شهرها پديد بيايد تأثير عمده خواهد داشت. در عرصه جهانى تاكنون چنين ديده شده كه ميزان پراكندگى و گسترش شهر و ساختمان هاى شهرى مى تواند با مصرف منابع تجديدناپذير انرژى مرتبط باشد. نسلى از مديران و رهبران شهرى در حال برانگيخته شدن هستند تا اين چالش ها را رفع كنند. براى نمونه، در اروپا بسيارى از شهرداران شهرهاى بزرگ درحال عملى ساختن برخى تحولات مهم شهرى هستند كه به يارى آن ها شهرشان براى رقابت در عرصه هاى اقتصاد جهانى و توليد مصرف و فرهنگ تواناتر خواهد شد. هم اكنون اين شهرها در حال پاسخ دادن به چالش هاى اجتماعى معاصرند، به اين ترتيب، در بعضى موارد، جريانى بزرگ مقياس ساكنان جديد را در خود جا داده و در باقى موارد تمايل به رشد جمعيت را بدون آن كه به روش قهرآميز با آن به مواجهه برخيزد، به نحوى ديگر مديريت مى كنند. مديريت شهرى در سرتاسر جهان با شتاب در حال رشد است، از انجمن ها و ائتلاف ها براى گسترش و پيشرفت سريع و متعادل در ابرشهرهاى ايالات متحده گرفته تا هيأت هاى حاكم در شهرهاى بزرگ چين، كه تحولات اجتماعى آن ممكن است منجر به كاهش تفكيك استقرارها و اسكان هاى شهرى و افزايش بازارهاى كارى فشرده تر و پيوسته تر شود. همگى در اين زمينه در تلاش اند. تعدادى از خلاقانه ترين سياست هاى شهرى در ۲۰ سال گذشته در واقع از آمريكاى لاتين نشأت گرفته است، منطقه اى كه از جهات ديگر در مشكلات عمده اقتصادى و بى تعادلى هاى اجتماعى روبه رشد گرفتار است.
از اين مطالعه و بررسى موردى و گزينشى درباره وضع شهرهاى عمده جهان متوجه مى شويم كه دوران كنونى شهرهاى جهان و شهرنشينى معاصر پر از مشكلات گوناگون و چالش هاى مسائل شهرى است، اما در عين حال نويد آن را مى دهد كه توان و زمينه بازنگرى و تفكر مجدد به معانى، عملكردها، استعدادها و محاسن اشكال متفاوت ساخت شهرى و راهبردهاى اداره شهر را براى ما به ارمغان بياورد. در اين موقعيت است كه معماران و متخصصان طراحى مى توانند و بايد به ساختن جهانى بپردازند كه به لحاظ زيست محيطى و اجتماعى پايدار باشد. با آن كه هر شهر با مجموعه مسائل و چالش هاى پيچيده خاص خود روبه روست آرا و عقايد مشتركى درباره مسائل شهرى و پيرامون تعدادى از مسائل گسترده و همه گير آن به صورتى گسترش يابنده مطرح شده كه همه شهرها و مسئولان آن، در هر نقطه جهان و با هر ويژگى، در صورتى كه درصدد مهار قواى اقتصادى و رسيدن به عدالت اجتماعى و يك زيست بوم سالم و صحيح هستند بايد به آن توجه داشته باشند. براى ساده سازى مسأله و راحتى فهم آن بايد به بحث و تحليل درباره اين مسأله اساسى و اوليه بپردازيم كه چگونه بايد توده هاى جمعيت تازه وارد را در وضعيتى با تراكم زياد و منابع غيرطبيعى جا داد و تسهيلات شهرى را براى آن ها فراهم آورد. اما اين بيان روشن و روراست، تداخل پيچيده ابعاد اقتصادى، اجتماعى و محيطى را كه بايد مورد بحث و بررسى قرار گيرد مى پوشاند و نيز محدوده مداخلاتى را كه متقابلاً تقويت كننده هستند و نياز به تدبير و طرح ريزى و اجراى صحيح دارند، مخفى مى كند. از جمله اين مسائل مى توان به اين موارد اشاره كرد: تهيه و تدارك سرپناه مناسب، موقر و قابل خريد در نواحى با دسترسى خوب كه اتصال محكمى با ساخت و سازهاى شهرى اطراف خود دارند. ايجاد فضاهاى عمومى سالم و امن، زيبا و طراحى شده كه موجب همبستگى اجتماعى هرچه بيشتر شود؛ توليد كسب و كار با دستمزد كافى و شرايط كارى بى عيب و نقص كه موجبات خلاقيت كارى را فراهم آورد؛ ايجاد چرخه كارآمد توليد با مهارت و گروه هاى كارى هماهنگ و متحد؛ تأمين امنيت ارزان و سهل الوصول و ايجاد شبكه ترابرى سريع و مطمئن براى تمامى سكنه شهر و پيوند آن با شبكه هاى عمومى به هم پيوسته اشاره كرد. اين ها برخى از عوامل شهرنشينى گسترده و جهانى عصر ماست كه نيازمند تجزيه و تحليل و انجام مداخلات در رده ها و رشته هاى گوناگون است. بنابراين به جاى پيشنهاد يك راهكار تك بعدى كه بخواهد راهگشاى همه مسائل بوده و در همه شرايط كارساز باشد، قصد ما دادن اطلاعات مقايسه اى اجتماعى و فضايى با چشم اندازى گسترده است براى حل چالش ها و ايجاد فعاليت هاى خلاق ريخت شناسى است كه با سرمايه ها و مشكلات منحصربه فرد هر سامانه شهرى و شهروندان آن تناسب داشته باشد. اطلاعاتى كه براى مقاصد دهمين نمايشگاه بين المللى معمارى ترتيب داده شده و همه معماران را به عمل در جهت رسيدن به اين مقاصد دعوت مى كند.
شهر بارسلونا
جمعيت حال حاضر بارسلون تقريباً ۱/۶ ميليون نفر است كه در قرن گذشته حدوداً ۲ برابر شده و فقط يك ميزان شش درصدى از اين رشد به تنهايى مربوط به دهه گذشته بوده است. انتظار مى رود در ۱۰ سال آينده صد هزار سكنه ديگر به بارسلونا افزوده شود. تراكم ناخالص جمعيت ساكن در آن ۱۵۳۶۵ نفر در هر كيلومتر مربع است كه ميانگين بسيار فزون ترى نسبت به ساير بخش هاى اروپا و ـ به طور خاص بريتانيا ـ به حساب مى آيد؛ با اين حال، بارسلونا الگويى است كه نشان مى دهد چگونه شهرها مى توانند مناطق مسكونى پرتراكمى را ايجاد كنند كه توسط سامانه جامعى از فضاهاى عمومى پشتيبانى مى شود. در بارسلونا، نزديك به نصف مساحت شهر فقط به فضاهاى تفريحى و سبز اختصاص دارد.
حداقل دو گروه عمده زبانى (اسپانيايى و كاتالونيايى) در بارسلونا همزيستى دارند و حدود ۱۶ درصد جمعيت كنونى اين محيط شهرى چند فرهنگى و روبه رشد، خارجى هستند. موقعيت شهر در مديترانه كه با پيوندهاى تاريخى اسپانيا و آمريكاى جنوبى، با اقتصاد شهرى پوياى اين سرزمين جفت شده، بارسلونا را به مكانى پرجاذبه براى مهاجرت تبديل كرده است. بارسلونا شهرى ثروتمند است. محصولات شهرى آن به صورت ناخالص ۵ درصد كل اقتصاد اسپانيا را تشكيل مى دهد، با اين حال چندين هزار صاحبخانه آن وابسته به كمك هزينه هاى مالى و فعاليت هاى خيريه اى هستند و تعداد آنهايى كه حتى به نان شب و سرپناهى براى خوابيدن نياز دارند روبه افزايش است. در حالى كه جمعيت شهر هنوز جوان است و حدود ۱۶ درصد سكنه را گروه سنى بيست ساله و كمتر تشكيل مى دهند، بيش از يك پنجم اهالى بارسلونا بالاى ۶۴ سال سن دارند.
شهر برلين
در برابر روال رايج انبساط شهرى، كه در همه شهرهاى بزرگ دنيا جارى است، برلين يك مورد خلاف قاعده محسوب مى شود. از سال ۱۹۰۰ ميلادى تاكنون جمعيت اين شهر تنها ۷۲ درصد رشد داشته، اما آنچه بسيار شگفت انگيز است كاهش يك و نيم درصدى اين جمعيت در دهه اخير است. بنابراين به جاى مشكل كمبود فضاى سكونت، برلين با مشكل زيادى فضاى مسكونى و هزاران واحد مسكونى خالى روبه روست! علاوه بر اين انتظار مى رود رشد برنامه ريزى شده جمعيت شهر كم و حداقلى باشد: ۲۵ هزار نفر در ۱۰ سال آينده. بنابراين در حالى كه شهرهاى ديگر با مسائلى كه توسط جمعيت همواره رشد يابنده مواجه اند، آينده برلين چالش هاى متفاوتى را پيش رو مى نهد. همچنين پير شدن جمعيت از ديگر مسائل اين شهر است. تقريباً حدود يك چهارم جمعيت بيش از ۶۵ سال سن دارند در حالى كه فقط پانزده درصد زير ۲۰ سال هستند. تراكم مسكونى ناخالص حال حاضر ۳۸۰۰ نفر در هر كيلومتر مربع است و تقريباً نصف شهر به فضاى باز عمومى اختصاص داده شده است. آنچه «برلين» به معماران، طراحان و برنامه ريزان شهرى مى آموزد، وراى همه چيز؛ فروتنى و تواضع است. عنان گسيختگى در ساختمان سازى و برنامه ريزى دهه ۹۰ نشان داد نمى توان از معمارى انتظار داشت ارتباط متقابلى با طبيعت موقت و معاصر شهر برقرار كند و همچنين، معمارى نمى تواند ضعف ها و ناپايدارى هاى اجتماعى را كاهش بدهد.
شهر استانبول
جمعيت حال حاضر استانبول ۹/۸ ميليون نفر است كه گوياى رشد نهصد درصدى آن در ۵۰ سال اخير بوده و ۲۷ درصد آن در دهه اخير اتفاق افتاده است. اين شهر كه به خاطر قرار گرفتنش در دو طرف قاره آسيا و اروپا معروف است، با مرزهاى غيررسمى همواره در حال گسترش خود، با مشكلات ناشى از مهاجرت بين شهرى درگير است كه تركيبى است از بى نظمى و پراكندگى حومه شهر و افزايش ساكنان و ترددهاى داخل شهرى بسيارى از سكنه محله هاى مركزى كه جايگاه خود را ترك گفته و در كناره هاى شهر مستقر شده اند؛ جايى كه در آن مناطق حاشيه نشينى به وجود آمده و رشد كرده است. در پاسخ به چنين نياز انسانى فراوانى تعجب آور نيست كه ۹۵ درصد استانبول جزو منطقه شهرى شده باشد؛ شهرى با تراكم ناخالص جمعيت ۴۸۰۳ نفر در هر كيلومتر مربع. فشار كنونى اين جمعيت هميشه در حال افزايش به طرح ريزى و برآوردهاى رشد جمعيتى براى يك رشد يك و نيم ميليون نفرى در ۱۰ سال آينده منجر شد، برنامه شهرى و اجتماعى جامعى كه توجه فورى را تضمين كند.
شهر لندن
پس ازگذشت يك و نيم دهه از رشد چشمگير جمعيت، هم اكنون لندن در حدود ۷/۵ ميليون نفر سكنه دارد و برنامه ها حاكى از آن هستند كه اين عدد در دهه آينده به حدود ۸ ميليون نفر خواهد رسيد. لندن بزرگ منطقه اى است با حدود ۱۶۰۰ كيلومتر مربع زمين و تراكم ناخالص جمعيتى ۴۷۰۰ نفر در هر كيلومتر مربع. نيمى از اين مساحت فضاى باز بوده به فضاهاى تفريحى و عمومى اختصاص دارد. مقام هاى شهر تصميم گرفته اند تا از راه فشرده سازى ساختارى، رشد جمعيت پيش بينى شده را در ناحيه شهرى موجود جا دهند. لندن به طرز چشمگيرى يك شهر متنوع و چند فرهنگى است و تعداد فراوان بازديدكنندگان از سرتاسر جهان و جريان حركت مردم از خارج شهر و خود شهر، نام نخستين شهر فراملى جهان را به اين ابرشهر بخشيده است. در سال هاى اخير اقتصاد شهرى لندن كه جهت گيرى جهانى دارد، شكوفايى پيش بينى نشده و ثروتى هنگفت را تجربه كرده است.
با اين حال هسته اى با فقر شديد، همچنان در نواحى شرقى و جنوبى آن باقى مانده است؛ جايى كه بيش از نيمى از كودكان در فقر زندگى مى كنند و هزينه هاى اسكان در شهر بسيار زياد است و در تقابل با درآمدهاى پائين خانواده ها قرار گرفته است.
از تمامى سفرهاى روزانه لندن ۴۳ درصد با خودروهاى شخصى و ۳۴ درصد با وسايل نقليه عمومى انجام مى شود. بهبود دادن كيفيت و افزايش ظرفيت سامانه حمل ونقل عمومى، از سياست هاى واپسين عمومى در لندن بوده كه به عنوان يك اولويت مدنظر گرفته شده است. همچنين كاهش تراكم رفت وآمد در جاده ها با وضع عوارض استفاده از آن ها صورت گرفته است.
پروژه هاى لندن
۱- پروژه لندن شرقى: توسعه شهرى چشم انداز جديدى را براى لندن شرقى ايجاد مى كند:
جمعيت لندن طورى تنظيم شده كه در طى ۲۰سال آينده يك ميليون نفر افزايش داشته باشد. انتظار مى رود يك چهارم اين رشد فقط در سه درصد مساحت آن گنجانده شود، يك محدوده ۳۲ كيلومتر مربعى كه به نام لندن شرقى شناخته شده است. ناحيه شرقى شهر براى مدت ها مكمل مقام و موقعيت لندن به عنوان يك شهر جهانى بوده است: نخست به عنوان هسته بندرگاه لندن و امروزه به عنوان كانون رشد سريع آن به سمت شرق. لندن شرقى جايگاه بخشى از متهورانه ترين و برجسته ترين چشم اندازهاى شهرى گذشته و آينده لندن است، از جمله ساختمان «كانارى وارف»، گنبد هزاره و در سال ۲۰۱۲ پارك المپيك. سرپرست معمارى و شهرسازى شهردارى لندن، خطوط كلى تحولات پيچيده اى را در شهر به وجود آورده كه شرق شهر را شكل خواهد داد اين طرح نه فقط پروژه اى واحد را در نظر مى آورد، بلكه راهبردهاى وسيع ترى ارائه مى كند تا توسعه موفقى را شكل دهد.
گسترش حمل ونقل عمومى شهر و زيرساخت فضاهاى عمومى، نقش كليدى را در حمايت از تراكم هاى بيشتر و پرورش تركيب پيچيده ترى از كاربرى ها بازى كرده و بخش شهرى را با ارتباط و پيوستگى خوب ايجاد مى كند و تحولات شهرى را در جهت ايجاد فضاهاى پايدار و به يادماندنى ساختار دهى مى كند.
شهر سفيد: متحد كردن دو محله شهر لندن
ساختگاه اين پروژه كه طرح صلح آن توسط مشاور OMA تهيه شده شامل دو محله اى است كه بشدت در دو قطب مخالف هم واقع شده اند در سمت شرق تعدادى از ثروتمندترين محله ها و مجلل ترين ساختمان هاى شهر قرار گرفته اند و در سمت غرب، محروم ترين، فقيرترين و بدنام ترين املاك مسكونى شهر لندن واقع شده اند. اين نوار باريك زمين مساحت ۴۳ جريب را پوشانده و به ۳ بخش تقسيم شده است. شرايط كارى طرح به طور قابل توجهى سخت و پر از محدوديت است: ساختگاه، توسط زيرساخت هاى حمل ونقل از محيط اطرافش كاملاً بريده شده و بويژه بزرگراه ها و «پل هاى راه بر» (osiaduct) ارتباط آن را با پيرامون خود قطع كرده اند. هدف اصلى OMA تغيير دادن طبيعت تفكيك شده اين بخش از شهر توسط ارتباطات كالبدى و برنامه ريزى شده است. اين طرح جامع، ساختگاه را به سه منطقه نوساز ساماندهى مى كند كه در ميان فضاى باز عمومى قرار گرفته و با آن درآميخته است. با طراحى براساس گونه شناسى هاى موجود معمارى و شهرسازى لندن هر بخش در پى ايجاد دامنه اى متنوع از محيط هاى شهرى با تركيبى يكدست از عملكردها است. عملكردهاى پيشنهادى شامل مراكز تجارى، تسهيلات ارتباطى و نواحى تفريحى خارج از خانه است.
شهر ميلان
جمعيت كنونى ميلان حدوداً ۱/۳ ميليون نفر است كه در يك قرن گذشته ۱۴۰ درصد افزايش داشته است. در دهه اخير، برخلاف اين روند، اين شهر شاهد كاهش جمعيتى در حدود يك درصد بوده است و برنامه ريزى هايى كه براى آينده در نظر گرفته شده ادامه اين رويه را قطعى مى كند. طبق نقشه ها انتظار مى رود جعميت شهرى ميلان در ۱۰ سال آينده ۲۲ هزار نفر ديگر كاهش يابد. فضاهاى سبز و تفريحى عمومى حدود ده درصد كل مساحت شهر و تراكم ناخالص جمعيت ۱۸۲۳ نفر در هر كيلومتر مربع است. ميلان بى ترديد يك شهر هجانى و فرامرزى است. تقريباً يك چهارم جمعيت آن از خارج وارد مى شوند، خواه از ساير ملل اروپايى يا از فيليپين، مصر، پرو، يا كشورهاى آفريقايى. ميلان، همچنين، يكى از ثروتمندترين شهرها در ميان اتحاديه اروپاست. در مقايسه با ميانگين سرانه درآمدها، شهروندان ميلان ۳۵ درصد بيش از ساير هموطنانشان درآمد دارند اين شهر يكى از مراكز عمده مالى و تجارى و كارى اروپاست، همانطور كه در زمينه هاى مد و طراحى صنعتى نيز پيشرو است. به هر حال، ميلان نيز، همانند ساير شهرهاى اروپايى جمعيت پيرى دارد و ۲۳ درصد جمعيت آن ۶۵ ساله يا مسن تر هستند.
شهر قاهره
استقرار اوليه در ساختگاه ابرشهر نوگرا و متجدد قاهره به حدود دو هزار سال پيش برمى گردد. امروزه جمعيت شهر به ۷/۸ ميليون نفر مى رسد، اما اين جمعيت با سرعت زيادى، مثل قارچ در حال رشد است. با به حساب آوردن حومه ها و مراكز مسكونى اطراف شهر، جمعيت قاهره به ۱۵ ميليون نفر مى رسد كه ارقام غيررسمى تا ۱۸ ميليون جمعيت را نيز نشان مى دهد. اين جمعيت در قرن گذشته افزايش چشمگيرى معادل نهصد درصد را ثبت كرده است و اگرچه در حال حاضر سرعت آن كمتر شده ولى همچنان به رشد خود ادامه مى دهد. در دهه گذشته نيز اين ميزان رشد ۱۵ درصد بوده است. دليل اين رشد زياد، افزايش مهاجرت دهقان ها و كشاورزان از مزارع به سمت صنايع و تجارت در شهرهاست. جمعيت فعلى قاهره بسيار جوان است: شمار زيادى ـ برابر با ۴۲ درصد مردم ـ كمتر از ۲۰ سال سن دارند و فقط ۴ درصد آن ها بزرگ تر از ۶۵ سال هستند. زمين شهر از سينه كش بيابان ـ كه شيب تندى دارد ـ به سمت دره دلتاى نيل، به صورت چترى پراكنده و باز شده است. تراكم جمعيت ناخالص قاهره بسيار زياد (۳۶/۵۸۴ نفر در هر كيلومتر مربع) و حدوداً ۹ برابر بيشتر از پرتراكم ترين شهر اروپا، يعنى لندن، است. فضاى باز عمومى به ندرت در آن ديده مى شود. كمتر از يك متر مربع براى هر نفر. قسمت درونى شهر قاهره فشار شهرى و اجتماعى زيادى را ناشى از كمبود مداوم مسكن براى قشر هاى كم درآمد و گران بودن هزينه هاى اسكان تجربه مى كند. در چند سال اخير در اثر راهبردهاى شهرى اعمال شده در شهرك هاى اقمارى در بيابان هاى اطراف قاهره، تقاضاى خانه در اين شهر سر به فلك كشيده است و موفقيت ها براى حل مشكل كمتر شده است.
بخش هاى اطراف شهر با محدوديت زياد امكانات روبه رو بوده و با سامانه هاى حمل و نقل درونى شهر ارتباط ضعيفى دارند و علاوه بر اين، بايد با علاقه شديد همه اهالى قاهره به بخش درونى شهر به رقابت بپردازند. اين احتياج بى پاسخ براى خانه سازى ارزانقيمت، در اثر رشد مراكز مسكونى غير رسمى در كناره هاى شهر به وجود آمده كه اكنون بيش از نصف سكنه هاى شهر را تشكيل مى دهند.
قاهره از بسيارى جنبه ها «شهر آينده» محسوب مى شود، به اين معنى كه چشم اندازى از آينده شهرهاى جهان را تصوير مى كند و نشان مى دهد كه ساير نقاط دنيا تحت چنين فشارى- كه در اينجا صورت مبالغه شده اش را مى بينيم- چگونه خواهند شد. با اين حال اين شهر از نظر انسانى و محيط اجتماعى شهرى با شكوه محسوب مى شود. عمر طولانى اين شهر سندى استثنايى از تاريخ استقامت انسان و هنرمندى او به دست مى دهد و به همان ميزان گواهى است بر اين كه استعداد تكرار اشتباهات گذشته را داريم. نام ديگر اين شهر را «مادر جهان» گذاشته اند؛ شهرى كه از اطلاعات پراكنده و بهره بردارى نشده غنى بوده و نيازمند شناخت و تشخيص اين اطلاعات و گردآورى وتنظيم آنهاست.
ادامه دارد